با تشکر ويژه از جناب آقاي دکتر مهدي فريد که در طول سال هاي تحصيل نه تنها علم عمل بلکه علم ادب را نيز از ايشان آموختيم و زحمت داوري اين پايان نامه بر عهده ايشان بود.
با تشکر فراوان از برادر عزيزم جناب آقاي دکتر احسان زندي اصفهان که در تجزيه و تحليل آماري داده هاي مربوط به رساله بنده را ياري کردند.
و با تشکر فراوان از دوستان عزيزم و کليه ي کارمندان و کارکنان دانشکده دامپزشکي و مجموعه آزمايشگاه هاي دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهرکرد که همواره اين جانب را مورد لطف و عنايت خود قرار داده اند.

فهرست مطالب
عنوانصفحه
چکيده1
فصل اول ” مقدمه و طرح تحقيق “
1-1 بيان مسئله3
1-2 مروري بر سابقه تحقيق 5
1-3 اهداف، فرضيات و سئوالات تحقيق 6
1-3-1 اهداف تحقيق ( اهداف کلي، اهداف جزئي )6
1-3-1-1 هدف کلي6
1-3-1-2 هدف جزئي6
1-3-2 فرضيات تحقيق6
1-3-3 سئوالات تحقيق7
1-4 روش تحقق و پژوهش 7
فصل دوم ” كليات “
2-1 التهاب9
2-1-1 تعريف التهاب 9
2-1-2 تقسيم بندي التهاب10
2-1-3 فيزيوپاتولوژي التهاب حاد10
2-1-4 فيزيوپاتولوژي التهاب مزمن 12
2-2 درد13
2-2-1. تعريف درد13
2-2-2 طبقه بندي درد: درد تند و درد کند 13
2-2-3 گيرنده هاي درد 14
2-2-4 محرک هاي گيرنده هاي درد 14
2-2-5 مسير هاي انتقال درد14
2-3 دارو درماني درد و التهاب15
2-3-1 داروهاي ضد درد مخدر 15
2-3-2 داروهاي ضد درد و ضد التهاب استروئيدي 18
2-3-3 داروهاي ضد درد و ضد التهاب غير استروئيدي 25
2-4مروري بر اهميت و قدمت استفاده از گياهان دارويي32
2-5 معرفي گياه آويشن دنايي 33
فصل سوم ” مواد و روش كار “
3-1 تهيه و شناسايي گياه 36
3-2 تهيه عصاره الکلي و دوز تزريقي عصاره 36
3-3 حيوانات مورد استفاده براي آزمايش37
3-4 آزمون هاي مربوط به بررسي اثرات ضد درد37
3-5 آزمون مربوط به بررسي اثرات ضد التهابي 39
3-6 تجزيه و تحليل آماري داده ها 40
فصل چهارم ” نتايج “
4-1 نتايج مربوط به آزمون پيچش شکمي 42
4-2 نتايج مربوط به آزمون فرمالين 43
4-2-1 نتايج مربوط به مرحله درد حاد 43
4-2-2 نتايج مربوط به مرحله درد مزمن 44
4-3 نتايج مربوط به آزمون گزيلن 45
فصل پنجم ” بحث و نتيجه گيري “
5-1 بحث47
5-2 نتيجه گيري 50
5-3 پيشنهادات 50
منابع51
فهرست شكل ها
عنوانصفحه

