خسارات اقتصادي فوق و مخاطرات جدي کنه ها در تهديد بهداشت عمومي و انتقال عوامل بيماريزا، کثرت جنس و گونه هاي اين بندپا و سازگاري آن با شرايط براي ادامه سير تکاملي، کشورها را ملزم به اتخاذ راهکارهاي مديريت کنترل نموده است.
2-1-3- تاريخچه مقاومت کنه ها:
هر چند تحقيقات متعدد در مورد راه هاي مختلف کنترل کنه ها انجام شده است و ادامه خواهد يافت ليکن کنترل شيميايي و استفاده از سموم هنوز هم از نقش و جايگاه ويژهاي برخوردار است. در اين راستا به دليل مصرف سموم خصوصا در مناطق مستعد رشد و تکثير کنه ها که فواصل استفاده از سموم کوتاه ميباشد پديده مقاومت بروز مي‏کند. مقاومت براي اولين بار در اقدامات کنترلي در سال 1908 در آفت پوسته مرکبات و متعاقب استفاده از سولفور آهک معمولي شناسايي شد. 38 سال بعد تنها 11 گونه ديگر که نسبت به حشره کش ها مقاوم بودند شناسايي شدند. تعدادي از آن ها نسبت به آرسنيت سديم مقاومت پيدا کردند و اندکي پس از به کارگيري حشره کش هاي آلي سنتتيک و به ويژه د.د.ت (دي کلرو دي اتيل تري کلرو اتان) افزايش ناگهاني و چشمگير در ميزان موارد جديد جمعيتهاي مقاوم به وجود آمد. يک سال بعد از استفاده از د.د.ت يعني قبل از سال 1946 گونه هاي مقاوم جديد هر دو تا پنج سال به وجود آمدند.
در بين سالهاي 1954-1946 اولين مورد مقاومت در برابر سموم ارگانوفسفره (مالاتيون) رخ داد و سرعت مقاومت 2-1 مورد در سال بود. در طي دوره 1960-1954 موارد جديدي از مقاومت که به طور متوسط 17 مورد در سال بود به وجود آمد و اين ميزان در طول دهه 1980 نسبتا ثابت ماند. در دهه هاي1980 -1970 گونه هاي مقاوم نسبت به کاربامات ها، پايرتروئيد ها، ميکروبيال ها و تعدادي از تنظيم کننده هاي رشد حشرات مثل متوپرين شناسايي شدند. تا سال 1984 حداقل 1797 مورد مقاومت در بندپايان شامل همه گونه ها و همه سموم گزارش شد. در سال 1991 مقاومت در 504 گونه از بندپايان حداقل در برابر يک حشره کش ثبت شده است ]22,24[.
نتايج مطالعهاي که توسط دفتر بينالمللي بيماري هاي واگير دام انجام شد نشان داد بالغ بر 5/54 درصد کشور ها حداقل در يک گروه انگلي و 22 درصد کشور ها حداقل در دو گروه انگلي و در 4/24 درصد کشور ها در بيش از 3 گروه انگلي مقاومت وجود داشت] 43.[
در مطالعهاي اعلام شد که بيش از 447 گونه مختلف بندپايان نسبت به حشره کش ها مقاوم هستند] 23.[
همچنين علاوه بر مقاومت کنه ها در برابر سموم و بقاياي سموم در توليدات دامي از جمله شير و گوشت و خطرات بهداشتي آن براي انسان و صرف هزينه هاي فراوان براي واردات سموم و تهيه مواد اوليه سموم و آلودگي محيط زيست توسط سموم شيميايي، بشر امروزي به دنبال دستيابي به روشهاي جديدي براي جايگزيني دارو درماني رهنمون شده است. يک دسته از موجودات حائز اهميت در کنترل زيستي قارچ ها هستند که از دهه 1930 ابتدا به منظور تهيه پادزيست ها که جان ميليون ها نفر انسان را نجات دادهاند مورد استفاده قرار گرفتند. بنابراين دنياي امروز با اميدي تازه به دنياي مبارزه زيستي پا نهاده است. تحقيقات در اين زمينه در دهه هاي اخير شتاب بيشتري گرفته است و تاکنون چندين قارچ در اين مورد شناسايي شده است.
