5-1-4- منگنز ………………………………………………………………………………………………………………………………
5-1-5- روي …………………………………………………………………………………………………………………………………
5-1-6- کادميوم ……………………………………………………………………………………………………………………………
5-1-7- سرب ………………………………………………………………………………………………………………………………..
5-2- نتيجه گيري ………………………………………………………………………………………………………………………………..
5-3- پيشنهادات ………………………………………………………………………………………………………………………………….
منابع ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….
چکيده انگليسي ……………………………………………………………………………………………………………………………………….

فهرست جدول ها
جدول 1-1- رده بندي گياه دارويي کاپاريس اسپينوزا ……………………………………………………………………………………….
جدول 4-1- ويژگي‌هاي اکولوژيکي نمونه‌هاي برداشت شده از منطقه آلوده در ناحيه هشتگرد ………………………………
جدول 4-2- ويژگي‌هاي اکولوژيکي نمونه‌هاي برداشت شده از منطقه غيرآلوده (شاهد) در ناحيه هشتگرد……………….
جدول 4-3- شاخصه‌هاي آماري و ميزان تراکم عناصر فلزي در نمونه گياه کاپاريس اسپينوزا …………………………………
جدول 4-4- شاخصه‌هاي آماري و ميزان تراکم عناصر فلزي در خاک اطراف ريشه گياه کاپاريس اسپينوزا ………………
فهرست شکل ها
شکل 1-1- خارهاي نسبتاً تيز روي ساقه گياه کاپاريس اسپينوزا ………………………………………………………………………
شکل 1-2- برگ‌هاي پهن و پوششي گياه کاپاريس اسپينوزا براي حفظ رطوبت ………………………………………………..
شکل 1-3- مورفولوژي گياه کاپاريس اسپينوزا ……………………………………………………………………………………………..
شکل 1-4- نماي نزديک از غنچه‌ها و ساقه گياه کاپاريس اسپينوزا ………………………………………………………………..
شکل 1-5- نماي نزديک از گل کاپاريس اسپينوزا ………………………………………………………………………………………
شکل 1-6- نماي نزديک از ميوه هاي کاپاريس اسپينوزا ……………………………………………………………………………….
شکل 1-7- نماي نزديک از دانه هاي کاپاريس اسپينوزا ……………………………………………………………………………….
شکل 4-1- ميانگين سطح پوشش تاج بوته‌هاي گياه کاپاريس اسپينوزا در منطقه آلوده …………………………………….
شکل 4-2- طول بلندترين ساقه گياه کاپاريس اسپينوزا در منطقه آلوده ……………………………………………………………
شکل 4-3- طول و عرض برگ‌هاي گياه کاپاريس اسپينوزا در منطقه آلوده ……………………………………………………….
شکل 4-4- طول و عرض ميوه‌هاي گياه کاپاريس اسپينوزا در منطقه آلوده ………………………………………………………
شکل 4-5- ميانگين سطح پوشش تاج بوته‌هاي گياه کاپاريس اسپينوزا در منطقه شاهد ……………………………………..
شکل 4-6- طول بلندترين ساقه گياه کاپاريس اسپينوزا در منطقه شاهد ……………………………………………………………
شکل 4-7- طول و عرض برگ‌هاي گياه کاپاريس اسپينوزا در منطقه شاهد ………………………………………………………
شکل 4-8- طول و عرض ميوه گياه کاپاريس اسپينوزا در منطقه شاهد ……………………………………………………………..
شکل 4-9- مقايسه همزمان طول بلندترين ساقه گياه در منطقه آلوده و شاهد …………………………………………………….
شکل 4-10- ميزان تمرکز فلزات سنگين در نمونه ميوه گياه کاپاريس اسپينوزا در منطقه آلوده ……………………………..
شکل 4-11- ميزان تمرکز فلزات سنگين در نمونه ميوه گياه کاپاريس اسپينوزا در منطقه آلوده در نمودار دايره اي …….
شکل 4-12- ميزان تمرکز فلزات سنگين در نمونه ميوه گياه کاپاريس اسپينوزا در منطقه شاهد …………………………….
شکل 4-13- ميزان تمرکز فلزات سنگين در نمونه ميوه گياه کاپاريس اسپينوزا در منطقه شاهد، نمودار دايره اي …….
شکل 4-14- مقايسه آماري تمرکز فلزات سنگين در نمونه ميوه گياه در دو منطقه آلوده و شاهد ………………………….
شکل 4-15- ميزان تمرکز فلزات سنگين در نمونه‌هاي خاک اطراف ريشه منطقه آلوده ………………………………………
شکل 4-16- ميزان تمرکز فلزات سنگين در نمونه‌هاي خاک اطراف ريشه منطقه آلوده، نمودار دايره اي……………….
شکل 4-17- ميزان تمرکز فلزات سنگين در نمونه‌هاي خاک منطقه شاهد ………………………………………………………..
شکل 4-18- ميزان تمرکز فلزات سنگين در نمونه‌هاي خاک اطراف گياه منطقه شاهد، نمودار دايره اي………………….
شکل 4-19- مقايسه آماري تمرکز فلزات سنگين در نمونه هاي خاک اطراف ريشه در دو منطقه آلوده و شاهد ………
شکل 4-20- مقايسه نسبي تمرکز فلزات سنگين در نمونه‌هاي گياهي و خاک اطراف ريشه در منطقه شاهد …………..
شکل 4-21- مقايسه نسبي تمرکز فلزات سنگين در نمونه‌هاي گياهي و خاک اطراف ريشه در منطقه آلوده …………..

