1-3-1 هدف اصلي
به منظور بهبود فرايند تشخيص دقيق سبک يادگيري در سيستم‌ها مديريت آموزش به ايجاد و توسعه? يک مدل مي‌پردازيم. اين مدل به توسعه‌دهندگان سيستم‌هاي آموزشي اين امکان را مي‌دهند که براي مکان‌هايي که به محيط آموزشي سنتي مناسب دسترسي ندارند، سيستم‌هاي آموزشي تحت وب را به‌صورت مناسب و انعطاف‌پذير و متناسب با نيازهاي آموزشي يادگيرندگان ايجاد و توسعه دهند.
در اين مدل يادگيرندگان در گروه‌هاي مناسب قرار مي‌گيرند و فرايند شخصي‌سازي آموزش به گروه‌ها براي همکاري و يادگيري بيشتر مورد بررسي قرار مي‌گيرد و با تحليل داده‌ها و رفتار قبلي کاربران، محتواي آموزشي مناسب به آن‌ها ارائه مي‌شود.
1-4 روش تحقيق
اين تحقيق از روش تحقيق توصيفي تحليلي، از شاخه پيمايشي و ازلحاظ ماهيت کاربردي و ازلحاظ زماني مقطعي است. درروش تحقيق توصيفي هدف توصيف کردن شرايط يا پديده‌هاي موردبررسي است و روش زمينه‌يابي به‌عنوان يکي از زير بخش‌هاي روش تحقيق توصيفي به چگونگي پراکندگي متغيرهاي موردبررسي مي‌پردازد. در اين پژوهش به دنبال بررسي و تعيين روشي خودکار براي ارزيابي سبک آموزشي يادگيرندگان بر اساس اطلاعات و داده‌هاي موجود به کمک استفاده از روش‌هاي داده محور و رفتار محور است. لذا تحقيق از نوع توصيفي و از شاخه پيمايشي است.
براي جمع‌آوري اطلاعات مربوط به ادبيات موضوع و پيشينه تحقيق از کتب، پايان‌نامه‌ها، مقالات، شبکه جهاني اينترنت استفاده‌شده است و براي جمع‌آوري اطلاعات موردنياز مربوط به فصل سه و چهار، با مراجعه به دانشگاه تربيت مدرس، اطلاعات لازم در مورد متغيرهاي مورد نظرجمع‌آوري شده است. جامعه آماري تحقيق شامل 45 دانشجوي دانشگاه تربيت مدرس مي‌باشد.
در فصل دوم به با تعاريف و معاني سبک يادگيري اشنا ميشويم و بر اساس نظريه هاي معتبر آموزشي انواع سبک هاي يادگيري را تعريف و با يکديگر مقايسه مي کنيم و همچنين انواع سيستم هاي مديريت يادگيري که بر پايه? تخصيص سبک يادگيرنده است را بررسي مي‌کنيم در فصل سوم به توسعه و ايجاد يک مدل براي رويکرد خودکار مدل‌سازي تشخيص سبک يادگيري يادگيرنده مي‌پردازيم و در فصل چهارم به بررسي و ارزيابي نتايج مي‌پردازيم.
