براي نخستين بار در سال 1962 دانشمندي به نام ريتوسا واکنش سلول نسبت به شوک حرارتي در کرموزوم‌هاي بزاقي مگس سرکه (Drosophila melanogaster) گزارش شد. کرموزوم‌ها بعد از قرار گرفتن در معرض حرارت، حالت متورمي را نشان دادند (ررول و همکاران، 2011). 12 سال بعد محصولات ژني مسئول اين فرآيند شناسايي شده و پروتيئن شوک حرارتي (HSP: Heat Shock Protein) نام گرفت (تايساير و همکاران، 1974).
پروتئين‌هاي شوک حرارتي به عنوان پروتئين‌هاي بسيار حفاظت شده هستند که تحت شرايط شوک گرمايي القا مي‌گردند. بعداٌ مشخص شد که اين پروتئين‌ها توسط استرس‌هاي ديگر مثل پرتو فرابنفش، استرس اکسيداتيو، مواد شيميايي، ايکسمي، تغييرات ميزان گلوکز، ايجاد آنالوگ گلوکز و اسيدهاي آمينه، حضور يون‌هاي مختلف، اتانول، فلزات مختلف، داروها، هورمون‌ها، عفونت باکتريايي و ويروسي نيز فعال مي‌گردند. اين پروتئين‌ها از جد پروکاريوتي مشتق شده‌اند (ماير و بوکان، 2005: ويتلي و همکاران، 1999).
2-5- طبقه‌بندي HSP
پروتئين‌هاي شوک حرارتي يا Hsp هاي پستانداران بر مبناي اندازه و وزن مولکولي‌شان به دو گروه تقسيم شده‌اند: Hsp هاي با وزن مولکولي بالا و Hsp هاي کوچک يا sHsp. اولين گروه شامل سه خانواده مهم است Hsp90، Hsp70 و Hsp60. بعضي از آن‌ها به طور خودبه‌خودي بيان مي‌شوند در حالي که القاي بقيه تحت شرايط استرس ايجاد مي‌گردد. Hsp هاي با وزن مولکولي بالا چاپرون‌هاي وابسته به ATP (آدنوزين تري فسفات) مي‌باشند و به کوچاپرون‌ها براي تنظيم شکل فضايي و اتصال به ATP نياز دارند.Hsp هاي کوچک شامل Hsp20، Hsp27 و ?،? کريستالين است.sHspها چاپرون‌هاي مستقل از ATP هستند. عملکرد و جايگاه سلولي Hspها بر اساس وزن مولکولي در جدول 2-2 ذکر شده است. (کريستين و همکاران، 2004؛ ماسلي، 1997).
جدول 2-2- HSP‌هاي مهم در سلول پستانداران
وزن مولکولي (KD)عملکردجايگيري سلولي28-27پايداري ميکروفيلامنت‌ها و انتقال پيام سيتوکنينسيتوزول و هسته60اجتماع پروتئينميتوکندري73-70جابجايي و پيچش پروتئينسيتوزول، هسته و شبکه اندوپلاسمي، ميتوکندري90جابجايي پروتئين، تنظيم گيرندهسيتوزول، هسته، شبکه اندوپلاسمي104-100پيچش پروتئينسيتوزول
2-5-1- خانواده پروتئين شوک حرارتي 70 کيلو دالتوني (Hsp70)
خانواده Hsp70 حاوي ايزوفرم‌هاي 66 تا 78 کيلو دالتوني است که به صورت Hsp70 نشان داده مي‌شود و ژن کد کننده آن Hsp70 است (موريموتو، 1993) و غالباٌ کد کننده اسيدآمينه متيونين در آغاز زنجيره و اسيدآمينه آسپارتيک در انتهاي زنجيره مي‌باشد (مسعودي و همکاران، 1390). نيمه عمر Hsp70القا شده با افزايش دما در سلول‌ها يپستان‌داران تحت شرايط آزمايشگاهي حدود 48 ساعت است (مايزن و ولچ، 1988).
