3-3-2- ساخت يک ليتر محيط کشت38
3-3-3- ارزيابي محيط هاي پايه مختلف39
3-3-4- آماده سازي نمونه هاي گياهي39
3-3-5- محيط هاي کشت در نظر گرفته شده39
3-3-6- استقرار ريزنمونه ها40
3-3-7- شرايط اتاقک رشد40
3-3-8- ارزيابي اثر غلظتهاي مختلف هورموني40
3-3-9- ارزيابي توان ريشه زايي41
3-3-10- جمع آوري و تجزيه و تحليل داده ها42
فصل چهارم: (نتايج و بحث)43
4-1- نتايج و ارزيابي اثر سه نوع محيط كشت بافت گياهي بر واکنش رويشي جداکشت‌ها43
4-1-1- ميزان رشد43
4-1-2- پرآوري 44
4-1-3- متوسط تعداد برگ 45
4-1-4- ميزان توسعه برگ 45
4-1-5- متوسط طول ميانگره 46
4-1-6- ميزان نكروز47
4-2- نتايج ارزيابي اثر چهار غلظت از ترکيبات مختلف هورموني بر روي برخي صفات رويشي گلابي (آزمايش دوم)49
4-2-1- ميزان رشد 50
4-2-2- ميزان پرآوري 52
4-2-3- متوسط تعداد برگ53
4-2-4- ميزان توسعه برگ55
4-2-5- متوسط ميزان کالوس56
4-3- نتايج ارزيابي توان ريشه‌زايي (آزمايش سوم)59
4-3-1- توسعه کالوس59
4-3-2- درصد ريشه‌زايي61
4-3-3- متوسط طول ريشه63
4-3-4- كيفيت ريشه65
4-3-5- تعداد برگ66
4-3-6- سياه‌شدگي انتهايي68
4-4- نتيجه گيري کلي70
4-5- پيشنهادات70
منابع71
چکيده انگليسي 76
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1-1- بيست و شش گونه شناخته شده از جنس گلابي و پراکنش جغرافيايي جدول3
جدول 3-1- غلظت هاي مختلف تنظيم کننده هاي رشد مورد استفاده در آزمايش دوم41
جدول 4-1: تجزيه واريانس اثر سه نوع محيط کشت بافت گياهي (QL، MQL و MS)روي دو پايه گلابي48
جدول 4-2: مقايسه ميانگين اثر سه نوع محيط کشت (QL، MQL و MS) بر روي دو پايه گلابي در شرايط درون شيشه‎اي49
جدول 4-3: تجزيه واريانس اثر چهار غلظت از ترکيبات مختلف هورمون‌هاي رشد بر روي برخي صفات رويشي پايه گلابي FOx-11 در محيط کشت MS 58
جدول 4-4:مقايسه ميانگين اثر چهار غلظت از ترکيبات مختلف هورمون‌هاي رشد بر روي برخي صفات رويشي پايه گلابي FOx-11 در محيط کشت MS58
جدول 4-5: تجزيه واريانس اثر چهار غلظت از ترکيبات مختلف هورمون‌هاي رشد بر روي برخي صفات رويشي پايه گلابي OH×F40 در محيط کشت QL59
جدول 4-6: تجزيه واريانس بررسي صفات رويشي دو پايه گلابي69
جدول 4-7: مقايسه ميانگين بررسي صفات رويشي69
جدول 4-8: مقايسه ميانگين بررسي صفات رويشي69
فهرست شکلها
عنوان صفحه نمودار 4-1- مقايسه اثر سه نوع محيط کشت (MS، QL و MQL) بر طول گياهچه ريزنمونه‏هاي دو پايه گلابي در شرايط درون شيشه‏اي43
نمودار 4-2- مقايسه اثر سه نوع محيط کشت (MS، QL و MQL) بر ميزان پرآوري دو پايه گلابي در شرايط درون شيشه‏اي44
نمودار 4-3- مقايسه اثر سه نوع محيط کشت (MS، QL و MQL) بر متوسط تعداد برگ در دو پايه گلابي در شرايط درون شيشه‏اي45
نمودار 4-4- مقايسه اثر سه نوع محيط کشت (MS، QL و MQL) بر متوسط توسعه برگ در دو پايه گلابي در شرايط درون شيشه‏اي46
نمودار4-5- مقايسه اثر سه نوع محيط کشت (MS، QL و MQL) بر ميانگين طول ميانگره در دو پايه گلابي در شرايط درون شيشه‏اي47
نمودار 4-6- مقايسه اثر سه نوع محيط کشت (MS، QL و MQL) بر ميزان نکروز در دو پايه گلابي در شرايط درون شيشه‏اي48
نمودار 4-7- مقايسه اثر چهار غلظت هورمون‌هاي رشد 2ip، BAPو NAA بر ميزان رشد پايه FOX-1151
نمودار 4-8- مقايسه اثر چهار غلظت هورمون‌هاي رشد 2ip، BAPو NAA بر ميزان رشد پايه OHxF4051

نمودار 4-9- مقايسه اثر چهار غلظت هورمون‌هاي رشد 2ip، BAPو NAA بر ميزان پرآوري پايه گلابي FOX-1152
نمودار 4-10- مقايسه اثر چهار غلظت هورمون‌هاي رشد 2ip، BAPو NAA بر ميزان پرآوري پايه گلابي OHxF4053
نمودار 4-11- مقايسه اثر چهار غلظت هورمون‌هاي رشد 2ip، BAPو NAA بر ميزان تعداد برگ پايه گلابي FOX-1154
نمودار 4-12- مقايسه اثر چهار غلظت هورمون‌هاي رشد 2ip، BAPو NAA بر ميزان تعداد برگ پايه گلابي OHxF40
54
نمودار 4-13- مقايسه اثر چهار غلظت هورمون‌هاي رشد 2ip، BAPو NAA بر ميزان توسعه برگ بر پايه گلابي FOX-1155
