جدول شماره 5: توزيع احساس ذهني بهزيستي بر حسب سن 47
جدول شماره 6: توزيع احساس ذهني بهزيستي بر حسب سال تحصيلي 48
جدول شماره7: توزيع احساس ذهني بهزيستي بر حسب جنس 49
جدول شماره 8: توزيع احساس ذهني بهزيستي بر حسب وضعيت تاهل 50

جدول شماره 9: توزيع احساس ذهني بهزيستي بر حسب وضعيت محل زندگي 51
جدول شماره 10: توزيع احساس ذهني بهزيستي بر حسب محل سکونت 52
جدول شماره 11: توزيع احساس ذهني بهزيستي بر حسب شغل مادر 53
جدول شماره 12: توزيع احساس ذهني بهزيستي بر حسب شغل پدر 54
جدول شماره 13: توزيع احساس ذهني بهزيستي بر حسب سطح تحصيلات 55
جدول شماره 14: توزيع احساس ذهني بهزيستي بر حسب رشته تحصيلي 56
جدول شماره 15: توزيع احساس ذهني بهزيستي بر حسب تحصيلات پدر 57
جدول شماره 16: توزيع احساس ذهني بهزيستي بر حسب تحصيلات مادر 58
جدول شماره 17: برآورد ضريب رگرسيوني ابعاد حمايت اجتماعي با رضايت از زندگي 59
جدول شماره 18: برآورد ضريب رگرسيوني ابعاد حمايت اجتماعي با عاطفه مثبت 60
جدول شماره 19: برآورد ضريب رگرسيوني ابعاد حمايت اجتماعي با عاطفه منفي 61
دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي- درماني گيلان
دانشکده پرستاري و مامايي شهيد بهشتي رشت

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل اول
فصل اول

بيان مسئله
سلامت1 حالتي پويا است که بر اساس آن افراد به طور مداوم خود را با تغييرات محيط داخلي و خارجي سازگار ميکنند(1). علوم و رشتههاي مختلفي به تبيين سلامت پرداختهاند که از ميان آنها علم پرستاري نگاه ويژهاي بر ابن مقوله دارد.
متاپارادايمهاي پرستاري(Metaparadigm)عناصر پايه تئوريهاي پرستاري را فراهم ميکند، در نظريههاي مختلف پرستاري مفهوم سلامت يکي از چهار متاپارادايم اصلي در کنار مفاهيم انسان، محيط و پرستار قرار ميگيرد. بر اساس فلسفهي کلنگر که اساس بسياري از نظريههاي پرستاري است سلامت بصورت طيفي تعريف ميشود که دو سر آن را مرگ و سلامت مطلق تشکيل ميدهند و سلامت فرد يا جامعه در نقطه اي پويا از اين طيف قرار ميگيرد. از طرفي در نگاه کل نگرانهي پرستاري، سلامت متاثر از ابعاد رواني، اجتماعي، جسمي و معنوي ميباشد، لذا براي دستيابي به سلامت نياز است بطور جامع همهي ابعاد سلامتي مورد توجه قرار بگيرند(1). از طرفي سلامت داراي ابعاد عيني و ذهني ميباشد که به بعد ذهني آن کمتر توجه شده است. فريش2 معتقد است که مطالعهي احساس ذهني بهزيستي افراد و جوامع و ارتقاي آن بزرگترين چالش علمي بشر بعد از افزايش و پيشرفت در زمينهي تکنولوژي، پزشکي و ثروت است(2). بسياري از پژوهشگران بر مفهوم احساس ذهني بهزيستي تاکيد کردهاند و فقدان بيماريهاي رواني و وجود سطوح بالاي بهزيستي را به عنوان سلامت تلقي مينمايند(3). در واقع ويژگي مهمي که فرد واجد سلامت بايستي از آن برخوردار باشد احساس ذهني بهزيستي است(4). احساس ذهني بهزيستي3، مفهومي کلي و ناشي از نحوهي ادراک شناختي و عاطفي شخص از کل زندگي است. بهزيستي ذهني داراي دو جزء شناختي و عاطفي است. بعد شناختي بهزيستي، يعني ارزيابي شناختي افراد از ميزان رضايت از زندگي و بعد عاطفي يعني برخورداري از حداکثر عاطفه مثبت و حداقل عاطفه منفي(5, 6) . عاطفه مثبت نشان ميدهد که يک شخص تا چه ميزان شور و اشتياق به زندگي دارد و چه ميزان احساس فاعليت و هوشياري ميکند، عاطفه مثبت بالا بر انرژي زياد، تمرکز کامل و اشتغال لذت بخش دلالت دارد در حاليکه عاطفه مثبت پايين بر غمگيني و رخوت دلالت ميکند. عاطفه منفي يک بعد عام ناراحتي دروني و اشتغال ناخوشايند را نشان ميدهد و حالات خلقي ناخوشايندي مانند خشم، نفرت، بيزاري، گناه، ترس و عصبانيت را شامل ميشود. عاطفه منفي پايين با آرامش و راحتي همراه است(7).
