كمرويي1
تعريف كمروي :
كمرويي، صفت فردي است كه به خاطر ترسويي،احتياط كاري و عدم اطمينانش،نزديك شدن به آن مشكل است.فرد كمرو هشيارانه از مواجهه با افراد يا چيزهاي مشخص يا انجام كاري همراه آنان بيزار است. در گفتار يا كردار خود ملاحظه كار است،از ابراز وجود بيزار است و به طور محسوسي ترسوست.ممكن است فرد كمرو كناره گير يابي اعتماد وياازخمير مايه ي ديگري باشد: شخصيتي پرسش انگيز، بي اعتمادومشكوك.( وهاب زاده ، 1381 ، ص 142) .
فرهنگ لغت، كمرويي رابه عنوان ناراحت بودن در حضورديگران تعريف مي كند.امابه نظرنمي رسد كه اين تعريف مطلب زيادي به آنچه عموماَ درباره كمرويي مي دانيم بيفزايد هيچ تعريف واحدي كفايت نمي كند. زيرا كمرويي براي افراد مختلف داراي معاني متفاوت است.كمرويي شرايط پيچيده اي است كه آثارمختلفي بر جاي مي گذارد، از ناراحتي مختصر تا ترس بي مورد از مردم و روان رنجوري حاد( همان منبع ، 144) ..
هيچ تعريف واحدي از كمرويي كفايت نمي‌كند زيرا كمرويي براي افراد مختلف داراي معاني متفاوتي است با اين حال در يك تعريف كلي مي توان كمرويي را به عنوان ناراحت بودن در حضور جمع يا ديگران تعريف كرد . كمرويي يك نوع ترس است احساس ترس در افراد كمرو او را وادار مي‌كند كه با سرعتي كه در توان دارد بگريزد و به خاطر طرفداري از ترس خود باعث مي شود مشكلاتي رابراي خود پديد آورد .( افروز ، 1374 ، ص 125 )
آدم كمرو از شكست در اجتماع مي‌ترسد او هميشه از اينكه ديگران او را حقير بشمارند در هراس است اين تر س او را همچون پروانه اي كه در قفس شيشه اي زنداني است آرام و بي حركت نگه مي دارد و مثل اينست كه اعصاب پاهايش را قطع كرده اند و قادر به حركت نيست . بنابراين نمي تواند موقعيت خود را حفظ كند با توجه به مطالب گفته شده شخص كمرو غير از ترسي كه در وجودش هست چيزي ديگر نمي بيند و اين باعث مي شود از امورات ديگر غافل بماند . شخص كمرو زماني كه در مقابل چيزي مقاومت مي‌كند اضطراب و دلهره وحشتناكي او را فرا مي‌گيرد و بر او غلبه مي‌كند . در واقع كمرويي يك توجه غير عادي و مضطربانه به خويشتن است كه در نتيجه آن فرد دچار نوعي تنش رواني – عضلاني شده شرايط عاطفي و شناختي اش متأثر مي‌گردد و زمينه بروز رفتارهاي خام و ناسنجيده و واكنش هاي نامناسب در وي فراهم مي‌شود فرد كمرو از روبه رو شدن با افراد جدي نگران مي باشد و از ارتباط اجتماعي هراس دارد و از در دست گرفتن كارهاي تازه و سبك كار جديد مي‌ ترسد . (همان منبع ، ص 126و127 ) .
كمرويي ؛ اضطراب اجتماعي 2
كمرويي يك نوع ترس يا اضطراب اجتماعي بوده كه به واسطه آن زن يا مرد از مواجهه شدن با افراد ناآشنا و ارتباطات اجتماعي گريزان است . ريشه اصلي كمرويي مي‌تواند در ترس يا اضطراب اجتماعي نهفته باشد . اضطراب يك پاسخ طبيعي در مقابل هر نوع تهديد يا فرايند آگاه كننده و اخطاري به فرد درباره يك خطريا موقعيت دشوار است ( معتمدي ، 1372، ص 121 ) .