2-2- کنترل بيولوژيك:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-2-1- تعريف کنترل بيولوژيك:
کنترل يک آفت توسط دشمنان طبيعي و ساير آفات اختصاصي آن را کنترل بيولوژيك گويند. به عبارت ديگر در کنترل بيولوژيك بهره برداري مستقيم از يک موجود زنده و يا دستکاري در ساختمان ژنتيکي آن موجود براي کاهش جمعيت موجود مضر، مد نظر ميباشد] 15.[ به عقيده Henriksen و Gronvold يکي از روش هاي کنترل بيولوژيك، کنترل بيولوژيك طبيعي است که در آن تنظيم جمعيت تمامي موجودات توسط ساير موجودات دشمن، بدون دخالت يا دستکاري انسان صورت مي گيرد. به لحاظ کاربردي، وي معتقد است که کنترل بيولوژيك نوعي ارتباط بوم شناختي است که انسان تلاش ميکند تا با کاستن از جمعيت انگل يا آفت، به تراکم قابل تحملي از آن دست پيدا کند و يا با استفاده از دشمنان طبيعي موجود در طبيعت، جمعيت انگلها را در حد بيضرري نگه دارد. بنابراين ميتوان کنترل بيولوژيك را جايگزين شيمي درماني نمود و يا همراه با ساير روشهاي کنترل غير شيميايي و يا حتي به طور محدود همراه با عوامل شيميايي استفاده نمود] 28.[
2-2-2- تقسيم بندي کنترل بيولوژيك:
Rosen و Debach در سال 1979 کنترل بيولوژيك انگل ها را به دو گروه تقسيم بندي نمودهاند] 53.[
2-2-2-1- کنترل بيولوژيك کاملComplete biological control) ):
در اين روش به ندرت از عوامل شيميايي استفاده مي‏گردد و در نتيجه جمعيت انگل همواره در زير آستانه زيان اقتصادي (Economic thereshol) قرار ميگيرد.
2-2-2-2- کنترل بيولوژيك محدود (Partial biological control):
از اين روش براي آن دسته از انگل ها که نميتوان جمعيت آنها را در حد پايينتر از آستانه زيان اقتصادي نگه داشت استفاده ميشود. هم زمان از روشهاي شيميايي به ميزان70-50 درصد و کنترل زيستي محدود استفاده ميشود.
لازم به ذکر است که ميزان اختصاصي بودن اين روش به شرايط محيط اجراي طرح و انواع موجودات حاضر در آن محيط بستگي دارد. ممکن است استفاده از طرحي که در يک منطقه کاملا موفق بوده است در محلي ديگر به شکست منجر گردد. به علاوه در برنامههاي کنترل بيولوژيك بايد تعادلي بين فوايد و خطرات بالقوه آنها برقرار باشد و نتيجه استفاده و عدم بهکار گرفتن آنها با يکديگر کاملا سنجيده شود، چرا که رهاسازي کنترل نشده آفت مي‏تواند بر محيط و گونه هاي بومي مفيد، اثر سوء گذاشته و پراکندگي طبيعي آنها را به خطر اندازد] 53.[
2-2-3- عوامل موثر بر کنترل بيولوژيك
2-2-3-1- عوامل غير زنده:
نظير آب و هوا و مواد شيميايي موجود در محيط بوده و مستقيما به تراکم جمعيت آفت بستگي ندارد.
2-2-3-2- عوامل زنده:
دشمنان طبيعي هستند و حضور آنها وابسته به تراکم و جمعيت انگل (Density dependent) است به طوري که ازدياد جمعيت انگل موجب افزايش فعاليت تخريبي دشمنان طبيعي آنها ميشود. ظرفيت توليد مثل، قابليت تحمل تغييرات محيطي و سازگاري دشمنان طبيعي با جايگاه مورد نظر براي کنترل بيولوژيك، از شاخص ‏هاي مهم ديگر هستند. کنترل کنندههاي بيولوژيك بالقوه موجوداتي از قبيل ويروس ها، ريکتزيا ها، باکتري ها و سموم آنها، ساير بيماريزا هاي ميکروبي، شبهانگل ها، قارچ ها، نماتود هاي شکارچي، حلزون ها و ماهي ها، ترماتود ها، تک ياخته ها، حشرات، جرب ها، کنه ها و انواع ناقلين بيمهره هستند.