فصل دوم
ادبيات تحقيق:سبک هاي يادگيري
2-1 مقدمه
تعريف استاندارد از سبک يادگيري عبارت است از رفتارهاي معين شناختي، عاطفي و رواني اجتماعي که به‌عنوان شاخصه‌اي نسبتاً پايدار درزمينه? نحوه ادراک، تعامل و واکنش نسبت به محيط يادگيري به کار مي‌روند. تعريف ديگر سبک يادگيري شامل ترکيب روش‌هاي شناختي، عاطفي و فيزيولوژيک است که به‌وسيله آن‌ها افراد به بازيابي، سازمان‌دهي، پردازش و يادآوري اطلاعات مي‌پردازند. سبک‌هاي يادگيري به‌وسيله بسياري از صاحب‌نظران به‌عنوان يکي از عوامل موفقيت در تحصيلات عالي معرفي‌شده‌اند. اگرچه عموماً چنان تلقي مي‌شود که دانشجويان مي‌توانند با آگاهي از سبک‌هاي يادگيري‌شان موفقيت بيشتري در تحصيل به دست آورند ليکن همه دانشجويان نيز از ويژگي‌هاي سبک يادگيري خود آگاهي ندارند. مداخلات پژوهشي و در بسياري از موارد کاربرد نظريات مربوط به سبک يادگيري، روش‌هاي متنوعي را براي طبقه‌بندي سبک‌هاي يادگيري پديد آورده است. امروزه هيچ طبقه‌بندي کاملاً پذيرفته‌اي در اين زمينه وجود ندارد و مقياس‌ها و دسته‌بندي‌هاي مختلفي مورداستفاده قرار مي‌گيرند.[14] اکثر اين مقياس‌ها و طبقه‌بندي‌ها شباهت زيادي باهم داشته و عمدتاً بر ترجيحات محيط آموزشي، شرايط احساسي و ادراکي، انواع شخصيت و يا سبک‌هاي شناختي تأکيد مي‌نمايند. ساير مشخصات قابل‌اندازه‌گيري به‌وسيله مقياس‌هاي سبک يادگيري عبارت‌اند از: تفاوت‌هاي شخصيتي، مهارت‌هاي پردازش شناختي، عوامل انگيزاننده دروني و بيروني، راهبردهاي تمريني، روش‌هاي تعميم، تاکتيک‌هاي فراشناختي و روش‌هاي مديريت منابع. فقدان چارچوب مفهومي براي نظريات سبک يادگيري و اندازه‌گيري آن، يک انتقاد رايج و محوري در اين حوزه محسوب مي‌شود. در سال 2004 مرکز تحقيقات يادگيري و مهارت‌هاي انگلستان گزارشي را در مورد بررسي سامانمند مدل‌ها و ابزارهاي موجود درزمينه? سبک يادگيري منتشر نمود. در اين گزارش موارد متعددي از عدم هماهنگي بين مدل‌ها، ابزارها و آموزشگران در رابطه با سبک يادگيري عنوان گرديد. از سوي ديگر بسياري از پژوهشگران اين بحث را پيش مي‌کشند که آگاهي از سبک‌هاي يادگيري هم براي اساتيد و هم براي دانشجويان حائز اهميت است. اساتيدي که دانش کافي در اين زمينه داشته باشند مي‌توانند تعليم خود را به‌گونه‌اي متناسب نمايند که به بهترين وجه هماهنگ با سبک‌هاي يادگيري قابل‌مشاهده از اکثريت دانشجويان باشد. به همين ترتيب دانشجويان با آگاهي از ترجيحات موردنظر خود در يادگيري مي‌توانند توانمندي لازم را براي استفاده از روش‌هاي مختلف در جهت ارتقاي يادگيري کسب نموده و بدين‌وسيله رضايتمندي آموزشي آن‌ها نيز تقويت گردد. اين توانمندي به‌ويژه حالت انتقادي داشته و زماني که سبک تدريس استاد با سبک يادگيري دانشجو هماهنگ نيست مفيد واقع مي‌شود. توجه به سبک‌هاي يادگيري در محيط‌هاي دانشگاهي به آموزش‌هاي از راه دور و غيرحضوري نيز بسط يافته است. به‌اين‌ترتيب تأثيرات محيطي و دسترسي گسترده‌تر به پيشرفت‌هاي تکنولوژيک نظير اينترنت و رسانه‌هاي ديجيتال مي‌تواند سازگاري بهتري بين نسل جديد دانشجويان و آموزش‌هاي مجازي و الکترونيک برقرار سازد.