. اضطراب در حد متعادل آن براي بسياري از اعمال و رفتارهاي انسان و تلاش و حركت و آمادگي براي مقابله با تهديدها و خطرهاي طبيعي و اجتماعي ضروري مي‌باشد اما زمانيكه نگرانيها فرد به مشائل مختلف فزوني مي يابد دچار اضطراب مي‌شود كه در نتيجه اعتماد به نفس او كاهش مي‌يابد قدرت نگرش واقع بينانه و برقراري ارتباط متقابل با ديگران به حداقل مي رسد و گريز از ارتباطات معمول و مفرط فرد را فرا مي‌گيرد( همان منبع ، ص 122 ) . اضطراب از نظر روان شناسي و روان پزشكي يعني ناآرامي و ترس فراگير با احساس خطر قريبالوقوع كه منبع آن قابل شناختن نيست . الگوي پديده اضطراب درموجود زنده امري است كاملاً فطري و در حد متعادل آن نيروي محركي براي بسياري از اعمال و رفتارانسان و ضرورتي براي بقا حيات و صيانت نفس . ( منصور ، 1375 ، ص 125) .
اضطراب ريشه اش دروني و رواني است و در مراحل رشد شخصيت پديدار مي‌شود همانگونه كه ذكر شد پاسخي براي تهديد ناشناخته و نامشخص و داراي جنبه اي متعارض و مزمن است . هنگامي كه چنين اضطراي در وجود فرد مستولي شد قدرت نگرش واع بينانه و تنش زدايي ، افسردگي ، نا آرامي ، بيقراري فرد را فرا مي گيرد و در باورهاي قلبي و ارزشها و اعتقادات ديني و تربيتي خانوادگي و اجتماعي فرد تأثير دارد . ( دادستان ، 1372 ، ص 76 ) .
اضطراب اجتماعي نتيجه اي است از احتمال يا وقوع نوعي ارزيابي شخصي در موقعيت هاي مختلف و به بيان ديگر فردي كه دچار اضطراب اجتماعي است هيچگونه تمايلي به آغاز ارتباط با ديگران ندارد و با احساس ترس و پايداري غير معقول از هر موقعيتي كه ممكن است در معرض داوري ديگران قرار گيرد اجتناب مي‌ورزد . ( همان منبع ، 78) .
برداشت يا تصور فرد مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد و مي‌تواند واقعي يا خيالي باشد در واقع شخصي كه به شدت دچار اضطراب اجتماعي است تصور مي‌كند در هر موقعيت يا شرايط اجتماعي افراد به محض مواجهه شدن با او رفتاري را انجام خواهند داد كه او تحقير ديگران واقع شود و در فشار و مخمصه قرار گيرد .( فرماني ، رئيسي ، 1372 ، ص 68 1) .
با اذعان به اينكه همه انسانها از كوچك به بزرگ اساساً تشويق شوند و تنبيه پذيرند و دوست ندارند كه بخشي از رفتار يا جنبه هاي مختلف شخصيتشان توسط ديگران مورد ارزيابي قرار گيرند . چنين شرايطي با صحنه هاي امتهاني براي آنها نا خوشايند نيست اما آن دسته از كودكان ، نوجوانان و بزرگسالان كه به طور عادي دچار ترس يا اضطراب اجتماعي هستند كمتر تمايلي براي حضور در موقعيتهاي اجتماعي و تعاملات بين فردي را ندارند . ( همان منبع ، ص 169 ) .
كمرويي و انزوا طلبي :
از نظر متخصصان بهداشت و سلامت روان ، كمرويي و انزواطلبي در كلمه يك اختلال رفتاري از جدي ترين مشكلات كودكان و نوجوانان است . كمرويي توجهي غير عادي و مضطربانه به خويشتن در موقعيتهاي اجتماعي است كه به دنبال فرد دچار نوعي تنش رواني – عضلاني مي شود و شرايط عاطفي و شناختي او را تحت تأثير قرار مي گيرد و موجب بروز رفتارهاي خام و واكنشهاي نامناسب مي گردد . ( سيف ، 1381 ، ص 75 ) .
كمروي واقعي كيست ؟
كمروي واقعي شخصي است كه فرصت هاي خجالت كشيدن از ديگران در اختيار او قرار مي‌گيرد تا به جايي كه آشكار ا مي توان گفت تمام روز خود را با اين عارضه مي‌گذارند او در اين حالت اگر بخواهد و دست به ساده ترين كارها بزند و يا آسان ترين برخورد و رابطه را ايجاد نمايد يا مثلاً تصميم بگيرد به چنان وضع اسفناكي مي‌افتد كه هيچ كس جز خود او نمي تواند آن را توصيف نمايد چون در آن موقع در او عدم اعتماد به نفس ايجاد مي‌شود و حالت هيجاني در او ظاهر مي گكردد . ( مثل لكنت زبان و غيره . )
( رزم آرا ، 1373 ، ص 78 ) .