نمودار 4-14- مقايسه اثر چهار غلظت هورمون‌هاي رشد 2ip، BAPو NAA بر ميزان توسعه برگ بر پايه گلابي OHxF4056
نمودار 4-15- مقايسه اثر چهار غلظت هورمون‌هاي رشد 2ip، BAPو NAA بر ميزان توسعه کالوس بر پايه گلابي FOX-1157
نمودار 4-16- مقايسه اثر چهار غلظت هورمون‌هاي رشد 2ip، BAPو NAA بر ميزان توسعه کالوس بر پايه گلابيOHxF457
شکل 4-17- مقايسه اثر سه غلظت IBA بر ميانگين ميزان توسعه کالوس در پايه گلابيFOx-1160
شکل 4-18- مقايسه اثر سه غلظت IBA بر ميانگين ميزان توسعه کالوس در پايه گلابي OH×F4060
نمودار 4-19- مقايسه اثر سه غلظت IBA بر درصد ريشه‏زايي پايه گلابي FOx-1162
نمودار 4-20- مقايسه اثر سه غلظت IBA بر درصد ريشه‏زايي پايه گلابي OH×F4062
نمودار 4-21- مقايسه اثر سه غلظت IBA بر ميانگين طول ريشه پايه گلابيFOx-1164
نمودار 4-22- مقايسه اثر سه غلظت IBA بر ميانگين طول ريشه پايه گلابي OH×F4064
نمودار 4-23- مقايسه اثر سه غلظت IBA بر کيفيت ريشه پايه گلابي FOx-1165
نمودار 4-24- مقايسه اثر سه غلظت IBA بر کيفيت ريشه پايه گلابي OH×F4066
شکل 4-25- مقايسه اثر سه غلظت IBA بر ميانگين تعداد برگ پايه گلابي FOx-1167
شکل 4-26- مقايسه اثر سه غلظت IBA بر ميانگين تعداد برگ پايه گلابي OH×F4067
شکل 4-27- مقايسه اثر سه غلظت IBA بر ميانگين ميزان سياه‌شدگي انتهايي در پايه گلابيFOx-1168
شکل 4-28- مقايسه اثر سه غلظت IBA بر ميانگين ميزان سياه‌شدگي انتهايي در پايه گلابي OH×F4068
چکيده
به منظور بررسي ريزازديادي دو پايه پاکوتاه‌کننده گلابي OH×F40 و ‌FOX11،‏ سه آزمايش مجزا صورت پذيرفت. در آزمايش اول اثر سه نوع محيط كشت شامل (MS، QL و QLتغييريافته)، بر روي صفات نسبت پرآوري، ميزان رشد، توسعه برگ‌ها، تعداد برگ‌ها، طول ميانگره و ميزان ظهور سر‌شاخههاي نکروزه مورد مقايسه قرار گرفتند. نتايج به دست آمده از جدول تجزيه واريانس نشان داد كه اختلاف معني‌داري از نظر ميزان رشد در محيط درون شيشه‌اي بين دو پايه مورد بررسي وجود دارد، اما اثر محيط کشت روي ميزان رشد معني‌دار نشد. همچنين اثر محيط کشت بر روي ميزان پرآوري در محيط درون شيشهاي معنيدار بود. محيط كشت MS بيشترين ميزان رشد، توسعه برگي و طول ميانگره را نسبت به محيط کشت QL و QL تغييريافته داشته و محيط کشت QL در مقايسه با محيط کشت MS داراي ميزان پرآوري بيشتر و تعداد برگ بيشتر بود و در نتيجه مشخص گرديد که محيط کشت MS براي رشد پايه FOX11 و محيط کشت QL براي رشد پايه OH×F40مناسب مي‌باشد. در ادامه به منظور ارزيابي دقيق‌تر محيط‌هاي كشت در آزمايش دوم، چهار سطح تنظيم کننده‌هاي رشد از غلظت‌هاي مختلف تنظيم کننده‌هاي رشد و دو پايه پاکوتاه‌کننده گلابي در دو محيط كشت مورد آزمايش قرار گرفت و صفات ميزان رشد، پرآوري، تعداد برگ، توسعه برگ و کالوس مورد بررسي قرار گرفتند که براساس نتايج بدست آمده از آزمايش دوم،‏ اختلاف معني‌داري از لحاظ ميزان رشد در غلظت هاي مختلف تنظيم کننده هاي رشد مشاهده گرديد. ميزان رشد و پرآوري در تنظيم کننده‌هاي رشد با غلظت 1/0 ميلي‌گرم بر ليترNAA و 1 ميلي‌گرم بر ليتر 2iP و 2 ميلي‌گرم بر ليترBAP پايه گلابي OH×F40 در محيط کشت QL از ساير غلظت‌ها بيشتر بود. جدول تجزيه واريانس و مقايسه‌ ميانگين نشان داد كه بين غلظت‌هاي مختلف تنظيم کننده‌هاي رشد و دو پايه هيبريد گلابي در سطح 5% اختلاف معني‌داري از لحاظ متوسط ميزان کالوس وجود ندارد. در آزمايش سوم به بررسي توان ريشه‌زايي تحت تاثير غلظت‌هاي مختلف از تنظيم‌کننده‌هاي رشد طبيعي و مصنوعي پرداخته شد و صفاتي نظير درصد ريشه‌زايي، کيفيت ريشه، طول ريشه، تعداد برگ، ميزان توليد کالوس و سياه‌شدگي انتهايي مورد بررسي قرار گرفت و اختلاف معني داري بين غلظت هاي مختلف IBA بر درصد ريشه زايي در بين پايههاي پاکوتاه کننده گلابي مورد استفاده وجود داشت. غلظت 1 و 2 ميلي‌گرم بر ليتر از تنظيم کننده‌هاي رشد IBA بهترين ريشه‌زايي را در ريزقلمه‌ها تحت تيمار كوتاه مدت ايجاد كرد.