زمينه سبک‌هاي يادگيري، پيچيده و تحت تأثير جنبه‌هاي مختلفي است که باعث به وجود آمدن مفاهيم و ديدگاه‌هاي مختلفي مي‌شود. بسياري از نمونه‌هاي سبک يادگيري موجود مي‌باشد که هريک توصيفات و طبقات خاص خود رادارند ازاين‌رو اين سبک‌ها باهم متفاوت هستند. کوفيلد و همکارانش1(ميلادي 2004) 7 مدل از سبک‌هاي يادگيري را شناسايي کردند و 13 نمونه از آن‌ها را به ‌عنوان مدل‌هاي عمده و اصلي و بر اساس (با توجه به) اهميت نظري در اين زمينه، استفاده گسترده از آن‌ها، و تأثير آن‌ها در مدل‌هاي ديگر سبک‌هاي يادگيري، طبقه‌بندي کردند. علاوه بر اين در 30 سال گذشته بسياري از تحقيقات بوده است که با توجه به جنبه‌هاي مختلف اين مدل سبک يادگيري انجام‌گرفته‌اند. به‌عنوان‌مثال حدود 2000 مقاله مربوط به مايرز-برگِيز2(بريگز مايرز 1962) بين سال‌هاي 1985 و 1995 نوشته‌شده است و بيش از 1000 نشريه در مورد مدل سبک يادگيري کلب (1984) به‌خوبي مدل سبک يادگيري ران و دان (1974) نوشته‌شده است. [1]
2-2 نمونه متداول سبک‌هاي يادگيري
همان‌طور که قبلاً ذکر شد، تعداد زيادي از مدل‌هاي سبک يادگيري وجود دارد. کوفيلد و همکارانش، مدل سبک‌هاي يادگيري را به 4 خانواده طبقه‌بندي کردند که اين چهار طبقه اقدام به انعکاس ديدگاه‌ها از نظريه‌پردازان اصلي سبک‌هاي يادگيري مي‌کند. اولين خانواده در اين ايده متکي بر اين هستند که مبنا و پايه? سبک‌هاي يادگيري مشروط به چهار روش بينايي، شنوايي، لامسه و بويايي مي‌شود.[12]
خانواده دوم با اين ايده که سبک‌هاي يادگيري انعکاس ويژگي‌هاي عميق از ساختار شناختي و ازجمله الگوهاي توانايي هستند. ساختار سوم اين گروه به سبک‌هاي يادگيري به‌عنوان اولويت يادگيري انعطاف‌پذير و پايدار ديده مي‌شوند. آخرين گروه از سبک‌هاي يادگيري به يادگيري روش‌ها، استراتژي، جهت‌گيري و مفاهيم يادگيري عمل و حرکت مي‌کنند.
در اين بخش 10 مدل رايج توصيف مي‌شود که در نمونه‌هاي سبک يادگيري رايج و معمول مورداستفاده قرار مي‌گيرند. انتخاب اين نمونه‌ها بر اساس بررسي کوفيلد و همکارانشان جمله اهميت نظري در اين زمينه، استفاده گسترده آن‌ها، و تأثير آن‌ها را بر ديگر نمونه‌هاي سبک‌هاي يادگيري صورت گرفته است. علاوه بر اين، کاربرد نمونه‌هاي سبک يادگيري در پيشرفت فنّاوري و يادگيري به‌عنوان معيار مهم در نظر گرفته شد.
در ادامه به برسي اين 10 نظريه مي‌پردازيم و با تعاريف و طبقه‌بندي‌اي نظريه‌ها براي سبک يادگيري آشنا مي‌شويم و نقاط قوت و ضعف آن‌ها را براي به‌کارگيري در سيستم‌هاي مديريت يادگيري مورد بررسي قرار مي‌دهيم.
2-2-1 نوع شخصي تعريف‌شده ميير بريجز3

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

مشخصه نوع ميير بريجز يک تست شخصيتي است و به‌صورت خاص بر سبک‌هاي يادگيري تمرکز ندارد. شخصيت يادگيرنده بر روي شيوه يادگيري‌اش اثر مي‌گزارد بنابراين ميير- بريجز شامل جنبه‌هاي پراهميت براي تشخيص سبک هاي يادگيري است، علاوه بر آن ديگر مدل‌هاي سبک يادگيري بر اساس برسي ميير- بريجز مي‌باشند. ميير- بريجز سبک يادگيري را بر اساس چهار جنبه? دوقطبي شامل برون‌گرايي/درون‌گرايي، حس‌گرايي/شهودي گرايي، تفکر /احساس و قضاوت /ادراک تقسيم مي‌کند.[14]
ابعاد برون‌گرا و درون‌گرا به تماليات و گرايش‌هاي يک فرد اشاره دارد. تمرکز افراد با گرايش برون‌گرايي بر روي عوامل محيطي مانند افراد و اشياء مي‌باشد درحالي‌که يک فرد درون‌گرا تمرکز بر روي افکار خودش و ايده‌ها دارد. حس‌گرايي و شهودگرايي نيز روشي مي‌باشد که افراد براي درک داده‌ها ترجيح مي‌دهند. درحالي‌که احساس به دريافت داده‌ها از پنج حس ربط دارد. افراد شهود گرا از شهود استفاده مي‌کنند و داده‌ها را از بخش ناهشيار (ناخوانده) درک مي‌کنند. تفکر به معناي آن است که قضاوت بر اساس اتصالات منطقي مثل “غلط يا صحيح” و “اگرـ آنگاه” است ولي احساس مرتبط با “بيشترـ کمتر” و “بهتر ـ بدتر” مي‌باشد.
