فصل چهارم: تجزيه و تحليل نتايج
?-?- مقدمه5?
?-?- نتايج توصيفي5?
4-2-1- توزيع فراواني نسبي جنسيت مدير عاملهاي واحدهاي کنسانتره5?
4-2-2- توزيع فراواني نسبي سن مدير عاملهاي واحدهاي کنسانتره5?
4-2-3- توزيع فراواني نسبي تحصيلات مدير عاملهاي واحدهاي کنسانتره5?
4-2-4- توزيع فراواني نسبي وضعيت تأهل مدير عاملهاي واحدهاي کنسانتره5?
4-2-5- توزيع فراواني نسبي وضعيت شغلي مدير عاملهاي واحدهاي کنسانتره5?
4-2-6- توزيع فراواني نسبي سابقه کاري مدير عاملهاي واحدهاي کنسانتره5?
4-2-7- توزيع فراواني نسبي توليد محصول ديگر به جز کنسانتره واحدهاي کنسانتره5?
4-2-8- وضعيت مالکيت واحدهاي کنسانتره5?
4-2-9- توزيع فراواني نسبي ميزان توليد انواع کنسانتره در 1392 در واحدهاي کنسانتره5?
4-2-10- توزيع فراواني نسبي ميزان استفاده از مواد نگهدارنده در واحدهاي کنسانتره5?

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4-2-11- توزيع فراواني نسبي کيفيت ميوههاي استفاده شده در واحدهاي کنسانتره??
4-2-12- توزيع فراواني نسبي وضعيت صادرات در واحدهاي کنسانتره??
4-2-13- توزيع فراواني نسبي ميزان فروش محصول در صورت تحريم در واحدهاي کنسانتره6?
4-2-14- توزيع فراواني نسبي تأثير اثرات جوي بر کيفيت محصول در واحدهاي کنسانتره6?
4-2-15- توزيع فراواني نسبي تأثير اثرات جوي بر قيمت محصول در واحدهاي کنسانتره6?
?-?- نتايج برآورد انواع کارايي6?
?-?-?- محاسبه کارايي فني و شناسايي واحدهاي مرجع واحدهاي کنسانتره 6?
?-?-?- محاسبه انواع کارايي واحدهاي کنسانتره بر اساس مدل بازدهي ثابت نسبت به مقياس6?
?-?-?- محاسبه انواع کارايي واحدهاي کنسانتره بر اساس مدل بازدهي متغير نسبت به مقياس 6?
?-?-?- نتايج حاصل از برآورد کارايي فني و مقياس در وضعيت بازدهي متغير نسبت به مقياس7?
فصل پنجم: نتيجهگيري و پيشنهاد ها
?-?- مقدمه7?
?-?- نتيجهگيري7?
?-?- پيشنهادها7?
?-?- پيشنهادهاي پژوهشي??
منابع8?
ضمائم8?
ABSTRAC93
فهرست جداول
جدول 3-1- اطلاعات مربوط به مقادير ستانده و نهاده واحدهاي کنسانتره در سال 13915?
جدول 4-1- توزيع فراواني نسبي جنسيت مدير عاملهاي مورد مطالعه5?

جدول 4-2- توزيع فراواني نسبي سن مدير عاملهاي مورد مطالعه5?
جدول 4- 3- توزيع فراواني نسبي تحصيلات مدير عاملهاي واحدهاي کنسانتره5?
جدول 4- 4- توزيع فراواني نسبي وضعيت تأهل مدير عاملهاي واحدهاي کنسانتره5?
جدول 4-5- توزيع فراواني نسبي شغلي مدير عاملهاي واحدهاي کنسانتره5?
جدول 4- 6- توزيع فراواني نسبي سابقه کاري مدير عاملهاي واحدهاي کنسانتره5?
جدول 4- 7- توزيع فراواني نسبي توليد محصول ديگر به جزکنسانتره ميوه توسط واحدهاي کنسانتره5?
جدول 4-8- وضعيت مالکيت واحدهاي کنسانتره5?
جدول 4-9- ميزان توليد انواع کنسانتره ميوه در سال 1392 در واحدهاي کنسانتره5?
جدول 4-10- توزيع فراواني نسبي استفاده از مواد نگهدارنده در واحدهاي کنسانتره??
جدول 4-11- توزيع فراواني نسبي کيفيت ميوههاي استفاده شده در واحدهاي کنسانتره??
جدول 4-12- توزيع فراواني نسبي صادرات در واحدهاي کنسانتره6?
جدول 4-13- توزيع فراواني نسبي ميزان فروش محصول در صورت تحريم6?
جدول 4- 14- توزيع فراواني نسبي تاثير اثرات جوي بر کيفيت محصول در واحدهاي کنسانتره6?
جدول 4- 15- توزيع فراواني نسبي تأثير اثرات بر قيمت محصول در واحدهاي کنسانتره6?
جدول 4-16- انواع کارايي فني واحدهاي کنسانتره براساس مدل بازدهي ثابت نسبت به مقياس 63
جدول 4-17- نتايج انواع کارايي واحدهاي کنسانتره براساس مدل بازدهي ثابت نسبت به مقياس6?
جدول 4-18- نتايج انواع کارايي واحدهاي کنسانتره براساس مدل بازدهي متغير نسبت به مقياس??
