Karl Menninger مي‌گويد: سلامت رواني عبارتست از سازش فرد با جهان اطرافش به حداکثر امکان بطوريکه باعث شادي و برداشت مفيد و مؤثر بطور کامل شود. طبق تعريف Watson مؤسس مکتب رفتارگرايي، رفتار عادي نمودار شخصيت سالم انسان عادي است که موجب سازگاري او با محيط و بالنتيجه رفع نيازهاي اصلي و ضروري او مي‌شود.
تعريف Gisburg در مورد بهداشت رواني عبارتست از : تسلط و مهارت در ارتباط صحيح با محيط بخصوص در سه فضاي مهم زندگي : عشق، کار و تفريح. اين شخص و همکارانش براي توضيح بيشتر مي‌گويند: استعداد يافتن و ادامه کار داشتن خانواده، ايجاد محيط خانوادگي خرسند، فرار از مسائلي که با قانون درگيري دارد، لذت بردن از زندگي و استفاده صحيح از فرصتها ملاک تعادل و سلامت روان است. (9)
اصول بهداشت رواني عبارتست از:
1. احترام فرد به شخصيت خود و ديگران
2. شناختن محدوديتها در خود و افراد ديگر
3. دانستن اين حقيقت که رفتار انسان معلول عواملي است
4. آشنايي به اينکه رفتار هر فرد تابع تماميت وجود اوست
5. شناسايي احتياجات و محرکهايي که سبب ايجاد رفتار و اعمال انسان مي‌گردد.
هيچ انساني در برابر امراض رواني مصونيت ندارد. البته دانستن اينکه هر شخصيتي ممکن است گرفتار ناراحتي رواني شود خود به خود کافي نيست. زيرا که بهداشت رواني فقط منحصر به تشريح علل اختلالات رفتار نبوده بلکه هدف اصلي آن پيشگيري از وقوع ناراحتيها مي‌باشد. پيش گيري به معناي وسيع آن، عبارت مي‌باشد از بوجود آوردن عواملي که مکمل زندگي سالم و نرمال است. بعلاوه درمان اختلالات جزئي رفتار، بمنظور جلوگيري از وقوع بيماريهاي شديد رواني.
در سالهاي اخير در کشور ايران مانند کشورهاي ديگر جهان علاقه مخصوصي هم از طرف مقامات دولتي، و هم از جانب مردم به امر بهداشت رواني نشان داده شده است. اگر چه هنوز مدت زماني از اين توجه و علاقه نگذشته ولي اثرات آن در بهبود اوضاع بيمارستانهاي رواني و بکار بردن روشهاي صحيح در پيشگيري مشاهده مي‌گردد. با وجود اين پيشرفتهاي محسوس مي‌توان گفت که مردم ما هنوز از فهم و درک صحيح ماهيت و علل اختلالات رواني به درستي آگاهي ندارند و متاسفانه آمارهاي دقيق و منظمي مربوط به اين موضوع نيز در دسترس نيست. برحسب آمارهايي که کشورهاي مختلف ارائه داده‌اند، معلوم شده است که تعداد بيماران رواني بطور مداوم رو به ازدياد مي‌باشد. بعضي از تحقيقات ابتدائي در ايران نيز رشد روزافزون بيماريهاي رواني را تاييد مي‌كند ولي چون اين تحقيقات کامل نيست بايد منتظر نتايج نهايي آنها بود. (10)
اينترنت
اينترنت، شبکه اي است جهاني شامل رايانه‌هايي که به هم اتصال دارند و طبق استانداردهاي خاص اطلاعات را به اشتراک مي‌گذارند. اين شبکه شامل ميليونها شبکه کوچک خانگي، دانشگاهي، تجاري و دولتي است که حاوي انواع اطلاعات و خدمات مانند پستهاي الکترونيک(E-mail)، امکانات گفتگو، انتقال اطلاعات و صفحات مختلف است.
