در مطالعه ديگري كه توسط Poythress و همكاران (12) انجام گرفت، آزمون ارزيابي شخصيت* (PAI=Personality Assessment Inventory) جهت بررسي علايم اختلالات عمده رواني در گروهي از زندانيان (بعنوان جمعيت عمومي) كه از آنها خواسته شده بود به سوالات پاسخ صحيح بدهند بعنوان “افراد صادق” و گروه ديگري از زندانيان كه از آنها خواسته شده بود علايم اختلالات رواني را تقليد كنند بعنوان “متمارضين مشخص” و مقايسه با مراجعه كنندگان به كلينيك روانپزكي كه از نظر باليني براي آنها تشخيص بيماري رواني يا اقدام به تمارض مطرح بود- مورد استفاده قرار گرفت. مشخصات اختلال رواني از طريق آزمون شخصيت سايكوپات (Psychiatric Personality Inventory=PPI) مورد ارزيابي قرار گرفت.
اين مطالعه نشان داد از نظر آماري ميان آزمون PPI و شاخص هاي تمارض به افسردگي، مانيا، بدبيني و اسكيزوفرني رابطه همبستگي ديده نمي‌شود و نتيجه گيري كردند بر خلاف انتظار، مبتلايان به اختلال شخصيت سايكوپات در تقليد علايم اختلالات رواني موفق تر از ساير افراد نخواهند بود.
در مطالعه Mittenburg و همكاران شيوع تمارض و افراط در بروز علايم با استفاده از آزمون‌هاي نروسيكولوژيكال مورد بررسي قرار گرفت (13). به همين منظور از 131 عضو هيئت نروسيكولژي امريكا كه در ايالات مختلف كار مي‌كردند خواسته شد نتايج بررسي هايشان را از نظر خصوصيات دموگرافيك، مرجع استعلام كننده، ميزان شيوع تمارض در مراجعه كنندگان و روشهاي تشخيص در اختيار مطالعه كنندگان قرار دهند.
طي بررسي يكساله مجموعا 33531 مورد معاينه انجام شده بود كه از اين ميان تمارض يا بروز افراطي علايم در 29 درصد از 6371 مورد خودزني، 30 درصد از 3688 مورد درخواست بررسي ازكار افتادگي، 19 درصد از 1341 مورد جنايي و 8 درصد از 22131 مورد بيماريهاي طبي ديده مي‌شد. شيوع تمارض در مناطق مختلف جغرافيايي از نظر آماري تفاوت معني داري نداشت. در موارد خودزني و ازكار افتادگي، ارجاع از سوي شركتهاي بيمه با ميزان بالاتر احتمال تمارض در افراد همراه بود. در موارد جنايي كه متعاقب پيگرد قانوني ارجاع شده بودند نيز تمارض از شيوع بالايي برخوردار بود. متخصصيني كه در اين مطالعه همكاري كرده بودند عمدتا از چند روش از جمله آزمونهاي استاندارد و مصاحبه‌هاي عمومي روانپزشكي جهت ارزيابي احتمال تمارض استفاده كرده بودند.