عموميت آن : اين بيماري امري كه مي‌توان گفت جنبه عموميت دارد دامنه آن بقراري است اسكه حتي كمتر خانواده اي را سراغ داريم كه فردي از آن دچار اين حالت لااقل در مقطعي از سنين خود نباشد . بر اساس يك همه پرسي 17 درصد كودكان مورد مطالعه اين حالت را داشته اند به صراحت مي‌گوييم كه افسردگي و انزوا طلبي به صورت موقت و زود گذر در افراد عادي هم ديده مي‌شود( قائمي ، 1374 ، ص 114 ) .
ولي كمتر نمايان است اين امر بدان خاطر است كه كودكان در حال رشد هستند و تشخيص افسردگي در آنها مشكل است و جست و خيز ها حتي اگر اندك هم باشد مانع آگاهي در اين امر است با همه اين وسعت و كثرت احتمال تداوم آن در افراد حدود يك درصد است والبته اين احتمال در مورد زنان دو برابر مردان و در سنين بالاتر به مراتب بيشتر از سنين پايين است هم چنين بر اساس آماري بيماران افسردگي كه ميل به انزوا دارند 25-45 درصدبيماران رواني را تشكيل مي‌دهند و افسردگي رواني حدود 10 درصد كل آن را . اين نكته هم قابل ذكر است كه عزلت طلبي در برخي از جوامع امري مستعسن شمرده مي‌شود و طرفداران مذهب بودايي آن را وسيله اي براي رشد و تكامل به حساب مي آورند در حالي كه از نظر ما آن عزلتي براي دستيابي به مقصدي انديشيده عامل رشد است كه ارادي و آگاهانه باشد نه ناشي از مرض . ( همان منبع ، 115 ) .
نشانه هاي كمرويي :
الف ) در كمرويي هاي ناشي از ضعف اراده شخص دچار بي حوصلگي مي‌شود ميلي به شركت در بحثهايي كه حتي به خود وي مربوط مي‌شود ندارد. گاهي حتي به انجام دادن كارهاي روزمره نيز تمايل ندارد. مسائل و مشكلات خود را با فرار از موقعيت و يا با پرخاشگري حل مي‌كند. چنين افرادي در ازدواج با مشكل روبرو مي‌شوند بعلت ضعف در تصميم گيري عملاً همه كارها را به ديگران محول مي كنند و اجازه دخالت در امور خصوصي خود را به ديگران مي‌دهند.(داور ، 1372، ص 65) .)
ب) معمولاً افراد كمرو از حرف زدن در جمع و حشت دارند از شوخي كردن با ديگران پرهيز مي‌كنند و دوري و گوشه گيري از مردم را ترجيح مي‌دهند فرد كمرو اگر شاهد مشاجره و داد و فرياد دو نفر باشد حتي اگر موضوع به او ربطي نداشته باشد مضطرب مي‌شود و ممكن است بواسطه ترس و هيجان زياد حق را به فرد قويتر بدهد چنين اشخاصي معمولاً شركت در امتحانات شفاهي ، سمينار ها و كنفرانس ها و بحث هاي كلاسي را ندارند.(شفيع آبادي،1372 ، ص 169).
ج) گاهي فرد باي پنهان كردن ضعفهاي شخصيتي و ناتواني‌هاي خود در روابط اجتماعي دست به يك رشته فعاليت‌هايي براي اثبات وجود خويشتن مي‌زند. مثلاً فردي كه هنگام سخن گفتن به شيوه‌اي اغراق آميز از قدرت بيان و نفوذ كلام استفاده مي‌كند مي‌خواهد خود را مهم و برتر از ديگران نشان دهد حتي مواقعي نيز كه فرد به شيوه‌اي غير قابل انتظار از طريق دست انداختن ديگران و يا مسخره كردن سعي دارد خود را به شكلي تصنعي مطرح كند احتمال زيادي وجود دارد كه براي جبران عدم اعتماد به نفس و احساس كمرويي در خود دست به اين عمل مي‌زند.(همان منبع ، ص 170)
د) معمولاً در افراد كمرو هوشياري و دقت توجه به حداقل مي‌رسد ترس و وحشت فوق العاده و فشار دروني عقل و هوش فرد را در هاله اي از ابهام فرو مي‌برد.(همان منبع ، ص 172)
ه) اين افراد در ابراز عقايد و احساسات خود دچار مشكلند و در بسياري از مواقع درخواستها و مخالفتهاي خود را بيان نمي‌كنند كه طبيعتاً اين امر هم فشار دروني را براي آنها بدنبال دارد.