اينترنت بزرگترين سامانه اي است که تاکنون به دست انسان، طراحي، مهندسي و اجرا گرديده است. اين شبکه عظيم جهاني در ابتدا در اواخردهة 1960 با انگيزه همکاري و دسترسي چند سويه به منابع و مهارتهاي محاسباتي و امکان فعاليت در زمينه‌هاي بين رشته اي علوم و مهندسي راه‌اندازي شد. در اين سالها، وزارت دفاع آمريکا براي برقراري ارتباط بين پژوهشگراني که در طرحهاي دفاعي مشغول فعاليت بودند، به منظور به اشتراک گذاردن منابع اطلاعاتي به فکر راه انداختن شبکه رايانه‌اي افتاد. اين شبکه که به ARPANET معروف شد، در ابتدا فقط چند رايانه را به هم وصل مي‌كرد ولي خيلي زود صدها رايانه ديگر را نيز در برگرفت.
در اوايل سال 1980 ميلادي ARPANET به INTERNET تبديل شد و شبكه‌هاي رايانه‌اي در مؤسسات آموزشي و تحقيقاتي آمريکا با پشتيباني بنياد ملي علوم آمريکا به يکديگر متصل شدند و سپس مراکز علمي اروپا و ساير کشورها نيز به آن پيوستند.
از اواخر دهه 1990 اينترنت به صورت يک شبکه همگاني و جهاني درآمده است.
وابسته شدن تمامي فعاليتهاي بشر به اينترنت در مقياسي بسيار عظيم و در زماني چنين کوتاه حکايت از آغاز دوران تاريخي نوين در عرصه هاي گوناگون علوم، فن‌آوري و بخصوص نحوه تفکر انساني دارد. (1)

اعتياد به اينترنت
تعريف
اصطلاح اعتياد به تکنولوژي (Technological addiction) براي اولين بار توسط Griffiths 1996 و اعتياد به رايانه(Copmuter addiction) توسط Shotton (1991) در انگلستان معرفي شد. (7)
در سال 1996 Goldberg براي اولين بار اصطلاح اختلال اعتياد به اينتر نت (Internet Addiction Disorder =AID) را مطرح کرد. (11)
هر چند که مطرح کردن اين موضوع در محافل دانشگاهي تمسخر و بي توجهي متخصصان را بدنبال داشت، با انجام مطالعات متعدد در سالهاي بعد اين موضوع بيشتر مورد توجه قرار گرفت.
اين اختلال با عناوين متفاوتي از قبيل ” وابستگي رفتاري به اينترنت ” (Internet behavior)، ” استفاده مرضي از اينترنت “(Pathological Internet Use =PIU)، ” استفاده مشکل زا از اينترنت ” (=PIU Problematic Internet Use)، ” استفاده بيش از اندازه از اينترنت “(excessive)، “سوءاستفاده از اينترنت “(Internet Abuse)، ” غيرسازشي “(Maladaptive) و ” اختلال اعتياد به اينترنت ” معرفي مي‌شود. ولي عناوين ” اختلال اعتياد به اينترنت ” و ” استفاده مرضي از اينترنت ” در نوشته هاي اخير (مثلا: Young 1996، 1997، 1998، 1999 ؛ Davis، 2001، 1999 ؛ Caplan، 2000، 2002؛ Griffiths 1996، 1997، 2000 ؛ Goldberg، 1996 ؛ Young و Radgers ؛ Sanders و همکاران، 2000 ؛ Kraut و همکاران 1998، Prafarelli و همکاران، 1999؛ Kennedy، Souza 1998 ؛ Grohol، 1999 ) بيشتر از عناوين ديگر به کاررفته است. عليرغم پژوهش‌هاي گسترده در سالهاي اخير، در اين زمينه هنوز توافقي در بين روانشناسان در زمينه تعريف و اندازه گيري اين اختلال حاصل نشده است، به علاوه يک نظريه جامع که بتواند تعيين کند چگونه اين اختلال به بهداشت رواني يا اجتماعي ارتباط پيدا مي‌كند وجود ندارد(Caplan 2002).
بطور کلي اين اختلال را مي‌توان به عنوان نوعي استفاده از اينترنت که بتواند مشکلات روان شناختي، اجتماعي، درسي و يا شغلي در زندگي فرد ايجاد کند تعريف کرد. (3)
تنوع اين عناوين به دليل ديدگاههاي متفاوت محققان نسبت به اين اختلال است.