فصل 3- روش بررسي
الف – جدول متغيرها

رديفعنوان متغيرنوع متغيرتعريف علمي – عملينحوه اندازه گيريمقياس1سنمستقلكمي پيوستهسن تقويمي فرد بر اساس سالمشاهده شناسنامهسال2جنسمستقلكيفي اسميبر اساس فنوتيپمعاينه بيمارمذكر يا مونث3ميزان تحصيلاتوابستهكمي گسستهبر اساس مقاطع تحصيلي در نظام آمو.ش و پرورشپرسش از بيمارمقاطع تحصيلي4محل تولدمستقلكيفي اسميمحل تولد بر حسب تقسيمات كشوريمشاهده شناسنامهروستا، شهر، مركز استان5شغلوابستهكيفي اسميمحل اصلي كسب درآمد فردپرسش از بيمارعنوان شغل6علت ارجاعوابستهكيفي اسميعلت ارجاع بر حسب درخواست مراجع قضاييمشاهده دستور قضايينوع جرايم7علايم خلقي و عاطفهوابستهكيفي اسميشامل خلق افسرده، تحريك پذير، عاطفه نامتناسب، عاطفه محدود و عاطفه كندمعاينهغير مفرط يا مفرط8اختلال محتواي فكروابستهكيفي اسميشامل افكار هذياني و افكار بيش بها داده شدهمعاينهغير مفرط يا مفرط9ساير اختلالات تفكروابستهكيفي اسميشامل حاشيه پردازي، از بين رفتن ارتباط كلام، تفكر غير انتزاعي، افسانه سرايي، پرش افكار و …معاينهغير مفرط يا مفرط10اختلالات ادراكيوابستهكيفي اسميشامل توهم اوليه،ايلوژن و هالوسينيشينمعاينهغير مفرط يا مفرط11اختلالات شناختيوابستهكيفي اسميشامل حافظه دور و نزديك، توانايي تمركز، قابليتهاي هوشي، تمركز و توجهمعاينهغير مفرط يا مفرط12اختلالات رفتاريوابستهكيفي اسميشامل سطح هوشياري، وضعيت ظاهري، رفتار حركتي و نگرش بيمار به محيطمعاينهغير مفرط يا مفرط
ب – نوع مطالعه:
اين مطالعه بصورت توصيفي و از نوع بررسي مقطعي (cross sectional) مي‌باشد.
ج – جمعيت مورد مطالعه:
جمعيت مورد مطالعه را كليه مراجعه كنندگان به بخش معاينات روانپزشكي قانوني تهران از ابتداي اسفند ماه 1388 لغايت انتهاي بهمن ماه 1389 تشكيل مي‌دهند.
كليه مراجعين به بخش روانپزشكي قانوني پس از آگاهي از استفاده از اظهاراتشان براي ارايه پاسخ به دادگاه مورد معاينه قرار ‌گرفتند. مراجعين بر اساس شرح حال اخذ شده از سوي دو نفر از متخصصين روانپزشكي قانوني كه به طور جداگانه اقدام به مصاحبه با مراجعين مي‌نمودند، و با توجه به معيارهاي تشخيصي بيماران متمارض وارد مطالعه مي‌شدند.( در خصوص نحوه تشخيص تمارض كنندگان به ضميمه شماره 2 مراجعه فرماييد)
مراجعيني كه پس از آگاهي از اهميت اظهاراتشان براي تكميل پرونده قانوني و ارايه پاسخ به دادگاه از انجام مصاحبه امتناع مي‌كردند، از مطالعه حذف شدند. همچنين مواردي كه شك به تشخيص صحيح، حداقل از سوي يكي از متخصصين مطرح بود وارد مطالعه نگرديدند.
د – مكان و زمان انجام مطالعه:
اين مطالعه در بخش معاينات روانپزشكي اداره پزشكي قانوني مركز تهران از ابتداي اسفند ماه 1388 لغايت پايان بهمن ماه 1389نجام گرفته است.
ه – روش جمع آوري داده ها:
براي هر مورد پرسشنامه اي شامل مشخصات دموگرافيك شامل سن، جنس، ميزان تحصيلات، محل تولد، وضعيت تاهل، شغل، علت ارجاع به بخش معاينات روانپزشكي، و نوع نشانه‌هاي تقليدي شامل علايم خلقي و عاطفه، اختلال محتواي فكر، اختلالات ادراكي، اختلالات تفكر، اختلالات شناختي و اختلالات رفتاري ثبت مي‌گرديد.
و – تعيين حجم نمونه و روش تجزيه و تحليل داده ها:
بر اساس مطالعه اوليه انجام شده طي دي و بهمن ماه 1388، 5 مورد طي 2 ماه با علايم تقليدي (تمارض) در بخش معاينات روانپزشكي مورد بررسي قرار گرفته‌اند.بمنظور برآورد بيشترين اختلال (اختلال محتواي فكر) در حد 40% بر اساس مطالعه پيلوت و با دامنه قابل قبول 15% و خطاي 5% حجم نمونه طبق سايت SSC.TUMS.AC.IR و بر اساس فرمول معادل 41 نفر محاسبه گرديد.