و) نشانه‌ها و جلوهاي فيزيولوژيك مانند عرق كردن ، خشك شدن بزاق دهان و فرو بردن مكرر آب دهان ، انقباض عروق- كه پريدگي رنگ صورت را به وجود مي‌آورد- ناراحتيهاي مهم تكلم و تنفسي ، گرفتگي گلو و ارتعاش انگشتان و .. ( ژاگو-بني احمد ، 1377،ص18)
شيوع كمرويي:
كمرويي يك مشكل فردي بي سر و صداست. چنان شايع گشته است كه مي‌توان ان را به يك بيماري اجتماعي ناميد. بررسي‌هاي اجتماعي نشان داده است كه در خلال سالهاي آينده به خاطر افزايش انزوا ، رقابت و تنهايي افراد اين مشكل افزايش خواهد يافت. به هر حال كمرويي يك ناتواني است و نتايج آن مي‌تواند ويرانگر باشد.( احمدوند ، 1375، ص 134) .
به اين صورت كه كمرويي ملاقات با افراد جديد و دوست يابي با كسب لذت واقعي از تجربيات خوب را دشوار مي سازد و كمرويي مانع از دفاع حقوق خويش ، ابراز عقيده و بيان ارزشهاي فردي مي‌گردد و كمرويي ارزيابي مثبت از نقاط قوت شخصيت را محدود مي‌نمايد ، اشتغال شديد فكري به انواع واكنشهاي فردي ايجاد مي‌كند و تفكر مثبت و برقرار ي ارتباط ثمر بخش را دشوار مي‌كند . ( فرهاني ، 1372 ص 172 ) .
با توجه به محدوديت هاي مذكور اگر زودتر اين گرفتاري بررسي نگردد افراد زنداني كمرويي خويش خواهند شد . براي اجتناب از بروز مشكل بايد كمرويي را شناخت تا بتوان محيطي حمايت گر ايجاد نمود كه در آن فرد كمرو بتواند با احساس امنيت از زندان فردي خود خارج شده ، آزادي گفتار و زندگي اجتماعي خود را باز يابند . براي دستيابي به اين منظور بكارگيري ابزار هاي تشخيص مناسب مي‌تواند راه گشا باشد . ( همان منبع ، ص 184 ) .
تأثير كمرويي بر افكار ذهن شخص :

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

شخص كمرو در جمع هميشه مراقب است ديگران چه مي‌گويند شرايطي كه ترس او را باعث مي شوند روي ذهنش اثر مي‌گذارد . او هيچ چيز ديگر نمي‌بيند و فقط جزعيات را در ذهن خود ثبت مي‌كند او ساده ترين تغييرات را در صدا ، خنده و نگاه افراد به خاطر مي‌سپارد . ولي كمكم آنها را در ذهن خود مرور مي‌كند اين ذرات برف مانند اهميت پيدا مي كنند و عاقبت معني آنها دگرگون مي يابد با گذشت روزها زخم عميقتر مي‌شود اين عوامل را مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد : ( احدي ، 1366 ، ص 201) .
مرحله اول : هنگامي كه ديگران را ترك مي‌كند با خود فكر مي‌كند كه رفتار ديگران با او متفاوت شده است .
مرحله دوم : شخص خجالتي به فكر فرو مي‌رود و درصدد يافتن نكات پنهان است و به موشكافي رفتار ديگران به خاطر بي علاقگي آنها نسبت به وي تغيير پيدا كرده است . شخص خجالتي با فشار آوردن به مغز خود و به ياد آوردن جزئيات رفتار اطرافيان خود را سرزنش مي كند سرانجام با پنهان شدن در لاك خود دوري جستن از ديگران مقداري از فشار روحي خود را مي كاهند . ( همان منبع ، ص 202 ) .
كمرويي و مسائل جنسي :
اين نوع كمرويي در نوجوانان و جوانان رايج و عادي مي باشد . دوره بلوغ3 و نوجواني باعث تحريك استعداد هاي عاطفي است اين عاطفه روي تمركز يافته كه براي جوانان كاملاً تازگي دارد .كمرويي در دوره بلوغ در دختران كمتر و در پسران بيشتر رايج است چرا كه پسرها بايد گام نخست را به سوي جنس مخالف بردارند واز اين جهت دخترها خوشحالند ، چون بايد منتظر بمانند تا مورد توجهاتي كه فكر مي كنند شايستگي آن را دارند واقع شوند . ( آقايي ، 1371 ، ص 57 ) .
