O1 – کاهش ذخايرمنابع آبي بويژه افت سطح آب هاي زيرزميني وتغيير ديدگاه مسئولين بخش هاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي استان در رابطه با نياز مبرم به تامين منابع آبي استان.
O2 – ايجاد فرصت هاي سرمايه گذاري در بخش كشاورزي و منابع آبي.
O3 – وجود سامانه هاي جوي تاثيرگذار بر استان اردبيل.
O4 – امكان باروري ابرها در استان راه حلي براي عبور از خشكسالي.
O5 – باروري ابرها در استان راه حلي براي ذخيره پوشش برف در بالادست حوضه ها.
O6 – استفاده از اطلاعات هواشناسي و تهيه داده‌هاي هواشناختي (درون يابي نقشه هاي سينوپتيك) در سطح منطقه جهت امكانسنجي باروري ابرها.
O7 – امكان پايش سطح پوشش برف4 از روي تصاوير ماهواره اي.
O8 – تقويت وتجهيز و توسعه ايستگاه هاي هواشناسي به منظور تامين داده هاي پايه و استاندارد.
O9 – امكان ارتقاي کارآمدي از طريق استفاده از فن آوري هاي نوين مركز ملي باروري در كشور .
O10 – تامين اعتبارات لازم جهت اجراي باروري ابرها.
1-3-1-2) تهديد ها
منظور از تهديدها، عوامل بيروني است كه بر باروري ابرها در استان اردبيل تاثير منفي داشته و با ايجاد فضاي بازدارنده موجب مي شوند دستيابي به چشم انداز حصول آب با تاخير مواجه شده يا اساساً انجام نشوند.تهديدها (چالش ها) در باروري ابرها در استان اردبيل عبارتند از :
T1 – قرار گرفتن حدود نيمي از استان در نوار و محدوديت پرواز در مناطق مرزي.
T2 – جايگاه خاص جغرافيايي استان (کشيدگي زياد و عرض کم).
T3 – محدوديت ارتفاع پروازدرمناطق كوهستاني استان (1000 متراز مرتفع ترين نقطه استان بالاتر).
T4 – محدوديت هاي فيزيكي مثل يخ زدگي و وجود مه هنگام برخاست و نشست هواپيما.
T5 – محدوديت هاي اقليمي براي باروري از جمله بادهاي شديد و رعدوبرق هاي خطرناك
T6 – نبود داده هاي واقعي نيمرخ جو.
T7 – بعداز اجراي باروري بارش صورت نگيرد؟
T8 – بعداز باروري رواناب و يا سيلاب ، بارش سنگين برف و يا سرمازدگي رخ دهد.
T9 – نبود سيستم هاي ارزيابي مدرن و توان سنجش اثربخشي بعداز باروري.
T10 – باروري ارزش اقتصادي نداشته باشد؟
1-3-2) عوامل دروني (داخلي)
هدف از بررسي محيط دروني تهيه فهرستي از نقاط قوت است که سيستم براي به دست آوردن شرايط بهتر بايستي از آنها بهره برداري نمايد و يا نقاط ضعفي که براي جلو گيري از ضرر يا کاهش سود بايد از آنها اجتناب نمايند.عوامل دروني نيز به دو دسته مي باشند که عبارتند از :
1-3-2-1) قوت ها
منظور از قوت آن دسته از عوامل دروني است كه جهت دستيابي به چشم انداز تامين منابع آبي در استان اردبيل ، تكنولوژي باروري ابرها به عنوان نقطه اتكا از آنها بهره مي جويد.
بنابراين قوت نقطه ي اتکاي سيستم است که با استفاده از آن مي خواهد به اهداف خود برسد.
نقاط قوت (امکانات) باروري ابرها در استان اردبيل عبارتنداز :
S1 – وجود مركز ملي باروري ابرها در داخل كشور.
S2 – وجود فرودگاه با دو باند مجزا در مرکز استان.
