اين مشكلات تا زماني كه مردها برنامه‌ريز و سياستگذار در همة سطوح جامعه هستند، وجود خواهند داشت. زيرا تا به طور محسوس و واقعي لمس نشوند، راهكارهايي هم كه ثمربخش باشد، ارائه نخواهد شد.
اهميّت پژوهش:
اركان نوع انسان همانند بسياري از پديدارهاي غربي دو تايي است. زن و مرد هر يك از اين دو به تنهايي و به طور مستقل آفريده شده و توان و بضاعت ادامة حيات خويش را نيز به طور مستقل دارا هستند. ليكن در عين استقلال، براي نيل به كمال، هيچ يك از ديگري مستغني نيستند و هر دو به هم وابسته‌اند. اين وابستگي نيز متقابل است و ميزان تقابل وابستگي در اين دو ركن موزون و متعادل مي‌باشند و نياز هيچ يك به ديگري، كمتر و يا بيشتر از ديگري نيست. اما متاسفانه اين اصل بديهي، در بلنداي تاريخ به گونه‌اي نابرابر تعبير شده است و ثقل اين وابستگي گرديده است، حال آنكه منحني اين وابستگي از نوع متقارن است و ثقلش در ميان.
يكي از دلايلي كه كشورهاي صنعتي و فراصنعتي به لحاظ علمي و دانش فني از ساير كشوها قوي تر هستند، اين است كه از تمامي عواملي كه در توسعه دخيل هستند، از جمله عامل نيروي انساني به خوبي بهره مي‌گيرند. ما نيز در مسير توسعه چاره‌اي جز ايجاد ساختارهاي مناسب جهت تقويت نيروي انساني ماهر نداريم. نيروهايي كه بتوانند با اتكاء به دانش، مهارت و استفاده از فن آوري مناسب، هر چه سريعتر شكاف بين توسعه و توسعه نيافتگي را پر نمايند و در چنين شرايطي كنار گذاردن زنان كه نيمي از پيكره جامعه را تشكيل مي‌دهند حاصلي جز عقب‌ماندگي ندارد. اگر كشوري تا 10 سال آينده خود را به توسعه يافتگي نرساند، فرصت را براي هميشه از دست خواهد داد. در واقع مي‌توان با برنامه ريزي استراتژيك در مورد نقش زنان در توسعه و ترسيم خطوط آن، اين اعتقاد را بارور سازيم كه از اين نيروي عظيم جامعه در آينده‌اي نه چندان دور بتوان بهره كافي برد. براي دست يابي به اهداف توسعه بايد نيازها، امكانات و محدوديت‌ها را شناخت و با نگاه آينده ساز براي تغيير وضع موجود چاره‌اي انديشيد و بستر مناسب براي رشد خلاقيت و ابتكار را در زنان ايجاد نمود. بايد ارزش نقش زنان را در دو بعد خانواده و اجتماع بشناسيم و در راستاي برنامه‌هاي توسعة زنان را در جايگاه و منزلت واقعي‌شان قرار دهيم و هرگز فراموش نكنيم، فرمايش گوهربار پير روشن دوران خود را كه فرمود، مرد از دامن زن به معراج مي‌رود و اين درختي بود كه در نهضت عظيم اسلامي‌مان به ميوه نشست و در دوران سازندگي بايد تناورتر و متعهدانه‌تر سر بر آستان جانان سايد. (كبيري، قاسم، مباني رفتار سازماني، صفحه 39)
بررسي انجام شده گوياي مشكلاتي به شرح ذيل در خصوص زنان شاغل است، از جمله اين مشكلات عبارتند از:
1- تفاوت در پرداخت دستمزد بين زنان و مردان در شرايط مساوي كار.
2- نبودن تنوع شغلي براي زنان و محدوديت‌هاي فرهنگي در مورد اشغال.
3- وجود قوانيني مغاير با روحيه زنان.
4- ايجاد موانعي براي ارتقاء شغلي زنان.
5- نبودن خط‌مشي جدي در مورد احقاق حقوق زنان.