Goldberg در سال 1996 اختلال اعتياد به اينترنت را نوعي اختلال رفتاري مي‌داند و از معيارهاي تشخيصي وابستگي به مواد ، -IV-TR DSMسال 1995 براي تشخيص آن بهره مي‌گيرد. (11)
از طرفي مطالعه‌ها تاييد مي‌كنند کساني که وابستگي به مواد دارند نسبت به ديگران تمايل بيشتري به صرف کردن وقت خود در اينترنت دارند (Scherer، 1997 )
بنابراين ارتباط قوي بين اشخاصي که به اينترنت اعتياد دارند و وابستگي آنان به مواد اين باور را قوي تر کرد. (2) بعضي اعتياد به اينترنت را به عنوان يک ” اختلال رواني ” مطرح کردند و براساس اين ديدگاه يک رشته تحقيقات جديد با عنوان ” روان درماني اينترنت “(Internet Psychotherapy) انجام شده است که از طريق تشکيل گروههاي جديد و گروههاي بحث انجام مي‌گيرد. ( Stein 1997 ). اين ديدگاه معتادان به اينترنت را “بيمار” مي‌داند.
Young در 1998 و Orazack در1999 اين اختلال را به عنوان نوعي ” اختلال کنترل تکانه” (Impulse Disorder) دانستند زيرا در تحقيقات آنها بعضي از ويژگيهاي اين مشکل مشابه قماربازي مرضي(Pathological Gambling) بود. Young 7 دليل براي اين مسأله عنوان کرد:
1- نارضايتي نسبي 2- اضطراب مربوط به شغل
3- مشکلات مادي 4- احساس عدم امنيت
5- اضطراب 6- کشمکشهاي زندگي
7- زندگي اجتماعي محدود(12)
اختلال اعتياد به اينترنت در DSM-IV-TR:
در DSM-IV-TR نيز اين اختلال هم در گروه اختلالات تكانه‌اي و عادتي كه به گونه اي ديگر مشخص نشده است (NOS)، طبقه بندي شده است.
طبق تعريف DSM-IV-TR در سال 2000، اختلالات كنترل تكانه برخي خصوصيات مشترك دارند. اين افراد قدرت مقاومت در برابر تكانه ها، سايق ها يا وسوسه هايي كه براي خود يا ديگري زيانبار است را ندارند. بيماران ممكن است آگاهانه در مقابل تكانه مقاومت داشته يا نداشته‌باشند. در هر صورت پيش از ارتكاب عمل دچار تنش يا تحريك فزاينده اي مي‌شوند و هنگام عمل احساس لذت، رضايت يا رهايي مي‌كنند. ولي ممكن است احساس ندامت واقعي، سرزنش خويشتن و احساس گناه نيز داشته‌ باشند عمل هماهنگ با خود-همخوان (Ego-syntonic ) است. زيرا رفتار بيمار با ميل هوشيارانه او هماهنگي دارد. (3)
انواع و معيارهاي تشخيصي ICD-10 به نقل از DSM-IV-TR اختلالات عادتي و كنترل تكانه:
1-قمار بازي مرضي:
الف) وجود 2 مورد يا تعداد بيشتر قمار بازي در طول يك سال گذشته.
ب) اين رفتار فاقد منافع مالي براي فرد است و در عوض او را از نظر اقتصادي تحت فشار مي‌گذارد و سبب اختلال در زندگي روزانه او مي‌شود.
ج) اشخاصي كه بيان مي‌كنند احساس اضطرار شديد براي قمار بازي دارند وكنترل كردن آن براي آنها دشوار است و علي‌رغم تلاشهايشان نمي‌توانند اين رفتار را متوقف كنند.
د) مشغوليت ذهني و تصوير سازي عمل قمار بازي يا بيان اين افكار
2-آتش افروزي بيمار گونه(Pyromania):
الف)وجود دو مورد يا بيشتر آتش افروزي بدون انگيزه واضح
ب) اشخاصي كه بيان مي‌كنند احساس اضطرار شديد براي آتش افروزي دارند وكنترل كردن آن براي آنها دشوار است و علي‌رغم تلاشهايشان نمي‌توانند اين رفتار را متوقف كنند.