جدول 4-19 – ميزان کارايي فني و مقياس با استفاده از مدل بازدهي متغير نسبت به مقياس……………..7?
جدول 4-20- الگوگيري واحدهاي توليدي آذربايجان غربي از واحدهاي مرجع7?

فهرست نمودارها
نمودار 2-1- کارآيي تکنيکي، تخصيصي و اقتصادي با رهيافت نهاده گرا21
نمودار 3-1- منحني توليد يکسان محصول35
نمودار 3-2- اندازهگيري کارايي و مازاد عامل توليد40
نمودار 3-3- تفکيک کارايي فني به کارايي ناشي از مديريت و کارايي ناشي از مقياس44
نمودار 3-4- تحليل پوششي دادهها بر مبناي حداکثرسازي محصول46
نمودار 3-5- تحليل نموداري روش DEA49
چکيده
صنايع کنسانتره بخش مهمي از فرآيند توليد در بخش کشاورزي است که به کمک تکنولوژي، مازاد توليد را به ارزش افزوده تبديل کرده و افزايش درآمد کشاورزان را در پي دارد. توسعه اين صنايع با توجه به استفاده از امکانات و قابليتهاي موجود در روستاها، نقش مؤثري در توسعهي روستايي ايفا ميکند. در اين تحقيق به منظور بررسي کارايي فني، تخصيصي و اقتصادي واحدهاي کنسانتره در استان آذربايجان غربي با استفاده از رهيافت تحليل پوششي دادهها صورت گرفت. دادهها و اطلاعات مورد نياز از ميان 14 واحد کنسانتره در استان آذربايجان غربي با استفاده از روش پرسشنامه و به طور مستقيم، در سال 1392 جمعآوري گرديد. بر اساس نتايج به دست آمده مدل تحليل پوششي دادهها با فرض بازدهي متغير نسبت به مقياس نشان ميدهد که ميانگين کاراييهاي فني، تخصيصي و اقتصادي 7/87، 59 و 8/52 درصد به دست آمد. شکاف بين کارآمدترين و ناکارآمدترين واحد کنسانتره استان از نظر کارايي فني، تخصيصي و اقتصادي، 6/36، 6/85 و 8/86 درصد ميباشد. همچنين با فرض بازدهي ثابت نسبت به مقياس ميانگين کارايي فني، تخصيصي و اقتصادي واحدهاي کنسانتره در استان آذربايجان غربي به ترتيب برابر با 8/75، 7/40 و 33 درصد به دست امد. شکاف بين کارآمدترين و ناکارآمدترين واحد کنسانتره استان از نظر کارايي فني، تخصيصي و اقتصادي، 50 ، 7/89 و 4/88 درصد ميباشد که نشاندهنده عدم کارايي تخصيصي و اقتصادي قابل ملاحظه در واحد کنسانتره استان است.
کليد واژه: کارايي، تحليل پوششي دادهها، واحدهاي کنسانتره، استان آذربايجان غربي
استاد راهنما: امضاء
فصل اول
کليات

1-1-مقدمه
بي ترديد انسان در تمامي دوران زندگي خود همواره با مشکلي بنام محدوديت و کميابي و مواجه بوده است. اين محدوديت و کميابي در تمامي زمينه ها از جمله عوامل توليد و به تبع آن کالاها و خدمات کاملا محسوس است. از اين رو بشر براي زندگي چاره اي جز استفاده هر چه بهتر از امکانات موجود جهت دسترسي به توليد بيشتر و با کيفيت بالاتر ندارد. در دنياي ما آنچه که به روشني پاسخگوي اين نياز مي باشد، مفهوم بالقوه کارايي و بهره وري است. (ابريشمي و نياکان، 1389).
در جهان کنوني ميزان تقاضاي کالا نسبت به عرضه آن، به دلايلي همچون افزايش جمعيت، افزايش سطح توقعات و انتظارات مردم جامعه و غيره به طور فزايندهاي رو به افزايش است، اين در حالي است که عدم تعادل در توليد و مصرف غذا در جهان و خصوصاً در کشورهاي جهان سوم مسئله بسيار مهمي است که خطر وابستگي را هر چه بيشتر تشديد مينمايد، به عبارتي استقلال سياسي و اقتصادي اين کشورها را تهديد ميکند. چرا که استقلال در گرو قدرت توليد مواد غذايي ميباشد. در اين راستا حتي کشورهايي که به منابع طبيعي و انرژي خود متکي هستند نيز در تلاقي فرآيند افزايش جمعيت از يک سو، کاهش توليد و افزايش روز افزون قيمتها از سوي ديگر، امکانات خريد و تأمين غذاي مورد نياز را به تدريج از دست خواهند داد، مگر آنکه خود توليدکننده مواد غذايي خويش بوده و از پتانسيلهاي بالقوه به خوبي استفاده نمايند (رمضاني، 1388).
بررسي تاريخ و روند رشد کشورهاي توسعه يافته و مقايسه آن با کشورهاي در حال توسعه نشان مي دهد که وجه تمايز و نقطه قوت اين کشورها، استفاده بهينه از فرصت ها و امکاناتي است که در اختيار داشته اند. اين مقايسه نشان مي دهد که بررسي هاي مرتبط با بهرهوري و کارآيي در جهت تحليل وضعيت کنوني اقتصادي و صنعتي کشورهاي مختلف و ارائه راه کارهاي مؤثر در جهت رفع عقبماندگي، تا چه حد حائز اهميت است. بيشتر کشورهايي که در سال اخير رشد اقتصادي چشمگيري داشتهاند، اين رشد را عمدتا” از طريق افزايش کارآيي و بهره وري عوامل توليد به دست آوردهاند، به طوري که سهم سرمايهگذاري جديد در اين رشد در مقايسه با نقش افزايش کارآيي و بهرهوري اندک بوده است (ابريشمي و نياکان، 1389).