اينها از مشكلات محسوس اشتغال زنان هستند كه بديهي است كه اين مشكلات در مورد زنان شاغل همه عرصه‌هاي شغلي نيز صدق مي‌كند. لذا اهميت بررسي اين مشكلات و احيانا راهكارهايي براي بهبود وضعيت اشتغال زنان لازم مي‌شود چرا كه بهينه سازي محيط كار، راندمان كار را بالا مي‌برد و به طبع سطح آموزشي و فرهنگي نيز بالاتر خواهد رفت. ان شاءا…(دان بلانت، مارك جكسون، اقتصاد كار و نيروي انساني، صفحه 51)
اهــداف
الف- اهداف اصلي پژوهش:
شناخت مسائل و مشكلات زنان شاغل
ب- اهداف فرعي پژوهش:
1- تعيين سوابق خدمت زنان شاغل و رابطة آن با مسائل زنان شاغل.
2- تعيين ساعات اضافه كار و رابطه آن با مسائل زنان شاغل.
3- تعيين تأثير شغل همسر و تحصيلات او بر مسائل زنان شاغل.
4- تعيين تأثير تعداد فرزندان بر مسائل و مشكلات زنان شاغل.
5- تعيين تأثير روابط با همسر بر مسائل و مشكلات زنان شاغل.
6- تعيين تأثير رابطه با سرپرست در محيط كار بر مسائل و مشكلات زنان شاغل.
7- تعيين تأثير رابطه با سرپرست در محيط كار بر مسائل و مشكلات زنان شاغل.
8- تعيين تأثير فشار رواني در محيط كار بر مسائل و مشكلات زنان شاغل.
9- تعيين تأثير دوره تخصصي قبل از احراز سمت بر مسائل و مشكلات زنان شاغل.
10- تعيين تأثير درآمد ماهانه بر مسائل و مشكلات زنان شاغل.
پ- اهداف كاربردي
شناخت راهكارهايي براي بهبود وضعيت زنان شاغل و بهينه سازي محيط كار.
فرضيات:
1- بين سابقة‌ خدمت و درك سرپرست در محيط كار رابطه وجود دارد.
2- بين سمت و ميزان همكاري همسر در خانه رابطه وجود دارد.
3- بين ميزان تحصيلات و درك سرپرست در محيط كار رابطه وجود دارد.
4- بين وضعيت تأهل و درك سرپرست در محيط كار رابطه وجود دارد.
5- بين وضعيت تأهل و ساعات كار بيرون از خانه رابطه وجود دارد.
6- بين ميزان درآمد ماهانه و همكاري همسر در خانه رابطه وجود دارد.
7- بين تعداد فرزندان و ساعات كار بيرون از خانه رابطه وجود دارد.
8- بين شغل همسر، تفاهم و همكاري و همفكري با همسر و سمت رابطه وجود دارد.
سؤالات پژوهش:
1- آيا بين سابقه خدمت و درك سرپرست در محيط كار رابطه وجود دارد؟
2- آيا بين سمت و ميزان همكاري همسر در خانه رابطه وجود دارد؟
3- آيا بين ميزان تحصيلات و درك سرپرست در محيط كار رابطه وجود دارد؟
4- آيا بين وضعيت تأهل و درك سرپرست در محيط كار رابطه وجود دارد؟
5- آيا بين وضعيت تأهل و ساعات كار بيرون از خانه رابطه وجود دارد؟
6- آيا بين ميزان درآمد ماهانه و همكاري همسر در خانه رابطه وجود دارد؟

7- آيا بين تعداد فرزندان و ساعات كار بيرون از خانه رابطه وجود دارد؟
8- آيا بين شغل همسر، تفاهم و همكاري و همفكري با همسر و سمت رابطه وجود دارد؟
تعريف واژه‌ها:
Duty: تكليف، وظيفه – شامل قسمت عمده‌اي از اجراي كار به وسيله يك شخص بوده است و ممكن است شامل تعدادي وظيفه (Task) باشد. (مانند: اداره و هدايت مصاحبه‌ها/پاسخگويي به متقاضيان و …)
Job: شغل – گروهي از پست‌هايي كه از نظر اهميت وظيفة (Duty) يكسان و يا حداقل مشابه باشند را در برمي‌گيرد.