ج) مشغوليت ذهني و تصوير سازي عمل آتش افروزي يا بيان اين افكار
3-دزدي بيمارگونه(Kleptomania):
الف) تعداد دو مورد يا بيشتر دزدي بدون انگيزه واضح (دزدي اشيائي كه مورد نياز او يا ديگران نباشد. )
ب) اشخاصي كه بيان مي‌كنند احساس اضطرار شديد براي دزدي دارند وكنترل كردن اين رفتار براي آنها دشوار است و علي‌رغم تلاشهايشان نمي‌توانند آن را متوقف كنند.
4-Trichotillomania:
الف)فقدان قابل توجه قسمتي از موهاي سر كه به علت تكانه مقاوم و مكرر، فرد را به كندن موها وادار مي‌سازد، اتفاق مي افتد.
ب) اشخاصي كه بيان مي‌كنند احساس اضطرار شديد براي كندن موها دارند وكنترل كردن اين رفتار براي آنها دشوار است و علي‌رغم تلاشهايشان نمي‌توانند اين رفتار را متوقف كنند.
ج)هيچگونه التهاب پوستي وجود ندارد و كندن مو به دنبال توهم نيست.
5-اختلالات تكانه‌اي و عادتي كه به گونه اي ديگر مشخص نشده است (NOS):
اين بخش بايد براي انواع ديگر رفتارهاي غير سازشي مقاوم و تكرار شونده كه ثانوي به سندرم رواني شناخته شده ديگري نيستند، اختصاص يابد و در ان رفتارهاي تكانه‌اي مقاوم و مكرر اتفاق مي افتد.
اين اختلالات دوره هايي از تنش براي فرد ايجاد مي‌كنند كه فرد با انجام اين اعمال احساس رهايي مي‌كند. (4)
اختلالات اين گروه عبارتند از :خريد وسواسي(Compulsive shopping)، اعتياد به بازيهاي ويدئويي، رايانه‌اي، اعتياد به اينترنت، رفتار جنسي وسواسي و خودزني‌هاي مكرر. (3)
وقتي براي اولين بار اصطلاح “اعتياد به اينترنت” مطرح شد بسياري از درمانگران و دانشگاهيان با آن به مخالفت برخاستند. قسمتي از اين مخالفت مربوط به اين موضوع مي‌شد که آنها اعتقاد داشتند تنها به موادي که مي‌تواند وارد بدن شوند مي‌توان واژه “اعتيادآور”(Addictive) را اطلاق کرد.
Walker) 1989، Rachlin 1990) در مقابل کساني هم مدافع اعتيادآور بودن بعضي رفتارها مانند ” قماربازي مرضي ” ( Griffiths، 1990 )، ” بازيهاي رايانه‌اي” (Computer Games) ( Keepers ، 1990 ) ، ” پرخوري ” (Overeating) ( Lesuiret، Bloome 1993 )، ” ورزش “(Sport) ( Morgan، 1970)، “روابط عاشقانه” (Love relationships) ( Brody، Peek 1975 )، ” تماشاي تلويزيون” (viewing Television) ( Winn، 1983 ). بودند.
بنابراين اگر اصطلاح “اعتيادآور” را فقط به عواملي مانند داروها مربوط بدانيم دچار خطايي شده ايم که باعث حذف عوامل اعتياد آور مشابه مي‌شود. ( Schewcighofor، Alexander 1988 )(7)
تغييرات نوروشيميايي (احتمالا دوپامين) که در جريان هر عمل لذت‌بخش آزاد مي‌شود ثابت ميکند که آن عمل قابليت آنرا دارد که به صورت عادت درآيد. در مورد اينترنت هم وضع به همين صورت است. اين حالت در مورد کساني که رفتارهاي تکانه‌اي دارند بيشتر است. به نظر مي‌رسد اين فعاليتها توان بالقوه اي براي ايجاد سوء مصرف نيز دارند.