فصل اول
کليات
1-1- مقدمه
بر پايه تحقيقات سازمان جهاني سلامت (WHO)، حدود 80 درصد مردم جهان براي درمان مستقيم و غير‌مستقيم بيماري‌هاي خود از گياهان دارويي استفاده مي‌کنند (Shah et al., 2013)، به طوريکه در بسياري از مناطق روستايي کشورهايي نظير ايران، پاکستان و … از داروهاي گياهي جهت درمان بيماري‌هايي نظير ديابت، بيماري‌‌هاي عفوني پوستي، اسهال، بيماري‌هاي تنفسي و .. استفاده مي‌گردد (Ghaderian et al., 2007; Wazir et al., 2007; Pirzada et al., 2009). يکي از گياهان دارويي پرکاربرد در اکثر مناطق ايران، گياه کَوَر (Capparis spinosa) مي باشد که گونه مهمي از تيره Capparaceae با خواص دارويي، خوراکي و تزئيني فراوان مي‌باشد. اين گياه که راسته ميخک‌سانان (Caryophyllales) بومي مناطق گرمسير غرب و مرکز آسيا مي‌باشد، علاوه بر ايران از سواحل اقيانوس اطلس، مراکش، تونس تا درياي سياه، ارمنستان، افغانستان و هند نيز گزارش شده است (ثقفي خادم، 1378). اين گونه بوته مانند که گاهي تا سي سال نيز عمر مي‌کند، داراي ريشه بسيار سخت و بلند با پوست ضخيم مي‌باشد و يکي از دلايل اصلي مطرح شدن آن جهت مطالعات زيستي و شيميايي، خواص دارويي آن نظير درمان ديابت شيرين، روماتيسم و التهاب است (Lansky et al., 2014). اين گياه در طب سنتي ايران براي درمان روماتيسم، التهاب، امراض کبدي- کم خوني، ضد اسکوربورت و براي درمان نقرس استفاده مي‌شده و در مطالعات جديد براي هيستري و حالات عصبي تجويز مي‌گردد. با توجه به از سرگيري استفاده از داروهاي گياهي به جاي ترکيبات سنتزشده آزمايشگاهي و همچنين اثرات نامطلوب اين گياه دارويي تحت تأثير آلودگي‌هاي ناشي از فلزات سنگين، سبب انجام مطالعه حاضر گرديده است.
1-2- فرضيه‌هاي مطالعه
1- خاک منطقه ساوجبلاغ به علت هوازدگي مواد معدني، از لحاظ تجمع عناصر فلزي سنگين در شرايط نامطلوب و فراتر از حد استاندارد قرار ندارد.
2- ميوه گياه دارويي کَوَر در منطقه ساوجبلاغ از لحاظ ترکيب شيميايي تجمع بالايي از فلزات سنگين ضروري و غير‌ضروري (نظير کادميوم و سرب) را نشان نمي دهد.
3- ميوه گياه دارويي کَوَر در منطقه ساوجبلاغ که جهت درمان بيماري به کار گرفته مي‌شود، باعث بروز مسموميت نمي‌گردد.
1-3- اهداف مطالعه
1- آناليز و سنجش ميزان تجمع عناصر فلزي سنگين ضروري و غيرضروري نظير آهن (Fe)، نيکل (Ni)، منگنز (Mn)، روي (Zn)، مس (Cu)، کادميوم (Cd)، و سرب (Pb) در ميوه گياه دارويي کَوَر و بررسي تأثير آنها بر گياه.
2- مقايسه ميزان عناصر سنگين فلزي ضروري و غيرضروري در گياه دارويي کَوَر با ميزان استاندارد.
3- سنجش ميزان تجمع عناصر فلزي سنگين ضروري و غير ضروري در خاک منطقه ساوجبلاغ و مقايسه اعداد بدست آماده با ميزان استاندارد.
4- بررسي تأثير مصرف ميوه گياه دارويي کَوَر با تجمع بالاي عناصر سنگين فلزي ضروري و غيرضروري بر سلامت عموم جامعه.
1-4- طبقه بندي گياه کاپاريس اسپينوزا
رده‌بندي گونه کاپاريس اسپينوزا که داراي خواص دارويي و صنعتي متعددي مي‌باشد، در جدول 1-1 مشاهده مي‌گردد.
جدول 1-1- رده بندي گياه دارويي کاپاريس اسپينوزا (پارسا، 1951)
Classification of Capparis spinosaMagnoliophytaDivision (شاخه)MagnoliopsidaClass (رده)DilleniidaeSubclass (زير رده)CapparalesOrder (راسته)CapparidaceaeFamily (تيره)CapparisGenus (جنس)Capparis spinosaSpecies (گونه)

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-5- اختصاصات زير‌رده جدا گلبرگ‌ها
زيررده جدا گلبرگ‌ها که بخشي از مجموعه دولپه‌اي‌ها مي‌باشد، شامل بيش از هفتادهزار گونه گياهي مي‌باشد. اين زيررده شامل گياهاني با گل‌هاي کامل و دو جنسه که پوشش گل آنها به صورت کاسبرگ و گلبرگ تمايز يافته مي‌باشد. اجزاي گل در چرخه‌هاي متوالي و به صورت متناوب باهم قرار دارند و گرده‌افشاني در آنها به وسيله حشرات صورت مي‌گيرد. اجزاي اين زيررده بر اساس ساختمان نهنج و نحوه قرار گرفتن اجزاي گل در سه گروه فرعي تالاميفلورها، ديسيفلورها و کالسيفلورها قرار مي‌گيرند. اختصاصات دقيق زيررده جدا گلبرگ ها به صورت زير مي‌باشد:
– جام گل از گلبرگ‌هاي مجزا و مستقل تشکيل شده است.
– داراي پوشش مضاعف متمايز از يکديگر.
– عموماً داراي گل‌هاي نر- ماده (دوجنسه) است.
– قطعات هر حلقه داراي نظم تناوبي است.
– معمولاً خود گشن و براي گرده‌افشاني حشره پسند هستند.
