3-8-2- روش ميداني50
3-9- روش تجزيه و تحليل دادهها50
3-9-1- روش رگرسيون50
3-9-1-1- رگرسيون چندگانه50
3-9-1-2- رگرسيون گام به گام51
فصل چهارم: يافته هاي تحقيق
4-1- يافته هاي توصيفي53
4-2- يافته هاي استنباطي (تحليل فرضيات)57
فصل پنجم: بحث و نتيجه گيري
5-1- نتيجه گيري70
5-1-1- نتايج حاصل از يافته هاي توصيفي70
5-1-2- نتايج تحليل فرضيات70
5-2- محدوديت هاي تحقيق71
5-3- پيشنهادات71
5-4- پيشنهاد براي محققان آتي در زمينه قابليت يادگيري سازماني و اجراي حاکميت باليني72
منابع فارسي73
منابع انگليسي74
پيوست ها75
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول2-1 انواع خطا28
جدول2-2 انواع خطا29
جدول 4-1 توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب جنسيت53
جدول 4-2 توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب سن54
جدول4-3 توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب ميزان تحصيلات54
جدول 4-4 توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب سابقه خدمت55
جدول 4-5 شاخص هاي مرکزي و پراكندگي قابليت يادگيري و مولفه هاي آن56
جدول 4-6 شاخص هاي مرکزي و پراكندگي اجراي حاكميت باليني56
جدول 4-7 نتايج آزمون کولمگروف- اسميرنوف جهت تعيين نرمال بودن توزيع متغير وابسته57
جدول 4-8 نتايج ضريب همبستگي پيرسون جهت تعيين رابطه همبستگي57
جدول 4-9 خلاصه مدل رگرسيون58
جدول4-10 نتايج تحليل واريانس يکطرفه58
جدول 4-11 نتايج ضريب رگرسيون تک متغيره59
جدول 4-12 نتايج ضريب همبستگي پيرسون جهت تعيين رابطه همبستگي59
جدول4-13 خلاصه مدل رگرسيون60
جدول4-14 نتايج تحليل واريانس يکطرفه60
جدول 4-15نتايج ضريب رگرسيون تک متغيره60
جدول4-16 نتايج ضريب همبستگي پيرسون جهت تعيين رابطه همبستگي61
جدول 4-17خلاصه مدل رگرسيون61
جدول 4-18نتايج تحليل واريانس يکطرفه62
جدول 4-19نتايج ضريب رگرسيون تک متغيره62
جدول 4-20 نتايج ضريب همبستگي پيرسون جهت تعيين رابطه همبستگي63
جدول 4-21 خلاصه مدل رگرسيون63
جدول 4-22 نتايج تحليل واريانس يکطرفه63
جدول 4-23 نتايج ضريب رگرسيون تک متغيره64
جدول4-24 نتايج ضريب همبستگي پيرسون جهت تعيين رابطه همبستگي64
جدول 4-25 خلاصه مدل رگرسيون65
جدول 4-26 نتايج تحليل واريانس يکطرفه65
جدول 4-27 نتايج ضريب رگرسيون تک متغيره65
جدول4-28آزمون ضريب همبستگي پيرسون بين متغيرهاي تحقيق66
جدول 4-29 تحليل رگرسيون متغيرهاي قابليت يادگيري با اجراي حاكميت باليني به روش ورود مكرر (enter)67
جدول شماره4-30 نتيجه تحليل رگرسيون خطي چندگانه به روش گام به گام براي تعيين متغيرهاي تعيين کننده در پيش بيني اجراي حاكميت باليني68
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل1-1 مدل عملياتي قابليت يادگيري سازماني15
شکل1-2مدل عملياتي اجراي حاکميت باليني18
شکل2-1 مدل اجزاي کليدي حاکميت باليني22
شکل2-2 مدل مفهومي تحقيق ،تأثير قابليت يادگيري سازماني بر اجراي حاکميت باليني44
نمودار 4-1 جنسيت پاسخگويان53
نمودار 4-2 سن پاسخگويان54
نمودار 4-3 ميزان تحصيلات پاسخگويان55
نمودار 4-4 سابقه خدمت پاسخگويان56
چکيده
هدف از انجام اين پژوهش بررسي تاثير قابليت يادگيري سازماني بر اجراي حاکميت باليني در بيمارستان سبلان تامين اجتماعي اردبيل ميباشد. با توجه به اهميت قابليت يادگيري سازماني که شامل ابعاد تعهد مديديت، ديد سيستمي، فضاي باز و آزمايشگري وانتقال و يکپارجگي دانش ميباشد و تاثير آن بر اجراي حاکميت باليني، در اين پاياننامه سعي شده است با استفاده از يک مدل معادلات ساختاري ميزان تاثير هر يک از ابعاد قابليت يادگيري سازماني براجراي حاکميت باليني در بيمارستان سبلان اردبيل اندازه گيري شود تا نقاط قوت و ضعف بيمارستان سبلان مشخص شود که با استفاده از روش توصيفي و ابزار پرسشنامه در بين کارکنان درمان بيمارستان سبلان تامين اجتماعي اردبيل به روش نمونهگيري تصادفي ساده بدون جايگزين انجام گرفته است. يافتههاي تحقيق نشان ميدهد که تمام ابعاد قابليت يادگيري سازماني بر اجراي حاکميت باليني تاثير معنا داري دارد همچنين بيشترين تاثير به ترتيب شامل تعهد مديريت ، ديد سيستمي ، فضاي باز و آزمايشگري وانتقال و يکپارچه سازي دانش است.