واژه‌هاي کليدي: ريزازديادي، پايه پاکوتاه‌کننده گلابي، ريشه زايي، محيط کشت و پرآوري.
فصل اول:
مقدمه
مقدمه:
گلابي يکي از درختان ميوه مهم مناطق معتدله محسوب مي‏شود و اگرچه تکثير آن به طرق مختلفي امکان‌پذير است، ولي معرفي عملي‏ترين و اقتصادي‏ترين روش تکثير آن مستلزم شناخت همه روش‏هاي ازدياد از جمله روش‏هاي تکثير درون‌شيشه‏اي است (روزبان و همکاران، 1381). اين گياه بومي آسياي غربي و اروپاي شرقي مي‌باشد (Nee et al., 2002). گلابي معمولي يا گلابي اروپايي از گونه communis مي‌باشد که ميوه‌هاي آبدار با دانه‌هاي سنگي و اغلب شکل کشيده دارد، اما گلابي آسيايي شکلي شبيه به سيب دارد (Potter et al., 2007).گلابي از حدود يک هزار سال پيش از ميلاد مسيح در يونان زير کشت در آمده و در حال حاضر، پس از سيب، مهم‌ترين ميوه دانه‌دار دنيا و ايران به شمار مي‌آيد (Jules and James, 1996). تعداد گونه‌هاي جنس Pyrus هنوز به طور کامل و دقيق مشخص نيست، اما تاکنون 60 گونه در اين جنس معرفي شده است (Krichkov and Potanov, 1998) که اکثر آن‌ها بومي آسيا يا اروپا و فاقد ميوه خوراکي مي‌باشند و تنها به عنوان پايه‌اي براي گلابي معمولي به کار مي‌روند، که بيست و شش گونه شناخته شده از جنس گلابي و پراکنش جغرافيايي آنها در جدول 1-1 آورده شده است. 11 گونه مختلف از جنس Pyrus در ايران وجود دارد (Westwood and Bjornstad, 1971، خاتم ساز 1371). گلابي از ميوه‌هاي دانه‌دار به شمار مي‌آيد (Jules and James, 1996). کليه گونه‌هاي جنس گلابي در منطقه معتدله نيمکره شمالي دنياي قديم پراکنده شده‌اند (Tatarintseva, 1981). کليه ارقام و ژنوتيپ‌هاي گونهPyrus communis در 5 زيرگونه و در 5 منطقه، حوالي قفقاز (اوستيا و گرجستان) آسياي ميانه، اروپاي غربي، اروپاي شرقي و اروپاي جنوبي قرار گرفته‌اند. علاوه بر اين گروه، ارقام و ژنوتيپ‌هاي خاور دور از گلابي‌هاي (P. ussuriensis Maxim, P. calleryana و P. betulifolia ) منشاء گرفته‌اند (Krichkov and Potanov, 1998). گلابي معمولي (Pyrus communis) در منطقه قفقاز، روسيه، آسيا، اروپاي جنوبي و مرکزي پراکنده شده است (Kolesnicova, 1997). اين گونه از لحاظ مقاومت زمستانه، اندازه درخت و ديگر صفات مورفولوژيکي و بيولوژيکي داراي تنوع بسيار بوده و تصور بر اين است که تعداد بسيار زيادي از ارقام تحت کشت در آسيا، قفقاز و اروپا از اين گونه بوجود آمده است (Krichkov and Potanov, 1998). ژوکوفسکي معتقد است، منطقه قفقاز و بخش‌هاي غربي ايران يکي از اولين مراکز تنوع گونه‌ها و ارقام تحت کشت گلابي است (Jookovskiy, 1950). گلابي‌هاي آسيا و آسياي صغير به عنوان پايه بکار برده مي‌شوند نه به عنوان رقم قابل مصرف (Chalices and westwood, 1973 and Westwood, 1971 ). در انواع وحشي گونهPyrus communis قدرت رشد بسيار زياد است که مي‌تواند منبع با ارزشي به عنوان پايه براي ارقام تحت کشت باشد (Kolesnicova, 1997).
