افراد هنگام رمزگشايي پيام‌ها تا حدود زيادي به تجربيات و دانش گذشته خود تکيه مي‌کنند. اگر نماد پيام از نظر فرستنده و گيرنده يک معني داشته باشد، رمزگشايي با موفقيت انجام مي‌گيرد. در غير اينصورت هر اختلافي بين تفسير فرستنده و گيرنده از نماد باعث اطلاعات غلط خواهد شد.
رمزگشايي
رمزگشايي فرآيندي است که در آن دريافت کننده، پيام را تفسير و معني مي‌کند.
2-1-3-5) دريافت کننده
نوع تفسير و رمزگشايي دريافت کننده، بستگي به خصلت‌هاي فردي، ويژگي‌ها و تجربيات وي دارد. فرستنده هنگام رمز گذاري و انتقال اطلاعات فرصت دارد تا تناسب پيام را در نظر بگيرد. دريافت کننده مي‌تواند مواردي مثل رمزگشايي يا عدم رمزگشايي پيام، کوشش براي تفسير پيام، و هر اقدام پيامدي آن را انتخاب کند.
دريافت کننده
دريافت کننده يا پاسخ دهنده، فرد يا گروهي است که پيام‌ به آن‌ها خطاب مي‌شود.
2-1-3-6) بازخورد
در ارتباط اثربخش معمولا اطلاع از نتايج ضروري است. البته دريافت کننده ممکن است پيام را کاملاً درک کرده باشد،‌ حتي اگر فرستنده هنوز بازخورد را دريافت نکرده باشد. در هر حال، در بيشتر ارتباطات رسيدن به اين رويکرد در بهترين وضعيت با خطر همراه است. معمولا بعضي از قسمت‌هاي ارتباط، به ويژه دستورالعمل وظايف، نياز به توضيح، تکميل بيشتر و يا تصريح دارد. فرستنده بايد رسيدن پيام و درک شدن کامل آن را پيگيري نمايد. فرايند ارتباط اگر به اين شکل ديده شود چرخشي است. منبع، پيام را ارسال مي‌کند و بازخورد آن را دريافت مي‌نمايد. اگر دريافت کننده نياز به تصريح اطلاعات اوليه داشته باشد، اين دور ممکن است دوباره شروع شود.
بازخورد ارتباط
بازخورد ارتباط، اطلاعي است که فرستنده کسب مي‌کند و دلالت بر اين دارد که آيا دريافت کننده پيام را درست تفسير کرده يا خير.
2-1-4) مسير ارتباطات
ارتباطات (در سازمان) مسير افقي يا عمودي مي‌پيمايد. اگر ارتباطات مسير عمودي بپيمايد آن مسير مي‌تواند رو به بالا يا رو به پايين باشد.
2-1-4-1) ارتباطات عمودي
الف- مسير رو به پايين
اگر ارتباطات در سازمان از يک سطح به سطح پايين‌تر جريان يابد، مسير رو به پايين دارد. هنگامي که ما مديراني را در نظر آوريم که با زيردستان خود ارتباط برقرار مي‌نمايند، به الگوي ارتباطي رو به پايين برمي‌خوريم. معمولا رهبران گروه و مديران، هدف‌ها را تعيين مي‌کنند، دستورالعمل‌هايي را در رابطه با مشاغل صادر مي‌کنند، سياست‌ها و رويه‌ها را به آگاهي کارکنان مي‌رسانند. مسائلي را که بايد مورد توجه قرار داد، مشخص مي‌کنند و نتيجه عملکرد‌ها را بازخور مي‌نمايند. ارتباطاتي که مسير رو به پايين مي‌پيمايد، بايد به صورت شفاهي يا تماس رودررو باشد. هنگامي که مدير، نامه‌هايي را به آدرس خانه کارکنان مي‌فرستد و درباره‌ي سياست‌هاي سازمان، در رابطه با مرخصي استعلاجي مطالبي ارائه مي‌کند، ما با ارتباطاتي رو به رو هستيم که مسير روبه پايين مي‌پيمايد.
