2-1- مقدمه16
2-2- بخش اول: سلامت اجتماعي و راه هاي ارتقاع آن18
2-2-1- سلامت18
2-2-2- سلامت اجتماعي20
2-2-3-رويکردهاي موجود در تعريف سلامت اجتماعي22
2-2-4-اجتماعي:24
2-2-5- انسجام اجتماعي:26
2-2-6-شکوفايي اجتماعي:26
2-2-7-بعد فردي سلامت اجتماعي مبتني بر آموزه هاي اسلام28
2-2-8-بهداشت رواني در اسلام29
2-2-9- نقش مذهب در بهداشت رواني30
2-2-10- نقش مذهب در پيشگيري از بيماري هاي رواني31
رهنمودهاي قرآني براي تسکين و درمان بيماري هاي رواني:32
1-درمان، با ذکر و ياد خدا:32
2-درمان، با خواندن قرآن و دعا32
2-2-11-چارچوب نظري سلامت اجتماعي33
2-3- بخش دوم:پرخاشگري در کودکان و نوجوانان و درمان آن34
2-3-1- پرخاشگري:34
5-بازيهاي ويديويي و رايانه اي:37
6-سليقه کودکان به عنوان عامل موثر پرخاشگري:38
2-3-3- راهکارهايي جهت کاهش پرخاشگري:39
2-تنبيه:39
3-پاداش به نمونه هاي ديگر رفتار :39
4-ايجاد هم حسي نسبت به ديگران:39
5- آموزش مهارت هاي اجتماعي:40
6-موسيقي:41
2-3-4- مباني نظري پرخاشگري42
2-4- مرور تحقيقات انجام شده44
2-5- فرضيه هاي تحقيق:45
فصل سوم46
روش اجراي پژوهش46
3-1- مقدمه46
3-2-روش پژوهش46
3-3-تكنيك ها و ابزارهاي گردآوري اطلالاعات47
3-4- ابزار پژوهش47
3-5- پايايي و روايي49
3-6- جامعه آماري پژوش49
3-7- روش نمونه گيري، فرمول و برآورد حجم نمونه49
3-8- روش هاي تجزيه و تحليل داده ها50
فصل چهارم50
تجزيه و تحليل داده ها (يافته ها)50
4-1مقدمه51
4-2-1:آزمون پايايي پرسشنامه ها52
4-2-1-1- پرخاشگري52
4-2-1-2- سلامت اجتماعي مبتني بر آموزه هاي اسلام52
4-2-2:آزمون فرضيه پژوهش53
فصل پنجم55
نتيجه گيري و پيشنهادات55
5-1مقدمه55
5-3-پيشنهادات پژوهش:59
5-4- محدوديت هاي تحقيق60

5-5-پيشنهادهاي پژوهشي60
منابع و مأخذ61
ضميمه66
چکيده
هدف:سلامت اجتماعي تابعي از عوامل مختلف اجتماعي و فرهنگي است و دانش آموز دوره ابتدايي پس از ورودبه دوره دبيرستان و مرحله نوجواني و بلوغ با محيط وشرايط جديدي روبرو مي شود كه بازندگي قبلي اوومحيط اجتماعي گذشته اش متفاوت مي باشد. اين پژوهش به منظور بررسي نقش سلامت اجتماعي مبتني‏بر آموزه‏هاي اسلامي در پرخاشگري نوجوانان كه فرضيات آن از تئوريهاي مختلف سلامت اجتماعي و نظريه هاي مختلف پرخاشگري استخراج و انجام گرفته‏ است.
روش : بررسي ، تلفيقي از روش كتابخانه اي و ميداني است. در بررسي ميداني 351 نفراز دانش آموزان دوره اول دبيرستان شاهرود. ابزار پژوهش عبارت بود از پرسشنامه سلامت اجتماعي مبتني بر آموزه هاي اسلامي (شمسايي، شريفي و جديدي، 1393) و پرسش‏نامه پرخاشگري (آيزنگ 1وگلينويلسون2،1975) . نمونه اين پژوهش عبارت بود از تعداد 351نفر از 4013نفر کل دانش‏آموزان دوره اول دبيرستانهاي شهرستان شاهرود که به روش نمونه گيري تصادفي طبقه اي 3انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. و براي تجزيه و تحليل داده هاي آماري پس از بررسي نرمال بودن توزيع در جامعه، از روش آماري همبستگي و رگرسيون استفاده شده است.
نتايج: يافته‏هاي پژوهش حاضر نشان مي دهد بين سلامت اجتماعي مبتني‏بر آموزه‏هاي اسلامي و هر پنج مولفه آن که شامل(صداقت و پايبندي به پيمان،به معنويت ديني،به رعايت حقوق وبرادري،به رعايت ادب وعفت،به مشارکت و همبستگي) با پرخاشگري نوجوانان رابطه معني‏دار منفي و معکوس وجود دارد يعني با افزايش سلامت اجتماعي پرخاشگري نيز کاهش مي يابد.
