فصل دوم

پيشينه تحقيق

تاريخچه بهداشت رواني:
اگر چه وجود بيماري هاي رواني در جوامع مختلف از قرنها پيش مورد تأييد قرار گرفته است اما در طي قرن حاضر كه روشهاي آماري براي برآورد نمودن حجم‌اين مشكلات مورد استفاده قرار گرفت.
در قرن 19 علوم و تكنولوژي پيشرفت قابل توجهي كرد و انقلابات اجتماعي زيادي بوجود آمده و بعلّت تحوّلات اجتماعي، علم پزشكي جزو علوم انساني و روان شناسي و مسايل رواني بعلت پيدايش دانشگاهها مسئله روز شد و مكاتبات مختلف علمي‌در زمينه روانپزشكي و روان شناسي بوجود آمد كه به علّت گستردگي آنها از ذكرشان صرف نظر مي‌شود. ولي نتيجه كلي آنها پيدايش روانيزشكي به شكل امروزين است.
به منظور انجام‌اين تحولات در سال 1930 اولين كنگره بين المللي بهداشت روان با شركت نمايندگان 50 كشور در آمريكا تشكيل شد و بعلت بروز جنگ جهاني دوم تشكيل كنگره هاي بعدي به تعويق افتاد و نهايتاً در سال 1948 سومين كنگره بين المللي بهداشت روان در لندن تشكيل و اساس فدراسيون جهاني بهداشت رواني بينانگذاري شد و در همان سال‌اين فدراسيون به عضويت رسمي‌سازمان يونسكو و سازمان جهاني درآمد. (ميلاني فر، بهروز،‌بهداشت رواني،‌انتشارات رشد سال 1372)
در قرن بيستم با امروزين شدن رشته هاي مختلف علمي‌دانش همه گير شناسي نيز تحول پيدا كرده و شيوه هايي جهت بررسي وتحقيق بيماريها ابداع شد كه با گذشت زمان‌اين شيوه ها نيز تكامل يافته و كاملتر شد.
بر همين منوال نتايج مختلفي كه در طي دوره هاي زماني مختلف و يا در مكانهاي مختلف بدست آمده با همديگر مغايرت دارند و در‌اين زمينه تحقيقات ديگري جهت جمع بندي و نتيجه گيريهاي كلي بر روي تحقيقات قبلي آمده صورت گرفته كه از آن جمله مي‌توان كاردورنوند (Dohrenwend) اشاره كرد.

وي در مروري كه بر مطالعات همه گير شناسي اختلالات رواني،‌اين مطالعات را به سه گروه تقسيم مي‌كند:
گروه اول ؛ اكثراً در نيمه اول قرن 20 و قبل از وقوع جنگ جهاني دوم صورت گرفته است محققين‌اين دوره در زمينه يابي در جامعه بيشتر به گزارشهاي مراكز درماني، پرونده هاي بيماران و اطلاع دهندگان كليدي متكي بوده اند .
گروه دوم ؛ به دنبال جنگ جهاني انجام گرديده و همانند بيشتر مطالعات انجام شده در كشورهاي اروپايي و آسيا يك روانپزشك و يا تيم تحقيق با تمام افراد مصاحبه كرده و تشخيص موارد بر اساس مصاحبه داده شده است دورنوفد درمقايسه مطالعات انجام شده قبل و بعد جنگ جهاني دوم مطرح نمود كه ميانگين شيوع انواع اختلالات رواني در 16 بررسي دوره اول برابر 6/3% ودر 60 تحقيق دومين دوره 20% بوده است.
سومين گروه شامل مطالعات همه گير شناسي در طي دو دهه گذشته بوده كه از اواخر سالهاي دهه 1970 شروع شد و محققين سعي نمودند او از وسايل و ابزارهاي معتبر و استاندارد و مصاحبه هاي باليني بر اساس ملاكهاي تشخيص طبقه بندي ها استفاده نمايند.