پس از تكميل داده ها توسط نرم افزار SPSS16 مورد تحليل آماري قرار گرفت و اطلاعات حاصله در قالب جداول مناسب بيان شد. براي مقايسه نسبتها آزمون دقيق فيشر حسب مورد استفاده گرديد و سطح معني داري 0.05 در نظر گرفته شد
ز – مشكلات و محدوديتهاي اجراي طرح:
با توجه به اينكه معمولا قبل از ادعاي افراد يا وكلاي مدافع مبني بر وجود سابقه بيماري رواني در زمان ارتكاب جرم يا ايجاد اختلال رواني بدنبال صدمات وارده، از سوي مراجع قضايي جهت بررسي بيماران استعلامي صورت نمي‌گيرد تعداد نمونه محدودي وارد مطالعه گرديد.
همچنين لزوم حضور دو نفر از متخصصين روانپزشكي قانوني جهت معاينه و تاييد تمارض از سوي هر دو فرد جهت ورود به مطالعه از محدوديتهايي بود كه باعث طولاني تر شدن روند جمع آوري نمونه‌ها گرديد.
ح – ملاحظات اخلاقي:
كليه مراجعين به بخش روانپزشكي قانوني با آگاهي از استفاده از اظهاراتشان براي ارايه پاسخ به دادگاه مورد معاينه قرار مي‌گرفتند.
همچنين كليه اطلاعات مربوط به بيماران كه طي مصاحبه به دست آمده و از سوي مرجع قضايي استعلام نگرديده بود بصورت محرمانه باقي مي ماند.
فصل 4- نتايج
در اين مطالعه جمعا 41 مورد با تشخيص تمارض به علايم رواني در بخش روانپزشكي قانوني واحد مركزي تهران مورد ارزيابي قرار گرفتند.
بيشترين سن بروز علايم رواني جهت تمارض كمتر از 30 سال بوده، بطوريكه 34.1درصد متمارضين در اين محدوده سني قرار داشته و 31.7 درصد اين افراد را مردان تشكيل مي‌دادند. با اينحال زنان 30 تا 39 ساله بيش از ساير زنان اقدام به تمارض نموده نيمي از مراجعين اين گروه را تشكيل مي‌دادند (2 نفر از 4 مراجعه كننده زن). همچنين كمترين سن تمارض در سنين بالاي 60 سال و تنها در 12.2درصد مردان ديده مي‌شد. از ميان زنان بالاي 40 سال نيز تنها يك مورد (2.4 درصد) اقدام به تمارض در 58 سالگي مشاهده شد. سن متوسط در زنها 13.27 ± 38.7 و در مردها 15.95 ± 39.6 و بطور كلي15.56± 39.5سالگي بود.
اين مطالعه نشان داد مردان بطور بيشتري اقدام به تقليد علايم رواني مي‌كنند، بطوريكه از 41 مورد، 37 نفر (90.2درصد) مرد و 4 نفر (9.8 درصد) زن بودند.
در جدول شماره 1 تعداد و درصد متمارضين برحسب جنس و تعداد كلي متمارضين در سنين مختلف نشان داده شده است.
تمارض به علايم اختلالات رواني در جوانترها بيشتر ديده مي‌شود، بطوريكه 34.1درصد متمارضين كمتر از 30 سال و 21.9 درصد بين 30 تا 39 سال سن دارند. كمترين ميزان تمارض در افراد بالاي 60 سال ديده مي‌شود (12.2 درصد).
در نمودار شماره 1 توزيع سني متمارضين در جامعه مورد مطالعه نشان داده شده است.