ب- ارتباطات رو به بالا
در گروه يا سازمان، ارتباطات مسير رو به بالا مي‌پيمايد. براي بازخور نمودن نتيجه عمليات و آگاه کردن مديران از ميران پيشرفت کارها، از مسير رو به بالا استفاده مي‌شود . ارتباطاتي که مسير رو به بالا مي‌پيمايد، مديران را از نوع احساسات کارکنان (درباره‌ي شغل، همکاران و سازمان) آگاه مي‌کند. در مورد شيوه‌اي که بر اثر آن امور بهبود يافته است و شنيدن ابراز نظرها، مديران بايد به ارتباطاتي تکيه نمايند که مسير رو به بالا مي‌پيمايند. نمونه‌هايي از اين گونه ارتباطات بدين قرار است:
گزارشاتي که مديران رده پايين تهيه مي‌کنند و به مديران مياني و ارشد مي‌دهند تا در آن باره ابراز نظر نمايند، پيشنهادات تحقيقاتي که به صورت پيمايشي يا زمينه‌يابي درباره ي نگرش کارکنان انجام مي‌شود، شيوه دادن شکايت و دادخواهي در سازمان، نشست‌ها و گردهمايي‌ها که با حضور مقامات ارشد و کارکنان رده پايين يا زيردستان تشکيل مي‌شود و نشست‌هايي که به صورت غيررسمي است و در آنها کارکنان فرصت به دست مي‌آورند تا درباره‌ي مسائل بحث کنند و با مديران ارشد و نمايندگاني از مقامات بالاتر در آن‌باره تبادل نظر نمايند. براي مثال،‌ شرکت فدرال اکسپرس از اين موضوع برخود مي‌بالد که با سيستم‌ کامپيوتري، يک برنامه ارتباطي؛ که مسير رو به بالا مي‌پيمايد، در شرکت به وجود آورده است. همه‌ي 88 هزار کارمند، سالانه مورد پژوهش قرار مي‌گيرند و تحقيقي که به صورت پيمايشي يا زمينه‌يابي به عمل مي‌آيد، به آن‌ها اجازه مي‌دهد که نظر خود را ابراز نمايند و سپس مديريت از اين نظر‌ها آگاه مي‌گردد. اين برنامه به عنوان يکي از نقاط قوت منابع انساني به حساب آمد و شرکت مزبور توانست بدان وسيله جايزه ملي مالکوم بالدريچ را نصيب خود نمايد. (پارسيان و اعرابي، 1378).
2-1-4-2) ارتباطات در سطح افقي
هنگامي که ارتباطات در سطح افقي جريان مي‌يابد، اعضاي يک گروه و همچنين مديران و کارکناني که در يک سطح از سازمان قرار دارند، بين خود ارتباط برقرار مي‌نمايند. اگر قرار باشد گروه در سطح عمودي به صورتي موفقيت‌آميز و اثربخش ارتباط برقرار کند، چه لزومي دارد که ارتباطات در سطح افقي هم جريان يابد؟ در پاسخ بايد گفت که ضرورت ارتباطات در سطح افقي براي صرفه‌جويي در وقت و تسهيل در امر ايجاد هماهنگي است. در برخي از موارد اين روابط که در سطح افقي برقرار مي‌شود، جنبه رسمي به خود مي‌گيرد. غالبا اين شيوه ارتباطي به صورت غير رسمي به وجود مي‌آيد و مسير سلسله مراتب اختيارات را (که به صورت عمودي است) قطع مي‌کند. بنابراين از ديدگاه مديريت،‌ ارتباطات در سطح افقي مي‌تواند خوب يا بد باشد . از آنجا که وجود ارتباطات رسمي (در سطح عمودي) مانع از انتقال اطلاعات (با کارايي بالا) مي‌شود، بنابراين وجود ارتباطات افقي مي‌تواند براي سازمان مفيد واقع گردد. در چنين مواردي مقامات ارشد،‌اين شبکه ارتباطي را تقويت مي‌کنند و از وجود آن هم آگاه هستند. اگر کانال‌هاي ارتباطات رسمي (که در سطح عمودي سازمان جريان مي‌يابد)، دچار نقص گردد، ارتباطات افقي مي‌توانند از نظر کارکرد زيان بار شوند، زيرا در چنين حالتي اعضاء، به اصطلاح، مقامات ارشد را دور مي‌زنند، يا مقامات ارشد در مي‌يابند که تصميماتي گرفته شده يا کارهايي صورت گرفته است که آنان از آن بي‌خبرند.