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

شکل 4-1 بررسي اثرات ضد دردي در آزمون پيچش شکمي 42
شکل4-2 بررسي اثرات ضد دردي در مرحله حاد آزمون فرمالين 43
شکل4-3 بررسي اثرات ضد دردي در مرحله مزمن آزمون فرمالين 44
شکل4-4 بررسي اثرات ضد التهابي در آزمون گزيلن 45
چکيده
استفاده از داروهاي ضد درد و ضد التهاب در طب باليني ضروري و اجتناب ناپذير است. از طرف ديگر، مصرف روز افزون دارو هاي شيميايي، عوارض جانبي متعددي را به همراه دارد که بعضاً مي تواند از خود بيماري خطرناک تر باشد؛ لذا تحقيق درباره ي خواص دارويي گياهان براي کشف داروهايي با اثر مشابه و حتي بهتر از داروهاي شيميايي با عوارض جانبي کمتر از اهميت بالايي برخوردار است. در اين تحقيق، اثرات ضد درد و ضد التهاب گياه آويشن دنايي با نام علمي Thymus daenensis Celak مورد بررسي قرار گرفت. 75 سر موش سوري نر با وزن تقريبي 30-20 گرم که در 15 گروه 5 تايي تقسيم شدند استفاده شد. روش بررسي شامل آزمون رايزينگ و فرمالين براي بررسي اثرات ضد درد و آزمون گزيلن براي بررسي اثرات ضد التهاب بود.عصاره در دوزهاي 400، 600 و 800 ميلي گرم بر کيلوگرم مورد آزمايش قرار گرفت. از نرمال سالين به عنوان محلول خنثي و از داروي مرفين با دوز 10 ميلي گرم بر کيلوگرم براي کنترل مثبت در آزمون درد و دگزامتازون با دوز 10 ميلي گرم بر کيلو گرم در آزمون التهاب استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماري SPSS تجزيه و مقايسه ميانگين ها با آزمون چند دامنه اي دانکن انجام شد. نتيجه کلّي اين تحقيق حاکي از آن است که عصاره الکلي گياه آويشن دنايي سبب کاهش درد مي شود و براي شناسايي مکانيسمهاي ضد درد نياز به تحقيقات بيشتري است. همچنين اين گياه در دوز 800 ميلي گرم بر کيلوگرم تا حدودي اثرات ضد التهابي را نشان داد که تاييد قطعي اثرات ضد التهابي گياه نياز به افزايش دوز و بررسي اثرات ضد التهابي از طريق آزمون هاي ديگر دارد.
کلمات کليدي: آويشن دنايي، درد، التهاب، موش سوري
فصل اول
” مقدمه و طرح تحقيق “