کلمات کليدي :حاکميت باليني، قابليت يادگيري سازماني، ديد سيستمي، انتقال و يکپارچه سازي دانش

فصل اول
کليات تحقيق
بيان مسئله
حاکميت باليني نيازمند آن است که توسط فرهنگي که براي يادگيري مداوم ارزش قايل شده و آن را كليد موفقيت در مسير ارتقاي كيفيت ميداند، پايهريزي شود.سازماني ميتواند ادعا کند که توانايي اجراي حاکميت باليني را دارد که يکي از اجزاي مهم (مديريت خطر) اين چهارچوب را تحت کنترل داشته باشد ولي براي مديريت خطر نيازمند کارکناني مجرب و داراي دانش و مهارت کافي است .آموزش، مهارتآموزي و توسعه دانش پرسنلي و يادگيري سازماني يک فرايند ادغام يافته در حاکميت باليني است. اين امر نه فقط به پرسنل براي ارتقاي مهارتهايشان کمک ميکند بلکه باعث کمک و حمايت از آن ها براي انجام کار به شيوههاي مختلف ميشود. هدف كليه برنامههاي آموزشي كاركنان شامل موارد زير است:
1- ايجاد فرصت رشد و توسعه عادلانه مهارت و دانش كليه كاركنان سازمان در زمينه شغلي و كاري خود
2- فراهم كردن برنامه هاي مختلف آموزشي داخل و يا خارج سازماني
3- برگزاري برنامه هاي آموزشي مورد نياز با توجه به نيازسنجي هاي انجام شده
توسعه مستمر دانش و مهارتهاي شغلي يا 1CPDلازمه هر سازماني است که ميخواهد حاکميت باليني را به اجرا در آورد. توسعه مستمر دانش و مهارتهاي شغلي عبارت است از فرايند يادگيري مداوم براي تمام افراد و تيمهاي حرفهاي، که بتوانند تواناييهاي خود در مواجهه با نيازهاي بيماران، گسترش داده و به ارائه خدمات سلامت بپردازند.
اساس “توسعه دانش و مهارت شغلي” يا CPD آن است که مختص کارکنان باليني مانند پزشکان نيست. شواهد متعددي، اهميت نياز سنجي را قبل از طرحريزي و اجراي برنامههاي آموزشي، نشان ميدهد، براي آموزش افراد، تدريس صرف دستورالعملها کافي نيست بلکه فعاليتهايي که آنان را تشويق به مشارکت، بحث و کارعملي کند، موثرتر است.
توسعه مستمر دانش و مهارتهاي شغلي ( CPD ) زماني است که يادگيري داراي خصوصيات زير باشد:
* دانش پذير، آشنايي قبلي با مطلب داشته باشد.
* براساس نياز سنجي انجام شده از فرد، برنامهريزي شود.
* بر محور مشکلات او بنا شود.
* مشارکت فعال فرد را در طي آموزش در برداشته باشد.
* از منابع خود دانش پذير، استفاده کرده و براساس تجربيات او ارائه شود.
* شامل بازخوردهاي به موقع و مرتبط باشد.
* وقتي ارائه شود که فرد نياز به دانستن آن را حس و تجربه کرده باشد.
* با خود ارزيابي همراه باشد.
يکي از ابزارهاي توسعه مستمر دانش و مهارتهاي شغلي (CPD) برنامه توسعه فردي يا PDP 2 است. برنامه توسعه فردي (PDP) به پزشکان و پرستاران و کارکنان سلامت اين امکان را ميدهد که قدمهايي را که براي رسيدن به اهداف و موفقيتهاي شغلي برداشتهاند، ثبت نمايند (وزارت بهداشت، 1390).
برنامه توسعه فردي و يا ( PDP) چيست؟
برنامه توسعه فردي، فرايندي مستمر براي ارزيابي نيازهاي آموزشي و برنامهريزي براي دست يافتن به آن نيازها است. اين فرايند توسط سيستمي که به طور منظم اين فرايند يادگيري را ارزيابي ميکند، پشتيباني شده و ميزان پيشرفت و برنامههاي آينده را طرح ريزي ميكند. مستندسازي اين فرايند همان تدوين PDP است كه به کارکنان در اولويتبندي اهداف و تعيين ميزان پيشرفت خودشان کمک ميکند. (وزارت بهداشت، 1390).
بنابراين برنامه توسعه فردي (PDP) در واقع فرايندي است که به شما کمک ميکند که به دانستهها، عملکردها و موفقيتهاي خود فکر کنيد و براي توسعه و پيشرفت فردي، آموزشي و شغلي خود برنامهريزي کنيد. وجود برنامه توسعه فردي (PDP) براي نشان دادن حاکميت باليني در يک سازمان ضروري بوده و برنامهاي ادغام يافته دراستراتژيهاي مديريت خطر است. از طرفي با توجه به جديد بودن موضوع حاکميت باليني و کمبود پيشينيه پژوهشي کشور در اين زمينه لذا در پژوهش حاضر سعي خواهد گرديد اين خلا ء حتي المقدور پر شده و با عنايت به ماهيت موضوع و اهميت ارتباط تنگاتنگ حاکميت باليني و يادگيري سازماني گامي هر چند کوچک در اين راستا برداشته خواهد شد.
