2-8-1. مالکيت سهام مديريت :30
2-8-2. مالکيت سهام مديريت و همسويي منافع:30
2-8- 3. مالکيت سهام مديريت وقرارداد موثر:30
2-9. سهامداران عمده31
2-10. پيشينه موضوع تحقيق32
2-10-1. تحقيقات انجام شده در ساير كشورها پيرامون موضوع تحقيق32
2-10-2. تحقيقات انجام شده در ايران پيرامون موضوع تحقيق37
فصل سوم: روش اجراي تحقيق
3-1. مقدمه43
3-2. روش تحقيق43
3-3. جامعه و نمونه آماري تحقيق44
3-4. فرضيههاي تحقيق45
3-5 . تعريف عملياتي متغيرهاي تحقيق46
1-3-5. متغير وابسته :46
2-3-5. متغيرهاي مستقل:46
3-3-5. متغيرهاي کنترلي:47
3-6. روش و ابزار گردآوري اطلاعات48
3-7. روش تجزيه و تحليل اطلاعات و آزمون فرضيه ها49
فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده ها
4-1. مقدمه52
4-2. آمار توصيفي53
4-3. آزمون نرمال بودن54
4-4. بررسي اعتبار مدل55
4-5. آزمون فرضيه هاي تحقيق55
فصل پنجم: نتيجه گيري و پيشنهادات
5-1. مقدمه61
5-2. خلاصه پژوهش61
5-3. ارزيابي و تشريح نتايج آزمون فرضيه ها62
5-4. محدوديت هاي پژوهش64
5-5. پيشنهادها براي تحقيقات آتي64
5-6. پيشنهادهاي کاربردي65
منابع ومآخذ66
الف- منابع فارسي67
ب- منابع غيرفارسي69
پيوست ها
چکيده انگليسي
جدول 4-1 آمار توصيفي داده ها53
جدول 4-2 آزمون کلموگروف اسميرنوف55
جدول 4-3 نتيجه آزمون فرضيه اول56
جدول 4-4 نتيجه آزمون فرضيه دوم57
جدول 4-5 نتيجه آزمون فرضيه سوم58
نمايشگر 2-1 ارزش هاي مبادله17
نمايشگر 2-2 سيستمهاي حاکميت شرکتي28
نمايشگر 2-3 مکانيزمهاي بيروني حاکميت شرکتي28
نمايشگر 2-4 مکانيزمهاي دروني حاکميت شرکتي29
نمايشگر 3-1 ناحيه رد و قبول فرض صفر50

فصل اول
کليات تحقيق
1-1 مقدمه
تداوم انقلاب صنعتي در قرن نوزدهم، ايجاد كارخانه هاي بزرگ و اجراي طرحهاي عظيم صنعتي نيازمند سرمايه هاي كلان بود. تأمين چنين سرمايه هايي از امكانات مالي يك يا چند سرمايه گذار فراتر بود و از سوئي، يك يا چند سرمايه دار نيز آمادگي پذيرفتن خطر تجاري چنين فعاليتهاي بزرگي را نداشتند. از اين رو، شركتهايي شكل گرفت كه مسئوليت صاحبان سرمايه آنها محدود به مبلغ سرمايه گذاريشان بود و در قالب چنين مشاركتهايي، سرمايه هاي كوچك تجهيز و راه حل مناسبي براي تأمين سرمايه هاي كلان و توزيع مخاطرات تجاري فراهم آمد. سرمايه هاي چنين شركتهايي به سهام تقسيم و سهام آنها قابل نقل و انتقال بود. رواج معاملات سهام باعث رونق بازار سرمايه و مشاركت صاحبان سرمايه هاي كوچك در اين بازار شد. تنظيم نحوه اداره شركتهاي سهامي وروابط بين صاحبان سهام از طريق وضع قوانين و مقررات توسط دولتها، نظم يافتن بخشي ازمعاملات اوراق بهاداربا ايجاد بورسهاي اوراق بهادار از جمله عوامل ديگري بودند كه به تشكيل شركتهاي سهامي وفزوني سرمايه گذاراني انجاميد كه نه مستقيماً در اداره شركتها مشاركت داشتند و نه داراي چنين تمايلي بودند. شركتهاي سهامي توسط هيئت مديره اي اداره مي شود كه معمولاً از سهامداران بزرگ تشكيل شده و منتخب آنان هستند. ادامه فرآيند تحول در مناسبات مالكيت و اداره سرمايه در كشورهاي توسعه يافته صنعتي به پيدايش گروه تازه اي از مديران كار آزموده و حرفه اي انجاميد كه در عين اقتدار كامل در اداره واحدهاي اقتصادي، گاه در سرمايه آنها سهمي داشتند. در اين فصل، به ارائه بيان مسئله، ضرورت تحقيق، اهداف تحقيق، فرضيه هاي تحقيق، روش تحقيق، جامعه ونمونه آماري تحقيق، ابزارگردآوري داده ها، ابزار تجزيه و تحليل داده ها، قلمروتحقيق و تعاريف واژه ها و اصطلاحات پرداخته مي شود..