1-1 بيان مسئله
التهاب پاسخ پاتوفيزيولوژي و پيچيده بافت داراي رگ، به طور مشخص با پنج علامت باليني گرمي، قرمزي، تورم، درد و کاهش فعاليت تشخيص داده مي شود که در نهايت منجر به بهبود و باز سازي مناطق آسيب ديده مي شود. با اينکه التهاب به پاکسازي عفونت کمک کرده و در کنار ترميم، التيام زخم را ممکن مي سازد، هم التهاب و هم ترميم پتانسيل قابل ملاحظه اي براي آسيب زدن دارند. بنابراين آسيب مي تواند به صورت کامل شامل پاسخ التهابي سودمند و طبيعي باشد ولي در صورتي که واکنش به اندازه ي کافي شديد، طولاني يا نامناسب باشد پاتولوژي نماي غالب خواهد شد..
حس درد در حقيقت يک مکانيسم دفاعي در بدن مي باشد و با به وجود آمدن آن به يک اختلال و يک حالت به هم خوردن شرايط فيزيولوژيک بدن و در حقيقت يک آسيب پي خواهيم برد ولي در بسياري از موارد اين درد براي موجود قابل تحمل نيست و يا حد اقل باعث آزار آن مي شود. اين روند در بيماري هاي مزمن که درد هاي طولاني مدت را به همراه دارند نمود بيشتري پيدا خواهد کرد. با توجه به موارد ذکر شده استفاده از داروهاي ضد درد و ضد التهاب در طب باليني ضروري به نظر مي رسد.
امروزه جهت رفع درد و کاهش التهاب از داروهاي شيميايي به طور گسترده استفاده مي شود. از مهم ترين اين دارو ها مي توان به دارو هاي ضد درد اوپيوئيدي، داروهاي ضد درد و ضد التهاب استروئيدي و دارو هاي ضد درد و ضد التهاب غير استروئيدي اشاره کرد. اين دارو ها داراي موارد استفاده ي زيادي در پزشکي و دامپزشکي هستنند که براي نمونه مي توان به اين موارد اشاره کرد: کنترل انواع درد و التهاب، تب، درد هاي عضلاني، درد هاي استخواني و مفاصل، آرتروز، آرتريت، ميگرن، پيشگيري از سکته مجدد و….
مصرف روز افزون اين دارو هاي شيميايي روز به روز شکل حاد تري به خود مي گيرد. مصرف طولاني و در برخي موارد حتي مقطعي دارو هاي شيميايي عوارض خاصي از خود به جا مي گذارند که عوارض جانبي ناميده مي شود و بعضا مي تواند از خود بيماري خطرناک تر باشد. استفاده از دارو هاي ضد درد و ضد التهاب نيز در کنار اثرات مفيد و درماني مي تواند باعث ايجاد عوارض و خطرات جدي به خصوص در مصرف طولاني مدت شود. از جمله مهم ترين عوارض داروهاي ضد درد و ضد التهاب استروئيدي مي توان به سندرم کوشينگ، سندرم شبه آديسون وتضعيف سيستم ايمني اشاره کرد. از شايع ترين عوارض داروهاي ضد درد و ضد التهاب غير استروئيدي مي توان به زخم گوارشي و خونريزي از دستگاه گوارش اشاره کرد.
با توجه به موارد ذکر شده در بالا اهميت و ارزش انجام کار هاي تحقيقاتي درباره ي خواص دارويي گياهان براي به دست آوردن داروهايي با اثر مشابه و حتي بهتر از داروهاي شيميايي که عوارض آنها نيز کمتر خواهد بود مشخص خواهد شد.
در اين تحقيق اثرات ضد درد و ضد التهاب گياه آويشن دنايي با نام علمي Thymus daenensis Celak مورد بررسي قرار گرفت. اين گياه بومي ايران و مناطق مرکزي نظير چهار محال و بختياري، کهکيلويه و بوير احمد و اصفهان مي باشد. اين گياه داراي گلهاي صورتي است که در اواخر بهار وارد فاز گلدهي مي شود. از مهم ترين ترکيبات ثانويه گياه مي توان تيمول و کارواکرول را نام برد. از خواص درماني آن نيز در طب بومي و سنتي مي توان درمان سرماخوردگي و دل درد را اشاره نمود.

1-2 مروري بر سابقه تحقيق
لاوال و همکاران (2010) اثرات ضد درد و ضد التهابي عصاره آبي گياه Ipomoea asorifolia را مورد بررسي قرار دادند و نتيجه گرفتند که اين گياه داراي اثرات ضد درد و ضد التهاب قابل توجهي است (27).
شانموگاسندرام و وانکاتارامان (2005) در مطالعه اي اثرات ضد دردي گياه Hygrophila auriculata را بررسي کردند و نشان دادند هر دو عصاره مربوط به اندام هوايي و ريشه گياه داراي اثرات ضد درد هستند (31).
پانتونگ و همکاران (2010) اثرات ضد درد و ضد التهاب ميوه گياه Phyllanthus emblica Linn را بررسي کردند. در اين تحقيق نشان داده شد که عصاره ميوه اين گياه داراي اثرات ضد درد و ضد التهاب مناسبي است و اثرات سيستميک آن از دارو هاي ضد درد و ضد التهاب غير استروئيدي کمتر است ( 25).
رانسانگ و همکاران (2010) اثرات ضد درد و ضد التهاب گياه Curcuma mangga را مورد شناسايي قرار دادند و اعلام کردند که فراکسيون هاي کلروفرم و هگزان اين گياه داراي اثرات ضد درد و ضد التهاب هستند (29).
ميترا محمودي و همکاران (1385) تحقيقي با عنوان اثرات ضد التهاب، ضد درد، سميت حاد و تعيين مقدار هاپريسين در گيا علف چاي انجام دادند و گياه فوق را واجد اثرات ضد دردي و ضد التهابي معرفي کردند (17).
سيما نصري و همکاران (1389) اثرات ضد درد و ضد التهاب عصاره هيدروالكلي دانه گياه Anethum graveolens L. را مورد بررسي قرار دادند که در پايان پس از تائيد اثرات ضد درد و ضد التهاب، اين اثرات را مربوط به ترکيبات ليمونن، كارون و فلاونوئيدي معرفي کردند (21).
حاج هاشمي و همکاران (1382) اثرات ضد درد و ضد التهاب گياه گشنيز را مورد بررسي قرار دادند و نشان دادند علي رغم مصرف سنتي دانه گياه گيشنيز به عنوان داروي ضد التهاب، هيچ اثر ضد التهابي در اين مطالعه اثبات نشد ولي اثرات ضد دردي گياه را اثبات کردند (6).
عيدي و همکاران (1388) در مطالعه اي با عنوان بررسي اثر ضددردي عصاره الكلي برگ گياه جعفري1 در موش هاي كوچك نر بالغ آزمايشگاهي اعلام کردند که برگ گياه جعفري داراي اثرات ضد دردي است هرچند که مطالعات بيشتري براي تعيين اثرات درماني آن نياز است (12).