براي تشخيص سبک يادگيري بر اساس ميير – بريجز يک ابزار شامل يکسري از سؤالات توسعه داده‌شده است که حساب کننده? نوع شخصيت و سبک بر اساس پاسخ هاي داده شده به سؤالات براي چهار مقياس دوقطبي توضيح داده‌شده در بالا مي‌باشد.[1]
2-2-2 مدل جزئي گرا، کلي‌گرا، ترکيبي پاسک4
در طول رشد تئوري برون‌گرا، پاسک الگوهايي بين افراد را بررسي کرد، تابه شناسايي سبک‌هاي يادگيري و تفکر بپردازد. يک شيوه اصلي طبق تئوري برون‌گرا، شيوه? دريافت بازخورد مي‌باشد که در آن دانش‌آموزان به همکلاسي‌هاي خود آموزش مي‌دهند. الگوهاي متفاوتي براي طراحي، برنامه‌ريزي و سازمان‌دهي افراد و براي انتخاب و ارائه دادن اطلاعات بررسي شد که باعث شناسايي سه نوع از يادگيرندگان شد. دانش‌آموزان جزئي گرا از يک استراتژي يادگيري توالي دار استفاده مي‌کنند آن‌ها تمايل دارند قبل از اين‌که به يک تصوير کلي از مسئله دست يابند به‌صورت دقيق بر روي جزييات و فرايندها تمرکز نمايند. آن‌ها به‌صورت اساسي از پايين به بالا، مرحله‌به‌مرحله در يک توالي خطي کار مي‌کنند.[16] طبق پاسک يادگيرندگان ترتيبي تمايل دارند که ارتباط بين موضوعات را ناديده بگيرند، که مي‌تواند به‌صورت عيب يادگيري آن‌ها در نظر گرفته شود. در مقابل يادگيرندگان کلي‌گرا تمايل دارند تا تمرکز روي ساختار کلي مسئله داشته باشند و از شيوه? بالاـ پايين استفاده مي‌کنند. آن‌ها بر روي چندين جنبه از موضوع درزمان مشابه تمرکز دارند و از لينک‌هاي پيچيده جهت ارتباط دهي اطلاعات چند سطحي استفاده مي‌کنند.
يادگيرندگان کل گرا بر روي جزئيات کافي تمرکز ندارند که مي‌تواند از عيب آن‌ها باشد. يادگيرندگان ترکيبي هم استراتژي‌هاي ترتيبي وهم استراتژي‌هاي کل‌گرايي را به کار مي‌گيرند. يادگيرندگان ترتيبي از شيوه‌هاي کلي و جزئي که در يادگيري مهم‌اند سود مي‌برند.
پاسک براي شناسايي سبک‌هاي يادگيري کلي‌گرا و جزئي گرا و ترکيبي بر اساس نظريه? پاسک پرسشنامه‌اي توسط فورد5 مهيا گرديد.