اهميت و ضرورت تحقيق
در كشورهاي مختلف روشها و ابزارهاي متنوعي جهت ارتقاء كيفيت مراقبتهاي سلامت تا به امروز بكار گرفته شدهاند. از ميان اين روشها، حاكميت باليني براي نخستين بار در NHS انگليس به عنوان استراتژي ارائه شده از سوي دولت و به منظور ارتقاء كيفيت مراقبتهاي باليني در سال 1998 مطرح شد.
آنچه اهميت آن روشن است لزوم بهبود كارايي، اثربخشي و ايمني بيمار است. بدين منظور، مسئوليت پذيري مراكز ارائه خدمات سلامت ميبايست افزايش يابد تا از ناهمساني خدمات ارائه شده به بيماران كاسته شود. هم چنين خطاهاي پزشكي به عنوان يك اصل مهم در امر حاكميت باليني مورد توجه قرار گرفته تا بدين طريق مراقبتهاي نامناسب، ضعيف و غير اثربخش از بين بروند. از طرفي سازمانهاي مراقبت سلامت از پيچيدگي زيادي برخوردار بوده و ساختار، فرايندها و مديريت آنها براي ارتقاء مراقبتهاي باليني اهميت زيادي دارد. حاكميت خدمات باليني اين پيچيدگيها را تشخيص داده و ميكوشد تا برخي از اين مسائل و مشكلات را از طريق ايجاد راهكاري ادغام يافته و جامع وحركت مستمر به سمت بهبود كيفيت مرتفع سازد.
با توجه به اهميت يادگيري سازماني در بيمارستانهاي اردبيل و همچنين اجراي حاکميت باليني بعنوان يک سيستم جامع مديريت بيمارستاني، لذا سنجش تأثير ابعاد قابليت يادگيري سازماني بر اجراي حاکميت باليني ميتواند باعث بهبود کارآيي و اثربخشي بيمارستان تأمين اجتماعي سبلان اردبيل شود.
اجراي استراتژي حاکميت باليني عبارت است از مجموع فعاليت و انتخابهايي که براي اجراي حاکميت باليني لازم و ضروري است. اگرچه مرحله اجراي استراتژي حاکميت باليني پس از مرحله تدوين آن قرار دارد اما بخش کليدي از فرآيند مديريت استراتژيک به شمار ميرود. براي آغاز فرآيند اجراي حاکميت باليني که يک تغيير استراتژيک به شمار ميرود سنجش قابليت يادگيري سازماني و تأثير آن بر اجراي حاکميت باليني ميتواند بسيار با اهميت باشد.
با توجه به جديد بودن موضوع اجراي حاکميت باليني و مفيد بودن آن در صورت اجراي صحيح در بيمارستان تأمين اجتماعي سبلان اردبيل و ضرورت ايجاد بيمارستان يادگيرنده که مقدمه و اساس اجراي حاکميت باليني صحيح است اين موضوع اهميت و ضرورت پيدا مي کند. فوايد احتمالي نظري و عملي اين تحقيق در اجراي صحيح حاکميت باليني خواهد بود که عايد بيمارستان سبلان تأمين اجتماعي اردبيل خواهد شد.
پيشينه تحقيق
در مورد بررسي تاثير قابليت يادگيري سازماني بر اجراي حاکميت باليني تاکنون کار تحقيقاتي انجام نشده است ولي در مورد متغيرهاي حاکميت باليني و نيز قابليت يادگيري سازماني در حوزههاي مختلف تحقيقاتي به شرح زير انجام شده است:
1- فنتون و سالتر (2009) درتحقيقي با عنوان” رقابت و سازش در مذاكره حاكميت جديد عملكرد پزشكي (حاكميت باليني و سياست اعتباربخشي درانگلستان )” به بررسي دو سياست حاكميت باليني واعتبار بخشي حرفه پزشكي پرداخته است به اين نتيجه رسيدهاند كه حاكميت باليني از طريق سازمانهاي نظارتي در روشهاي جديد درمانگاهها وارد شده و سلسله مراتب ميتني بر اشكال حاكميت در عملكرد حاكميت پزشكي را تقويت كرده است، بااين حال موفقيت اشكال سلسله مراتب حاكميت باليني به احتمال زياد به فقدان يك سيستم واضح و روشن محدود شده و دولت براي اجراي استانداردهاي باليني به يك زنجيره طويل از دستورالعملها در خدمات بهداشت ملي متكي شده است.
2- دبي و همکاران (2006) در تحقيقي با عنوان ” حمايت از حاكميت باليني درمراقبتهاي اوليه ” به بررسي حمايت از حاکميت باليني پرداخته و به اين نتيجه رسيده است كه حمايت از كاركنان خط مقدم مراقبتهاي اوليه به منظور بهبود تجربه بيمار براساس اصول حاكميت باليني و از طريق تمرين روز به روز ورائه آموزش هاي آنلاين و طبق برنامه آموزشي براي توسعه مديران مراقبتهاي اوليه و كار مشترك با طيف وسيعي از همكاران درفعاليت خود ايجادشده است .
3- هاليگان (2006) در تحقيقي با عنوان “حاكميت باليني :اطمينان وظيفه مقدس اعتماد به بيماران ” به بررسي رابطه حاکميت باليني و اعتماد بيماران پرداخته و به اين نتيجه رسيده است كه حاكميت باليني اهرم غير اجباري براي دستيابي به كيفيت در NHSمي باشد
4- برينر و همکاران (2010) در تحقيقي با عنوان ” ارزيابي مديريت ريسك باليني بيمارستان ها توسعه ابزارهاي نظارتي ” به اين نتيجه رسيده است كه ابزارهاي نظارتي در سازمان ها شامل موارد زير مي باشد.
