2-1- مقدمه:
عشق اصيل و حقيقي و به قول قرآن “مودت” و “رحمت” لازمه آغاز و استمرار زندگي خانوادگي و مايه نشاط جسمي و عاطفي و روحي است. اگر زن و مرد، پروانه هاي شمع عشق باشند، زيباترين زندگي را به تصوير مي كشند اما برخي عشق در زندگي را با دوستي ها خياباني … اشتباه گرفته اند، عشق مافوق نيازهاي جسمي و مادي است زيرا نياز مادي و شهواني، چيزي جز يك نياز موقت بدني نيست كه به مجرد تخيله انرژي فشرده جنسي به پايان مي رسد. اما شور عشق هميشه باقي است.
به اعتراف دانشمندان اروپايي در جوامع آزاد كه جاذبه هاي ظاهري و شوق جنسي حاكم است، عشق اولين قرباني است. دراين صورت، عشق هاي برخاسته از نهاد و درون به افسانه تبديل شده جز مدعيان دروغين كسي يافت نمي شود زيرا پسري كه هر روز با دختري مي گردد و هر دم كه نگاه مي كند عده اي را در حال جلوه گري مي بيند ديگر تنوع طلبي در او حاكم نشده و از عشق به دور است. جواني كهدنبال چشم چراني است و در كوي و خيابان و بيابان … دل به عشق بازي اين و آن سپرده است، آيا چيزي جز شهوت و هوس مي داند؟
استاد مطهري م يگويد: “در مورد غريز جنسي و برخي غرايز ديگر، برداشتن قيود در عشق به مفهوم واقعي را مي ميراند و طبيعت را هرزه و بي بند و بار مي كند، در اين مورد هر چه عرضه بيش تر گردد هوس و ميل به تنوع افزايش مي يابد”.
“موريس مترلينگ” مي گويد: “عشق در تمامي موجودات وجود دارد، ولي درك آن ابع شرايطي است كه تا آن شرايط جور نشود امكان آن وجود ندارد … بعضي آن را منحرف مي كنند و ندانسه به صورت تمتع از لزت، مصرف مي نمايند و هيچ از حقيقت آن برخودار نمي شوند”.
آري! هر كه خود را رايگان و ارزان به اين و آن بفروشد، معلوم مي شود از بازار قيمت انسان بي خبر است. هر كسي هم كه زود عاشق شود و مرتب معشوق عوض كند، معلوم است كه عشق را به بازي گرفته يا خودش بازيچه هوس شده است. بازي گري و بازيچه بودن، هر دو ايه شرمساري است. بايد درباره مرز ميان عشق و هوس بيش تر انديشيد.
“كارن هرناي” مي گويد: “فرق بين عشق و نياز به جلب محبت آن است كه درعشق احساس دوستي و محبت بر همه چيز مقدم است. در حالي كه در نياز عصبي به جلب محبت، همواره نياز به رفع تشويش دروني مقدماست. بسياري از اين نوع روابط بين انسان ها گرچه اساسش سودجويانه است. مع ذالك ماسك عشق و دل بستگي به چهره مي زنند … به همين جهت يكي از مشخصات عشق حقيقي، پايدار بودن احساس محبت مي باشد”.
بنابراين عشق جنسي و دوستي هاي خياباني كه با تشرح غدد جنسي آغاز و با ارضاي زودگذر جسماني پايان مي يابد، نابودكننده عشق حقيقي و واقعي است. و عشق اصلي را به افسانه تبديل مي كند.
جواني كه با نامه و يا sms هاي “فدايت شوم” و “برايت مي ميرم” و “اگر تو نباشي من هيچم” و “دوستت دارم” خود را مي بازد و همچون پر اهي به اين سو و آن در حركت است، هميشه در حال هيجانات روحي و التهاب جنسي به سر مي برد خصوصا براي جواناني كه زمينه ارضاء غرائض جنسي فراهم نيست، اين گونه افراد به شدت دچار كم خوابي، بي اشتهايي و عصبانيت هستند و به دنبال آن به شدت دچار بيماري هاي جسماني مي شوند.
روانشناسان بر اين عقيده اند كه امراضي از قبيل زخم معده، كمبود ويتامين ها، رماتيسم، و بيماري هاي رواني و اعصاب و … از هيجان و التهاب سرچشمه مي گيرد،
“ويل كارنگي” به نقل از دكتري مي گويد: “آنچه مي خوريد، باعث زخم معده نمي شود، بلكه آن چه كه شما را مي خورد (هيجان) موجب پيدايش اين زخم مي شود”.