1-2. شرح و بيان مسئله تحقيق
بورس اوراق بهادار تهران، مكاني براي تجهيز پس اندازها و هدايت آن به سمت سرمايه گذاري مولد و مفيد محسوب مي شود. بنابراين اين، مطالعه پيرامون موضوع هاي مرتبط با اين سازمان از اهميت ويژه اي برخوردار است(خدابنده ودستگير، 1381،10). سود به عنوان يكي از مهمترين اقلام تأثير گذار در تصميم گيري استفاده كنندگان از صورتهاي مالي است. اين قلم از صورتهاي مالي (سود) را مي توان از جنبه هاي مختلفي از جمله طبقه بندي هاي متفاوت در صورت سود و زيان از نظر عملياتي و غير عملياتي بودن، مستمروغير مستمر بودن و يا بررسي ميزان نقدي و تعهدي بودن سود مورد بررسي قرار داد. زيرا امكان تكرار پذيري سود ديدگاه سرمايه گذاران را نسبت به خريد يا فروش اوراق بهادار و يا نگهداري آن تحت تأثير قرار مي دهد. يكي از عواملي كه قابليت استمرار سود به آن بستگي دارد ميزان نقدي و تعهدي بودن سود مي باشد.
سود گزارش شده از جمله اطلاعات مالي مهمي است كه در هنگام تصميم گيري توسط افراد در نظر گرفته مي شود. تحليلگران مالي عموماً سود گزارش شده را به عنوان يك عامل برجسته در بررسي ها و قضاوتهاي خود مد نظر قرار مي دهند. سرمايه گذاران معتقدند كه سود ثابت در مقايسه با سود داراي نوسان، پرداخت سود تقسيمي بالاتري را تضمين مي كند. همچنين سود به عنوان يك معيار مهم از ريسك كلي شركت قلمداد مي شودو شركتهاي داراي سود هموارتر(هموارسازي سود)1 داراي ريسك كمتري مي باشند. بنابراين شركتهايي كه از سود ثابتي برخوردارند بيشتر مورد علاقه سرمايه گذاران بوده و از نظر آنها محل مناسبتري براي سرمايه گذاري محسوب مي شوند.
در زمينه اجزاء نقدي و تعهدي سود تحقيقات وسيعي در داخل و خارج كشور شده است. اسلوان (2004) بيان مي كند: اقلامي از تعهدات كه داراي قابليت اتكاء2 كمي هستند منجر به استمرار كمتر سود مي شوند و درحاليكه بطور كلي سرمايه گذاران انتظار استمرار كمتر سود را ندارند.
مديريت در انتخاب بين روشهاي مختلف به حساب بردن وقايع مالي در چارچوب اصول پذيرفته شده حسابداري اختيارات قابل ملاحظه اي دارد. مثلاً در مورد استهلاك، روش هاي مختلف پذيرفته شده اي وجود دارد و مديريت مي تواند بين اين روشها يكي را انتخاب كند. همچنين مديريت مي تواند فعاليتهاي مالي را زمانبندي كند به تأخير انداختن يك يا چند قلم از فروشها و يا انجام مخارج اختياري از جمله اين اختيارات است به علت اين انعطاف پذيري، مدير مي تواند به طور سيستماتيك روي سود گزارش شده از سالي به سالي ديگر تاثير گذاشته و آن را هموار سازد. هموار سازي سود يك هدف روشن دارد و آن ايجاد جريان رشد ثابت در سود است. وجود اين نوع دستكاري نيازمند آن است كه شركت سود زيادي داشته باشد تا بتواند ذخاير لازم را براي منظم كردن جريانها در هنگام نياز تأمين كند.(فدنبرگ،30، 1995)3
اقلام تعهدي آسانتر از جريانات نقدي دستخوش تغيير و دستكاري مي شوند، از اين رو مديريت مي تواند منجر به افزايش زمينه اشتباهات در اقلام تعهدي گردد. با اين حال، وجود مديريت سود به معناي وجود اشتباهات در اقلام تعهدي، و در نتيجه، ثبات كمتر اقلام تعهدي نمي باشند. اشتباه در اقلام تعهدي ناشي از دو موضوع مي باشد. اول اينكه، برخي از اشتباهات به اين دليل مي تواند رخ بدهد كه برخي از اقلام تعهدي، تحت نظر برخي از قواعد حسابداري، از قابليت اتكاي بسيار پاييني برخوردارند و دوم اينكه، برخي از اشتباهات به دليل برآورد از اثرات اقتصادي آتي رويدادهاي جاري وگذشته بوجود مي آيند. حاکميت شرکتي4 با مکانيزم هاي برون سازماني (که اکثراً شامل قوانين و مقررات مي باشند) ومکانيزم هاي درون سازماني مي تواند منجر به افزايش قابليت اتکاء اطلاعات، ازجمله کيفيت سود و در نتيجه افزايش اعتماد سرمايه گذاران گردد. چارچوب هاي نظري مطرح شده درباره مكانيزم هاي درون و برون سازماني، مالكيت مديريت را به عنوان يكي از مولفه هاي نظارتي درون سازمان معرفي مي كند. اين ديدگاه، حاكميت شركتي را به عنوان راه حلي براي بهبود مشکلات نمايندگي5 مي داند. از اين رو يكي از راه حل هايي كه از طريق آن، حاكميت شركتي مي تواند اثر با اهميتي به ثبات سود و كيفيت اقلام تعهدي حسابداري داشته باشد، آن است كه مكانيزم هاي قوي حاكميت شركتي بايد انگيزه ها يا فرصت هاي مربوط به مديريت سود را كاهش دهدودرنتيجه به كاهش سطح اشتباهات در اقلام تعهدي و افزايش ثبات سود گردد. (گيلن،43، 2006)6.