1-6- اختصاصات تيره کَوَر (Capparaceace)
گياهان اين تيره که به دليل شباهت به Cruciferae آن را از تيره اختر مي‌دانند و تجزيه گلوکوزيدي آنها سبب ايجاد اسانس گياه تيره شب‌بو مي‌گردد، از گياهان علفي بوته‌اي، درختچه‌اي يا درختي مي‌باشد که با قامتي افراشته، نيمه افراشته، خوابيده يا بالارونده پوشيده از کرک يا غده و يا بدون پوشش کرک مي‌باشد. برگ‌ها متناوب، ساده يا مرکب چند برگچه‌اي با پوشش کرکي يا غده‌اي و يا بدون پوشش کرکي و گاهاً با گوشوارک‌هاي خارمانند است. گل آذين خوشه‌اي يا منفرد، گل نر- ماده، جدا گلبرگ، منظم يا منظم، داراي 4 گلبرگ و 4 کاسبرگ و پرچم‌ها 4 تا 20 عدد و يا بي‌شمار مي‌باشد. پايک مادگي و يا نرمادگي گاهي مشخص، تخمدان فوقاني تک حجره‌اي، تمکن جانبي با خامه يا بدون خامه، ميوه کپسول شکوفا يا ناشکوفا، سته، فندقه بالدار، غشايي، بادکنکي خشک و يا آبدار و همچنين دانه از يک تا تعداد زيادي تشکيل شده است (زرگري، 1376).
1-7- اختصاصات جنس کاپاريس
جنس کاپاريس که معادل Sodada forssk مي‌باشد، شامل گياهان بوته‌اي، درختچه‌اي يا درختي، افراشته نيم‌خيز يا خوابيده، پوشيده از کرک يا بدون پوشش کرکي، برگ‌ها ساده، علفي يا غضروفي و سخت دمبرگ‌دار که اغلب با گوشوارک‌هاي خارمانند مي‌باشد. گل آذين خوشه‌مانند يا منفرد، کاسبرگ‌ها نابرابر، کاسبرگ‌هاي بيروني خورجين مانند و بزرگتر از کاسبرگ داخلي، گلبرگ‌ها نابرابر، دو گلبرگ پشتي در قاعده بهم چسبيده و داخل کاسبرگ خورجين‌مانند، دو گلبرگ جلويي آزاد، فاقد ناخنک و زائده، پرچم‌ها زياد و حداقل 6 عدد مساوي، ميوه به‌صورت کپسول گوشتي شکوفا و داراي دانه به تعداد زياد مي‌باشد.
1-8- اختصاصات گونه کاپاريس اسپينوزا
کاپاريس اسپينوزا که از بهار تا اواخر تابستان گلدهي دارد (مظفريان، 1383؛ صمصام شريعت، 1386) و بخش‌هاي دارويي آن در فصل بهار جمع آوري مي‌گردند (زرگر، 1376؛ اميدبيگي، 1388)، گياهي درختچه‌اي يا درختي، افراشته و فاقد برگ (برگ‌هاي زود افت) که داراي گل‌هاي نارنجي رنگ مي‌باشد (شکل‌هاي 1-1 تا 1-7). اين گياه بوته‌اي، خوابيده، با شاخه‌هاي معمولاً به طول بيش از 60 سانتيمتر، پوشيده از کرک زود افت، گوشوارک خاري کرم رنگ (استيپول)، نوک راست يا برگشته به سمت پايين و در قاعده کم و بيش پوشيده از کرک. برگ‌ها به اشکال و اندازه متنوع، تخم‌مرغي تا واژ تخم‌مرغي و يا کم و بيش دايره‌اي شکل، نوک تيز، نوک کند و يا نوک گرد منقاردار و خار مانند به طول 10 تا 60 ميليمتر و عرض 10 تا 40 ميليمتر. برگ‌ها عاري از دندانه، معمولاً با بافت نسبتاً ظريف و برگ‌ها معمولاً بيش از 4 ميليمتر پوشيده از کرک و گل‌ها به طول تقريبي 30 ميليمتر ميباشد.
شکل 1-1- خارهاي نسبتاً تيز روي ساقه گياه کاپاريس اسپينوزا که در تابستان نسبتاً تيز بوده و در زمستان خشک شده مي‌باشند (Lansky et al. 2014).
شکل 1-2- تصويري از برگ‌هاي پهن و پوششي گياه کاپاريس اسپينوزا که براي حفظ رطوبت در طي فصول گرم سال کمک مي‌نمايد (Lansky et al. 2014).
شکل 1-3- مورفولوژي گياه کاپاريس اسپينوزا (Thome, 1885-1905).
شکل 1-4- نماي نزديک از غنچه ها و ساقه گياه کاپاريس اسپينوزا (Lansky et al. 2014).
شکل 1-5- نماي نزديک از گل کاپاريس اسپينوزا (Lansky et al. 2014).
شکل 1-6- نماي نزديک از ميوه‌هاي کاپاريس اسپينوزا (Lansky et al. 2014).
شکل 1-7- نماي نزديک از دانه‌هاي کاپاريس اسپينوزا (Lansky et al. 2014).
کاسبرگ نابرابر، کاسبرگ بيروني خورجين مانند تخم‌مرغي يا بيضوي شکل به طول 8 تا 25 ميليمتر و عرض تقريبي 3 تا 10 ميليمتر، گلبرگ سفيد تا صورتي نابرابر. واژ تخم‌مرغي پهن و مورب به طول 15 تا 40 ميليمتر و عرض 8 تا 20 ميليمتر. پرچم‌ها به تعداد زياد، تخمدان واژ تخم‌مرغي، پايک به طول 20 تا 50 ميليمتر و کلاله مستقيماً روي تخمدان واقع شده است. ميوه واژ تخم‌مرغي شکوفا به طول 25 تا 50 ميليمتر و عرض 15 تا 25 ميلميتر، پايک ميوه به طول 25 تا 40 ميليمتر، دم ميوه حدود 40 ميليمتر و آويزان و دانه نيز تقريباً کروي بدون کرک و صاف به قطر 2 تا 3 ميليمتر مي‌باشد. قابل توجه است که ضمن رويش گياه، نمونه‌هايي از آن از محيط کشت دور مي‌گردند، ازين جهت غالباً در محيط اطراف کشت اين گياه دارويي، حتي در فواصل دورتر نظير اماکن متروک، کنار ديوارهاي قديمي و دامنه نسبتاً مرطوب کوهستان‌هاي کم ارتفاع به صورت وحشي يافت مي‌شوند (مظفريان، 1383).