علايم تقليد شده توسط مراجعين بترتيب شيوع عبارتند از:
* علايم اختلالات رفتاري در 75.6درصد ( حدود اطمينان 95درصد 62.5-88.8 برآورد شد)
* علايم خلقي و اختلالات عاطفه در 65.9درصد( حدود اطمينان 95درصد 51.3-80.4 برآورد شد)
* علايم اختلالات شناختي در 56.1درصد( حدود اطمينان 95درصد 40.9 -71.3 برآورد شد)
* علايم اختلالات تفكر در 46.3 درصد( حدود اطمينان 95درصد 31.1 -61.1 برآورد شد)
* علايم اختلالات ادراكي در 34.1 درصد( حدود اطمينان 95درصد 19.6-48.7 برآورد شد)
* علايم اختلالات محتواي فكر در 19.5 درصد( حدود اطمينان 95درصد 7.4-31.6 برآورد شد)
در جدول شماره 2 تعداد و درصد فراواني انواع نشانه هاي رواني تقليد شده در مراجعين نشان داده شده است.
از نظر انواع نشانه هاي تقليد شده توسط مراجعين در سنين مختلف، تمارض به علايم اختلالات رفتاري در اغلب گروههاي سني (78.6 درصد سنين كمتر از 30 سال، 66.7 درصد 30 تا 39 سال، 83.3 درصد 40 تا 49 سال و 100 درصد 50 تا 59 سال) بعنوان بيشترين علامت مورد تقليد قرار مي‌گرفت. با اينحال علايم اختلالات شناختي (80 درصد) بيشترين علايمي بود كه در افراد بالاي 60 سال مورد تمارض قرار گرفته بود. علايم اختلال محتواي فكر بعنوان كمترين علامت مورد تمارض، در اغلب گروههاي سني (14.3 درصد كمتر از 30 سال، 16.7 درصد 40 تا 49 سال، 14.3 درصد 50 تا 59 سال و 20 درصد افراد بالاي 60 سال) مورد تقليد قرار گرفته بود. با ينحال علايم اختلالات شناختي (22.2 درصد) كمترين علامتي بود كه در سنين 30 تا 39 سالگي ديده مي‌شد.
در جدول شماره 3 توزيع فراواني انواع نشانه هاي تقليدي در مراجعه كنندگان به بخش معاينات روانپزشكي بر حسب سن نشان داده شده است.
از نظر انواع نشانه هاي تقليد شده توسط مراجعين در مرد و زن، تمارض به علايم اختلالات رفتاري در 72.9 درصد مردان و تمامي زنان بعنوان بيشترين علامت مورد تقليد قرار مي‌گرفت. همچنين علايم خلقي و عاطفه در تمامي زنان و 62.1 درصد مردان بعنوان دومين علايم شايع ديده مي‌شد. ، تمارض به علايم اختلالات محتواي فكر در 18.9 درصد مردان و 25 درصد زنان بعنوان كمترين علامت مورد تقليد قرار مي‌گرفت. همچنين علايم اختلال ادراكي و اختلال تفكر در 25 درصد متمارضين زن و علايم اختلال ادراكي در 35.1 درصد مردان بعنوان دومين علايم نادر ديده مي‌شد.
در جدول شماره 4 توزيع فراواني انواع نشانه هاي تقليدي در مراجعه كنندگان به بخش معاينات روانپزشكي بر حسب جنس نشان داده شده است.
اين مطالعه نشان داد تمارض به علايم اختلالات رواني بيشتر در مراجعيني ديده مي‌شود كه تحصيلات كمي دارند، بطوريكه 41.5 درصد متمارضين در حد دبستان يا راهنمايي و 39 درصد تحصيلات در حد دبيرستان داشتند. كمترين ميزان تمارض در افراد با تحصيلات دانشگاهي ديده مي‌شود (7.3 درصد).
در نمودار شماره 2 توزيع فراواني تمارض به علايم رواني بر حسب ميزان تحصيلات نشان داده شده است.