افراد با احساس ذهني بهزيستي بالا هيجانات مثبت بيشتري را تجربه ميکنند و از رويدادها و حوادث پيرامون خود ارزيابي مثبتي دارند و آنها را خوشايند توصيف ميکنند(8). اين افراد احساس مهار و کنترل بالاتري دارند و ميزان موفقيت و رضايت از زندگي بيشتري را تجربه ميکنند(9). بعلاوه اين افراد نظام ايمني سالمتر و خلاقيت بالاتري دارند(10). در حالي که افراد با احساس ذهني بهزيستي پايين، رويدادها و موقعيت هاي زندگي خود را نامطلوب ارزيابي ميکنند(11).
شواهد تاريخي و نيز تجربه روزمره زندگي حاکي از اين است که برجسته ترين و عمده ترين تمايلات بشري رسيدن به بهزيستي4 و شادماني است(12). الگوي قديمي توسعه به شدت بر رفاه اقتصادي به عنوان يک هدف نخست توسعه تمرکز کرده است و ساير جنبههاي زندگي و جامعه که شامل جنبه هاي ذهني و احساس بهزيستي ميباشد را مورد غفلت قرار ميدهد و از اندازه گيري هاي عيني براي راهنمايي سياستگذاريها استفاده ميکردند ولي اخيراً احساس ذهني بهزيستي يک چالش براي اندازه گيري پيشرفت و توسعه سياست هاي عمومي کشورها شده است و توجه بسياري از محققين را به خود جلب کرده است(13)؛ لذا بررسي دقيق احساس ذهني بهزيستي و باز شناسي عوامل عمده موثر بر آن، ضرورتي غير قابل انکار است.
عوامل متعددي همچون اميدواري، اضطراب اجتماعي و حمايت اجتماعي با احساس ذهني بهزيستي ارتباط دارند که يکي از عواملي که رايطه تنگاتنگي با احساس ذهني بهزيستي دارد حمايت اجتماعي ميباشد. وجوه مختلف حمايت اجتماعي دريافت شده، پيش بيني کنندههاي خوبي براي احساس ذهني بهزيستي هستند(14). کب5 و توئيتس6 حمايت اجتماعي را به اين صورت تعريف ميکنند: درک از در دسترس بودن افرادي که احساس ميکنيم به ما اهميت ميدهند، اطمينان از اين که افرادي وجود دارند که بتوان در هنگام نياز روي کمک آنها حساب کرد که باعث ميشود احساس خوبي داشته باشيم(12, 15). به طور معمول حمايت اجتماعي سه بعد دارد: بعد وسيله اي، بعد اطلاعاتي و بعد احساسي. حمايت وسيلهاي شامل منابع مادي مانند غذا و پول ميباشد، حمايت اطلاعاتي شامل فراهم آوردن اطلاعات ويا پيشنهادات است و فرد را قادر ميکند تا با مشکلات و سختي ها کنار بيايد، در نهايت حمايت احساسي در بر گيرندهي عشق ورزيدن، اهميت دادن و درک طرف مقابل است. حمايت احساسي عبارت است از حمايتي که توسط ديگران نسبت به فرد ارائه ميشود و در واقع به نوعي احساس مورد علاقه واقع شدن و احساس عزت نفس را در فرد تقويت ميکند، مانند حمايتهاي مستمري که انواع همياريهاي نامحسوس بين افراد را در بر ميگيرد(16, 17).
حمايت اجتماعي، احساس ذهني بهزيستي را از دو طريق متاثر ميسازد. اولين روش تاثير مستقيم يا تاثير عمومي حمايت اجتماعي بر احساس ذهني بهزيستي اين است که بر رضايت از زندگي تاثير ميگذارد، روش دوم شامل تاثير غيرمستقيم يا تاثير ميانجي است که از افراد در مقابل اثرات منفي در شرايط استرس زا، محافظت ميکند(18, 19).