در مطالعات بدست آمده از مرور مطالعات همه گير شناسي اختلافات رواني در كشورهاي مختلف جهان كه در آنها از آزمونها و ارزيابي باليني استفاده شده ـ ميزان شيوع اختلالات بين 40 ـ 10% در نوسان بوده است (باقريو عباسي و همكاران، بررسي همه گير شناسي اختلالات رواني در مناطق روستايي يزد. فصلنامه انديشه و رفتار سال اول شماره يك 1373 ص 42ـ32) بخشي از تفاوتهاي موجود به روش شناسايي بيماران مربوط مي‌شود. بهره گيري از روشهاي پژوهشي يكسان و آزمونهاي غربالگري معتبر و پايا روش كاملاً مناسبي براي از ميان برداشتن تفاوتهاي ياد شده به نظر مي‌رسد.
به كاربردن‌اين آزمونها داراي برتريهايي به شرح زير است:
1- به تعد اد بيشتري از آزمودني ها مي توان دست يافت.
2- روش نسبتاً ارزاني است و وقت گيرنيست.
3- اين آزمونها عيني هستند و نمره گذاري بر قضاوت ذهني آنها متكي نمي‌باشد.
4- مشكلات مربوط به بهره گيري از ملاكهاي متفاوت بين مصاحبه گران وجود ندارد.
قبل از آنكه در مورد اطلاعات اخير كه با استفاده از شيوه هاي روش شناختي جديد استاندارد شده صورت گرفته بپردازيم لازم است توضيح مختصري نسبت به ابزارهاي تحقيق طراحي شده جديد و ويژگيهايي كه بايستي داشته باشند و مسايل و موانع خاصي كه در جهت طرح‌اينگونه ابزراها در رابطه با بيماريهاي رواني وجود دارند ارائه گردد.
براي اندازه گيري و تعيين ويژگي پديده هاي هر شاخه علمي‌روشهايي بوجود آمده است. در مقايسه با ساير رشته هاي طب بعلت آنكه بيماريهاي رواني را نمي‌توان با پارامترهاي زيست شناسي و فيزيولوژيكي مانند فشار خون و آناليز ادراري مورد ارزيابي قرار داد و روانپزشكي در وضعيت نامساعدي بسر مي‌برد در نتيجه پژوهشها بسمت استفاده از معيارهاي بنام مقياس مدرج (RatinGscal) كه به منظور تبديل علايم باليني يك شخص در يك مقطع زماني و يا تكميل اطلاعات بيماري معاينه فيزيكي شده است بكار مي‌رود. چنين كاربردهايي هم براي مراقبتهاي باليني و هم مقاصد پژوهش مي‌تواند مهم باشند اگر چه بيشتر براي مقاصد پژوهش كاربرد يافته اند.
از بين هزاران ابزار مختلف طراحي شده كه هر كدام مزايا و معايبي را براي خود دارا هستند پژوهشگران مجبورند يكي را براي خود انتخاب كنند براي آنكه ابزار انتخاب شده براي مقاصد تحقيق كامل باشد وجود بعضي از ويژگيها در آن را بايستي در نظر داشت .
ميزان توانايي انتقال اطلاعات ثابت و قابل تجديد يك ابزار را پايايي (riability) آن تست مي‌گويند كه مي‌تواند به طرق مختلف مشخص شود. وقتي يك ابزار يك بعد خاصي مثلاً ضريب هوشي با شدت افسردگي باشد پايايي آن به صورت ضريب همبستگي يا (r) كه عددي از صفر تا يك است نشان داده مي‌شود.
كه نمره صفر به معناي آن است كه ابزار در افتراق آن يك مورد از ديگري ناتوان است و نمره 1 به معناي آن است كه نمرات بدست آمده توسط پايا ثابت است.
آزمونهاي ديگر مانند ابزارهاي تشخيصي سعي دارند كه فرد موردآزمون را در يك گروه تشخيص خاص قرار دهند و براي نشان دادن پايايي‌اين گونه ابزارهاي قياسي بيشتراز ضريب كاپا (k) استفاده مي‌شود و‌اين ضريب بيانگر‌اين واقعيت است كه ميزان زيادي از توافق بواسطه شانس حاصل مي‌شود. ضرايب بالاي 80 دردص براي آزمونها ضرايب خوبي محسوب مي‌شوند. ضريب كاپاي بالاي 75% بعنوان عالي و زير 40% به عنوان ضعيف تلقي مي‌شود.