از نظر انواع نشانه هاي تقليد شده توسط مراجعين در گروههاي مختلف تحصيلي، تمارض به علايم اختلالات رفتاري در اغلب گروهها (80 درصد افراد بيسواد، 76.5 درصد افراد با تحصيلات دبستان يا راهنمايي و 75 درصد افراد با تحصيلات دبيرستان تا ديپلم) بعنوان بيشترين علايم مورد تقليد قرار مي‌گرفت. با اينحال علايم خلقي و اختلالات عاطفه (100 درصد) بيشترين علايمي بود كه در افراد با تحصيلات دانشگاهي مورد تمارض قرار گرفته بود. علايم اختلال محتواي فكر بعنوان كمترين علامت مورد تمارض، در اغلب گروههاي تحصيلي (20 درصد افراد بيسواد، 17.6 درصد افراد با تحصيلات دبستان يا راهنمايي و 18.7 درصد افراد با تحصيلات دبيرستان تا ديپلم و 33.3 درصد افراد با تحصيلات دانشگاهي) مورد تقليد قرار گرفته بود. با اينحال علايم اختلالات ادراكي و اختلالات تفكردر افراد بيسواد (هركدام 20 درصد) و علايم اختلالات ادراكي در افراد با تحصيلات دانشگاهي (33.3 درصد) در كنار علايم اختلال محتواي فكر بعنوان كمترين علايمي بود كه در مراجعين ديده مي‌شد.
بر اساس تقسيم ميزان تحصيلات مراجعين در دو گروه كمتر از دبيرستان و دبيرستان و باللاتر، افراد با تحصيلات بالاتر بطور معني داري بيش از گروه ديگر اقدام به تقليد علايم اختلال تفكر كرده بودند بطوريكه اين علايم در 31.8 درصد متمارضين با تحصيلات كمتر از دبيرستان و 63.2 درصد افرادي كه داراي تحصيات دبيرستان و بالاتر بودند ديده مي‌شد(p=0.045). در بررسي ساير نشانه هاي تقليد شده تفاوت معني داري ميان دو گروه مشاهده نشد.
در جدول شماره 5 – الف. و 5- ب. توزيع فراواني انواع نشانه هاي تقليدي در مراجعه كنندگان به بخش معاينات روانپزشكي بر حسب ميزان تحصيلات نشان داده شده است.
تمارض به علايم اختلالات رواني بيشتر در مراجعيني ديده مي‌شود كه از شهرها و شهرستانهاي كوچك به تهران مهاجرت كرده اند، بطوريكه 70.7 درصد متمارضين در اين گروه قرار دارند. 26.8 درصد نيز متولد روستا بودند. كمترين ميزان تمارض در يك مورد مراجعه كننده تهراني ديده ‌شد (2.4 درصد).
در نمودار شماره 3 توزيع فراواني تمارض به علايم رواني بر حسب محل تولد نشان داده شده است.
از نظر انواع نشانه هاي تقليد شده توسط مراجعين بر حسب محل تولد، تمارض به علايم اختلالات رفتاري و شناختي در متولدين روستايي بعنوان بيشترين علامت در 54.5 درصد موارد مورد تقليد قرار مي‌گرفت. مراجعيني كه متولد شهر و شهرستان بودند بيش از همه علايم اختلالات رفتاري (82.8 درصد) و پس از آن علايم خلقي و اختلالات عاطفه (75.9 درصد) را نشان مي‌دادند. تنها يك نفر از مراجعين در اين مطالعه متولد مركز استان بود كه علايم اختلالات ادراكي، اختلالات شناختي و اختلالات رفتاري را نشان مي‌داد. علايم اختلال محتواي فكر بعنوان كمترين علامت مورد تمارض، در متولدين شهر يا شهرستان (20.7 درصد) و در18.2 درصد متولدين روستا در كنار علايم اختلال ادراكي ديده مي‌شد.
بر اساس تقسيم محل تولد مراجعين در دو گروه روستايي و شهري، در بررسي نشانه هاي تقليد شده تفاوت معني داري ميان دو گروه مشاهده نشد.