1-3 اهداف، فرضيات و سئوالات تحقيق :
1-3-1 اهداف تحقيق ( اهداف کلي، اهداف جزئي )
1-3-1-1 هدف کلي

بررسي اثرات ضد درد و ضد التهابي عصاره الکلي گياه آويشن دنايي2 در مدل آزمايشگاهي موش سوري.

1-3-1-2 هدف جزئي:
مقايسه اثرات ضد درد و ضد التهاب گياه آويشن دنايي با داروهاي شيميايي نظير مرفين و دگزامتازون

1-3-2 فرضيات تحقيق
گياه آويشن دنايي داراي اثرات ضد دردي است.
گياه آويشن دنايي داراي اثرات ضد التهابي است.
1-3-3 سئوالات تحقيق
آيا آويشن دنايي داراي اثرات ضد درد است؟
آيا آويشن دنايي داراي اثرات ضد التهاب است؟
در صورت وجود اثرات ضد دردي آيا اين اثر قابل مقايسه با داروي مرفين است؟
در صورت وجود اثرات ضد التهابي آيا اين اثر قابل مقايسه با داروي دگزامتازون است؟

1-4 روش تحقق و پژوهش
در بررسي حاضر تعداد 75 سر موش سوري نر استفاده شدو موش ها به 5 گروه 5 تايي به شکل تصادفي تقسيم شدند. از آزمون پيچش شکم3 و فرمالين4 براي بررسي اثرات ضد درد و از آزمون گزيلن5 براي بررسي اثرات ضد التهابي استفاده شد. عصاره ي گياه در دوز هاي 400، 600 و 800 براي انجام آزمايش آماده گرديد. از داروي مرفين به ميزان 10 ميلي گرم بر کيلو گرم به عنوان داروي کنترل مثبت در آزمون هاي درد و از داروي دگزامتازون به ميزان 10 ميلي گرم بر کيلوگرم به عنوان داروي کنترل مثبت در آزمون التهاب استفاده گرديد. نرمال سالين6 در آزمون هاي درد و آزمون التهاب به ميزان يک ميلي ليتر براي هر موش به عنوان محلول خنثي استفاده شد. پس از به دست آوردن نتايج خام داده ها توسط نرم افزار آماري SPSS تجزيه و مقايسه ميانگين ها با آزمون چند دامنه اي دانکن انجام شد.
فصل دوم
” كليات “