اما اگر حالت دوران جواني و بلوغ طولاني شود چه اتفاقي رخ مي دهد ؟
اگر جوانان بتوانند از اين گودال كه آنها را از رشد و كمال جدا مي‌كند جهش نمايند چه خواهد شد ؟
بنابراين خجالت بنيادين آنها ادامه مي‌يابد و مغز به بروز مشكلات جنسي خواهد شد دوران طولاني بلوغ در تمام مراحل زندگي فرد تأثير مي‌گذارد و اگر فرد از لحاظ روحي گرفتار بلوغ باشد اگر چه جسم او رشد و كمال خواهد يافت ولي از جنبه رواني دچار عقب ماندگي مي گردد . ( همان منبع ، ص 58) .
خلاصه احساس حقارت در تمام وجود شخص گسترش مي‌يابد و كمرويي و خجالت چنين شخصي همه فعاليتهاي او را تحت الشعاع قرار مي‌دهد در چنين اشخاصي گناه و افكار زيان آور ايجاد مي‌شود اين احساساتاو را در آينده با شكست مواجه خواهد ساخت . ( احمدي ، 1369 ، ص 173 ) .

كمرويي و زندگي اجتماعي :
افراد كمرو در زندگي اجتماعي خود ساكت و بيزار از گفتگو هستند آنها خشك و رسمي رفتار مي‌كنند فقط به اين دليل كه در بيان حسن نيت خود ناتوان هستند با اين كار مي خواهد بگويند كه احساساست خوب آنها در سيرت آنها ست اگر آرامش شخصي با اين صفات در جمع بيشتر باشد مي‌تواند به بازگشت حالت جبران اطمينان داشته باشد چرا كه مايل به نگاه كردن و گوش دادن به ديگران نيست به نظر مي‌رسد كه با همه كس و همه چيز دشمني دارد اين حالت باعث مي شود كه از نظر افراد كوتاه بين شخصي فاقد جاذبه جلوه نمايد اين نوع كمرويي به تنها براي شخص كمرو بلكه براي اطرافيان نيز خوشايند نمي‌باشد . ( احدي ، 1366 ، ص 223 ).
بررسي حالت هاي كمرويي :
1 ) حالت هاي عمومي :
در حالتهاي عمومي شخص كمرو به تأثيرش بر ديگران توجه مي‌كند . در اين حالت شخص سوالاتي مانند ؛ درباره من چه فكر مي‌كنند ؟ چه تأثيراتي بر آنها مي‌گذارم ؟ آيا مرا دوست دارند ؟ و…در ذهن مي پرسد .( هوشيار ، 1373 ، ص 171) .
به اين ترتيب كساني كه از نظر عمومي كمرو ند مي‌توانند ترس ، عدم اطمينان و خصوصيات خوب و خواسته هاي خود را با افراد ديگر در ميان بگذارند . به نظر مي‌رسد شدت كمرويي در اين افراد بيشتر از افراد گروه ديگر است احساسات آنها بر عملكرد شان تأثير مي‌گذارد كه در پي آن بر ارزيابي خود آنها نيز تأثير مي‌گذارد . احساسات بر عملكرد پايين ، گفتار و رفتار ضعيف ، عزت نفس پايين و … فقط نمونه اي از احساسات و رفتار ناشي از كمرويي آنان مي باشد ( شيخاوندي ، 13850 ، ص 94 ) .
2 ) حالت هاي خصوصي :
در حالات خصوصي فرد كمرو به درون خود متمركز مي‌شود احساسات و تفكر او نسبت به خود و تواناييهايش به صورت جملاتي نظير : من بي لياقتم هستم ، من پست هستم ، من احمق هستم و بي ارزشم بيان مي شود . با اين حال اين افراد چنانچه با استعداد باشند ممكن در حرفه خود به سرعت پيشرفت كنند و حتي به افراد سرشناس تبديل شوند اما هيچ كس نمي‌داند براي اين پيشرفت ها چه نيرويي صرف شده است در واقع انرژي رواني زيادي براي شركت در اين رويدادها و كارها صرف شده است حتي براي جزيات كوچك رواني نيز بكار رفته است . ( همان منبع ، ص 95 ) .


پاسخ دهید