همچنين در جدول ناحيه معني داري و آماره آزمون f جهت بررسي معني داري مدل رگرسيون آمده است همانگونه که نتايج نشان مي دهد ناحيه معني داري 0.000 مي باشد که از 5% سطح خطاي آزمون کمتر است لذا مي توان تشخيص داد مدل برازش شده معني دار مي باشد.
همچنين در ادامه با بررسي جدول ميزان عرض از مبدا مدل برازش شده 1.17 استخراج گرديده است و بدليل آنکه ناحيه معني داري آزمون مدل سلامت 0.000 استخراج گرديده و از 5% سطح خطاي آزمون کمتر است معني داري مدل پيشنهادي تاييد مي گردد.
واژگان کليدي: سلامت اجتماعي، پرخاشگري، آموزه هاي اسلامي

فصل اول
کليات تحقيق
مقدمه
اميرالمؤمنين علي عليه السلام ضمن سفارش به فرزند خود امام حسن مجتبي عليه السلام به زمينه ي بسيار مستعد روح نوجوان ان براي رشد و تکامل اشاره کرده، مي فرمايد:
وإِنّماقَلبُ الحَدَثِ کَالأرضِ الخالِيه ماأُلقِي فِيها مِن شَي ءٍ قَبِلَتهُ فَبادَرتُکَ بِالأدَبِ قَبلَ أن يقسُوَقَلبَکَ و يشتَغِلَ لُبُکَ؛ (نهج البلاغه، نامه31).
بي ترديد دل نوجوان چون زمين آماده و بدون کشت است وآماده ي پذيرش هر بذري است که در آن افکنده شود، پس به تربيت تو شتافتم پيش ازآن که دلت سخت شود و خاطرت به چيزي مشغول شود. بخش عمده اي از پيروزي ها، موفقيت ها و احياناً شکست ها و نابساماني هاي دوره ي بزرگسالي ريشه در کمال تربيت ياسوء تربيت در دوره ي کودکي و نوجواني دارد.
سعدي عليه والرحمة گويد:
هر که در خردي اش ادب نکنند در بزرگي فلاح ازو برخاست
چوب تر راچنان که خواهي پيچ نشود خشک جز به آتش راست

جامعه شناسان و روان شناسان از ابعاد گوناگون به اختلالات رفتاري پرداخته اند تا به شناسايي علل و عوامل، زمينه ها و پيامدهاي آن دست يابند و در نتيجه راهکارها و شيوه هاي مقابله با اختلالات پرخاشگري تدوين نمايند.
کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلالات رفتاري غالبا در بزرگ سالي باارتکاب رفتارهاي ناهنجار،اعمال خلاف قوانين وتجاوز به حقوق ديگران وحاکميت موجب اختلال درنظم اجتماعي ميشوند و هزينه هاي زيادي را به جامعه تحميل مي نمايند.
يکي از عواطف متداول کودکان و نوجوانان خشم است که دراثر برخوردآنها به مانعي که بر سر راه هدفشان قرار گيرد حاصل مي شود و به پرخاشگري که يک واکنش عمومي به ناکامي اميال است، منجر مي گردد(گلچين،1381).
سالهاست که محققان به اهميت پرخاشگري کودکان و نوجوانان در پيش بيني مشکلات سازگاري رواني – اجتماعي آينده آنهاپي برده اندوبه همين دليل پژوهشهاي زيادي نيزبراي درک عوامل موثر برشيوع رفتارپرخاشگرانه درکودکان و نوجوانان انجام شده است.
کساني که در چارچوب تئوري رفتار غريزي فعاليت مي کنند بعضا معتقدند که پرخاشگري کودکان و نوجوانان مي تواند مفيد باشد. استدلال آنهااين است که عليرغم اينکه پرخاشگري ممکن است براي ديگران مضر باشد اما براي فرد پرخاشگر مي تواند مفيد و جنبه مثبت داشته باشد. در همين زمينه فرويد باطرح مفهوم پالايش هيجاني معتقداست اگر انسان براي ابراز پرخاشگري اجازه نيابدپرخاشگري در وجود وي انباشته مي شود و سرانجام به شکل خشونت مفرط يابيماري رواني ظاهرمي شود (ارونسون؛ترجمه شکرکن،1387).
به طور کلي فرويددرباره امکان از بين بردن پرخاشگري نظر خوبي نداشت و معتقد بود تنها مي توان شدت و مسير آن را تغيير داد(سلحشور،1378).
سلامت موضوعي مطرح در بسياري از فرهنگ ها است. در واقع هر جامعه به عنوان بخشي از فرهنگ خود از سلامت مفهوم خاصي در نظر دارد،از ميان تعريف هايي كه هنوز هم به كار مي رود، شايد ديرينه ترين تعريف آن باشد كه:” سلامتي عبارت است از بيمار نبودن “. در برخي فرهنگها سلامت وهماهنگي مترادف يکديگرند وهارموني عبارت است از” سازگاربودن با خود، با جامعه، با خدا و با جهان ” آراءهنديان و يونانيان باستان در مفهوم سلامت مشترك بوده وبيماري رابه اختلال تعادل بدني نسبت به آنچه ” اخلاط ” مي ناميدند، منتسب مي كردند.سلامت بيشتر به عنوان نعمت در نظر گرفته مي شود و ارزش آن به درستي شناخته نمي شود، مگرهنگامي كه از دست برود.