استاد مطهري مي گويد: “(اين نوع روابط) هيجان ها و التهاب هاي جنسي را فزوني مي بخشد … با توجه به اين كه روح بشر فوق العاده تحريك پذير است. اشتباه است كه گمان كنيم تحريك پذيي روح بشر محدود به حد خاصي است و از آن پس آرام مي گيرد. هيچ فردي از تصاحب زيبارويان و هيچ زني از متوجه كردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هيچ دلي از هوس (و رفاقت هاي هوس آلود” سير نمي شود. تقاضاي نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدني است و هميشه مقرون به نوعي احساس محروميت و دست نيافتن به آرزوها و به نوبه خود منجر به اختلالات روحي و بيماري هاي رواني مي گردد كه امروزه در دنياي غرب بسيار به چشم مي خورد.”
هرگونه ارتباط و دوستي دختر و پسر تا زمانيكه نامحرم هستند از ديدگاه شرع ممنوع است. از مراجع عظام پرسيده شده است كه “نامه نگاري با نامحرم و طرح مسائل عشقي يا شهواني در نامه و … چه حكمي دارد؟
فرموده اند: جايز نيست و از هر كاري كه موجب مفسده است اجتناب شود.
اين گونه روابط خلاف تقواس و ايمان و معنويت را نابود مي كند. علي(ع) فرمود: “لا يجتمع الشهوة و الحكمة؛ شهوت و حكمت در يك قلب جمع نمي شود.” و در جايي ديگر فرمود: “لاتفسد التقوي الا غلبة الشهوات؛ هيچ چيز به اندازه چيرگي شهوت، تقوا ا از بين نمي برد”. و در جاي ديگر تصريح كرد كه “قرين الشهوة مريض النفس معلول العقل؛ كسي كه با شهوت همراه شود جان و عقلش بيمار مي شود”.
استاد مطهري مي نويسد: “جواني كه از ديدن رويي زيبا و مويي مجعد به خود مي لرزد و از لمس دستي ظريف به خود مي پيچد، بايد بداند جز جريان مادي حواني در كار نيست. اين گونه عشق ها به سرعت مي آيد و به سرعت مي رود، قابل اعتماد و توصيه نيست، خطرناك و فضيلت كُش است تنها با كمك عفاف و تقوا و تسليم نشدن در برابر آن است كه آدمي سود مي برد … “.

2-2- پيامدهاي منفي دوستي هاي قبل از ازدواج
1. ترس از افشاي ارتباط هاي گذشته
جواني كه انتظار دارد كه زندگي او سرشار ازعشقو محبت و آرامش باشد اگر در گذشته دوستي هايي داشته، هميشه نگران است كه مبادا روابط گذشته او آثار بدي در زندگي اش گذارد و هر آن احتمالافشاي آن سبب بروز مشكلاتي گردد، به ويژه در بافت اجتماعي جامعه اسلامي ما.
2. بدگماني نسبت به همديگر
پسري كه قبل از ازدواج با افراد زياديارتباط داشته است به هنگام ازدواج به هر دختري نظر مي كند، مي پندارداو نيز با پسرهاي متعددي ارتباط داشته پاك و عفيف نيست.
حال اگر جواني با تجربه هاي قبل از ازدواج بخواهد كانون عشقي بر پا كند، خانواده اي تشكيل دهد، اولين مشكل او بدگماني به همسر اوست كه نكند او هم به سان ديگر دختران از دوستان پسري برخوردار باشد. و طبعا اضطراب و ناآرامي بر زندگي او حاكم خواهد شد.
“ويل دورانت” در اين زمينه مي گويد: “مرد، نگران و مضطرب است كه مباداكسي پيش از او زنش را تصرف كرده باشد، ولي اين نگراني و اضطراب در زن كمتر است”.

3. تنوع طلبي
مرد با زنيكه قبل از ازدواج با افراد متعددي ارتباط دوستي دانسته خواه ناخواه تنوع طلب مي شود و اين امر بعد از تشكيل خانواده و زندگي مشترك همچنان ادامه مي يابد، و اين امر عامل كم شدن محبت به كانون گرم خانواده مي شود.
