نتايج آزمون فرضيه 77
فصل پنجم – نتيجه گيري و پيشنهادات
مقدمه 96
پيشنهادات تحقيق 97
ساير پيشنهادات 98
منابع 101
چکيده:
بورس اوراق بهادار تهران به عنوان يکي از ارکان اصلي بازار سرمايه در کشور ما، محل تلاقي عرضه و تقاضاي خريداران و فروشندگان سهام شرکت هاي پذيرفته شده در بورس است. در اين ميان، سهامداران بالفعل و بالقوه براي اخذ تصميمات منطقي و مطمئن در مورد خريد، فروش و يا نگهداشت سهام مورد نظر خود به معياري قابل اتکا نياز دارند تا بتوانند با استفاده از آن به مقايسه و ارزيابي سهام شرکت ها بپردازند.
اين تحقيق به دنبال اين است که با بررسي وجود ارتباط و يا عدم وجود ارتباط بين تغييرات اقلام صورت سود و زيان با تغييرات بازده سهام شرکت ها، معياري قابل اتکا براي تصميم گيري در اختيار سرمايه گذاران بازار سهام قرار دهد.
لذا فرضيه اصلي تحقيق به شکل زير تدوين شده است:
بين تغييرات اقلام صورت سود و زيان با بازده سهام ارتباط معناداري وجود دارد.
براي جمع آوري داده ها و اطلاعات مورد نياز جهت محاسبه متغيرهاي مستقل و وابسته، از سالنامه ها و مجلات منتشره توسط سازمان بورس اوراق بهادار تهران،همچنين گزارشات مجامع عمومي شرکت هاي پذيرفته در بورس استفاده شده است.
دوره زماني اين تحقيق، دوره زماني حد فاصل سال هاي 1379 تا 1383 مي باشد. همچنين از مجموع 295 شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران (جامعه آماري تحقيق) در سال هاي مذکور، تعداد 55 شرکت به عنوان نمونه انتخاب شده است و از اطلاعات صورت سود زيان و بازده سهام آنها جهت آزمون فرضيه تحقيق استفاده شده است.
روش مورد استفاده در اين تحقيق قياسي – استقرايي بوده و جهت آزمون فرضيات از مدل رگرسيون دو متغيره و چند متغيره استفاده شده است.
بر اساس تجزيه و تحليل نتايج حاصل از آزمون داده ها، اين نتيجه حاصل شد:
بين تغييرات صورت سود و زيان با بازده سهام، ارتباط معناداري وجود ندارد.
به عبارت ديگر فرضيه اصلي تحقيق رد شد.
لذا بر اساس نتايج اين تحقيق، نمي توان تغييرات صورت سود و زيان طي سنوات مختلف را به عنوان معياري قابل اتکا جهت تصميم گيري سرمايه گذاران پيشنهاد نمود.
فصل اول :
کليات تحقيق
مقدمه :
سيستم اطلاعات حسابداري امروزه نقش بسيار مهمي در گردش فعاليت‌هاي سازمانها داشته و در مجموعه محيط اقتصادي كشورها وظيفه با اهميت دارند. بسياري از تصميم‌هاي اقتصادي بر اساس اطلاعات حاصل از اين سيستم‌ها اتخاذ مي‌شود، سهم عمده‌اي از مبادلات اوراق بهادار به خريد و فروش سهام شركتها اختصاص دارد كه آن نيز به نوبه خود تحت تأثير ارقام و اطلاعات سيستم‌هاي حسابداري است.
هر گونه تحقيق در زمينه نحوة اثرگذاري اطلاعات حسابداري بر تصميم‌هاي طيف وسيع تصميم‌گيرندگان ذينفع در شركتها به درك بهتر از چگونگي نقش اين اطلاعات و ضرورت افشاي آنها كمك مي‌كند.
براي تشويق افراد به سرمايه‌گذاري به ويژه در سهام شركتها، مي‌بايست بين بازدهي در يك سرمايه‌گذاري تعادل ايجاد نموده‌ لذا ايجاد محيطي مناسب براي سرمايه‌گذاري‌هاي سالم جهت تقويت بازار سرمايه از مهمترين اقداماتي كه مي‌تواند توسط دست‌اندركاران اقتصادي كشور انجام شود. بورس اوراق بهادار يكي از اركان اصلي بازار سرمايه است كه در آن عرضه‌كنندگان و تقاضا‌كنندگان سهام با يكديگر روبه‌رو شده و سهولت مبادله دو گروه را به يكديگر فراهم مي‌كند.
اين تحقيق در صدد آنست كه ارتباط بين اجراي صورت سود و زيان با بازده سهام در شركتهاي پذيرفته شده در بررسي اوراق بهادار تهران مورد بررسي و مطالعه قرار دهد اميد است نتايج تحقيق بتواند راهنماي عملي براي تصميم‌گيرندگان از جمله سرمايه‌گذاران قرار گيرد و راه‌گشاهي براي تحقيقات آتي باشد.
بيان موضوع :
سرمايه‌گذاران هنگام سرمايه‌گذاري در سهام عادي بايد بررسي‌هاي وسيعي را انجام دهند، به عبارت ديگر آنها بايد عوامل زيادي را هنگام سرمايه‌گذاري مد نظر قرار دهند زيرا آنها نقدترين دارايي خود را به سهام عادي تبديل مي‌كنند. اگر سرمايه‌گذاران بدون توجه به يك سري از عوامل اقدام به سرمايه‌گذاري نمايند، نتايج مطلوبي عايد آنها نخواهد شد و اين موضوع بيشتر در كشورهايي مطرح است كه بورس اوراق بهادار كارائي لازم وجود ندارد. در كشورهايي كه بورس اوراق بهادار كارائي دارد، احتياج به بررسي‌هاي وسيع در مورد اوراق بهادار نيست زيرا قيمت بازار سهام نزديك به ارزش ذاتي (واقعي) آن اوراق است، به عبارت بهتر قيمت بازار سهام، شاخص مناسبي از ارزش واقعي سهام است. بورس اوراق بهادار تهران در حكم يك بازار متشكل تسهيلات لازم را براي خريداران و فروشندگان سهام فراهم مي‌نمايد به نحوي كه آنها بتوانند در هر زمان پول خود را به اوراق بهادار يابالعكس تبديل نمايد. و همچنين اين سازمان تحت شرايطي زمينه تأمين منابع مالي شركت‌هاي پذيرفته شده در آن را فراهم مي‌آورد. از آنجا كه بورس به عنوان سازماني در جهت تجهيز پس‌اندازها و همچنين هدايت پس‌اندازها به طرف سرمايه‌گذاري‌هاي مولد و مفيد به حال جامعه و اقتصاد كشور مطرح مي‌باشد، مطالعه و تحقيق پيرامون اين سازمان از اهميت ويژ‌ه‌اي برخوردار است.