تمامي مطالب ياد شده در بالارا مي توان در سوال هاي اصلي تحقيق به شرح زيرتلخيص كرد:
1. آيا اقلام تعهدي در مقايسه با اقلام نقدي، ازثبات كمتري برخوردارند؟
2. آيااقلام تعهدي با قابليت اتكاي كمتر درمقايسه با اقلام تعهدي با قابليت اتكاي بيشتر از ازثبات كمتري برخوردارند؟
3. آيا ارتباط بين مالكيت سهام مديريت و ثبات سود غير خطي مي باشد؟
انجام تحقيق حاضر در بازار سرمايه ايران، ديدگاههاي مربوط به اقلام تعهدي حسابداري و ثبات سود را بيان مي كند، همچنين احتمالاًبا افزايش سطح مالكيت سهام مديريت انگيزه مديريت فرصت طلبانه سود، كاهش مي يابد.
1-3. ضرورت تحقيق
بر طبق مفهوم سود مندي تصميم ارائه شده توسط هيات استانداردهاي حسابداري مالي ايالات متحده، کيفيت سود و به صورت عام تر کيفيت گزارشگري مالي، مورد علاقه کساني است که از گزارش هاي مالي
براي تصميم گيري هاي سرمايه گذاري وانعقاد قرارداد هاي مختلف استفاده مي کنند (اسماعيلي،15،1386). استفاده كنندگان دسترسي مستقيمي به مدارك ومنابع اطلاعاتي واحدتجاري ندارند و نيازهاي اطلاعاتي آنها ازطريق فرآيندگزارش گيري حسابداري تامين مي شودو انتظارمي رودكه حسابداري اطلاعات مفيدي را دراختيارآنها قراردهد. اين اطلاعات زماني مفيد خواهندبود كه رويدادهاووقايع اقتصادي واحدتجاري به گونه اي قابل اتكاء وعاري ازخطا اندازه گيري شوند. طبق مبناي تعهدي حسابداري، رويدادهاي اقتصادي واحد تجاري اندازه گيري واغلب به صورت اقلام تعهدي درصورت هاي مالي گزارش مي گردد. به بيان ديگر، اقلام تعهدي زائيده حسابداري تعهدي هستند. حساسيت سرمايه گذاران درمواجه با اقلام تعهدي بيشترازاقلام نقدي است، به طوري كه بعضي از سرمايه گذاران توجه بسياركمي به اقلام تعهدي دارند. چراكه اين اقلام تحت تاثيرقضاوت هاي شخصي وذهني افراد، اندازه گيري وگزارش مي شوند، نتيجه چنين برخوردي باعث بروز اشتباه درارزيابي جزء تعهدي سود مي شود.
پايداري سوديكي ازويژگي هاي كيفي مهم سود حسابداري است كه بيانگر ثبات وتداوم سود حسابداري است. سودهايي كه از محل عمليات جاري واحد تجاري باشد به مراتب پايداري شان بيشترازاقلام ذهني گزارش شده درصورت هاي مالي است. اقلام تعهدي نيزازاين قاعده مستثني نيستندچراكه درشناسايي وبه حساب بردن آن درجه اي ازذهنيت استفاده مي شودكه باعث پايداري پايين اين اقلام مي شود. بنابراين لازم است كه درارزيابي پايداري سود واحدتجاري به قابليت اتكاي آنها توجه شود.