2-1 التهاب
2-1-1 تعريف التهاب
التهاب يک پاسخ محافظتي براي حذف عامل اوليه ي آسيب سلولي و نيز سلول ها و بافت نکروتيک ناشي از تهاجم اصلي مي باشد. در صورت فقدان التهاب عفونت مشخص نمي شود و زخم بهبود نمي يابد. تظاهرات خارجي التهاب که اغلب نشانه هاي اصلي آن ناميده مي شوند از تغييرات عروقي و عملکرد سلول هاي التهابي ناشي مي گردد که شامل گرما، قرمزي و تورم است. از ديگر نشانه هاي التهاب، درد و اختلال عملکرد است که در نتيجه ي آزاد شدن مواد با واسطه لوکوسيتي روي مي دهد. با اينکه التهاب به پاکسازي عفونت کمک کرده و در کنار ترميم التيام زخم را ممکن مي سازد، هم التهاب و هم ترميم پتانسيل قابل ملاحظه اي براي آسيب زدن دارند. بنابراين آسيب مي تواند به صورت کامل شامل پاسخ التهابي سودمند و طبيعي باشد ولي در صورتي که واکنش به اندازه ي کافي شديد (مثلا زماني که عفونت شديد است)، طولاني (مثلا زماني که عامل آسيب رسان به پاکسازي مقاوم باشد) يا نامناسب(مثلا در جريان بيماري اتوايميون که در برابر آنتي ژن هاي خود فرد است) باشد پاتولوژي نماي غالب خواهد شد. به همين دليل است که فرآيند التهاب پايه و اساس تمام طب باليني است (13).

2-1-2 تقسيم بندي التهاب
در يک تقسيم بندي کلي التهاب به دو الگوي اساسي تقسيم مي شود: التهاب حاد و التهاب مزمن. التهاب حاد شروع سريع و دوره ي نسبتا کوتاهي دارد، از چند دقيقه تا چندين روز به طول مي انجامدو با خروج مايع و پروتئين هاي پلاسمايي و تجمع لوکوسيت ها که عمدتا نوتروفيل است مشخص مي شود. التهاب مزمن دوره ي طولاني تري دارد و با ورود لنفوسيت هاو ماکروفاژ ها، تزايد عروقي همراه با بافت فيبروز مشخص مي شود. با اين وجود اشکال اصلي التهاب مي توانند با هم هم‌پوشاني داشته باشند و فاکتورهاي زيادي مسير و نماي بافت شناختي آن ها را تحت تاثير قرار مي دهند(13).