در سطح بين الملل تا زماني كه پس از جنگ جهاني اول اساسنامه جامعه ملل تهيه مي شدسلامت “از ياد رفته” بود و تنها در واپسين روزها تهيه كنندگان پيش نويس اساسنامه به ياد بهداشت جهان افتادند. در كنفرانس ملل متحد در شهر سانفرانسيسكو در سال 1945 موضوع بهداشت به عنوان يك موضوع ويژه مطرح شد. با وجود اين، در چند دهه گذشته جنبش تازه اي پديد آمده وسلامت به عنوان يك حق بشري و يك هدف اجتماعي در جهان شناخته شده است؛ يعني سلامت براي برآورده شدن نيازهاي اساسي و بهبود كيفيت زندگي انسان لازم است و بايد براي همه انسانها در دسترس باشد(حاتمي،1389).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

دوره نوجواني دورهاي بسيار با اهميت از نظر تربيت و شکل گيري شخصست ميباشد،پس سلامت روحي رواني واجتماعي از اهميت بسيار زيادي برخوردار بوده ودرسايه تعاليم اسلامي وتوجهات ويژه اولياء و مربيان مي توان آينده اي بهتر براي سرنوشت کشورعزيزمان رقم زد.

1-2- بيان مسأله
سلامت اجتماعي به توانايي فرد در تعامل موثر با ديگران و اجتماع به منظورايجاد روابط ارضا کننده شخصي و به انجام رساندن نقشهاي اجتماعي اشاره دارد (کييز و شاپيرو، 2004).
اين ابعاد اجتماعي فرد سالم ، زماني عملکرد خوبي دارد که اجتماع را به صورت يک مجموعه معنا دار ، قابل فهم و با امکان رشد و شکوفايي بداند (کييز،1998).
يکي از تفاوت هاي جدي ميان سلامت اجتماعي با مفاهيم مشابه درآموزه هاي اسلامي، نيت است . زيرارفتارهاي سالم اجتماعي تنهازماني داراي اهميت وارزش است که باانگيزه و نيت توحيد ، در چهارچوب دستورات نبوت و غايت نگري معاد باشد. اسلام با نگرش ويژه به کيفيت سرشت و سرنوشت انسان؛ شايسته ها و انتظاراتي را براي دستيابي به سلامت و سعادت، مطرح نموده که بخش قابل توجهي ازآن به نحوه تعاملات اجتماعي فرد معطوف است (سبحاني،1383).
جنبه هاي اجتماعي فرد مسلمان اينطور معرفي مي گردد: اگر كسى بر او ستم كرد صبر نمايد، با خويشاوندان قطع رابطه نداشته باشد، از خوى خشن دوري کند، نسبت به مردم حسد نداشته باشد، از احسان و انفاق خوددارى نمى‏كند، به مظلومان يارى مى‏رساند و از بينوايان دلجويى مى‏نمايد، خود را به سختى مى‏اندازد ولى مردم ازاو در آسايش مى‏باشند، از خوار شدن بى‏تابى نمى‏كند، درانجام كارهاى مردم كوشش دارد، هر كس از او مشورت بخواهد راهنمايى مى‏كند و هركس از او مساعدت بخواهد اورا ياري مى‏نمايد (علامه مجلسي،1037).
قرآن كريم مردمان را به حيات طيّبه دعوت نموده که در اين زندگي پيشنهاد شده، برادرى، مشاركت در مال و امكانات، و ايثار موجب بى‏نيازى همه مردم خواهد شد. ويژگي ها وکيفيت روابط بين فردي واجتماعي سالم انساني که روح الهي در وي دميده شده و زندگي دنيا فرصتي است تاکيفيت زندگي جاودانه و ابدي خود را تعيين کند؛ بايد چگونه باشد؟
بر اساس مباني، آموزه ها و الگوهاي ارائه شده در اسلام سلامت اجتماعي فرد مسلمان در ارتباط با ديگران (والدين، همسر، فرزندان،اقوام و بستگان، دوستان، همسايگان و به طور کلي تمامي مسلمانان به عنوان برادر ديني و غير مسلمانان به عنوان برادر نوعي)، در برگيرنده چه شاخص ها و مؤلفه هايي مي باشد؟(شمسايي، شريفي و جديدي،1393)
سلامت اجتماعي شامل سطوح مهارت هاي اجتماعي ، عملکرد اجتماعي و توانايي شناخت هر شخص از خود به عنوان عضوي از جامعه بزرگ تر است. شاخص هاي مهم سلامت اجتماعي شامل مشاركت فعال در زندگي اجتماعي، پذيرش مسئوليت، شناخت حقوق و وظايف خود به عنوان يك شهروند، شناخت حقوق و وظايف ديگران و احترام به حقوق آنان، احترام به محيط زيست و تلاش در راه حفظ آن، شناخت فرهنگ و ارزش هاي اجتماعي، پرهيز از خشونت و داشتن شكيبايي و مدارا با ديگران (استون4 و جيکوب5،2005).