زماني که برخي از افراد مانند مديران و سهامداران عمده بيش از ساير ذينفعان از وضعيت حال و آينده شرکت اطلاع دارند، مي توانند با روش هاي مختلف از اين مزيت اطلاعاتي به نفع خود و زيان ساير ذينفعان استفاده کنند. براي مثال آنها مي توانند باتحريف اطلاعات از موقعيت خود سوء استفاده و بر تصميم گيري هاي سهامداران اثرگذار باشند. اغلب تحقيقاتي که در زمينه سود انجام گرفته است به کيفيت سود اهميت چنداني قائل نشده اند ولي در سالهاي اخير به دنبال ورشکستگي شرکتهاي عظيم دنيا، محققين و تحليل گران مالي توجه خود رااز تأکيد صرف بر رقم سود به سوي کيفيت سود معطوف کرده اند. به لحاظ با اهميت بودن تأثير سازوکارهاي حاکميت شرکتي بر کيفيت سود و اهميت کيفيت سود به عنوان معياري مهم براي تصميم گيري استفاده کنندگان انجام تحقيقاتي دراين زمينه ضرورت دارد. از نظر موسسات بين المللي7رويه هاي اصلاح شده حاکميت شرکتي از طريق تقويت توانايي هاي شرکت‌ ها در رقابت براي دستيابي به سرمايه جهاني نقش کليدي در ايجادرونق اقتصادي وافزايش اشتغال بازي مي‌کند. (رهبري،35، 1383) از طرفي سياستگذاران در حال حاضر به اين مساله اذعان دارند که اشاعه رويه هاي حاکميت شرکتي به ثبات مالي، سرمايه گذاري و رشد اقتصادي منجر مي‌شود .
1-4. اهداف تحقيق
از جمله معيارهاي مهم ارزيابي اوراق بهادار، سود شرکت ها مي باشد، اما آيا اطلاعات سود شرکت ها توانايي پيش بيني سودآوري شرکت ها را دارند و آيا اطلاعات ارائه شده به سرمايه گذاران قابل اتکا است؟ هدف كاربردي تحقيق حاضر نيز، پيشنهاد براي سرمايه گذاراني كه به طور عام به رقم سود توجه ويژه اي دارند. آنها سودهاي بدون نوسان وياكم نوسان را باكيفيت تر تلقي مي كنند. به عبارت بهتر، آنها در شركتهايي حاضرند سرمايه گذاري كنند كه روند سود آنها داراي ثبات بيشتري است.
بنابراين سودهاي گزارش شده همواره به عنوان يكي از معيارهاي تصميم گيري مالي، داراي اعتبار ويژه اي است. مديران واحدهاي تجاري سعي دارند در فرآيند تعيين سود دخالت نمايند تا رقم سود در راستاي اهداف دلخواه آنها گزارش شود. مديران به صورت فرصت طلبانه بر سود خالص مديريت مي كنند و بدين منظور از روشهاي متعددي استفاده مي كنند، آنها به منظور نشان دادن تصويري مطلوب از روند سودآوري، در چارچوب اصول و روشهاي حسابداري دست به مديريت سود مي زنند. مديران از طريق انتخاب روشهاي خاص حسابداري و همچنين تغيير در برآورد مي تواند سود را دستكاري كنند.

با توجه به مشكلات نمايندگي وتضاد منافع بين مديران وسهامداران، يكي از راههاي پيشنهادي براي بهبود روابط قراردادي ونمايندگي استفاده ازمكانيزم هاي حاكميت شركتي مي باشد. از مكانيزم هاي موثر حاكميت شركتي مي توان به مالكيت مديريت اشاره نمود.
1-5. فرضيه هاي تحقيق
جهت پاسخ به پرسش هاي تحقيق، فرضيه هاي زير طراحي گرديد.
1. اقلام تعهدي در مقايسه با اقلام نقدي، از ثبات كمتري برخورداراست.
2. اقلام تعهدي با قابليت اتكاي كمتردرمقايسه با اقلام تعهدي با قابليت اتكاي بيشتر از ثبات كمتري برخورداراست.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3. ارتباط بين مالكيت سهام مديريت و ثبات سود غير خطي مي باشد.
1-6. روش تحقيق
تحقيق حاضر از لحاظ نوع يا ماهيت، تحقيقي کاربردي و از نوع بررسيهاي پس رويدادي مي باشدکه براساس دادههاي مالي گذشته به بررسي فرضيات ميپردازد. اطلاعات اساسي اين تحقيق شامل دادههاي صورتهاي مالي حسابرسي شده واطلاعات مربوط به ترکيب هيات مديره، ترکيب مالکيت، كيفيت سود، مولفه هاي تعهدي و مولفه هاي نقدي سوداست که با مراجعه به پايگاه هاي اطلاعاتي استخراج، محاسبه و بر اساس آن مدلهاي تحقيق برآورد خواهد شد تا مبنايي براي آزمون فرضيات فراهم سازد. جامعه آماري اين تحقيق را شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران تشكيل ميدهد. قلمرو زماني تحقيق، با در نظر گرفتن اطلاعات نزديك به زمان انجام تحقيق و در دسترس بودن اطلاعات مربوط در يک دوره 4 ساله از ابتداي سال 1383 لغايت پايان سال 1386 تعيين شده است.