در زمان فقدان استرس پروتئين‌هاي Hsp70 حدود 1% کل پروتئين‌هاي سلولي و در زمان بروز استرس حدود 20% کل پروتئين‌ها را شامل مي‌شود (ولش 1992). ژن‌هاي اين خانواده در سراسر ژنوم پراکنده شده و روي کرموزوم‌هاي متعددي قرار گرفته‌اند و اين خانواده‌هاي ژني از توالي‌هاي تک اگزوني و يا به عبارتي فاقد اينترون تا توالي‌هايي داراي 18 اگزون تشکيل شده‌اند. توالي‌هاي تک اگزوني معمولا در بيشتر گونه‌هاي حيواني ديده مي‌شود (مسعودي و همکاران، 1390). Hsp70.1 در گاو روي کروموزوم شماره 23 قرار دارد و داراي 1 اگزون است (گالگر و همکاران، 1993).
2-5-2- خانواده پروتئين شوک حرارتي 90 کيلو دالتوني(Hsp90)
Hsp90 در سيتوزول، هسته و شبکه رتيکولوم آندوپلاسمي يافت مي‌شود. در انسان و بسياري از پستان‌داران اين پروتئين در بسياري از عضلات از جمله عضلات صاف نيز وجود دارد. اين پروتئين بيش از 2% از کل پروتئين‌هاي سلول را شامل مي‌شود. اين پروتئين به صورت دايمر عمل مي‌کند، يعني قسمتي از هتروکمپلکس را فراهم يا گردآوري مي‌کند. Hsp90 در انتها داراي مکان اتصال بوده و فعاليت Atpase پاييني دارد. اين پروتئين مي‌تواند به فيلامنت‌هاي فعال در شرايط مختلف متصل شود. فعاليت Hsp90 بسيار وابسته به غلظت کاتيون‌هاي دو ظرفيتي است. اين خانواده شامل Hsp هايي با اوزان مختلف 82، 83 و 89 کيلو دالتون مي‌باشد. اين پروتئين در موجودات مختلف داراي همولوژي بالايي است. مثلاٌ در پستانداران حدود 60% با مخمرها و 78% با پروتئين Hsp90 درزوفيلا همولوژي دارد. هرچند مقدار Hsp90 در هنگام شوک حرارتي افزايش مي‌يابد ولي Hsp90 يک چاپرون مهم در عملکرد پروتئين‌هاي سيگنالي مي‌باشد و همچنين در کنفورماسيون صحيح گيرنده‌هاي هورموني نظير هورمون‌هاي استروئيدي نقش مهمي دارد. اين پروتئين به گيرنده‌يهورمون استروئيدي متصل شده و از ميان کنش آن با DNA هسته‌اي تا زمان اتصال هورمون جلوگيري مي‌کند. پروتئين تنظيم کننده گلوکز (Grp94) همولوگ Hsp90 مي‌باشد که در يوکاريوت‌ها وجود دارد. اين پروتئين‌ها با ساير چاپرون‌ها در تاخوردگي و عملکرد صحيح پروتئين‌ها همکاري مي‌کند. مثلا با چاپرون Hsp70، Hsp23 و Hsp50 ارتباط مستقيم دارد. اين مجموعه چاپرون‌ها کمپلکس مولتي چاپرون (Multi-Chaperone complex) نام دارد. غير فعال شدن Hsp90 در اين کمپلکس منجر به تجزيه شدن سريع ساير چاپرون‌ها مي‌شود. در ضمن غير فعال شدن Hsp90 در عملکرد بسياري از پروتئين کينازهاي وابسته به آن نظير Raf-1، ErbB-2 و Bcr-Ab1 وقفه و اختلال ايجاد مي‌کند. داروهايي نظير گلدانامايسين (Geldanamycin)، هربي مايسين (Herbimycin A) و بسياري از آنتي بيوتيک‌هاي ضد قارچي با Hsp90 باند شده و عملکرد آن را مختل مي‌کنند.
