3-3-8-3- تهيه استاندارد34
3-3-8-4- تعيين مقدار اسيد کلروژنيک و اسيد کافئيک با Hplc34
3-3-9- سنجش فعاليت آنتياکسيداني، فلاونوئيد و فنل کل35
3-3-9-1- تهيه عصاره35
3-3-9-2- سنجش فعاليت آنتياکسيداني36
3-3-9-3- سنجش فلاونوئيد کل37
3-3-9-4- سنجش فنول کل38
3-4- تجزيه تحليل دادهها39
فصل چهارم: نتايج و بحث
4- 1- تجزيه واريانس تأثير کودهاي آلي و اسيد ساليسيليک بر روي صفات مورفولوژيکي41
4- 2- مقايسه ميانگين تأثير کودهاي آلي روي صفات مورفولوژيکي42
4- 3- مقايسه ميانگين تأثير اسيد ساليسيليک روي صفات مورفولوژيکي43
4- 4- تأثير متقابل کودهاي آلي و اسيد ساليسيليک بر روي صفات مورفولويکي45
4- 5- مقايسه ميانگين تأثير کودهاي آلي ، اسيد ساليسيليک و اندام بر وزنتر و خشک گياه45
4- 6- اثر متقابل تأثير کودهاي آلي ، اسيد ساليسيليک و اندام بر وزن تر و خشک گياه47
4- 7- اثر کودهاي آلي و اسيد ساليسيليک بر اجزاي عملکرد49
4- 7- 1- اثر کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر طول ساقه49
4- 7- 2- اثر کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر طول برگ49
4- 7- 3- اثر کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر عرض برگ50
4- 7- 4- اثر کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر نسبت طول يه عرض برگ51
4- 7- 5- اثر کودهاي آلي و اسيد ساليسيليک بر قطر گل52
4- 7- 6- اثر کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر تعداد کل برگ در بوته53
4- 7- 7- اثر کودهاي آلي و اسيد ساليسيليک بر کلروفيل54
4- 7- 8- اثر کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر قطر نهنج56
4- 7- 9- اثر کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر طول دمبرگ57
4- 7-10- اثر کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر ارتفاع گياه58
4- 7-11- اثر کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر طول ريشه60
4- 7-12- اثر کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر قطر ريشه60
4- 8- تجزيه واريانس تأثير کودهاي آلي ، اسيد ساليسيليک و اندام بر روي صفات بيوشيميايي61
4- 8- 1- ميزان فنل کل، فلاونوئيد و توانمندي آنتياکسيداني61
4- 8- 2- ميزان اسيدکلروژنيک و اسيدکافئيک62
4- 9- مقايسه ميانگين اثر کودهاي آلي، اسيدساليسيليک و اندام بر روي صفات بيوشيميايي64

4- 10- اثر متقابل کودهاي آلي، اسيدساليسيليک و اندام بر روي صفات بيوشيميايي66
4- 11- تأثير غلظتهاي متفاوت اسيدساليسيليک بر صفات بيوشيميايي66
4- 11- 1- اثر سطوح مختلف اسيد ساليسيليک بر ميزان فنل کل67
4- 11- 2- تأثير سطوح مختلف اسيد ساليسيليک بر ميزان ترکيبات فلاونوئيدي67
4- 11- 3- تأثير سطوح مختلف اسيد ساليسيليک بر ميزان فعاليت آنتياکسيداني68
4- 11-4- اثر سطوح مختلف اسيد ساليسيليک بر ميزان اسيدکلروژنيک و اسيدکافئيک69
فصل پنجم: نتيجهگيري و پيشنهادات
5 – 1 نتيجه‌گيري کلي79
5 – 2 پيشنهادات80
منابع81
“فهرست جدول‌ها”
عنوان صفحه
جدول 3-1- مشخصات هواشناسي شهرستان گرگان35
جدول 3-2- نتايج تجزيه خاک مزرعه مورد استفاده در آزمايش38
جدول 3-3- مشخصات صفات و نحوه اندازهگيري آنها40
جدول 4-1- تجزيه واريانس تأثير کودهاي آلي ، اسيدساليسيليک بر صفات مورفولوژيکي 41
جدول 4-2- مقايسه ميانگين تأثير کودهاي آلي روي صفات مورفولوژيکي43
جدول 4-3- مقايسه ميانگين تأثير اسيدساليسيليک روي صفات مورفولوژيکي44
جدول 4-4- تجزيه واريانس وزنتر و خشک اندامهاي هوايي و ريشه44
جدول 4-5- مقايسه ميانگين تأثير کودهاي آلي بر وزن تر و خشک گياه46
جدول 4-6- مقايسه ميانگين تأثير اسيدساليسيليک بر وزن تر و خشک گياه46
جدول 4-7- مقايسه ميانگين تأثير نوع اندام بر وزن تر و خشک گياه46
جدول 4- 8- تجزيه واريانس تأثير کودهاي آلي ، اسيدساليسيليک و اندام بر ميزان صفات بيوشيميايي63
جدول 4-9- مقايسه ميانگين اثر کودهاي آلي بر روي صفات بيوشيميايي65
جدول 4-10- مقايسه ميانگين اثر اسيدساليسيليک بر روي صفات بيوشيميايي65
جدول 4-11- مقايسه ميانگين اثر نوع اندام بر روي صفات بيوشيميايي65
“فهرست شكل‌ها”
عنوان صفحه
شکل 2-1- ساير مشتقات اسيدکافئيک18
شکل 2-2- ساختمان کلي فلاونوئيدها25
شکل 2-3- اسيدکافئيک17
شکل 2-4- مسيرهاي انتقال پيام به وسيله اسيدساليسيليک33
شکل 3-1- بذور کشت شده سرخارگل36
شکل 3-2- مراحل کشت سرخارگل36
شکل 3-3- اندامهاي سرخارگل41
شکل 3-4- دستگاه کروماتوگرافي مايع با کارايي بالا (HPLC)42
شکل 3-5- کروماتوگرام نمونه اسيدکلروژنيک43
شکل 3-6- کروماتوگرام نمونه اسيدکافئيک44
شکل 3-7- منحني استاندارد اسيدکافئيک45
شکل 3-8- منحني استاندارد اسيدکلروژنيک46
شکل 3-9- اندازهگيري فعاليت آنتياکسيداني47
شکل 3-10- اسپکتروفتومتر48
شکل 3-11- منحني استاندارد کوئرسيتين48
شکل 3-12- منحني استاندارد اسيدگاليک49
شکل 4- 1- اثر متقابل کودهاي آلي، اسيدساليسيليک و نوع اندام بر وزن تر گياه48
شکل 4- 2- اثر متقابل کودهاي آلي، اسيدساليسيليک و نوع اندام بر وزن خشک گياه 48