2-1-5) مدل ارتباطات
اگر مروري بر مدل‌هاي گوناگون علم ارتباطات داشته باشيم، در مي‌يابيم که همه آن‌ها عناصر و اجزاء اساسي ارتباط را که همان منبع يا فرستنده، پيام،‌وسيله و مخاطب است مورد نظر داشته و هر يک بر اساس توجه ويژه خود به برخي از آن‌ها اهميت و اعتبار بيشتر داده و روابط بين آن‌ها را بر آن اساس تنظيم کرده‌اند. در مدل حاضر اين روابط به صورت شکل (2-1) طراحي شده‌اند که ذيلا به تشريح آن‌ها مي‌پردازيم:
فــرآينـد ارتبــاط
انتقال پيام
رمز گذاريوسيلهرمزگشايي

رمزگشاييوسيلهرمزگذاري بازخورد پيام دريافت شونده
در مدل مورد نظر همانند بقيه مدل‌‌ها: اجزاء ارتباطات يعني پيام فرست (Sender)، رمزگذار (Encoder) يا وسيله (Transmitter) ، پيام (Message)، رمزگشا (Decoder) و مقصد (Destination) يا گيرنده پيام (Receiver) خود را نشان مي‌دهند. علاوه بر آن‌ها “محتواي مقصود” (Intended Content) و “تأثير مقصود” (Intended Effect) که در “حوزه تجربي” پيام فرست (Experience Domain) قرار دارند و نيز “محتواي مشهود” (Perceived Content) و “تأثير مشهود” (Perceived Effect) که در حوزه تجربي گيرنده پيام يا مقصد قرار گرفته‌اند مورد نظر است. “اختلالات” (Noises) نيز بر تمام اجزاء به نحوي از انحاء به گونه‌اي مستقيم و غير مستقيم تأثير خود را مي‌گذارند مفهوم “بازخور” (Feedback) نيز همانند بسياري از مدل‌هاي ارتباطي ديگر مورد توجه مي‌باشد.
آغاز فراگرد ارتباطي با پيام فرست است و پيام فرست هرگز در خلاء پيام خود را ارسال نمي‌دارد. او بر اساس قصد و نيتي، پيام خود را شکل مي‌دهد و آن را در قالب پيام، به مقصد ارسال مي‌دارد.
فرستنده پيام، بر اساس محيط فراگير خود، که حوزه تجربي او را مي‌سازد، محتواي مقصود را در ذهن خود شکل مي‌دهد و پيشاپيش تأثير آن را در ذهن خود بر روي دريافت کننده‌ي پيام مي‌سنجد و سپس آن را در چهارچوب رمز‌گذاري خود قرار مي‌دهد. و به شکل پيام که مي‌تواند گفتاري، نوشتاري و حرکتي يا غير کلامي (Nonverbal) باشد به گيرنده پيام ارسال مي‌دارد.پيام از طريق مجرا (Channel) به وسيله گيرنده (Transmitter) تحويل داده مي‌شود و عمل رمزگشايي (Decoding) صورت مي‌پذيرد و به محض انجام آن، پيام به مقصد رسيده است.