در اين تحقيق ارتباط بين تغييرات اقلام صورت سود و زيان با تغييرات بازده سهام عادي شركتها پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسي قرار مي‌دهد. به عبارت ديگر در اين تحقيق سعي مي‌شود ارتباط بين متغيرهاي “تغييرات اقلام صورت سود و زيان” به عنوان متغييرهاي مستقل و “تغييرات بازده سهام عادي” به عنوان متغير وابسته مشخص گردد. تا بتوان گفت كه آيا متغيير وابسته مي‌تواند توسط متغييرهاي مستقل توضيح داده شود؟
هدف و دلايل انتخاب موضوع :
در اولين برنامة توسعه اقتصادي كشور كه بعد از پايان جنگ تحميلي به تصويب رسيد، به منظور كاستن از بار مالي دولت و افزايش كارايي بنگاه‌هاي بخش عمومي تمهيداتي انديشه شد و مقرر گرديد كه سهام شركت‌ها از طريق بورس به مردم واگذار گردد. اين تحقيق بدنبال اين است كه با تجزيه و تحليل اطلاعات واقعي مبادرت به استخراج معيارهايي نمايد و از اين طريق سرمايه‌گذاران را قادر نمايد تا سهام شركت‌هاي مختلف را با يكديگر مقايسه كرده و سهام مورد نظرشان را با اطمينان بيشتري انتخاب نمايد و اين امر به حضور سرمايه‌گذاران به عنوان اصلي‌ترين اركان بورس كمك خواهد كرد.
ارزيابي مفيد بودن سود و جزئيات آن كه محصول اوليه مقررات افشاي مالي است به طور آشكار اهميت قابل توجهي دارد. چنانچه تغيير در قيمت و بازده سهام فراهم كننده شواهدي دربارة سود باشد، پس واضح است كه متغيير بيشتر، متضمن قوائد بيشتري خواهد بود. لذا ميزان فوائد سود حسابداري را مي‌توان از برآورد ارتباط مابين بازده سهام و سود استنتاج كرد. در واقع اگر سود و جزئيات آن پيش‌بيني بازده سهام را تسهيل نمايد، حوزه ارتباط اجزاي سود و بازده واقعي مي‌تواند معيار با اهميتي از فوايد سود باشد. در صورت وجود چنين ارتباطي مي‌توان با اطلاع از وضعيت سودهاي آتي شركتها و در نتيجه پيش‌بيني رفتار قيمت سهام آنها، سرمايه گذاران مي توانند اقدام به خريد و فروش سهام ‌نمايند. به عبارت ديگر، پيش‌بيني مي‌شود كه در صورت وجود ارتباط بين بازده و اجزاي سود در بورس اوراق بهادار مي‌توان الگويي جهت انتخاب سهام ارائه کرد.
در اين تحقيق ارتباط بين اقلام يكي از صورتهاي مالي اساسي (صورت سود و زيان) و تغييرات بازده سهام مورد آزمون و تجزيه و تحليل قرار مي‌گيرد تا بتوان بيان نمود كه آيا ارتباط منطقي بين اين متغييرها وجود دارد يا خير؟
اهميت موضوع تحقيق:
از آنجايي كه سرمايه‌گذاران در بازار سرمايه داراي نقش محوري و حياتي هستند، لازم است موجباتي فراهم آوريم كه آنان به سرمايه‌گذاري در سهام ترغيب شوند و از طرف ديگر سرمايه‌گذاران جزء بتوانند ثروت خود را حفظ كنند. هدف سرمايه‌گذاران از سرمايه‌گذاري در دارايي‌هاي مالي از جمله خريداران سهام عادي عموماً در بازار سرمايه، كسب بازده مورد انتظار از سرمايه‌گذاري خودشان است. خريداران سهام عادي از روش‌هاي مختلفي خواهان تامين نرخ بازده مورد توقع خود هستند. با توجه به اينكه چهار نوع بازدهي سهام عادي شامل افزايش قيمت سهام، سهام جايزه، سود نقدي و حق تقدم در خريد سهام جديد مي‌باشد.
هر سرمايه‌گذار ممكن است با توجه به روحيات و نيازهاي خود به يك يا چند نوع بازدهي سهام توجه بيشتري داشته باشد. به عنوان مثال افراد بازنشسته بيشتر به سود نقدي تا افزايش قيمت يا سهام جايزه توجه دارند. اما افرادي كه ريسك‌پذير هستند و يا عمده در آمد آنها از ساير منابع و روشها تامين مي‌شود، ممكن است به افزايش قيمت سهام و يا سهام جايزه علاقه و توجه بيشتري داشته باشند. زماني كه فردي تصميم به سرمايه‌گذاري در سهام مي‌گيرد، اولين موضوعي كه با آن مواجه مي‌شود، انتخاب سهم مورد نظر است. در بورس اوراق بهادار تهران به خصوص سرمايه گذاران جزء بيشتر بر اساس اطلاعات غير رسمي و غير صحيح مبادرت به اخذ تصميم مي‌نمايند كه اين موضوع منجر به زيان آنان و در نهايت دلسردي و خروج از بازار سرمايه مي‌گردد، لذا متوليان بورس مي‌بايست بوسيله ابزارهايي نظير صندوق حمايت سهام، سقف قيمت و غيره از حقوق سهامداران به خصوص سهامداران جزء حمايت نمايند و در زمينه اطلاع‌رساني نيز بايد اطلاعات صحيح و به موقع در اختيار سرمايه‌گذاران قرار گيرد.