از نظر اسلام دوران نوجواني اهميت زيادي دارد؛ زيرا دراين دوران، شخصيت فردي و اجتماعي نوجوانان پايه ريزي مي شود. روش تربيتي اسلام براين امرتأکيددارد که نوجوان اين دوران را با معرفت و پاکي سپري کند؛ زيرا در اين دوران تغييرات عمومي بدن و تأثيرات رواني، آن چنان سريع و همه جانبه است که او را دچار تشويش و نگراني و برخوردها وارتباط هايش با اطرافيان و خانواده را د‏چار مشکل مي کند. ازاين رو، دراين زمان است که او شديداً نياز به محبت دارد و در پي يافتن يک نقطه ي اتکاي رواني و روحي است و دوست دارد ديگران به شخصيت اش احترام بگذارندواو را مورد توجه قرار دهند (تبيان،1391).
به همين مناسبت است که پيامبر اعظم صَلَّي الله عَليهِ وآله ضمن بيان مراحل تربيت به سه مرحله ي هفت ساله (از تولد تا هفت سالگي،از هفت تا چهارده ‏سالگي و ازچهارده سالگي به بالا)، به والدين ومربيان سفارش مي فرمايد که در هفت سال سوم زندگي مقدماتي انسان (که همان دوران بلوغ و نوجواني است) به او به عنوان يک شخصيت بزرگ سال بنگرند و به او اعتماد نمايند و در کارها با وي مشورت کنند و به نظراو احترام بگذارند و به او مسئوليت دهند تا شخصيت اش شکوفا گردد، به نقل از طبرسي، قرن ششم هجري(جويباري،1387).
نوجواني اغلب به دوره اي بين كودكي و بزرگسالي اطلاق مي شود. گرچه همه ي دوران عمر مهم است ولي اين دوره مهمتر از سايرين مي باشد . زيرا تأثيرات ناگهاني بر رفتار و ديدگاه فرد دارد. با در نظر گرفتن اين كه ساير دوره هاي زندگي ، به دليل تأثيرات درازمدت آن ، پرمعني و قابل توجه هستند ، ليكن دوره ي نوجواني ، يكي ازدوره هايي است كه از هر دو جنبه ي تأثيرات ناگهاني و درازمدت برخوردار و قابل توجه است. برخي از ادوار زندگي به دليل تأثيرات فيزيكي و بدني ، با اهميت و برخي ديگر از لحاظ تأثيرات رواني قابل اعتنا هستند، ليكن نوجواني از هر دو جهت مهم است (تبيان،1391).
نوجوانان ذخائر گران بهاي جوامع بشري بوده و رشد و تكامل استعدادهاي آنان ازاهداف والاي جوامع است.وقتي واژه نوجوان مطرح مي شود اولين چيزي که در ‏ذهن‌‏‎ تداعي مي گردد رفتار هاي مشخصي‌‏‎ است که از نوجوانان سر مي زند چون‏‎ احساسي بودن ،‌‏‎ پرخاشگري‌ ، ‏‎سركشي‌ ، تاثير پذيري از ‏همسالان‌‏، برهم زدن‌‏‎ قانون و امثال آن.خشونت و پرخاشگري پديده جديدي نيست.
نوجواني كه از سلامت رواني و اجتماعي كافي برخوردار نيست نمي تواند با چالش هاي ناشي از ايفاي نقش هاي اجتماعي كنار آمده و خود را با هنجارهاي اجتماعي تطبيق دهد.
احتمالاً بارها اصطلاح” پرخاشگري ” را شنيده ايم ، اما هنگامي که مي خواهيم آن را دقيقاً تحليل يا تعريف کنيم ، بسيار مشکل و اين اصطلاح مبهم و کلي به نظر مي رسد .
خشم به حالتي عاطفي يا هيجاني اطلاق مي شود که از تهييج ملايم تا خشم وحشيانه يا عصبانيت گسترده است و اغلب هنگامي متجلي مي گردد که راه نيل به اهداف يا برآوردن نيازهاي افراد ، سد مي شود( شعاري نژاد ، 1371).
بر اساس توافق بسياري از صاحب نظران ، خشم يکي از هيجان هاي اصلي بشر است که بعد از ترس بيشترين مطالعات را به خود اختصاص داده است. در مورد خشم تعاريف متعددي از سوي فلاسفه و روان شناسان ارائه شده است ، ولي در تمام آنها مي توان دو نکته مشترک را مشاهده کرد :
1- عامل اصلي بروز خشم ، تهديدها و ناکامي ها و موانعي است که سر راه افراد قرار مي گيرد .
2- هدف خشم اغلب دفاع ، جنگ و تخريب است ( شفيع آبادي ، 1378 ) .
ارائه ي تعريف دقيق از پرخاشگري نيز دشوار و در زبان معمول اين اصطلاح به طرق مختلف به کار رفته است . اگرچه ساختار خشم مشترکاتي با پرخاشگري و خصومت دارد اما اين اصطلاحات با هم مترادف نيستند . دلوکيو و اليوري( 2005 ) عنوان مي کنند خصومت به نگرش پرخاشگرانه اي اطلاق مي شود که فرد را به سوي رفتارهاي پرخاشگرانه هدايت مي کند . در حالي که پرخاشگري به رفتار قابل مشاهده به قصدآسيب رساني اطلاق مي شود.در حقيقت پرخاشگري يک رفتاراست ( شاملو ، 1387).