دسترسي آسان به خريد و فروش، قماربازي و. .. به کاربران اين فرصت را ميدهد که زمان بسيار زيادي را بدون مهار و کنترل صرف اينترنت کنند. در نتيجه اگر انسان در مورد اين مسأله دخالتي نکند احتمال بروز رفتار تکانه اي به همراه سوء مصرف يا به تنهايي در اين زمينه‌ها وجود دارد.
چنانچه در مطالعات مشاهده شده در افراد با اين اختلال 5 ويژگي تکانه اي بودن گزارش شده :
1) صميميت افراطي (Intense Intimacy)
2) مهار نکردن (Disinhibition)
3) رعايت نکردن حد ومرزها (Loss of Boundaries)
4) احساس بي زماني (Timelessness)
5) احساس خارج از کنترل بودن (Feeling out of Control)
در زمينه اختلال کنترل تکانه در رابطه با اينترنت دو نوع نگرش وجود دارد:
نگرش اول حاکي از آنست که اينترنت خود باعث ايجاد الگوي تکانه اي در کاربران مي‌شود. و نگرش دوم بيان مي‌كند، فرد مستعد رفتار تکانه اي است که اين گرايش بوسيله اينترنت تشديد مي‌شود. (5)
دليل ديگر مخالفت با اعتياد آور بودن اينترنت اين بود که به عقيده برخي همچون (Levy، 1996)، چون اينترنت تکنولوژي بسيار پيشرفته اي است و اغلب در جامعه فوايد بسياري دارد بنابراين نبايد به عنوان ” عامل اعتياد آور” از آن انتقاد کرد. اينترنت تواناييهاي بالقوه اي براي تحقيقات، ايجاد شغل و تجارت دارد و دسترسي به کتابخانه‌هاي بين‌المللي و برنامه ريزي براي جهانگردي را تسهيل مي‌كند.
اگر چه کتابهايي در مورد فوايد کاربردي اينترنت از لحاظ روانشناسي در زندگي روزمره نوشته شده، در مقايسه به مسأله ” وابستگي به اينترنت “(Dependency) کمتر پرداخته شده است. (7)
بنابراين کساني که اصطلاح اعتياد را به نوعي وابستگي فيزيولوژيک بين يک شخص و يک محرک که معمولا نوعي مواد است، اطلاق مي‌كند مانند ( Daivis، 2001 ) اصطلاح ” استفاده مرضي از اينترنت ” را مناسبتر از اصطلاحات ديگر يافته اند. (11)
چنانچه در بين معيارهاي DSM – IV – TR (2000) هم اين اصطلاح در گروه استفاده مرضي يا سوء مصرف مواد طبقه بندي نشده است.
اما گروهي ديگر آن را نوعي ” اعتياد رفتاري “(Behavioral addiction) مي‌دانند مانند اعتياد به قماربازي، پرخوري، تماشاي اجباري تلويزيون و مانند آن. در اينجا فرد نه به ماده، بلکه به آنچه که در رايانه انجام مي‌دهد يا به احساسي که در هنگام كار با آن به او دست مي‌دهد معتاد مي‌شود. (3)
بطوريکه طبق نتايج تحقيقات طرفداران اين ديدگاه تعداد زيادي از معتادان به اينترنت معيارهاي اصلي اعتياد را دارند. اين معيارها عبارتند از :
1- برجستگي(Salience) :
وقتي مهمترين فعاليت شخصي، عمل خاصي باشد بطوريکه بر تفکر، رفتار و اعمال فرد تاثير بگذارد، اين امر رخ مي‌دهد. طبق تحقيقات Fabian و همکاران در سال 2001 92% معتادان به اينترنت در تحقيق او دنيا را بدون اينترنت خالي و پوچ مي‌دانند و 77% جالب ترين فعاليت روزانه خود را کار با اينترنت بيان کردند.
2- تغيير خلق (Mood modification) :
احساس سرخوشي و هيجان ضمن اشتغال به فعاليتي معين به تغيير خود تعبير مي‌شود. در اين حالت ترشح دوپامين از مرکز لذت در مغز افزايش پيدا مي‌كند. طبق تحقيقات Fabian و همکاران در سال 2001، 92% از کساني که اختلال اعتياد به اينترنت داشته‌اند داراي اين ويژگي بودند.