امروزه يکي از مهمترين روشهاي توسعه اشتغال و افزايش درآمد در مناطق روستايي، ايجاد و توسعه صنايع تبديلي و تکميلي در بخش کشاورزي است. اين فرآيندها ميتوانند دربرگيرنده تغييرات فيزيکي، شيميايي، نگهداري، بستهبندي و توزيع توليدات کشاورزي باشد (وزارت جهاد کشاورزي، ????).
صنعتي شدن کشاورزي و توسعه صنايع تبديلي و تکميلي بخش کشاورزي داراي ارتباط تنگاتنگي با يکديگر هستند و در تعامل با يکديگر ميتوانند مجموعهاي از صنايع را براي دستيابي به توسعه پايدار مناطق روستايي، معرفي کنند (UNIDO,2003).
بخش کشاورزي يکي از اساسي ترين پايه هاي استقلال هر کشور به شمار مي رود و نقش مهمي در توسعه اقتصادي کشورها دارد. اين نقش از نظر تأمين موادغذايي، ايجاد اشتغال، تأمين ارز درخور ملاحظه است و از اين رو خودکفايي در زمينه محصولات کشاورزي همواره موردتوجه مديران و برنامه ريزان بوده است. افزايش توليد محصولات کشاورزي مي تواند از طريق افزايش کاربرد عوامل توليد (تا انتهاي ناحيه دوم توليد)، تغييرات عمده تکنولوژي و يا بهبود کارآيي بهره بردارن صورت گيرد. افزايش کاربرد عوامل توليد و تغييرات عمده تکنولوژي با محدوديت هايي روبروست، از اين رو در شرايط کنوني بهترين و عملي ترين راه افزايش توليد محصولات کشاورزي، بهبود کارآيي و بدست آوردن محصول بيشتر از مجموعه ثابتي از عوامل توليد است. (شفيعي و همکاران، 1385).
1-2- بيان مسأله
صنايع کنسانتره بخش مهمي از فرآيند توليد در بخش کشاورزي است که به کمک تکنولوژي، مازاد توليد را به ارزش افزوده تبديل کرده و افزايش درآمد کشاورزان را در پي دارد. توسعه اين صنايع با توجه به استفاده از امکانات و قابليتهاي موجود در روستاها، نقش مؤثري در توسعهي روستايي ايفا ميکند.
افزايش کارآيي را ميتوان به عنوان يک مکمل مناسب و بادوام براي مجموعهى سياستهايي که توليدات داخلي را تشويق و حفاظت و هم چنين استفادهى بهينه از منابع را ترويج ميکند در نظر گرفت. کارآيي عامل بسيار مهمي در رشد بهرهوري منابع توليد به ويژه در اقتصاد کشاورزي کشورهاي در حال توسعه مانند ايران است. اين کشورها از يک طرف با فرصتهاي محدود براي توسعه و پذيرش فنآوريهاي جديدتر مواجهاند و از سوي ديگر از فنآوريهاي موجود نيز به طور کارا استفاده نميکنند. بنابراين هر مطالعه در زمينهى کارايي کشاورزان در توليد محصولات کشاورزي و کوشش در جهت بهبود کارايي آنها، بهرهوري عوامل توليد در کشاورزي را افزايش خواهد داد. با تجزيه و تحليل کارآيي، از يک سو درجهى موفقيت بهرهبرداران در استفادهى بهينه از منابع مشخص ميشود و از سوي ديگر امکان افزايش توليد محصولات با استفاده از مجموعهى مشخصي از منابع و عوامل توليد مورد بررسي قرار ميگيرد (حسن پور، ???? ).
با توجه به امکانات و محدوديتهاي موجود در توليد محصولات، مناسبترين راهکار براي افزايش درآمد و کاهش هزينهها، تخصيص مطلوب عوامل توليد موجب بهبود کارآيي در توليد است. کآرايي، اثر بسيار زيادي بر افزايش عملکرد دارد و با تخمين کارآيي و شناسايي علل ناکآرايي در توليد، ميتوان اميد داشت که يکي از اهداف سياست توليد محصولات يعني بهبود کارآيي محقق گردد(حاجياني و همکاران، ????). از اين رو، توجه به ارتقا و بهبود کارآيي هم در سطح خرد و هم در سطح کلان اقتصادي (ملي) از اهميت شايان قابل توجهي برخوردار است. حتي در مقولهى توسعهى پايدار نيز، افزايش کارايي به منظور استفاده هر چه کمتر از منابع و نهادهها يک عنصر کليدي در ميان اهداف اقتصادي (رشد، عدالت، کارايي و اقتصاد سبز) زيست محيطي و اجتماعي به شمار ميرود (بريم نژاد و محتشمي، ????).