S3 – مناسب بودن ميزان نزولات جوي بويژه تعداد روزهاي برفي زياد در بيشتر مناطق استان.
S4 – تعداد روزهاي ابري زياد و وجود ابرهاي جوششي در مناطق كوهستاني استان.
S5 – ميانگين رطوبت نسبي بالاي 70 درصد در سطح استان.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

S6 – نزديكي به منابع رطوبي (درياي خزر).
S7 – قرار گرفتن منطقه در مسير سامانه هاي بارش زا.
S8 – توان پايش شرايط جوي به طور مستمر و استفاده از پيش بيني محلي.
S9 – پروژه هاي قبلي اجرا شده (باروري ابرها) در ايران و ساير نقاط جهان.
S10 – مطالعات اقليمي انجام شده موردي.
S11 – ايجاد تعامل به ويژه با مسئولان استان.
1-3-2-2) ضعف ها
منظور از نقاط ضعف ، عوامل باز دارنده اي است كه موجب مي شود دستيابي به چشم انداز تامين منابع آبي در استان اردبيل با استفاده از تكنولوژي باروري ابرها با تاخير مواجه شده يا اساساً انجام نشود.
ضعف ها (محدوديت ها) در باروري ابرها در استان اردبيل عبارتنداز :
W1 – به روز نبودن امكانات سخت افزاري باروري ابرها به دليل:
هزينه هاي بالا، عدم اختصاص اعتبارات لازم، عدم حمايت هاي كافي مسئولين ذيربط و در مواردي تحريم هاي بين المللي .
W2 – عدم وجود مركز باروري ابرها درمنطقه (دوربودن استان اردبيل با مرکزملي باروري ابرها).
W3 – عدم استفاده از فناوري هاي اطلاعات نوين به طور گسترده.
W4 – نبود ايستگاه جو بالا در سطح استان.
W5 – نبود رادار و تحت پوشش قرار نگرفتن منطقه از رادار استان هاي همجوار.

W6 – هماهنگي با فرودگاه جهت خالي بودن مسير پرواز باند.
W7 – عدم بهره مندي از تمام پتانسيل موجود استاني (كارشناسي، منابع تحقيقاتي، آمار و اطلاعات تخصصي و …).
W8 – عدم تامين مناسب و متوالي اعتبارات لازم.
W9 – نبود فرهنگ و آشنائي مردم و مسئولين با باروري ابرها (باورهاي غلط باروري ابرها).
W10 – در انحصار داشتن توليدات هواشناسي، پيش بيني ها و پيش آگاهي هاي جوي بدليل عدم وجود بخش هواشناسي خصوصي در سطح كشور و منطقه.
1-4) ضرورت پژوهش :
بسياري از مناطق مختلف جهان، هم‌اکنون با مشکل کمبود آب مواجه‌اند اين مشکل طي سال‌هاي آينده شديدتر شده و گرم شدن کره‌ي زمين، در درجه‌ي اول روي آب تأثير خواهد گذاشت . كارشناسان عقيده دارند ارزش آب در آينده با ارزش نفت و جواهر امروز برابري مي‌کند(خزانه داري و همكاران، 1387).
مشکل کمبود آب طي سالهاي اخير با نابهنجاري هاي اقليمي5 ذيل در سطح منطقه همراه بوده است(همتي وهمكاران، 1385):
1) افزايش خشکسالي هاي حادث شده طي سالهاي اخير.
2) کاهش ميزان بارش ها به ويژه بارش برف در فصل زمستان.
3) افزايش دما به ويژه دماي فصل زمستان نسبت به دوره آماري.
4) فراواني رخداد بادهاي گرم و افزايش تبخيروتعرق پتانسيل.
5) کاهش سطح پوشش برف در ارتفاعات استان.
6) برداشتهاي غيراصولي از منابع آبي که در نهايت موجب پايين آمدن بيش ازحد آب هاي سطحي و کاهش ذخاير آبي پشت سدها و نهايتا فشار بيش از حد به بخش كشاورزي شده است.