اما اين مقصد رسيدن به آن معني نيست که فراگرد ارتباطي پايان يافته است و ديگر هيچ گونه دشواري خاصي وجود ندارد. به مجرد وصول پيام به مقصد؛ محتواي مشهود، يعني آنچه بايد دريافت شود، شکل مي‌گيرد و بر اثر آن همان‌گونه که از طريق خطوط دو جانبه مشاهده مي‌شود تأثير مشهود شکل مي‌گيرد. اين بدين معني است که گيرنده‌ي پيام، با دريافت پيام، اثري مي‌پذيرد که ممکن است با آنچه فرستنده در نظر داشت يکي باشد، که در آن صورت از نظر فرستنده ارتباط به درستي کار خود را انجام داده است و يا ممکن است متفاوت از آنچه مورد نظر فرستنده‌ي پيام باشد متجلي شود، که در آن صورت عمل ارتباط به درستي شکل نگرفته است.
مي‌توان گفت که فرمول زير در اين رابطه مي‌تواند راهگشا باشد:
در فرمول فوق Ecom به معني اثر بخشي فراگرد ارتباطي است.
(Effectiveness of Communication)
MR يعني ، معني دريافت شده توسط مقصد يا گيرنده پيام (Meaning of receiver)
MS يعني، معني فرستاده شده توسط پيام فرست (Meaning of Sender)
بهترين شکل ارتباط در اين فرمول که ارتباط کامل است، آن است که:

يعني، کل آنچه پيام فرست ارسال داشته است به هر طريق، کلامي يا غيرکلامي، مقصد يا گيرنده‌ي پيام دريافت کند. در بيشتر وضعيت‌هاي ارتباطي، اين عدد کوچک‌تر از 1 است.
بدين معني که بخشي از معني و مفهومي که مورد نظر فرستنده‌ي پيام است، به هر صورت، به گيرنده پيام نمي رسد.
رمزگذاري يا وسيله‌ي فرستنده، مفهوم مورد نظر فرستنده پيام را در قالب کدهاي قابل شناسايي مي‌گذارد و کار انتقال را صورت مي‌دهد. در ارتباطات ميان فردي اين کار با زبان و يا اندام فرد فرستنده‌ي پيام، شدني است.
پيام، مي‌تواند کلامي يا غيرکلامي باشد. اين پيام از طريق نوشتاري، گفتار و يا حرکات (کردار)‌ فرستنده‌ي پيام شکل مي‌گيرد.
مجرا، محملي است که پيام بر آن مي‌نشيند و به سوي مقصد حرکت مي‌کند. در ارتباطات ميان فردي اين وسيله مي‌تواند فاصله يا زبان (Language) باشد.
رمزگشا يا وسيله گيرنده، مفهوم و پيام منتقل شده توسط فرستنده‌ي پيام را در قالب کدهاي قابل شناسايي مقصد، در مي‌آورد و پيام را دريافت مي‌دارد. در ارتباطات ميان فردي اين کار اکثراً با گوش مقصد، شدني است.
بازخور، پاسخ يا عکس العمل قابل تشخيص مقصد يا گيرنده‌ي پيام نسبت به پيام مي‌باشد و مي‌تواند مانند تمام پيام‌ها، گفتاري ، نوشتاري و حرکتي باشد.
2-1-6) اصول ارتباطات
اصول ارتباطات عبارت مي‌باشد از کليه حرکات و تکنيک‌هايي که مديران بايد در استقرار يک سيستم ارتباطي سالم و موثر براي اداره سازمان و رسيدن به کارآيي مطلوب به کار گيرند.
مهمترين اصول ارتباطات به شرح زير مي‌باشند.

اصل تکنيک: استقرار ارتباط مطلوب در سازمان بين واحدها و افراد در سطوح و سلسله مراتب سازماني بستگي به توجه کامل به اعمال پاره‌اي مسائل تکنيکي به شرح زير دارد: برقرار کننده ارتباط بايد از مجاري سازماني براي ارسال اطلاعات و پيام استفاده نمايد.