بخش کشاورزي به منظور ايفاي هر چه بهتر نقش خود در توسعهي کشور و پاسخگويي به نيازهاي روزافزون به موادغذايي، ملزم به افزايش توليد محصولات کشاورزي است. اين امر موجب ميگردد که تجزيه و تحليلهاي کمي توليد و افزايش توليد محصولات محصولات کشاورزي ارائه شده است، افزايش استفاده از منابع و نهادههاي اساسي (مانند زمين، آب و …) و توسعه ي فنآوريهاي جديد با مشکلات و تنگناهايي روبرو است. شايد مناسب ترين روش به کارگيري صحيح و بهينهي نهادهها در اين بخش باشد (مهرابي بشرآبادي و پاکروان، 1388). افزايش کارآيي را ميتوان به عنوان يک مکمل مناسب و بادوام براي مجموعهي سياستهايي که توليدات داخلي را تشويق و حفاظت و هم چنين استفادهي بهينه از منابع را ترويج ميکند در نظر گرفت. کارآيي عامل بسيار مهمي در رشد بهرهوري منابع توليد به ويژه در اقتصاد کشاورزي کشورهاي در حال توسعه مانند ايران است. اين کشورها از يک طرف با فرصتهاي محدود براي توسعه و پذيرش فن آوريهاي جديدتر مواجهاند، و از سوي ديگر از فن آوريهاي موجود هم به طور کارا استفاده نميکنند. بنابراين هر مطالعه در زمينهي کارآيي کشاورزان در توليد محصولات کشاورزي و کوشش در جهت بهبود کارآيي آنها، بهرهوري عوامل توليد در کشاورزي را افزايش خواهد داد. با تجزيه و تحليل کارآيي، از يک سو درجهي موفقيت بهرهبرداران در استفادهي بهينه از منابع مشخص ميشود و از سوي ديگر امکان افزايش توليد محصولات با استفاده از مجموعهي مشخصي از منابع و عوامل توليد مورد بررسي قرار ميگيرد. (حسن پور، 1376).
1-3- فرق آبميوه با کنسانتره ميوه
به بيان ساده آب‌ميوه اول خريد ميوه و سپس شستشو و فشردن آن که باعث جداسازي آب از بافت ميوه مي‌شود. اين فرآيند مي‌تواند به صورت دستي و يا به صورت صنعتي حاصل شود. کنسانتره ميوه، حاصل خريد ميوه و شستشو و آب‌گيري و فيلتراسيون (حداقل در دومرحله) و تغليظ و يا پخت آب‌ميوه و انبار نمودن آن در مخازن بزرگ است. به طور مثال ميوه سيب بعد از آب‌گيري وارد مرحله فيلتراسيون مي‌شود اين فيلترها عموما يا تحت خلاء بوده يا به صورت سراميکي عمل مي‌نمايد.
آب سيب براي شفاف شدن بايد تمام فيبرها و آنتي‌اکسيدن‌هاي خود را در پشت درام فيلترها يا استوانه‌هاي سراميکي از دست بدهد و وقتي وارد برج‌هاي تغليظ مي‌شود کليه آب (H2O) به انضمام اسانس‌ها و ويتامين‌هاي خود را در يک برج ?? متري و در درجه حرارت ??? درجه سانتي‌گراد از دست بدهد تا حجم آن به يک شش تا يک هفتم کاهش يابد. ماده‌اي که از پايين برج به دست مي‌ايد کنسانتره نام دارد. کنسانتره يا در مخازن و يا بشکه نگهداري مي‌شود و سپس براي توليد آنچه آب‌ميوه ناميده مي‌شود، شش برابر آب و عطر و بو و اسانس و ويتامين از دست رفته را اضافه نموده و بسته بندي مي‌نمايند. به همين جهت در تابستان آب پرتقال در بازار است که تاريخ توليد آن هيچ ربطي به تاريخ برداشت ندارد و يا در بهار آب سيب در بازار است که توليد آن هيچ ربطي به فصل برداشت سيب ندارد ( سازمان صنعت و معدن استان آذربايجان غربي، 1392).
1-4- فرآيند توليد کنسانتره ميوه
براي توليد آب ميوه، نکتار و شربت ميوه، ابتدا ميوه را به کنسانتره تبديل ميکنيم و سپس از کنسانتره محصولات مورد نظر را بدست ميآوريم. علت تبديل آب ميوه به کنسانتره و مجددأ تبديل آن به آب ميوه هايي که در دسترس مصرف کننده قرار ميگيرند، سهولت نگهداري کنسانتره بدليل حجم کمتر نسبت به آب ميوه است و فرآيند توليد کنسانتره ميوه به شرح زيل است.
– ماده خام:
آلبالو، سيب، انگور و انار مواد خام اصلي براي توليد کنسانتره شفاف را تشکيل ميدهند. گلابي و به، هم بصورت کنسانتره شفاف و همچنين کدر مورد فرآيند قرار ميگيرند.
– شستشو:
به منظور جدا کردن خاک، شن، گرد و غبار، برگ، آشغال و غيره که توسط ميوه حمل ميگردند و نيز به منظور دور نمودن بقاياي حشره کشهاي موجود بر روي ميوهها انجام ميگيرد. علاوه بر اين، با انجام اين عمل بار ميکروبي ميوه ها نيز تا حد معيني کاهش مييابد.