شکل4- 3- اثر متقابل کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر طول ساقه49
شکل 4- 4- اثر متقابل کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر طول برگ50
شکل 4- 5- اثر متقابل کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر عرض برگ51
شکل 4- 6- اثر متقابل کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر نسبت طول به عرض برگ52
شکل 4- 7- اثر متقابل کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر قطر گل53
شکل 4- 8- اثر متقابل کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر تعداد کل برگ در بوته54
شکل 4- 9- اثر متقابل کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر ميزان کلروفيل55
شکل 4- 10- اثر متقابل کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر قطر نهنج57
شکل4- 11- اثر متقابل کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر طول دمبرگ58
شکل 4- 12- اثر متقابل کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر ارتفاع گياه59

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

شکل 4- 13- اثر متقابل کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر طول ريشه60
شکل 4- 14- اثر متقابل کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر قطر ريشه61
شکل 4- 15- اثر متقابل کودهاي آلي، اسيدساليسيليک و اندام بر ميزان فعاليت آنتياکسيداني72
شکل4- 16- اثر متقابل کودهاي آلي، اسيدساليسيليک و اندام بر ميزان فلاونوئيد کل (mg/gr)73
شکل 4- 17- اثر متقابل کودهاي آلي، اسيدساليسيليک و اندام بر ميزان فنل کل (mg/gr)73
شکل4- 18- اثر متقابل کودهاي آلي، اسيدساليسيليک و اندام بر ميزان اسيدکلروژنيک (mg/gr)74
شکل 4- 19- اثر متقابل کودهاي آلي، اسيدساليسيليک و اندام بر ميزان اسيدکافئيک (mg/gr)74
فصل اول
مقدمه
1-1- مقدمه
رويکرد روز افزون به استفاده از گياهان دارويي در سطح جهان، اهميت کشت و توليد اين گياهان را روشنتر ميسازد. در حال حاضر تقاضا براي گياهان دارويي به عنوان توليدات قابل مصرف در صنايع بهداشتي و دارويي در حال افزايش است (آقاعليخاني و همکاران، 1392). گياهان دارويي از گياهان مهم اقتصادي به شمار ميآيند، که به صورت خام يا فرآري شده در طبسنتي و مدرن صنعتي مورد استفاده و بهرهبرداري قرار ميگيرند (شعبان زاده و همکاران، 1390). استفاده از داروهاي طبيعي و گياهي در اکثر کشورهاي جهان مورد توجه و انجام تصاعدي پژوهشهاي سمشناسي، فارماکولوژي و باليني در امر شناسائي خواص درماني گياهان مختلف موجب شناخت آثار جديد و بارز درماني گياهان و مواد طبيعي شده است (مدرسي و همکاران91). همچنين نقش بارزي در حفظ سلامت و بيماريهاي متنوع ايفا ميکنند (اسديساماني و همکاران91). شناسايي و معرفي گياهان دارويي يک منطقه، ثبت گياهان استفاده شده در طب سنتي و ارزيابي دارويي اين گياهان ميتوانند منجر به توسعه داروهاي گياهي جديدي براي درمان برخي بيماريهاي کشنده گردد (اسديساماني و همکاران، 1391). گياهان دارويي برخلاف ديگر محصولات زراعي گياهاني هستند که در آنها کيفيت مواد در مقايسه با کميت آنها به مراتب مهم تر و ضروريتر ميباشد. لذا جهت رسيدن به حداکثر کيفيت، علم و آگاهي از عوامل مؤثر بر رشد و نمو گياهان دارويي بسيار حائز اهميت ميباشد. شناخت عوامل محيطي، گياهي و زراعي نقش مهمي در موفقيت کشت گياهان دارويي دارد (محمديبابازيدي و همکاران، 1392). استفاده از کودهاي شيميايي مشکلاتي را به همراه دارد که از مهمترين آنها ميتوان به کمبود کودهاي حاوي عناصر کممصرف، هزينه بالا و آلودگي محيط زيست اشاره نمود. با توجه به استفاده غيرقابل اجتناب از سموم دفع آفات و انواع کودهاي شيميايي، سالانه حجم قابل توجهي پساب کشاورزي حاوي مقادير زياد باقيمانده اين مواد شيميايي وارد منابع مهم آب شرب در نقاط مختلف کشور ميشود که ميتواند مشکلات زيست محيطي فراواني را در منابع آبي ايجاد نموده و همچنين سلامتي موجودات زنده از جمله انسان را تهديد کند (شريفي و همکاران، 1390). اهميت گياهان دارويي، وجود ماده مؤثره در آنهاست. کاربرد صحيح و مناسب عناصر و مواد غذايي در طول مراحل کاشت، داشت و برداشت گياهان دارويي، نه تنها نقش عمدهاي در افزايش عملکرد دارد بلکه در کميت و کيفيت مواد مؤثره آنها نيز بسيار مؤثر است. کاربرد کود مناسب يک عامل اصلي در کشت موفقيتآميز گياهان دارويي ميباشد. استفاده از کود دامي در سيستم ارگانيک و مديريت پايدار خاک مرسوم مي باشد (نيکنژاد و همکاران، 1392). همچنين مطالعات نشان مي‌دهد؛ مسيرهاي انتقال پيام متعددي در القاي تجمع متابوليت‌هاي ثانويه بر اثر محرک‌ها دخالت دارند و در ميان آن‌ها اسيدساليسيليک1 به عنوان يکي از سيگنال‌هاي حدواسط مشخص شده‌ است. اين مولکول‌هاي علامت‌رسان در برخي از سيستم‌هاي انتقال علامت درگيرند و منجر به القاي فعاليت آنزيم‌هاي ويژه‌اي مي‌شوند که واکنش‌هاي بيوسنتزي مربوط به توليد ترکيبات دفاعي از قبيل پلي‌فنل‌ها، فلاونوئيدها و… را کاتاليز مي‌کنند؛ که نتيجه آن القاء طيف وسيعي از واکنش‌هاي دفاعي است (راوايا و ميکائيل،2004).