لذا لازم است كه به وسيله تحقيقات، معيارهايي فراهم شود كه سرمايه‌گذاران بتوانند با استفاده از آنها با دقت و سرعت مبادرت به تصميم‌گيري و انتخاب سهام شركت مورد نظرشان نمايند.
فرضيه تحقيق:
با توجه به موضوع و هدف تحقيق بررسي مي‌نمائيم كه آيا بين متغييرهاي تغييرات اقلام صورت سود و زيان (متغيير مستقل) و تغييرات بازده سهام (متغيير وابسته) در شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ارتباط و همبستگي وجود دارد يا خير؟ به همين منظور آزمون فرضيه‌هاي ذيل را عملي مي‌كنيم:
فرضيه اول:
H0 : بين تغييرات فروش و تغييرات بازده سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس تهران ارتباطي وجود ندارد.
H1 : بين تغييرات فروش و تغييرات بازده سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس تهران ارتباطي وجود دارد.
فرضيه دوم:
H0: بين تغييرات بهاي تمام شده كالاي فروش رفته و تغييرات بازده سهام شركتهاي پذيرفته شده در بررسي تهران ارتباطي وجود ندارد.
H1: بين تغييرات بهاي تمام شده كالاي فروش رفته و تغييرات بازده سهام شركتهاي پذيرفته شده در بررسي تهران ارتباطي وجود ندارد.
فرضيه سوم:
H0: بين تغييرات هزينه‌هاي عملياتي و تغييرات بازده سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس تهران ارتباطي وجود ندارد.
H1: بين تغييرات هزينه عملياتي و تغييرات بازده سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس تهران ارتباطي وجود دارد.
فرضيه چهارم:
H0: بين تغييرات هزينه‌هاي مالي و تغييرات بازده سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس تهران ارتباطي وجود ندارد.
H1: بين تغييرات هزينه‌هاي مالي و تغييرات بازده سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس تهران ارتباطي وجود دارد.
فرضيه پنجم:H0: بين تغييرات ساير هزينه و تغييرات بازده سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس تهران ارتباطي وجود ندارد.
H1: بين تغييرات ساير هزينه‌ها و تغييرات بازده سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس تهران ارتباطي وجود دارد.
فرضيه ششم:
H0: بين تغييرات ساير درآمدها و تغييرات بازده سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس تهران ارتباطي وجود ندارد.
H1: بين تغييرات ساير درآمدها و تغييرات بازده سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس تهران ارتباطي وجود دارد.
فرضيه هفتم:
H0: بين تغييرات سود خالص و تغييرات بازده سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس تهران ارتباطي وجود ندارد.
H1: بين تغييرات سود خالص و تغييرات بازده سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس تهران ارتباطي وجود دارد.
علاوه بر فرضيات فوق‌الذكر ارتباط بين كليه متغيرهاي مستقل (تغييرات اقلام صورت سود و زيان) و متغير وابسته (تغييرات بازده سهام) مورد بررسي و آزمون قرار مي‌دهيم و فرضيه زير را مورد آزمون قرار مي‌دهيم.
فرضيه هشتم:
H0: بين تغييرات اقلام صورت سود و زيان (فروش، بهاي‌تمام شده کالاي فروش رفته، هزينه عملياتي، هزينه مالي، ساير هزينه‌ها ، ساير درآمدها ، سود خالص)‌ و تغييرات بازده سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس تهران ارتباطي وجود ندارد.
H1: بين تغييرات اقلام صورت سود و زيان (فروش، بهاي‌تمام شده کالاي فروش رفته، هزينه عملياتي، هزينه مالي، ساير هزينه‌ها ، ساير درآمدها ، سود خالص)‌ و تغييرات بازده سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس تهران ارتباطي وجود دارد.
قلمرو تحقيق:
هر تحقيق بايد دامنه مشخصي و تعريف شده‌اي داشته باشد تا محقق در تمامي مراحل تحقيق احاطه كافي بر تحقيق داشته باشد و بتواند نتايج حاصل از نمونه را به جامعه تعميم دهد.
قلمرو مكاني تحقيق: قلمرو مكاني تحقيق، شركتهاي سهامي عام پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.
قلمرو زماني تحقيق: قلمرو تحقيق زماني از سال 1379 تا پايان سال 1383 را دربرمي‌گيرد.
قلمرو موضوعي تحقيق: اين تحقيق به بررسي و آزمون ارتباط بين تغييرات اقلام صورت سود و زيان و تغييرات بازده سهام در شركتهاي پذيرفته در بورس اوراق بهادار تهران مي‌پردازد.
متغيرهاي تحقيق:
هر تحقيق داراي تعدادي متغير وابسته و مستقل مي‌باشد. در تحقيق حاضر متغيرهاي مستقل شامل تغييرات فروش، تغييرات بهاي تمام شده كالاي فروش رفته، تغييرات هزينه‌هاي عملياتي، تغييرات هزينه‌هاي مالي، تغييرات ساير درآمدها، تغييرات ساير هزينه‌ها و تغييرات سود خالص شركتهاي پذيرفته شده در بورس تهران بوده و متغير وابسته تحقيق تغييرات بازده سهام شركتهاي مزبور مي‌باشد.
چون مقدار متغير وابسته (تغييرات بازدة سهام) كه در انتشارات مختلف بورس تهران به صراحت ذكر نشده است با استفاده از فرمولهايش مقدار اين متغيرها را نيز محاسبه مي‌كنيم.1
بازده عبارت است از نسبت كل عايدي (ضرر) حاصل از سرمايه‌گذاري در يك دورة معين به سرمايه‌اي كه براي بدست آوردن اين فايده در ابتداي دورة كسب عايدي، مصرف گرديده است. بازده شامل تغيير در اصل سرمايه (قيمت سهام) و سود نقدي دريافتي (DPS)2 مي‌باشد.