2-2-4- تاريخچه استفاده از روشهاي کنترل بيولوژيك
2-2-4-1- ساير کشورها:
در دهه اخير جهش بزرگي در استفاده از اين روش براي کنترل آفت هاي گياهي، دامي و حتي انسان به وجود آمده است. در چين براي کنترل آفت هاي گياهي از تحريک عنکبوت ها استفاده ميکردند و اين نوع مبارزه با استفاده از کنترل کننده هاي طبيعي قدمتي چند هزار ساله دارد. در اروپا اولين بار در سال 1772 طرح استفاده از حشرات صياد براي کنترل آفات ارائه شد و به عقيده آنها هر حشره دشمني دارد که آن را تعقيب و صيد مينمايد. بنابراين بايد اين دشمنان را جمعآوري کرده و از آنها براي از بين بردن آفت هاي گياهي استفاده نمود] 7.[
نخستين بررسي ميداني توسط حشره شناسان روسي و با توليد مقدار زيادي هاگ قارچ هاي بيماريزاي متاريزيوم آنيزوپليه (Metarhizium anisopliae)، بر ضد نوزاد سوسک شکر کليونوس پونکتيونتريوس (Cleonus punctiventrius) انجام و باعث تلف شدن 80-55% نوزادان در سطح مزرعه گرديد.
سنفورد (Sanford)، براي اولينبار دريافت که ميتوان با آلوده کردن گياهان با قارچ ها عوامل بيماري‏زاي گياهان را کنترل نمود و به تجربه مشاهده نمود که با افزودن مواد آلي به خاک ميتوان از آلودگي گوجه فرنگي به قارچ استرپتومايسس اسکابز (Streptomyces scabies) کاست. وي اين پديده را به وجود نقش ضديت موجودات گندروي مرتبط دانست به طوري که امروزه دريافتهاند که شرايط محيطي اثر مستقيمي بر تعادل بين گونه هاي موجود در خاک و يا در سطح برگ ها دارد] 58[. يک حشره شناس استراليايي نوعي مگس انگل را در سال 1887 وارد استراليا نمود. در آمريکا و ايالت کاليفرنياي جنوبي کفشدوزک با توجه به سرعت تکثير آن در داخل پوسته درخت، مورد توجه قرار گرفت که پس از دو سال از آن به عنوان عاملي براي کنترل آفات استفاده شد.
در سال هاي اخير نيز در ارتباط با کنترل بيولوژيک کنه ها با استفاده از قارچ ها مطالعات نسبتا زيادي صورت گرفته است. در يک بررسي با عنوان کنترل بيولوژيک آکارين ها با استفاده از قارچ ها، ابتدا آکارين ها مطابق طبقه بندي اونس (Evans) طبقه بندي شده و سپس اهميت آکارين هاي کشاورزي، پزشکي و دامپزشکي و تنوع زيستي آنها شرح داده شده است. در ادامه به طبقه بندي قارچ ها پرداخته و بعد قارچ هاي آکاروپاتوژن و استفاده از آنها در کنترل بيولوژيک را معرفي نموده است که 20 قارچ موثر در کنترل بيولوژيک کنه ها در بين آنها به چشم ميخورد.
در مطالعهاي در سال 2001 توسط Onofree و همکاران اثرات 4 جدايه قارچي انتوموپاتوژن در برابر بووفيلوس ميکروپلوس بررسي گرديد. در اين مطالعه قارچ هاي انتوموپاتوژن متاريزيوم فلاوويريده و متاريزيوم آنيزوپليه هر کدام دو جدايه در شرايط آزمايشگاهي مورد ارزيابي قرار گرفتند و نشان داده شد که جدايه هاي متاريزيوم آنيزوپليه و متاريزيوم فلاوويريده به عنوان عوامل کنترل بيولوژيک در برابر بوفيلوس ميکروپلوس بوده و موثرترين قارچ، متارزيوم فلاوويريده جدايه CG291 معرفي گرديد] 46.[
Kaaya و همكاران (2000) در يك بررسي نشان دادند كه بواريا باسينا و متاريزيوم آنيزوپليه سبب مرگ و مير 100-80 درصد در جمعيت كنه هايRhipicephalus appendiculatus وvariegatum Amblyomma و حدود 53 درصد در جمعيت Boophilus decoloratus در مراحل مختلف رشد كنه شدند. هم چنين وقتي روي كنهي ماده Boophilus decoloratus اسپري شدند سبب كاهش 68-48 درصدي در تخم ريزي شدند و استفاده از آنها در محيط به صورت اسپري روي علف ها سبب كاهش 92-80 درصد جمعيت كنهي بالغ Rhipicephalus appendiculatus شده است. در اين مقاله در نهايت قارچ هاي پاتوژن كنه ها به عنوان جايگزيني مناسب براي کنه کش هاي شيميايي (Acarricides) در مبارزه با كنه ها معرفي شده است] 36.[