Hsp90 از نظر ساختماني داراي سه پايانه است. 1- انتهاي متصل شونده به نوکلئوتيد که ناحيه N ترمينال را تشکيل مي‌دهد. اين ناحيه به بازدارنده‌هاي Hsp90 متصل مي‌شود، همچنين ممکن است به پپتيدها نيز متصل گردد. 2- يک بخش مياني که با پروتئين Client واکنش مي‌کنند. 3- ناحيه C ترمينال که در هموديمريزاسيون شرکت مي‌کنند. بررسي توالي ژنوم Hsp90 نشان مي‌دهد که دو ناحيه حفاظت شده در اعضاي خانواده Hsp90 وجود دارد (شکل 2-1). ساختمان پايانه N ترمينال مي‌تواند در حضور ATP يا ADP کريستاليزه شود. ولي همه نوکلئوتيد دچار تغييرات ساختماني مشخصي نمي‌گردند. نوکلئوتيد در کمپلکس Hsp90/ADP داراي يک ساختمان بسيار فشرده است. انتهاي N ترمينال Hsp90 داراي اسيد آمينه حفاظت شده مي‌باشد و عملکرد شبيه به فعاليت ATPase دارند. سوبسترايي که به ناحيه N ترمينال اين چاپرون متصل مي‌شوند از نظر شکل فضايي نبايد تا خورده باشند و پروتئين‌ها يا پلي‌پپتيدهايي با 30-13 اسيدآمينه مي‌باشند. مولکول‌هايي که قسمتي از آن تانخورده توسط اين چاپرون حفاظت نمي‌گردد. مطالعات در مورد Hsp90 نشان مي‌دهد که اين چاپرون در تاخوردگي پروتئين تحت شرايط فيزيولوژيکي و در شرايط شوک گرمايي شرکت مي‌کند. در اين شرايط Hsp90 به ATP نياز ندارد. اين نتايج بيان مي‌دارد که Hsp90 داراي 2 مکان چاپروني مستقل است. مکان N ترمينال چاپرون به ATP متصل مي‌شود در حالي که مکان C ترمينال چاپرون مستقل از ATP مي‌باشد. برخلاف ناحيه N ترمينال اين چاپرون، پروتئين‌هايي که کاملا تانخورده و يا قسمتي از آن تاخورده و پپتيدها با طول متغيير مي‌توانند به ناحيه C ترمينال Hsp90 متصل گردند. تاخوردگي پروتئين بدون نياز به ATP از ناحيه C ترمينال اين پروتئين انجام مي‌گيرد. در حد واسط دو ناحيه بسيار حفاظت شده ساختمان ابتدايي Hsp90 مکاني با شارژ بالا وجود دارد که بين اعضا خانواده‌يHsp90 همولوژي کمي دارد و طول آن متفاوت است. در ناحيه C ترمينال پنتاپپتيد MEEVD وجود دارد که در بين اکثر خانواده Hsp90 حفاظت شده است (شکل 2-1) (ارلجمن و همکاران، 2014؛ طاهريان وهمکاران 2008).