سرخارگل2 يکي از گياهان تيره ميناسانان است که به منظور درمان بيماريهاي گوناگون از قبيل آنفولانزا، التهاب و ناهنجاريهاي سيستم ايمني ميباشد (کينگ لينگ، 2013). ريشهها و بخشهاي هوايي اين گياه استفاده تجاري داشته و براي افزايش سيستم ايمني و درمان سرماخوردگي استفاده ميشود (سليمان و همکاران، 2013). براي تحقيق بخشيدن به افزايش تقاضا براي اين گياه دارويي مهم، راهکارها و روشهاي مختلفي ابداع شده است (زبرجدي و همکاران، 1392).
در اين پژوهش با استفاده از کودهاي آلي و يکي از القاء کننده‌هاي مکانيسم‌هاي دفاعي مثل اسيد ساليسيليک سعي مي‏شود، روند تغييرات ترکيبات موثره گياه سرخارگل مورد مطالعه قرار گيرد.

1-2- فرضيات
– بسترهاي کاشت و اسيدساليسيليک روي موادثانويه در اندامهاي مختلف تأثير معنيداري ندارد.
– بسترهاي کاشت و اسيدساليسيليک روي موادثانويه در اندامهاي مختلف تأثير معنيداري دارد.
1-3- اهداف تحقيق
– ارزيابي استفاده از کودهاي آلي و اسيدساليسيليک بر روي ميزان برخي متابوليتهايثانويه و عملکرد گياه دارويي سرخارگل
– معرفي و توصيه کودهاي آلي در جهت توسعه کشاورزي پايدار و توليد محصولات ارگانيک
– توليد محصولي ارگانيک در جهت بالا بردن سلامت جامعه

فصل دوم
بررسي منابع
2-1- گياهان دارويي
گياهان دارويي به گروهي از گياهان گفته ميشود که اندامها آن، مخازن غني از ترکيبات ثانويه و مواد موثره بسياري از داروها را شامل ميشود. استفاده روزافزون از داروهاي طبيعي وگياهي در اکثرکشورهاي جهان و توجه و انجام تصاعدي پژوهشهاي سمشناسي، فارماکولوژي و باليني در امر شناسائي خواص درماني گياهان مختلف موجب شناخت آثارجديد و بارز درماني گياهان و مواد طبيعي شده است (مدرسي و همکاران،1391).
2-2- تاريخچه و اهميت سرخارگل
سرخارگل بومي ايران نبوده و بذر آن براي اولين بار توسط آقاي دکتراميدبيگي ازدانشگاه بوداپست مجارستان که درآنجا با کد (EP-COM2) شناسايي شده است، در سال 1372به ايران آورده شد و در باغ تحقيقاتي شرکت گياهان دارويي زردبند کشت گرديد (قائمي و همکاران، 1385؛ لندي و همکاران، 1980). درگذشته نزد بوميان آمريکايي از اهميت فراواني برخوردار بودهاند. نام جنس اکيناسه از کلمه يوناني اکينو به معني خارپشت گرفته شده که نشان دهنده خاردار بودن گلهاي اين گياه ميباشد (فلين و همکاران، 1995؛ تقيزاده و همکاران، 1381)، اين نام براي اولين بار، اواخرسال 1700 توسط کنرادمانخ گياهشناس معروف آلماني به اين گياه اطلاق شد. نسخ پزشکي بجا مانده از مردم بومي آمريکا بين سال هاي 1850 تا 1900 نشان ميدهد که سرخارگل از مهمترين و پرمصرفترين گياهان دارويي نزد آنها بوده است (اميدبيگي، 1392). از اين گياه در طول قرون متمادي و در طبسنتي آمريکا و اروپا استفاده شده است (اوتاريانو و گيلمارو، 1999). اين گياه به لحاظ تجاري گونهاي بسيار ارزشمند محسوب ميشود که ترکيبات دارويي آن عمدتأ شامل اسيدهاي فنوليک و آلکاميدها هستند (زبرجدي و همکاران، 1392). پژوهش هاي اخير مؤسسه (NAPRALERT)، حضور 216 ترکيب فعال دارويي در سرخارگل را اثبات کرده است (عباسي و همکاران، 2007؛ زبرجدي و همکاران، 1392). اين گياه به دليل دارا بودن خاصيت تحريککنندگي سيستم ايمني، به صورت گستردهاي در دنيا جهت درمان سرماخوردگي و ساير بيماريهاي عفوني استفاده ميشود. از گونههاي اکيناسه فقط پورپورآ در اروپا سازش نموده و براي توليد دارو استفاده شد. ترکيبات مؤثر موجود در سرخارگل شامل آلکاميدها، پليساکاريدها، ترکيبات فنلي شامل اسيدکافئيک و مشتقات آن مانند اسيدشيکوريک است. مشخص شده است اسيدکافئيک داراي اثر آنتياکسيداني است و از اين طريق مانع تکثير سلولهاي سرطاني سينه و کبد ميشود. انجمن فرآوردههاي گياهي آمريکا، جنس اکيناسه را در کلاس I ايمني (بدون خطر در صورت استفاده مناسب) طبقهبندي نموده است. جنس اکيناسه مانند ساير اعضاي خانواده کاسني به ندرت باعث واکنشهاي آلرژي ميشوند و در مطالعات سمشناسي هيچ گونه اثر جهشزايي از آنها گزارش نشده است (روستاييعلي مهر، 1392).