Da Costa و همكاران (2001 ) به جداسازي دو قارچ بواريا باسينا و متاريزيوم آنيزوپليه از كنهي Boophilus microplus و بررسي اكولوژي آنها پرداخته و هم چنين به جداسازي قارچهاي ديگري از كنه ‏هاي مختلف اشاره كردهاند و تاكيد كردهاند با توجه به اين كه اين دو قارچ از خاك در كشورهاي مختلف جدا شدهاند و به عنوان فلور طبيعي خاك و حشرات و گروه زيادي از كنه ها هستند ميتوانند به عنوان فاكتور هاي مهمي در كنترل كنه ها مطرح باشند] 14.[
Kirkland و همکاران (2004) نشان دادند که سويه هاي بواريا باسيانا و متاريزيوم آنيزوپليه در برابر کنه ‏هاي سخت خانواده Ixodidae شامل Ixodes scapularis و کنه هاي دامهاي اهلي نظير Boophilus microplus ، Rhipicephalus appendiculatus و Amblyoma variegatum ، هم چنين کنه هاي نرم خانواده Argasidae نظير Argas persicus طيور، پاتوژن هستند. آنها در تجربيات آزمايشگاهي و فيلد نشان دادند که متاريزيوم آنيزوپليه ميتواند براي کنترل Ixodes scapularis موثر باشد، بواريا باسينا با حدت متوسط نيز براي Rhipicephalus sanguinus و Ixodes scapularis و به ميزان کمتري براي Dermacenter variabili پاتوژن نشان داده شده است] 37.[
Benjamin و همكاران (2002) تاثير قارچ متاريزيوم آنيزوپليه روي كنه Ixodes scapularis را در آزمايشگاه و محيط بررسي كردند. آنها در اين مطالعه به پتانسيلهاي اين قارچ براي استفاده عملي در فيلد توجه نمودند. در آزمايشگاه در حدود 96 درصد مرگ و مير در غلظت spore/ml109×4 در محيط به صورت اسپري حدود 53 درصد موثر ارزيابي شده است. در نهايت تاكيد شده كه فعاليت آكاريسيدي متاريزيوم آنيزوپليه براي استفاده در برنامهي كنترل Ixodes scapularis موثر ميباشد] 11.[
Hornbostel و همكاران در سال 2004 اثر متاريزيوم آنيزوپليه را روي وزن بعد از خونخواري فرمهاي بالغ و نوچه و لارو كنه Ixodes scapularis بررسي كردند و نشان دادند اين قارچ روي ماده بالغ قبل از خونخواري و تخم ريزي به ترتيب 33 و 50 درصد موثر بوده است. در نهايت اين قارچ به عنوان يك عامل موثر براي كنترل زيستي كنه ها معرفي شده است] 35.[
Sewify و Habib در سال 2001 به بررسي اثرات بواريا باسيانا و متاريزيوم آنيزوپليه روي مراحل تکاملي کنه Argas پرداخته و مرگ و مير 100 درصدي کنه ها پس از سه هفته از شروع درمان با قارچ هاي مذکور را گزارش کردند. طي اين تحقيق قارچ هاي انتوموپاتوژن به عنوان عامل موثري براي مبارزه با کنه آرگاس معرفي شده است ]60.[
در سال 2007 Hartelt و همکاران تاثير قارچ هاي انتوموپاتوژن و نماتودها را روي مراحل مختلف رشد کنه Ixodes ricinus بررسي کرده و عنوان کردند تمامي قارچ هاي مورد آزمايش در برابر کنه Ixodes ricinus موثر بوده اما تاثير متفاوتي دارند. در اين مطالعه متاريزيوم آنيزوپليه سويه 97 موثرترين قارچ معرفي شده است ]31.[
2-2-4-2- ايران:
کنترل بيولوژيك در ايران تاکنون عمدتا براي مبارزه با آفت هاي گياهي و کشاورزي مورد استفاده قرار گرفته است. در سال 1310 کفشدوزک استراليايي روداليا کارديناليس (Rodalia Cardinalis) از جزيره سيسيل وارد کشور شد و براي مبارزه با شپشک استراليايي مرکبات، ايسريا پورکاسي (Iceria Purchaci) در استان مازندران مورد استفاده قرار گرفت] 7.[
در سال 1326 توليد انبوه زنبورهاي تخم خوار تلنوموس (Telenomus spp) شروع و در سال 1340 چند صد هزار از آنها در منطقه اصفهان و ورامين براي کنترل سن گندم رها شد. زنبورهاي شبه انگل تريسيدوس دلوشاي (Trissdous delucchii) روي تخم پروانه سزاميا نوناگروئيدز ( (Sesamia nonagroides انگل مزارع نيشکر خوزستان قدرت انهدامي خوبي داشتند، بهطوري که استفاده از آنها تا حد زيادي نياز به مبارزه شيميايي را مرتفع ساخت] 7.[

يکي از حشرات مورد استفاده براي کنترل بيولوژيک در ايران زنبور هاي تريکوگراما هستند که در 50 کشور جهان به طور عملي مورد استفاده قرار ميگيرند. در ايران نيز گونه تريکوگراما اوانسنس ( T.evanescens) گزارش و از سال 1353 راجع به آن تحقيق شده است و براي مبارزه با آفت کرم ساقه خوار برنج چيلوسوپرساليس (chilosuppressalis) از آن استفاده نمودهاند.
در سال 1363 طرح جامع تحقيقات راجع به اين زنبور و فنآوري توليد انبوه آن توسط سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران به اجرا در آمد. معتقدند که در شرايط جغرافيايي ايران و با توجه به اثر نامساعد شرايط فيزيکي و ساير عوامل محيطي، نقش اقتصادي اين عوامل از ثبات کاملي برخوردار نيست] 5[. در ارتباط با کنترل بيولوژيک کنه ها در ايران تاکنون مطالعات معدودي صورت گرفته است.
در مطالعهاي توسط پيرعلي خيرآبادي و همکاران (2007) تاثير 11 جدايه قارچي انتوموپاتوژن با منشا داخلي و خارجي روي مراحل مختلف رشد کنه ريپيسفالوس آنولاتوس مورد ارزيابي قرار گرفته است] 1.[
در يک بررسي توسط پيرعلي خيرآبادي و همکاران (2008) اثر دو جدايه قارچ انتوموپاتوژن متاريزيوم آنيزوپليه در شرايط فيلد روي زنبورستان آلودهاي در شمال تهران انجام گرديد که با موفقيت همراه بوده است] 48.[
در سال 2008 توسلي و همکاران تاثيرات سه قارچ انتوموپاتوژن متاريزيوم آنيزوپليه روي مراحل مختلف رشد کنه درمانيسوس گالينه (Dermanyssus gallinae) را بررسي کردند. آنها هم چنين متاريزيوم آنيزوپليه سويه V245 را موثرترين قارچ معرفي نمودند] 62.[
پورسيد و همکاران در سال 2010 به بررسي اثرات قارچ انتوموپاتوژن متاريزيوم آنيزوپليه روي مراحل مختلف زندگي کنه Argas persicus پرداخته و عنوان کردند که متاريزيوم آنيزوپليه سويه V245موثرترين قارچ در مطالعه آنها بوده که باعث 100% تلفات، 18روز پس از درمان در بالاترين غلظت مورد آزمايش (107 کنيدي در ميلي‏ليتر) شده است] 50.[
با وجود تحقيقات به عمل آمده، اين مطالعه جزء اولين مطالعات صورت گرفته در کشور به اميد جايگزين کردن قارچ هاي انتوموپاتوژن با سموم شيميايي قابل استفاده عليه کنه هيالوما مارجيناتوم مي باشد.
2-2-5- مزاياي کنترل بيولوژيك:
کنترل بيولوژيک داراي برخي مزايا نسبت به ديگر روش هاي کنترل آفات به ويژه آفت کش هاي شيميايي است. کنترل بيولوژيک براي کاربر و محيط ايمن است، پسماند ندارد و به مراتب مقرون به صرفهتر است. اين کنترل معمولا پايدار است و نياز به اقدام مجدد و مداوم مانند استفاده از آفت کش ها ندارد و در بسياري موارد به راحتي استفاده ميشود. مزيت ديگر اين است که عوامل بيولوژيکي اغلب ميزبان اختصاصي دارند.
