مي توان با تغيير و تعديل در اين برنامه ها و بازيهاي الکترونيکي و رايانه اي و ساخت برنامه ها و بازيهاي سازنده و مفيد به پيشرفت و سلامت رواني افراد کمک نموده تا بدين وسيله جامعه اي به دور از خشونتي که در حال حاضر در آن موجود است داشته باشيم .
اغلب والدين تربيت فرزند را کاري ساده تلقي مي کنند يا اينکه در بعضي موارد به آن اهميت نمي دهند و يا اعتقاد دارند که هر کس مي تواند از عهده تربيت فرزند خود بر آيد اما به جرات مي توان گفت که هر کاري نياز به آگاهي و آشنايي دارد و والدين مي بايد به اين مسئله توجه کنند و اطلاعات لازم را کسب نمايند .
عوامل محيطي تاثيري مهم در تغيير و يا تعديل رفتارها دارند اما متاسفانه برخي از کارشناسان ، رفتار پدر و مادر را تنها عامل موثر در رفتار فرزندانشان مي شمارند . طبيعي است که رفتار والدين بر رفتار کودکان تاثير دارد اما نمي توان والدين را مسئول رفتار فرزندانشان دانست برخي از نوجوانان مي توانند زندگي والدين خود را فلج کنند و همانطور که والدين در رشد و سلامت فرزندان خود تاثير دارند ، فرزندان نيز دررفتارو سرنوشت خانواده خود موثرند . رفتار فرزندان، از تاثير متقابل محيط ( موقعيت خانوادگي ، نحوه رفتار با آنها ) و شخصيت فردي آنها پيروي مي کند .
اگر در دوران رشد واکنشها و رفتار والدين به موقع و به جا صورت گيرد کودک و نوجوان از تعادل شخصيت برخوردار مي شود و در غير اينصورت بايد در انتظار عدم تعادل روحي و رواني و واکنشهاي ناسازگارانه بود .
بنابراين با توجه به اهميت دوران نوجواني و مشکلاتي که در اين دوران ممکن است براي نوجوان و جامعه پيش آيد لازم است که بررسيهاي دقيق تري در مورد نوجواني و مشکلات آنان انجام گيرد ( نجاتي – حسين ، روانشناسي نوجواني ، چگونگي رفتار با نوجوان ، ص 88 ) .
يکي از اين مشکلات و معضلات امروزي که گريبان گير کودکان و نوجوانان کشور شده گرايش کودکان و نوجوانان به سمت بازيهاي کامپيوتري و ويدئويي خشن مي باشد . کودکان و نوجواناني که ساعتها اوقات فراغت خود را صرف چنين بازيها مي کنند . نهايتا آنهايي که بازيهاي خشونت بار انجام داده اند ، اين ارتباط آنها را بسوي رفتارهاي پرخاشگرانه سوق ميدهد ، معمولا گزارش شده است که مردها بيشترين خشونت را نسبت به زنان از خود نشان ميدهند بنابراين مردها نسبت به زنها بسيار آسيب پذير مي باشند ( اينترنت ، Web – MD – 2002 – يک شبکه اختصاصي تلويزيوني ) .
هدف پژوهش
با توجه به رواج روز افزون بازيهاي کامپيوتري و ويدئويي که بصورت تفريح ميتواند تاثير قوي در رفتار کودک و نوجوان داشته باشد . پژوهشگر مي خواهد بررسي کند که آيا در بين عوامل محيطي مختلفي که بر شخصيت و رفتار نوجوان تاثير مي گذارد و يکي از آنها تاثير بازيهاي کامپيوتري و ويدئويي خشن بر پرخاشگري نوجوانان است آيا پرخاشگري نوجواناني که ازاين بازيها استفاده مي کنند بيشتر از نوجواناني است که از اين بازيها استفاده نمي کنند .
با توجه به مطالب ذکر شده اين پژوهش چند هدف ويژه را دنبال و بررسي مي کند :
1- مطالعه و بررسي اعمال و رفتار نوجواناني که با بازيهاي کامپيوتري و ويدئويي خشن ارتباط داشته اند ، نسبت به نوجواناني که با اينگونه بازيهاي خشن ارتباط نداشته اند .