– جداسازي:
ميوههايي که در توليد آب ميوه مورد استفاده قرار ميگيرند بايد قابل خوردن باشند. از سوي ديگر، ترکيب ميوهها با توجه به درجه رسيدگي آنها، متفاوت بوده که روي ويژگيهاي آب ميوه مانند رنگ و طعم تاثير ميگذارد. بدين جهت، جداکردن ميوههاي پوسيده، له شده و غيره از ماده خام عملي است که بايد قبل از همه فرآيندهاي ديگر انجام پذيرد.
– دمگيري:
در مورد آلبالو و انگور اجرا ميگردد. دستگاه دمگيري آلبالو، از تعداد زيادي غلطک کائوچوئي که در جهت مخالف هم حرکت نموده و فاصله آنها قابل تنظيم ميباشد، تشکيل شده است. سيستمي که غلطکها بوجود ميآورند شيب دار بوده و هنگام حرکت ميوهها در قسمت رويه غلطکها دم آنها در ميان غلطکها گير کرده و جدا ميگردد.
– خرد کردن:
قبل از پرس کردن بايد بافت ميوه متلاشي شده و ديواره سلول تا حدي تجزيه گردد. بدين منظور، آلبالو و انگور از ميان دو غلطک که در جهت مخالف هم چرخيده و فاصله آنها قابل تنظيم ميباشد عبور داده ميشود. در آلبالو شکستن بيش از حد هسته ها سبب نفوذ آميگدالين موجود در هسته به آب ميوه ميگردد. در اثر تجزيه، اين گلوزيد، همراه بنزآلدهيد ( آروماي مخصوص بادام ) اسيد ئيدروسيانيک بوجود ميآيد. بدين جهت اين موضوع بايد با دقت بيشتري مورد توجه قرار گيرد.
سيب، گلابي و به در آسياب ميوه خرد مي گردند. به ميوه خردشده ” مش” گفته ميشود.
– گرم کردن مش:
به محض متلاشي شدن بافت، قهوهاي شدن رنگ ميوه شروع ميگردد. اين پديده که قهوه اي شدن آنزيمي ناميده ميشود توسط آنزيمهاي ارتو- دي فنيل اکسداز، و پار- دي فنيل اکسيداز، که به طور طبيعي در ميوه وجود دارد کاتاليز ميگردد. ترکيباتي که به عنوان سوبسترا، در واکنش شرکت ميکنند اکثرا داراي بافت ارتو- دي ئيدروکسي فنوليک مي باشند.
يکي از روشهاي اساسي جلوگيري از اين تغييرات نامطلوب، غير فعال کردن حرارتي آنزيم ها ميباشد. بدين منظور مش آلبالو و انگور در درجه حرارت 85-90 درجه سانتيگراد به مدت 2-4 دقيقه حرارت داده ميشوند. به طور متداول براي اين منظور از مبدلهاي حرارتي لوله اي دو جداره استفاده ميگردد. در اين سيستم براي گرم کردن آب ميوه از بخار و براي سرد کردن تا دماي 50 درجه سانتيگراد با هدف فرمانتاسيون ( آنزيم زني) از آب سرد استفاده ميشود.
در مورد سيب، گلابي و غيره عموما عمل گرم کردن مش انجام نميگيرد.
– فرمانتاسيون مش:
فرمانتاسيون مش در حقيقت عمل آنزيم زني ميباشد. بدين منظور، آنزيمهاي مورد استفاده علاوه بر فعاليت پکتوليتيک، داراي فعاليت سلولوتيک، همي سلولوتيک و پروتوليتيک نيز ميباشند. بدين ترتيب، متلاشي شدن ديواره سلول هنگام پرس کردن اسان گشته و راندمان پرس افزايش مييابد. مقدار آنزيم مورد نياز بسته به ميزان فعاليت آن، به ازاي هر تن مش در مورد آنزيمهاي جامد 10-20 گرم و در مورد آنزيمهاي مايع 100- 200 ميلي ليتر ميباشد. درجه حرارت مناسب براي اين فرآيند بين 45-50 درجه سانتيگراد و زمان تاثير آن بسته به نوع آنزيم مصرفي بين 1-2 ساعت ميباشد. مقدار بهينه آنزيم مورد نياز بوسيله ” تست چکاندن ” تعيين ميگردد.
– پرس کردن:
متداول ترين روش براي استخراج آب ميوه از مش، پرس کردن ميباشد. ديفيوژن و آبگونه سازي کل روشهاي ديگري هستند که در اين مورد ميتوان بکار برد. به منظور استخراج آب ميوه از مش، انواع مختلف پرس مورد استفاده قرار مي گيرد که بر حسب طرز کارشان به دو گروه مداوم و غير مداوم تقسيم مي گردند. بسته به نوع پرس، ترکيب آب ميوه و راندمان آن متفاوت ميباشد. راندمان آب ميوه در پرسها بستهاي در مورد سيب، انگور و آلبالو 65-83 %، 70-85 و 65-75 % تغيير ميکند.
– آروماگيري:
عمل آروماگيري در مورد ميوه هايي که مي خواهيم آنها را تغليظ نمائيم بايستي قبل از عمل تغليظ انجام گيرد اين عمل يا قبل از شفاف سازي و يا قبل از عمل تغليظ انجام ميشود. انجام آروماگيري قبل از شفاف سازي به دليل تهيه آروماي طبيعيتر و بيشتر، مطلوبتر ميباشد. اين عمل در سيستمي به نام ” آروماگير ” انجام مي گيرد که از بخشهاي اواپراتور، تجزيه جزء به جزء و سرد کن تشکيل شده است. از 150- 250 ليتر آب ميوه کنسانتره به منظور تهيه آب ميوه حدود 1 ليتر (0.4-0.6 %) کنسانتره آروما بدست مي آيد. اين آروما در موقع رقيق کردن کنسانتره به منظور تهيه آب ميوه مجددا به آن اضافه ميگردد.