اعتبار يا ValiDitty يك تست شاخص كارايي آن است كه در رابطه با قدرت نسبي آزموني كه براي اندازه گيري خاصي طرح شده است داده مي‌شود.
ارزش يك آزمون براي يك محقق توسط اعتبار آن مشخص مي‌شود اگر چه يك آزمون بدون پايايي نمي‌تواند معتبر باشد ولي واقعيت امر آن است كه پايا نمي‌تواند گوياي اعتبار آزمون باشد.
به عنوان مثال يك آزمون ممكن است داراي سيستم نمره بندي كه حاوي قواعد نسبتاً ساده‌اي است مانند بخش پديده هاي باليني كه به منظور اندازه گيري آن طراحي شده ناتوان خواهد بود.
آزمونهاي روانپزشكي داراي شباهتهاي مهمي‌با آزمونهاي روانشناسي مي‌باشند. اختلاف‌اين دو چندان روشن نبودند و اغلب نيز نيازي به افتراق نيست. بعلا وه آزمونهايي مانند Scl90,MMPI براي هر دو منظور به كار مي‌رود آزمونهاي خود ارزياب (SelfratinG) نقش مهمي‌در ارزيابي آسيب هاي رواني دارند. اولاً آنها از نظر آنكه به زمان و نيروي انساني كمتري نياز دارند اقتصادي بوده و به همين جهت براي مطالعات غربالگريبا پژوهشهاي همه گير شناسي قابل استفاده هستند. بعلاوه آنها نسبت به آزمونهايي كه توسط مصاحبه گر تكميل مي‌شوند داراي سوالات بيشتري بوده و همچنين براي موضوعاتي که ممكن است نسبتاً كمتر رخ بدهند مي‌توانند غربالگيري كنند.
آزمونهاي خود ارزيابي همچنين در سنجش مسائلي كه مربوط به وضعيتهاي دروني خود هست نيز سودمند هستند‌اين آزمونها داراي معايبي مي‌باشند براي مثال ارزيابي پايايي آنها مشكل است. بيمارانيكه از وضعيتهاي پاتولوژيك شديد رنج مي‌برند نيز ممكن است فقط آنرا تكميل كنند برخي از مطالعات انجام شده به منظور مقايسه آزمونهاي خود ارزيابي با آزمونهاي كه توسط مصاحبه گرتکميل ميشودنيز نسبت به توافق پايين را گزارش كرده اند وجود و يا عدم وجود علايم را بيمار ممكن است منصفانه و دقيق پاسخ دهد ولي براي دادن نمره به شدت علايم ممكن است مشكل داشته باشد.
بعلاوه بيماران كه بينش ضعيفي نسبت به بيماري خود دارند ممكن است از نشانه هاي وجود بيماري در خود غافل باشند.
scl-90
اين پرسشنامه در ارزيابي طيف وسيعي از سايكوپاتولوژي ها در افراد به بيماري هاي مختلف استفاده شده است‌اين آزمون شامل 90 سوال است كه مي‌تواند در كمتر از نيم ساعت تكميل شود. انواع كوتاه تر آن نيز طراحي شده است كه شامل 71 با 64 يا 58 سوال است. سيستم نمره بندي در scl-90 شامل نه گروه علايم است كه شامل:‌
جسمي‌سازي ـ وسواس اجبار ـ حساسيت بين فردي ـ افسردگي ـ اضطراب ـ پرخاشگري ـ ترسهاي مرضي ـ افكار پارانويد و وران پريشي مي‌باشد و همچنين سه اندکس كلي دارد.
تمركز بر وضعيت جاري فرد است هر سوال بسته به شدت آن از 4ـ1 نمره ندي مي‌شود. آزمون فوق در مطالعات درماني مختلف بكار برده مي‌شود كه معمولاً اسكينر و فرني و افسردگي بوده است و اعتبار آن به خوبي ثابت شده است.
پرشنامه سلامت عمومي‌GHO:
اين ابزار به طور وسيعي به منظور نحوه اندازه گيري با الگوي بيماريهاي رواني در جمعيتها بكارگرفته شده است. اشكال مختلف آن وجود دارد و براي تكميل نوع 60 آن نياز به 12-10 دقيقه وقت است در هر سوال از جهت داشتن علامت خاصي در چند طي هفته اخير مورد سوال.اقع مي‌شود و پاسخ هاي مثبت نمره كلي GHO را تعيين ميكند. تحقيقات چندي در جهت ارزيابي اعتبار آن صورت گرفته و حاكي از آنست كه در مجموع و به حق‌اين پرسشنامه داراي حالت و ويژگي در تعيين وجود سايكو پاتولوژي است.