2-3- خصوصيات گياهشناسي
سرخارگل3 با نام علمي Echinaceae purpurea (L.)Monch گياهي علفي و چندساله است. اين گياه متعلق به تيره گل ستاره4، راسته آسترالها5 و زير خانواده آستروييده6 بوده و منشأ آن شمال آمريکا گزارش شده است. سرخارگل درشمال رودخانه ميسوري به صورت انبوه ميرويد (برنات و نمت، 1998؛ دانوز، 1992).
ساقه اين گياه قائم و استوانهاي شکل بوده و رنگ آن به علت آنتوسيانين سبزروشن، آبي و يا حتي قرمزرنگ ميباشد. ساقه از انشعابهاي فراواني برخوردار است. پوشيده از کرکهاي زبر ميباشد. پاي ساقه چوبي، ضخيم، صاف و بدون کرک است (اميدبيگي، 1386). برگها پهن، نيزهاي و يا بيضوي شکل است. هردو طرف برگ پوشيده ازکرکهاي زبر و خشن ميباشد. رنگ برگها سبز تيره و سطح آن کم و بيش ناصاف است. برگهاي پايين به طول 25 تا 35 سانتيمتر و پهناي آن 7 تا 12سانتيمتر ميباشد. اين برگها از دمبرگ طويلي برخوردارند، که به طرف بالا ازطول دمبرگ کاسته ميشود. گلها مخروطي شکل و در انتهاي ساقههاي اصلي و فرعي پديدار ميشوند. گلچههاي زبانهاي ارغواني رنگ و به صورت چرخهاي در پيرامون گل مشاهده ميشوند. طول گلچههاي زبانهاي 4تا6 و پهناي آن 5/. تا6/. سانتيمتر ميباشد (اميد بيگي، 1389). وزن هزاردانه 8/3 تا 5/4 گرم است (اميدبيگي، 1386). عملکرد پيکررويشي خشک اين گياه 5/2 تا 5/3 تن در هکتار گزارش شده است (اميدبيگي،1386 )اين گياه در اماکن مرطوب، پرنور و درخاکهاي با بافت متوسط، حاصلخيز و غني از ترکيبات هوموسي ميرويد. سرخارگل سرماي زمستان (تادماي10- درجهسانتيگراد) را به خوبي تحمل ميکند (اميدبيگي،1386 ). زمان مناسب براي برداشت پيکر رويشي سرخارگل مرحله گلدهي کامل است. چرا که در اين مرحله محصول از مناسبترين کميت و کيفيت مواد مؤثره برخوردار ميباشد (اميدبيگي،1389). زمان مناسب براي برداشت ريشه گونههاي مختلف سرخارگل فصل پاييز و اواخر دوره رويشي گياهان (مهر و آبان) ميباشد (اميدبيگي،1389).
2-4- خصوصيات اکولوژيکي
بذور اين گياه در دماي 18-26 درجه سانتيگراد سبز ميشوند. رطوبت کافي نقش مهمي در سبز شدن بذرهاي سرخارگل دارد. درطول رويش به نور و هواي نسبتأ گرم نياز دارند. البته گونههايي که به اروپا منتقل شده و کشت ميشوند، به سرما مقاوم شدهاند. ريشهي گونهي پورپورآ در زمستان دماي زير صفر (تا منفي 30 درجه سانتيگراد) را به خوبي تحمل ميکند. با اين حال کشت گونههاي مختلف سرخارگل در مناطق سرد و مرطوب مناسب نبوده و علاوه بر تأثير منفي در رشد و نمو گياه سبب کاهش کميت و کيفيت مواد مؤثره آنها ميشود. آبياري منظم و به موقع نقش مهمي در افزايش عملکرد محصول و همچنين افزايش مقدار مواد مؤثره آنها دارد. خاک مناسب براي رشد بهتر اين گياه خاکهايي با بافت متوسط، ضخامت زياد، حاوي ترکيبات هوموسي و همچنين ازت کافي ميباشد. گزارشهاي متعددي در رابطه با اسيديته مناسب خاک براي کشت گونههاي مختلف سرخارگل وجود دارد. در نيوزلند اسيديته براي گونه پورپورآ 5/5- 5/6 گزارش شده است (اميدبيگي،1392).