برقرار کننده ارتباط بايد نوع زبان، علامات و اشاره‌هاي رايج بين گروه‌هاي مختلف در سازمان را بشناسد و به گونه‌ مناسب و منطقي اطلاع رساني نمايد.
برقرار کننده ارتباط بايد فقط اطلاعات راجع به وظايف در نظر گرفته شده را به گيرنده بدهد و نه بيشتر.
برقرار کننده ارتباط بايد اطلاعات ضروري از غيرضروري را تشخيص دهد.
برقرار کننده ارتباط بايد لحظه‌هايي را که ترميم اطلاعات ضروري مي‌باشد، تميز دهد و بداند چگونه قبل از اينکه مقاومت در کارکنان ايجاد شود، اطلاعات تکميل کننده پيام اوليه را فوراً ارسال نمايد.
اصل سادگي: انتخاب واژه‌ها و جملات ساده از طرف فرستنده پيام بايد در اولويت قرار داشته باشد تا درک آن براي همه کارکنان به آساني صورت پذيرد . چنانچه پيامي در دفعات متعدد و به شيوه‌هاي مختلف اعم از شفاهي و يا کتبي به طرف مقابل داده شود، بديهي است ساده‌ترين آن‌ها توسط گيرنده انتخاب خواهد شد. بنابراين فرستنده بايد با انتخاب ساده‌ترين پيام از اطاله کلام و اتلاف وقت جلوگيري نمايد.
اصل توجه: توجه کامل به پيامي که قرار است دريافت شود نهايت ضرورت را دارد. اگر پيام همانگونه که دريافت شده به آن عمل شود و يا اگر قرار است که به گيرنده ثالثي بدون ورود حشو و زوائد در متن آن رد شود، ضرورت دارد که پيام با توجه کامل مبادله شود تا ارتباط فارغ از اغتشاش و هياهو صورت پذيرد.
اصل صداقت: هدف از ارتباطات تسهيل تحقق اهداف سازماني مي‌باشد. ارتباطات وسيله‌اي براي حفظ، نگهداري، همکاري و مشارکت در رسيدن به اهداف تعيين شده سازماني مي‌باشد و براي دست‌يابي به اين منظور بايد صداقت و درستي را به هنگام استقرار آن در نظر گرفت.
به کارگيري کلمات و جملات که به گونه‌اي عوام فريبي به نظر مي‌رسد براي استقرار ارتباط بسيار مذموم و ناپسند است و باعث ايجاد مقاومت در گيرندگان پيام مي‌گردد. به نقل از ريچارد پتينگر 27 (2002) اصول ارتباطات موثر عبارتند از:
* زبان : زبان فرستنده يا گيرنده و هر کس ديگري که ممکن است پيام را بخواند يا گوش دهد. هرچه شفافيت زبان بيشتر باشد، درک آنچه منتقل مي شود بهتر و بيشتر خواهد بود و بالعکس. وقتيکه زبان شفاف وواضح نباشد، ارتباط موثر نخواهد بود. و اين همچنين منجر به اين برداشت مي‌شود که مطلبي کتمان شده يا کاملا بيان نشده است.
* اجمال: اختصاري که در آن مطالب براحتي و مستقيم بيان شود. اين نبايد با نگفتن مطالب اشتباه شود.
* صراحت : زبان صريحي که در آن نکات مخاطب به طور مستقيم اعتماد کلي را در ارتباط تقويت کند. زباني که صريح نيست گرايش به تقويت احساسات دروغ ونادرست دارد.
* تعادل مثبت يا منفي: افراد به طور فعالانه، بيشتر به فعاليتهاي مثبت پاسخ مي‌دهند. در صورتيکه پيامهاي منفي منتقل شوند، اين پيامها بصورت شفاف و واضح ارائه شود و حداقل خبرهاي بد؛ سريع، شفاف و کامل فهميده شود.