1-9- نام‌هاي متداول کاپاريس اسپينوزا
گياه دارويي کاپاريس اسپينوزا که در زبان انگليسي تحت نام‌هاي Caper، Caper berry و يا Caper brush شناخته مي‌شود (پارسا، 1951)، در زبان فارسي کبر، کَوَر، کورک، کورز، کورزه، هندوانه کبر، کالک مار، علف مار، کوله کمر، مارگير، خيار شنگ، خيار کبر، هله و دهک ناميده مي‌گردد. مردمان بومي شيراز آن را حب العروس ناميده و در ناحيه آذربايجان به آن داغ قارپوزي گفته و در خوزستان نام گلجي و يا شفلح بر آن نهاده‌اند (مظفريان، 1388). قابل ذکر است که در بيشتر مناطق ايران به اشتباه نام هندوانه ابوجهل را بر اين گياه دارويي نهاده‌اند که البته نام علمي آن Citrulus cilocynthus مي‌باشد.
1-10- پراکندگي گياه دارويي کاپاريس اسپينوزا در ايران و جهان
گياه دارويي کَوَر تاکنون از پارک ملي گلستان، گنبدکاووس، جاده پلور- آمل، ساري- مرزن‌آباد، منجيل، حاشيه درياچه اروميه، شمال غربي مرند، ماکو، جاده قزوين- زنجان، جاده مريوان- پاوه، قصر شيرين، کرج و هشتگرد و ساير نقاط پهنه ايران گزارش شده است (زرگري، 1376). همچنين اين گونه از قاره اروپا، کشور ايران، ناحيه قفقاز، افغانستان و پاکستان، هند، عراق، شبه جزيره عربستان- شمال آفريقا، فلسطين، سوريه و همچنين کشورهاي ديگر يافت شده است (زرگري، 1376).
1-11- اکولوژي گياه کاپاريس اسپينوزا
بين بوته‌هاي گياه دارويي کَوَر که داراي عمر تقريبي 30 ساله مي‌باشد (Selvameni et al., 2008) و محيط‌هاي دريايي ارتباط مستقيمي برقرار است. اين گياه که طبيعتي مديترانه‌اي دارد و در برخي نواحي مديترانه به دليل زيبايي آن را پرورش مي‌دهند، داراي دامنه رويش از سواحل اقيانوس اطلس تا درياي سياه و شرق درياي خرز است. شرايط رشد ايده‌آل براي اين گياه که خاستگاه آن احتمالاً از مناطق خشک غرب يا آسياي مرکزي است، گرماي خشک و نور شديد آفتاب مي‌باشد. کاپاريس اسپينوزا عموماً در فصول زمستان و بهار مناطق با 350 ميليمتر بارش سالانه محصول مي‌دهد و به راحتي حرارت 40 درجه سانتيگراد و سرماي 8- درجه سانتيگراد را تحمل مي‌نمايد. قابل توجه است که اين گياه در خاک‌هاي فقير شني و خشک و حتي در صخره‌ها و ديوارهاي سنگي به‌خوبي رشد مي‌کند و سيستم ريشه‌اي آن زمين را عميقاً سوراخ مي‌کند. تاج پوششي گياه دارويي کَوَر، سطح خاک را براي حفظ رطوبت مي‌پوشاند و گل‌هاي آن در اولين سال شاخه دادن گياه متولد مي‌گردد. عمر گل بسيار کوتاه (24 تا 30 ساعت) است، اما در هر فصل رويش صدها گل مي‌دهد. اين گياه مقاوم با نياز به مراقبت کم، داراي برگ‌هاي مقاوم به خشکي و ضخيم و نيمه‌گوشتي است و ارتفاع مناسب رويش آن بين 500 تا 2000 متري مي‌باشد. ميوه‌هاي اين گياه که از بلوط کمي بزرگ‌تر و در ابعاد يک خيار کوچک است، در ابتدا رنگ سبز روشني دارد، اما پس از بلوغ مغز آن سرخ، تخم آن زرد رنگ و طعم آن کمي شيرين، کمي تلخ و گس مي‌گردد و هرچه رسيده‌تر باشد، تلخ‌تر و گس‌تر مي‌گردد (قهرمان، 1372).
1-12- خواص دارويي و ساير کاربردهاي گياه کَوَر
تمامي بخش‌هاي کاپاريس اسپينوزا، از ريشه تا ميوه و گل آن داراي خواص دارويي است؛ به طوريکه پوست ريشه براي درمان امراض کبد- طحال و در موارد ضروري ادرارآور، قابض و براي درمان آب آوردن (hydropisie)، کم‌خوني و رنگ پريدگي دختران جوان که همراه ضعف اعصاب و نقرس بوده استفاده مي‌گردد (زرگري، 1376).
جوانه ناشکفته و گل گياه دارويي کاپاريس اسپينوزا نيرو دهنده و کمي ادرارآور است و از جوشانده آن براي مصارف داخلي نظير مداواي نقرس استفاده مي‌گردد. همچنين پوست اين گياه سوزاننده و داراي طعم تند، گس و اثر آرام کننده بوده و همچنين معرق، ملين و براي دفع کرم مفيد مي‌باشد (شريعت، 1364).