“ويل دورانت” مي نويسد: “فساد پس از ازدواج، بيش تر محصول عادات پيش از ازدواج است … (كه) در زير عوامل سطحي طلاق، نفرت از بچه داري و ميل به تنوع طلبي نهان است. ميل به تنوع گرچه از همان آغاز در بشر بوده است ولي امروزه به سبب اصالت فرد در زندگي و تعدد محركات جنسي در شهرها و تجاري شدن لذت جنسي، ده برار گشته است”.

4. دشمني و نفرت
فلسفه منع كاميابي جنسي از غير همسر مشروع و منع ارتباط با نامحرمان از نظر خانوادگي اين است كه همسر قانوني شخص از لحاظ رواني عامل خوش بخت كردن او به شمار برود، در حالي كه در سيستم آزاد كاميابي و ارتباط دوستانه، همسر قانوني از لحاظ رواني، يك رميت و فراهم و زندانبان و نگهبان به شمار مي رود و در نتيجه كانون خانوادگي بر اساس و دشمني و نفرت پايه گذاري مي شود.

5. جرّ و بحث دائمي
بدگماني از يك طرف و تنوع طلبي از طرف ديگر باعث مي شود هميشه جر و بحثي بين زوجين در گيرد و هر چند وقت يكبار به اين مسأله اشاره شود كه بلي اگر تو سالم بودي با من دوست نمي شدي.
جمعي از جوانان در مصاحبه درباره روابط دختر و پسر عليرغم اصرار بر رفع محدوديت هاي موجود در جامعه و خانواده در لا به لاي سخن خود به برخي از مفاسد اشاره نموده اند.
پسري مي گويد: “به نر من اگر پس ازايجاد ارتباط، ازدواجي صورت گيرد مشكل آفرين مي شود، چون پسرهايي كه (با دختري) دوست مي شوند، تا مشكلي در زندگي مشترك پيش مي آيد مي گويند: آره تو همان كسي بودي كه با من دوست شدي … “.
2-3- تأثير دوستي‌هاي قبل از ازدواج در زندگي مشترک
دوستي‌هاي قبل از ازدواج، موضوعي است که براي بسياري از افراد، سؤالات و ابهامات متعددي ايجاد کرده است. در اين مقاله قصد داريم تا به طور مختصر به اين مقوله اشاره کنيم و به اين سؤال پاسخ دهيم که آيا دوستي‌هاي قبل از ازدواج مي‌توانند منجر به شناخت بهتر و در نهايت، انتخابي بهتر شوند؟
آنچه مشخص است اينکه عشق اصيل و حقيقي، براي آغاز و استمرار زندگي خانوادگي ضروري است و چنين احساسي به ايجاد نشاط جسمي و عاطفي و روحي منجر مي‌شود. اگر زن و مرد، زندگي مشترک خود را بر پايه عشقي واقعي بنا کنند، زيباترين زندگي را به تصوير مي‌کشند. اما مهم اين است که اين عشق را چگونه تعريف کنيم. چه بسا کم نيستند افرادي که عشق را در دوستي‌هاي خياباني جستجو مي‌کنند …، در حاليکه عشق واقعي، احساسي مافوق نيازهاي جسمي و مادي است و شوري تمام نشدني و باقي است.
در رابطه با دوستي‌هاي قبل از ازدواج، نحوه نگاه و نگرش افراد، بسيار مهم است. چرا که بسياري از افراد در آغاز اين روابط، به واقع قصد ازدواج و تشکيل زندگي مشترک ندارند و اين روابط را براي تنوع و بهره‌گيري از لذتهاي موقتي آن مي‌خواهند. بنابراين مي‌توان گفت که ميزان کمتري از افراد وجود دارند که هدف‌شان از ايجاد اين روابط، تشکيل زندگي و انتخاب يک شريک مناسب باشد.
به اعتراف دانشمندان اروپايي در جوامع آزاد که جاذبه‌هاي ظاهري و شوق جنسي حاکم است، عشق اولين قرباني است. دراين صورت، عشق‌هاي برخاسته از نهاد و درون به افسانه تبديل شده و جز مدعيان دروغين، کسي يافت نمي‌شود. زيرا پسري که هر روز با دختري مي‌گردد و هر دم که نگاه مي‌کند عده‌اي را در حال جلوه‌گري مي‌بيند ديگر تنوع‌طلبي در او حاکم شده و از عشق به دور است. جواني که دنبال چشم‌چراني است و در کوي و خيابان و بيابان … دل به عشق بازي اين و آن سپرده است، آيا چيزي جز شهوت و هوس مي‌داند؟(?)