با توجه به مستندات ذکر شده يکي از راه هاي نوين تامين منابع آبي استان در کوتاه مدت ، استفاده از تکنولوژي بارورسازي ابرها مي باشد که بارش مصنوعي بويژه در فصول سرد سال بصورت بــرف مي تواند تامين کننده بخشي از منابع آب استان در نيمه دوم سال زراعي باشد.
1-5) اهداف پژوهش:
با اجراي اين پروژه به اهداف علمي و كاربردي زير مي توان دست يافت :
1. ارزيابي لازم براي مكان يابي جهت استفاده از پتانسيل استحصال باران از ابرها در سطح استان.
2. تعيين و معرفي مناسب ترين زمان بارورسازي ابرها (دربازه ده هاي هرماه).
3. تعيين و معرفي بازه هاي زماني و مكاني كم بازده (غيراقتصادي) باروري ابرها در منطقه.
4. تعيين رفتار سينوپتيكي سطوح مياني جو.
5. آشكار سازي نابهنجاري اقليمي رخ داده طي ساليان اخير در منطقه.
1-6) سوالات پژوهش :
پرسش اصلي پژوهش (مسألهء تحقيق):
الف) کدام مناطق از استان اردبيل مناسب ترين مکان براي اجراي بارورسازي ابرها است؟
ب) مناسب ترين زمان بارورسازي ابرها، در استان اردبيل چه مواقع از سال است؟
1-7) فرضيه هاي پژوهش:
الف) بارورسازي ابرها در كليه مناطق استان اردبيل از ابرهاي سرد امکان پذير است.
ب) مناسبترين زمان بارور سازي ابرها در استان اردبيل همزمان با نفوذ سامانه هاي بارش زا به ويژه در فصل پاييز و زمستان به منطقه مي باشد.
1-8) روش پژوهش:
نوع روش تحقيق در اين پروژه تحليلي – كاربردي مي باشد كه بصورت ذيل انجام شده است :
الف) جهت امکانسنجي بارورسازي ابرها در استان نقاط قوت ، ضعف ، فرصت و تهديدها طرح در قالب يک مدل ارائه شده است.
ب) جهت بررسي هوا و اقليم استان ، اطلاعات ايستگاه هاي هواشناسي موجود6 منطقه در دوره آماري مشترک بيست ساله (87-1368) مورد تجزيه و تحليل آماري قرار گرفته است.
پ) جهت تحليل ميزان پوشش ابرناکي منطقه از آمار ساعتي ايستگاه هاي سينوپتيک استان، ميزان ابرناکي و نوع (تايپ) ابر استخراج و در بازه زماني و مکاني در جداول دو طرفه تحليل شده است.
ت) براي بررسي امكانسنجي باروري ابرها بدليل نبود ايستگاه جو بالا در سطح استان اردبيل و فاصله حدود 200 كيلومتري از نزديك ترين ايستگاه جو بالا (تبريز) از نقشه هاي سينوپتيك، آمار سطوح مياني جو استخراج گرديده است.7 بدين منظور اطلاعات نيمرخ جو (در سطوح 1000 ، 850 ، 700 و 500 هكتوپاسكالي) شامل دما ، رطوبت نسبي ،‌ سرعت باد ، ارتفاع ژئوپتانسيل ، ضخامت سطوح ارتفاعي ، آب قابل بارش و لايه دماي صفر در بازه زماني دهه هاي هرماه طي پنج سال اخير (2009-2005 ميلادي برابــــر با 1388-1384 شمسي) استخراج گرديد.از 3420 نقشه دريافتي براي سه منطقه استان (شمال ، مركز و جنوب) داده ها استخراج و در مجموع 10260 داده رقومي شده و در نرم افزار Excel بانک آماري تشکيل گرديد. جدول (1-1) چارت اصلي و تعدادکل نقشه هاي دريافتي را نشان مي دهد.