اين گياه که طبق نظر حکماي قديم داراي طبيعت گرم و خشک و همچنين ميوه گرم و تر است، داراي ريشه و پوست ريشه بسيار مقوي مي‌باشد اما در مجموع کليه بخش‌هاي اين گياه اثر مقوي، بادشکن و براي درمان روماتيسم، المباگو، رفع سکسکه و افزايش ميل جنسي مفيد است، به طوريکه ريشه گياه طعم تلخ و اثر صفرابر دارد، پوست ريشه مسکن و مقوي معده است و همچنين در شمال هند از اين بخش گياه ضمادي براي رفع جوش و کاهش التهاب بواسير تهيه مي‌گردد و همچنين برگ آن جهت تسکين حالات رواني در هيستري استفاده مي‌شود (شريعت، 1364؛ خسروي، 1383).
جويدن پوست درختچه براي کاهش رطوبت بيني و تسکين دندان درد و همچنين جوشانده آن همراه با سرکه براي رفع درد دندان مفيد است. همچنين پرورده اين گياه در نمک براي رفع سينه‌تنگي و غرغره دم کرده آن براي رفع بلغم مفيد است. اين گياه اغلب پس از خوردن مانند مسهل و ادرارآور عمل کرده و مواد غليظ سوداوي را از طحال خارج مي‌کند. ميوه کاپاريس اسپينوزا گرم و تر و تخم آن گرم و خشک است، ساقه و برگ کمي گرم و خشک و ضعيف‌تر از غنچه مي‌باشد. قابل ذکر است که مقدار خوراک اين گياه تا 32 گرم با سرکه، عسل و شکر مي‌باشد و ميزان مصرفي مجاز از ريشه 12 گرم و دم‌کرده آن 28 گرم در روز مي‌باشد (خسروي، 1383).
اين گياه براي گرم مزاجان مضر است و بايد با سکنجبين مصرف گردد، به طور کلي براي مثانه مضر است و بايد با انيسون و اسطوخودوس مخلوط گردد، داراي ميوه قابضي است که براي رفع ناراحتي‌هاي قلبي- صفراوي مفيد است (خسروي، 1383).
ميوه گياه به حالت شور و يا ترشي به نام Capper berries و يا در تهيه جوانه، سس، کره و پنير در کشورهاي مختلف جهت مصرف خوراکي استفاده مي‌گردد (شريعت، 1364؛ Young et al., 2010).
1-13- ترکيب شيميايي کاپاريس اسپينوزا
ريشه و جوانه مولد گياه دارويي کاپاريس اسپينوزا که توسط بذر تکثير مي‌يابد (وحدتي، 1388)، داراي پکتين، ساپونين، يک رامنوگلوکوزيد، ماده‌اي به نام کاپاري روتين با ترکيب شيميايي C27H30O15، نوعي اسانس و مقدار جزيي از يک ماده رزيني مي باشد (زرگري، 1376). قابل ذکر است که کاپاري روتين يک گرد متبلور زرد روشن است که در دماي 189 درجه سانتيگراد ذوب شده، در اتر و کلروفرم غيرمحلول بوده و در آب و الکل به صورت محلول مي‌گردد (Reutter, 1923). همچنين آثار آلکالوئيدها در تيغه، برگ، غنچه و شکوفه و همچنين در ميوه سبز، رسيده و تخم‌هاي گياه يافت شده است. از ميان آلکالوئيدهاي گياه، استاچيدرين (متيل بتائين) آلکالوئيد اصلي است که 87-85 درصد از کل آلکالوئيدهاي گياه را شامل مي‌گردد. شايان ذکر است که آلکالوئيد به نسبت رشد و توسعه گياه افزايش يافته و در مرحله توسعه کامل گياه به حداکثر مي‌رسد. مطالعه خسروي (1383) نشان مي‌دهد که در ماه‌هاي تير و مرداد که گياه در مراحل غنچه‌اي و شکوفايي است بيشترين مقدار آلکالوئيدها و به‌ويژه استاچيدرين مشاهده مي‌گردد (36/85 تا 43/87 درصد استاچيدرين) و در ساير ماه‌ها اين مقدار کاهش يافته ، به طوريکه کمينه مقدار استاچيدرين در دي‌ماه (19/85 درصد استاچيدرين) مي‌باشد. بر همين اساس جمع آوري گياه عمدتاً در ماه‌هاي ارديبهشت تا مرداد صورت مي‌گيرد که فصل رويش و گلدهي است. در واقع عمده نمونه‌برداري‌هاي اندام رويشي مانند مريستم رأسي ساقه در ارديبهشت تا خرداد بوده و بررسي اندام‌هاي زايشي غالباً در تير و مرداد صورت مي‌گيرد. همچنين مطالعه Joud et al. (2001) نشان دهنده اين مطلب است که غنچه گياه حاوي گليکوزيد روتين، پنتوزان، ساپونين، روتيک اسيد، پکتيک اسيد و مواد فرار مي‌باشد.
نکته مهم در بررسي ترکيب شيميايي گياهان اين است که بدانيم تنوع در سيستم اکوتيپي جغرافيايي سبب تغيير در ميزان و درصد مواد تشکيل دهنده گياهان مي‌گردد.