الف :پياده سازي و ادغام سازماني CRM
ب : اهداف استراتژيك و عملياتي پياده سازي CRMدر سطح بيمارستاني
ج : بررسي اجمالي از CRMدرخدمات مختلف.
اين ابزارها به بيمارستانها اجازه مي دهد تا به جمع آوري اطلاعات سيستماتيك عملكرد CRMو شناسايي راه هايي براي بهبود بيشتر بپردازند .
5- شپس( 2006) در تحقيقي با عنوان “مرزهاي جديد و رويكرد به حاكميت باليني از ديدگاه آمريكاي شمالي” به بررسي مرزهاي جديد و رويکرد حاکميت باليني در آمريکاي شمالي پرداخته وبه اين نتيجه رسيده است كه يك عنصر مهم در رفع چالش هاي جديد در حاكميت باليني تغييردر فرهنگ مديريتي و باليني است.
6- گاسک و همکاران (2008) در تحقيقي ” با عنوان فراتر از حاكميت باليني :در مورد سلامت روان درمراقبت هاي اوليه انگلستان” به بررسي سلامت روان در مراقبت هاي اوليه انگلستان پرداخته و به اين نتيجه رسيده اند كه تغييرات دائمي در داخل انگلستان چارچوب مشكلي را ارائه مي دهد كه در آن تلاش براي پياده سازي حاكميت باليني يا در واقع مراقبت هاي اوليه بهداشت روان نياز به بازبيني دارد ودر صورت عدم وجود شواهد روشن يا هدايت مستقيم در مورد مراقبت هاي اوليه بهداشت روان و عدم وجود حاميان مقتدر و ماهر در مورد تحقق آن ،حاميان حامكيت باليني دانش كمي به اشتراك گذارده و يا درك درستي از نقش خود در بهبود كيفيت مراقبت از سلامت روان خواهندداشت و عدم مالكيت سلامت روان به عنوان بخش نرمال مراقبت هاي اوليه تبدبل خواهد شد.
7- ملا حسيني و همکاران(1389) ،طي مطالعه اي با عنوان بررسي تاثير قابليت يادگيري سازماني بر عملکردهايSME هاي شهرستان کرمان نشان دادند که تمام ابعاد قابليت يادگيري سازماني بر عملکرد ُSMEها تاثير مثبتي دارد .
اهداف تحقيق
هدف اصلي: بررسي تاثير قابليت يادگيري سازماني بر اجراي حاکميت باليني در بيمارستان سبلان اردبيل.
اهداف فرعي:
1- بررسي تاثير تعهد مديريت بر اجراي حاکميت باليني در بيمارستان سبلان اردبيل
2- بررسي تاثيرديد سيستمي براجراي حاکميت باليني در بيمارستان سبلان اردبيل
3- بررسي تاثيرفضاي باز و آزمايشگري بر اجراي حاکميت باليني در بيمارستان سبلان اردبيل
4- بررسي تاثيرانتقال و يکپارچگي دانش بر اجراي حاکميت باليني در بيمارستان سبلان اردبيل
سوال تحقيق
قابليت يادگيري سازماني بر اجراي حاکميت باليني در بيمارستان سبلان اردبيل چه تأثيري دارد؟
فرضيه‏هاي تحقيق
فرضيه اصلي: قابليت يادگيري سازماني بر اجراي حاکميت باليني تاثير معناداري دارد.

فرضيه هاي فرعي
1- تعهد مديريت براجراي حاکميت باليني تاثير معناداري دارد.
2- ديدسيستمي براجراي حاکميت باليني تاثير معناداري دارد.
3- فضاي باز و آزمايشگري براجراي حاکميت باليني تاثير معناداري دارد.
4- انتقال و يکپارچگي دانش براجراي حاکميت باليني تاثير معناداري دارد.
تعريف واژه ها
تعاريف مفهومي
قابليت يادگيري سازماني
قابليت يادگيري سازماني مبين توانايي يک سازمان براي اجراي اقدامات مناسب مديريت، ساختارها و رويه هايي است که فرآيند يادگيري را تسهيل و تشويق مي کند.(لنونارد- بارتون،1992؛ گوه،1998)
Teece و همکاران (1990) اولين افرادي بودند که از مفهوم قابليت استفاده نمودند و آن را به عنوان يک مفهوم عمومي از منابع و توانايي ها به کار بردند.
تعهد مديريت
تعهد مديريتي مبين توسعه و تسهيل حمايت مديريتي و تعهد رهبري براي فرآيند نوآوري و انگيزش کارکنان است. تعهد مديريتي، کارآمدي و يادگيري شخصي و توانايي يک سازمان را براي تغيير کردن بر اساس شرايط محيطي بهبود مي دهد.
ديد سيستمي
ديدگاه سيستم ها به گردهمايي اعضاي سازمان در پيرامون يک هويت مشترک و يک چشم انداز مشترک، به هم پيوند دادن فعاليت هاي کارکنان، بهبود اقدامات مشترک و توسعه روابط بر اساس تبادل اطلاعات و مدلهاي ذهني مشترک اشاره مي کند.