1-7. جامعه و نمونه آماري تحقيق
جامعه آماري شامل شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار بين سالهاي 1383 الي 1386 مي باشد. نمونه تحقيق شامل شرکت هايي است که بر اساس شرايط و ويژگي هاي زير از جامعه آماري مزبور استخراج گرديده است.
1. طي دوره مالي 1383 تا 1386 در بورس اوراق بهادار فعال باشند (باتوجه به قلمرو زماني تحقيق ).
2. به لحاظ افزايش قابليت مقايسه، دوره مالي آنها منتهي به پايان اسفند ماه باشد.
3. طي دوره زماني انجام تحقيق، سهام آنها حداقل هر سه ماه يكبار در بورس اوراق بهادار تهران مبادله شده باشند.
4. جز بانکها و موسسات مالي (شرکت هاي سرمايه گذاري، واسطه گري مالي، شرکت هاي هلدينگ، بانک ها و ليزينگ ها )نباشند.
5. شركت هايي كه اطلاعات مورد نظر آنها در دسترس باشد.
باتوجه به مجموعه شرايط ياد شده تعداد 102 شرکت در دوره زماني 1383 تا 1386 داراي شرايط فوق بودند که به علت محدود بودن تمامي آنها به عنوان نمونه آماري انتخاب شدند .
1- 8. ابزار گردآوري داده ها
به منظور تهيه و تدوين مباني نظري و پيشينه تحقيق از كتاب‌ها و مقالات و پايان‌نامه‌هاي مرتبط و هم‌چنين از سايت‌هاي اينترنتي حاوي مقالات مرتبط بامتغيرهاي مورد تحقيق استفاده شده است. سپس درقسمت جمع‌آوري اطلاعات مورد نياز مربوط به متغيرهاي تحقيق با مراجعه به نرم افزار رهاورد نوين و گزارش هاي مالي بورس اوراق بهادار، اطلاعات مربوط به شركت‌هاي عضو نمونه آماري اين تحقيق گردآوري شده است.
1-9. ابزار تجزيه و تحليل داده ها
براي تجزيه و تحليل داده هاي تحقيق از آمار توصيفي و استنباطي استفاده خواهد شد. جهت تشريح و تلخيص داده هاي جمع آوري شده از آمار توصيفي ( ميانگين، ميانه، چارك، واريانس وغيره) و براي تحليل آزمون فرضيه هاي تحقيق از آمار استنباطي (تحليل رگرسيون چند متغيره، آزمون t و آزمون F) بهره گرفته مي شود. همچنين براي تجزيه و تحليل داده ها و استخراج نتايج پژوهش از نرم افزار Excel و spss استفاده خواهد
شد.
1- 10. قلمرو تحقيق
1-10-1. قلمرو موضوعي تحقيق:
اين تحقيق به بررسي تاثيرمالكيت سهام مديريت برارتباط بين ثبات سودواقلام تعهدي حسابداري ميپردازد.
1-10-2. قلمرو مکاني تحقيق (جامعه آماري):
دراين تحقيق جامعه آماري، کليه شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مي باشد .
1-10-3. قلمرو زماني تحقيق:
قلمرو زماني در اين تحقيق بازه سالهاي 1383 تا 1386 مي باشد.
1-11. تعريف عمليلاتي مفاهيم و واژگان اختصاصي به کار رفته در تحقيق:
مالکيت سهام مديريت: درصدي از سهام عادي تملک شده توسط هيأت مديره اجرايي و غيراجرايي اندازه گيري مي شود. اين اطلاعات به صورت غير مستقيم از افشائيات صورتهاي مالي سالانه استخراج مي گردد.
کيفيت سود: مفهومي است که بر پايه محتواست و بنابراين تعريف واحد ندارد. در اين تحقيق کيفيت سود ميزان نزديکي آن به وجه نقد عملياتي است به طوري که هر چه اين فاصله کمتر باشد کيفيت سود بيشتر و هر چه اين فاصله بيشتر باشد کيفيت سود کمتر مي باشد.
عضو غيرموظف هيات مديره: عضو پاره وقت هيئت مديره است که فاقد مسئوليت اجرايي مي باشد (آين نامه نظام راهبري، 1386).
حاکميت شركتي: حاکميت شرکتي مربوط به اداره شرکت نيست بلکه مربوط به هدايت بنگاه اقتصادي، نظارت وکنترل اعمال مديران اجرايي و پاسخگويي آنها به تمام ذي نفعان شرکت مي باشد(تري گر، 1984).