جدول1-1) چارت اصلي و تعداد کل نقشه هاي دريافتي
دوره آماريسالماهدههدمامتوسط
سرعت
بادرطوبت
نسبيارتفاع
ژئوپتانسيلآب
قابل
بارشضخامت
سطوحسطح
صفر
درجهپنج ساله از1384 تا 1388يکسال (12ماه = 36دهه)يک ماه (سه دهه)يک دهه500
Hpa500
Hpa500
Hpa500
Hpaاز لايه 1000 تا 500 هکتوپاسکالياز لايه 1000 تا 500 هکتوپاسکالياز لايه 1000 تا 500 هکتوپاسکالي700
Hpa700
Hpa700
Hpa700
Hpa850
Hpa850
Hpa850
Hpa850
Hpa1000
Hpa1000
Hpa1000
Hpa1000
Hpa3420 نقشه684 نقشه57 نقشه19 نقشهچهار
نقشهچهار
نقشهچهار
نقشهچهار
نقشهيک
نقشهيک
نقشهيک نقشه
24 فراسنج هواشناسي شامل چهارده فراسنج سطوح مياني جو8 و ده فراسنج هواشناسي سطح زمين در بازه زماني ماهيانه به تفكيك سه دهه هر ماه و در بازه مكاني شمال ، مركز و جنوب استان پس از جمع آوري و استخراج مورد تحليل قرار گرفت. متوسط سرعت باد سطوح مختلف جو و ارتفاع کف ابر ايستگاه ها تنها دربازه ماهيانه تحليل شده اند. 10 فراسنج هواشناسي سطح زمين مورد استفاده عبارتند از: ساعات آفتابي ، رطوبت نسبي ، بارش ، وضعيت آسمان(صاف ، نيمه ابري و ابري) ، نوع ابر (ابرهاي كومولوس تايپ3 ، ابرهاي كومولونيمبوس تايپ9 و ابرهاي آلتواستراتوس و ابرهاي نيمبواستراتوس).
14 فراسنج هواشناسي سطح مياني جو مورد استفاده عبارتند از: دما ، ارتفاع ژئوپتانسيل و رطوبت نسبي چهارسطح (1000 ، 850 ، 700 و 500 هكتوپاسكالي) ، ضخامت لايه ها و آب قابــل بارش (از سطح1000 تا 500 هكتوپاسكالي).
ث) براي استخراج بهترين زمان باروري ابرها با توجه به کليه فراسنج هاي مورد مطالعه براي يک منطقه از روش تحليل خوشه اي (تحليل عاملي)9 استفاده شده اســت(عليجاني، 1381: 195).
در اين روش فراسنج هائي که نقش مهمي در باروري ابرها دارند مثل تعداد روزهاي ابري يا دماي مناسب لايه سطوح مختلف جو به عنوان عامل مثبت و اصلي و فراسنج هائي که نقش بازدارنده در باروري ابرها دارند مثل تعداد روزهاي صاف يا دماي بالاي صفر در سطوح مختلف جو به عنوان عامل منفي و دوم در نظر گرفته شد(فرج زاده، 1386: 99).
شماتيک تحليل عاملي در جدول (1-2) آورده شده است:
جدول1-2) ماتريس (24×36) تحليل عاملي
رديفماهدههفراسنج1
ساعت آفتابيفراسنج2
متوسط رطوبتفراسنج3
مجموع بارش——-<فراسنج24
دماي سطح10001فرورديندهه اول2فرورديندهه دوم3فرورديندهه سوم.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.34اسفنددهه اول35اسفنددهه دوم36اسفنددهه سوم
1-9) پيشينه و تاريخچه بارورسازي ابرها
در سال 1932 دانشمندان روسي در مؤسسه باران مصنوعي در جهت كشف راهي براي تعديل مصنوعي آب و هوا سرگرم تحقيق و بررسي بودند (انجمن تعديل آب و هوا كاليفرنيا، 1997).
نخستين آزمايش باروري ابر در سال ? ???? در هلند به وسيله يخ خشك صورت گرفت.