فضاي باز و آزمايشگري
فضاي باز و آزمايشگري بر فضاي پذيرش ايده ها و ديدگاه هاي جديد درون و برون سازماني دلالت دارد که امکان نو و جديد شدن، گسترده شدن وبهبود يافتن مستمر و پيوسته دانش افراد را فراهم ميسازد. بعلاوه، فضاي باز و آزمايشگري، جستجوي راه حل هاي نو و مسائل موجود و آينده بر اساس استفاده هاي ممکن از روش ها و رويه هاي متفاوت حمايت وپشتيباني مي کند.
انتقال و يکپارچگي دانش
انتقال و يکپارچگي دانش به پخش و انتشار دروني دانش از طريق ارتباطات شفاهي و غير شفاهي (براي مثال گفتگوهاي رسمي و غير رسمي، بحث و تعامل در ميان افراد و سيستم هاي اطلاعات) اشاره دارد که به صحت، قابليت بازآفريني و توليد و قابليت دسترسي اطلاعات کمک مي کند.(گومژ و همکاران، 2005)
حاکميت باليني
مکانيسم جديد و جامعي جهت ارتقاء دائم کيفيت خدمات و رعايت بالاترين استانداردهاي ممکن در سازمان.(سام چاندرا،2009)
چارچوبي که در آن سازمان هاي ارايه کننده خدمت در قبال بهبود دايمي کيفيت پاسخگو بوده و با ايجاد محيطي که در آن تعالي در خدمات باليني شکوفا مي شود به صيانت از استانداردهاي عالي خدمت مي پردازند. .(سام چاندرا،2009)
حاکميت باليني فرصتي است براي يافتن راه هاي به حرکت درآوردن افراد با وضعيت سستي و رخوت فعلي به سمت فرهنگ چالش انگيز که در آن آموزش فعال، صحبت کردن به همراه شنيدن و گوش کردن و پرسيدن با هدف يادگيري و توسعه، موج ميزند.(وزارت بهداشت،1390)
هدف ايده حاکميت باليني فراهم کردن محيطي که کارکنان بخش سلامت به شکل مستمر و منظم به اين مسئله فکر کنند که چگونه مي توانند بهتر کار کنند.(ليورافنتون،2009)
مشارکت بيمار و جامعه
بيمار فلسفه وجودي نظام سلامت است يعني چنانچه مقبوليت و اعتماد او به سازمان هاي ارائه کننده خدمت وجود نداشته باشد بخش سلامت هويت خود را از دست خواهد داد بنابراين مشارکت او در فرايند درمان يعني اطلاع يافتن از حقوق اساسي بيمار و آگاهي به طرح درمان بيماري وي و همراهي او در تصميم گيري براي انتخاب هاي کليدي پيش رو و نهايتاً تشريک مساعي در نقد و ارتقاء سيستم هاي درماني همگي ابزارهاي رشد و تعالي نظام درمان است. بنابراين پذيرفتن بيمار به عنوان شريک سيستم هاي درماني و تعميم فرهنگ استقبال و انعطاف نسبت به نظرات و انتقاد هاي بيماران در سطح بيمارستانها اهرم رشد بيمارستانهاي تعالي جو مي باشد. (وزارت بهداشت،1390)
آموزش و يادگيري
آموزش، مهارت آموزي و توسعه دانش پرسنلي يك فرآيند ادغام يافته در حاكميت باليني است . اين امر نه فقط به پرسنل براي ارتقاء مهارت هايشان كمك مي كند بلكه باعث كمك و حمايت از آنها براي انجام كار به شيوه هاي مختلف مي شود . توسعه مستمر دانش و مهارتهاي شغلي لازمه هر سازماني است كه مي خواهد حاكميت باليني را به اجراء در آورد . توسعه مستمر دانش و مهارتهاي شغلي عبارتست از فرآيند يادگيري مداوم براي تمام افراد و تيم هاي حرفه اي كه بتوانند توانايي هاي خود را در مواجهه با نيازهاي بيماران گسترش داده و به ارائه خدمات سلامت بپردازند(وزارت بهداشت،1390)
مديريت ريسک و ايمني بيمار
آمار حاکي از آن است که درصد غيرقابل اغماضي از بيماران در مواجهه با سيستم‌هاي نظام سلامت بخصوص بيمارستان‌ها دچار عوارض و صدمات ناشي از ارائه خدمات مي‌گردند. براي اينکه سازمان‌هاي بهداشتي- درماني بعنوان مراکز قابل اطمينان تلقي گردند بايستي يک نظام اثربخش مديريت ريسک جهت شناسايي نقايص سيستمي و ارتقاي ايمني بيمار طراحي و اجرا گردد. (وزارت بهداشت،1390)
مخاطره – هر وضعيت واقعي يا بالقوه که مي تواند باعث صدمه ، بيماري يا مرگ افراد ،آسيب ياتخريب يا از دست دادن تجهيزات ودارايي سازمان شود
ريسک – احتمال مخاطره يا عواقب بد ، احتمال قرار گرفتن در معرض آسيب
شدت – نتيجه قابل انتظار از لحاظ درجه صدمه ، آسيب به اموال ، و يا ديگر موارد مضري که مي تواند اتفاق بيفتد
احتمال – احتمال رخ دادن يک رويداد
خطاي پزشکي
قصور خدمت يا ارتکاب عمل اشتباه در برنامه‌ريزي يا اجرا که به طور بالفعل يا بالقوه باعث يک نتيجه ناخواسته مي‌شود. اين تعريف به طور مشخص حيطه‌هاي کليدي علل خطا (قصور يا ارتکاب، برنامه‌ريزي و اجرا) را دربرمي‌گيرد. متاسفانه در ايران آمار مدوني در دست نيست اما به نظر مي‌رسد که ميزان خطاهاي پزشکي بسيار بالا باشد؛ به دلايل: بدخطي نسخه‌هاي پزشکي و خوانا نبودن آنها، شلوغي داروخانه‌ها، عدم دقت مردم براي درک اهميت اين داروها و شناخت خطرات آنها و شايد توضيح ناکافي پزشک و داروخانه‌داران براي مصرف دارو به خانواده‌ها همچنين افزايش پرونده‌هاي ارجاعي شکايت مردم از پزشکان به نظام پزشکي نشان دهنده اين ادعاست.