2-1-3 فيزيوپاتولوژي التهاب حاد
التهاب حاد داراي 3 جزء اصلي است :
1- تغيير در اندازه ي رگ ها که باعث مي شود خون بيشتري به بافت برسد.
2- تغييرات در نفوذپذيري عروق کوچک که به پروتئين ها و سلول هاي خوني اجازه مي دهد وارد فضاي بين بافتي شوند.
3- مهاجرت، تجمع و فعال شدن لوکوسيت ها در محل ايجاد التهاب.
التهاب حاد ممکن است به خاطر محرک هاي متعددي ايجاد شود؛ از جمله ي اي محرک ها مي توان به موارد زير اشاره کرد:
1- عفونت ها (باکتري، قارچ يا ويروس).
2- تروما
3- مواد شيميايي و يا آسيب هاي فيزيکي
4- نکروز بافت
5- اجسام خارجي
6- پاسخ هاي ايمني (ازدياد حساسيت)
تغيير در جريان خون و قطر عروق به سرعت پس از آسيب ايجاد شده و بسته به شدت آسيب بيشتر مي شود. از اين ميان گشاد شدن عروق که بيشتر به خاطر اثر هيستامين و اکسيد نيتريک بر عضلات صاف عروق منشا مي گيرد بسيار مهم است. بعد از گشاد شدن عروق افزايش نفوذپذيري رخ مي دهد و با خارج شدن مايعات از خون، غلظت خون بالا مي رود. در اين هنگام لکوسيت ها مخصوصا نوتروفيل ها فرصت مي يابند که به داخل بافت نفوذ کنند. افزايش نفوذ پذيري عروق از مشخصه هاي اصلي التهاب حاد است که خود با چند مکانيسم رخ مي دهد:
1- ايجاد فاصله بين سلول هاي اندوتليال در ونول ها که بيشتر ونول هايي را درگير مي کند که بين 20 تا 60 ميکرون قطر دارند.
2- آسيب مستقيم سلول هاي اندوتليال که باعث نکروز و کنده شدن سلول هاي اندوتليال مي شود و نام ديگر آن پاسخ سريع و پايدار است.
3- پاسخ تاخيري و پايدار که بعد از 2 تا 12 ساعت تاخير رخ مي دهد و براي چندين ساعت تا چندين روز باقي مي ماند.
4- آسيب اندوتليوم بر اساس فعاليت لکوسيت ها که سريعا به منطقه مي رسند، راديکال هاي آزاد اکسيژن و ديگر مواد سمي را از خود آزاد مي کنند و مي توانند به سلول هاي اندوتليال آسيب رسانده و نفوذ پذيري عروق را افزايش دهند.
5- افزايش ترانس سيتوز که فاکتور رشد اندوتليال عروقي7 در آن دخيل است.
6- در حين ترميم عروق جديدي ساخته مي شوند که ممکن است هنوز کارايي کافي را نداشته باشند و خون و سلول هاي آن بتوانند از طريق اين نشت ها وارد بافت شوند.
يک عمل مهم التهاب آوردن سلول هاي التهابي به محل آسيب و فعال کردن اين سلول ها است. مهاجرت لکوسيت ها از داخل رگ تا بافت را مي توان به سه قسمت عمده تقسيم بندي کرد. در ابتدا در داخل لومن رگ لوکوسيت ها به طرف ديواره ي رگ کشيده مي شوند و در امتداد ديواره غلت مي خورند تا به اندو تليوم بچسبند. در مرحله ي دوم لکوسيت ها توسط عمل دياپدز از بين سلول هاي اندوتليوم عبور مي کنند. در آخر لوکوسيت ها در داخل بافت به سمت منشا مواد کموتاکتيک حرکت مي کنند. بعد از اين که لکوسيت ها از داخل خون وارد بافت شدند به وسيله مکانيسمي به نام کموتاکسي به سوي محل آسيب حرکت مي کنند. مواد مختلفي مي توانند باعث کموتاکسي شوند. دسته اي از اين ها مواد اگزوژن هستنند مانند توليدات باکتري ها و يا پپتيد هايي که داراي N-فرميل متيونين هستنند گروه ديگر از مواد، ملکول هاي آندوژن هستند که از بين آن ها ملکول هاي C5a، لوکوترين B4 و بعضي سايتوکين ها مثل IL-8 از بقيه مهمتر به نظر مي رسند. پس از فعال شدن لکوسيت ها عمل اول ايجاد متابوليت هاي اسيد آراشيدونيک است. عمل ديگر رها شدن آنزيم هاي ليزوزومي از لکوسيت ها و نيز ترشح سايتوکين ها است که التهاب را شدت مي بخشد. پس از اين مرحله لکوسيت ها به عمل فاگوسيتوز مي پردازند که شامل 3 مرحله اصلي و مهم است:
1- شناخت و اتصال به ملکولي که قرار است به وسيله لکوسيت بلعيده شود.
2- در بر گرفته شدن جسم و تشکيل واکوئل فاگوسيتوزي.
3- کشتن يا از بين بردن آنچه که بلعيده شده است.
التهاب نمي تواند تا ابد ادامه يابد؛ پايان التهاب به عوامل مختلفي بستگي دارد که شايد مهم ترين آن ها خاتمه مدياتور هاي التهابي باشد چرا که اين ملکول ها داراي نيمه عمر مخصوص به خود هستند و پس از مدتي عمر آن ها تمام شده و پاسخ التهابي فروکش مي کند (13 و 7).

2-1-4 فيزيوپاتولوژي التهاب مزمن
التهاب مزمن التهابي است که مدت زمان زيادي ( چند هفته تا چند ماه ) طول مي کشد که در خلال آن التهاب فعال، تخريب بافتي و تلاش براي ترميم به صورت هم زمان با هم در حال رخ دادن هستند. اين نوع التهاب را در بيماري هاي شايعي مثل آرتريت روماتوئيد، آترواسکلروز، سل و بيماري هاي مزمن ريوي شاهد هستيم. التهاب مزمن در شرايط زير به وقوع مي پيوندد:
1- عفونت پايدار به وسيله عوامل مختلف مثل باکتري ها، ويروس ها، قارچ ها و انگل ها که به آن افزايش حساسيت نوع تاخيري مي گويند.
2- مواجهه با عوامل آسيب زاي داخلي و خارجي.
3- بيماري هاي خود ايمن
در التهاب مزمن بر خلاف التهاب حاد سلول هاي اصلي شرکت کننده سلول هاي تک هسته اي، شامل ماکروفاژها، لنفوسيت ها و پلاسما سل ها هستند.
از ديگر مشخصات اين نوع التهاب، تخريب بافت ها به خاطر حضور سلول هاي دخيل در التهاب مزمن است. تلاش براي ترميم به وسيله بافت همبند باعث ساخته شدن عروق جديد و فيبروز مي شود(13، 7 و 26 ).