Occupation: حرفه‌ها به گروهي از مشاغل اطلاق مي‌شود كه از نظر شرايط تجربي آموزشي، نوع مهارت و دانستني‌ها و توانايي لازم را براي كاركنان، يكسان باشد. ليكن رشته شغلي (حرفه) شامل تمام محدودة كار بدون توجه به درجه يا سطح را شامل مي‌شود. (فرهنگ لغت آريانپور “انگليسي به فارسي”))
معني شغل در لغت:
شغل در لغت به معني كار و بي فرصتي، در كار داشتن كسي، مشغول كار كردن، به كار واداشتن، كاري كه شخص در زندگي براي خود انتخاب كرده است و نيز به معني كسب و كار، حرفه و پيشه، صنعت، كارگيري كار و بار، منصب و خدمات آمده است. (فرهنگ لغت دهخدا، معين، نفيسي، عميد)
معني شغل در آيات و روايات:
قاموس قرآن شغل بر وزن علق و قفل، هر دو را به معني مشغوليت آورده است و شغل به معناي كاري است كه آدمي را به خود مشغول سازد و از كارهاي ديگر باز دارد. (فرهنگ غياث اللغات)
حضرت علي (ع) مي‌فرمايد:
“اگر تن دادن به شغل مايه رنج است، بيكاري دائم باعث فساد است. پس به طور كلي شغل عبارت است از مجموعة اعمال و فعاليت‌هايي كه هر فرد در زندگي به منظور تامين يك رشته اهداف مادي و معنوي به طور مداوم در پيش مي‌گيرد كه اين تعريف در مشاغل دولتي هم صادق است، چرا كه شغل دولتي مجموعة اعمال و رفتاري است كه از طرف دولت به عهدة شاغل واگذار مي‌گردد.” (نهج البلاغه، صفحه 11)
مسائل و مشكلات زنان شاغل
الف-مشكلات اقتصادي
1- حقوق و مزايا: منظور دستمزدي است كه فرد پس از طي دوره كار خود دريافت دارد و مزايا نيز شامل اضافه حقوق اضافه كار است.
2- كافي بودن حقوق براي يك زندگي ساده: منظور اين است كه با توجه به شرايطي كه از لحاظ اقتصادي بر جامعه حاكم است آيا دخل و خرج منطبق است و كمبودي پيش نمي‌آيد. مثلاً با وجود كراية خانه و تورم شديد اقتصادي، براي ساير خرج‌هاي زندگي مشكلي پيش مي‌آيد يا خير و اگر جواب منفي باشد يعني اين حقوق و دستمزد كفاف يك زندگي ساده را مي‌دهد. (توسلي، غلامعباس، جامعه شناسي كار و شغل، صفحه 93)
ب- مشكلات اجتماعي
1- سرپرستي در محيط كار: منظور رفتار كارفرما و سرپرست در محيط كار است كه آيا ايجاد فشار رواني را مي‌كند و يا با درك كارمندان خود سعي در بهبود محيط كاري آنها دارد.
2- فشار رواني: لغتي است عام به هر نوع محرك داخلي و خارجي كه انسان را به انجام دادن و يا انجام ندادن كار وسوسه مي‌كند،‌ اطلاق مي‌شود. براي بسياري از افراد فشار رواني به مفهوم ايجاد احساس‌هاي منفي، تنش، اضطراب، عصبي بودن و ناراحتي است.