شکل 2-1- ساختمان Hsp70 و Hsp90
2-6- فعال شدن Hspها در پاسخ به شوک حرارتي

سازش سلولي به شوک گرمايي مکانيسم بسيار پيچيده‌اي است. چگونگي پاسخ سلول به شوک حرارتي که سلول را وادار به تحريک بقا سلول مي‌کند يا درگير آپوپتوزيس مي‌گردد به توالي ژن و مقاومت نسبت به گرما بستگي دارد. به طور کلي شوک حرارتي القا توسط سنتز رونويسي DNA، پردازش mRNA، فرآيند ترجمه و پيشرفت سيکل سلولي را متوقف مي‌نمايد. افزايش دناتوراسيون پروتئين و تجمع نادرست آن باعث افزايش تجزيه پروتئوزمي و ليزوزومي مي‌شود. شوک حرارتي باعث تخريب ترکيبات سيتو اسکلتون و تغييرات در نفوذپذيري غشا مي‌گردد. در سازش سلول به شوک گرمايي، سلول‌ها بيان ژن‌ها را تغيير داده که باعث تحمل سلول به گرما مي‌گردد. ژن‌هاي بي‌شماري به وسيله شوک حرارتي افزايش بيان يا کاهش بيان مي‌يابند. اين تغييرات در بيان ژن در مدت کوتاهي پس از شوک حرارتي القا مي‌گردد. گروه عمده پروتيئن‌هايي که با اين مکانيسم بيان مي‌شوند، پروتئين‌هاي شوک حرارتي (Hsp) هستند که به عنوان چاپرون عمل مي‌کنند. القاء بيان Hsp توسط گرما به وسيله توالي پروموتر ويژه، عناصر شوک گرمايي (HSE) انجام مي‌گيرد. چندين کپي سکانس پنتاپپتيد 5?NGAAN-3? درون پروموتور ژن‌هاي Hsp وجود دارد. پاسخ گرمايي اين پروموترها با فعاليت فاکتورهاي شوک گرمايي (HSF) تنظيم مي‌گردد. 3 نوع HSF در سلول‌هاي پستانداران وجود دارد شامل: HSF-1، HSF-2 و HSF-3. که در بين آن‌ها HSF-1 يک ترکيب کليدي مهم است و در تنظيم بيان ژن توسط گرما نقش مهمي دارد در حالي که فعاليت HSF-2 و HSF-3 مستقيماٌ مربوط به تنظيم پاسخ گرمايي بيان ژن نمي‌باشد. در سلول‌هايي که تحت تأثير درجه حرارت بالا نبوده‌اند، HSF-1 به صورت مونومر در سيتوپلاسم سلول مستقر مي‌باشد و به Hsp ها (مثل Hsp70 و Hsp90) متصل مي‌شوند. در حين فعال شدن توسط گرما HSF-1 از Hsp ها رها شده و وارد هسته مي‌شود. در اين حالت HSF-1 به صورت مونومر غيرفسفريله مي‌باشد. پس از ورود به هسته مونومرهاي HSF-1 تريمره شده و در اسيدآمينه سرين فسفريله مي‌گردد. فسفريلاسيون HSF-1 يک مرحله مهم و ضروري است که در اتصال به DNA نقش دارد و براي القاء رونويسي از ژن‌ها لازم است. فسفريلاسيون HSF-1 توسط چندين پروتئين کيناز انجام مي‌شود. اين کينازها يا فعاليت رونويسي HSF-1 را فعال مي‌کنند و يا مي‌توانند اين فاکتورها را متوقف کنند. پاسخ به شوک حرارتي مشابه ساير مسيرهاي Signaling است. فسفريلاسيون اسيدآمينه سرين ser203، ser307، ser419 باعث تنظيم منفي HSF-1 است. HSF-1 به 5 مکان اتصال براي فعال شدن رونويسي نياز دارد. به علاوه چندين HSE درون پروموتور قابليت القا گرما براي رونويسي ژن را بالا مي‌برد. HSF-1 باعث فعال شدن سريع رونويسي ژن مي‌گردد. که چند ساعت پس از افزايش دما طول مي‌کشد. افزايش بيان Hsp باعث ارتباط مجدد با HSF-1 شده و موجب پايان پاسخ شوک گرمايي در سلول‌ها در يک فيدبک منفي مي‌شود. مکانيسم سلولي HSF-1 با واسطه پاسخ شوک حرارتي HSF-1 به صورت مونومر درون سيتوپلاسم سلواهايي که حرارت نديده است وجود دارد. در سيتوپلاسم HSF-1 هيپوفسفريله هستند و به چاپرون‌هايي مثل Hsp90، Hsp70 متصل مي‌باشند. اين چاپرون‌ها از اتصال HSF-1 به DNA جلوگيري مي‌کنند. مرحله مهم پاسخ حرارتي به صورت زير است:
1- شوک گرمايي باعث جدايي Hsp از HSF-1 مي‌شوند.