2-2 درد
2-2-1. تعريف درد
درد عمدتا يک مکانيسم حفاظتي براي بدن است زيرا صرفا يک حس نيست بلکه پاسخي است که در دستگاه عصبي در برابر آسيب بافتي ايجاد مي شود (15).

2-2-2 طبقه بندي درد: درد تند و درد کند
درد تند8 ظرف حدود 0.1 ثانيه پس از تحريک حس مي شود اين در حالي است که درد کند9 1 ثانيه يا بيشتر پس از تحريک دردزا احساس مي گردد. درد کند معمولا با آسيب بافتي همراه است و مي توان آن را به صورت درد سوزشي10، درد مبهم11 يا درد مزمن بيان نمود. تمام گيرنده هاي درد پايانه هاي عصبي آزاد هستنند (15).
2-2-3 گيرنده هاي درد
تمام گيرنده هاي درد پايانه هاي عصبي آزاد هستند. بيشترين تعداد و تراکم آن ها در پوست، پريوست، جدار شريان ها، سطوح مفصلي، سخت شامه و و بازتاب هاي سخت شامه درون حفره جمجمه است(15).

2-2-4 محرک هاي گيرنده هاي درد
گيرنده هاي درد با محرک هاي مکانيکي، حرارتي و شيميايي فعال مي شوند.
1- محرک هاي مکانيکي و حرارتي تمايل به برانگيختن درد تند را دارند.
2- محرک هاي شيميايي تمايل به ايجاد درد کند دارند، گرچه هميشه چنين نيست. برخي از عوامل شيميايي شايع تر که حس درد را برمي انگيزند عبارتند از: برادي کينين، سروتونين، هيستامين، يون پتاسيم، اسيد ها، استيل کولين و آنزيم هاي پروتئوليتيک. ظاهراً غلظت بافتي اين مواد رابطه مستقيمي با شدت آسيب بافتي و در نتيجه ميزان احساس درد دارد. به علاوه، پروستاگلندين ها و ماده p حساسيت گيرنده هاي درد را بالا مي برند، ولي مستقيما آن ها را تحريک نمي کنند.
3- گيرنده هاي درد بسيار کند سازش مي يابند يا اصلا سازش نمي يابند. در برخي از موارد، فعال شدن اين گيرنده ها هم زمان با استمرار محرک دردزا به تدريج بيشتر مي شود؛ اين را پر دردي12 مي گويند (15).