2- مطالعه و بررسي اينگونه بازيهاي کامپيوتري و ويدئويي خشن علاوه بر ايجاد پرخاشگري در نوجوانان چه آسيبي به مهارتهاي اجتماعي ، سلامت رواني ( نوجوانان ) وارد مي سازند .
3- مطالعه و بررسي عملکرد تحصيلي نوجواناني که با بازيهاي کامپيوتري و ويدئويي خشن ارتباط داشته اند ، نسبت به نوجواناني که با بازيهاي خشن ارتباط نداشته اند .
فرضيه پژوهش
بين استفاده از بازيهاي الکترونيکي و رايانه اي خشن و پرخاشگري نوجوانان رابطه وجود دارد .
پرخاشگري نوجواناني که از اين بازيها استفاده مي کنند بيشتر از نوجواناني است که از بازيهاي خشن الکترونيکي و رايانه اي استفاده نمي کنند .
M 1 = M 2 H 0 =
M 2 = H 1 = M 1

متغيرهاي پژوهش
در اين پژوهش يک متغير مستقل و يک وابسته داريم که ميخواهيم تاثير متغير مستقل را بر روي متغير وابسته مورد مطالعه و بررسي قرار دهيم .
متغير مستقل : بازيهاي کامپيوتري و ويدئويي خشن
متغير وابسته : پرخاشگري نوجوانان
لازم به ذکر مي باشد که متغيرهاي گوناگوني ممکن است در پرخاشگري نوجوانان دخيل باشد مثل نقش تربيتي والدين ، مشاهده رفتار والدين با هم ، مشاهده برنامه هاي تلويزيوني خشن و ساير عوامل محيطي ، اما بدليل گسترده بودن موضوع مورد بحث از پرداختن به نقش عوامل ديگر در پرخاشگري خود داري نموده و فقط به نقش استفاده از بازيهاي الکترونيکي و رايانه اي پرداخته مي شود .
تعاريف نظري و عملياتي واژه ها و مفاهيم
گروهي از روانشناسان ، پرخاشگري را به دو دسته تقسيم کرده اند :
1- پرخاشگري وسيله اي
2- پرخاشگري خصمانه
پرخاشگري وسيله اي :
رفتاري است در جهت رسيدن به هدف و پاداش .
پرخشگري خصمانه :
در صورتيکه پرخاشگري خصمانه ، به قصد آسيب رساندن به ديگري انجام مي شود بيشتر پرخاشگريهاي کودکان از نوع وسيله اي هستند ، زيرا اکثراً براي بدست آوردن اسباب بازي و يا خوراکي ، يکديگر را مي زنند و يا هل مي دهند . اين رفتار آنان بندرت با قصد و هدف آسيب رساندن به کسي صورت مي گيرد .
در واقع مي توان گفت که امروزه بيشتر بازيهاي کامپيوتري و ويدئويي خشن و خشونت بار ، پرخاشگري خصمانه را به بازيکنان خود آموزش مي دهند ( منبع اينترنت ، تاثير بازيهاي کامپيوتري و ويدئويي خشن بر نوجوانان تاريخ 2002 ) .
تعريف واژه پرخاشگري
پرخاشگري معمولا به رفتارهايي اطلاق مي شود که با شيوه هاي مختلفي براي وارد آوردن صدمه جسمي يا روحي به ديگران اعمال مي گردد . گاهي اين آسيب رساندن شامل از بين بردن داراييها و اموال شخصي و يا عمومي مي شود . مثلا اگر در زمين فوتبال بازيکني به طور غير عمدي سبب شکستن پاي بازيکن ديگر شود کار او پرخاشگري به حساب نمي آيد ، اما اگر وي از روي عمد به ساق پاي بازيکن ديگر لگد بزند تا او را از دور بازي خارج کند ، اين رفتار بدون ترديد پرخاشگري تلقي مي شود ( روانشناسي اجتماعي ، دکتر يوسف کريمي ، ص 206 ) .