فصل دوم
مروري بر سوابق تحقيق

2-1- پيشينه مطالعاتي
گياه کور که داراي تاريخچه طولاني کشت مي‌باشد، يک گياه قابل عرضه در بازار بوده که در يونان باستان نيز خريد و فروش مي‌شده است (زرگري، 1376)، به طوريکه پليني محقق بزرگ رومي استفاده از آن را توصيه نموده و اولين گزارشات ثبت شده مربوط به 2000 سال قبل از ميلاد مسيح بوده که نشان دهنده استفاده سومري‌ها از اين گياه بوده است. همچنين در يونان باستان و روم هم براي اهداف درماني نظير روماتيسم، کم خوني، نقرس، نفخ معده، بهبود فعاليت کبد و ضد عفوني کننده کليه استفاده مي‌شده است (www.istta.ir, 2013). در واقع وجود خواص دارويي فراوان نظير موارد فوق الذکر سبب شده تا اين گياه به طور وسيعي توسط پزشکان بومي براي درمان بيماري‌هاي مختلف تجويز گردد، اما حضور و جذب بالاي عناصر فلزي سنگين ضروري و غير‌‌ضروري نظير آهن، نيکل، منگنز، روي، مس، کادميوم، کروم و سرب در گياهاني نظير کَوَر سبب افزايش نگراني‌ها و گاهاً به بارآمدن نتايج منفي در روند درماني شده است، بنابراين بررسي مطالعات پيشين همواره سبب مي‌گردد تا ديد مناسبي راجع به موضوع مورد بررسي داشته باشيم و در واقع بتوانيم موارد مورد نياز مطالعه، نتايج داده‌هاي خود و تفسيرهاي مطالعه حاضر را با ساير مطالعات مقايسه کرده و از آنها براي نتيجه گيري بهتر و تفسير دلايل بهره بگيريم. تاکنون مطالعات متعددي بر روي ويژگي‌هاي گياه دارويي کاپاريس اسپينوزا و همچنين ميزان فلزات سنگين موجود در آن و دلايل اين امر صورت گرفته است که در ذيل به برخي از آنها اشاره مي‌گردد:
– Lansky et al. (2014) در کتابي تحت عنوان ” جنس کاپاريس” ضمن بررسي ويژگي‌هاي اکولوژيکي گونه هاي تحت جنس کاپاريس، به ويژگي هاي بارز دارويي اين گياه نظير اثرات ضد التهابي، ضد روماتيسمي و ضد ديابتي و … اشاره جامعي نموده است.
– Niaz et al. (2013) برگ‌، ساقه و ريشه گياهان دارويي نظير کاپاريس اسپينوزا را در مناطق کاراک و خيبر پاکستان مورد آناليز قرار داده و آلودگي خاک مناطق و گياهان مورد نظر را بر پايه فلزات سنگيني نظير آهن، نيکل، منگنز، روي، مس، کادميوم، کروم و سرب مورد بررسي قرار دادند. نتايج بررسي نشان داد که ميزان فلزات سنگين در گياه دارويي کاپاريس اسپينوزا بالاتر از حد مجاز است و قطعاً براي مصارف بومي و يا براي ترکيب داروهاي شيميايي بايد آناليز فلزات سنگين انجام گردد. در اين مطالعه ميزان فلز سنگين آهن در برگ گياه دارويي کاپاريس اسپينوزا نسبتاً زياد تخمين زده شده است (76/48 ميلي‌گرم بر کيلوگرم نمونه).
– Rehman et al. (2013) نيز ميزان فلزا سنگين گياه دارويي کاپاريس را در سه منطقه آلوده، کم آلوده و شاهد در کشور پاکستان مورد بررسي قرار داده که در کمال تعجب ميزان فلزات سنگين در گياهان مناطق شاهد بيشتر از مناطق آلوده بوده است. ايشان علت احتمالي اين امر را ناشي از ترکيب شيميايي لايه‌هاي زمين شناسي منطقه شاهد دانسته‌اند.
– Shah et al. (2013) نيز ميزان فلزات سنگين را در ترکيب شيميايي گياهان دارويي نظير کاپاريس اسپينوزا و خاک منطقه کاراک پاکستان را مورد بررسي قرار دادند. در اين مطالعه ميزان فلزات سنگين به ترتيب با روند کاهشي شامل آهن، روي، منگنز، مس، نيکل، کروم، کادميوم و سرب مي‌باشد که علت بالا بودن ميزان آنها در مناطق آلوده نيز ترکيب لايه هاي زمين شناسي منطقه تعيين شده است. نتايج مطالعه نشان داد که پزشکان بومي منطقه، براي استفاده از اين گياهان بايد احتياط بيشتري به خرج دهند، زيرا که داراي ميزان بالايي از فلزات سنگين نظير سرب است و اثرات سوء آن گاهاً از ويژگي هاي مثبت گياه دارويي مي‌کاهد.
– Manikandaselvi (2013) ضمن مطالعه ترکيب شيميايي استاندارد شده گياه دارويي کاپاريس اسپينوزا نتيجه گرفت که اين گياه غني از مواد معدني نظير پتاسيم، کلسيم، منيزيم و فسفر است. نتايج اين مطالعه به کاربردهاي دارويي گياه مذکور مي‌افزايد.
– مطالعه Boga (2011) نشانگر خواص آنتي باکتريالي ريشه گياه کاپاريس اسپينوزا مي‌باشد که ناشي از مواد هتروسيکليک ريشه است.
– Sher & Alyemeni (2010) با بررسي اثرات دارويي و آنتي باکتريالي گياه دارويي کاپاريس اسپينوزا در عربستان سعودي به اين نتيجه رسيدند که گياه دارويي مذکور داراي کاربردهاي چندگانه اقتصادي و دارويي است که براي درمان بيش از ده بيماري استفاده مي‌گردد. آنها اين گياه را از نظر ميزان سميت (toxicity)، گياهي بي خطر يافتند که البته قبل از مصارف در شرکت‌هاي داروسازي، ترکيب شيميايي آنها آناليز گردد.
– مطالعه Zhou (2010) در کشور چين نشان‌دهنده خواص ضد روماتيسمي و ضد التهابي گياه دارويي مورد مطالعه مي‌باشد.
– Ghaderian et al. (2007) ضمن بررسي ميزان تجمع سرب و روي در گياهان دارويي نظير کاپاريس اسپينوزا در حومه معادن فلزي ايران مرکزي، ايرانکوه نتيجه گرفت که تجمع سرب و روي در برگ گياهان مناطق داراي معادن فلزي به مراتب بيشتر از مناطق شاهد بوده و مي‌توان از گياهاني نظير کاپاريس اسپينوزا به عنوان clean-up phytoextraction استفاده نمود.