در جدول شماره6 – الف. و 6 – ب. توزيع فراواني انواع نشانه هاي تقليدي در مراجعه كنندگان به بخش معاينات روانپزشكي بر حسب محل تولد نشان داده شده است.
تمارض به علايم اختلالات رواني بيشتر در مراجعيني ديده مي‌شود كه بي‌كار هستند، بطوريكه 41.5 درصد متمارضين در اين گروه قرار دارند. كمترين ميزان تمارض در يك نفر بازنشسته ديده ‌شد (2.4 درصد).
در نمودار شماره 4 توزيع فراواني تمارض به علايم رواني بر حسب شغل داده شده است.
از نظر انواع نشانه هاي تقليد شده توسط مراجعين بر حسب شغل، تمارض به علايم اختلالات رفتاري در اغلب گروهها (87.5 درصد كارگرها، 80 درصد كارمندان، تمامي زنان خانه دار، 83.3 درصد افراد با مشاغل آزاد و 64.7 درصد افراد بيكار) بعنوان بيشترين علامت مورد تقليد قرار مي‌گرفت. همچنين علايم اختلالات شناختي و اختلالات تفكر (هركدام 80 درصد) در كارمندان و علايم اختلالات شناختي (83.3 درصد) در افراد با مشاغل آزاد در كنار علايم تمارض به اختلالات رفتاري از جمله تظاهرات شايع در اين گروههاي شغلي بود. در اين مطالعه تنها يك مورد بازنشسته وجود داشت كه اقدام به تقليد علايم ختلال محتواي فكر نموده بود.علايم اختلال محتواي فكر بعنوان كمترين علامت مورد تمارض، در 17.6 درصد افراد بيكار و 12.5 درصد كارگران، 40 درصد كارمندان و 25 درصد زنان خانه دار مورد تقليد قرار گرفته بود. اين علايم در هيچكدام از مراجعين با شغل آزاد ديده نشد. علايم اختلالات ادراكي و اختلالات تفكر (هركدام 25 درصد) در زنان خانه دار و علايم اختلالات ادراكي (40 درصد) در كارمندان در كنار علايم تمارض به اختلالات محتواي فكر از جمله تظاهرات نادر در اين گروههاي شغلي بود.
بر اساس تقسيم وضعيت اشتغال مراجعين در دو گروه شاغل و بيكار، در بررسي نشانه هاي تقليد شده تفاوت معني داري ميان دو گروه مشاهده نشد.
در جدول شماره7 – الف و 7 – ب. توزيع فراواني انواع نشانه هاي تقليدي در مراجعه كنندگان به بخش معاينات روانپزشكي بر حسب وضعيت اشتغال نشان داده شده است.
تمارض به علايم اختلالات رواني بيشتر در مراجعيني ديده مي‌شود كه بعلت كلاهبرداري يا ادعاي حجر جهت فسخ قرارداد مراجعه كرده اند (39 درصد) و پس از آن مراجعيني بودند كه با هدف اخذ غرامت ادعاي آسيب رواني مي‌كنند (24.4 درصد). كمترين ميزان تمارض (7.3 درصد) در مراجعيني ديده مي‌شود كه به جرم حمل يا فروش مواد مخدر ارجاع شده بودند.
در نمودار شماره 5 توزيع فراواني تمارض به علايم رواني بر حسب علت ارجاع داده شده است.