آنچه انجام اين پژوهش را مهم و ضروري نشان ميدهد اين است که هر چند در مطالعات پيشين روابط اين متغيرها بررسي شده است و خيلي از آنها به ارتباط مثبت اين دو اشاره دارند(20, 21). گاهي نتايج معکوس هم مشاهده شد براي مثال بندورا بيان ميکند، حمايت اجتماعي افراطي مي تواند ظرفيتهاي کنار آمدن افراد را کاهش دهد(22). همچنين اگرچه برخي از مردم، جايگاه اجتماعي، پول و دسترسي به منابع مادي را عامل اصلي احساس ذهني بهزيستي ميدانند، ولي بعضي از پژوهشها اين نگرش را تاييد نکرده اند. هاديانفر به نقل از آرگيل7 و رايت8 و لارسن9 مينويسد همبستگي بين وضعيت مالي خوب و احساس ذهني بهزيستي پايين گزارش شده اند(12).
از طرفي هرچند در بيشتر مطالعات روابط بين اين دو متغير گزارش شده است ولي قدرت پيش بيني کنندگي احساس ذهني بهزيستي توسط ابعاد حمايت اجتماعي و اينکه هر بعد حمايت اجتماعي چه ميزان پيش بيني کنندهي احساس ذهني بهزيستي است، بيان نشده است.
نکته قابل توجه اينکه در ارزيابي اثرات حمايت اجتماعي بر سلامت دو جنبه مثبت و منفي مد نظر است. پيروي به نقل از لئو بيان ميکند، بر اساس نتايج مطالعات در شرايطي که حمايت اجتماعي با بيميلي ارايه شود يا به احساسات فرد گيرنده توجهي نشود، حمايتهاي اجتماعي ميتوانند اثرات زيان آوري داشته باشند، به عبارت ديگر باعث رنجيدگي خاطر فرد ميگردند و در نهايت اثرات منفي بر سلامت وي خواهند داشت(23).
بعلاوه در اين پژوهش براي سنجش حمايت اجتماعي از پرسش نامهي حمايت اجتماعي نوربک استفاده شده است. اين پرسش نامه ابزاري است که حمايتهاي اجتماعي کارکردي، ساختاري و فقدان کل را محاسبه ميکند. علاوه بر موارد فوق اين پرسش نامه داده هاي توصيفي راجع به ارتباطات حمايتي را که فرد اخيراً(يک سال اخير) به دلايل مختلفي از دست داده در اختيار ما قرار مي دهد که از طريق آنها به راحتي مي توانيم به تغيير و تحولاتي که در نظام حمايتي فرد ايجاد شده است پي ببريم. مقياسNSSQ10 نسبت به ساير ابزارهاي سنجش حمايت اجتماعي ارجح است براي اينکه دامنه وسيعي از سازهها، مفاهيم(از ساده تا پيچيده) و همچنين انواع کارکردي و ساختاري حمايت اجتماعي را در بر ميگيرد و به خوبي آنها را ميسنجد، يک ابزار عمومي براي سنجش حمايت اجتماعي ميباشد، اين پرسش نامه دادههاي توصيفي راجع به ارتباطات حمايتي را که فرد اخيراً(يک سال اخير) به دلايل مختلفي از دست داده در اختيار ما قرار ميدهد که از طريق آنها به راحتي ميتوانيم به تغيير و تحولاتي که در نظام حمايتي فرد ايجاد شده است پي ببريم(16). بدين معني که با اين ابزار ضمن تعيين ميزان حمايت اجتماعي دريافت شده، فقدانها(حمايتهاي حذف شده) هم بررسي ميشوند؛ که در مطالعات موجود در خصوص بررسي رابطه احساس ذهني بهزيستي و حمايت اجتماعي از حداقل توجه برخوردار بوده است. علاوه بر اين ابزار مورد استفاده در اين مطالعه جهت سنجش احساس ذهني بهزيستي ابزاري دو قسمتي است که هم بعد شناختي و هم بعد عاطفي احساس ذهني را ميسنجد در صورتيکه در مطالعات مشابه جهت سنجش اين دو متغير با هم فقط از ابزار در حيطه شناختي استفاده شده و به بعد عاطفي آن توجهي نشده است.