– شفاف سازي:
دماي آب ميوه خروجي از آروماگير 90-92 درجه سانتيگراد است که توسط مبدل حرارتي به 45-47 درجه سانتيگراد رسيده و به تانک هاي شفاف سازي منتقل ميشود. ابتدا، به روش آنزيمي، پکتين و در صورت وجود نشاسته تحزيه ميشود. سپس با افزودن مواد کمکي در همان دما و يا در دماي 20-25 درجه سانتيگراد فلوکاسيون (لخته) ايجاد ميگردد. براي جدا کردن لخته آب ميوه مدتي در داخل تانک نگهداري ميشود تا لخته رسوب نمايد و يا با اجراي عمل فلوتاسيون (شناورسازي)، از آب ميوه جدا ميگردد.
– فيلتراسيون:
بعد از جدا کردن رسوب، عمل صاف کردن انجام ميگيرد. براي صاف کردن آب ميوه از صافيهاي صفحهاي و يا پوششي استفاده ميشود. در سالهاي اخير، اجراي فيلتراسيون خلاء نيز رايج شده است.
– کنسانتره کردن ( تغليظ کردن ):
آبميوه شفاف اکثرا تغليظ شده و نگهداري ميشود. بدين ترتيب، هم در برابر فساد ميکروبيولوژيکي و تغييرات شيميايي مقاوم گشته و هم حجم آن کاهش مييابد. آب ميوه تغليظ شده، بعدا در تهيه آب ميوه مورد استفاده قرار ميگيرد.
در اين رابطه سه روش تغليظ به شرح زير وجود دارد:
– تغليظ به روش حرارتي
– تغليظ کردن به روش انجماد
– تغليظ کردن به روش اسمز معکوس
متداولترين اين ها، تبخير و يا به عبارت ديگر تغليظ حرارتي ميباشد.
در تغليظ به روش انجماد، آب ميوه ابتدا منجمد شده و قسمت معيني از آب موجود در آن بسته به درجه حرارت انجماد به حالت يخ در مي آيد. سپس کريستال هاي يخ بوسيله سپراتور جدا ميگردد و مقدار ماده خشک موجود در قسمت منجمد شده افزايش مييابد. آب سيب هنگامي که حاوي 11% ماده خشک باشد در دماي مابين -5 الي -8 درجه سانتيگراد منجمد ميگردد، 81.5% آب آن به صورت کريستال يخ جدا گرديده و مقدار ماده خشک تقريبا به 40% مي رسد. با وجود اينکه در اين روش ميزان انرژي مورد نياز براي انجماد هر واحد آب (80 کيلوکالري براي منجمد کردن يک کيلوگرم آب) نسبت به روش حرارتي کمتر ميباشد (تقريبا 30% اواپراتور سه مرحله اي )، ولي به دليل گران بودن فرم انرژي و نيز بالا بودن هزينه تاسيسات، اين سيستم در مقايسه با سيستم حرارتي بسته به ظرفيت 2-7 برابر گرانتر ميباشد. بدين جهت تغليظ به روش انجماد فقط در مورد آب پرتقال که در مقابل حرارت حساس ميباشد در سطح محدودي اجرا ميگردد. در اين مورد ميزان ماده خشک نهايي به گرانروي بستگي دارد که در مورد آب ميوه ها حدود 40-50 % ميباشد. اسمز معکوس، عبارتست از عبور دادن اب ميوه (با فشار) از ميان سوراخ هاي بسيار ريز يک غشاء انتخاب کننده. مقدار فشار مورد استفاده بايد از مقدار فشار اسموتيک سيستم بيشتر باشد. غشاء، آب و مقدارکمي از ترکيبات داراي مولکول هاي کوچک را ميتواند از خود عبور دهد. با توجه به رابطه نفوذپذيري غشاء و فشار، ميتوان با استفاده از اين سيستم مقدار ماده خشک آب ميوه را به صورت اقتصادي حداکثر تا 25% رساند. تغليظ حرارتي در دستگاهي به نام اواپراتور انجام گرفته و آب بوسيله عمل تبخير جدا ميگردد. براي تغليظ کردن، انواع متعددي اواپراتور(لوله اي، صفحه اي، فيلم تراش و سانتريفيوژي) مورد استفاده قرار مي گيرد. مقدار ماده خشک آب ميوه در اين روش تا 70-72 % مي رسد.
– انبار کردن:
درجه حرارت کنسانتره هنگام خروج از اواپراتور ( بسته ب شرايط تبخير) متغير بوده و عموما بين 40-60 درجه سانتيگراد ميباشد که بايد خنک گردد. اگر مقدار ماده خشک محلول ( بريکس) بين 68-72 % باشد، در تانک هاي استيل ضد زنگ و يا در بشکه هاي مناسب در 4 درجه سانتيگراد انبار ميگردد. اگر ماده خشک کمتر باشد، بايد از روشهاي مناسبي مانند منجمد کردن، پرکني داغ، پرکني استريل و غيره استفاده گردد ( سازمان صنعت و معدن استان آذربايجان غربي، 1392).