براي محاسبة بازدة سهام شركتهاي مورد بررسي در اين تحقيق، فاكتورهاي افزايش سرمايه، منبع افزايش سرمايه و زمان افزايش سرمايه بايستي مد نظر قرار گيرد. براي محاسبة بازده با توجه به فاكتورهاي فوق از فرمولهاي زير استفاده شود:

1 ـ شركت افزايش سرمايه نداده باشد:
در اين صورت:
كه در آن:
R: بازدة سهام شركت
: قيمت بازار سهام شركت در پايان دوره
: قيمت بازار سهام شركت در ابتداي دوره
D : سود نقدي تعلق گرفته به هر سهم شركت
2 ـ افزايش سرماية شركت از محل اندوخته‌ها
در اينصورت با توجه به زمان افزايش سرمايه دو حالت ممكن اتفاق بيفتد:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

حالت اول ـ افزايش سرمايه قبل از مجمع عمومي عادي باشد در اينصورت:
: درصد افزايش سرمايه
حالت دوم: افزايبش سرمايه بعد از مجمع عمومي عادي باشد در اينصورت:
3 ـ افزايش سرمايه شركت از محل مطالبات و آوردة نقدي با توجه به زمان افزايش سرمايه مانند مورد 2 ، حالتهاي زير را داريم:
حالت اول ـ افزايش سرمايه قبل از مجمع عمومي عادي باشد:
1000 : ارزش اسمي (بهاي پذيره نويسي) هر سهم
حالت دوم ـ افزايش سرمايه بعد از مجمع عمومي عادي باشد:
4 ـ افزايش سرمايه از محل اندوخته‌ها، مطالبات و آورده نقدي در اين مورد نيز دو حالت ممكن اتفاق بيفتد:
حالت اول ـ افزايش سرمايه قبل از مجمع عمومي عادي باشد.
كه در آن :
: درصد افزايش سرمايه از محل مطالبات و آورده نقدي
: درصد افزايش سرمايه از محل اندوخته‌ها
حالت دوم ـ افزايش سرمايه بعد از مجمع عمومي عادي باشد:
پس از محاسبه بازده سهام هر شركت مورد بررسي، از مقدار بازده هر سهم در يكسال مقدار بازده همان سهم در سال ماقبل را كسر مي‌نماييم و بر مقدار بازده سهم در سال ماقبل تقسيم مي‌نماييم تا درصد تغييرات بازده سهم (متغير وابسته) بدست آيد:
كه در آن
: درصد تغييرات بازده سهام شركت
: بازده سهام شركت در سال اول
: بازده سهام شركت در سال صفر (سال پايه)
جمع‌آوري اطلاعات:
اطلاعات مورد نياز جهت محاسبه متغيرهاي اين تحقيق از طريق مجلات و سالنامه‌هاي انتشارات سازمان بورس اوراق بهادار تهران، گزارشات مجامع عمومي عادي و فوق‌العاده شركتهاي پذيرفته شده در بورس تهران جمع آوري شده است.
ادبيات تحقيق كه موضوع فصل دوم اين پايان نامه مي‌باشد، از طريق مطالعات كتابخانه‌اي جمع‌آوري شده است. در تحرير ادبيات تحقيق از كتابها، پايان نامه‌ها، مجلات داخلي و خارجي كه مربوط به موضوع تحقيق بوده استفاده شده است.
تعاريف عملياتي
بازده :
بازده عبارتست از نسبت كل عايدي (ضرر) حاصل از سرمايه‌گذاري در يك دوره معين به سرمايه‌اي كه براي بدست آوردن اين عايدي در ابتدا دوره، مصرف گرديده است. بازده سهام شامل تغيير در اصل سرمايه (تغيير قيمت سهام) و سود نقدي دريافتي مي‌باشد
فروش :
عبارت است از جريان ورود دارائيها يا ساير موارد افزايش دارائيهاي يك واحد تجاري و يا تصفيه بدهيهاي آن طي يك دوره مالي كه ناشي از تحويل كالا، ساخت دارائي براي مشتريان، ارائه خدمات يا ساير فعاليت‌هاي انتفاعي است در اجراي عمليات اصلي و مستمر واحد تجاري باشد.
هزينه:
عبارت است از جريان خروج دارائي‌ها و يا ساير موارد استفاده دارائيها يا ايجاد بدهيها طي يك دوره كه به منظور توليد و تحويل كالا، ارائه خدمات يا انجام ساير فعاليت‌ها در اجراي عمليات اصلي و مستمر واحد تجاري باشد.
سود (يا زيان) خالص:
عبارت است از مازاد (يا كمبود) درآمدها نسبت به هزينه‌ها براي يك دوره حسابداري معين كه معرف افزايش (يا كاهش) خالص در حقوق صاحبان سهام و ناشي از فعاليت‌هاي انتفاعي مستمر واحد تجاري و عمليات فرعي، رويدادهاي تصادفي و ساير عمليات، رويدادها و شرايط مؤثر بر واحد تجاري است كه طبق اصول پذيرفته شده حسابداري شناسايي و اندازه‌گيري مي‌شود.
هزينه عملياتي:
عبارتست از كاهش در حقوق صاحبان سهام ، به جز موارد مرتبط با آورده صاحبان سهام، كه از فعاليتهاي اصلي و مستمر واحد تجاري ناشي شده باشد،درواقع هزينه هاي عملياتي شامل هزينه هاي فروش ، اداري و عمومي مي باشد.
هزينه مالي:
عبارتست از سود تضمين شده، كار مزد و ساير مخارجي كه واحد تجاري براي تامين منابع مالي متحمل مي شود
ساير درآمدها:
عبارتست از افزايش در خالص دارايي ها كه از معاملات جانبي يا اتفاقي (به جزء مبادلات سرمايه اي و درآمد فروش) حاصل شده باشد.