در سال 1942 يك دانشمند آلماني بنام فندايزن10 آزمايش بارورسازي ابرها را توسط هواپيما انجام داد او براي بارور کردن ابرها از شن و ماسه استفاده كرد اما نتيجه كار چندان موفقيت‌آميز نبود. متأسفانه فندايزن در طول جنگ جهاني دوم كشته شد و نتوانست آزمايشهاي خود را ادامه دهد. اما فعاليتهاي جدي در اين زمينه پس از جنگ جهاني دوم آغاز شد(انجمن تعديل آب و هوا كاليفرنيا، 1997).
در سال 1946 يك دانشمند آمريكايي بنام شفر11 در آزمايشگاه جنرال الكتريك براي اولين بار موفق به ايجاد باران مصنوعي شد وي پي برد يخ خشك مي‌تواند قطره‌هاي آب ابر سرد (قطره‌هاي آب مايع با دماي زير صفر درجه سلسيوس) را به كريستالهاي يخ تبديل كند. نامبرده در آزمايشي ، در حدود 1.5 كيلوگرم يخ خشك را توسط هواپيما در داخل ابرهاي استراتوكومولوس تزريق كرد(انجمن تعديل آب و هوا كاليفرنيا، 1997).
در اين آزمايش ، شفر بعد از حدود پنج دقيقه بارش برف در زير ابر را مشاهده نمود. به اين ترتيب شفر و ديگران، آزمايشهاي خود را ادامه دادند و در حدود سالهاي 1950 باروري ابرها بصورت يك فن‌آوري آغاز شد. از آن تاريخ تاكنون پروژه‌هاي باروري ابرها در بسياري از كشورهاي جهان اجرا شده است.
براساس گزارش هاي منتشر شده از طرف سازمان جهاني هواشناسي در حال حاضر بيش از 50 كشور دنيا در حال اجراي پروژه‌هاي تحقيقاتي و اجرايي در زمينه تكنولوژي باروري ابرها هستند. در اين ميان مي‌توان به كشورهاي روسيه و آمريكا بعنوان دو كشور پيشگام كه تحقيقات مفصل و دامنه‌داري در اين زمينه انجام داده‌اند و داراي سابقه طولاني در اجراي پروژه‌هاي تحقيقاتي و اجرايي در اين زمينه مي‌باشند اشاره كرد.
همچنين در اروپا کشورهائي مانند اسپانيا و ايتاليا جهت مبارزه با محدوديتهاي كمي و كيفي منابع آب و در كشورهاي فرانسه و اتريش و … جهت مقابله با حوادث غيرمترقبه مانند جلوگيري از تگرگ و پراكنده نمودن مه پروژه‌هايي در دست اجرا است(انجمن تعديل آب و هوا كاليفرنيا، 1997).
برخي از كشورهاي خاورميانه مثل سوريه، اردن، ليبي، مغرب، اسرائيل و حتي كشورهايي مانند چين از اين فن‌آوري از جهات گوناگون استفاده مي‌كنند. بعنوان مثال چندي پيش در چين براي اطفاء آتش‌سوزي‌هاي وسيع جنگلهاي تبت از اين فن‌آوري بهره جستند.گزارش سالانه ثبت پروژه‌هاي تعديل آب و هواي ملي كه توسط سازمان هواشناسي جهان12 تأليف مي‌شود، نشان مي‌دهد كه بطور مثال در طول دهه 1990 بيش از 50 كشور نسبت به فعاليتهاي تعديل آب و هوا ابراز علاقه كرده‌اند. بطور متوسط در هر سال در بخشهاي مختلف دنيا بين 100 تا 130 پروژه تعديل آب و هوا گزارش شده است(پژوهشکده هواشناسي، 1381).