نظريه فرويد در مورد پرخاشگري ( پرخاشگري در کودکان و نوجوانان – نگارش : ماندانا سلحشور )
فرويد پرخاشگري را يکي از غرايز عمده بشري مي دانست وي در مورد پرخاشگري دو ديد کاملا متفاوت داشت در ابتدا وي معتقد بود زماني که فرد در ارضاء انگيزه هاي خود دچار ناکامي مي شود ، دست به پرخاشگري مي زند . بعدها وي پرخاشگري را در رديف ديگر سائق هاي جنسي و انرژي جنسي مي دانست علاوه براين ، تاکيد وي بيشتر روي مرحله دوم از مراحل رشد رواني – جنسي بود . او اين مرحله را به نام مرحله مقعدي نامگذاري کرده و معتقد بود اين مرحله سالهاي دوم و سوم زندگي را در بر مي گيرد . در اين مرحله کودک از نگه داشتن و يا دفع کردن مدفوع لذت مي برد . اگر سخت گيري در مورد آموزش توالت رفتن بيش از اندازه باشد کودک شخصيت خسيس مقعدي پيدا مي کند يعني شخص منظم ، خسيس ، دقيق و محتکر خواهد شد . در عين حال اگر کودکي در اين مرحله در حد افراط آزاد باشد ، بعدها فردي ظالم ، خشن ، بي نظم ، پرخاشگر ، خودخواه ، بي بند و بار و بي انضباط خواهد شد ( شاملو – سعيد ، 1368 ) .
فرويد درباره امکان از بين بردن پرخاشگري نظر خوبي نداشت و معتقد بود تنها مي توان شدت و مسير انرا تغيير داد . وي مثلا مردم را به تماشاي مسابقات ورزشي ، مشت زني ، و يا گاو بازي تشويق مي کرد . در مواردي هم پرخاشگري را در حکم عامل تصفيه مي دانست و مي گفت : ” براي کاهش انگيزه هاي پرخاشگري ابراز هيجانات حاکي از ناکامي ضروري است .” البته ” فرضيه ناکامي – پرخاشگري ” در بسياري موارد چندان با واقعيت انطباق ندارد . هر چند که بعضي از پرخاشگري ها ناشي از تحمل ناکامي ها است ، اما گاهي مشاهده مي شود که پرخاشگري روحيه خشونت را در سايرين افزايش داده و به نوعي موجب تکرار آن مي شود .
نظريه فرديت زدايي1 ، پرخاشگري زيمباردو2
زيمباردو معتقد است که فرديت زدايي فرايندي پيچيده است که در آن برخي شرايط اجتماعي به وقوع دگرگونيهايي در ادراک ( خود ) و ديگران منجر مي شود ( زيمباردو ، 1969 ، پرنتيس – دان3 و راجو4 ، 1982 ) .
براساس فرايند فرديت زدايي ، آگاهي افراد کاهش مي يابد و بيشتر پيامد فرديت زدايي ، افزايش برانگيختگي هيجاني و در نتيجه افزايش پرخاشگري است ( تيلور5 و همکاران 1991 ) .
نظريه انسانيت زدايي6 – پرخاشگري ” فشنباخ7 ”
طبق اين رويکرد ، وارد کردن درد و رنج عمدي به ديگران براي اغلب مردم مشکل است ، مگر آنکه بتوانند راهي براي انسانيت زدايي از قرباني خود بيابند به گونه اي که با کاهش خصوصيت همدلي ، ارتکاب به پرخاشگري سهل تر و محتمل تر مي شود .
فشنباخ و همکارانش گزارش ميدهند که همبستگي بين توانايي همدلي و پرخاشگري در کودکان منفي است و هر چه اين توانايي بيشتر باشد اعمال پرخاشگري کمتر مي شود ( به نقل از شکرکن ، 1371 ) .