فصل دوم
مباني نظري تحقيق
مقدمه:
اصولا سرمايه‌گذاران بايد بررسي‌هاي وسيعي در مورد خريد يا فروش سهام عادي انجام دهند بعبارت ديگر آنها بايد عوامل زيادي را در هنگام سرمايه‌گذاري مد نظر قرار دهند؛ زيرا آنها نقدترين دارايي خود را به سهام تبديل مي‌نمايند. اگر آنها بدون توجه به يكسري عوامل، اقدام به سرمايه‌گذاري نمايند، نتايج مطلوبي از سرمايه‌گذاري عايد آنها نخواهد شد. اين موضوع بيشتر در كشورهايي مطرح است كه بازار اوراق بهادار (بورس) كارايي ندارد. در كشورهايي كه بورس اوراق بهادار كارايي دارند، احتياج به بورس‌هاي وسيع در مورد اوراق بهادار نيست زيرا قيمت بازار سهام نزديك به ارزش ذاتي (واقعي) آن است. به عبارت بهتر قيمت بازار اوراق بهادار شاخص مناسبي از ارزش واقعي اوراق بهادار است.1
در كشورهاي پيشرفته صنعتي تحقيقات بسياري در مورد فرايند تصميم‌گيري سرمايه‌گذاران در اوراق بهادار صورت گرفته است. در اين كشورها به سرمايه‌گذار به عنوان يكي از اجزاي مهم بورس نگريسته مي‌شود. در كشورها نيز سرمايه‌گذاران نقش بسزايي در رونق بورس دارند. در راستاي خصوصي سازي اقتصاد و واگذاري سهام شركتهاي دولتي؛ دست اندركاران بايد شناخت دقيقي نسبت به سرمايه‌گذاران داشته باشند. در اكثر بورسهاي دنيا اوراق بهادار متنوعي براي سرمايه‌گذاري عرضه مي‌گردد ولي در حال حاضر در بورس اوراق بهادار تهران فقط سهام عادي خريد و فروش مي‌شود. بنابراين در اينجا طريقه انتخاب سهام عادي توسط سرمايه‌گذاران مدنظر است. در موقع انتخاب سهام، مهمترين موضوع براي فرد سرمايه‌گذار اين است كه چه مبلغي براي هر سهم عادي پرداخت نمايد. تعيين دقيق مبلغ پرداختي براي هر سهم احتياج به تجزيه و تحليل‌هاي وسيعي دارد. هدف اصلي از تجزيه و تحليل سرمايه گذاري، محاسبه ارزش فعلي عايدات آتي هر سهم است. در بورسهاي كارا، تعيين ارزش واقعي هر سهم (ارزش فعلي عايدات آتي) به راحتي امكان پذير است. در بازار كالا، سرمايه، تمام اطلاعات مربوط به اوراق بهادار در قيمت بازار اين اوراق منعكس است و هر اطلاعات جديدي كه به بازار مي‌آيد سريعاً قيمت اوراق بهادار را تحت تاثير قرار مي‌دهد. در اين بازارها امكان دستيابي به بازده غير عادي وجود ندارد و بازده سرمايه‌گذاري متناسب با ريسك مربوط به آن است. 1
انتخاب سهام در بازار كارا بسيار آسان است. زيرا قيمت سهام نوسان بسيار ناچيزي با ارزش ذاتي آن دارد. در اين بازار با توجه به روحيات سرمايه‌گذار نسبت به ريسك‌پذيري آن، سهام انتخاب مي‌گردد. سرمايه گذار اين اطمينان خاطر را دارد كه براي سهام خريداري شده بيشتر از قيمت واقعي آن مبلغي پرداخت ننموده است. بنابراين ضرورتي براي انجام تجزيه و تحليل اساسي احساس نمي‌شود، قبول برخي از صاحبنظران، در بازار كارا بهترين شكل انتخاب سهام به صورت تصادفي است.
در كشورهايي همچون ايران كه بازار سرمايه كارايي لازم را ندارد، قيمت بازار اوراق بهادار با قيمت واقعي آن تفاوت قابل ملاحظه‌اي دارد. بنابراين شخص سرمايه‌گذار بايد تجزيه و تحليل‌هاي وسيعي جهت خريد سهام مورد نظر خود انجام دهد. سرمايه‌گذار پس از انتخاب صنعت ( با صنايع با رشد بالا ) بايد شركت يا شركتهايي را در صنعت انتخاب نمايد كه نسبت به دريافت سود سهام و افزايش قيمت سهام آن در آينده مطمئن باشند. برآورد كميت و كيفيت سود آينده عامل مهمي در موفقيت يا عدم موفقيت سرمايه‌گذاري است.
سرمايه‌گذار بايد موقعيت رقابتي شركت را بررسي نمايد، زيرا اولين متغيري كه كميت سود آينده را تحت تاثير قرار مي‌دهد موقعيت رقابتي شركت است. موقعيت رقابتي شركت با معيارهايي از قبيل ميزان فروش، درآمد سالانه رشد فروش، ثبات درآمد فروش و تنوع محصولات سنجيده مي‌شود. سرمايه‌گذار با انتخاب شركتهاي بزرگ و رهبر در صنعت مي‌تواند ريسك تجاري (فعاليت) را به ميزان قابل ملاحظه‌اي كاهش دهد چون اين شركتها توانايي مقاومت در مقابل سياستهاي ساير شركتهاي رقيب را دارند.
اما فروش بايد به گونه‌اي باشد كه پس از كسر تمامي هزينه‌ها سود معمولي را نصيب شركت سازد. در شرايط رقابتي، شركتها براي افزايش سود نمي‌توانند قيمت فروش كالا را افزايش دهند. در اين شرايط بايد هزينه‌هاي شركت كاهش يابد. لذا لازم است هزينه‌هاي شركت مورد تجزيه و تحليل قرار و گيرند. به عبارت ديگر وجود اهرمهاي عملياتي مالي باعث مي‌گردد كه درصد تغيير در سود با درصد تغيير در فروش متناوب باشند، بنابراين تجزيه و تحليل دقيق صورت سود و زيان شركت ضروري به نظر مي‌رسد.
تاثير بورس اوراق بهادار در توسعه اقتصادي يك كشور انكارناپذير است. وظيفه اصلي اين بازار سرمايه به حركت انداختن موثر سرمايه‌ها و تخصيص بهينه اين منابع مي‌باشد به همين دليل ضرورت وجود يك بازار كارآ احساس مي‌شود. يكي از شرايط لازم براي چنين بازار اين است كه تمام اطلاعات موجود از جمله اطلاعات حسابداري داراي دو ويژگي مربوط بودن و قابل اتكاء مي‌باشند. و مي بايست بدون هزينه و بطور مساوي در دسترس تمام سرمايه‌گذاران و اعتبار دهندگان قرار گيرد تا برداشت نسبتاً يكساني از اطلاعات داشته باشند.