2- HSF-1 به هسته منتقل مي‌شوند، در هسته HSF-1 تريمريزه شده و به صورت هموتريمر و در مکان سرين به وسيله HSF کينازهاي ويژه فسفريله مي‌گردند و به تواليHSE در پروموتر ژن‌هاي پاسخ گرمايي مثل Hsp70 متصل مي‌گردند.
3- فعال شدن رونويسي به وسيله HSF-1 بيان Hsp را افزايش مي‌دهد و باعث ورود مجدد Hsp70 به هسته مي‌شود.
4- Hsp70 هسته‌اي دوباره در ارتباط با HSF-1 تريمر قرار مي‌گيرد. HSF-1 تريمر به شکل مونومر غير فعال جدا مي‌شود. هموتريمر HSF-1 به توالي ويژه HSE متصل مي‌شود. براي اتصال بهينهHSF-1، 5 مکان اتصال وجود دارد. مکان اتصال براي HSF-1 با واسطه پاسخ حرارتي ضروري است. براي فعال شدن پاسخ گرمايي، چندين سکانس HSE در پروموتر ژن‌هاي قابل القاء حرارتي وجود دارد. اين شرايط مي‌تواند در پروموتر Hsp70 مشاهده شود (پرس و ليندکايست، 1993؛ موريموت و همکاران، 1997؛ ويتلي و همکاران، 1999).
2-7- Hsp70 و Hsp90 و سيستم ايمني
پروتئين‌هاي شوک حرارتي در سيستم ايمني نقش مهمي دارند چرا که مولکول‌هايي که در تشخيص آنتي‌ژن دخالت مي‌کنند مانند ايمينوگلوبين‌ها، گيرنده‌هاي سلول T همه به وسيله‌ي چاپرون‌ها پيش برده مي‌شود. پاتوژن‌ها براي حفاظت خود در مقابل ميزبان از مکانيسم‌هاي مختلف استفاده مي‌کند، از جمله افزايش سنتز پروتئين‌هاي شوک حرارتي است که براي زنده ماندن پاتوژن‌ها در بدن ميزبان به وسيله تجربياتي از جمله، موتاسيون در پاتوژن روشن شده است. پروتئين‌هاي شوک حرارتي در پردازش و عرضه‌ي آنتي‌ژن نقش مهمي دارند. تشکيل کمپلکس پايداري که قادر به عرضه پپتيدهاي آنتي‌ژن به سلول T هستند بستگي به تاخوردگي صحيح و تجمع آن‌ها در رتيکولوم آندوپلاسميک دارد. پروتئين‌هاي شوک حرارتي ظاهراٌ به عنوان آنتي‌ژن‌هايي مهم در دفاع در مقابل عوامل عفوني به کار مي‌روند و به دليل حفظت بالايشان در ميان پاتوژن‌هاي ميکروبي، پروتئين‌هاي شوک حرارتي آنتي‌ژن‌هاي مهم هستند. آن‌ها به عنوان القا کننده‌هاي بسيار قوي پاسخ ايمني هومورال و سلولي در عفونت‌هاي متعدد شناخته شده‌اند. Hsp70 جلوي مرگ و مير سلول‌هايي را که در معرض حمله TNF (فاکتورهاي نکروز دهنده‌ي توموري) هستند را مي‌گيرد و مانع توليد مقدار زياد اينترکولين 6 مي‌شود. همچنين Hsp70 از آپوپتوزيس ناشي از شوک حرارتي در سلول‌ها جلوگيري مي‌کند و در کرم‌ها، پروتوزوئرها، قارچ‌ها و باکتري‌ها به عنوان هدف‌هاي آنتي‌بادي شناخته شده‌اند. قابل ذکر است که برخي از اعضاي خانواده Hsp نظير Hsp70 و Hsp90 مي‌توانند سلول‌هاي مربوط به سيستم ذاتي را تحريک کنند. (مطيعي و همکاران، 1390).