در ايران طرح باروري ابرها با استفاده از هواپيما و ژنراتورهاي زميني در فاصله زماني سال هاي 1353 تا 1357 به منظور افزايش ذخيره آبي سدهاي لتيان و کرج در رودخانه هاي جاجرود و کرج و همچنين ازسال 1368 با استفاده از ژنراتورهاي زميني در شيرکوه اجرا شد.مرحله جديد اجراي اين طرح با استفاده از هواپيماي مخصوص از بهمن سال 1377 آغاز شد و تاکنون چندين پروژه در بخش هاي مرکزي ايران و استان هاي گيلان، مازندران و گلستان به اجرا در آمده است(مرکز ملي تحقيقات و مطالعات باروري ابرها، 1389).
در استان اردبيل در سال 1388 باروري ابرها با 16 پرواز انجام گرفت که بدليل فراهم نبودن شرايط جوي مناسب که آن هم به عدم مطالعات پايه باز مي گردد عملا استحصال آب از ابرها صورت نگرفت.
1-10) منابع خارجي
– انجمن تعديل آب و هوا كاليفرنيا13 (1997)، به بيان برخي حقايق در خصوص بارورسازي ابرها پرداخته و نتيجه گرفته است كه معمولا Cloud seeding-induced increases in precipitation of the order of 5-30% still results in a small overall proportion (<20%) of the total available moisture reaching the ground.بارورسازي ابرها بارندگي را بين 10 تا 15 درصد افزايش مي دهد و در بخش کوچکي (كمتر از 20 درصد منطقه عملياتي) بارش بين 20 تا 30 درصد افزايش مي يابد. براين پايه با توجه به هزينه بالاي باروري ابرها در بازه اي از سال كه بارش قابل ملاحظه نيست ، آن زمان ها مقرون به صرفه نيست كه بذرپاشي صورت گيرد.
– استافر14 و همکاران (2001) در تجربه باروري ابرها در يوتا اعلام کردند راي اظهار نظر قطعي در مورد نتايج طرح هاي باروري ابرها ، مستلزم اجراي حداقل 5 پروژه متوالي در يک منطقه مي باشد و هدف اغلب پروژه‌ها (60 تا 80 پروژه) افزايش بارندگي و حدود 30 تا 40 پروژه جلوگيري از تگرگ و عمدتاً كمتر از 10 پروژه ، پراكنده‌سازي مه مي‌باشد.
– گريفيت و سولاك15 (2002)، در اجراي طرحي اعلام كردند: ارزيابي اقتصادي امكان سنجي باروري ابرها در حوضه آبريز آيداهو (مناطق مركزي اندرسون ) كه سه سد مخزني جهت توليد برق و آبرساني به مراتع پرورش احشام مي باشد، هدف برآورد منافع بالقوه اقتصادي امكان سنجي بارورسازي ابرها جهت افزايش پوشش برف در بالادست حوضه مي باشد. نتيجه اين برآوردها بيانگر آن است بطور متوسط نسبت هزينه اجراي مطالعات امكانسنجي نسبت به هزينه كل اجرا پروژه باروري ابرهاي زمستانه 12درصد آن خواهد بود.
1-11) منابع داخلي
– پژوهشكده هواشناسي(1381)، در مطالعات مرتبط با تعديل مصنوعي باروري ابرها در كشورهاي مختلف و آزمون آن براي استان خراسان آورده است، هر سال در بخشهاي مختلف دنيا بين 100 تا 130 پروژه تعديل آب و هوا گزارش شده كه هدف اغلب پروژه‌ها افزايش بارندگي مي‌باشد. و به اين نتيجه رسيدند اجراي موفقيت آميز عمليات باروري ابرها در گرو مطالعات پايه و امکانسنجي هاي لازم محلي مي باشد.
– اميدوار(1382)، معتقد است از طريق اجراي بارورسازي ابرها مي توان از لحاظ تعداد و نوع هسته هاي تشكيل بارش به طبيعت كمك نمود بطوريكه با استفاده از تكنولوژي تلقيح مصنوعي ابرها مي توان ذرات بسيار ريز يديد نقره يا مواد ديگـــــري را كه مي توانند همان نقش بلورهاي يخ طبيعي (هسته هاي انجماد) را ايفا كنند به هر ميزان توليد و به ابر رسانيد و سازوكار فرآيند برژون را تسريع بخشيد و به اين طريق بارش را افزايش داد.