جدول 1-1- بيست و شش گونه شناخته شده از جنس گلابي و پراکنش جغرافيايي (Krichkov and Potanov, 1998)
رديفگونهجنسخاستگاه1 amygdaliformisPyrusاروپا (ايتاليا)2 armeniacifoliaPyrusآسيا (چين)3 boissierianaPyrusآسيا (ايران و ترکمنستان)4 bourgaeanaPyrusاروپا (جنوب غربي- شبه جزيره ايبريا)5 calleryanaPyrusآسيا (چين و ويتنام)6 communisPyrusاروپا (شرق و مرکز)7 cordataPyrusاروپا (انگليس و فرانسه)8 cossoniiPyrusآفريقا (الجزاير)9dimorphophyllaPyrusآسيا (ژاپن)10 elaeagnifoliaPyrusاروپا (ترکيه)11 faurieiPyrusآسيا (کره)12 gharbianaPyrusاروپا (جنوب غربي)13 glabraPyrusآسيا (ايران)14hondoensisPyrusآسيا (ژاپن)15 koehneiPyrusآسيا (چين و تايوان)16 korshinskyiPyrusآسيا (چين)17 mamorensisPyrusاروپا (جنوب غربي)18 nivalisPyrusاروپا (جنوب شرقي)19 pashiaPyrusآسيا (افغانستان)20 pseudopashiaPyrusآسيا (چين)21pyrifoliaPyrusآسيا (چين، کره و ژاپن)22 regeliiPyrusاروپا (روسيه)23 salicifoliaPyrusآسيا (خاورميانه)24 syriacaPyrusآسيا (سوريه)25 ussuriensisPyrusآسيا (چين)26 xerophilaPyrusآسيا (چين) شاخه برخي از ارقام گلابي خاردار بوده، برگ‌هاي اره‌اي و مضرس با حاشيه صاف دارند. گل‌هاي گلابي هم‌زمان با برگ‌ها ظاهر مي‌شوند و روي گل‌آذين ديهيم قرار مي‌گيرند. معمولاً اکثر گونه‌هاي گلابي خودناسازگار بوده و نياز به ارقام گرده‌زا دارند. درخت گلابي در برابر سرما حساس‌تر از سيب بوده و مي‌تواند تا 30- درجه سانتي‌گراد را تحمل کند (خوشخوي و همکاران، 1377). در ضمن گونه‌هاي مختلف گلابي گرماي تابستان را نيز تحمل مي‌کنند و تابستان‌هاي خشک در کنترل بيماري آتشک1 که گلابي به آن بسيار حساس مي‌باشد، مناسب است (Jakson, 2003).
برخلاف پايه‌هاي سيب که همگي از گونه Malus pumila مي‌باشند، پايه‌هاي گلابي از چندين گونه متفاوت Pyrus بوده و حتي تعدادي از آن‌ها به جنس ديگري متعلق مي‌باشند. گلابي حداقل 3000 سال است که در چين کشت مي‌شود، در قسمت‌هاي ديگري از دنيا، گلابي‌هاي زراعي از گونه P. communis بدست آمده‌اند (Davarynejad et al., 2007). کشت گلابي در تمدن غرب اولين بار توسط هومر حدود سه هزار سال پيش شرح داده شده است.
بدون شك اولين گونه‌اي كه اهلي شده Pyrus pyrifolia بوده است، زيرا تيپ وحشي آن بدون انجام گزينش، خوراكي است (Jakson, 2003). گونه‌هاي گلابي را براساس خصوصيات گياه‌شناسي و پراكنش جغرافيايي مي‌توان به پنج گروه طبقه‌بندي نمود که شامل، گونه‌هاي اروپايي، گونه‌هاي آفريقاي شمالي، گونه‌هاي غرب آسيا، گونه‌هاي آسيايي با ميوه بزرگ و گونه‌هاي آسيايي با ميوه كوچك مي‌باشند (Bell et al., 1996).
مهم‌ترين ارقام بومي گلابي در ايران شامل: شاه‌ميوه نطنزي، محمدعلي مشهد، سه فصله کرج، گلابي دم کج کرج، سبري و پيغمبري مي باشند. گلابي را شاه‌ ميوه يا آمرود هم مي‌نامند و به ميوه‌هاي پيوندي و شاداب آن شاه‌آمرود گويند (شکل 1- 1). همچنين از گلابي‌هاي خارجي نيز که کم و بيش در ايران کشت مي‌شوند مي‌توان ، بارتلت2، دوشس3، ويليام دوشس4، لوئيزبون5، اسپادونا6 و کوشيا7را نام برد. بارتلت که در اروپا بنام ويليامز مشهور است (شکل 1- 2)، مهم‌ترين و پرکشت‌ترين گلابي در دنيا به شمار مي‌رود (محمودزاده و ابراهيميان، 1390).

شکل 1- 1: چهار رقم از مهم‌ترين ارقام گلابي بومي ايران a. گلابي شاه‌ميوه b. گلابي شاه‌ميوه نطنز c. گلابي دم کج کرج d. گلابي بيروتي
شکل 1- 2: دو رقم از مهم‌ترين ارقام گلابي خارجي که در ايران کشت مي‌شوند. a. گلابي بارتلت b. گلابي دوشس
بالا بودن هزينه‏هاي توليد، يکي از عمده‏ترين مشکلات بخش کشاورزي، در راه توليد و صادرات محصولات به بازار‏هاي جهاني محسوب مي‏شود. توليد و تکثير نهال، يکي از بخش‏هاي مهم صنعت ميوه‏کاري هر کشوري به شمار مي‏رود و اساس باغ‏هاي خوب هر کشوري از بذل توجه به اين بخش نشات مي‏گيرد. در باغداري روز دنيا، ايجاد باغ‏هاي يکنواخت، علاوه بر سيستم تک کشتي، هم‌اندازه بودن درختان باغ، رسيدن همزمان ميوه‏ها، کاهش اندازه درخت، مقاومت به آفات و امراض و زودباروري درختان، بسيار مورد توجه مي‌باشد. براي نيل به اين اهداف، روش‏هاي مختلف کشت بافت، امروزه به عنوان يکي از ابزار‏هاي مطمئن و کارآمد، مورد توجه و اهتمام توليد‏کنندگان نهال در سراسر جهان قرار گرفته است (صفاري، 1378).