2-8- نقش Hsp70 و Hsp90 در فيزيولوژي سلولي
2-8-1-نقش در تنظيم شکل فضايي پروتئين‌ها
اولين عملکرد سلولي Hsp90 در يوکاريوت‌هاي عالي به اين گونه است که در فقدان هورمون، به گيرنده‌هاي هورمون‌هاي استروئيدي متصل مي‌شوند. اين کمپلکس‌ها پايدار هستند. هورمون‌هاي استروئيدي باعث جدايي کمپلکس و ديمريزاسيون گيرنده مي‌شوند که براي اتصال DNA و فعال شدن رونويسي نياز است. اتصال با Hsp90 به عنوان يک حد واسط در تاخوردگي محسوب مي‌گردد. کمپلکس سوپر چاپرون Hsp90 شامل چندين ترکيب چاپروني است که قادر است مستقيماٌ با پروتئين‌هاي غير طبيعي واکنش کند. در نتيجه Hsp90 مي‌تواند با مکانيسم ويژه همراه با فاکتورها تاخوردن پروتئين‌هاي هدف را حمايت نمايد (صالح‌پور و همکاران، 1389).
2-8-2-هدف جديد داروي ضد تومور گلدانامايسين (Geldanamyscin)
اخيراٌ Hsp90 به عنوان هدف جديد داروهاي ضد تومور در نظر گرفته مي‌شود. ترکيبات طبيعي مواد بازدارنده تکثير سلول‌هاي تومور، بنزوکينون آنسامايسين GA مي‌باشد که از استرپتومايسين هيگروسکوپيک به دست آمده است. GA بازدارنده چرخه کينازهاي سلولي است.GA موجب جدايي سريع Hsp90-raf-1 و در نهايت موجب از بين رفتن پروتئين raf-1 کيناز مي‌شود. ولي سنتز raf-1 افزايش مي‌يابد و از سيتوزول به غشاء پلاسمايي منتقل مي‌شود براي اين‌که raf-1 پايدار بماند بايد به Hsp90 اتصال يابد تا در سلول به طور مناسب مستقر گردد. احتمالاٌGA بازدارنده عملکرد ويژه Hsp90 مي‌باشد. اين ايراد با تحقيقات ديگري تأييد و نشان داده شد که GA به طور کامل عملکرد Hsp90 را غيرفعال نمي‌کند بلکه در مرحله خاصي چرخه ديناميک پروتئين‌هاي سوبسترا را متوقف نمايد. GA به مکان اتصال ATP در Hsp90 متصل مي‌شود و ساختمان N ترمينال Hsp90 را براي اتصال به پروتئين‌ها را تغيير مي‌دهد و ناحيه C ترمينال تحت تأثير دارو قرار نمي‌گيرد. مقايسه ساختمان پايانه N ترمينال Hsp90 در حضور GA يا ATP نشان مي‌دهد که GAمشابهADP/ATP است. تقريباٌ همه واکنش‌هاي هيدروفوبيک بين GA و Hsp90 به صورت واکنش‌هاي اکي‌والان مي‌باشد. ويژگي اتصال GA به Hsp90 نشان مي‌دهد که GA به Hsp70 متصل نمي‌شود (فروتن جهرمي، 2012).
2-8-3- جابجايي گيرنده در سيتوپلاسم
رسپتور گلوکوکوتيکوئيد (GR) يک مدل مناسب براي حرکت فاکتور رونويسي از سيتوپلاسم به هسته مي‌باشد. زيرا اين فاکتورها به طور طبيعي در سيتوپلاسم سلول‌هاي فاقد هورمون وجود دارد و حرکت آن به هسته وابسته به هورمون است. به‌طور کلي گيرنده‌هاي استروئيدي بين سيتوپلاسم و هسته در حال حرکت مي‌باشند. با تغيير شکل ليگاند کمپلکس Hsp90.GR تغييراتي براي تجمع در هسته ايجاد مي‌شود. در ابتدا تصور مي‌شد تغيير شکل وابسته به ليگاند GR باعث رهايي Hsp90 مي‌شود که براي حرکت به هسته، گيرنده را ترک مي‌کند ولي اخيراٌ مشخص شده است که GR به همراه Hsp90 منتقل مي‌شود (شرملي و همکاران، 1998).