2-5- پراکنش جغرافيائي سرخارگل (اکيناسه) در جهان و ايران
به لحاظ جغرافيايي بومي آمريکاي شمالي است. توليدکنندگان عمده آن در اروپا، کشورهاي آلمان، سويس، هلند، ايتاليا و اسپانيا هستند. فروش جزئي محصولات اين گياه در آمريکا ساليانه بالغ بر 158 ميليوندلار است و در سطح جهاني سالانه 3/1 ميليون دلار تخمين زده شده است (زبرجدي و همکاران، 1392). سرخارگل در شرق و مرکز ايالاتمتحده به صورت خودرو ميرويد و در اروپا کاشته ميشود (گران والد و همکاران، 1998). مناطق پيشنهادي جهت کاشت گياه در کشور: ناحيه مديترانهاي با باران بهاره: شامل کل مناطق آذربايجانشرقي به جز مناطقي در مرکز که آب و هواي کوهستاني دارد. شرق آذربايجان، مناطق مرکزي و غربي اردبيل، غرب همدان، جنوب غربي استان مرکزي، شمال شرقي لرستان، شمال قزوين، مرکز گلستان، شمال خراسان، جنوب مازندران و ناحيه کوهستاني سرد: شامل: غرب آذربايجانغربي، آذربايجانشرقي، غرب کردستان، شمال شرقي کرمانشاه، شمال لرستان، مناطقي محدود در چهارمحال و بختياري، يک نقطه در مرکز کرمان، شمال تهران، جنوب مازندران و مناطقي محدود در بالاي خراسان ميباشد (يزداني و همکاران، 1383).
2-6- اثرفارماکولوژيکي و مصرف درماني سرخارگل
سرخارگل توليد راديکالهاي آزاد و پراکسيداسيون چربي در فرآيند التهاب را مهار ميکند. اکيناکوزيد، تخريب کلاژن نوع III ناشي از راديکالهايآزاد را مهار ميکند (فاکينو و همکاران، 1995). به نظر ميرسد که اثرات ضدالتهابي و به خصوص نوزايي بافت توسط عصاره سرخارگل نيز به مقادير ترکيبات آن مربوط باشد. تسريع ترميم زخم در دوران ما به عنوان يک اصل درمان مورد توجه ميباشد که هدف از آن علاوه به هماهنگي سرعت بهبودي با سرعت زندگي، بهبود زخمهاي بددرمان و فرض در بيماريهايي نظير ديابت مليتوس، فشارخون بالا و چاقي است. افزايش کيفيت درمان زخم نيز هميشه مورد تأييد دانشمندان بوده است (رضايي و همکاران، 1387). سرخارگل يکي از گياهان داراي اثر تحريک ايمني ثابت شده در حيوانات خونگرم بوده و افزايش کارايي سيستم ايمني به دنبال تجويز فرآوردههاي مختلف سرخارگل در اين حيوانات گزارش شده است. اثرات اين گياه در تحريک ايمني ماهي کپور علفخوار نيز تأييد شده است (عليشاهي و همکاران، 1391). به لحاظ دارويي، عقيده بر اين است که گياه سرخارگل ميتواند سيستم ايمني را از طريق تحريک توليد سلول هاي T و تنفس سلولي (خاصيت آنتياکسيداسيوني) در برابر سلولهاي تومورزا، فعال کند (زبرجدي و همکاران، 1392). ترکيبات دارويي اين گياه کاربرد وسيعي در صنايع داروسازي دارد. پيکررويشي گياه داراي فعاليت ضد ويروسي بر ويروس هرپس سيمپلکس تيپ يک انساني است. به نظر ميرسد که اثر ايمني اين گياه در مرحله اوليه از طريق فعالسازي پاسخهاي ايمني ذاتي انجام گيرد. ترکيبات اين گياه جزو متداولترين گياهان دارويي است که امروزه مورد استفاده قرار ميگيرد و بسياري از موارد استفاده آن به خصوصيات ايمونولوژيک آن مربوط است. همچنين داراي فعاليت ايمونومدولاتوري مهم اين ويروس ميباشند. دومين خصوصيت فارماکولوژيک گزارش شده از اين گياه، فعالسازي ماکروفاژي است که اهميت دارويي اين گياه را بيشتر نموده است. بيشترين اطلاعات در مورد خواص دارويي اين گياه مربوط به آزمايشات مختلفي است که بر روي اثر عصاره اين گياه در درمان عفونتهاي تنفسي فوقاني به دست آمده است. در تحقيقات بررسي اثر زيستي عصاره سرخارگل مشخص شده که اين عصاره سللاينها (دودمانهاي سلولي) را در مقابل ويروسهايي مثل آنفولانزا و ويروس ويزيکولار استوماتيت محافظت ميکند که علت آن احتمالا” به دليل القاي توليد اينترفرون در سللاين هاي مورد آزمايش ميباشد. در تحقيقات مشابه سه ترکيب فنوليک از سرخارگل جدا شد که خاصيت ضد ويروسي در مقابل وزيکولار استوماتيت داشتند (قائمي و همکاران، 1385). قسمتهاي مختلف گياه از جمله ريشه، بخشهاي هوايي آن داراي خواص درماني زيادي است. برخي از اين فوايد عبارتند از تسريع در بهبود زخمها، نابودي باکتريها و ويروسها، درمان سرماخوردگي و مسموميتهاي خوني، بيماريهاي برونشيتي و سينوزيت، درمان مارگزيدگي عصاره سرخارگل از داروهاي تقويتکننده سيستم دفاعي بدن ميباشد و در طبسنتي کشور آمريکا سرخارگل معمولا” به تنهايي يا به همراه ساير گياهان براي تقويت سيستم ايمني به بازار عرضه ميشود. تأثير سرخارگل در تقويت سيستم دفاعي بدن مربوط به ترکيبات پليساکاريدي گياه مانند اکيناسن و اکيناکوزيد و ترکيبات آلکيلآميدي آن ميباشد. در تحقيقات انجام شده مشخص شده است که مصرف خوراکي سرخارگل در جوجههاي گوشتي، خوکها و اضافه کردن پليساکاريدهاي خالص شده آن به محيط کشت سلولهاي ايمني، باعث افزايش معنيدار در تعداد سلولهاي ايمني و افزايش فاگوسيتوز در اين سلولها گرديده است (مدرسي و همکاران، 1391). عصاره سرخارگل براي جلوگيري و درمان عفونتهاي ويروسي مختلف در حيوانات و انسان استفاده شده است. همچنين عصاره سرخارگل در آزمايشگاه از تکثير ويروسهاي ايجاد کننده عفونت در بخش فوقاني دستگاه تنفسي جلوگيري مينمايد (روستا و همکاران، 1391).