محققان همواره مشخص نموده‏اند که پرخاشگري هم مي‏تواند سلامت انسان را در حوزه‏هاي جسماني، اجتماعي, رواني ومعنوي برهم زند و هم مي‏تواند بر اثر پايين بودن عوامل مرتبط با سلامت به‏وجود آيد.سلامت داراي 6 بعد مختلف مي باشد: سلامت جسمي، سلامت رواني، سلامت عاطفي، سلامت معنوي، سلامت جنسي و سلامت اجتماعي (سجادي، 1383).
مفهوم سلامت اجتماعي، مفهومي است كه در كنار ابعاد جسمي و رواني سلامت مورد توجه قرار گرفته است، جنبه اجتماعي آن را با محور قرار دادن فرد مورد بررسي قرار ميدهد. بلوك و برسلو(1972) براي اولين بار در پژوهشي به مفهوم سلامت اجتماعي پرداختند. آنها مفهوم سلامت اجتماعي را با درجه عملكرد اعضاء جامعه مترادف كرده و شاخص سلامت اجتماعي را ساختند. آنها تلاش كردند تا با طرح پرسش هاي گوناگون در ابعاد جسمي، رواني و اجتماعي سلامت فردي، به ميزان فعاليت و عملكرد فرد در جامعه برسند. اين مفهوم را چند سال بعد دونالد و همكارانش در سال 1978 مطرح كردند و استدلال آنها اين بود كه سلامت فراتر از گزارش علائم بيماري، ميزان بيماريها و قابليت هاي كاركردي فرد است.آنها معتقد بودند كه رفاه و آسايش فردي امري متمايز از سلامت جسمي و رواني است. بر اساس برداشت آنان سلامت اجتماعي در حقيقت هم بخشي از اركان وضع سلامت محسوب مي شود و هم مي تواند تابعي از آن باشد.حوزه سلامت اجتماعي از سالهاي 1995 به بعد علاوه بر نگرش كلي و عامي كه بر كيفيت سلامت در ميان تمام افراد دارد ، در كشورهاي صنعتي گرايشي خاص را در دو بعد سلامت رواني و نيز سلامت اجتماعي آغاز كرده است. گروهي از كارشناسان در اين تلاش بوده اند تا باعملياتي كردن مفهوم ارتقاءسلامت اهداف كلي شعار “بهداشت براي همه” را با زمينه هاي اجتماعي سلامت در مفهوم عام پيوند بزنند. آنان معتقدند كه ارتقاء سلامت در حقيقت در بر گيرنده زمينه هاي اقدام اجتماعي براي توسعه سطح سلامت است.
ارتقاء سطح سلامت بر اين اساس از دو طريق امكان پذير است كه يكي از آنها توسعه شيوه هاي سالم زندگي واقدام اجتماعي براي سلامت است و ديگري ايجاد شرايطي است كه زيستن در يك حيات سالم را امكان پذير سازد.(حاتمي،1389)
پرخاشگري و تهاجم، خشونت کلامي و غير کلامي، خشم و عصبيت مستقيم وغير مستقيم،تحريک پذيري،منفي گرايي، تنفر، سوءظن ، توهين ، لجاجت و کينه توزي موجب تخريب روحيه و کارايي بالاي افراد مي شود و از قدرت استدلال مي کاهد. در حالي که همه اينهادر يک زندگي باکيفيت وسرشار نظم وهماهنگي (هارموني) جايي ندارد.دانش آموزي که به خشونت متوسل مي شودانرژي رواني خودرااز کانال غير معمول خودتخليه مي کند (جويباري،1387).
مسأله اينجاست که آيا بين سلامت اجتماعي مبتني بر آموزه هاي اسلامي و مؤلفه‏هاي آن و پرخاشگري نوجوانان رابطه وجود دارد؟ و اين‏که آيا پايين بودن اين مفهوم مي‏تواند پيش‏ بيني کننده‏ي پرخاشگري باشد؟

1-3-اهميت و ضرورت پژوهش
سازمان سلامت جهاني (1948) سلامت اجتماعي را به عنوان يکي از مؤلفه هاي کليدي سلامت معرفي نموده که به دليل فقدان ابزارهاي معتبر سنجش،به صورت يک مناظره سياسي و اجتماعي باقيمانده است.از سويي، تغيير در الگوهاي رفتاري ورتبه بندي بار بيماريهاموجب نگراني درمورد بيماريهاي با منشاء رفتاري و اجتماعي شده است (سازمان ملي جوانان، 1385).