استاد مطهري ميگويد: “در مورد غريز جنسي و برخي غرايز ديگر، برداشتن قيود، عشق به مفهوم واقعي را مي‌ميراند و طبيعت را هرزه و بي‌بند و بار مي‌کند، در اين مورد هر چه عرضه بيش‌تر گردد هوس و ميل به تنوع افزايش مي‌يابد”

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

“موريس مترلينگ” مي‌گويد: “عشق در تمامي موجودات وجود دارد، ولي درک آن تابع شرايطي است که تا آن شرايط جور نشود امکان آن وجود ندارد … بعضي آن را منحرف مي‌کنند و ندانسته به صورت تمتع از لذت، مصرف مي‌نمايند و هيچ از حقيقت آن برخودار نمي‌شوند”.
به نظر مي‌رسد که جوانان بسياري در اين زمينه دچار اشتباه شده‌اند و لذت‌هاي زودگذر و ارضاي حس تنوع طلبي را با عنوان عشق و انتخاب همسر، اشتباه گرفته‌اند.
“کارن هرناي” مي‌گويد: “فرق بين عشق و نياز به جلب محبت آن است که درعشق، احساس دوستي و محبت بر همه چيز مقدم است. در حالي که در نياز عصبي به جلب محبت، همواره نياز به رفع تشويش دروني مقدم است. بسياري از اين نوع روابط بين انسان‌ها گرچه اساسش سودجويانه است. مع ذالک ماسک عشق و دل‌بستگي به چهره مي‌زنند … به همين جهت يکي از مشخصات عشق حقيقي، پايدار بودن احساس محبت مي‌باشد”. با توجه به نکات مذکور مي‌توان اينطور بيان کرد که منشأ عشق واقعي را نمي‌توان با دوستي‌هاي قبل از ازدواج تعريف کرد و همانطور که گفته شد اين روابط، نوعاً به تفريحاتي زودگذر شبيه هستند که عواقب و نتايج مثبتي را به دنبال نخواهند داشت. اما در اينجا به اين سؤال پاسخ مي‌دهيم که چنانچه اين دوستي‌هاي منجر به ازدواج شوند، به چه ميزان در انتخاب شايسته و خوشبختي افراد در زندگي مشترک، تأثيرگذارند؟
پاسخ به اين سؤال بسيار گسترده و طولاني است. اما در اين نوشتار به طور مختصر به اين مطلب اشاره مي‌کنيم.
به طور کلي يک اصل مهم در بحث ازدواج وجود دارد و آن اينکه، شرايط زندگي زوجين در مراحل مختلف آشنايي و ازدواج و آغاز زندگي مشترک، با تفاوتهايي همراه است. اين به معناي تغيير يافتن افراد نيست. بلکه به اين معناست که مثلاً شرايط دوران نامزدي و عقد به گونه‌اي است که اقتضائات خاص خود را مي‌طلبد و اين شرايط به طور حتم در زمان بعد از عروسي و زندگي در زير سقف مشترک، تفاوتهايي پيدا مي‌کند. تفاوتهايي که ناشي از حرکت رو به جلو در مسير طبيعي زندگي است که در ادامه با ورود فرزندان به خانواده، باز هم دستخوش تغييراتي مي‌شود که ممکن است شرايط اين زمان به هيچ وجه با دوران نامزدي قابل قياس نباشد. بنابراين همه افراد، اعم از کساني که سالها دوستي قبل از ازدواج را تجربه کرده‌اند و آنانکه با ازدواج سنتي به عقد يکديگر در آمده‌اند، بايد مسير مشخصي را طي کنند که بعضاً با بالا و پائين‌هايي روبروست که بايد با درايت و هوشياري طرفين سپري شود تا مشکلي پيش نيايد. اما در اين ميان يک تفاوت اساسي وجود دارد و آن اين است که افرادي که دوستي‌هاي قبل از ازدواج را تجربه کرده‌اند، گرفتاري عاطفي دارند. يعني ممکن است مثلاً تجربه دوستي با چند نفر را داشته باشند و يکي از آنها منجر به ازدواج شده باشد. اين افراد همواره در زندگي مشترک خود با ذهنيت‌ها و تجربيات عاطفي که داشته‌اند، درگير هستند و قياس‌هاي ذهني آنها را رها نمي‌کند. هرچند که ممکن است خلاف اين موضوع را بيان کنند اما فراموش کردن گذشته برايشان دشوار است. به اين ترتيب زمينه تنش در اين افراد در زندگي مشترک بيشتر است و در اين نقطه است که اين نتيجه حاصل مي‌شود که دوستي‌هاي قبل از ازدواج نمي‌تواند تأثير چنداني بر نحوه گذران زندگي مشترک داشته باشد. چرا که شرايط حاکم بر زندگي مشترک با فضاي دوستي قبل از ازدواج کاملاً متفاوت است. البته نمي‌توان کسب شناخت در رابطه با انتخاب شريک زندگي را ناديده گرفت. آنچه مهم است اينکه چنين تصوري ، چندان قابل اعتماد نيست که دوستي‌هاي قبل از ازدواج به انتخاب همسر دلخواه و داشتن زندگي سعادتمندانه منجر مي‌شود. مي‌توان بدون داشتن اين دوستي‌ها و با نظارت و راهنمايي والدين و برخورداري از مشورت مشاوران زبده، به انتخاب فردي مناسب براي زندگي مشترک کمک کرد.