– غنچه ناشکفته گياه دارويي مذکور حاوي آنتي اکسيدان ?-tocopherol, vit,E مي‌باشد که در درمان بيماري‌هاي ژنراتيو (وابسته به سن) مفيد است (Tesoriere et al., 2007). همچنين عصاره الکي جوانه کاپاريس خاصيت آنتي ويرال و تعديل سيستم ايمني بدن را دارا مي‌باشد (Arena et al., 2007).
– مطالعه نشان داد که Upadhyay et al., 2006 عصاره ريشه گياه کاپاريس اسپينوزا داراي خاصيت حشره کشي و مانع تخم‌گذاري حشره ماده مي‌باشد.
– مطالعه Panico et al. (2005) سبب شناسايي ترکيبات گلوکوزيدي کئوستاتين، کامفرول و هيدروکسي سيناميک اسيد در گياه کاپاريس اسپينوزا شده است که ترکيب فلاونوييدي مذکور داراي خواص ضدآلرژي، آنتي‌اکسيداني بوده و بر سيستم ايمني بدن تأثير مثبتي دارد.
– اثرات کاهشي قند خون در مطالعاتي نظير Eddouks et al. (2004) نيز اثبات شده، همچنين مطالعه Eddouks et al. (2005) بيانگر تأثير اين گياه بر متابوليسم چربي و کاهش کلسترول پلاسما مي‌باشد. مطالعه Ali-Shtaye & Abu Ghdeib (1999) بيانگر خواص ضدقارچي گياه دارويي کَوَر است.
– مطالعه Rahman (2004) نشان داد که گياه دارويي کاپاريس اسپينوزا که در کشور عربستان سعودي به عنوان ملين، بي‌حسي، تقويت کننده و نيرو بخش مورد استفاده قرار مي‌گيرد، داراي مصارف ديگري نيز مي‌باشد، براي مثال عصاره ريشه براي درمان روماتيسم و فلج، خواص ضدعفوني کننده، ضد التهاب و به عنوان مسکن کاربرد دارد (Rahman, 2004).
– Joud et al. (2001) ضمن بررسي ترکيب شيميايي گياه دارويي کاپاريس اسپينوزا، نشان داد که غنچه گياه مزبور حاوي گليکوزيدهاي روتين، پنتوزان، ساپونين، روتيک اسيد، پکتيک اسيد و مواد فرار مي‌باشد.
– Alkire (1998) بيان داشت که عصاره گياه دارويي کاپاريس اسپينوزا که قبلاً براي مصارف آرايشي استفاده مي‌شده، در برخي موارد سبب بروز حساسيت‌هاي پوستي شده است.
– مطالعه فرهنگي (1392) سبب شناسايي خواص ضد ديابتي و هيپوگليسميک عصاره آبي گياه دارويي علف مار بومي منطقه سمنان بر روي موش‌هاي صحرايي نر ديابتي شده است، اما در اين مطالعه مکانيسم اين اثر شناخته نشده و به مطالعات بيوشيميايي آتي موکول شده است.
– صفاپور و همکاران (1391)، براي اولين بار ترکيبات با خواص آنتي اکسيداني روغن گياه دارويي کاپاريس اسپينوزا را در درشت مغان مورد مطالعه قرار دادند که نشان داد بخش قابل توجهي از روغن گياه مزبور از ترکيبات استرولي بوده که خود شامل بتاسيتوسترول، کمپسترول و استيگماسترول مي‌باشد و اين ترکيب با روغن بادام زميني و روغن زيتون قابل قياس مي‌باشد.
– بهار (1391) با مطالعه کاربرد صنعتي گياه کاپاريس اسپينوزا نشان داد که روغن اين گياه دارويي مي‌تواند در تهيه بايولوبريکانت (روان کننده زيستي) صنعتي استفاده گردد. بايولوبريکانت تهيه شده داراي مزاياي متعددي نظير زيست تخريب پذيري، فاقد ترکيب آروماتيکي بودن و فاقد آلودگي آب بودن، غير سمي بودن و روان کنندگي بيشتر است.
– فخري و همکاران (1387) ضمن بررسي ويژگي‌هاي اکولوژيکي گونه کور در استان بوشهر نتيجه گرفتند که مؤثرترين عوامل در انتشار، فراواني و تراکم گونه دارويي کاپاريس اسپينوزا، به ترتيب بافت خاک، زهکشي، رطوبت خاک، بارندگي و همچنين شوري خاک مي‌باشد.
– حبيبي (1384)، ضمن بررسي ويژگي‌هاي اکولوژيکي گياه دارويي کاپاريس اسپينوزا، اثر تيمارهاي هورموني نظير زئاتين را بر روي کالزايي، ساقه زايي و ريشه‌زايي قطعات جداکشت گياه کور مورد بررسي قرار داد و نتيجه گرفت که ساقه هاي نوپديد اکثراً از رشد طولي مناسبي برخوردار بوده و به راحتي قابل انتقال به محيط‌هاي کشت ريشه‌زا هستند. با اين حال توليد ريشه اي انجام نمي‌شد که به دليل احتمالي غلظت بالاي سيتوکينين در قطعات گياه بوده است.
– حقيقت (1352) انتشار و پراکندگي گياه دارويي کاپاريس اسپينوزا را در ايران مورد بررسي قرار داد. وي ضمن بررسي دقيق اختصاصات گياه شناسي تيره کور، گونه هاي مختلف جنس کاپاريس در ايران، ساختمان شيميايي و انواع مصارف درماني آن را تشريح نمود و ضمن بررسي پراکندگي اين گياه در ايران، نتيجه گرفت که گياه دارويي مذکور خاص محيط مشخصي نيست و در اکثر نواحي ايران به ويژه نواحي شمالي به صورت خودرو رشد مي‌نمايد.
– خسروي (1383) ضمن مطالعه ترکيب شيميايي گياه دارويي کاپاريس اسپينوزا نتيجه گرفت که در ماه‌هاي تير و مرداد که گياه در مراحل غنچه‌اي و شکوفايي است بيشترين مقدار آلکالوئيدها مشاهده شده و مقدار حداقل آن در دي ماه مي‌باشد.