1- 12. ساختار تحقيق
درادامه اين تحقيق ودر فصل دوم به بحث درباره مباني نظري تحقيق و پيشينه تحقيق پرداخته مي شود. درفصل سوم، روش تحقيق وجامعه آماري و نمونه تحقيق معرفي مي شود. در فصل چهارم نسبت به تجزيه و تحليل اطلاعات و آزمون فرضيه هاي آماري تحقيق اقدام شده است ودر فصل پنجم تحليل نتايج حاصل از آزمون فرضيه هاي تحقيق و پيشنهادات تحقيق بيان شده است.
فصل دوم
مروري بر ادبيات تحقيق و پيشينه تحقيق
2 -1. مقدمه
كيفيت سود گزارش شده براي سرمايه گذاران از اهميت -ويژه اي برخوردار است. سرمايه گذاران علاقمندند منافع آتي سرمايه گذاري خود را برآورده كنند تا بتوانند درباره دريافت سود نقدي آتي و نيز ارزش سهام خود قضاوت كنند. يكي از ويژگي هاي كيفي مهم سود، پايداري سود است كه دوام و ثبات سود را نشان مي دهد.8 مفهوم سود واقعي عبارت است از سود عملياتي عادي، تكرارپذير و ايجاد كننده جريان هاي نقدي. سرمايه گذاران علاقمندند چشم انداز سودهاي آتي شركت را ترسيم كنند. چشم انداز سود به تركيب ويژگي هاي پايدار و ناپايدار سود اشاره دارد. شركتي كه اقلام با ثباتي در صورتهاي مالي خود دارد نسبت به شركتي كه اقلام بي ثباتي دارد از پايداري سود بالاتري برخوردار است.
پايداري سود بر اندازه گيري كارآيي واحد انتفاعي تأكيد دارد و آن را كانون توجه قرار مي دهد. اصطلاح كارآيي به معناي بكارگيري بهينه منابع واحد انتفاعي در عمليات مربوط و تحصيل سود نيز آمده است. به طور كلي از ديدگاه اقتصادي، اصطلاح كارآيي به معناي تركيب مناسب عوامل توليد يعني زمين، كار، سرمايه و مديريت به كار مي رود. اما ارزيابي كارآيي نسبي، مستلزم مقايسه آن با استانداردهاي تعيين شده مي باشد. اگر چه اين ارزيابي ها لزوماً نظري است اما به عنوان يك نقطه آغاز مي توان مقايسه را با نتايج دوره هاي قبلي يا با سود ساير واحدهاي انتفاعي فعال در صنعت مربوط انجام داد.
در محاسبه پايداري سود تأكيد اصلي بر اصطلاحات ” جاري” و ” عملياتي” است. بنابراين، در اين مفهوم سود، تنها ارزش يا رويدادهايي كه در كنترل مديريت و منتج از تصميمات دوره جاري است لحاظ مي شود. اما لازم است به نحوي تعديل شود تا استفاده از عواملي را كه در دوره قبل تحصيل شده اما در دوره جاري مورد استفاده قرار گرفته است نيز در بر گيرد. هر يك از دوره هاي مالي را نمي توان يك تجربه اقتصادي به شمار آورد. اغلب تجهيزات سرمايه اي يا حتي خدمات برخي از كاركنان، به استفاده و تركيب مناسب اين عوامل مربوط مي باشد. تصميمات دوره جاري به استفاده و تركيب مناسب اين عوامل مربوط مي شود.
جنبه ديگر مفهوم پايداري سود اين است كه تغييرات مربوط تنها از فعاليت اصلي شركت ناشي شود و با اين ترتيب، مقايسه آن با ساير عمليات شركت امكان پذير مي شود و ضمناً كارآيي مديريت بهتر آشكار مي شود. اگر چه اقلام ناپايدار مربوط به فعاليت هاي غير عملياتي نيز تحت تاثير مديريت قرار دارد اما تعيين استانداردهايي كه بتوان نتايج را با آن مقايسه كرد مشكل است.
سود حسابداري بر مبناي فرض تعهدي و در چارچوب اصول حسابداري شناسايي و اندازه گيري مي شودو بر خلاف سود اقتصادي كه مستلزم اندازه گيريهاي بسيار ذهني است، سود حسابداري بر قابليت اتكاي اقلام گزارش شده تأكيد دارد. با وجود اين، اطلاعات حسابداري نيز متأثر از برآوردهاي ذهني و قضاوت هاي شخصي است كه برآورد ذخيره مطالبات مشكوك الوصول، عمر مفيد و ارزش اسقاط دارايي هاي استهلاك پذير، هزينه هاي جاري و سرمايه اي، اقلام انتقالي به دوره هاي آتي و… نمونه هايي از برآورد حسابداري هستند كه هر كدام درجه اي از ذهنيت را به همراه دارند و باعث پايين آمدن كيفيت اطلاعات گزارش شده حسابداري مي شوند.