2-2-3 شيوه يادگيري سطحي، عميق
تحقيق انجام‌شده توسط اينت ويستل6 و همکاران او، به مقاصد دانش‌آموزان، اهداف و انگيزه در شيوه? يادگيري‌شان سروکار دارد. مدل اينتل ويستل تمايزي را بين شيوه يادگيري سطحي و عميق بررسي مي‌کند. يادگيرندگان با شيوه? يادگيري عميق به‌صورت ذاتي تمايل دارند که مفاهيم را خودشان ياد بگيرند. اين يادگيرندگان از طريق ارتباط دادن مفاهيم با دانش و تجربيات و الگو گرفتن از حوادث قبلي به دنبال حل مسئله مي‌باشند. يادگيرندگاني که شيوه? آموزشي آن‌ها سطحي مي‌باشد انگيزه و تلاش زيادي براي برآورد پيش‌نيازهاي دوره? آموزشي دارند. اين يادگيرندگان موارد آموزشي را به‌صورت قسمت‌هاي مختلفي از علوم گوناگون مي‌بينند که تلاش مي‌کنند براي يک حل يک مسئله مواد آموزشي متفاوت را از علوم گوناگون جمع‌آوري کرده در کنار هم قرار داده و نتيجه‌گيري کنند.[1]
براي تشخيص سطح يادگيري بر اساس نظريه? اينت ويستل پرسشنامه? آي اس آي7 ايجاد شد که بر اساس پاسخ هاس يادگيرنده شيوه? آموزشي سطحي يا عميق مشخص مي‌شود.
2-2-4 مدل سبک يادگيري گراشاـريچ من8
مدل سبک يادگيري گراشاريچ من تمرکز بر روي تعاملات اجتماعي دانش‌آموزان با معلمان و دانش‌آموزان ديگر در محيط کلاس درس دارد. اين مدل به شناسايي سه بعد دوقطبي به‌منظور درک رفتار دانش‌آموزان طبق تعامل اجتماعي‌شان مي‌پردازد. مشارکت/پرهيز از مشارکت، همکاري وار/رقابتي، مستقل/غيرمستقل
بعد مشارکت/پرهيز از مشارکت بيان مي‌کند چگونه يک دانش‌آموز تمايل دارند تا در محيط کلاس درس باشد. دانش‌آموزاني که سبک مشارکت رادارند از حضور در کلاس لذت مي‌برند. آن‌ها مسئوليت را براي يادگيري‌شان بکار مي‌برند و از مشارکت در فعاليت‌هاي يادگيري لذت مي‌برند در مقابل دانش‌آموزاني که با سبک پرهيز از مشارکت سازگار هستند دوست ندارند که ياد بگيرند و يا از حضور در کلاس لذت ببرند. آن‌ها همچنين مسئوليت‌هايي را براي يادگيري‌شان ندارند و از مشارکت در فعاليت‌هاي درسي پرهيز مي‌کنند.[1]
بعد همکاري/ رقابتي به اندازه‌گيري انگيزه يک دانش‌آموز براي تعامل با ديگران مي‌پردازد. يادگيرندگان همکاري کننده به‌عنوان کساني که همکاري دارند از کارکردن با ديگران لذت مي‌برند و کلاس درس را جايي براي يادگيري و تعامل با ديگران مي‌دانند از طرف ديگر يادگيرندگان رقابتي آن‌ها داراي انگيزه براي بهتر شدن نسبت به ديگران، لذت از رقابت و ديدن کلاس براي موقعيت برد_ باخت مي‌باشند.
بعد مستقل /غيرمستقل به اندازه‌گيري گرايش‌هاي به سمت معلمان و چگونگي آزادي دانش‌آموزان و کنترل در محيط يادگيري مي‌پردازد. دانش‌آموزان مستقل معلم را به‌عنوان منبع اطلاعات و ساختار مي‌بينند آن‌ها مي‌خواهند که بگويند که طبق صلاحيت کار کنند و يادگيري آنچه لازم مي‌باشد را انجام دهند. دانش‌آموزان غيرمستقل به‌صورت کنجکاو و داراي اعتمادبه‌نفس مي‌باشند. آن‌ها ترجيح مي‌دهند تا فکر کنند درباره? خودشان و طبق نظر خودشان کار کنند. [17]
براي اندازه‌گيري اولويت دانش‌آموزان طبق سه سبک دوقطبي يادگيري گراشاريچ من يک پرسشنامه? خود گزارشي 90 آيتمي داريم که معياري براي سبک‌هاي گراشاريچ دانش‌آموزان مي‌باشد.