– مطالعه مهرابيان و همکاران (1381) بر روي عصاره‌هاي آبي- متانولي و اتانولي گياه دارويي کاپاريس اسپينوزا نشانگر خاصيت ضد ميکروبي آن بوده که ميکروارگانيسم‌هايي مانند پروتئوس ولگاريس، استافيلوکوکوس اورئوس حساسيت‌ زيادي در مقابل عصاره اين گياه دارند اما در مقابل باکتري اشرشياکلي و باسيلوس سرئوس حساسيت کمتري دارند
فصل سوم
مواد و روش‌ها
3-1- موقعيت جغرافيايي منطقه مورد مطالعه
در اين مطالعه پس از شناسايي کانون‌هاي آلوده به فلزات سنگين و مناطق فاقد آلودگي (شاهد) شهرستان هشتگرد، از نمونه‌ ميوه گياه دارويي کَوَر و همچنين خاک منطقه مورد مطالعه نمونه‌برداري شده است. منطقه هشتگرد با مختصات طول جغرافيايي ´44 ?50 شرقي و عرض جغرافيايي ´58 ?35 شمالي و ارتفاع متوسط 1500 متري از سطح درياهاي آزاد در دامنه جنوبي رشته‌کوههاي البرز و حاشيه شمالي کوير مرکزي ايران واقع شده است. شهرستان هشتگرد که داراي بخش‌هاي مرکزي، نظرآباد، چندار، چهارباغ و طالقان مي‌باشد، با وسعتي معادل 2800 کيلومتر مربع، از شرق به کرج، از جنوب به اشتهارد، از غرب به آبيک و از شمال به نوشهر و الموت منتهي مي‌گردد. اين شهرستان داراي کارخانه‌هاي متعددي نظير صنايع ساختماني، قطعات خودرو، پمپ هاي صنعتي، آب و فاضلاب و .. در بخش شهرک صنعتي هشتگرد و ساير بخش‌ها مي‌باشد که مي‌تواند عامل مؤثري در افزايش آلودگي فلزات سنگين خاک گردند.
3-2- اقليم منطقه هشتگرد
منطقه مورد مطالعه با بارندگي 373 ميلي‌متر، ميانگين ساليانه دماي 14 درجه که بيشينه آن 38 و کمينه مطلق آن 16- درجه سانتيگراد مي‌باشد، با ميانگين رطوبت نسبي 49درصد و تبخير سالانه 2184 ميلي‌متر، بين اقليم کوهستاني و آب و هواي نيمه خشک و خشک داخلي قرار گرفته و از نظر طبقه‌بندي کلي، داراي آب و هواي از نوع مديترانه‌اي است. اين منطقه داراي زمستان‌هاي سرد و تابستان‌هاي گرم و خشک مي باشد، اما ميزان گرما در مناطق کوهستاني کمتر است. همچنين حداکثر رطوبت نسبي در منطقه نزديک به 80% و رطوبت متوسط ساليانه حدود 45 درصد است.
3-3- روش و ابزار گردآوري اطلاعات
1- مطالعات کتابخانه‌اي که شامل جمع آوري مقالات در زمينه موضوع پژوهش حاضر از طريق جستجو در پايگاه هاي اينترنتي مي باشد.
2- مراجعه به منطقه هشتگرد (ساوجبلاغ) و شناسايي کانون هاي آلودگي و انتخاب سايت هاي آلوده و بدون آلودگي (شاهد).
3- در هر يک از سايت ها، 10 پلات به طور تصادفي استقرار يافته و ويژگي‌هاي رويشي نمونه‌هاي برداشت شده، ثبت مي‌گردد.
4- به منظور اندازه گيري مقادير عناصر فلزي سنگين، نمونه ميوه گياه و خاک (از عمق 10-8 سانتي متري) از دو سايت طي يک نوبت جمع آوري شده و جهت آناليز به آزمايشگاه خاک شناسي منتقل شد.
3-4- قلمرو زماني مطالعه
در اين مطالعه قرار است که در طي بازه زماني حداکثر دو ماه، طي يک نوبت از منطقه هشتگرد (ساوجبلاغ) نمونه ميوه گياه دارويي کَوَر و همچنين خاک منطقه (در اطراف ريشه گياه مورد نظر) مورد آناليز فلزات سنگين قرار گيرد
3-5- جامعه آماري و نحوه انجام نمونه‌برداري
در 10 پلات استقرار يافته در دو سايت آلوده به فلزات سنگين و سايت غيرآلوده (شاهد)، خصوصيات رويشي ميوه گياه دارويي کَوَر ثبت شده است. سپس نمونه‌هاي مربوط به ميوه گياه کَوَر و نمونه‌هاي خاک از دو سايت برداشت شده و آناليزهاي مورد نظر با يکديگر مقايسه گرديد. در هر يک از سايت ها، 10 پلات به طور تصادفي استقرار يافته و سطح پوشش، طول بلندترين ساقه و تعداد بوته ها و همچنين طول و عرض برگ ها و ميوه‌هاي گونه مورد مطالعه در پلات ها تعيين شده است. به منظور اندازه گيري مقادير عناصر فلزي سنگين، نمونه ميوه گياه و خاک (از عمق 10-8 سانتي متري) از دو سايت طي يک نوبت جمع آوري شده و جهت آناليز به آزمايشگاه خاک شناسي منتقل گرديد. قابل توجه است که نمونه‌ گياهي برداشت شده بايد فاقد ناخالصي‌هايي نظير حضور گياهان پست بوده و عاري از هرگونه بيماري‌هاي گياهي، قارچي باشد. همچنين قسمت‌هاي اضافه بايد جدا گردد. حتي المقدور زمان جمع آوري نمونه و ساعت آن مهم است، زيرا در طول ساعات شبانه روز در ترکيب مواد مؤثره تغيير ايجاد مي‌گردد.


دیدگاهتان را بنویسید