3- ارتباط با همكاران: در اين تحقيق‌، اين متغير در سه مقوله سرد، معمولي و صميمي تقسيم‌بندي شده است. منظور از ارتباط سرد،‌ ارتباطي بي‌روح است كه حتي مي‌توان آن را به حالت بي‌تفاوتي و در عين حال خصم گونه نيز تعبير كرد. ارتباط معمولي مانند تمام ارتباطات روزانة ما است كه فقط در حد حفظ يك رابطه است و هدفي جست و جو نمي‌شود و اما ارتباط صميمي، ارتباطي است كه به ارتباط دوستانه نيز تعبير مي‌شود و داراي هدف است و به نوعي يك امنيت عاطفي در محيط كار ايجاد مي‌كند. (توسلي، غلامعباس، جامعه شناسي كار و شغل، صفحه 101)
پ- مشكلات خانوادگي
1- رابطه با همسر: در اين تحقيق اين متغير نيز همانند رابطه با همكاران در سه مقولة سرد، معمولي و صميمي قابل بررسي است. رابطه سرد يك زندگي بي روح است كه زن و شوهر از هم تبعيت نمي‌كنند و هر كدام ساز جداگانه‌اي را مي‌زنند. طبيعي است كه هيچ نوع رابطه دوستانه‌اي مد نظر نيست. رابطه معمولي، رابطه‌اي است كه فقط در حد گذراندن زندگي است و معمولاً تبعيت وجود دارد و اما رابطه دوستانه و صميمي برقرار نيست و زن و شوهر به طور مطلق همديگر را تاييد نمي‌كنند. در صورتيكه در رابطه صميمي تمام اين مسائل ديده مي‌شود. يعني يك روال منطقي و دوستانه بين زن و شوهر برقرار است و در كل زن و شوهر مكمل همديگر هستند و مشكلاتشان را با همفكريي يكديگر حل مي‌كنند.
2- تعداد فرزندان: در اين تحقيق تعداد فرزندان به دو دستة (2-1) و (3 و بالاتر) تقسيم شده است. علت در نظر گرفتن تعداد فرزندان، در اين تحقيق، مسئله تربيت آنها است كه طبيعي است كه اگر تعداد بچه‌ها زياد باشد، زنان شاغل نمي‌توانند به امر تربيت بچه‌ها برسند و اين نيز به عنوان مشكلي مدنظر قرار مي‌گيرد.
3- مشكلات مربوط به معاشرت: در اين تحقيق ميزان معاشرت با اقوام در سه درجة زياد، كم و متوسط بررسي شده است. طبيعي است كه اگر ساعات كاري زنان شاغل زياد باشد و يا به طور كلي خستگي محيط كار و خانه بر آنها غالب شود. آنها فرصت معاشرت زياد را نخواهند داشت. حتي با اقوام بسيار نزديك، اين دوري و عدم معاشرت مشكلات عاطفي را پيش مي‌آورد. (توسلي، غلامعباس، جامعه شناسي كار و شغل، صفحه 111)
راهكارهايي براي بهبود وضعيت اشتغال زنان شاغل
منظور از راهكار، ارائه راه حل‌ها و شيوه‌هايي است كه باعث بهينه سازي محيط كار، شرايط كار براي زنان شاغل مي‌شود. از جمله:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1- جداسازي عامل جنسيت از مشاغل.
2- از بين بردن تبعيضات حقوقي و قانوني.
3- تعيين موقعيت اقتصادي زنان با توجه به بهره‌وري و كارايي آنها.
4- توجه به آفرينش افكار نو و بالندگي زنان شاغل.
5- ايجاد اعتماد به نفس در زنان براي دستيابي به مشاغل حساس و پيچيده.
6- ارزيابي عملكرد زنان بدون تبعيض انتقال دانش.
7- مهارت و ويژگي‌هاي مديران موفق زن با ساير زنان.
8-تامين امنيت شغلي و غيره.
موارد بالا، همگي سعي در پيشرفت و توسعة اشتغال زنان دارند. (جزين، نسرين، مديريت منابع انساني، صفحه 75)
فصل دوم
فعاليت و اشتغال در ايران
تحول فعاليت هاي اقتصادي زنان در ايران
تحول نقش اجتماعي زنان در جريان نوسازي ايران
تغييرات نقش زنان در طي سالهاي مدرنيزاسيون
آثار و نتايج اشتغال زنان
خطوط اصلي بررسي، تنوع و گوناگوني مسائل
انگيزه ها و عوامل اشتغال زنان
بينش ها و مباني نظري رضايت از کار
کيفيت زندگي شغلي و رضايت از کار
ابعاد كيفيت زندگي شغلي
ساخت جنسي و اشتغال
اهميت موضوع
هدف و فرضيه‌ها و قلمرو پژوهش
فعاليت و اشتغال در ايران:
جمعيت فعال بخش عمده و اصلي نيروي كار را در هر جامعه تشكيل مي‌دهد. در گذشته كل افراد يك جامعه به جز معلولين و كودكان (معمولاً زير 5 سال) نيروي انساني (بالقوه و بالفعل) آن جامعه محسوب مي‌شدند. اين قاعده هنوز هم در بيشتر كشورهاي جهان سوم پابرجا است. اما در عصر جديد در كشورهاي پيشرفتة صنعتي نيروي انساني جامعه تنها گروههاي سني 15-64 سال را شامل مي‌شود. زيرا از لحاظ قانوني كار كودكان و نوجوانان زير 15 سال منع شده است و افراد بالاي 65 سال (و در بعضي از كشورها بالاي 60 سال) نيز الزاماً بازنشسته مي‌شوند.