2-2-5 مدل يادگيري دان و دان9
دان و دان يک روش يادگيري است که در سال 1974 ابداع شد، مدل يادگيري دان و دان در سال 1974 آماده و سپس بازنگري شد. مدل دان و دان مدل تشخيص و مقايسه بين کودکان و بزرگ‌سالان است که شامل 5 متغير مي‌باشد و هر متغير خود تشکيل‌شده از چند فاکتور است.
1. متغير محيطي: صدا، نور، درجه حرارت و طراحي چيدمان
2. متغير جامعه‌شناسي: عوامل رفتاري، يادگيري فردي، روابط بين زوج‌ها، رفتار در يک گروه کوچک، قسمتي از گروه باقدرت و با روابط متنوع.
اين مورد براي بچه‌ها همچنين شامل عامل ايجاد انگيزه از طرف والدين و معلمان مي‌شود که خود داراي فاکتورهايي است.[22]
3. متغير عاطفي: محرک هماهنگ‌کننده مسئوليت، پافشاري براي به دست آوردن يک ساختار
4. متغير فيزيکي: چگونگي اولويت دادن براي احساس کردن شامل: ديدن، لمس کردن، احساس دروني و بيروني، خوردن و آشاميدن، زمان بيداري و تحرک.
5. متغير روانشناسي بعداً اضافه شد به‌عنوان يک مدل شامل فاکتور تحليل جهاني براي اولويت نيم‌کره چپ و راست، اعمال انعکاسي.
براي کشف مدل يادگيري برتر طبق مدل دان و دان نسخه‌هاي سؤالي مختلفي توسعه داده شد.
براي تشخيص سبک يادگيري بر اساس مدل يادگيري دان و دان پرسشنامه‌هاي متعددي طراحي شد. پرسشنامه‌اي که براي کودکان توسعه داده شد و در 3 نسخه وجود دارد (کودکستان براي بچه‌هاي بالاي 2 سال،3 و 4 سال و بين 5 تا 12 سال). اين فهرست شامل 104 سؤال که در مقياس 3 گزينه‌اي يا 5 گزينه‌اي بکار برده مي‌شود. ساختار عالي فهرست پرسشنامه‌اي است که اکنون براي کودکان استفاده مي‌شود که شامل 118 سؤال و يک مقياس 5 امتيازي در مورد يک ترتيب براي شناخت هر فاکتور استفاده مي‌شود.
2-2-6 مدل ذهني گري گرک 10
مدل ذهني گري گرک پايه دوبعدي طرز رفتار با اولويت براي ادراک مرتب‌سازي است. درباره ادراک، مردم مي‌توانند موضوعات انتزاعي طرح کنند يا راهي براي ادراک بسازند يا هر دو را باهم ترکيب کنند. درک انتزاعي به قابليت پردازش اطلاعات از طريق دلايل و درک مستقيم اشاره دارد که اغلب به‌طور فيزيکي احساس نمي‌شود.
در اين قرارداد تأکيد بر اولويت‌بندي براي احساسات فيزيکي و مراجعه به قابليت پردازش اطلاعات از طريق اين احساسات است. بعد مرتب‌سازي يک روش يادگيري است. مرتب‌سازي دوره‌اي با استفاده از اطلاعات براي مرتب‌سازي به‌صورت ترتيبي يا تصادفي يا ترکيبي از هر دوبه کار مي‌رود. حال‌آنکه يک روش مناسب مرتب‌سازي به‌صورت خطي يا ساختار گام‌به‌گام است. روش مرتب‌سازي تصادفي به استفاده از يک ساختار شبه شبکه اشاره مي‌کند که داده‌ها را به روش‌هاي متنوع شرح مي‌دهد.[28]