يكي از محورهاي ارزيابي سلامتي جوامع مختلف، سلامت اجتماعي آن جامعه است. سلامت اجتماعي نقش مهمي در تضمين پويايي و كارآمدي هر جامعه ايفاء مي كند.ازآنجائيكه شرط مهم براي رشد وشكوفايي هر جامعه اي وجود افراد آگاه، كارآمد و خلاق است. لذا پرورش و تقويت انگيزه پيشرفت سبب ايجاد انرژي و جهت دهي مناسب رفتار و علايق و نيازهاي آنها در راستاي اهداف ارزشمند و معين شده مي باشد و از آنجا كه سلامت اجتماعي نقش عمده اي در كاركرد در تمام زمينه هاي فردي،خانوادگي و اجتماعي دارد بديهي است كه برنامه ريزي صحيح و جامع در تأمين سلامت اجتماعي نو جوانان كاملا ضروري به نظر مي رسد.
همواره نوجواناني وجود دارند که به دلايل مختلف فردي، اجتماعي و فرهنگي با خشونت هاي کلامي مانند توهين، ناسزا، تحقير، بدگويي و برچسب زدن به ديگران يا با پرخاشگري و خشونت هاي بدني تلاش مي کنند تا تعارض هاي شخصي و مسايل بين فردي خود باديگران را حل کنند.وجود اين قبيل رفتارها مي تواند به شيوع ديگر رفتارهاي نامطلوب بينجامد و سلامت و بهداشت روان نوجوان را به خطرافکند.متاسفانه در سالهاي اخير رفتارهاي نابهنجار در ميان نوجوانان و جوانان بشدت اوج يافته است واکنون زمان آن فرا رسيده که به اين معضلات رفتاري- اجتماعي جدي تر بنگريم و در پي چاره جويي باشيم.
از سويي ديگر خودكارآمدي به عنوان مهمترين عامل ايستادگي نوجوان در برخورد باچالش هاو تضادها نيز مي تواند دستخوش تغييرات خاص اين دوره ازتحول قرارگيرد.شناخت مباني اسلامي موثر برسلامت اجتماعي امكان پيش بيني وبرنامه ريزي جهت كمك به تأمين بهداشت رواني دانش آموزان رافراهم مي كند.
ازطرفي اين امر به دست اندر كاران آموزش و پرورش كمك مي كند تا با بسط و توسعه ، کتابهاي آموزشي مرتبط با تعاليم اسلامي،مراكز و كلينيك هاي خدماتي مشاوره، روان درمان و مددكاري و ارائه ي بيشتر خدمات رفاهي وبهداشتي و مهارت هاي زندگي از شيوع ناراحتي هاي رواني – اجتماعي كه گاه حتي گريبانگير باهوش ترين و خلاق ترين دانش آموزان مي شود جلوگيري كنند. بر همين اساس برنامه ريزان جوامع توسعه يافته تلاش مي كنند كه ميزان سلامت اجتماعي افراد جامعه ي خود را ارتقاء بخشند و يكي از راههاي ارتقاءسلامت اجتماعي شناخت عواملي است كه در افزايش اين بعداز سلامت تأثيرگذار است. براي انجام برنامه ريزي صحيح و جامع لازم است پژوهشهايي در زمينه شناخت ميزان سلامت اجتماعي نوجوانان و همچنين شناخت عوامل تأثير گذار بر آن انجام پذيرد.
باتوجه به آنچه درباره اهميت و ضرورت توجه به مسئله سلامت اجتماعي درمباحث بالا آمد،اين نيازاحساس مي شود كه پژوهشي تجربي در اين باره صورت گيردكه نظريات انديشمندان خارجي در فضاي اجتماعي ايران تنها در سطح نظري باقي نماند و در يك جامعه خاص و واقعي اين نظريات بازآزمايي گردند زيرا اگرچه همه اين نظريات از دل پژوهش هاي تجربي برآمده اند، اما بستر شكل گيري آنان ، جوامع غربي مي باشد كه فضاي اجتماعي، فرهنگي و تاريخي خاص خود را دارند كه طبيعتاً متفاوت ازوضعيت كشورمان مي باشدو به تبع آن يافته هاي آن پژوهش هاي بزرگ در فضاي اجتماعي ايران تنهادر سطح انتزاع باقي مانده و صرفا نقل و قول از آنها نمي تواند به افزايش سلامت اجتماعي مردم كشورمان كمكي نمايد.
مطابق آنچه گفته شد به نظر مي رسداين پژوهش بتواند مباحث مربوط به سلامت اجتماعي دانش آموزان راازسطح نظري انتزاعي به سطح شهودي آورده و روابط بين متغيرها رادر يك جامعه واقعي (و نه انتزاعي) بررسي نمايد. تلقي ما چنين است كه اين پايان نامه دست كم درمورد يك جامعه خاص (دانش آموزان دوره اول متوسطه شهرستان شاهرود) عوامل موثر بر سلامت اجتماعي را واكاوي نموده وراهکارهاي دين مبين اسلام را نيز در اين ميان مشخص نمايد و بدين طريق بتواند راه را براي تلاش هاي بعدي جهت تدوين برنامه اي در راستاي افزايش سلامت اجتماعي که مورد نظر دين اسلام است بگشايد.
انگيزه پژوهشگر از انجام اين پژوهش، بيش از هرچيز علاقه شخصي به دو مبحث سلامت اجتماعي مبتني بر آموزه هاي اسلامي و به طور ويژه به پرخاشگري نوجوانان مي باشد.