از نظر انواع نشانه هاي تقليد شده توسط مراجعين بر حسب علت ارجاع فرد جهت بررسي روانپزشكي قانوني تمارض به علايم اختلالات رفتاري در اغلب گروهها (75 درصد مرتكبين جرايم جنايي و مالي، 90 درصد مدعيان اخذ غرامت مالي و تمامي مرتكبين حمل مواد مخدر) بعنوان بيشترين علامت مورد تقليد قرار مي‌گرفت. با اينحال علايم اختلالات ادراكي (50 درصد) بيشترين علايمي بود كه در مرتكبين جرايم مدني مورد تمارض قرار گرفته بود. همچنين كليه مجرمين مرتبط با حمل مواد مخدر علايم اختلالات شناختي را در كنار علايم اختلال رفتاري نشان مي‌دادند. علايم اختلال محتواي فكر بعنوان كمترين علامت مورد تمارض، در 12.5 درصد مرتكبين جرايم مالي و 20 درصد مدعيان اخذ غرامت مورد تقليد قرار گرفته بود. هيچيك از مجرمين مرتبط با حمل مواد مخدر علايم اختلالات محتواي فكر را نشان نمي‌دادند. با اينحال علايم اختلالات ادراكي (25 درصد) كمترين علايمي بود كه در مرتكبين جرايم جنايي ديده مي‌شد و هيچيك از مرتكبين جرايم مدني اقدام به تقليد علايم اختلالات شناختي ننموده بودند.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

بر اساس تقسيم علت ارجاع در دو گروه جرايم جنايي و غير جنايي، در بررسي نشانه هاي تقليد شده تفاوت معني داري ميان دو گروه مشاهده نشد.

در جدول شماره 8 -الف. و 8 – ب توزيع فراواني انواع نشانه هاي تقليدي در مراجعه كنندگان به بخش معاينات روانپزشكي بر حسب علت ارجاع فرد جهت بررسي روانپزشكي قانوني نشان داده شده است.
جدول شماره 1- توزيع سني و جنسي متمارضين در مراجعه كنندگان به بخش معاينات روانپزشكي واحد مركزي تهران
گروه سني
جنسيت
ه كمتر از 30 سال30-39 سال40-49 سال50-59 سالبالاي60 سالجمعSig
(chi square)تعداددرصدتعداددرصدتعداددرصدتعداددرصدتعداددرصدتعداددرصدزن12.4 24.9 0012.4 0049.80.55مرد1331.7 717.1 614.6 614.6512.23790.2جمع1434.1 922614.6 717.1512.241100
در اين جدول، بيشترين سن بروز علايم رواني جهت تمارض بين كمتر از 30 سالگي بوده، بطوريكه 34.1 درصد متمارضين در اين محدوده سني قرار داشته و 31.7 درصد اين افراد را مردان تشكيل مي‌دادند. با اينحال زنان 30 تا 39 ساله بيش از ساير زنان اقدام به تمارض نموده نيمي از مراجعين اين گروه را تشكيل مي‌دادند (2 نفر از 4 مراجعه كننده زن). همچنين كمترين سن تمارض در سنين بالاي 60 سال و تنها در 12.2 درصد مردان ديده مي‌شد. از ميان زنان بالاي 40 سال نيز تنها يك مورد (2.4 درصد) اقدام به تمارض در 58 سالگي مشاهده شد.
اين مطالعه نشان داد مردان بطور بيشتري اقدام به تقليد علايم رواني مي‌كنند، بطوريكه از 41 مورد، 37 نفر (90.2 درصد) مرد و 4 نفر (9.8 درصد) زن بودند، با اينحال از نظر آماري تفاوت معني داري ميان دو گروه ديده نشد.
نمودار شماره 1- توزيع سني متمارضين در جامعه مورد مطالعه
در اين نمودار، تمارض به علايم اختلالات رواني در جوانترها بيشتر ديده مي‌شود، بطوريكه 34.1 درصد متمارضين كمتر از 30 سال و 21.9 درصد بين 30 تا 39 سال سن دارند. كمترين ميزان تمارض در افراد بالاي 60 سال ديده مي‌شود (12.2 درصد).