با توجه به نتايج بدست آمده از تحقيق آقايان دكتر ايرج نوروش و عباس وفادار به منظور ارتقاء كار بورس اوراق بهادار تهران پيشنهادهايي به صورت زير ارائه مي‌شود:2
1) تدوين و ارائه شاخص بورس كه به طور كامل نشان دهنده بازده كل بازار بورس اوراق بهادار تهران باشد.
2) شروع به كار جامعه حسابداران رسمي: اين جامعه نقشي مهمي را در كيفيت و قابل اتكاء بودن گزارشهاي عالي ايفا خواهد نمود.
3) تدوين و تصويب استانداردهاي حسابداري و حسابرسي:
بدون در نظر گرفتن اينكه سازمان بورس اوراق بهادار تهران به عنوان يك دستگاه نظارتي بخواهد بخشي از اختيارات خود را در زمينه ميزان و چگونگي افشاي اطلاعات مالي به حرفه تعويض كند يا خير، لذا ضروري است استانداردهاي پذيرفته شده حسابداري و حسابرسي در ايران تدوين شود.
4) آشنا نمودن سرمايه گذاران با صورتهاي مالي و روشهاي تجزيه و تحليل.
5) ايجاد سيستم اطلاع رساني مناسب در بورس اوراق بهادار تهران:
تعداد اندكي از سرمايه‌گذاران نيز داراي تخصص لازم در زمينه امور مالي هستند اما به علت نبودن يك نظام اطلاعاتي منسجم در بورس اوراق بهادار قادر نيستند اطلاعات مورد نياز براي انجام تجزيه و تحليل‌هاي مالي را بدست آوردند. لذا پيشنهاد مي‌شود سيستم اطلاع رساني مناسب در بورس تهران ايجاد شود تا بدين وسيله اطلاعات مورد نياز به آساني در اختيار سرمايه‌گذاران قرار گيرد.
6) تدوين مقررات جامع براي بازار بورس ايران از جمله در بعد نظارتي و گزارشگري مالي:
سازمان بورس اوراق بهادار تهران بايد در قالب يك نظام مناسب گزارشگري مالي در بورس چهار نوع گزارش به شرح زير از شركتها دريافت نمايد:
الف) خلاصه وضعيت شركت (براي ورود به بورس) شامل خلاصه اطلاعات عمومي شركت و … مي‌باشد.
ب) گزارش سالانه كه از سه بخش اصلي تشكيل مي‌شود:
1) صورتهاي مالي اساسي و يادداشتهاي همراه.
2) گزارش حسابرسي مستقل و بازرس قانوني.
3) گزارش هيات مديره
در اين مورد لازم است كه صورتهاي مالي براساس اصول پذيرفته شده حسابداري تهيه شود.
بخش اول : مفهوم سود و اجزاي صورت سود و زيان
سود حسابداري:3
از ديدگاه عملي سود حسابداري را بدينگونه تعريف كرده‌اند: تفاوت بين درآمد تحقق يافته ناشي از معامله‌هاي دوره و بهاي تاريخي منقضي شدة مربوطه، تعريف مزبور بيانگر اين است كه سود حسابداري داراي پنج ويژگي مي‌باشد:
1ـ سود حسابداري مبتني بر معامله‌هاي واقعي است كه شركت آنها را انجام داده است و اصولاً از تفاوت درآمد فروش كالاها يا خدمات با هزينه‌هاي لازم براي انجام دادن اين فروش، بدست مي‌آيد. برحسب سنت، حرفة حسابداري براي محاسبة سود از روش معاملاتي استفاده كرده است، اين معاملات مي‌تواند درون سازماني يا برون سازماني باشد.
2ـ سود حسابداري برمبناي فرض دورة‌ زماني، به عنوان يك امري بديهي،‌ قراردارد و به عملكرد مالي شركت در طي يك دورة زماني مشخص اشاره دارد.
3ـ سود حسابداري كه به مبناي اصل تحقق درآمد قراردارد، ايجاب مي‌كند تا درآمد تعريف شود، آن را اندازه‌گيري و شناسايي (ثبت) نمود. به طوركلي، اصل تحقق درآمد معيار يا آزموني است براي شناسايي (ثبت) درآمد و در نتيجه شناسايي (ثبت) سود.
4ـ سود حسابداري ايجاب مي‌كند كه بهاي جاري را برحسب بهاي تاريخي اندازه‌گيري كرد يعني بايد اصل بهاي تاريخي را به صورت دقيق رعايت نمود. يك دارايي برمبناي بهاي تمام شده (بهاي خريد) ثبت مي‌شود تا زماني كه فروش تحقق يابد، و در آن زمان هر نوع تغييري در ارزش شناسايي (ثبت) مي‌شود. از اين رو هزينه‌هاي جاري عبارتند از دارايي‌هاي منقضي شده يا بهاي تمام شده اقلام خريداري كه منقضي شده‌اند.
5ـ سود حسابداري ايجاب مي‌كند كه درآمدهاي تحقق يافته دوره،‌ در رابطه با هزينه‌هاي مربوط، مناسب يا ذيربط مورد توجه قرار گيرند. از اين رو سود حسابداري بر مبناي اصل تطابق قراردارد
نظريات پيرامون سود:4
سه نظريه اصلي در زمينه سود وجوددارد:
1 ـ نظريه دارايي‌ها ـ بدهي‌ها
2 ـ نظريه درآمد و هزينه
3 ـ نظريه استقلال‌تر از نامه و سود و زيان
نظريه دارايي‌ها ـ بدهي‌ها:
اين نظريه كه ديدگاه‌ ترازنامه‌اي يا نگهداري سرمايه ثابت نيز ناميده مي‌شود براين مبنا استوار است كه درآمد و هزينه فقط در نتيجه تغيير دارايي‌ها و بدهي‌ها ايجاد مي‌گردد. درآمد، افزايش در دارايي‌ها و كاهش در بدهي‌ها و هزينه،‌كاهش در دارايي‌ها و افزايش در بدهي‌هاست.