ادراک و مرتب‌سازي مي‌توانند ترکيب شوند و در 4 پايه با کانال‌هاي واسط که 4 نوع يادگيري را براي 4 نوع يادگيرنده هدايت مي‌کند. يادگيرنده‌هاي ترتيبي استفاده از 5 حس براي پردازش اطلاعات را مطرح مي‌کنند که مرتب و منظم و ترتيبي هستند. اين يادگيرنده‌ها براي راهنمايي در يک محيط يادگيري جستجو مي‌کنند و طرحي براي استخراج اطلاعات درنتيجه آزمون دستي به وجود مي‌آورند. يادگيرنده‌هاي تصادفي نيازمند امتحان ايده کاربران و آزمايش و خطا در يادگيري هستند. آن‌ها به شکل جستجوگر محيط يادگيري و با انديشه هستند و مي‌توانند به‌راحتي و به‌واسطه واقعيت‌هاي تئوري حرکت کنند و توانايي انجام مداخله را ندارند. يادگيرنده‌هاي ترتيبي انتزاعي در ناحيه رمزگشايي نوشتاري، شفاهي و نمادگذاري تصويري قدرت دارند. آن‌ها منطقي طرح مي‌کنند و ترتيبي عرضه مي‌کنند و در ساخت ايده و ارائه مفاهيم جديد براي نتيجه‌گيري توانايي دارند. يادگيرنده‌هاي انتزاعي تصادفي به‌وسيله يک رفتار آگاهانه و زيرکانه انسان و قابليت ارزيابي و ترجمه کردن جو و وضع رواني رادارند. آن‌ها يک محيط يادگيري غير ساختاري دارند و همکاري با ديگران را طرح مي‌کنند که در بينش روابط مناسب است و بازتاب فکري را تفسير مي‌کند و نياز به زمان براي پردازش داده قبل از واکنش آن‌ها را دارد.
2-2-7 مدل روش يادگيري کلب11
يکي از مقياسهاي معروف درزمينه? سبک‌هاي يادگيري، فهرست سبک يادگيري کولب مي‌باشد. اگرچه نتايج متفاوتي درزمينه? کارايي اين مقياس منتشرشده است، به‌طورکلي مطالعات بيانگر انسجام بين اين مقياس و نظريه‌هاي يادگيري هستند. ديويد کلب (1984) يکي از نظريه‌پردازان حوزه آموزش، يک چرخه، فهرست يا مدل را در رابطه سبک هاي يادگيري ارائه نمود. وي فرآيند يادگيري را به 4 مرحله شامل يک چرخه يادگيري تجربي تقسيم نموده است. چرخه يادگيري مي‌تواند بسته به ترجيحات فراگير در هرجايي از چرخه پيشنهادي کولب آغاز گردد. [1]مراحل اين چرخه عبارت‌اند از:
1. تجربه واقعي يا ملموس (احساس): يادگيري حاصل از تجارب خاص، حساس بودن نسبت به احساسات و موضوعات مختلف.
2. مشاهده بازتابي (نگاه کردن): مشاهده قبل از تصميم‌گيري و قضاوت، نگاه کردن به موضوعات از زواياي مختلف، جستجوي معني موضوعات.
3. مفهوم‌سازي انتزاعي (تفکر): تحليل منطقي ايده‌ها، برنامه‌ريزي نظام‌مند، فعاليت بر اساس مباني عقلاني.

4. تجربه نمودن (عمل): يادگيري از طريق اقدام به فعاليت‌ها، مواجه عملي با موضوعات و رويدادها.
کولب متوجه شد که افراد به‌طور يکسان در مراحل چرخه يادگيري شرکت نمي‌کنند. او خاطرنشان مي‌کند که فراگيران تحت تأثير وراثت، فرهنگ، تجارب گذشته، شغل و موقعيت‌هاي زندگي واقعي در رابطه با يادگيري عمل مي‌کنند. هريک از 4 سبک يادگيري کولب مربوط به مرحله خاصي از چرخه يادگيري مي‌باشد. کولب اين چرخه را به چهار بعد بر روي دو محور متقاطع تقسيم نموده است که شامل تجربه ملموس همراه با مفهوم‌سازي انتزاعي (ابعاد انتزاعي – ملموس) و تجربه نمودن فعال همراه با مشاهده بازتابي (ابعاد فعال -بازتابي) مي‌باشد (شکل 1). هر فرد با تکميل پرسشنامه? کلب مي‌تواند سبک يادگيري را که ذاتاً مورد ترجيحش است را ارزيابي و مشخص نمايد.