4- roger 1- deindivialization 2- zimbardo 3- prentiss – dunn
6- dehumanization 7- feshback 5- taylor
نظريه درون گرايي و برون گرايي آيزنيک ( 1969 )
آيزنيک پيشنهاد مي کند که اکثر بزهکاران و مجرمان به طرز ذاتي و سرشتي برون گرا هستند . برون گراها از درون گراها در مقابل شرطي شدن مقاومت بيشتري نشان مي دهند و بنابراين کمتر پذيرايي موانع اجتماعي طبيعي هستند که براي رفتار پرخاشگرانه وجود دارند . بنابراين ويژگيهاي رواني جنايتکاران ، ترکيبي از ناپايداري احساسات و برون گرايي است .

تعريف واژه نوجواني ( دکتر حسين لطف آبادي – روانشناسي رشد 2 )
نوجواني يک دوره انتقال از وابستگي کودکي به استقلال و مسئوليت پذيري جواني و بزرگسالي است .
در اين دوره نوجوان با دو مسئله اساسي درگير است . بازنگري و باز سازي ارتباط با والدين و بزرگسالان و جامعه و بازشناسي و باز سازي خود بعنوان يک فرد مستقل .
در طول اين دوره معمولا تعارضي بين اين دو نقش در فرد مشاهده مي شود : عمده ترين تغيير در اين دوره رشد ظرفيت جديديعني رشد جنسي و امکان توليد مثل زيستي است . اين واقعيت زيستي آثار مهمي را در تحول فرد و مناسبات او با ديگران بجاي مي گذارد .
با اين همه دوره نوجواني را نمي توان تنها با تحولات جسمي و جنسي تعريف کرد .
ميلرنيوتون درکتاب نوجواني ( 1995 ، ص 23 ، تعريف جامع تري از اين دوره بيان مي کند ) . نوجواني دوره فرايندهاي رشدي انتقالي از کودکي به بزرگسالي است . اين فرايندها جنبه هاي گوناگوني دارند .

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

اول : رشد و نموسازمان عصبي مغز که نمود آن در تحول فرايندهاي شناختي ، عاطفي ، و رفتارها مشاهده مي شود .
دوم : رشد فيزيکي که شامل رشد اندازه هاي بدني و تغيير در نيمرخ جنسي .
سوم : رشد نظام جنسي يا توليد مثل ، شامل جنسي و رفتاري .
چهارم : رشد احساس ” خود ” بعنوان يک بزرگسال يا يک انسان مستقل و خود راهبر .
پنجم : کسب موقعيت بزرگسالي در گرو اجتماعي يا فرهنگ .
ششم : رشد کنترل رفتاري خود در تعامل با جامعه .
فرايند انتقال از کودکي به بزرگسالي ، دشوار و پرکشمکش است . نوجوان از يک سو باسرعت بي سابقه اي بلوغ جنسي را مي گذراند و از سوي ديگر خانواده و فرهنگ و جامعه از او مي خواهند تا مستقل باشد ، روابط جديدي را با همسالان و بزرگسالان برقرار کند و آمادگيها و مهارتهاي لازم را براي زندگي شغلي و اجتماعي به دست آورد . نوجوانان بايد علاوه برپذيرش و سازگاري با اين همه تغيير و تحول ، هويت منسجمي نيز براي خود کسب کنند و پاسخ مشخص و اختصاصي به اين سوالات دشوار و قديمي بدهند که ” من کيستم ؟ ” ، ” جاي من در هستي کجاست ؟ ” ، ” از زندگي خود چه مي خواهم ؟ ” اين تغيير و تحولات و يافتن پاسخ نسبتا ً قطعي به اين سوالات و دستيابي به هويت خود چند سال طول خواهد کشيد .
مراحل نوجواني
دوره نوجواني در انتهاي دوره کودکي دوم و با بروز سريع تحولات آستانه بلوغ در سنين 10 تا 12 سالگي شروع مي شود . اين تحولات با نمو ساختمان استخواني بدن و اولين علايم رشد جنسي شامل بزرگ شدن سينه ها در دختران و رشد بيضه ها در پسران آغاز مي شود . اين تغييرات بدني به تدريج باعث بهم ريختن تعادل دوره پيش از بلوغ مي شود و مسائل تازه اي در احساسات و روابط فرد با والدين پديد مي آورد .