بنابراين دو تعريف اصلي در ارتباط با خطاها مطرح است :
الف – در مرحله برنامه ريزي ( ساختاري )
ب – در مرحله اجرا (‌ انساني )
اثر بخشي باليني
تعريف :‌استفاده از بهترين دانش به دست آمده از پژوهش و تجربه باليني براي دستيابي به نتايج مطلوب در روند مراقبت از بيمار است . همچنين اثر بخشي باليني حكايت از مطلوبيت نتايج كاربرد يك دارو يا روش تشخيصي در توليد بهترين نتايج باليني در بيمار مي كند .
سنجش اثر بخشي بالين اعم از اثرات درماني يا عوارض، بخش کليدي و اصلي نظام حاکميت باليني مي باشد اگر چه دشوارترين آنها نيز مي باشد. در اين بخش نتايج درماني و عوارض مورد انتظار از مداخلات شايع به شکل عيني و قابل اندازه گيري تعريف و قرايندي متناسب و کاربردي براي جمع آوري اطلاعات مورد نياز و همچنين تجزيه و تحليل و بازخورد مناسب به آن طراحي و اجرايي مي گردد.
اثر بخشي باليني حاصل کاربرد بهترين دانش برگرفته از پژوهش روزآمد و تجربه براي انجام فرايند صحيح باليني و دستيابي به نتايج مطلوب براي بيمار است همچنين اثربخشي باليني حکايت از مطلوبيت نتايج کاربرد يک دارو يا روش تشخيصي درماني در توليد بهترين نتايج باليني در بيمار مي نمايد
حجم دانش و شواهد پزشکي به سرعت در حال افزايش مي باشد پس هيچ دانش آموخته پزشکي و پيراپزشکي نمي تواند با اين حجم عظيم اطلاعات مواجهه يافته و آنها را در حافظه خود جاي دهد پس از گذشت پنج سال از فارغ التحصيلي آنها تنها تا درصد طبابت پزشکان مبتني بر شواهد و به عبارتي کاملاٌ اثربخش است. (وزارت بهداشت،1390)
بسياري از روشهاي باليني پس از گذشت زمان و با پژوهش هاي بيشتر نقض مي گردند و غيرنافع يا مضر شناخته مي شوند پس اشراف روزآمد به شواهد معتبر دانش پزشکي ضروري مي باشد.
اجزا اثر بخشي باليني
دستيابي به اثربخشي باليني از طريق مجموعه اي از فعاليتهاي ارتقاي کيفيت زير امکانپذير است:
* شواهد علمي و به روز، راهکارهاي باليني، دستورالعملها و استانداردهاي علمي براي تعيين و ارائه بهترين روش مراقبت و درمان
* ابزارهاي ارتقا کيفيت (مانند چرخه مميزي باليني، چرخه هاي سريع ارتقاي کيفيت و …)
* ارزيابي مستندات و … به منظور تعيين هزينه اثربخش بودن خدمات و مراقبتها
مميزي باليني
تعريف: مميزي باليني فرايندي است نظام مند که در قالب انجام مراحل مختلف به ارتقا کيفيت خدمات سلامت در يک حيطه مشخص مي پردازد. در اين فرايند استاندارد ارائه خدمت يا مراقبت مورد نظر تعيين و تدوين مي شود سپس وضعيت موجود بررسي گرديده و مواردي که عدم تطابق با استاندارد وجود دارد مشخص مي شود.
تعريف: مميزي يك عنصر كليدي در حاكميت باليني است به عبارتي مميزي مكانيسمي را فراهم مي كند كه در آن تلاش براي موفقيت در درمانها و كارها پايش شود مميزي در واقع به سوال زير پاسخ مي دهد :
چند درصد از اعمال و كارهاي انجام شده به نتيجه مطلوب رسيده است .