نظريه درآمد و هزينه:
اين نظريه كه ديدگاه سود و زياني يا تطابق نيز ناميده مي‌شود. براين مبنا استوار است كه سود فقط اختلاف بين درآمد در يك دوره و هزينه‌هاي كه موجب كسب آن درآمد‌ها شده است، مي‌باشد. لذا تطابق به عنوان اساسي‌ترين جريان اندازه‌گيري است كه شامل دو مرحله است:
1ـ تشخيص درآمد براساس معيارهاي خاص
2ـ تشخيص هزينه از طريق رابطه علت و معلول، تسهيم سيستماتيك يا منطقي و تشخيص فوري يا بلادرنگ
نظريه استقلال‌ترازنامه و سود و زيان:
در نظريه دارايي‌ها ـ بدهي‌ها و درآمد ـ هزينه، تر ازنامه و صورت سود و زيان به هم پيوسته بوده، و هر دو بخشي از يك جريان اندازه‌گيري هستند و تفاوت بين درآمد و هزينه در نهايت مساوي افزايش (كاهش) خالص دارايي‌هاست. ولي نظريه سوم، يعني استقلال‌تر از نامه و سود و زيان براين مبنا استوار است كه بهم پيوستگي صورتهاي مالي موجب زوايد مي‌گردد زيرا همة‌ وقايع هم در صورت سود و زيان و هم در ترازنامه گزارش مي‌گردد، اگر چه درجهات مختلف هستند لذا تعريف‌هاي دقيق دارايي‌ها و بدهي‌ها درتر از نامه و تعريف‌‌هاي درآمد و هزينه، در تعيين سود حاكميت دارند و اين در صورت، استقلال و اندازه‌گيري جداگانه دارند و دو روش اندازه‌گيري مي‌تواند مورد استفاده قرار گيرد (مثل استفاده از روش Lifo در محاسبه سود و استفاده از روش Fifo در ترازنامه )
استدلال انتخاب نظريه سود:5
با توجه به اينكه اوضاع اقتصادي و سياسي ايران اقتضاء مي‌كند، حتي‌الامكان بايد از روشهاي يكنواختي در تهيه صورتهاي مالي استفاده كرد، تا اعمال كنترل عملي‌تر گردد.
از سوي ديگر، حرفه‌ حسابداري در ايران با نظريه سوم آشنايي كامل ندارد و انتخاب يكي از دو نظريه اول و دوم در تعيين چهارچوب هريك از دو نظريه فوق تأخير قابل توجهي در تعريف عوامل صورتهاي مالي مي‌گذارد. نظريه دارايي‌ها ـ بدهي‌ها بر ارزش اين اقلام تأكيد دارد و از طرفي، همانگونه كه توضيح داده شد، يكي از معيارهاي اصلي و اوليه اطلاعات يا تصميم‌گيري است. بكار‌گيري اين معيار مستلزم استفاده از ارزش روز دارايي‌ها و بدهي‌هاست.
مكانيزم بازار در كشور كارا و كامل نيست، لذا مفهوم ارزش نمي‌تواند به خوبي تعريف گردد و به خوبي منعكس كنندة علايق افراد نيست. در برخي از موارد نيز، ممكن است قيمت بازار اصلاً وجود نداشته باشد و در بسياري از موارد ديگر قيمت بازار منعكس كننده ارزش نيست. در چنين وضعيتي انگيزه يكسان بين سهامداران يك واحد وجودندارد و اگر هم وجود داشته باشد، احتمالاً به حداكثر رساندن ارزش بازار منابع اقتصادي نخواهد بود. در نتيجه، خصوصيات قيمت مشخص نبوده و لذا سودي هم كه برمبناي چنين قيمتهايي تعيين گردد، روشن نيست.
پس اين نظريه آنچنانكه در بازار مؤثر و كامل كاربرد دارد، در بازار غيرمؤثر و ناكامل كاربرد ندارد. علاوه بر استدلال فوق با توجه به اينكه مالكيت اكثر واحدهاي اقتصادي در حال حاضر، متعلق به دولت است و يكي از اصلي‌ترين هدفها سنجش كارايي و نقش مباشرتي مديريت است، به حداكثر رساندن ارزش منابع اقتصادي در بازار، كاربرد چنداني در سنجش اين كارايي ندارد.
با توجه به دلايل فوق، انتخاب نظريه دوم (درآمد و هزينه) در اوضاع فعلي كشور به منظور تدوين استانداردهاي حسابداري برتري داشته و حتي با توسعه‌و رشد بازار اوراق بهادار، مي‌توان روابط معقولي بين قيمت اوراق بهادار و تقسيم سود در آينده از يكطرف و بين تقسيم سود و سودهاي آينده و نيز بين سودهاي آينده و سود جاري مشخص كرد.
سود تحققي و سود غير تحققي:
سود حداقل از دوديدگاه قابل بررسي مي‌باشد:
1ـ سود برمبناي ارزش فعلي
2ـ سود برمبناي بهاي تمام شده تاريخي يا سود حسابداري
براي روشن‌تر شدن موارد فوق، به تعريف دو مفهوم تحققي ‌و غير تحققي مي‌پردازيم:
واژه تحققي، به طرح، تصميم يا روشي نسبت داده مي‌شود كه مبتني برواقعيات يا اطلاعات خاصي كه آن واقعيات يا اطلاعات قبلاً تحقق يافته‌اند، باشد. واژه تحققي، به طرح، تصميم يا روش نسبت داده مي‌شود كه مبتني برامور يا اطلاعات فرضي باشد كه آن امور يا اطلاعات هنوز تحقق نيافته باشد.
محاسبه سود برمبناي ارزش فعلي، يك مفهوم غير تحققي و اندازه‌گيري سود برمبناي بهاي تمام شده تاريخي، يك مفهوم تحققي است، كه اولي از ديدگاه اقتصادي و دومي از ديدگاه حسابداري به مسئله سود مي‌پردازد.
نكته قابل توجه در اين مبحث، اين است كه بهاي تمام شده جايگزيني دارايي‌ها و ارزش فعلي دارايي‌ها، دو مفهوم كاملاً متفاوت مي‌باشند.
در گستره فعاليت‌‌هاي تجاري، علي‌الخصوص در بازارهاي مؤثر سرمايه، به حداكثر رساندن ارزش خالص دارايي‌ها هدف بديهي و منطقي هر مؤسسه تجاري است تا بتوانند از اين راه ثروت مالكان را به بيشترين مقدار ممكن افزايش دهند. از آنجا كه هدف مالكين از سرمايه‌گذاري در مؤسسه نيز حداكثر كردن ثروت خود است، ضروري است كه ثروت توسعه حسابداران مورد اندازه‌گيري قرار مي‌گيرد.