دوره نوجواني از 12 سالگي که ( متوسط بين بروز بلوغ جنسي دختران و پسران ) است تا 20 سالگي ( سن متوسط دستيابي به استقلال و خود کفايي و شکل گيري هويت ” خود ” در نظر گرفته مي شود .
تغيير و تحولات دوره نوجواني به سه مرحله تقسيم مي شود :
1- مرحله اول ، فاصله گرفتن ( 14 – 12 ) سالگي
بروز رشد جسمي و اولين نشانه هاي بلوغ ، نوعي تمايل طبيعي براي فاصله گرفتن کودک از بزرگسالان ، بخصوص والدين را به همراه مي آورد . اين تمايل مي تواند در بستن در اتاق خواب يا حمام کردن توسط کودک و در محرمانه جلوه دادن تغييرات بدن مشاهده شود .
اينگونه رفتارهاي محرمانه و اختصاصي ، نقش رواني – اجتماعي مهمي در پايان دادن به وابستگيهاي کودکانه قلبي به والدين و ساير بزرگسالان ايفاء مي کند . بدون اين فاصله رواني و اجتماعي ، کودک قادر نخواهد شد تا گامهاي آزمايشي اوليه را براي استقلال و رسيدن به بزرگسالي بردارد . با افزايش اين فاصله ، کودک مي تواند با دوستان نزديک خود راز و رمزهايي را مطرح کند و ارتباطهاي ويژه دوره نوجواني را با گروه همسالان و به دور از والدين و معلمان و ديگر بزرگسالان بوجود آورد .
اين فاصله جديد از خانواده و بزرگسالان بيشتر جنبه رواني دارد و دامنه آن در کودکان مختلف به يک اندازه نيست ، براي مثال کودکان محروم از عواطف گرم و دوستانه خانوادگي ، کودکان خانواده هاي آشفته ، کودکان خانواده هاي مستبد و کودکان مبتلا به محروميتهاي فرهنگي و اجتماعي ممکن است اين فاصله گيري طبيعي را تا اندازه اي گسترش دهند که مقدمه ناسازگازيها و دشواريهاي شديد بعدي آنان بشود .
اما در کودکان عادي ، اين فاصله تا آنجا گسترش مي يابد که به کشف هويت و جنسيت و ساير جوانب رشد ” خود ” در آنان منتهي شود .
2- جدايي تدارکاتي ( 15 – 17 )
اين مرحله که هستي اصلي نوجواني و مشکلات آن است با رشد بيشتر بدني و جنسي همراه است و سطح عاليتري از ادراک ” خود ” را تجلي مي دهد در همين مرحله انجام انسجام جنبه هاي مختلف بدني و جنسي و تصور از خويش بصورت هويت واحد شکل مي گيرد و پاسخگويي به سوال اساسي ” من کيستم ؟ ” بتدريج در ذهن نوجوان تحقق مي يابد .
نوجوانان متعلق به خانواده هاي از هم پاشيده و محيطهاي اجتماعي – فرهنگي ناسالم بدليل فقدان شرايط مناسب براي شکل گيري هويت و شخصيت مطلوب دچار نابهنجاريها و انحراف ها مي شوند و در خطر ورود به بزهکاريهاي نوجواني و يا ساير اختلافهاي گوناگون شخصيتي قرار مي گيرند .
در اين مرحله علاوه بر مساله رشد شخصيتي و اخلاقي يک نياز اساسي ديگر يعني کسب دانش و مهارتهاي لازم براي اشتغال يا براي ادامه تحصيل ، بعنوان يک نياز مهم در تعليم و تربيت نوجوان مطرح مي شود .