البته لازم به ذکر است که تجربه دوستي‌هاي قبل از ازدواج، تبعات منفي را براي افراد به دنبال دارد. به عنوان مثال لطمه عاطفي شديد، دلسردي در زندگي مشترک، بدبيني به جنس مخالف، منصرف شدن از ازدواج و همچنين افسردگي را مي‌توان به عنوان برخي از عوارضي دانست که در صورت عدم ازدواج با چنين دوستاني دامن‌گير طرفين خواهد شد.
وقتي دو نفر پس از دوستي با يکديگر ازدواج مي‌کنند، ممکن است عزت و احترام دختر نزد خانواده همسر کم شود و همچنين در صورت هر‌گونه مشکلي بين دو نفر، خانواده‌هاي آنها به سرزنش دائمي‌آنها بپردازند. که اين فشار مضاعفي را بر هر دو نفر وارد خواهد ساخت. به نظر مي‌رسد که ازدواج شکوهي به دنبال دارد که اين شکوه و تازگي در بين زوجهايي که مدتها با يکديگر دوست بوده‌اند به مراتب کمتر از ساير زوجهاست.
اما بعد ديگر اين موضوع به حفظ حريم و حدود شرعي و اخلاقي مربوط مي‌شود. مسلماً جواناني که نسبت به جنس مخالف، براي خود حد و مرزي قائل بوده‌اند و خود را از برقراري اين روابط حفظ کرده‌اند، بهره بيشتري از زندگي مشترک در آينده خواهند برد و اين يک وعده الهي است که در متون ديني ما به آن اشاره شده است و اين مسئله تأثير مستقيم بر زندگي و سرنوشت افراد دارد.
2-4- آسيب هاي دوستي قبل ازدواج
يكي از انگيزه هاي ارتباط پسران و دختران جوان قبل از ازدواج، ايجاد فرصتي براي شناخت بيشتر از يکديگر است. آنها تصور مي کنند که اين دوستي فرصت مناسبي براي شناخت کامل فرد مقابل و در نتيجه موفقيت در ازدواج و زندگي آينده شان است در حالي که در اکثر موارد در کنار اين ويژگي هاي به ظاهر خوب مشکلات عديده اي براي افراد درگير در آن به خصوص براي دختر و پسر پديد مي آورد که در ذيل به بررسي برخي از آنها مي پردازيم.
2-4-1- وابستگي

نياز به محبت ورزيدن و مورد محبت واقع شدن در دوران جواني به اوج خود مي‌رسد. از اين رو افراد در اين دوران به سرعت عاشق مي‌شوند. پس از مدتي علاقه ابتدايي بين دو نفر شدت مي‌يابد و كم‌كم دو طرف به يكديگر وابسته مي‌شوند. اين وابستگي در بسياري از موارد، آفت بزرگي براي زندگي آن‌هاست. براي نمونه به علت وابستگي شديد آن‌ها در تمام اوقات شبانه روز در فكر فرد مقابل هستند.
2-4-2- افت تحصيلي يا ركود علمي
تحصيل دانش، نيازمند تمرکز فکري و روحي است. اما در اين گونه روابط دختر و پسر به علت وابستگي بسيار به يکديگر مدام در فكر هم بوده و به ديدارها و ملاقات‌هاي حضوري و تلفني شان توجه مي كنند که اين خود بزرگ‌ترين مانع در راه رشد و ترقي علمي آن‌هاست.