2-7- ترکيبات شيميايي اندام هاي مختلف گياه سرخارگل
اجزاي شيميايي گونههاي سرخارگل شامل بخشهاي ليپوفيليک (مثل آلکاميدها و پلياستيلنها)، پليساکاريدهاي محلول در آب، مشتقات اسيدکافئيک (مثل اکيناکوزيد، اسيدشيکوريک و اسيدکافئيک) و فلاونوئيدها است (بان وهمکاران، 1997). سرخارگل شامل مشتقات اسيدکافئيک به ويژه اسيدشيکوريک، اسيدکافتاريک، اسيدکلروژنيک و نيز آلکاميدها به ويژه ايزومرهاي دو دکا-10E/Z ,4E ,8Z ,2E- تتراانوئيک اسيد ايزوبوتيلآميدها، پليساکاريدهاي محلول در آب، فلاونوئيدهاي شبه کوئرسيتين، کامفرل، اسانس حاوي بورنئول، بورنيل استات، پنتا دکا- ان-2-ان- اسيدپالمتيک و ترکيبات ديگر ميباشد (حاجيمهديپور و همکاران، 1388). اولين ترکيب منحصر به فرد اين گياه اکيناکوزيد است که شامل اسيدکافئيک، مشتقي از اسيدکافئيک، گلوکز و رامنوز است که همه اين ترکيبات به مولکول گلوکز مرکزي متصل ميباشند (شکل2- 1). اکيناکوزيد در ريشه تجمع مييابد ولي با غلظتهاي کمتري در گلها نيز وجود دارد. ساير مشتقات اسيدکافئيک با اثرات فارماکولوژيک شامل اسيدشيکوريک، اسيدکلروژنيک و سينارين هستند (ماري وهمکاران، 1999). آلکاميدها، پليساکاريدها و اسيدشيکوريک اثرات تحريک ايمني دارند (واگنو و همکاران، 1997). ترکيبات شيميايي اين گياه به طور دقيق شناخته شده نيستند و شامل پليساکاريدهاي محلول در آب و آلکاميدها است (اسچارلز و همکاران، 2001). ترکيب شيميايي و فعاليت بيولوژيک سرخارگل نه تنها به گونه بلکه به قسمت مورد مصرف گياه (ريشه و قسمت هاي هوايي)، روش عصارهگيري (بار وهمکاران، 1999)، موقعيت جغرافيايي، مرحله تکامل، زمان برداشت و شرايط رشد بستگي دارد (پرسيوان و همکاران، 2000). همچنين ترکيبات ريشه گياه در مقايسه با قسمتهاي هوايي آن بسيار متفاوت است. به طوري که ريشه داراي روغنهاي فرار و آلکالوئيدهاي پيروليزيدين7بيشتري نسبت به قسمتهاي هوايي گياه است. اجزاي فعال قسمتهاي هوايي شامل مشتقات اسيدکافئيک و فروليک (مثل اسيدشيکوريک و اکيناکوزيد) و پليساکاريدهاي پيچيده8 علاوه بر اينها اجزا فعال ديگري نيز در سرخارگل شناسايي شدهاند (پرسيوان و همکاران، 2000). مشتقات سرخارگل اکيناکوزيد، اسيدکلروژنيک، اسيدشيکوريک، سينارين و اسيدکافئيک معرفي شده است (فاکينو وهمکاران، 1995). اسيدهاي فنوليک، آلکاميدها، پلي استيلنها، گليکوپروتئينها و پليساکاريدها به عنوان ترکيبات فعال بيولوژيکي در گونههاي مختلف سرخارگل شناسايي شدهاند (بائو وهمکاران،1991؛ هاربوني،2004). اجزاي تشکيل دهنده سرخارگل شامل پليساکاريدهاي اکيناسئين، اکيناکوزيد و آکينولون و اجزاي تشکيل دهنده اسانس اين گياه شامل هومولن، کاريوفيلن و اکسيدکاريوفيلن ميباشند (تيموريزاده و همکاران، 1388). ترکيبات مؤثر موجود در سرخارگل شامل آلکاميدها، پلي ساکاريدها، ترکيات فنلي شامل اسيدکافئيک و مشتقات آن مانند اسيدشيکوريک است (روستائيعليمهر و همکاران، 1393). ريشه و پيکر رويشي گونههاي مختلف سرخارگل همچنين حاوي فلاونوئيد، پلياستيلن و آلکالوئيد ميباشد. در پيکر رويشي اين گياهان وجود مقاديري از آلکالوئيد پيروليزيدين (مانند توسيلاگين وايزوتوسيلاگين) گزارش شده است (اميدبيگي89). اسيدشيکوريک ترکيب اصلي اکيناسه پورپورآ بوده که فعاليتهاي فاگوسيتوزي و آنتيهيالورونيازي، ضدويروس (HIV) و داراي خواص تحريک سيستم ايمني ميباشد (عبدالهي و همکاران، 2013). اسانسهاي اکيناسه شامل هومولن، کاريوفيلن و اکسيد کاريوفيلن نيز در بهبود فاکتورهاي خوني پرنده نقش داشته باشد (تيموري زاده و همکاران، 1388 ؛ لزادي و همکاران، 2014). مشخص شده است که عصارههاي ريشه و برگهاي اکيناسه پورپورآ داراي ويژگيهاي آنتياکسيداني ميباشد (صبوري و همکاران، 2012).