هرم سني جمعيت ايران منعكس كنندة جواني جمعيت و رشد بالاي آن است. رشد زياد جمعيت ايران، ناشي از افزايش مواليد و كاهش مرگ و مير است. اين دو عامل موجب شده است كه پايين هرم سني گسترش بيشتري پيدا كند و جمعيت سنين پايين به تدريج پايين به بالا، سالانه تعداد بيشتري از جامعة آماده به كار به بازار عرضه مي‌شود. در برنامه‌ريزي‌هايي نيروي انساني و همچنين برنامه ريزي‌هاي اقتصادي، برآورد و پيش‌بيني سني ميزان عرضة نيروي كار بسيار مهم است. زيرا بر حجم سرمايه گذاري‌ها اثر مي‌گذارد. (توسلي، غلامعباس، جامعه شناسي كار و شغل، صفحه 87)
در مورد زنان هر چند آمارها به درستي بازگو كنندة وضعيت اشتغال و بيكاري آنان نيست، اما بر حسب اطلاعات سرشماري به خوبي مي‌توان فهميد كه درصد ناچيزي از زنان در امور اقتصادي خارج از خانه فعاليت مي‌كنند. براي مثال در سال 1365، تنها 4/5 درصد زنان ايران فعال بوده‌اند و از هر 100 نفر جمعيت فعال، 8/89 درصد نفر مرد و تنها 2/10 درصد نفر زن بوده‌اند. و همچنين از كل جمعيت زنان فعال، 75 درصد شاغل و 25 درصد بيكار و يادر جست و جوي كار بوده‌اند. به جز آداب و رسوم اجتماعي و معتقدات ويژگي‌هاي فرهنگي جامعه، زنان همين كه در شغل خود زايد تشخيص داده شوند، آمادگي دارند كه بدون هيچگونه اعتراض و يا مشكل سياسي و يا اجتماعي از صحنة كار خارج شوند و به خانوادة خود باز گردند. در بسياري از موارد حتي نيازي نيست كه زن زايد تشخيص داده شود تا كار را ترك كند. زيرا زنان غالبا به عناوين مختلف مانند دوران بارداري و يا وضع حمل بدون جانشين كار خود را ترك مي‌كنند و به اين سادگي كار خود را كه ممكن است روزها و يا ماهها و يا حتي سالها براي به دست آوردن آن زحمت كشيده بوده است،‌ از دست دهد.
بنابراين، نيروي كار زنان همواره ممكن است بدون هيچگونه هزينة اضافي، از دور خارج شود. تنها هنوز به عنوان بيكار و يا متقاضي كار در دفاتر اشتغال و كاريابي ثبت نام نمي‌كنند. (دان بلانت، مارك جكسون، اقتصاد كار و نيروي انساني.‌ صفحه 81)
عده‌اي كه اگر زنها مانند مردان در جست و جوي كار،‌ در دفاتر اشتغال ثبت نام نمي‌كنند، حداقل به اندازه 3/1 بر تعداد بيكاران زن افزوده مي‌شد، در نبود شغل بسياري از زنان ترجيح مي‌دهند كه در خانه بمانند. بدين سان هرگز عدد واقعي زنان بيكار و عدم اشتغال آنها مشخص نمي‌شود. از سوي ديگر بيشتر زنها كارهاي نيمه وقت را ترجيح مي‌دهند و اين در مورد زنان متاهل و پرفرزند، بيشتر صادق است. در مناطق روستايي تعداد زيادي از زنان به طور پاره وقت به كارهاي كشاورزي، دامداري و صنايع دستي مي‌پردازند، بدون اينكه شاغل به حساب آيند.