کشت بافت روش نوين و مهم در ازدياد گياهان است که در حال حاضر در دسترس پرورش‌‌دهندگان قرار دارد (صفاري، 1378). تكثير درون‌شيشه‌اي اين امكان را فراهم مي‌نمايد كه در طول سال به پايه‌هاي مورد نياز براي استفاده در خزانه دسترسي داشته باشيم (خوشخوي، 1377). ژرم‏پلاسم گلابي تكثير شده در محيط استريل، به دليل عاري بودن از عوامل بيماري‌زا، با اطمينان كامل از سدهاي قرنطينه كشاورزي كشورهاي مختلف قابل تبادل خواهند بود (Shibli et al., 1997). ارقام و گونه‌هاي مختلف گلابي هر يك داراي خصوصياتي هستند كه باعث گرديده از آنها به عنوان پايه، پيوندك، تزئيني و يا دومنظوره استفاده گردند. از ارقام و گونه‌هايي كه موجب بهبود كيفيت رشد درختان گلابي مي‌گردند به عنوان پايه استفاده مي‌شود. زودرسي، پاكوتاه‌كنندگي، تاثير روي عملكرد و كيفيت ميوه، بهبود مقاومت به آفات و بيماري‌ها و كمك به سازگاري با خاك‌هاي مرطوب و آهكي از جمله شاخصه‌هاي ارقامي مي‌باشد كه به عنوان پايه استفاده مي‌شوند (رسول زادگان، 1370).
مقايسه کلي بر وضعيت باغهاي سيب و گلابي در کشور ايران نشان‌دهنده اين است که برخلاف باغ‌هاي سيب، در باغهاي گلابي استفاده از پايههاي پاکوتاه‌کننده و روشهاي کشت متراکم چندان متداول نشده است. مسلماً مهم‌ترين دليل اين امر عدم وجود پايههاي مطلوب و سازگار با شرايط اقليمي- خاکي بر ارقام گلابي کشور بوده و به اين ترتيب که پايههاي رويشي گلابي که طي 30 سال گذشته وارد شده همگي متعلق به گونه Cydonia oblonga مي‌باشند که اين پايهها حساس به کلروز و خاکهاي آهکي بوده و با برخي از ارقام گلابي نظير گلابي ويليامز داراي ناسازگاري است، علاوه بر اين که در سرماهاي شديد زمستانه آسيب ديده و از بين خواهد رفت که اين معايب سبب توسعه محدود اين پايهها در کشور شده است. همچنين پايه‏هاي پا‏كوتاه‌كننده گلابي كه متعلق به گونهP. communis L. مي‏باشند و داراي سازگاري بسيار خوبي با ارقام تجاري هستند، را مي‌توان از طريق روش‏هاي کشت بافت با سرعت بالايي تکثير و عرضه نمود. تعداد محدودي از پايه‏هاي پا‏كوتاه‌كننده گلابي حاصل از کشت بافت به كشور وارد شده است. با توجه به اين که پايه‏هاي پا‏کوتاه‌کننده گلابي به تکثير از طريق ريزازديادي پاسخ داده‌اند، در حال حاضر يکي از اصلي‏ترين روش‏هاي تکثير آن‌ها کشت بافت محسوب مي‏شود (نصرتي، 1382). بر اين اساس با تلاش دهه‌هاي اخير در ساير کشورها نظير ايتاليا و آمريکا براي دستيابي به پايههاي مطلوب‌تري که فاقد معايب فوق باشند، دو پايه FOX11و OH×F40 وارد کشور گرديده است. اين پايهها که متعلق به گونه گلابي مي‌باشند، داراي محاسن متعددي شامل تحمل بهتر به غرقاب، خشکي و خاکهاي آهکي بوده و با هيچ يک از ارقام گلابي ناسازگاري نشان نمي‌دهند. استفاده از اين پايهها سبب کاهش هزينه برداشت و هرس مي‌شود، همچنين کاهش مبارزه با بيماري آتشک با استفاده از بهبود مديريت باغهاي متراکم خواهد شد (روزبان، 1380). از اين‌رو پژوهش حاضر به منظور تهيه پروتکل انبوه پايههاي پاکوتاه‌کننده گلابي OH×F40 و FOX11 با ميزان ريشهزايي بالا از طريق تعيين موارد ذيل صورت پذيرفت. شامل الف): ارزيابي اثر محيط‏هاي پايه مختلف ب): ارزيابي اثر غلظت‏هاي مختلف سايتوکينين نظير2iP و BAP ج): ارزيابي توان ريشه‏زايي پايههاي پاکوتاه‌کننده گلابي OH×F40 و FOX11
موفقيت در تحقيق فوق مي‌تواند به توليد و تکثير نيمه انبوه پايههاي پاکوتاه‌کننده گلابي OH×F40 و FOX11 و تامين هستههاي اوليه اين پايهها براي انجام طرحهاي تحقيقاتي و حفظ در شرايط خارج از شيشه کمک کند.