جدول شماره 2 – توزيع فراواني انواع نشانه هاي رواني تقليد شده در مراجعين به بخش معاينات روانپزشكي
انواع نشانه هاي تقليد شدهتعداددرصدحدود اطمينان 95 درصدعلايم خلقي و عاطفه2765.90.513 تا 0.804علايم اختلال محتواي فكر819.50.074 تا 0.316علايم اختلال ادراكي1434.10.196 تا 0.487علايم اختلال تفكر1946.30.311 تا 0.616علايم اختلال شناختي2356.10.409 تا 0.713علايم اختلال رفتاري3175.60.625 تا 0.888جمع*41100*در اين جدول علايم اختلال رفتاري بيشتر از ساير علايم توسط مراجعين مورد تقليد قرار گرفته بود بطوريكه در 75.6 درصد ( حدود اطمينان 95 درصد: 62.5- 88.8) اين علايم ديده ميشد. پس از آن علايم خلقي و عاطفه 65.9 درصد (حدود اطمينان 95 درصد: 51.3- 80.4) ، علايم اختلال شناختي 56.1 درصد ( حدود اطمينان 95 درصد: 40.9 – 71.3) ، علايم اختلال تفكر 46.3 درصد ( حدود اطمينان 95 درصد: 31.1 – 61.6) و علايم اختلال ادراك 34.1 درصد (حدود اطمينان 95 درصد: 19.6 – 48.7) ميباشد. علايم اختلال محتواي فكر كمتر از ساير علايم توس مراجعين مورد تقليد قرار گرفته بود بطوريكه تنها در 19.5 درصد ( حدود اطمينان 95 درصد: 7.4 – 31.6) اين علايم ديده مي‌شد.
*با توجه درتعدادي از متمارضين بطور همزمان بيش از يكي از علايم اختلالات رواني مورد تقليد قرار مي‌گرفت، عبارت مجموع نشانگر كل تعداد افراد مي‌باشد.
جدول شماره 3- توزيع فراواني انواع نشانه هاي تقليدي در مراجعه كنندگان به بخش معاينات روانپزشكي بر حسب سن
گروه سني
نوع
نشانه هاي
تقليد شدهكمتر از 30 سال30-39 سال40-49 سال50-59 سالبالاي60 سالSig.
(fisher’s exact test)تعداددرصدتعداددرصدتعداددرصدتعداددرصدتعداددرصدعلايم خلقي و عاطفه964.3 666.7466.7685.72400.655علايم اختلال محتواي فكر214.3333.3116.7114.31200.855علايم اختلال ادراكي535.7666.7116.7114.31200.187علايم اختلال تفكر642.9 666.7350342.91200.613علايم اختلال شناختي965.1222.2350571.44800.188علايم اختلال رفتاري1178.6666.7583.371002400.185جمع*141009100610071005100*
در اين جدول، تمارض به علايم اختلالات رفتاري در اغلب گروههاي سني (78.6 درصد سنين كمتر از 30 سال، 66.7 درصد 30 تا 39 سال، 83.3 درصد 40 تا 49 سال و 100 درصد 50 تا 59 سال) بعنوان بيشترين علامت مورد تقليد قرار مي‌گرفت. با اينحال علايم اختلالات شناختي (80 درصد) بيشترين علايمي بود كه در افراد بالاي 60 سال مورد تمارض قرار گرفته بود. علايم اختلال محتواي فكر بعنوان كمترين علامت مورد تمارض، در اغلب گروههاي سني (14.3 درصدكمتر از 30 سال، 16.7 درصد 40 تا 49 سال، 14.3 درصد 50 تا 59 سال و 20 درصد افراد بالاي 60 سال) مورد تقليد قرار گرفته بود. با اينحال علايم اختلالات شناختي (22.2 درصد) كمترين علايمي بود كه در سنين 30 تا 39 سالگي ديده مي‌شد، با اينحال از نظر آماري تفاوت معني داري ميان هيچيك از گروهها ديده نشد.
*با توجه درتعدادي از متمارضين بطور همزمان بيش از يكي از علايم اختلالات رواني مورد تقليد قرار مي‌گرفت، عبارت مجموع در هر ستون نشانگر كل تعداد افراد در آن دسته مي‌باشد.
جدول شماره4- توزيع فراواني انواع نشانه هاي تقليدي در مراجعه كنندگان به بخش معاينات روانپزشكي بر حسب جنس
جنسيت
نوع


دیدگاهتان را بنویسید