به طور كلي آمار و ارقام در مورد ميزان بيكاري زنان به هيچ وجه دقيق نيست و رقم واقعي اشتغال و بيكاري آنها را مشخص نمي‌كند. (باقريان، ميترا، اشتغال و بيكاري زنان از ديدگاه توسعه، ماهنامه زنان، صفحه 32)
تحول فعاليت‌هاي اقتصادي زنان در ايران
رابطه وضعيت تاهل به ميزان فعاليت‌هاي اقتصادي زنان:
وضعيت تأهل از عوامل موثر در كميت و كيفيت نيروي كار زنان است.
جمعيت زنان را مي‌توان بر حسب وضع تاهل به سه گروه تقسيم كرد:
1- زناني كه ازدواج نكرده‌اند.
2- زناني كه در اثر فوت همسر و يا طلاق بيوه شده‌اند.
3- زناني كه داراي همسر هستند.
به طور كلي ميزان فعاليت در جمعيت زنان گروه اول به حداكثر خود مي‌رسد. بر اساس واژه‌هاي سرشماري سال 1345، در حدود 2/17 درصد از زنان ازدواج نكرده و از لحاظ اقتصادي فعال بوده‌اند.
ميزان فعاليت اقتصادي زنان بيوه در مرتبه دوم قرار دارد. ميزان فعاليت اين گروه در سال 1345 برابر 56/12 درصد بوده است. ميزان فعاليت زناني كه داراي همسر هستند، از هر دو گروه ديگر كمتر است از ميزان 48/10 درصد تجاوز نمي‌كند.
ميانگين سني زنان فعال در شهرها بيشتر از مناطق روستايي است. سن متوسط زنان فعال شهرنشين 5/36 و ميانگين سني زنان فعال روستايي 28 است. اين امر بيشتر ناشي از اين است كه عمر متوسط در شهرها بالاتر و توانايي فعاليت تا سنين بالاتر، بيشتر از روستاها است. در مقياس كشوري نيروي كار زنان از نيروي كار مردان جوانتر است. سن متوسط مردان فعال 8/34 است. يعني در حدود 6 سال از سن متوسط زنان فعال بيشتر است. (ساروخاني.‌ باقر، جامعه شناسي خانواده، صفحه 67)
محدوديت فعاليت زنان و مشاركت آنان در فعاليت‌هاي اقتصادي يكي از عوامل اساسي اختلاف فعاليت بين كشورهاي در حال توسعه و كشورهاي پيشرفته صنعتي است. ميزان فعاليت زنان در امور اقتصادي از يك سو به سن، وضع تاهل، درجه تحصيلات و از سوي ديگر به امكانات اشتغال كشور بستگي دارد. (باقريان، ميترا، اشتغال و بيكاري زنان از ديدگاه توسعه، ماهنامه زنان، صفحه 21)
تحول نقش اجتماعي زنان در جريان نوسازي ايران
از انقلاب مشروطيت (1324 ش. ق) تا امروز در روند توسعه و نوسازي ايران، شاهد فراز و نشيبهاي گوناگون با محتواها و اهداف مختلفي هستيم كه از غرب گرايي افراطي آغاز و سپس به تلاش براي بازگشت به خويشتن و نهايتاً به انقلاب اسلامي منجر گرديد. در اين مسير يك طرفه، ميزان مشاركت زنان در فعاليت‌هاي اجتماعي و نيز تحول حقوق زن در جامعه، خود نمودار و معياري براي ارزشيابي ميزان انطباق اهداف و روشهاي مراحل توسعه در ايران با حقايق و واقعيت‌هاي فرهنگي، مذهبي و اجتماعي است. (باقريان، ميترا، اشتغال و بيكاري زنان از ديدگاه توسعه، ماهنامه زنان، صفحه 83)


دیدگاهتان را بنویسید