1-2- گياه‌شناسي گلابي:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

برگ‌هاي درخت گلابي اره‌اي مضرس هلالي يا با كناره صاف و به ندرت كنگره‌اي، جوانه‌ها در داخل از پهنا پيچيده و دمبرگ‌ها داراي گوشوارك‌هاي كم و بيش بزرگي مي‌باشند و فلس جوانه روي هم خوابيده و گل‌ها همزمان يا كمي قبل از جوانه‌هاي برگ ‌باز مي‌شوند (عبداللهي، 1388). گل‌ها خوشه‌اي، چترمانند، سفيد به ندرت در برخي گونه‌ها و يا ژنوتيپ‌هاي وحشي صورتي و يا رگه‌هاي صورتي رنگ در آنها مشهود است. كاسبرگ‌ها به عقب برگشته يا گسترده و گلبرگ‌ها داراي قاعده دمبرگ‌‌مانند مي‌باشند. گلبرگ‌ها تا حدودي مدور تا مستطيلي پهن بوده و 20 تا 30 پرچم‌ را در بر گرفته‌اند. بساک‌ها قرمز تا ارغواني و 2 تا 5 خامه آزاد در قاعده به وسيله ديسك يك‏جا جمع مي‌شوند. تخمك‌ها به تعداد دو عدد در هر خانه و ميوه پوم كروي تا گلابي شكل است و كاسه گل پايا يا خزان‌كننده و گوشت ميوه وابسته به رقم يا ژنوتيپ درصدهاي متفاوتي را از سلول‌هاي اسكلروئيدي دارا مي‌باشند. بذور رسيده گلابي قهوه‌اي تا سياه و در برخي گونه‌هاي اين جنس بسيار بزرگ‌تر از بذر گلابي‌هاي اروپايي است (عبداللهي، 1385).
از نظر گرده‌افشاني و تشكيل ميوه، تقريبا همه ارقام گلابي خودناسازگار و دگرباورند. اگرچه بعضي از ارقام گلابي در برخي شرايط آب و هوايي توليد ميوه بدون بذر مي‌كنند، با اين وجود بهترين عملكرد هنگامي است كه درخت گرده‌زا در بين ارقام اصلي كشت شده باشد (Westwood, 1993). درخت گلابي در برابر سرما از سيب حساس‌تر است و گل‌هاي گلابي در بهار کمي زودتر از سيب باز مي‌شوند. به همين دليل بيشتر در معرض خطر سرماي بهاره قرار مي‌گيرند (عبداللهي، 1385) .در تابستان گياه گلابي گرما را بيشتر از سيب تحمل مي کند. گل و ميوه گلابي در انتهاي شاخه‌ها و اسپورهاي دو ساله بوجود مي‌آيد، بنابراين هنگام هرس درختان بارور، بايد در حفظ اسپورها دقت کرد. ميزان محصول گلابي در باغ‌هاي معمولي به 45 تن در هکتار مي‌رسد و تعداد ارقام گلابي موجود در ايران حدود 120 نوع است (محمودزاده و ابراهيميان، 1390).

1-3 – ازدياد و تکثير گلابي:
در ازدياد پايه‌هاي گلابي سه روش استاندارد وجود دارد که مورد استفاده قرار مي‌گيرند که اين سه روش شامل: الف): روش جنسي کشت بذر ب): خوابانيدن کپه‌اي شاخه در درخت به ج): چوب سخت ميباشند.
در موارد خاص براي ريشه‌دار کردن تيپ‌هايي که به سختي ريشه مي‌دهند از قلمه‌هاي ريشه يا پاجوش‌هاي ريشه مي‌توان استفاده نمود. قلمه‌هاي برگ‌دار را تحت شرايط ميست پس از تيمار با IBA ريشه‌دار مي‌کنند. آماده کردن بذر بسياري از گونه‌هاي Pyrus براي سبز شدن نياز به خيساندن آن‌ها به مدت يک روز و سپس شستن کامل و استراتيفيکاسيون آن‌ها براي سرما دادن دارد. براي ازدياد سريع يک پايه، قلمه‌هاي ريشه را به قطر حدود 7/0 تا 5/1 سانتيمتر انتخاب، به صورت اسکنه با واريته پيوندک پيوند مي‌زنند. رقم پيوندک را براي ريشه‌دهي مي‌توان به روش قلمه چوب سخت يا برگ ازدياد نمود (محمودزاده و ابراهيميان، 1390). برخي از گونه‌ها مثل P. calleryana و P. betulifolia با استفاده از قلمه برگدار که در اواسط تابستان انجام مي‌گيرد بهتر ريشه‌دار مي‌شوند. براي پيوند گلابي علاوه بر گونه‌هاي وحشي و اهلي آن، مي‌توان از به و زالزالک نيز، براي پايه، استفاده کرد که در اين صورت درختان پاکوتاه خواهند بود و براي جلوگيري از ناسازگاري پايه و پيوندک بايد از يک رقم مناسب گلابي براي ميان‌پايه استفاده کرد (عبداللهي، 1388). فاصله کشت برحسب نوع پايه و قدرت رشد آن، 7-10 متر در باغ‌هاي معمولي است، ولي در انواع پاکوتاه مي‌توان اين فواصل را به چهار متر بين رديف‌ها و دو متر روي رديف‌ها کاهش داد که اين کار باعث افزايش محصول نيز خواهد شد (محمودزاده و ابراهيميان، 1390). تمام ارقام گلابي، خودناسازگار هستند، بنابراين براي توليد ميوه کافي، بطور حتم نياز به درخت گرده‌زاي مناسب و کندوگذاري دارند. بعضي از ارقام گلابي، مانند بارتلت، در صورت گرمي هوا در هنگام گل دادن مي‌توانند از طريق بکرباري محصول کافي توليد کنند. از پايه‌هاي به اصلاح شده که شامل QA، QB و QC مي‌باشند به عنوان پايه‌هاي پاکوتاه‌کننده براي گلابي استفاده مي‌شود (نصرتي، 1382). در ضمن از پايه‌هاي بذري نيز مي‌توان استفاده نمود. در اين صورت درختان تنومند با رشد زياد حاصل مي‌آيند. در كانادا، نيوزيلند، آفريقاي