شکل 2- 1 – ساير مشتقات اسيدکافئيک
2-8- ترکيبات فنلي
ترکيبات فنلي در برگيرنده دامنه گستردهاي از موادي هستند که داراي حلقهي آروماتيکي حامل يک استخلاف هيدروکسيلي بوده و در حالي که تعداد زيادي از چنين ترکيباتي در جانوران موجودند، اغلب آنها داراي منشأ گياهي هستند. تمامي پليفنلهاي گياهي توسط فنيلآلانين، آنزيم شيکيمات و از طريق مسير اسيدشيکيميک توليد ميگردند. گزارش شده که ترکيبات فنلي بسيار سودمند بوده و به عنوان آنتياکسيدانها و حفاظت در مقابل بيماريهاي قلبي – عروقي و برخي سرطانها عمل ميکنند. همچنين اين ترکيبات ممانعتکننده تجزيه ناشي از پيري اجزاي سلولي بوده و قادر به مهار راديکالهايآزاد مخرب ميباشند (کبيرنتاج و همکاران، 1392). اين ترکيبات گروهي از متابوليتهاي ثانويه گياهي هستند که طي رشد و نمو گياه با هدايت عوامل ژنتيکي و در پاسخ به محرکهاي محيطي از جمله آلودگي، زخم و تابش فرابفش ساخته ميشوند که از ميان آنها ميتوان به انواع ليگنانها، ليگنين، فنولهايساده، اسيدهايفنلي و فلاونوئيدها اشاره کرد. اين ترکيبات بخش جدانشدني در رژيم غذايي بشر بوده و به خاطر ويژگيهاي آنتياکسيداني قوي و ضدسرطاني، بسيارمورد توجه قرار گرفتهاند ( قرباني و همکاران، 1390). اين ترکيبات از متابوليتهاي ثانويهاي هستند که از پنتوز فسفات و مسيرشيکيمات و فنيل پروپانوئيد در گياهان توليد ميشوند. اين ترکيبات يکي از گستردهترين گروههاي فيتوشيميايي هستند که داراي اهميت مورفولوژيکي و فيزيولوژيکي قابل ملاحظهاي در گياهان ميباشند (رفيعي و همکاران، 1391). ترکيبهاي فنلي از مهمترين متابوليتهاي ثانويه گياهان ميباشند که داراي عمل آنتياکسيداني نيز هستند و اين عملکردشان ناشي از تمايل زياد آنها به کيليت شدن با فلزات است (قربانلي و همکاران، 1389) و همچنين دسته بزرگي از متابوليتهاي ثانويه گياهي ميباشند که در سالهاي اخير به دليل عملکردهاي بيولوژيکي مورد توجه قرار گرفتهاند، فعاليت ضد ميکروبي، آنتياکسيداني ترکيبات فنلي و فلاونوئيدي به اثبات رسيده است (ممشلو و همکاران ، 1389). محققان در سال هاي اخير توجه خاصي به جنبههاي بالقوه درماني و پيشگيري کنندهي اين ترکيبات در بيماريهاي مختلف از جمله انواع سرطانها، بيماريهاي قلبي- عروقي، بيماري التهابي و متابوليک شامل ديابت قندي و بيماريهاي تحليل برنده عصبي داشتهاند (روغني و همکاران، 1389). نوع و ميزان ترکيبات فنلي در ارقام مختلف تخت تأثير عوامل محيطي و ژنتيکي قرار دارد (جاوداني و همکاران 1391). ترکيبات فنلي يا پليفنلها داراي خواص ضدراديکالي- ضدميکروبي بوده و به اين منظور به عنوان يک صفت کيفي در ماده اوليه گياهان دارويي مورد سنجش قرار ميگيرند (آقاعليخاني و همکاران، 1392). ترکيبات فنلي طي رشد و نمو گياه با هدايت عوامل ژنتيکي و در پاسخ به محرکهاي محيطي ازجمله آلودگي، زخم و تابش فرابنفش ساخته ميشوند که از ميان آنها ميتوان به انواع ليگنانها، ليگنينها، فنولهاي ساده، اسيدهاي فنولي و فلاونوئيدها اشاره کرد (قرباني و همکاران، 1390). تمامي پليفنلهاي گياهي توسط فنيلآلانين، آنزيم شيکيمات و از طريق مسير اسيدشيکيميک توليد ميگردند (بريليمان و همکاران، 1999). اين ترکيبات ممانعتکننده تجزيه ناشي از پيري اجزاي سلولي بوده و قادر به مهار راديکالهايآزاد مخرب ميباشند (کروزير و همکاران، 2006). اين ترکيبات بسيار ارزشمند، داراي فعاليتهاي آنتياکسيداني، ضدموتاژني، ضدباکتريايي، ضدويروسي، ضدروماتيسمي و اثرات تسکيندهنده درد، تببري، تنظيمکنندگي فشارخون، ضدعفونيکنندگي دستگاه گوارشي و کاهشدهنده تشنج است (ماريس وهمکاران، 2005؛ ديويد وهمکاران، 2006). همچنين تأثير اين مواد در کنترل و درمان آلرژي، تورم، آسم، ايدز، يرقان، ورم مفاصل، اسهال، سرطانسينه، هپاتيت B و ديابت نوع دوم به اثبات رسيده است (کيم و يانگ، 2001؛ ليپلي و همکاران، 2007؛ مارکوس و فرح، 2009؛ وانگ و همکاران، 2009؛ يانگ و همکاران،2005).