2-4-3- اضطراب، تشويش و احساس نگراني
معمولاً در اين‌گونه دوستي‌ها وجود افكاري چون احساس گناه، ترس از والدين و تلاش براي پنهان داشتن اين رابطه، خيال ازدواج، نگراني از تهديد به فاش كردن رابطه توسط يکي از طرفين، ترس از دست دادن فرد مقابل و… باعث ايجاد برخي تعارضات دروني و اضطراب‌هاي مستمر در فرد مي‌شود.
2-4-4- فقدان شناخت درست و واقع بينانه
در اين‌ روابط دختر و پسر سعي مي‌کنند به گونه‌اي رفتار کنند که از نظر ديگري قابل تحسين باشند. در واقع افراد براي خوب جلوه کردن در نظر ديگري به رفتارهاي تصنعي روي مي‌آورند. حال اگر اين رابطه به ازدواج بيانجامد، افراد بدون هيچ شناخت دقيق و درستي از يکديگر وارد زندگي مشترک‌ مي‌شوند. از سوي ديگر به دليل وابستگي بيش از حد به يکديگر نه تنها عيوب فرد مقابل را نمي بينند بلکه او را فردي سرشار از نيكي‌ها، خوبي‌ها، زيبايي‌ها و … تصور مي کنند. امام علي (عليه السلام) مي‏فرمايند: “حبّ الشّيء يعمي و يصمّ، (ميزان الحکمه،ج2، ص208، ح3066.) دوست داشتن چيزي، انسان را كور و كر مي‌كند.”
2-4-5- تصميم‌ گيري نادرست براي ازدواج
در اين حالت وقتي افراد به شناخت درستي از يکديگر نرسيده اند، تصميم به ازدواج مي گيرند. در حالي كه اين نوع انتخاب‏ها كه در فضايي آكنده از احساسات و عواطف و به دليل نبود شناخت عميق و واقع‏بينانه صورت مي‌گيرد، زندگي مشترك را تلخ و آينده را تيره و تار مي‏سازد.
2-4-6- ايجاد جو بدبيني در زندگي مشترک
اگر اين رابطه به ازدواج بيانجامد، ممکن است در آينده هر يک از طرفين دچار نوعي شک و ترديد نسبت به فرد مقابل شوند و گمان کنند، اين فرد که وقتي به راحتي با من رابطه برقرار کرده، از کجا معلوم با اينکه همسر من هست با ديگري نيز ارتباط برقرار نکند. بر همين اساس بسياري از اين ازدواج‌ها که به ازدواج‌هاي خياباني موسوم است، از پايه متزلزل اند چرا که دختر و پسر هر دو نسبت به هم بدبين هستند. (روابط و دوستي‌هاي دختران و پسران، کبري صفر نژاد، سحر غلام حسين‌زاده، ص 84.)
2-4-7- ايجاد مشکلات روحي
در صورتي که اين دوستي ها به ازدواج منتهي نشوند که در موارد بسياري هم به دليل تغيير شرايط طرفين يا مخالفت خانواده ها چنين مي شود، آثار روحي منفي بسياري به ويژه بر دختر خواهد داشت که احساس سرخوردگي و شکست روحي، افسردگي، نفرت از جنس مخالف و ازدواج گريزي و در مورد دختران از دست دادن بسياري از خواستگاران برخي از اين آثار است.
2-4-8- آسيب‌هاي اقتصادي
گاه روابط دختر و پسر سبب زيان‌هاي مالي يا براي خود آنها يا براي خانواده‌ها مي‌شود. براي نمونه خريد هداياي گران قيمت براي يکديگر، اخاذي‌ يکي از طرفين از ديگري و…
2-4-9- در خطر بودن آبرو
در اين راستا بسيار ممکن است که به دليل رفت و آمد پسر و دختر، تعرض به حريم شخصي او و… آبروي آنها و حتي اعضاي خانواده هايشان به خصوص دختر خانم (در صورتي که اين رابطه به ازدواج منتهي نشود) به خطر بيفتد.گاه حتي اين امر خانواده ها را مجبور به تغيير محل سکونتشان مي کند.