گزارش اقلام تعهدي كه نتيجه پردازش حسابداري تعهدي هستند با درجه اي از ذهنيت همراه هستند و در مورد بعضي از اقلام تعهدي اين درجه به بالاترين سطح و در مورد اقلام ديگر در پايين ترين سطح خود مي باشد. اقلام تعهدي به عنوان جانشين جريان هاي نقدي آتي شركت هستند كه در آينده اي معين جريان هاي به شركت وارد يا از آن خارج خواهد شد. در حالت ايده آل زماني اقلام تعهدي گزارش شده به جريان هاي نقدي آتي نزديك خواهند شد كه پيامدهاي نقدي مربوط به معاملات و رويدادهاي واحد تجاري در يك دوره باشند. يعني، چرخه هاي عملياتي و سرمايه گذاري واحد تجاري بسيار كوتاه باشند. در اين حالت، خالص دريافت هاي نقدي با قابليت اتكاي كامل عملكرد واحد تجاري را نشان مي دهد و اقلام ذهني و قضاوت هاي شخصي در آن جايي نخواهند داشت. اما در حالت واقعي دريافت ها و پرداخت هاي نقدي واحدهاي تجاري در دوره هايي اتفاق مي افتند كه با زمان وقوع خود معاملات و رويدادها متفاوت است. در اين حالت، سود ضرورتاً مساوي خالص دريافت هاي نقدي نخواهد بود و اقلام تعهدي با ميزاني از ذهنيت گزارش خواهند شد.
بنابراين مي توان انتظار داشت كه پايداري اقلام تعهدي گزارش شده در حالت دوم پايين تر از حالت اول باشد و بازده مورد انتظار سرمايه گذاران نيز كمتر شود. واحدهاي تجاري با فرآيند مستمر تغيير شكل دادن به يك رشته كالاي اقتصادي و خدمات ( نهاده ها) و تبديل آنها به كالاو خدمات ديگر‌( ستاده ها) كه مورد نياز جامعه مي باشد، سر و كار دارند. حسابداران نيز در اين كوشش و به منظور گزارش ادواري اين گونه فعاليت ها، به دنبال شواهد و مدارك مثبته جهت عينيت بخشيدن به اطلاعات حسابداري هستند.
2-2. هموارسازي سود9 و كيفيت اقلام تعهدي
تحليل گران مالي، مديران و سرمايه گذاران توجه خاصي به سود گزارش شده دارند. پيش بيني هاي سود به سرعت بين استفاده كنندگان منتشر مي شود و هر گونه بازنگري در آن بطور جدي و دقيق دنبال مي شود. چون پاداش مديران بر مبناي رقم سود تعيين مي شود، لذا آنها سعي مي كنند رشد سود را حفظ كنند. خبر عدم موفقيت شركتي در رسيدن به سود مورد انتظار به سرعت باعث كاهش قيمت سهام مي شود. و شركت هايي كه به انتظارات سود خود دست يابند، از طرف سرمايه گذاران مورد استقبال قرار مي گيرند.
توجه بيش از حد به رقم سود خالص باعث شده استفاده كنندگان از اين نكته غافل شوند كه رقم نهايي سود، حاصل يك فرآيند مفصل حسابداري است كه در هر مرحله از آن امكان اعمال نظر توسط مديران وجود دارد. از طرف ديگر استانداردهاي حسابداري نيز در برخي موارد راه گريزي را در زمان و اندازه گيري درآمدها و هزينه ها فراهم كرده است. كه با وجود توجه بيش از حد به سود خالص از طرف استفاده كنندگان، مديريت اين انگيزه را پيدا مي كند تا به منظور حفظ رشد پايدار سود، در اعمال استانداردهاي حسابداري به صورت سلطه جويانه اي عمل كند.
در اين ميان برخي تلاش ها جهت گريز از توجه صرف به رقم سود خالص، نظر استفاده كنندگان را به اقلام تشكيل دهنده سود معطوف كرده است. بنابراين، علاوه بر سود خالص، اقلام تعهدي سود نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. و سرمايه گذاران در برآوردهاي خود از سود خالص تعديل شده بابت كيفيت اقلام تعهدي استفاده كنند.
اقلام تعهدي بيانگر تفاوت بين سود حسابداري و جزء نقدي آن است. كه شامل تغييرات در موجودي كالا، حساب هاي دريافتني و حساب هاي پرداختني است. در صورتي كه اقلام تعهدي مثبت بزرگ باشد، بيانگر اين نكته است كه سود حسابداري از وجوه نقد حاصل از عمليات واحدهاي تجاري بسيار بيشتر است. البته بايد توجه داشت كه اين تفاوت به دليل اعمال اصول حسابداري در مورد زمان و نحوه شناسايي درآمدها و هزينه ها( اصل شناخت درآمد و اصل تطابق )10 است.