2-9- فلاونوئيدها
فلاونوئيدها يکي از بزرگترين گروههاي ترکيبات طبيعي هستند که جزء ترکيبات فنلي ميباشند که به خاطر فيزيولوژي خاص، خواص دارويي و نقششان در سلامتي بسيار اهميت دارند. اين ترکيبات خواص آنتياکسيداني قوي دارند و راديکالهايآزاد را مهار کرده و خطر برخي بيماريهاي مزمن را کاهش ميدهند و همچنين از برخي اختلالات قلبي جلوگيري ميکنند. خواص ضدويروسي، ضدميکروبي و ضدحساسيت آنها نيز به اثبات رسيده است (قاسمي و همکاران،1390). امروزه ارزش ضداکسيداسيوني ترکيبات پليفنلي ازجمله فلاونوئيدها بر کسي پوشيده نيست اين ترکيبات به دليل نقشي که در بيولوژي سلول و سلامت انسان دارند مورد توجه زيادي هستند (همتي و همکاران، 1391). فلاونوئيدها (شکل2-2) از ترکيب مسير شيکمات9 و مسير استات10 توليد ميشوند. در طول مسير شيکمات، آمينواسيد آروماتيک L- فنيلآلانين ساخته ميشود. اين اسيد آمينه طي دآميناسيون توسط آنزيم فنيلآلانين آمونيالياز تبديل به بلوکهاي سازندهي اسيدهاي فنيل پروپانوئيک ميشود (عبدا…زادهزاويهجک و همکاران، 1392). فلاونوئيدها شناخته شدهترين گروه ترکيبات فنلي با فعاليت آنتياکسيداني قوي موجود در ميوهها و سبزيها و ساير غذاهاي گياهي هستند. اين ترکيبها نقش مهمي در خصوصيات تجاري، حسي و تغذيهاي محصولات کشاورزي به واسطه تأثيرشان در خواص حسي نظير رنگ، طعم وکيفيت آبميوه دارند. ترکيبهاي فنلي از جمله فلاونوئيدها، گياهان را در مقابل اشعه ماورابنفش، پاتوژنها و گياهخواران محافظت ميکنند (رفيعي و همکاران، 1391). نوع و ميزان و درصد فلاونوئيدها نشانه کيفيت گياه است. تاکنون بيش از هزاران ترکيب از دسته فلاونوئيدها از گياهان مختلف شناسايي و استخراج شده است. آثار بيولوژيک متعددي را در گياهان به فلاونوئيدها نسبت ميدهند. اين ترکيبات نقش دفاع در برابر پاتوژنهاي گياهي، تأثيرگذار در متابوليسم کربوهيدراتها و همچنين، نقش احتمالي در فتوسنتز را دارا هستند. اين ترکيبات به طور گستردهاي نسبت به ساير ترکيبات ثانويه در گياهان پراکندگي دارند. در نتيجه استفاده از آنها به عنوان مارکر در مطالعات سيستماتيک شيميايي محدود است. علاوه بر اين به نظر ميرسد فلاونوئيدها جزو پايدارترين مواد مؤثره گياهي ميباشند و همچنين تغييرات کيفي آنها در سطح گونهها بسيار محدود است. همچنين اين ترکيبات معمولاً به راحتي شناسايي ميشوند. با توجه به موارد فوق، فلاونوئيدها بيش از همه ترکيبات ثانويه گياهي در مطالعات تاکسونومي استفاده ميشوند (قاسميدهکردي و همکاران1391). تاکنون بيش از 6000 فلاونوئيدهاي مختلف شناسايي شده است که بر اساس ساختمان به 6 دسته فلاوونولها، فلاونها، ايزوفلاونها، فلاوانولها، فلاوونونها و آنتوسيانينها تقسيمبندي ميشوند. گياهان اين متابوليتهايثانويه را اسيدآمينه آروماتيک فنيلآلانين يا تيروزين سنتز مينمايند. فلاونوئيدها براي رسيدن به سيستم عصبي مرکزي قادرند از سد خوني مغز عبور نمايند (طهماسبي و همکاران، 1392). فلاونوئيدها گروهي از ترکيبات پلفنوليک11 ميباشند که در سالهاي اخير اثرات فارماکولوژي اين ترکيبات روي بيماري آلزايمر مورد توجه بيشتري قرار گرفته است. فلاونوئيدها از تجمع پلاکتها جلوگيري ميکنند. همچنين خاصيت ضدالتهابي، ضدباکتري و اثر ضدتوموري دارند و به عنوان يک فيلتر محافظتي از اشعه اولترا ويوله12 عمل ميکند (دهقان و همکاران، 1392). اين ترکيبات به شکل آزاد و گليکوزيدي يافت ميشوند و بزرگترين گروه فنلهاي موجود در طبيعت را تشکيل ميدهند (فضلي و همکاران، 1392).
شکل 2-2- ساختمان کلي فلاونوئيدها


پاسخ دهید