3- تحمل (Tolerance) :
در مورد اعتياد به اينترنت ” تحمل ” پروسه اي است که طي آن معتاد احساس مي‌كند براي داشتن احساس بهتر نياز به زمان بيشتري براي ماندن در اينترنت دارد. (Griffiths، 2000 ) مانند الکلي هايي که پس از مدتي نياز به مقدار بيشتري الکل دارند تااحساس بهتري داشته باشند. طبق تحقيقات Youngدر سال 1996معتادان 8 برابر بيشتر از کاربران عادي از اينترنت استفاده مي‌كنند. طبق تحقيق Green field در سال 1999، تحمل در 58% از معتادان به اينترنت وجود دارد.
4- نشانه‌هاي کناره گيري (Withdrawal symptoms):
معتادان به اينترنت وقتي به اينترنت وصل نيستند نشانه‌هاي ترک را که شامل : عصبي بودن، پرخاشگري، بي قراري مي‌شود، دارند. Seeman و همکاران در سال 2000، Bai و همکاران در سال 2001 ، 82% از معتادان وقتي در حال استفاده از اينترنت هستند، با قطع ان، پرخاشگري مي‌كنند و 81% اگر سرعت اتصال آنها به اينترنت کم باشد ” عصبي” مي‌شوند. ( Fabian و همکاران، 2001 )
5- تعارض (Conflict) :
به علت استفاده از اينترنت، معتادان به اينترنت سطح اضطراب بالايي در روابط خانوادگي، شغلي، زندگي اجتماعي دارند ( Griffiths، 2000 ) در مطالعات Fabian و همکاران گزارش شده 43% معتادان بعد از خارج شدن از اينترنت احساس گناه و افسردگي مي‌كنند و 71% آنها اگر در حين استفاده از اينترنت کسي مزاحم کارشان شود، تند خو و پرخاشگر مي‌شوند.
6- عود(Relaps) :
Hirschman در سال 1992، علت عود را پابرجابودن مشکل عاطفي زمينه اي که به معتاد شدن فرد کمک کرده مي‌داند. Young در سال 1996 بيان مي‌كند، 46% معتادان تلاش ناموفق براي قطع استفاده از اينترنت داشته‌اند. Greenfield بيان مي‌كند 68% از معتادان مطالعه او عود داشته‌اند.
young در سال 1999 سه معيار ديگر به اين معيارها اضافه کرده که شامل :
1- پيشرفت (Progression) :
چنانچه در وابستگي به مواد فرد ابتدا از موادي که کمتر اعتيادآور است مانند تنباکو شروع مي‌كند و بعد به داروهاي اعتياد آور مانند کوکائين روي مي آورد، معتادان به اينترنت هم ابتدا در قسمتهايي از اينترنت که طبق تحقيقات ريسک اعتياد آنها کمتر است مانند انواع سايتها و پروتکل ها و پستهاي الکترونيک شروع مي‌كنند و کم کم در قسمتهايي که بيشتر با فعاليتهاي شخصي آنها در ارتباط است مانند گروههاي جديد، Multi – user Domains (MUD) و اتاقهاي گپ که اعتياد آورترند به فعاليت بيشتري مي پردازند.
2- انکار(Denial):
معتادان به اينترنت اغلب به مشکل خود آگاهي ندارند و آنرا به عنوان اختلال در نظر نمي‌گيرند بلکه اغلب با بيان عباراتي چون ” کسي به ماشين معتاد نمي‌شود ” يا ” آن قسمتي از شغل من است ” آنرا توجيه مي‌كنند.