2-5- آثار رابطه با جنس مخالف
ارتباط با جنس مخالف، به خصوص اگر رابطه اي خارج از محدوده اخلاق و دستورات ديني باشد، آثار و تبعات زيان باري به دنبال دارد:
1- از بين رفتن كرامت انساني و غرق شدن در گرداب شهوت ها: اگر انسان به غريزه جنسي به عنوان يك هدف و خارج از چهارچوب مقرّرات اجتماعي، فرهنگي و اعتقادي بپردازد، هر عاملي كه بهتر و بيشتر به شهوت ها پاسخ دهد، جايز شمرده مي شود و در اين صورت، چشم چراني، علاقه ي شهواني به همجنس، خودارضايي، اعتياد به عكس ها و فيلم هاي مبتذل و آزادي ارتباط دختران و پسران با يكديگر پسنديده مي نمايد، حتي اگر با ضابطه هاي عقلي و ديني در ستيز باشند و به نابودي شرافت انساني و جامعه بشري بينجامند!
با نگاهي به جوامع غربي پيامدهاي منفي رابطه دختران و پسران را بر فرد و جامعه به خوبي درخواهيم يافت. در اين جوامع، هدف انسان از زندگي و آينده روشن از ميان رفته و افزايش روزافزون قتل و جنايت، اعتياد، خودفروشي، آشفتگي روحي و رواني و ديگر آسيب هاي اخلاقي و انساني، همه ناشي از غلبه ي شهوات و بي بند و باري بر عقل و ايمان است.
2-كاهش آرامش رواني و افزايش التهاب و اضطراب: برخي صاحب نظران غربي آزادي هاي جنسي را عامل آرامش روحي و زدودن عقده هاي دروني مي دانند، ولي پس از اجراي فراگير اين راهكار در غرب، شاهد افزايش روزافزون آمار بيماري هاي رواني، خودكشي و جنايت هاي ناشي از ناكامي هاي جنسي مي باشند.
روشن است كه گسترش محرّك هاي جنسي انسان را به رابطه گسترده با جنس مخالف مي كشاند و هرگونه شكست در اين راه، به آسيب بزرگ تري خواهد انجاميد. اين نوع رابطه هيجان ها و التهاب هاي جنسي را فزوني مي بخشد و تقاضاي جنسي را به صورت آتشي شعله ور، عطشي روحي و خواست اشباع نشدني درمي آورد. در نتيجه، با توجه به اينكه روح بشر فوق العاده تحريك پذير است، اشتباه است كه گمان كنيم تحريك پذيري روح بشر محدود به حد خاصي است. هيچ نوجوان پسري از تصاحب دختران و هيچ دختري از متوجه كردن پسران و در نهايت، هيچ دلي از هوس، سير نمي شود. تقاضاي نامحدود، خواه و ناخواه، انجام ناشدني است و هميشه همراه نوعي احساس محروميت و دست نيافتن به آرزوهاست و به نوبه خود، منجر به اختلالات روحي و بيماري هاي رواني مي گردد. البته همه اين ها در صورتي است كه تقوا و ترس از خدا وجود نداشته باشد.
كسي كه تقوا دارد و حريم الهي را نگه مي دارد خداوند او را براي نجات از گرداب هاي اخلاقي ياري مي دهد.
3- پيدايش تنوّع خواهي و اثرگذاري آن بر انتخاب فرد در ازدواج: نوجوانان و جواناني كه پيش از ازدواج، با جنس مخالف خود، رابطه برقرار مي كنند، هنگام ازدواج و انتخاب همسر، به همه با ديد شك و ترديد مي نگرند. حتي پس از ازدواج نيز روحيه ي هوسبازانه و تنوّع طلبانه، روانشان را آزار مي دهد و چه بسا به سوي منجلاب فساد كشيده شوند و راه بي بندباري را در پيش گيرند.
4- آلوده شدن به معصيت: قرآن كريم و روايات معصومان(عليهم السلام)از ارتباط جنسي با ديگران و نگاه هاي شهوت آميز برحذر داشته و وعده خسران و عذاب به مرتكبان چنين اعمالي داده است.
قرآن كريم مي فرمايد: (قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَي…. وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ…. زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ…) (نور: 30 و 31); به مؤمنان بگو! چشم هاي خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند و عفاف خود را حفظ كنند. اين براي آنان پاكيزه تر است. و به زنان با ايمان بگو: چشم هاي خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گيرند و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را آشكار ننمايند جز بر شوهرانشان .


دیدگاهتان را بنویسید