جنوبي و شيلي از نهال‌هاي بذري ارقام تجاري نظير ويليامز و وينترنليس استفاده به عمل مي‌آيد و پايه‌هايي كه در آسيا مورد استفاده قرار مي‌گيرد از كشوري به كشور ديگر متفاوت است (نصرتي، 1382). از نهال بذري، P. pyrifolia اصولاً در ژاپن براي ارقام همان‌گونه استفاده مي‌شود. در تايوان گلابي هميشه سبز P. kawakamii عمده‌ترين پايه‌ مصرفي مي‌باشد. در قسمت شمالي چين، نهال بذري P. betuliafolia به عنوان پايه براي ارقام هيبريد P. pyrifolia و P. ussuriensis به كار مي‌رود. در كشور ما نيز استفاده از پايه‌هاي بذري حاصل از كشت بذر ارقام تجاري بيش از پايه‌هاي وحشي مرسوم است. اين در حالي است كه در استان‌هاي شمالي كشور، عموماً از بذور پايه‌هاي جنگلي جهت پايه استفاده به عمل مي‌آيد (عبداللهي، 1388). ارقام مختلف گلابي به دليل ميزان بالاي هتروزيگوسي از طريق بذري به خوبي قابل تكثير نيستند. با اين حال در بسياري از كشورهاي جهان استفاده از پايه‌هاي بذري گلابي به صورت كامل منسوخ نگرديده است. در كشورهاي اروپاي شرقي، تايوان و هند استفاده از پايه‌هاي بذري گلابي‌هاي وحشي هنوز رايج است. معمولاً گلابي را روي پايه‌هاي انتخابي، پيوند شاخه يا جوانه مي‌زنند. گونه اروپايي P. communis به طور گسترده مخصوصاً در آمريكا شمالي به عنوان پايه مورد استفاده قرار مي‌گيرد. از هم‌گروه‌هاي درخت به (Cydonia oblonga L.) نيز به دليل قابليت پا‏كوتاه‌كنندگي آنها به عنوان پايه استفاده مي‌شود. اما پيوند آنها با همه ارقام گلابي سازگار نمي‌باشد (Bell et al., 1999). تكثير ارقام گلابي از طريق قلمه چوب نرم و سخت به دليل ريشه‌زايي ضعيف مشكل مي‌باشد (Hartmann et al., 1997). ريشه‌زايي مستقيم قلمه در برخي از گونه‌هاي گلابي گزارش شده است (Shibli et al.,1997). همچنين نشان داده شده است، كه امكان ريشه‌زايي برخي از ارقام گلابي مانند الدهوم8 و بارتلت توسط قلمه چوب سخت يا قلمه‌هاي برگ‌دار تحت سيستم مه‌افشان منوط به تيمار آنها با تنظيم کننده رشد ايندول بوتيريك اسيد (IBA) وجود دارد (Bell et al., 1996). با اين تفاصيل، روشن است كه روش‌هاي كلاسيك تكثير رويشي گلابي، عليرغم دارا بودن مزاياي بسيار، معايبي مثل وابسته بودن به فصولي خاص از سال،‌ مشكل آلودگي‌‌هاي ويروسي و نياز به مهارت خاص را دارا مي‌باشند.

1-4- کشت بافت گياهي:
کشت بافت گياهي به رشد مواد گياهي عاري از ميکروب در شرايط عاري از ميکروارگانيسم‌ها مانند محيط غذايي استريل در يک لوله آزمايش کشت بافت گياهي اطلاق مي‌شود که شامل کشت پروتوپلاست، سلول، بافت و اندام گياهي مي‌باشد (خوشخوي، 1377). در سال‌هاي اخير فنون کشت بافت گياهي به يک ابزار بسيار قدرتمندي جهت تکثير بسياري از گونه‌هاي گياهي تبديل شده‌اند. اين تکنولوژي با نظريه‌پردازي دانشمند آلماني، هابرلنت، در مورد توانايي تبديل يک سلول به موجود کامل9 در اوايل قرن بيستم شروع شد. هابرلنت پيشنهاد کرد که فنوني جهت جداسازي و کشت بافت ايجاد شود و ادعا کرد که اگر محيط و تغذيه سلول‌هاي کشت شده تنظيم شود اين سلول‌ها مي‌توانند گياهان نرمالي را بوجود آورند. اولين کشت موفقيت‌آميز بافت‌هاي گياهي توسط وايت در سال 1934 انجام شد. در سال 1939 وايت اولين کشت موفقيت‌آميز کالوس هويچ و توتون را گزارش کرد. در سال 1957 يک مقاله کليدي توسط اسکوگ و ميلر منتشر شد در آن مقاله، آنها اظهار داشتند که اثرات متقابل بين مقدار اکسين‌ها و مقدار سيتوکينين‌‌ها تعيين‌کننده نوع رشد و تغييرات ريخت‌شناسي مي‌باشد. مطالعات آنها بر روي توتون نشان داد که نسبت بالاي اکسين به سيتوکينين باعث القاي ريشه‌زايي مي‌شود، در حاليکه عکس اين حالت توليد نوساقه را تحريک مي‌کند. متاسفانه اين الگوي پاسخ عموميت ندارد. عليرغم تغيير نسبت اکسين‌ها به سيتوکينين‌ها براي بدست آوردن يک ريخت خاص در بسياري از گونه‌ها موفقيت‌آميز بوده است. در حال حاضر مشخص شده که عوامل بسيار ديگري بر توانايي سلول‌ها براي تمايز و تبديل شدن به ريشه، نوساقه يا جنين موثر هستند. بزرگ‌ترين مشوق براي استفاده از فنون کشت بافت گياهي در تکثير بسياري از گونه‌ها ممکن است کار اوليه مورل روي تکثير ارکيده در سال 1960 و کار موراشيگ و اسکوگ در 1964 در ايجاد محيط کشت جديدي با غلظت بالاي نمک‌هاي معدني بوده باشد. علم گياه‌شناسي پايه، عامل بسيار مهمي در موفقيت‌آميز بودن فنون کشت بافت گياهي محسوب مي‌شود (فارسي و ذوالعلي، 1388).