ضرورت پرداختن به اين دو موضوع براي پژوهشگر يك دغدغه جدي مي باشد و تصور چنين است كه انجام بهينه وظيفه يك روان شناس يا مشاور در راستاي کمک به دانش آموزان است كه مي تواند تحقق پذيرد. از طرف ديگر سلامت اجتماعي نيز از محوري ترين موضوعاتي بوده كه در قالب مسائل متعدد، در چند سال اخير ذهن پژوهشگر را به خود مشغول داشته است. از اين رو اين پژوهش بهانه بسيار خوبي را جهت پرداختن نسبتا مفصل به اين مقوله فراهم مي آورد و بنابراين پژوهشگر با علاقه وافر به انجام اين كار روي آورده است.
با توجه بر اهميت سلامت اجتماعي اين خيل عظيم جمعيتي ضروري است تا با ديدي روشن تر از نوجوانان خود، به تصميم گيري و طراحي راههايي براي مقابله با پرخاشگري بپردازيم.وبا استفاده ازقرآن وسنت رسول الله واحاديث معصومين(ع)راه حل هاي مناسبي رابراي کاهش اين معضل اجتماعي ارايه دهيم.

1-4-اهداف پژوهش
هدف کلي:
هدف کلي پژوهش حاضر بررسي نقش احتمالي سلامت اجتماعي مبتني بر آموزه هاي اسلامي بر پرخاشگري نوجوانان است.
در ادامه بر اساس نتايجي که حاصل خواهد شد راهکارهايي به مسئولين آموزش و پرورش ،اولياءو مربياني که تربيت نوجوانان را بر عهده دارند ارائه مي گردد .
اهداف فرعي:
* تعيين رابطه بين صداقت و پايبندي به پيمان وپرخاشگري نوجوانان مي باشد.
* تعين رابطه بين معنويت ديني باپرخاشگري نوجوانان مي باشد.
* تعيين رابطه بين رعايت حقوق وبرادري باپرخاشگري نوجوانان مي باشد.
* تعيين رابطه بين رعايت کرامت وعفت باپرخاشگري نوجوانان مي باشد.
* تعيين رابطه بين مشارکت و همبستگي باپرخاشگري نوجوانان مي باشد .
* تعيين رابطه بين مؤلفه هاي سلامت اجتماعي مي‏توان پرخاشگري نوجوانان مي باشد.

1-5- سؤالات و فرضيه هاي پژوهش
1.بين صداقت و پايبندي به پيمان وپرخاشگري نوجوانان رابطه وجود دارد.
2.بين معنويت ديني باپرخاشگري نوجوانان رابطه وجود دارد.
3.بين رعايت حقوق وبرادري باپرخاشگري نوجوانان رابطه وجود دارد.
4.بين رعايت کرامت وعفت باپرخاشگري نوجوانان رابطه وجود دارد.
5.بين مشارکت و همبستگي باپرخاشگري نوجوانان رابطه وجود دارد.
6.بين سلامت اجتماعي مبتني برآموزه هاي اسلامي و پرخاشگري نوجوانان رابطه وجود دارد.
7. . از روي مؤلفه هاي سلامت اجتماعي مي‏توان پرخاشگري نوجوانان را پيش بيني نمود

1-6- متغيرهاي پژوهش :
مهمترين و مفيدترين راه براي طبقه بندي متغيرها ، تقسيم آنها به دو نوع مستقل و وابسته مي باشد . اين نوع طبقه بندي به سبب كاربرد كلي،سادگي و اهميت خاصي كه در مفهومي ساختن و طرح ريزي پژوهش ، و همچنين تهيه گزارش نتايج آن دارد ، بسيار مفيد وارزنده است . جنبه اي از محيط كه به گونه آزمايشي مطاله مي شود ، متغير مستقل و اندازه هر گونه تغيير كه در رفتار ايجاد مي شود متغير وابسته خوانده مي شود . بنابراين ، متغير وابسته ، شرايط يا وضعيت ها يي است كه با وارد كردن ، از ميان برداشتن ، يا تغيير متغيرهاي مستقل ظاهر مي شود ، از بين مي رود يا تغيير مي كند( دلاور ، 1384 ).
در تحقيق حاضر بر اساس مباني نظري و منطقي در رابطه با نقش سلامت اجتماعي مبتني برآموزه هاي اسلامي وپرخاشگري نوجوانان متغير ها را مي توان اين گونه تقسيم نمود:
الف)متغير مستقل: سلامت اجتماعي و مؤلفه‏هاي آن
ب )متغير وابسته: پرخاشگري
ج )متغير كنترل: سن، جنس، مقطع تحصيلي

1-7- تعريف مفهومي و عملياتي متغيرها
تعريف مفهومي :
1. سلامت اجتماعي به معناي کيفيت روابط فرد با افراد ديگر، نزديکان و گروه هاي اجتماعي است و شامل پاسخ هاي دروني (احساس، تفکر و رفتار) که نشانگر رضايت يا عدم رضايت فرد از زندگي و محيط اجتماعي امن است(لارسن،1996).