1-5-اهميت موضوع و ظرفيت صنايع تبديلي کشاورزي در استان آذربايجان غربي
صنايع تبديلي به عنوان يکي از مهمترين بخشهاي اقتصادي و توليدي کشور به شمار ميآيند. به منظور تأمين غذاي جمعيت رو به رشد کشور و رسيدن به خودکفايي نسبي در تأمين مواد غذايي، افزايش توليد امري ضروري است. افزايش توليد نيز هنگامي ميسر خواهد گرديد که سرمايهگذاري در ايجاد امکانات و تأمين نهادههاي لازم صورت پذيرد. اما با توجه به محدوديت امکانات و نهادههاي موجود لازم است تا از اتلاف منابع جلوگيري و از نهادههاي موجود حداکثر بهرهبرداري لازم صورت گيرد و از امکانات موجود به حداکثر توليد ممکن برسيم. يکي از روش هاي افزايش توليد، افزايش کارايي نهادههاي مورد استفاده با بکارگيري بهينه تکنولوژي موجود ميباشد که تجربه کشورهاي توسعه يافته ما را به اين واقعيت رهنمون ميسازد. با توجه به اينکه يکي از خصوصيات مشترک کشورهاي در حال توسعه پايين بودن بهرهوري عوامل توليد و فنآوري مورد استفاده در واحدهاي توليدي است، توجه هر چه بيشتر به اين مقوله جهت نيل به توسعه اقتصادي ضروري است (ابطحي و کاظمي، 1379). سازمان جهاد کشاورزي آذربايجان غربي از افزايش 152 هزار تني ظرفيت صنايع تبديلي کشاورزي استان خبر داد. با بيان اينکه بر اساس برنامه ريزيهاي انجام شده 151 هزار و 845 تن به ظرفيت واحدهاي صنايع تبديلي کشاورزي استان اضافه شد، در اين راستا تاکنون براي 462 فقره طرح با سرمايه ثابت 4 هزار و 337 ميليارد ريال و اشتغالزايي براي 5 هزار و 47 نفر مجوز فعاليت صادر شده است. طي سه ماهه اول سال جاري تعداد 8 واحد صنايع تبديلي نيز در سطح شهرستانهاي مياندوآب، شاهين دژ، اروميه و پيرانشهر با 82 ميليارد و 520 ميليون ريال سرمايه گذاري در آذربايجان غربي آماده افتتاح و بهرهبرداري مي شوند. صنايع تبديلي از ارکان اصلي رشد اقتصادي آذربايجان غربي ميباشد و استان هم اکنون يکي از قطبهاي اصلي صنايع تبديلي کشاورزي کشور است بطوريکه با ارتقاي اين حوزه هم اکنون بخش کشاورزي پايه صنعتي آذربايجان غربي را تشکيل مي دهد. آذربايجان غربي در صنايع تبديلي از جمله کنسانتره و آبميوه رتبه نخست کشور را دارد، صنايع تبديلي و تکميلي پشتيبان توليدات کشاورزي و توسعه صادرات که توسعه اين واحدها در کنار مزارع کشاورزي يکي از اولويتهاي اصلي اين نهاد است. بازسازي و نوسازي و ارتقا سطح فنآوري صنايع غذايي و تبديلي استان متناسب با تقاضاي بازارهاي داخلي و جهاني و تقويت سيستم‌هاي اطلاع ‎رساني به سرمايهگذاران و صادرکنندگان را موجب شکوفايي و رشد هرچه بيشتر اين صنعت در استان ميباشد. در حال حاضر در دست احداث بودن 250 هکتار سايت گلخانهاي به منظور افزايش توليدات کشاورزي هستند و هم اکنون 60 هکتار سايت گلخانهاي در شهرهاي مختلف آماده واگذاري به فارغ التحصيلان کشاورزي و افراد علاقهمند به فعاليت در اين سايتها است.
با اشاره به اينکه عمليات اجرايي اين طرحها تا پايان سال 92 به اتمام رسيده و با بهره برداري از آنها براي يک هزار و 500 نفر فرصت اشتغال فراهم ميشود، آذربايجان غربي ظرفيت خوبي در زمينه باغات داشته که با افزايش سطح باغات به يکي از قطبهاي مهم توليد ميوه در کشور تبديل مي شود (وزارت جهاد کشاورزي استان آذربايجان غربي، 1392).