3- ورود مجدد به مناسبات اجتماعي ( 18 – 20 سالگي )
هرگاه رشد نوجوان در مراحل پيشين به گونه اي نسبتا ً بهنجار صورت گرفته باشد در اين مرحله آخرنوجوان بتدريج بصورت يک فرد مستقل و خود کفا در مناسبات خانوادگي ، آموزشي ، شغلي ، اجتماعي و فرهنگي ايفاي نقش مي کند و در چنين صورتي مي توان اميد وار بود که مراحل رشد و پرورش او به به درستي انجام شده و او آماده است تا زندگي جواني و بزرگسالي را با موفقيت آغاز کند و رشد و پرورش بيست ساله را در تداوم زندگي خويش آشکار نمايد . در اين مرحله بيشتر دختران در جامعه ما ، ازدواج مي کنند و بيشتر پسران با گذشت دوران خدمت سربازي نقش اجتماعي خود را به عهده مي گيرند . برخي به توليد و کار و خدمات گوناگون روي مي آورند يا تحصيلات خود را در دانشگاهها و مراکز آموزش عالي ادامه مي دهند . اما نوجواني که ورود مجدد آنان يا به سبب محدوديتها و نارساييهاي بخشهاي مختلف زندگي اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي با شکست مواجه مي شود ، گرفتار ابهام و اغتشاش روحي و سرگرداني دوره جواني خواهد شد .
شکستهاي دوره جواني بويژه براي افراد با روحيه ضعيف تر و هوش کندتر مي تواند ضايعات سنگين در ادامه زندگي آنان بوجود آورد در اين حال خود آنان و ديگر نزديکان آنان در خانواده يا در محيط شغلي و اجتماعي آسيب خواهند ديد . اما در افراد با سازمان رواني و انگيزش قوي تر و با هوش اين شکستها مي تواند بعنوان تجارب راهگشاي آينده مورد استفاده آنان قرار گيرد .
در مورد موضوع اين پژوهش و رابطه نوجوانان با بازيهاي کامپيوتري و ويدئويي خشن مي توان گفت که :
” افراد نوجوان مستعد ترين افراد تحت تاثير خشونت رسانه ها بخصوص در بازيهاي کامپيوتري و ويدئويي هستند .” ( اينترنت – Gilbert 1998 و Alloway ) .
چونکه معمولا متجاوزين در اين رسانه ها و بازيها پسران مي باشند و دختران قربانيها ، پسرها بيشتر با گستاخي و پرخاشگري و دختران با وحشت واکنش نشان مي دهند .
با توجه به اين موضوع هنگام بحث تاثير خشونت رسانه ها و بازيهاي کامپيوتري و ويدئويي خشن ، بايد مذکر بودن را بحساب آورد .
اين امر باعث مي شود که بازيهاي کامپيوتري و ويدئويي و بسيار بيش از آن فيلمهاي خشن بسوي بازار نوجواناني که بشدت فرد گرا ، پرخاشگر و خشن هستند هدايت مي شوند .
افراد مذکر بيش از افراد مونث به شدت به بازيهاي ويدئويي مي پردازند و بعلاوه در بازيهاي کامپيوتري نسبت به تلويزيون موضوعات پرخاشجويانه ، ويژگيهاي مردانه ، و صداهاي مردانه بيشتر وجود دارند .
تفسير آنچه مي بينيد مطابق واقعيت و در ارتباط با زندگيهاي خودشان . آنچه در اين گفتار مطرح مي شود اين است که خشونت رسانه ها بويژه خشونت در بازيهاي کامپيوتري و ويدئويي بيشتر تاثير قوي بر نوجواني دارند که در زندگيهاي خود در معرض خشونت قرار دارند . از آن بيشتر ، خشونت رسانه ها ، خشونت در بازيهاي کامپيوتري و ويدئويي بر کودکان نيز تاثير قوي خواهد گذاشت . بدليل اينکه آنها تجربه هاي زندگي واقعي را ندارند که قضاوت کنند آيا آنچه در صفحه نمايش مي بينيد واقعي است يا نه .
تخيل خود به جاي کاراکترهاي بازي خشن
خيالبافي و تجسم مجدد ، تاثير صفحه هاي خشني را که نوجوان تماشا کرده است را افزايش مي دهد .