کشت بافت و سلول گياهي به همراه روش‌هاي مهندسي ژنتيک از ارکان مهم فناوري زيستي به عنوان يکي از علوم پيشرفته دنيا به شمار مي‌آيند. با علم به اين موضوع که هر يک از سلول‌هاي گياهي تمايز نيافته توانايي تبديل شدن به گياه کامل را دارند، دريچه‌اي تازه پيش روي دانشمندان و محققان علوم زيستي گشوده شد، به نحوي که در مقايسه با روش‌هاي اصلاح سنتي گياهان، تسريع قابل ملاحظه‌اي در مدت زمان اجراي برنامه‌هاي اصلاحي به وجود آمد و امکان انجام تلاقي‌هاي بين جنسي را نيز فراهم نمود. علاوه بر اين نگهداري ذخاير توارثي، توليد گياهان عاري از ويروس و توليد گياهان هاپلوئيد از جمله کاربردهاي مهم ديگر کشت بافت و سلول گياهي مي‌باشند. همچنين روش‌هاي کشت بافت مبتني بر دو مرحله تمايززدايي و تمايزيابي است که انجام هر يک از اين مراحل به شرايط خاصي نياز دارد و بايد در محيطي عاري از هرگونه آلودگي صورت پذيرد که گاه باعث افزايش هزينه توليد مي‌شود. با اين وجود مراکز توليدي ساليانه ميليون‌ها نهال و گياه مختلف را از طريق روش‌هاي ريزازديادي به بازار عرضه مي‌کنند و فرآورده‌هاي زيستي متعددي نيز با استفاده از روش‌هاي کشت بافت توليد مي‌شوند (باقري، 1382). انواع روش‌هاي کشت بافت گياهي شامل، کشت پينه، کشت سوسپانسيون سلولي، کشت پروتوپلاست، کشت هاپلوييد، کشت جنين و اندام، باززايي و ريزازديادي مي شود. كشت سلول و بافت گياهي، ابزاري مهم در مطالعات پايه و كاربردهاي تجاري است (شکل 1-3). در حال حاضر به عملياتي نظير كشت سلول‌ها، بافت‌ها و اندام‌هاي استريل و اجزاي آنها تحت شرايط مطلوب فيزيكي و شيميايي در آزمايشگاه، كشت بافت گياهي اطلاق مي‌شود (باقري و صفاري، 1387).
استفاده از فن‌آوري كشت بافت براي تكثير رويشي گياهان يا ريزازديادي مهم‌ترين كاربرد تجاري اين فناوري است. با اين فن آوري مي‌توان از يك گياه ميليون‌ها گياه جديد، با كيفيت خوب و در زمان كوتاه توليد كرد. كشت بافت سلولي با ارائه تئوري سلولي در قرن 19 آغاز گرديد. اين تئوري عنوان مي‌كند كه سلول واحد ساختماني مستقل و عملي يك موجود است. كاربرد تجاري كشت بافت در سال 1960 در آمريكا با ريزازديادي اركيده آغاز شد (حسندخت، 1385).
در بسياري از گونه‌ها مي‌توان تشکيل اندام‌هاي گياهي مثل ريشه، نوساقه‌ يا پياز را روي بافت‌هايي که در حالت عادي چنين اندام‌هاي را توليد نمي‌کنند تحريک نمود. بيشترين پتانسيل تکثير کلوني از طريق جنين‌زايي سوماتيکي انجام مي‌شود که طي آن يک تک سلول جدا شده و منفرد مي‌تواند ابتدا يک جنين و سپس يک گياه کامل توليد کند. تکثير نوساقه‌ ممکن است که به چندين روش انجام شود، يا انتهاي ساقه يا جوانه ممکن است طويل شده و گره‌ها و ميان‌گره‌هاي جديدي توليد نمايد که با تقسيم آنها مي‌توان تعداد زيادي نوساقه به دست آورد. جوانه‌هاي جانبي روي ريزنمونه ممکن است نوساقه توليد کنند که روي خود اين نوساقه‌ها جوانه‌هاي ديگري را خواهيم داشت. اغلب اين جوانه‌هاي جانبي به سختي با چشم غيرمسلح قابل رويت هستند، اما در اکثر زواياي برگي طرح اوليه جوانه‌ها وجود دارد. نوساقه‌هاي طويل شده را يا مي‌توان در شرايط درون شيشه‌اي ريشه‌دار کرد و يا اينکه آنها را به عنوان ريزقلمه درنظر گرفته و در شرايط غيراستريل کشت نماييم. بعضي از اين نوساقه‌ها را مي‌توان جهت تکثير مجدد کشت قطعه قطعه نمود. نوساقه‌ها چه به صورت ريزقلمه و چه به حالت گياهک‌هاي ريشه‌دار پس از انتقال به خاک با تغييرات قابل ملاحظه محيطي مواجه مي‌شوند و در معرض تنش‌هاي شديد قرار مي‌گيرند، مگر اينکه از قبل پيش‌بيني‌هاي لازم به عمل آمده باشد. اغلب در کشت بافت اين مرحله به عنوان يک مرحله بحراني محسوب مي‌شود و مي‌تواند با تلفات سنگيني همراه باشد (پيري و نظريان فيروزآبادي، 1385).


پاسخ دهید