آخرين نسخه اين ابزار از يک مقياس رتبه‌بندي توصيفي استفاده مي‌کند که براي تعيين ترجيحات سبک يادگيري در بزرگ‌سالان طراحي‌شده است. بعد از تکميل پرسشنامه مجموع رتبه‌ها در داخل يک ماتريس در بين محورها قرار مي‌گيرد تا نيمرخ سبک يادگيري به دست آيد. اين مقياس مي‌تواند به اساتيد کمک کند تا سبک ترجيحي تدريس خود را شناخته و آن را با سبک يادگيري دانشجويانشان مقايسه نمايند. [29]
شکل -21: سبک‌هاي يادگيري کولب
2-2-8 مدل روش يادگيري هاني و مام فرد12
مدل روش يادگيري هاني و مام فرد بر اساس نظريه? يادگيري تجربي کلب مي‌باشد و بعداً در چهار نوع از مدل روش يادگيري بلک توسعه مي‌يابد. ابعاد فعال / منعکس‌کننده و واقعي / انتزاعي دقيقاً در انواع مشخص‌شده درگير مي‌باشند به‌هرحال هاني و مام فرد بيان کرد شباهت بين مدل کلب و مدل آن‌ها بيشتر از تفاوت‌ها مي‌باشد.[1]
در مدل روش يادگيري هاني و مام فرد، انواع‌ها به‌صورت زير ناميده مي‌شوند: فعال‌سازها (شبيه به منطبق دهنده‌ها)، نگرش گر (شبيه به تحليل برنده‌ها)، مصلحت‌گراي (شبيه به همگراها) بازتابگرها (شبيه به واگرايان). فعال‌سازها که کاملاً خودشان را درگير آزمايشات جديد مي‌کنند، در مورد هر چيز جديدي مشتاق مي‌باشند و از طريق انجام دادن کارها به‌صورت فعال بهتر ياد مي‌گيرند. نگرش‌گرها در تطبيق دادن و کامل کردن مشاهدات در نظريه‌ها برتري دارند. آن‌ها به مدل‌ها، مفاهيم و حقايق به‌منظور ملحق شدن در فرايند يادگيري نياز دارند. مصلحت‌گراها به کاربردهاي دنياي واقعي از موارد يادگيري علاقه‌مند هستند. آن‌ها آزمايش را دوست دارند و مي‌خواهند روي عقايد، نظريه‌ها و تکنيک‌ها آزمايش کنند که آيا آن‌ها به‌طور عملي کار مي‌کنند. [27] بازتاب گرها افرادي هستند که دوست دارند افراد ديگر و آزمايشات آن‌ها از بسياري از جنبه‌هاي متفاوت مشاهده کنند و کاملاً در مورد آن‌ها قبل از به نتيجه رسيدن تفکر کننده براي بازتاب گرها يادگيري اساساً از طريق مشاهده و تحليل آزمايشات مشاهده‌شده اتفاق مي‌افتد.
پرسش‌نامه? روش يادگيري، ليست خود گزارشي براي شناسايي روش‌هاي يادگيري بر اساس مدل روش يادگيري هاني و مام فرد همانند کتاب راهنماي آن‌که ابتدا در سال 1982 توسعه پيدا کرد، در سال 1992 اصلاح گرديد و سپس در سال 2000 جايگزين شد و دوباره در سال 2006 مورد تجديدنظر قرار گرفت. [19]
2-2-9 مدل مغز کامل هرمن13
مدل مغز کامل هرمن (هرمن 1989) بر اساس مغز ناقص که توسط راجر اسپري انجام شد و مغز را به دو نيمکره چپ و راست مغزي تقسيم مي‌کرد، مي‌باشد. علاوه بر اين مدل مغز کامل هرمن به پيروي از مک لين، نقش‌هاي قرار داده‌شده ليمبيک مغز را عنوان مي‌کند. بر اين اساس افراد با توجه به اين گروه که چگونه اطلاعات را با استفاده از يکي از سبک‌هاي مغزي (مخي) به‌وسيله فکر کردن درباره شکل و يا يک سبک ليمبيک که بيشتر از روش فعالي بر اساس تجربه مي‌باشد، پردازش مي‌کنند، مدل‌سازي مي‌شوند.


دیدگاهتان را بنویسید