انتخاب رسانه‌هاي گروهي درست ضروري است و بسياري از ارتباطات اشتباه است زيرا با انتخاب نادرست ايجاد شده است. قوانين پايه و اوليه بصورت ذيل است:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

* گفتن هر آنچه بايد گفته شود، نوشتن هر آنچه بايد نوشته شود، بهترين استفاده از تمامي احساسهايي که تأثير گذار است و نيز تمامي وسايل ارتباطي قابل دسترس.
* بيان هر آنچه نياز به گفته شدن دارد و تاييد آن بصورت کتبي (ص 351).
2-1-7) ارتباطات سازماني از ديدگاه مکاتب مختلف مديريت
حضور سازمان‌ها در جوامع پديده‌اي است که امروزه بدون وجود آن‌ها امکان حيات اجتماعي، با بحران جدي روبرو مي‌شود و همان طوري که اتزيوني28 مي‌گويد: “در سازمان‌ها به دنيا مي‌آييم، در سازمان‌ها تحصيل مي‌کنيم و اغلب اوقات خود را به کار در سازمان‌ها مشغول هستيم.” (مسعود فر- فاطمه 1378). بررسي و مطالعه ديدگاه‌هاي مديريت و سير تکاملي آن از ابتدا تا به امروز که ما را با نظام‌هاي پيچيده‌ مديريت روبرو ساخته است، مي‌تواند در شناخت تحولات و نگرش‌هاي حاکم بر مکاتب مختلف مديريت نسبت به ارتباطات انساني، نوع و سطح آن و ساير موضوعات مورد علاقه در علوم ارتباطات کمک شاياني باشد.
در واقع زماني مي‌توان بخوبي نسبت به سيستم‌هاي ارتباطي موثر مديريت شناخت پيدا کرد که سير تحول و ديدگاه‌هاي حاکم را مورد تفحص و کاوش قرار داده و دريابيم که هر يک از مکتب‌هاي مديريت در راستاي فراگرد ارتباطات چه اعتقادي داشته‌اند.
ارتباطات سازماني از ديدگاه مکاتب مختلف مديريت، به نقل از مسعودفر (1378) مي‌باشد که شرح آن در ذيل آمده است.
2-1-7-1) ديدگاه کلاسيک‌ها در مورد ارتباطات:
نظريه پردازان مکتب کلاسيک، سازمان‌ها را به عنوان سيستم‌هاي بسته، رسمي و ايستا در نظر مي‌گرفتند. تيلور، وبر و ساير صاحبنظران اين مکتب بر مسئله ارتباطات در سازمان تأکيد روشني نداشتند. ولي به نظر مي‌رسد که در مکتب کلاسيک‌ها ارتباطات منحصر به ساختار رسمي سازمان بوده و سلسله مراتب، مهمترين عنصر سازماني رسمي مي‌باشد. همواره ارتباط عمودي مورد توجه خاص اين مکتب بوده و انسان به صورت منفک از محيط اجتماعي و خارج از گروه‌هايي که در آن عضويت داشت، مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌گيرد . کلاسيک‌ها از کانال‌هاي ارتباطي محدود و خاص به منظور هماهنگ کردن واحدها در سازمان‌ها با استفاده از دستورات و رويه‌هاي مشخص کاري همراه با سبک‌هاي رهبري مقتدرانه حمايت مي‌کنند.
چستربارنارد در دهه 1930 بهتر از ديگران ارتباطات را به شيوه معني‌دار به عنوان يک پويايي اساسي در رفتار سازماني مطرح کرده است. بارنارد متقاعد شده بود که، ارتباطات بزرگترين نيروي شکل دهنده سازمان است. او ارتباطات را در رديف مقاصد و تمايل مشترک به عنوان يکي از سه عنصر اوليه اداره سازمان مي‌دانست. به نظر او ارتباطات، هم سازمان را به صورت يک نظام پويا و سرشار از همکاري درمي‌آورد و هم مقاصد سازمان را به مقاصد اعضاي آن پيوند مي‌دهد. وي از هفت عامل ويژه ارتباطي نام برد که در سازمان از اهميت خاص برخوردار مي‌باشد که به شرح ذيل است:
1- مجاري ارتباط بايد دقيقا مشخص باشد.