تعريف سازمان بهداشت جهاني راه را براي تعريف سلامت اجتماعي گشود و سبب شد تا بتوان آن را طبقه بندي كرده و از زاويه ديد جديد تري به تحقيق در باره آن پرداخت كه در اين زاويه ديد جديد، جنبه هاي اجتماعي سلامت مورد توجه قرار گرفتند. سلامت اجتماعي از دو ديدگاه لذت جويانه وكاركردي مورد توجه قرارگرفته است(ريف وسينگر،2004).
ديدگاه لذت جويانه، سلامت اجتماعي رابارضايت اززندگي و تعادل جنبه هاي مثبت و منفي بررسي مي كند. از سوي ديگر ديدگاه كاركرد گرايانه، سلامت اجتماعي را با توجه به اهميت فردي، هستي معنادار و ميزان پتانسيل افراد براي ايفاي وظائف خود مي نگرد(واترمن،1993 ) ولذاتاكيدآن برسلامت اجتماعي در يك بازه زماني طولاني مدت تر است.
2.نوجوان:
نوجواني دوره انتقال از کودکي به بزرگسالي است. تقريبا از يازده سالگي آغاز مي شود و تا هجده سالگي ادامه مي يابد. دوره اي است آکنده از تعارض و نوسان بين وابستگي و استقلال. نوجواني دوره اي است شبيه به رويا که در آن هر حادثه و اتفاقي ممکن است رخ دهد. در اين دوره اضطراب ها، دلهره ها، کابوس ها، ترس ها، درهم شکستن ارزشها و در هم آميختن تفکرات يا خيال پردازي ها امري عادي تلقي مي شود.
رابطه نوجوان با خودش، با خانواده اش، با دوستانش و به طور کلي با همه به هم مي خورد. کم حوصلگي، حساسيت،استقلال طلبي، حادثه جويي و مواردي از اين قبيل نوجوان را ناآرام جلوه مي دهد.
اما اين جلوه هاي گوناگوني نوجواني هيچ کدام بيهوده و بيمارگونه نيستند و هر کدام براي خود فلسفه اي دارند، مثلا: اگر نوجوان ستيزه جوست در ستيزه جويي هايش ميل به مهم جلوه کردن دارد، دوست دارد مورد توجه قرار بگيرد، در گروه خود موقعيت خاصي داشته باشد و همه او را به عنوان يک فرد با ارزش بشناسند.
مدپرستي و قهرمان دوستي اش حاکي از نياز يک نوجوان به مدل و راهنما و الگوست.
نوجوان اگر خرده گير و عيب جوست براي اين است که حس داوري و تشخيص او رو به توسعه است، مي خواهد معنا و مفهوم درست زندگي را دريابد، مي خواهد حقايق ديني و مذهبي را بهتر بشناسد. او مي خواهد بهترين نوع سياست ها را دريابد و راجع به جامعه خود اظهارنظر کند.
نوجوان اگر بي انضباط و گريزان از اطاعت و مقررات است مي تواند به اين دليل باشد که ميل به استقلال و کسب شخصيت دارد.
اگر نوجوان لجباز و سرکش است مي تواند به اين دليل باشد که شوق به آزادي و خودمختاري دارد،دوست دارد بزرگسالان در کارهايش دخالت نکنند، دوست دارد اتاق مخصوص به خود داشته باشد و با سليقه خودش آن را تزئين کند.
نوجوان در روياسازي ها و خيال پردازي هايش در جستجوي آينده اي نامعلوم و کشف استعدادها و آرمان هاي خويش است، اگر جلوه هاي نوجواني به درستي فهميده و شناخته شوند زندگي با نوجوانان کار دشواري نخواهد بود واگر ميل هاي طبيعي نوجوان به اندازه صحيح ارضا شوند و در مسير خود به حرکت درآيند نوجوان مي تواند به آساني خود را با جامعه تطبيق دهد (موسوي،1391).
3.پرخاشگري:
پرخاشگري به منزله وارد آوردن آسيب آشکار يا رفتارهاي تنبيهي مستقيم به ساير افراد يا اشياء تعريف مي شود. کنترل خشم به پذيرش وانجام رفتار و کردار مناسب و موافق محيط وتغييرات محيطي اشاره داردومفهوم متضاد آن پرخاشگري است . پرخاشگري ممکن است در بافت ها و موقعيت هاي مختلف بروز کند و متوجه درون يا بيرون فرد باشد .
به همين دليل معمولاً صفت سازگاري همراه با موصوف خود بکار مي رود ودرادبيات مکتوب و محاوره اي از مفهوم سازگاري شغلي،زناشويي،تحصيلي،اجتماعي،هيجاني وجز آن استفاده مي شود. خشم مهار نشده اغلب به پرخاشگري و ناسازگاري منجر مي شود(وفايي ، 1388).
معناي آن است که کودک وظايف خود را در هر مرحله از رشد به نحو مطلوب انجام دهد و مهارت دادوستد و فهماندن نياز خود به ديگران را بياموزد و خود رابه شکل منطقي درجامعه مطرح کند.


پاسخ دهید