– نجفي(1383)، در مطالعات حداکثر بارش محتمل 24 ساعته و حداکثرآب قابل بارش با استفــــاده از داده هاي ايستگاه جو بالا ايستگاه اصفهان به اين نتيجه رسيده است اگر از روي داده هاي ايستگاه جو بالا (مانند فشار بخار آب ، فشار هوا و دماي نقطه شبنم)آب قابل بارش ستوني از جـــــو را بدست آورد و مي توان براي آن نقطه حداکثر بارش محتمل را حساب کرد.
– صادقي حسيني و همکاران(1384)، در پژوهشي ارتباط آب قابل بارش ابر با بارندگي ديدباني شده درمنطقه تهران را بدست آوردند و با محاسبه آب قابل بارش به روش ترموديناميکي از روي نمودارهاي هواشناختي اسکوئيتي16 و مقايسه آن با بارش اندازه گيري شده در ايستگاه هاي زميني به اين نتيجه رسيدند که آستانه آب قابل بارش براي ابرهاي همرفتي تهران بين 20 تا 25 ميليمتر مي باشد و علاوه برآن ، آستانه 7 ميلي متر آب قابل بارش ابر براي احتمال وقوع بارش در تهران مي باشد بدين معنا که هنگامي که آب قابل بارش کمتر از 7 ميليمتر باشد انتظار بارشي روي تهران نمي رود.
– شكوهي جم و خوش اخلاق(1385)، در تحليل سينوپتيكي بارش برف سنگين شمال غرب ايران به اين نتيجه رسيده اند كه ريزش برف به دماي محيط بستگي دارد. شكل دانه هاي برف به ميزان سرما، رطوبت هوا و سرعت وزش باد حين شكل گيري دانه هاي برف بستگي داشته و زمان رسيدن آن به سطح زمين ممكن است تا دوساعت طول بكشد همچنين در يك محل معين، سهم برف نسبت به كل بارش، با كاهش دمــا يا افزايش ارتفاع بيشتر مي شود بطوري كه بعد از يك ارتفاع معيني بعنوان مثال 3000 متر تا 90% بارش به صورت برف است. آنها بيان داشته اند جهت برآورد دقيق بارش برف سنگين در منطقه استفاده از شاخص هاي ناپايدار ايستگاه جو بالا کاملا ضروري است.
– صادقي حسيني (1385)، در طرح پژوهشي خود به بررسي تعدادي از شاخص هاي ناپايداري و پتانسيل بارورسازي ابرهاي همرفتي منطقه اصفهان پرداخته است وي در ابتدا ميانگين بارش ايستگاه را محاسبه کرده سپس به کمک منحني بهترين برازش بين شاخص در حکم متغير مستقل و ميانگين بارش در نقش متغير وابسته ، آستانه مناسب براي بارورسازي ابرها را برآورده کرده است و به اين نتيجه رسيده است كه از بين 4 شاخص ناپايداري (شاخص آب قابل بارشPWS ، شاخص شولترSI ، شاخصK و شاخص انرژي پتانسيل در دسترس همرفتيCAPE) با توجه به محدوديت هايي كه در استفاده از اين شاخص ها در منطقه ديده شده ، شاخص آب قابل بارش ابر در حكم بهترين شاخص براي پيش بيني مقدار بـــــارش و فعاليت هاي همرفتي شديد ، انتخاب شده است.
– باتوجه به منابع ذکر شده و در راستاي باروري ابرها بدون استفاده از ايستگاه هاي جو بالا در ايران تاکنون مطالعاتي صورت نگرفته است از اين رو جهت امکانسنجي بارورسازي ابرها در استان اردبيل نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهديدها در قالب مدل SWOT ارائه و براي استخراج بهترين زمان باروري ابرها با توجه به تحليل نيمرخ جو از روي نقشه هاي هواشناسي و اطلاعات ايستگاه هاي هواشناسي سطح زمين از روش تحليل عاملي استفاده شده است.