تعبير عمومي از اقلام تعهدي اين است كه اقلام تعهدي زائيده اعمال متهورانه مديريت در ثبت و شناسايي رويدادها است.11 اصول پذيرفته شده حسابداري در مورد زمان شناسايي و مبلغ درآمدها و هزينه ها به مديران شركت ها آزادي عملي نسبي داده است. و وقتي كه مديران سود حسابداري را به مبلغي بيش از وجوه نقد حاصل شناسايي مي كنند، اقلام تعهدي ايجاد مي شوند. مثلاً اگر مديريت درآمد فروش را زودتر از وصول وجوه مربوطه شناسايي كند، حساب هاي دريافتني به عنوان يكي از اقلام تعهدي افزايش خواهد يافت.
و يا در صورتي كه مديريت بدهي ناشي از هزينه هاي تضمين كالارا كمتر شناسايي كند، بدهي هاي جاري به عنوان يكي از اقلام تعهدي به مبلغي كمتر گزارش خواهد شد. و از آنجا كه سرمايه گذاران به رقم سود توجه مي كنند، با وجود موارد فوق گمراه خواهند شد.
سرمايه گذاران با توجه به سود گزارش شده سعي دارند سودهاي آتي و جريان هاي نقدي آتي را برآورد كنند. لذا سود خالص بايد توان كمك به سرمايه گذاران را در اين راستا داشته باشد. علت نياز به توجه به كيفيت اقلام تعهدي به عنوان يكي از ويژگي هاي كيفي سود در اين است كه اجزاي تشكيل دهنده اقلام تعهدي داراي بار اطلاعاتي هستند.12 براي مثال تغييرات مثبت( افزايش ) در موجودي كالا احتمالاً بيانگر وجود مشكل در فروش يا توليد بيش از اندازه است. به طور مشابه افزايش حسابهاي پرداختني بيانگر وجود مشكل در پرداخت وجوه به تامين كنندگان كالا و خدمات است كه ممكن است در اثر ناكافي بودن درآمد فروش يا مشكلات اعتباري ايجاد شود. بنابراين اجزاي اقلام تعهدي مي تواند به عنوان شاخص تعيين بهبود يا زوال عملكرد شركت باشد.
توجه به كيفيت اقلام تعهدي حتي در شناسايي دستكاري سود توسط مديريت نيز سودمند خواهد بود. براي مثال توجه به تغييرات حساب هاي دريافتني باعث آشكار شدن نكات مهمي در مورد تقدم يا تاخّر در شناسايي درآمد فروش به عنوان يكي از ابزارهاي دستكاري سود توسط مديريت خواهد شد.
افزايش در سود كه همراه با اقلام تعهدي زياد باشد، بيانگر كيفيت پايين سود است. و منجر به بازده آتي خواهد شد.13 بنابراين كيفيت اقلام تعهدي بر ثبات سود شركت ها تاثير دارد. با توجه به اينكه سرمايه گذاران به دنبال كسب بازده هستند، لذا آنها بايد در برآورد بازده مورد انتظار خود به كيفيت اقلام تعهدي سود توجه داشته باشند. و بازده مورد انتظار خود را با توجه به كيفيت اقلام تعهدي تعديل كنند. بعضي از عوامل، مديران شركت ها را در برخورد با مسائل تحريك نموده تا در نتيجه آن سود شركت ها را هموار نمايند. مديران اين شركت ها تلاش مي كنند از طريق هموار سازي ( ساختگي) سود، رشد سودآوري شركت هاي تحت مديريت خود را يكنواخت نشان دهند. ترومن و تيت من درباره تاثير هموار سازي سود هر سهم و بازار سهام بيان مي كند:” آرايش اقتصادي بازار، تجزيه و تحليل و تاثير هموار سازي سود بر قيمت سهام را جايز مي دارد، آرايش اقتصادي بازار مي گويد اگر مديري قادر باشد از بين دو يا چند روش پذيرفته شده در حسابداري روشي را براي شناسايي درآمد (خاصي) انتخاب كند، احتمالاً آن مدير روشي را انتخاب مي كند كه سود را به طور واقعي هموار كند. اغلب اين روش هموار سازي موقتي ناميده مي شود. به لحاظ هموار سازي سود، مدير مي تواند نوسانات را كاهش داده و برآورد احتمال ورشكستگي را از ديد مدعيان شركت كمتر كند.
اين عمل مديران احتمال گزارش برآوردهاي ذهني و غير قابل اتكاء را در صورتهاي مالي افزايش مي دهد.‌
آلبرشت و ريچاردسون به عوامل زير به عنوان ابزارهاي هموار سازي سود اشاره دارند:
1- روش استهلاك دارايي هاي ثابت از قبيل ساختمان، ماشين آلات و تجهيزات؛
2- استهلاك هزينه هاي بازنشستگي
3- استهلاك دارايي هاي نامشهود؛
4- درآمدها و هزينه هاي غير مترقبه؛
5- بخشودگي مالياتي سرمايه گذاري؛
6- ارزيابي موجودي كالا؛
7- انتخاب خط مشي حسابداري؛


پاسخ دهید