3- ادامه فعاليت علي‌رغم نتايج آن (‍Continued Use Despite Consequences) :
اعتياد به اينترنت اغلب در روابط شخصي، تحصيلي و شغل افراد، اثر سوء مي‌گذارد اما معتادان علي‌رغم اين مشکلات به رفتار خود ادامه مي‌دهند. (11)
بطو کلي رايج ترين اصطلاح براي اين اختلال، “اعتياد به اينترنت” (Internet Addiction) است که نوعي وابستگي رفتاري به اينترنت ايجاد مي‌كند و با ويژگيهاي زير تعيين مي‌شود:
1) هزينه روزافزون براي اينترنت و موضوعات مربوط به آن
2) احساس هيجاني ناخوشايند (مثل اضطراب، افسردگي و مانند آن در زماني که فرد در تماس با اينترنت نيست).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3) قابليت تحمل و عادت کردن به اثرات در اينترنت بودن
4) انکار رفتارهاي مشکل زا (3)
علائم و نشانه‌ها
Orazack علائم و نشانه‌هاي اعتياد به رايانه را بدين صورت بيان کرد:
1. استفاده از رايانه براي کسب لذت، پاداش، يا رهايي از اضطراب
2. احساس بي قراري، عدم کنترل يا افسردگي در زماني که از رايانه استفاده نمي‌كند.
3. صرف زمان طولاني و هزينه زياد براي سخت افزار، نرم افزار، مجله ها يا فعاليتهايي مرتبط با رايانه

4. چشم پوشي از وظايف شغلي، تحصيلي و خانوادگي
5. دروغ گفتن درباره مدت زماني که صرف فعاليتهاي رايانه‌اي مي‌شود
6. فراموش کردن اهداف زندگي، اهداف تحصيلي و روابط شخصي
7. شکستهاي متعدد در زمينه کم کردن زمان استفاده از رايانه
8. مشکلات تغذيه اي، سردرد، کمر درد و خشکي چشم بدنبال استفاده طولاني از رايانه. (13)
موارد زير نشانه‌هاي اعتياد به اينترنت برگرفته از Young و Goldberg هستند:
1. تغييرات اساسي در شيوه زندگي به منظور صرف زمان بيشتر در شبکه
2. کاهش اساسي در فعاليتهاي فيزيکي
3. بيماري جسمي‌ناشي ازسپري کردن زمان طولاني در اينترنت
4. اجتناب از فعاليتهاي مهم زندگي به منظور صرف زمان بيشتر در شبکه
5. کم خوابي يا تغيير الگوي خواب به منظور صرف زمان بيشتر در شبکه
6. کاهش روابط اجتماعي به علت کم شدن تعداد دوستان
7. چشم پوشي کردن از خانواده و دوستان
8. امتناع کردن از اينکه زمان زيادي را خارج از اينترنت سپري کند
9. تمايل شديد براي صرف زمان بيشتر بر روي رايانه
10. چشم پوشي از شغل و وظايف شغلي
11. پاسخهاي موقعيتي مثل افزايش تعداد نبض، افزايش فشار خون به هنگام اتصال به اينترنت
12. سطح هوشياري بالا (Alerted state of Consciousness) در طول شرکت در فعاليتهاي گروهي در اينترنت. تمرکز و توجه فرد کاملا به صفحه نمايشگر رايانه معطوف مي‌شود (حالتي شبيه به مديتيشن)
13. ديدن روياهايي که در آن فرد در فضاي مجازي است مانند طراحي خاص صفحات اينترنتي
14. احساس بي قراري شديد وقتي که فرد کاملا غرق اينترنت است، و در اين حال کسي در زندگي واقعي حواس او را پرت کند. (14)
علائم اعتياد به اينترنت در محل کار :
1) کاهش توجه در انجام کار
2) رجوع به اينترنت قبل از شروع کار
3) ماندن تا دير وقت در محل کار به علت استفاده از اينترنت
4) افزايش تعداد اشتباهات و خطاهاي مکرر در وظايف شغلي
5) جدايي ناگهاني ازهمکاران (15)
نشانه‌هاي اختلال اعتياد به اينترنت که مربوط به تکانه اي بودن رفتار آنهاست:
1) هر قدر مدت زمان استفاده از اينترنت بالاتر باشد خطر استفاده تکانه اي از اينترنت بالاتر است.
2) ديگران به غيرطبيعي بودن استفاده فرد از اينترنت پي مي‌برند
3) تجربه نتايج جدي و ناخوشايند استفاده بيش از حد اينترنت
4) تجربه صميميت افراطي
5) مخفي کردن زمان استفاده کردن از اينترنت
6) سن، که ارتباط معکوس با اعتياد به اينترنت دارد


پاسخ دهید