نکته حائز اهميت ديگر اينکه حمايت اجتماعي يکي از مهمترين پديدههاي اجتماعي است که برخورداري، ادراک و تصور آن و همچنين نياز به آن با توجه به سن، جنس، شخصيت و حتي فرهنگ ميتواند متفاوت باشد، (که دانشجويان از اين نظر از حداکثر تنوع برخوردارند). بعلاوه در هر مرحله از زندگي، نيز ممکن است جنبه هايي از حمايت اهميت پيدا کنند و نسبت به جنبه هاي ديگر آن اثرات بيشتري داشته باشند(24)، که دورهي جواني يکي از مراحل مهم زندگي است. امروزه دانشجويان به دليل نقش مهمي که در اداره ي آيندهي کشور عهده دار خواهند بود، يکي از اقشار مهم جامعه به حساب ميآيند. اهميت اين موضوع زماني مشخص ميشود که نظري بر آمارهاي رسمي از تعداد دانشجويان کشور داشته باشيم. بر طبق گزارش مرکز آمار ايران، با عنايت به آمار سال 1390 تعداد دانشجويان کل کشور 4000000 نفر اعلام شده است(25). از آنجا که يکي از استراتژيهاي مهم در ارتقاء سلامت عمل بر اساس حداکثر بروز ميباشد، با توجه به اينکه دانشجويان جمعيت بزرگي از جمعيت جوان کشور ما را در بر ميگيرند، سلامت آنها اهميت دوچنداني دارد که احساس ذهني بهزيستي به عنوان يکي از ابعاد مهم سلامت در دانشجويان ميباشد. بعلاوه احساس ذهني بهزيستي دانشجويان علوم پزشکي به لحاظ مرتبط بودن شغل آنها با جسم و روان انسانها از اهميت ويژه تري برخوردار است.
بنابراين با توجه به اهميت احساس ذهني بهزيستي در دانشجويان به عنوان قشر جوان و آينده ساز جامعه و تاثير مستقيم و غيرمستقيم حمايت اجتماعي بر آنها و رشد روزافزون تعداد دانشجويان، و خلاء تحقيقاتي نظامدار پيرامون احساس ذهني بهزيستي در جامعهي ايراني، خصوصاً در مورد دانشجويان اهميت اين پژوهش را بيشتر نشان ميدهد و نتايج اين مطالعه ميتواند با بهبود برنامه ريزيهاي خرد و کلان آموزشي، اجتماعي، فرهنگي و بهداشتي و در اعتلاي سلامت جامعه موثر باشد. از اين رو انجام مطالعهاي با عنوان” بررسي ميزان پيش بيني کنندگي ابعاد حمايت اجتماعي بر احساس ذهني بهزيستي در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي گيلان” ضرورتي غير قابل انکار است.

اهداف پژوهش:
هدف کلي:
تعيين ميزان پيش بيني کنندگي اثر ابعاد حمايت اجتماعي بر احساس ذهني بهزيستي در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي گيلان
اهداف ويژه‌ي پژوهش :
1- تعيين ميانگين نمره احساس ذهني بهزيستي در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي گيلان
1-1-تعيين ميانگين نمره احساس ذهني بهزيستي شناختي(رضايت از زندگي) در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي گيلان
1-2-تعيين ميانگين نمره احساس ذهني بهزيستي عاطفي(عاطفه مثبت وعاطفه منفي) در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي گيلان
2-تعيين ميانگين نمره حمايت اجتماعي در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي گيلان
2-1- تعيين ميانگين نمره حمايت کارکردي کل در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي گيلان
2-2- تعيين ميانگين نمره حمايت ساختاري (ويژگيهاي شبکهاي) در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي گيلان
2-3- تعيين ميانگين نمره فقدان کل در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي گيلان
3- تعيين ارتباط ابعاد حمايت اجتماعي با احساس ذهني بهزيستي (عاطفي و شناختي) در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي گيلان
3-1- تعيين ارتباط نمره حمايت کارکردي کل با احساس ذهني بهزيستي(عاطفي وشناختي) در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي گيلان
3-2- تعيين ارتباط نمره حمايت ساختاري با احساس ذهني بهزيستي(عاطفي وشناختي) در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي گيلان
3-3- تعيين ارتباط نمره فقدان کل با احساس ذهني بهزيستي(عاطفي وشناختي) در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي گيلان
4- تعيين ميزان پيش بيني کنندگي اثر ابعاد حمايت اجتماعي بر احساس ذهني بهزيستي(عاطفي و شناختي) با کنترل عوامل زمينه اي در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي گيلان


پاسخ دهید