2-8-4- انتقال از منافذ هسته
وقتي کمپلکس به غشاي هسته مي‌رسد پروتئين‌هاي علامت دهنده (signaling) آن‌ها را از منافذ هسته عبور مي‌دهد که عبور انتخابي گيرنده‌ها به داخل يا خارج Importin و Exportin ناميده مي‌شود. براي برخي ترکيبات 2 پروتئين Importin وجود دارد که در ورود اين ترکيبات به داخل هسته دخالت مي‌کند. علاوه بر Importin ها و Exportin ها، چاپرون Hsp70 نقش مهمي در عبور ترکيبات از منافذ هسته دارند. Hsp70 در شناسايي NLS دخالت دارد ولي چگونگي آن مشخص نيست (ردي و تيوآري، 2011).
2-9- نقش Hsp70 و Hsp90 در تاخوردگي (Folding) پروتئين‌ها
اگر چه جزئيات سه بعدي چند صد پروتئين شناخته شده است، ولي مسيري که اين پلي‌پپتيدها به شکل فضايي نهايي خود مي‌رسند مشخص نشده است. مطالعات در مورد تاخوردگي مجدد (Refolding) ريبونوکلئاز در شرايط آزمايشگاهي اطلاعات لازم براي تعيين شکل فضايي نهايي پروتئين را فراهم نمود. پروتئين‌هاي دناتوره شده مي‌توانند مجدداٌ تاخورده و به شکل فضايي طبيعي برسد. تاخوردگي مجدد در شرايط آزمايشگاهي ممکن است با واکنش زير انجام گيرد.
1- تخريب نواحي هيدروفوبيک به مولکول داخلي.
2- تشکيل ساختمان ثانويه که شرايط را براي تاخوردگي بعدي فراهم مي‌کند.
3- ايجاد واکنش‌هاي کووالانت، مثل اتصالات دي‌سولفيد، که باعث پايداري پلي‌پپتيدها به شکل فضايي مي‌گردد.
در تاخوردگي مجدد پروتئين در شرايط آزمايشگاهي عدم تاخوردگي پلي‌پپتيدها به ندرت رخ مي‌دهد مگر اين‌که در مدت سنتز در درجه حرارت‌هاي بالا باشد. در نهايت پلي‌پپتيدهايي که قسمتي از آن‌ها تانخورده به همراه پروتئين‌هاي ويژه‌اي، مخصوصاٌ پروتئين‌هاي شوک حرارتي تشکيل کمپلکس داده و موجب تاخوردگي نهايي پروتئين مي‌شود. از مهم‌ترين خانوادهHSP ي که در اين عمل نقش اساسي دارد مي‌توان به Hsp70 اشاره نمود. Hsp70 و پروتئين‌هاي همراه آن مي‌توانند پلي‌پپتيدهاي تازه سنتز شده را پايدار کرده تا بخش‌هاي مختلف زنجيره براي تاخوردگي در دسترس قرار گيرد (بوکان و همکاران، 1998؛ مانده و همکاران 1989).
2-10- Hsp70 و Hsp90 و تنظيم آپوپتوزيس

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

آسيب‌هاي وارده به سلول مي‌تواند دو نوع پاسخ متفاوت ايجاد کند.
1- آپوپتوز: که حالتي از مرگ سلولي است که سلول‌هاي آسيب ديده را حذف مي‌کند تا از ايجاد التهاب جلوگيري نمايد.


دیدگاهتان را بنویسید