پيشينه و ادبيات تحقيق
بازيهاي کامپيوتري در سال 1972 با ” پنگ ” ( يک بازي تنيس روي ميز رايانه اي ) آغاز شد ، و سپس هم در نظام سخت افزاري و هم در نظام نرم افزاري شروع به رشد کرد ( کلول و پانير ، 2000 ) .
در همان سال در شرکت مگناوکس به عرضه يک مجموعه بازي ويدئويي به نام الکتيويژن پرداخت که با اتصال به تلويزيون خانگي ، امکان بازي فراهم مي شد . به اين ترتيب رفته رفته بر تعداد شرکتهاي سازنده بازيهاي ويدئويي افزوده شد تا آنکه در پايان سال 1976 بالغ بر بيست شرکت مختلف به توليد بازيهاي ويدئويي قابل مصرف در منازل پرداختند ( منطقي ، 1380 ) .
نخستين بازيها عاقبت تکراري مي شدند و شهرت عمومي شان رو به زوال گذاشت . تا اينکه در اواسط سال 1980 ، نينتنر و نظام هايي را با گرافيک اصلاح شده ، همراه با بسياري از محصولات وابسته و جانبي و با تاکيد زدايي بر خشونت ارائه کرد .
ديگر کارخانجات ، متوجه اين استراتژي شدند و درجه اي از خشونت و سطحي از واقع گرايي را پيوسته در بازيهاي الکترونيکي افزايش دادند . ( فانک و همکاران ، 1999 ) .
بهبود و کيفيت و تنوع بازيها و پيشرفت هاي علوم الکترونيک و رايانه ، باعث گسترش روز افزون اين رسانه در ميان جامعه ، خصوصا در بين نوجوانان گشته است .
در سال 1980 محققان شروع به ارزيابي تاثير پرداختن به بازيهاي کامپيوتري و ويدئويي ، در حوزه هاي گوناگون شامل سلامتي ، هماهنگي چشم و دست ، عملکرد مدرسه و آسيب شناسي رواني کردند . نتايج اوليه ، ارائه شده در يک کنفرانس حمايت شده بوسيله آقاري در سال 1983 بر جنبه هاي مثبت پرداختن به بازيها تاکيد داشت ( فانک و بوچمن ، 1996 ) .
تحقيق در حيطه بازي هاي کامپيوتري ، اغلب با استفاده از استراتژيهاي تحقيق در مورد تلويزيون ” شامل مواردي چون دلايل استفاده از اين رسانه ، آثار ، الگوي مصرف و شيوه اثر گذاري ” به پيش رفته است . اعتقاد براين است که همچون تماشاي تلويزيون ، پرداختن به بازيهاي ويدئويي و کامپيوتري ، فرصتهايي را براي يادگيري مشاهده اي فراهم مي آورد .
افزون بر اينکه بر خلاف حالت فعل پذيري تماشاي تلويزيون ، بازيهاي الکترونيکي جنبه فعال بودن را اضافه کرده اند که اثر پرداختي به بازيها را تشديد مي کند .
به نظر پرونز ، بازيها و نظام بازي اوليه ، مشترکات بسيار کمي با نظام ها و بازيهاي پيشرفته تر و فرهيخته تري که پديدار شده اند دارند .
بنابراين آثار بازيهاي جديد تر روي رفتار بچه ها متفاوت خواهد بود ( مديا اسکوپ ) .
در حال حاضر ، تمرکز توجه به جنبه هاي منفي بازيها همچون کاهش : حرمت خود ، اعتياد ، پرخاشگري و انزواي اجتماعي قرار دارد ( کلول و پانير ، 2000 ) .
بازيهاي کامپيوتري ممکن است نيازهاي بيعي را که در تعاملات اجتماعي بر آورده مي شوند ، ارضاء کرده و بنابراين به انزواي اجتماعي منتهي گردند ( زيمباردو ، 1982 ) .
کامپيوتر بعنوان يکي از وسايل اين بازيها ف ميتواند باعث کم شدن تعاملات اجتماعي فرد ، خصوصا با اهل خانه گردد .


دیدگاهتان را بنویسید