در اين فصل به بررسي ويژگي هاي طبيعي منطقه شامل موقعيت جغرافيايي ، سيماي كــشاورزي و توانمندي هاي بخش كشاورزي، منابع آبي و ناهمواري هاي استان پرداخته شده است.
2-1) موقعيت و جغرافيايي طبيعي استان :
استان اردبيل در شمال غرب با مساحت 17952.5 كيلومتر مربع (1/1 % از مساحت كشور) در مجاورت سه استان داخلي و يك همسايه برون مرزي ايران قرار دارد.
شمالي ترين نقطه آن بر عرض?42 ?39 دقيقه و جنوبي ترين قسمت آن بر عرض جغرافيايي ?11 ?37 از عرض شمالي از خط استوا ، غربي ترين قسمت آن بر طول ?19 ?47 و شرقي ترين نقطه آن بر طـــــول ?55 ?48 از نصف النهار گرينويچ منطبق است. در محور طول جغرافيايي با گسترش (1 درجه و 35 دقيقه) ، همراه با عامل ارتفاع دشتها و كوهستانهاي آن در تركيبي هماهنگ با همجواري درياي خزر بوده و گستردگي زياد در جهت شمال – جنوب در عرض جغرافيايي (2 درجه و 31 دقيقه) تنوع محيطي زيادي به استان اردبيل بخشيده است.
شهرستانطول شرقيعرض شماليحداقلحداكثرحداقلحداكثردقيقهدرجهدقيقهدرجهدقيقهدرجهدقيقهدرجهكل استان1947554811374239اردبيل4847394856373338بيله سوار3647224812393339پارس آباد2147104812394239خلخال1048554811375137كوثر0148334827375737مشگين شهر1947174811385338مغان3047204850381239نمين1148424806383938نير5347204847370938
استان اردبيل از شمال با جمهوري آذربايجان در حدود 282.5 كيلومتر مرز مشترك آبي و خاكي دارد که با پنج شهرستان استان هم مرز هستند. در 159 كيلومتر از اين مرز ، رودهاي ارس و بالهارود جريان دارند و در طول آن ، استان اردبيل با جمهوري آذربايجان از اصلاندوز تا بيله سوار ارتباط دارد.
استان گيلان با داشتن 175 كيلومتر مرز مشترك همسايه شرقي استان اردبيل مي باشد. چهار شهرستان نمين ، اردبيل ، كوثر و خلخال با اين استان همجوارند.
از غرب با استان آذربايجان شرقي مشترک بوده و بطول 324 کيلومتر همجوارند. آذربايجان شرقي مرز مشترك با هفت شهرستان پارس آباد ، گرمي ، مشكين شهر ، اردبيل ، نير ، كوثر و خلخال دارد .
از جنوب به زنجان محدود مي گردد که طول اين همجواري تنها با شهرستان خلخال بوده و 60 کيلومتـر مي باشد(معاونت برنامه ريزي استانداري اردبيل، 1387)
گيلانجمهوري آذربايجانآذربايجان شرقي اردبيل زنجان
2-2) سيماي کشاورزي و توانمندي هاي بخش کشاورزي استان:
استان اردبيل با وسعتي معادل 17952.5 كيلومتر مربع، 1.1 درصد مساحت كل كشور را دارا است. از كل مساحت استان 41% را اراضي كشاورزي(از كل اراضي زراعي استان 34% آبي و 66% ديـــــم)، 55 درصد را مرتع، 1.1 درصد را جنگل و مابقي را ساير کاربري ها تشكيل مي دهد. استان اردبيل با داشتن بالاترين كاربري اراضي كشاورزي نسبت به كل وسعت استان، رتبه اول را در بين استانهاي كشور دارا است.


پاسخ دهید