براي مثال: درصد افراد واجد شرايطي که به موقع استرپتوکيناز دريافت کرده اند، درصد بيماران ديابتي که موقع ترخيص از لحاظ چشمي معاينه شده اند. درصد CPR هاي موفق، درصد افراد مبتلا به زخم بستر در ICU
استفاده از اطلاعات براي حاکميت باليني
” اطلاعات زيربناي هر سيستم داراي استاندارد و كيفيت است “
حاكميت باليني بيمار و ايمن بودن او از خطرات احتمالي را به عنوان اولين محور خود معرفي مي نمايد . قسمت هاي مختلف بخش سلامت از وجود يك سيستم اطلاعاتي منسجم در راستاي سلامتي و مراقبت هاي اجتماعي منتفع خواهند شد. يك چنين سيستمي بايد نيازهاي اطلاعاتي بيماران، كاركنان باليني و بخش هاي مختلف سلامتي و مراقبت هاي اجتماعي را در برگيرد پياده سازي و گسترش سيستم هاي اطلاعات سلامت منسجم و پايا منجر به توانمندسازي كاركنان بخش سلامت و تصميم گيري در جهت افزايش ميزان پوشش، بهبود كيفيت و كارايي خدمات بخش سلامت مي گردد. در بسياري از كشورها بسياري از سازمان هاي ارايه دهنده خدمات سلامت در همكاري با وزارت بهداشت، دانشگاه ها، سازمان هاي غيردولتي و ساير مراكز ارايه دهنده خصوصي به پيشتيباني از سيستم هاي يكپارچه سازي اطلاعات از طريق ايجاد استانداردها و مكانيزم هاي تبادل اطلاعات پرداخته اند
حاكميت خدمات باليني ، مديريت صحيح توانمنديهاي نيروي انساني حاذق را يك اصل مهم جهت تحقق اهداف خود مي شمرد .
ابزارهاي اطلاعاتي لازم در اين زمينه عبارتند از :
– بانك اطلاعات كاركنان و تعبيه آن در دل HIS
– فرم تفاهم نامه كاركنان و متخصصين استوار بر حاكميت باليني
– فرم ارزشيابي عملكرد
– وجود فرآيند بازخورد به خود افراد

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

مديريت كاركنان
تا اينجا در مورد ابعاد مختلف حاكميت خدمات باليني بحث شده است. اما نكته مهم آن است كه اين اقدامات بايستي چگونه و توسط چه افرادي و با چه خصوصيات و توانايي‌هايي پياده شوند. مديريت كاركنان، به موضوعاتي مي‌پردازد كه مهمترين منبع ارائه خدمات باليني (كاركنان) را در راستاي اهداف حاكميت خدمات باليني قرار دهد. (وزارت بهداشت،1390)
يكي از حيطه هاي مديريت منابع ، مديريت كاركنان است با انتخاب صحيح نيروهاي انساني مي توان بنيان صحيحي براي سازمان تدارك ديد. مديريت كاركنان شامل به كارگيري و انتخاب كاركنان ، ارزيابي و نظارت بر آنان توسعه مهارتهاي فردي و شغلي و تامين رفاه ايشان است .
با توجه به تعريف بالا مديريت كاركنان شامل موارد زير است :
1- جاي گذاري هر فرد در جايگاه خودش
2- توسعه و پيشرفت محيط كار
3- اطمينان از رضايت شغلي كاركنان
تشخيص مناسب بودن كاركنان با توجه به شرح وظايف شان :
مناسب بودن كاركنان بدين معناست كه تامين كنندگان سلامت و مديران بايد مطمئن شوند كه پرسنلي با مهارت ، داراي صلاحيت و با تجربه و دانش مناسب براي مراقبت از بيماران دارند . در اين حيطه بايد به نيازهاي آموزشي كاركنان نيز توجه داشت براي آنكه از درست بودن مديريت خود در امر كاركنان مطمئن باشيد لازم است نكات زير رعايت گردد :
* امروزه قريب به اتفاق مشاغل مرتبط با خدمات باليني، نيازمند تحصيلات تخصصي و دانشگاهي است. لازم است مشاغل مورد نظر بدقت تحليل‌شده و مناسبترين گزينه‌ها مورد توجه قرار گيرند.
* همچنين انتصاب به مشاغل خاص و يا ارتقاء شغلي ممكن است نيازمند گذراندن آموزشهاي موضوعي و دوره‌اي خاصي باشد. ضمن توجه به اين ويژگيها، مي‌بايست شرايط بهره‌مندي كاركنان را نيز فراهم آورد. امكانات آموزشي در داخل سازمان براي پرسنل فراهم شود.
* مهارت، انجام صحيح وظايف در موقعيتهاي تكراري است. اين ويژگي را نيز مي‌بايست براي مشاغل خاص مورد توجه قرار داد. تجربه، عدم تكرار اشتباه در انجام وظايف است. اين ويژگي را نيز مي‌بايست براي مشاغل خاص مورد توجه قرار داد
* نگرش، تعهد، اخلاقيات و تواناييهاي شخصي نيز بسيار مهم است. و شايد بيشتر از موارد قبلي مورد غفلت قرار گيرد.
* شرايط احراز هر شغل به روز شده وشرايط استخدام مشخص شود و امكان آشنايي با مقررات و ضوابط اداري براي کارکنان فراهم شود
* پرونده هاي پرسنل را محرمانه نگهداري شود .
تعاريف عملياتي
قابليت يادگيري سازماني
يک مفهوم پيچيده و چند بعدي است که مطالعات گوناگون از لحاظ نظري و نيز بر اساس مباني تجربي و عملياتي بر ابعاد مختلفي براي آن شناسايي کردهاند. (گومژ و همکاران، 2005) قابليت يادگيري سازماني را بوسيله چهار بهد تعهد مديريتي، ديدگاه سيستمي، فضاي باز و آزمايشگري و انتقال و يکپارچه سازي دانش تعريف عملياتي نمودهاند و آن را بر اساس مبناي تجربي و عملياتي ميسنجند. در اين تحقيق تاثير ابعاد قابليت يادگيري سازماني بر اجراي حاکميت باليني با استفاده ازمدل اصلاح شده گومژ و همکارانش سنجيده شده است.
شاخصهاي ابعاد قابليت يادگيري سازماني در شکل(1-1) نشان داده شده است.