1-6- منطقه مورد مطالعه
استان آذربايجان غربي در فلات ايران بين 58/35 تا 46/39 درجه عرض شمالي و 3/43 تا 23/42 درجه طول شرقي واقع گرديده و با مساحتي حدود 37059 کيلومتر مربع 25/2 درصد از مساحت کل کشور را به خود اختصاص داده است. اين استان با توجه به مختصات فوق بطور شمالي جنوبي گسترش يافته که از غرب و شمال غرب به کشورهاي خود مختار نخجوان، ترکيه و عراق منتهي شده و از جنوب و شرق با استانهاي کردستان، زنجان و آذربايجان شرقي همجوار ميباشد. موقعيت خاص جغرافيايي و داشتن وضعيت مناسب آب و هوايي، اين استان را از توان آبي بالايي برخوردار کرده است. از مهمترين رودهاي استان مي توان به ارس، زرينه رود، زاب، سيمينه رود، نازلو، گئدار، باراندوز، قطور و … اشاره کرد. اين استان با توجه به موقعيت جغرافيايي خود، تحت تاثير چهار توده هواي عمده شامل توده هواي سرد شمالي، توده هواي قطبي سيبري، توده هواي قطبي بحري و توده هواي حاره بحري در طول سال مي‌باشد. به دليل واقع شدن استان در عرضهاي جغرافيايي بالا و ارتفاع زياد، ميانگين سالانه دماي آن نسبت به ميانگين سالانه دماي اكثر مناطق كشور كمتر بوده و جزء مناطق سردسير كشور محسوب مي‌شود. بدليل اينکه هواي استان اختلاف دماي حداقل و حداكثر مطلق آن زياد مي‌باشد؛ بطوريكه دماي 44 درجه بالاي صفر در ايستگاه داشتند و 34 درجه زير صفر در ايستگاه خوي مشاهده شده است. با اينحال هر چقدر از نواحي شرقي استان به سمت كوهستانهاي غربي حركت ميكنيم از ميزان دماي هوا كاسته مي‌شود. اين استان بدليل واقع شدن در چين خوردگيهاي زاگرس داراي آب و هوايي مطبوع با بارندگيهاي مناسب (از 150 تا 400 ميلي متر در سال) ميباشد. وجود اين بارشها، جريان رودخانههاي دائمي و فصلي و آبهاي زيرزميني سبب گرديده تا اين استان رتبه دوم را در داشتن منابع آبي بعد از استان خوزستان را به خود اختصاص دهد. اين استان با دارا بودن آب و هواي ملايم و خاک مناسب، يکي از مناطق مستعد توليد محصولات باغي بوده و نقش اساسي در توليد محصولات باغي دارد. توسعه صنايع تبديلي، ايجاد سردخانه‌هاي مدرن، ايجاد واحدهاي بسته‌بندي، نمايانگر اهميت اين بخش در اقتصاد کشاورزي مي‌باشد. اين استان در توليد سيب، عسل، پرورش گاوميش و توليد محصولات شيلاتي، رتبه اول را در کشور دارد (سازمان جهاد کشاورزي استان آذربايجان غربي، 1392).
1-7- اهداف تحقيق
يکي از مفاهيمي که امروزه در کشورهاي در حال توسعه مانند ايران اهميت زيادي يافته است، کارايي مي باشد. چرا که اين کشورها به دنبال افزايش بهرهوري، درآمد و توسعه اقتصادي و اجتماعي هستند. افزايش درآمد به علت کميابي منابع و عوامل توليد داراي محدوديت مي باشد در نتيجه بهترين راه ممکن براي ارتقاء درآمد و سوددهي بيشتر، افزايش کارايي در مناطق توليدي مي باشد. بنابراين تخمين کارايي و نماياندن ظرفيت بالقوه و شناسايي واحدهاي کارا مي تواند سياستهاي تعديل اقتصادي را در مسير بهتري قرار دهد و مسئولين ذيربط را در تصميمگيري و سياستگذاري هاي مربوط به بهينهسازي توليد ياري نمايد. بر اين اساس پژوهش حاضر با هدف “تعيين کارآيي واحدهاي کنسانتره در استان آذربايجان غربي” انجام شد.
همچنين اين تحقيق دو هدف فرعي را نيز دنبال نمود که عبارتند از : مقايسه ي ميان مقادير انواع کارايي واحدهاي کنسانتره و نيز ارائه راه کارهايي براي افزايش کارايي واحدهاي کنسانتره در استان آذربايجان غربي بود.
1-8- فرضيه هاي تحقيق
براي رسيدن به هدفهاي تحقيق فرضيههايي به شرح زير مدنظر ميباشند:
1- کارايي واحدهاي کنسانتره با يکديگر متفاوت است.
2- بيشتر واحدهاي کنسانتره داراي بازده صعودي نسبت به مقياس هستند.
1-9- روش پژوهش
براي نيل به هدفهاي اين تحقيق اطلاعات لازم از واحدهاي کنسانتره استان آذربايجان غربي با استفاده از پرسشنامه در سال 1392 جمعآوري گرديد و از نرم افزار Excel براي تحليل اطلاعات و از نرم افزار DEAP براي محاسبه مقدار کارآيي واحدها به روش تحليل پوششي دادهها 1و تعيين رابطه ويژگيهاي اجتماعي – اقتصادي تحقيق حاضر در پنج فصل به شرح زير تهيه و تدوين گرديد.

1-10- سازماندهي تحقيق
در فصل اول کلياتي در باب اهميت و ضرورت مطالعه و اهداف و فرضيههاي تحقيق ارائه شده است. فصل دوم به بيان مباني نظري و ادبيات و پيش نگاشتههايي درباره موضوع پژوهش اختصاص يافت. فصل سوم به روشهاي نيل به هدف تحقيق با تأکيد بر روش تحليل پوششي داده ها ميپردازد. در فصل چهارم نتايج حاصل از تحليل دادهها و يافتههاي پژوهش ارائه شد و در نهايت در فصل پنجم به جمع بندي تحقيق و ارائه پيشنهاداتي براي بهبود کارآيي واحدهاي مورد مطالعه پرداخته شده است.

فصل دوم-مباني نظري و پيشينه تحقيق

2-1- مقدمه


پاسخ دهید