(POMS):‌
اين پرسشنامه اساساً براي پژوهش در بيماران نوروتيك طراحي شده است و گاهي در پيگيري افسردگي و اضطراب طيف وسيعي از اقدامات بكاررفته است. فرد موضوع سوالات را از نظر شدت به صورت چهار نمره‌اي پاسخ مي‌دهد و‌اين آزمون در زمينه تنش ـ خشم ـ افسردگي ـ توان و خستگي نمره بندي شده است.
در مروري بر مقالات كه در طي سه دهه گذشته انجام شده نشان مي‌دهد كه ميزان شيوع اختلالات رواني در كشورها و فرهنگ هاي مختلف به علت تفاوت در روشهاي نمونه گيري ـ متنوع بودن ابزارهاي مورد استفاده تكنيكهاي مختلف مصاحبه و نوع نظامهاي طبقه بندي متفاوت گزارش گرديده است.
مطالعات متعددي تا كنون در كشورهاي مختلف جهان در زمينه عوامل موثر بر سلامت رواني دانشجويان، نحوه سازگاري با محيط دانشگاه و بيماريهاي رواني در آنها انجام گرفته است از جمله در زمينه جدايي از والدين و سازگاري با محيط دانشگاه و نحوه برخورد با استرسهاي محيطي (رتكا 1990) ولج موس وبتر (1991) كني و دونالدسون (1991) پسي لي (1990) افسردگي و اضطراب دانشجويان (ابراهيم 1990 ـ اهدي 1368 ـ سليمان پور 1369 ـ فلاحي (1370) و در مورد سلامت رواني (چان و همكاران 1983) گراتئز 1991، باهار و همكاران 1992) مطالعات مختلفي در دسترس مي‌باشد.
همچنين كافي. بوالهري و پيروزي (1373) در بررسي وضع تحصيلي و سلامت رواني دانشجويان ورودي سال تحصيلي 73ـ72 چهار دانشکده علوم فني ـ هنر ـ ادبيات دانشگاه تهران كه با استفاده از آزمون scl-90-R انجم گرفت نشان دادند كه در بدو شروع تحصيل از نقطه نظر سلامت رواني بين دانشجويان تهراني و شهرستاني،‌دانشجويان دختر و پسر، دانشكده ها سهميه قبولي پذيرفته شدگان تفاوت مهني داري وجود ندارد. در‌اين بررسي ميانگين نمره دانشجويان شهرستاني در تمام ابعاد آزمون به استثناي پرخاشگري بيش از دانشجويان تهراني بود. نمره كل آزمون دانشجويان پسر بالاتراز دانشجويان دختر بوده اما تفاوت معني داري بين آنها مشاهده نگرديده است (كافي و همكاران بررسي وضع تحصيلي و سلامت رواني گروهي از دانشجويان ورودي 73ـ72 دانشگاه تهران انتشارات واحد پژوهش دفتر مشاوره دانشجويي دانشگاه تهران)
در تحقيقي كه توسط باقري و همكاران در سال 1373 به منظور بررسي وضعيت سلامت رواني دانشجويان ورودي دانشگاه تهران صورت گرفته از فرم 12 سوالي كه‌اين پرسشنامه استفاده شده است كه ميزان اختلالات رواني 5/16% گزارش شده است در‌اين تحقيق 2321 نفر از دانشجويان پذيرفته شده بطور تصادفي از بين 4100 دانشجو انتخاب و مورد بررسي قرار گرفتند كه نتايج حاصله تحقيق حاكي از آن بوده است كه 30% پذيرفته شدگان از احساس غمگيني و افسردگي و 8/26% از تحت استرس بودن ر رنج بونده اند 3/ 4 % آنها سابقه بيماريهاي عصبي رواني را در گذشته خود ذكر و همچنين پذيرفته شدگان كه با اولين بار و بيش از سه بار حضور در كنكور سراسرس به دانشگاه راه يافته اند از نقطه نظر سلامت رواني تفاوت معني داري مشاهده مي‌شود.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

عمده‌ايراد وارده به تحقيق فوق آن است كه چون مطالعه‌اي در زمينه ارزيابي اعتبار رواني آزمون G11Q12 صورت نگرفته لذا نتايج بررسي فوق از اعتبار چنداني برخوردار نبوده و همچنين نمي‌توان آن را به جوامع ديگر تعميم‌داد (باقري عباسي ـ همكاران، بررسي وضعيت سلامت روان دانشجويان ورودي سال تحصيلي 74ـ73 دانشگاه تهران. فصلنامه انديشه و رفتار سال اول شماره چهار، 374 صفحه 39ـ20
بالاهنگ و همكاران د رمطالعه‌اي كه با استفاده از GHQ در شهر كاشان در سال 74 داشته اند ميزان شيوع اختلال رواني را 75/23 گزارش كرده اند.