تعهد مديريت:
تعهد مديريت در اين پژوهش با توجه به پرسشنامه اصلاح شده گومژ و همکارانش با توجه به شاخص هاي زيرعملياتي شده وتاثير آن بر اجراي حاکميت باليني مورد سنجش قرار مي گيرد و در شکل(1-1) با نماد A شناخته ميشود.
1-مديران و پزشکان مکررا ما را در تصميم گيري اجراي حاکميت باليني شرکت مي دهند.
2-يادگيري به عنوان سرمايه گذاري در اجراي حاکميت باليني نظر گرفته مي شود تا هزينه.
3-مديران ما همواره به دنبال استفاده از روشهاي جديد کاري در اجراي حاکميت باليني هستند.
4-قابليت يادگيري کارکنان به عنوان يک عامل کليدي در اجراي حاکميت باليني در نظر گرفته مي شود.
5-در اجراي حاکميت باليني ايده هاي خلاقلانه مورد تشويق قرار مي گيرد.
ديد سيستمي:
ديد سيستمي در اين پژوهش با توجه به پرسشنامه اصلاح شده گومژ و همکارانش با توجه به شاخص هاي زيرعملياتي شده وتاثير آن بر اجراي حاکميت باليني مورد سنجش قرار مي گيرد و در شکل(1-1) با نماد B شناخته ميشود..
1-همه همکارانم دانش عمومي راجع به اهداف اجراي حاکميت باليني دارند.
2-همه بخش هااز چگونگي مشارکت براي رسيدن به اهداف کلي اجراي حاکميت باليني آگاه هستند.
3-همه بخش ها با هم ارتباط دارندو با روش هماهنگي با هم کار مي کنند.
فضاي باز و آزمايشگري:
1- تجارب و ايده هاي فراهم شده بوسيله منابع محل کارم(مانند دانشگاه هاي علوم پزشکي)به عنوان ابزاري مفيد براي يادگيري در اجراي حاکميت باليني مورد استفاده قرار مي گيرد.
2- در اجراي حاکميت باليني ،از روش هاي جديد براي انجام کارها که مي توان به صورت آزمايشي استفاده کرد تقدير به عمل مي آيد.
3- بخشي از فرهنگ کاري ما اين است که کارکنان مي توانندبر ديد گاه هاي خود پا فشاري کنند و پيشنهادات خود رابا توجه به رويه ها و روش کار خود اراِيه دهند.
در شکل(1-1) با نماد C شناخته ميشود.
انتقال و يکپارچه سازي دانش:
1- در اجراي حاکميت باليني وسايل و ابزارهايي مانند دفتر ثبت وقايع وجود داردتا تجارب گذشته حتي اگر کارکنان در کوتاه مدت عوض شوند،حفظ شود.
2- در اجراي حاکميت باليني اگر مشکلي پيش آيد ،مي توانم از طريق تجارب ثبت شده قبلي آن را حل کنم.
3- همکارنم مي توانند در مورد ايده ها ،برنامه ها و فعاليت هايي که ممکن است در اجراي حاکميت باليني مفيد باشد با همديگر صحبت کنند.
4- خطاها در هر سطحي ،همواره مورد بحث وتحليل وريشه يابي قرار مي گيرد.
در شکل(1-1) با نماد D شناخته ميشود.

شکل(1-1) مدل عملياتي قابليت يادگيري سازماني
اجراي حاکميت باليني
مفهوم حاکميت باليني بوسيله ابعادهفت گانه زيرعملياتي مي شود و مورد سنجش قرار مي گيرد.
* مشارکت عمومي بيماران patient & public involvment
* آموزش و يادگيري Education & Training
* مديريت ريسک وايمني بيمارRisk Managment
* اثر بخشي باليني Clinical Effectiveness
* مميزي باليني Clinical Audit
* استفاده از اطلاعات براي حاکميت خدمات بالينيUse of Information
* مديريت کارکنان Staff&Staff Management
مشارکت عمومي بيماران
مشارکت عمومي بيماران با استفاده از شاخص هاي زير عملياتي مي شود و مورد سنجش قرار مي گيرد.
1-نظام رسيدگي به شكايات در بيمارستان استقرار يافته است.
2-گروه آموزش به بيمار (زيركميته بهبود كيفيت) در بيمارستان وجود دارد.
3-بيمارستان داراي برنامه مدون جهت آگاه سازي بيماران و همراهان در ارتباط با حقوقشان و همچنين خدمات درماني و غير درماني قابل ارائه مي باشد.
4-برنامه رضايت سنجي بيماران در بيمارستان استقرار يافته است.
آموزش ويادگيري كاركنان
با استفاده از شاخص هاي زير عملياتي مي شود و مورد سنجش قرار مي گيرد. نظام آموزش كاركنان (بر اساس تدوين PDP) در بيمارستان استقراريافته و آموزش مداوم كاركنان جزء سياستهاي اجرايي بيمارستان باشد

مديريت خطر و ايمني بيمار
با استفاده از شاخص هاي زير عملياتي مي شود و مورد سنجش قرار مي گيرد.
1- بيمارستان داراي برنامه ريزي منسجم آموزشي در زمينه مديريت خطر و استانداردهاي الزامي ايمني بيمارمي باشد.
2- بيمارستان داراي سيستم ثبت خطامي باشد.
3- بيمارستان داراي استراتژي جهت كاهش، حذف و انتقال خطرمي باشد.


پاسخ دهید