سود برمبناي مفهوم غير تحققي (ارزش فعلي)، ايده آل‌ترين مفهوم تئوريك را جهت استفاده در حسابداري به خود اختصاص داده و مشكل اندازه‌گيري عملي تنها مانع متداول شدن آن است. هيكس در يكي از مقالات خود تحت عنوان ” ارزش و سرمايه ” سود را چنين تعريف نموده است:
” سود عبارت از حداكثر مبلغي كه يك مؤسسه قادر است در سال بصورت سود سهام بين مالكان خود توزيع نمايد و در عين حال هنوز انتظار داشته باشد كه مي‌تواند همان مبلغ را در سالهاي بعدي نيز توزيع كند
پرفسور سو لمانز پيشنهاد نمود تعديلات زير در سود حسابداري ايجاد گردد تا منجر به دستيابي به سود اقتصادي شود:
1ـ افزايش تغييرات تحقق نيافته در ارزش دارايي‌هاي مشهود در طول دوره (پس از كسر استهلاك و كاهش قيمت موجودي‌ها)
2ـ كاهش تغييرات تحقق يافته در ارزش دارايي‌ها مشهود كه مربوط به دوره‌هاي قبل بوده ولي در همان دوره شناسايي نشده است.
3ـ ا فزايش تغيير در ارزش دارايي‌هاي نامشهود.
تعديلهاي شمارة: يك و دو ناشي از اين است كه سود حسابداري در برگيرنده آن بخش از سود حاصل از نگهداري داريي‌ها مي‌باشد كه دارايي‌هاي مربوط در آن فروخته شده است و سود حاصل از اقلام موجود، شناسايي نشده است.
تعديل شمارة: سه، محاسبه تغيير در ارزش دارايي‌هاي نامشهود است كه در محاسبه سود حسابداري منظور نمي‌شود.
سولمانز با توجه به صورت مغايرت فوق مي‌گويد: ” بطور مشخص، اساس اختلاف ميان دو مفهوم سود حسابداري و سود اقتصادي، در معيار تحقق از ديد حسابداران نهفته است. در اقتصاد، لازمه تحقق، تغيير در ارزش است، هر چند كه در معاملات و رويدادها منعكس نشده باشد ولي در حسابداري، تحقق عبارت است از تغيير ايجاد شده در ارزش دارايي‌ها يا بدهي‌ها كه بطور و مؤثر قابل تعيين بوده و جهت ثبت در حسابها محقق شده باشد.
علاوه بر مغايرتهاي موجود ميان سود اقتصاددي و سود حسابداري به خاطر اختلاف در شناسايي سود و زيان حاصل از نگهداري دارايي‌ها، تفاوت اساسي‌تر اين دو، رابطه‌اي است كه هريك با رويدادهاي گذشته و رويدادهاي مورد انتظار آينده دارند.
همانطوركه قبلاً اشاره شد، سود حسابداري يك مفهوم تحققي است و در هر مقطع زماني، دستاوردهاي همان تاريخ را اندازه‌گيري مي‌كنند. اين مفهوم از سود مبتني است بر رويدادها و معامله‌ها بازار كه در گذشته بطور عيني اتفاق افتاده است. سود با اين مفهوم، مي‌‌تواند از طريق اندازه‌گيري افزايش در خالص دارايي‌ها مشهود يك مؤسسه تعيين شود و مطالبات، آن هم مي‌تواند برمبناي بهاي تمام شده تاريخي و هم برمبناي قيمت جاري بازار انجام شود. سود اقتصادي از طريق اندازه‌گيري افزايش در دارايي‌هاي غيرپولي تعيين مي‌شود و افزايش در دارايي‌هاي پولي مشهود را مدنظر قرار نمي‌دهد.
هريك از مفاهيم سود حسابداري و سود اقتصادي به يك دوره زماني متناوت با ديگري است و به يك رويداد خاص مربوط مي‌شود. اين يك تفاوت اساسي است كه كمتر به آن توجه مي‌شود. با بررسي ماهيت سود اقتصادي بهتر مي‌توان به تفاوتهاي ميان اين دو مفهوم پي‌برد.
الف‌ـ در تعريف گفته مي‌شود، سود اقتصادي عبارت است از خالص ارزش فعلي مؤسسه. اين مفهوم از سود است كه به كل افق زماني برنامه‌ريزي شده مربوط و قابل اطلاق به دوره زماني خاص نيست.
ب‌ـ سود برمبناي ارزش فعلي (سود اقتصادي) براي مدت زمان قابل درك توسط مديريت شناسايي مي‌شود و در اندازه‌گيري آن، اصولاً زمان وقوع هيچگونه رويداد و معامله واقعي در بازار مدنظر نمي‌گيرد و چون براساس انتظارات پايه‌ريزي مي‌شود، تا حدودي مبناي پيش‌بيني خواهد داشت آگاهي نادرست از آينده سبب مي‌شود انتظارات و احتمال پيش‌بيني‌ها ناچيز شمرده شود، در نتيجه سود اقتصادي تعيين نشدني جلوه مي‌كند افزايش اطمينان تجاري و بهبود شرايط مورد انتظار در بازار، اطمينان به سود اقتصادي را تقويت مي‌كند و برعكس هرگونه بدبيني نسبت به آينده، باعث كم ارزش‌تر شدن آن مي‌شود.
ج ـ سود اقتصادي به مهارت و كوشش مديريت. برآورد ميزان سودآوري فعاليت‌هاي تجاري آينده، ميزان ريسك‌پذيري و همچنين به ساير عواملي كه ماهيتاً مي‌توانند مفهوم غير تحققي سود را تحت تأثير قراردهند، بستگي دارد.
سود اقتصادي طبق تعريف، تنها به سود خالص اطلاق مي‌شود و محاسبه آن مبتني بر در نظر گرفتن جريان عايدهاي قبل از كسر بهره مي‌باشد. در حالي كه سود حسابداري، تمايز ميان سود عادي و سود خالص قائل نمي‌شود و بهره و سود را از هم متمايز مي‌نمايد.


پاسخ دهید