آنها بعداز غربالگري استفاده از سياهه مصاحبه باليني بر اساس ملاكهاي تشخيص DSM-3-R تنظيم مي‌شود افراد مشكوك را مورد بررسي قرار مي‌دهند و در نتيجه اعتبار و پايايي پرشنامه فوق نيز تعيين مي‌شود. براساس تحقيق فوق ميزان شيوع اختلالات خلقي 75/11% و اختلال اضطراب 08/8% برآرود شده. همچنين ارتباط معني داري بين متغيرهاي سن و جنس ـ تحصيلات ـ وضعيت تاهّل ـ وضعيت اشتغال و سابقه بيماري رواني در خانواده فرد مورد بررسي يا ميزان ابتلاي‌ايشان به بيماري رواني گزارش كرد و در بررسي پايايي پرسشنامه سلامت عمومي‌28 سوالي با روش بازآزمايي معني داري را بالاتر از 001/0 نشان دادند. حساسيت 88% و ويژگي 78% براي مردان با نقطه برش 22 و حساسيت 88% و ويژگي 79% براي زنان با نقطه برش 21 عنوان شد. همچنين شيوع اختلالات 5/31% و براي مردان 2/15% گزارش نمودند (بالاهنگ ـ و همكاران، بررسي همه گير شناسي اختلال رواني در شهر كاشان ـ فصلنامه انديشه و رفتار، سال دوم، شماره 4 ـ1375 ص 27ـ19
صداقتي (1376) نيز به منظور بررسي سلامت رواني دانشجويان ورودي سال 77ـ1376 دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي 998 نفر از كليه رشته هاي پذيرفته شده را با آزمون GHQ 28 سوالي و بررسي مشخصات دموگرافيك مورد آزمون قرار داد. نتايج حاصله از‌اين تحقيق حاكي از شيوع اختلالات در بين‌اين دانشجو.يان 75/12% مي‌باشد كه در‌اين بين بيشترين شيوع مربوط به دانشجويان پرستاري و مامايي با 74/20% و كمترين آن مربوط به دانشكده پزشكي با شيوع 56/7 درصد بود. همچنين ميزان اختلالات با متاهّل و علاقمندي دانشجويان به رشته تحصيلي خود رابطه معني دار آماري داشت (صداقتي ـ احمد، بررسي وضعيت سلامت رواني دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي ورودي سال 77ـ1376،‌پايان نامه دكتري تخصصي در روانپزشكي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي سال 1377).
در تعريف سلامت رواني كه هدف بهداشت رواني مي‌باشد بين متخصصان اختلاف نظر است و حتي روانشناسان و جامعه شناسان نيز گاهي در تعريف آن اختلاف نظر پيدا مي‌كنند. مي‌توان گفت منظور از ‹‹ سلامت رواني ›› سازگاري درست با خود و محيط اجتماعي است شخصي را داراي ‹‹رفتار سالم›› يا داراي رفتار شخصيت سالم خواهيم گفت كه هم تكنون از نقطه نظر خويش و هم از نقطه نظر ديگران با محيط اجتماعي سازگار باشد و بتواند با دوستان ـ اطرافيانش بدون احساس فشار و تعرض هاي غير ضروري زندگي مي‌كند (شعاري نژاد 1354)


دیدگاهتان را بنویسید