از مزاياي کنترل بيولوژيك به وسيله قارچ هاي انتوموپاتوژن اين است که بلع آنها توسط ميزبان ‏هايشان ضروري نيست و ايجاد عفونت در اثر نفوذ مستقيم از طريق کوتيکول بندپايان هم حاصل ميشود. اين روش وقتي مهم است که عليه بيماري به انسان و دام به کار برده شود، زيرا تزريق پاتوژنهاي حشرات به انسان يا حيوان به منظور کشتن ناقلين از جمله کنه ها از طريق خونخواري کاري غير اخلاقي است. از طرفي وفور آن ها در طبيعت، سهولت جمع‏آوري و تکثير، مقاومت بندپايان نسبت به سموم و مشکلات ناشي از باقي ماندن سموم در توليدات دامي نظير شير، گوشت و تخم مرغ که در استفاده از قارچ هاي انتوموپاتوژن وجود ندارد، از مزاياي استفاده از اين قارچ ها در کنترل بندپايان است. لازم به ذکر است که کنترل بيولوژيک بندپايان توسط قارچ ها نميتواند جمعيت بندپايان را کاملا ريشه کن کند ولي آنها را به صورت چشمگير کاهش داده و باعث جلوگيري از اثرات نامناسب آنها در صورت قرار گرفتن روي دام ميشود] 1,8.[
2-2-6- معايب کنترل بيولوژيك:
بزرگترين عيب کنترل بيولوژيک اين است که اثرات آن اغلب به کندي صورت مي گيرد. اگر جمعيت يک آفت در حد ايجاد ضرر اقتصادي باشد، آفت کش هاي شيميايي پاسخ بهتري ميدهند. عيب ديگر اينکه عوامل کنترل بيولوژيکي ميزبان را کاملا ريشهکن نميکنند زيرا حيات خودشان به ميزبان وابسته است. از ديگر معايب آنها از بين رفتن گونه هاي مفيد و غير هدف در منطقه مورد نظر است. پيش از هر اقدام بايد ابتدا در هر منطقه ارزيابي هاي دقيق صورت گيرد تا مانع از خسارات احتمالي گردد و يا آن را به حداقل برساند. بايد برنامه هاي پيشگيري براي کاهش ضرر و زيان آفات بسيار دقيق باشد. بنابراين دشمنان طبيعي براي آفات مورد نظر بايد اختصاصي باشند و بهترين نتيجه زماني به دست مي آيد که بدون ايجاد هيچ خطري براي گونه هاي مفيد و غير هدف، گونه هدف از بين برود] 1,8.[
2-2-7- عوامل کنترل بيولوژيک:
عوامل کنترل بيولوژيک شامل سه نوع ارگانيسم شکارچي، انگل و پاتوژن ميباشند.
2-2-7-1- شکارچي:
شکارچي عموما به صورت ارگانيسمي تعريف ميشود که در طول دوره زندگي خود همه يا بخشي از جمعيت ميزبان خود را ميکشد و مصرف ميکند. شکارچي ها معمولا خيلي اختصاصي ميزبان نيستند. از آنجايي که شکارچي ها تعداد بيشتري شکار تغذيه ميکنند، تعداد کمتري از آنها براي کنترل بيولوژيک مورد نياز است. بنابراين سرعت تکثير پاييني دارند.
2-2-7-2- انگل:
انگل عموما به صورت ارگانيسمي تعريف ميشود که در دوره زندگي خود همه يا بخشي از ميزبان خود را مصرف ميکند. انگل ها اغلب بسيار اختصاصي ميزبان هستند. از آنجايي که روي يک ميزبان تغذيه ميکنند تعداد بيشتري انگل براي کنترل بيولوژيک مورد نياز است و بنابراين تکثير بالايي دارند.
2-2-7-3- پاتوژن:
پاتوژن ها ارگانيسم هاي عامل بيمارياند. گاهي به عنوان انگل هاي ميکروبي نام برده ميشوند. شامل ويروس ها، باکتري ها، قارچ ها، تکياخته ها و نماتود ها هستند. طيف وسيعي از گونه هاي آفات (گياهان، قارچ ها، باکتري ها، تکياخته ها و حشرات) تحت تاثير عوامل بيماريزا قرار ميگيرند که ممکن است مانع رسيدن جمعيت آن ها به سطح ضرر شود يا به طور موثري پتانسيل آنها براي آسيب را کاهش دهد.


دیدگاهتان را بنویسید