2- لازم است مجاري ارتباطات هر يک از اعضاي سازمان مشخص باشد.
3- خطوط ارتباط بايد حتي الامکان مستقيم و کوتاه باشد.
4- لازم است به طور معمول ارتباطات از خطوط کاملا رسمي اعمال شود.
5- شخصي که در مرکز ارتباطات قرار دارد بايد صلاحيت داشته باشد.
6- کنش سازمان نبايد در خطوط ارتباطي اخلال کند.
7- هر ارتباط بايد به صورت موثق برقرار شود.
2-1-7-2) نظريه نئوکلاسيک‌ها و ارتباطات
صاحبنظران مکتب روابط انساني، سازمان‌ها را به عنوان محيطي که از لحاظ داخلي پويا هستند مورد توجه قرار داده و بيشتر به سازمان‌هاي غيررسمي و سيستم‌هاي ارتباطي‌ غيررسمي تأکيد کرده‌اند. موزليس 29 در مورد ناديده گرفتن ارتباطات گروه‌هاي غيررسمي چنين مي‌گويد : “سرانجام غفلت مديريت در بحساب آوردن سازمان غيررسمي و ارزش‌هاي گروهي به از هم گسيختگي ارتباطات بين رده‌هاي بالا و پايين سلسله مراتب سازماني مي انجامد . تا زماني که دستورات مديريت بر مبناي فرضيه انسان اقتصادي استوار باشد، ارتباط عمودي از بالا به پايين آسيب مي‌بيند و وقتي هيچگونه اطلاعاتي از سازمان غيررسمي دريافت نگردد، ارتباطات عمودي صدمه خواهد ديد. در نتيجه به منظور برقرار ارتباط صحيح و مناسب، مديريت نبايد سعي در نابودي سازمان غير رسمي مؤسسه نمايد، بلکه متقابلا بايستي اين سازمان را به رسميت شناخته و اطمينان حاصل کند که هنجارهاي غير رسمي هماهنگ در جهت هدف‌هاي سازماني قرار گيرند. وقتي چنين شد سازمان غيررسمي به جاي آنکه مانعي در راه حصول به هدف باشد به مثابه نيروي فعالي در جهت رسيدن به آن عمل مي‌کند.
2-1-7-3) ديدگاه سيستمي در مورد ارتباطات
صاحبنظران ديدگاه سيستمي به مجموعه‌اي از عناصر وابسته به يکديگر به عنوان يک کل توجه دارند و معتقدند که يک سيستم سازماني چهار نوع ورودي از محيط دريافت مي‌کند که شامل مواد، انسان ، منابع مالي و اطلاعات مي‌باشد و اين سازمان است که ورودي‌هاي خود را ترکيب و تغيير شکل داده و دوباره به صورت کالا و خدمات ، سود و زيان، رفتار کارکنان و اطلاعات انساني وارد محيط مي‌کند و در نهايت سيستم بر حسب خروجي‌هاي خود، بازخور لازم را از محيط دريافت مي‌کند.
يکي از تصورات سيستم‌هاي باز اين است که در سطحي مجزا و انتزاعي ساختار دهي شده و به اين مسئله که چگونه اطلاعات وارد سازمان مي شود عنايت کمتري شده است. ويک 30 سازمان‌ها را به عنوان ارگانيسم‌هاي فرآيندي اطلاعات در نظر گرفت که بر روي چگونگي انتقال اطلاعات تمرکز دارد. او 31 اين نظر را که عدم اطمينان محيطي، به عنوان يک مسئله و مشکل براي سازمان‌ها مطرح است، قبول دارد و اظهار مي‌کند که براي حفظ بقاء و کارآيي سازمان‌ها بايد هر پيامي را به همان صورتي که هست خواه گنگ يا واضح از خود عبور دهد.


پاسخ دهید