2-2-5 مسير هاي انتقال درد
پيام هاي درد تند که به وسيله محرک هاي مکانيکي يا حرارتي برانگيخته مي شوند با سرعت m/s30-6 در فيبر هاي ?A از اعصاب محيطي هدايت مي گردند. در مقابل، پيام هاي درد کند و مزمن در طول فيبر هاي نوع C و با سرعت m/s2-0.5 هدايت مي شوند. اين دو نوع فيبر پس از ورود به نخاع از طريق ريشه هاي خلفي، از هم جدا مي گردند، به طوري که فيبر هاي ?A عمدتا نورون هاي تيغه يک13 در شاخ خلفي را تحريک مي کنند. اين در حالي است که فيبر هاي C با نورون هاي ماده ژلاتيني14 سيناپس مي سازند. سپس سلول هاي اخير در عمق ماده خاکستري فرو مي روند و نورون هاي عمدتا تيغه پنج و همچنين تا حدودي نورون هاي تيغه هاي چهر و هفت را فعال مي کنند. نورون هايي که ورودي فيبر ?A دريافت مي کنند (درد تند) راه نئواسپينوتالاميک15 (نخاعي تالاموسي جديد) را مي سازند، در حالي که نورون هايي که ورودي فيبر C مي گيرند راه پالئواسپينوتالاميک16 (نخاعي تالاموسي قديمي) را تشکيل مي دهند.
از راه نئواسپينوتالاميک براي محل يابي درد استفاده مي شود. آکسون هاي نورون هاي تيغه يک که راه نئواسپينوتالاميک را مي سازند، به فاصله کوتاهي از مبدا خود از خط وسط مي گذرند و به عنوان بخشي از سيستم قدامي طرفي در ماده سفيد نخاع بالا مي روند. برخي از اين فيبر ها در تشکيلات مشبک17 ساقه ي مغز خاتمه مي يابند، ولي اکثر آن ها تا هسته ي خلفي طرفي شکمي تالاموس پيش مي روند. از آن جا نورون هاي تالاموسي تا قشر اوليه حس پيکري کشيده مي شوند. اين سيستم عمدتا براي محل‌يابي محرک‌هاي دردزا به کار مي‌رود. فعاليت سيستم پالئواسپينوتالاميک ممکن است در احساس ناخوشايند درد سهيم باشد. مسير پالئواسپينوتالاميک از نظر تکاملي از مسير ديگر قديمي تر است. آکسون هاي سلول هاي تيغه پنج همچون آکسون هاي سلول هاي تيغه يک در نزديکي مبدا خود از خط وسط مي گذرند و در سيستم قدامي طرفي بالا مي روند. تقريبا تمام آکسون هاي سلول هاي تيغه پنج به ساقه مغز منتهي مي شوند، نه به تالاموس. اين فيبر ها در ساقه مغز به تشکيلات مشبک، برجستگي فوقاني18 و ماده خاکستري دور قنات19 مي رسند. سيستمي از فيبر هاي صعودي که عمدتا از تشکيلات مشبک هستند به طرف هسته هاي داخل تيغه اي20 و هسته هاي خلفي تالاموس و نيز بخش هايي از هيپوتالاموس پيش مي رود. محل پيام هاي دردي که در طول اين مسير هدايت مي شوند، معمولا تنها در قسمت بزرگي از بدن مشخص مي شود(15 و16).

2-3 دارو درماني درد و التهاب
2-3-1 داروهاي ضد درد مخدر
دارو هاي ضد درد مخدر يا آگونيست هاي افيوني، بر حسب منشا پيدايش به سه گروه تقسيم مي شوند که عبارتند از:
1- آلکالوئيد هاي طبيعي ترياک:
اين آلکالوئيد ها بر حسب نوع اثر به دو دسته ي مشتقات فنانترني21 و ايزوکينوليني22 تقسيم مي شوند. از مشتقات فنانترني مي توان به آلکالويد هاي مرفين، کدئين و تبائين اشاره کرد. از مشتقات ايزوکينوليني مي توان آلکالوئيد هاي نارکوتين و پاپاورين را نام برد.
2- مشتقات نيمه ساختگي مرفين:
اين مشتقات شامل هروئين23، آپومرفين24، اتورفين25، دکسترومتورفان26، هيدرو مورفون27 و اکسي مرفون28 مي باشند.
3- مشتقات ساختگي: اين مشتقات به نام هاي مخدر هاي ساختگي29، مشابهين ترياک30 و جانشين شونده هاي مرفين31 معروف اند. مشتقات اين گروه عبارتند از:
متادون32، مپريدين33، دي‌اتيل تيامبوتن34، فن تانيل35، پروپوکسي فن36، پنتازسين37، بوتورفانول38، نالبوفين39 و بوپورنورفين40 (14).

انواع گيرنده هاي مخدر
گيرنده هاي مخدر در بدن حدود چهار نوع مختلف مي باشند که مو41، کاپا42، دلتا43 و سيگما44 ناميده مي شوند. گيرنه ي مو به طور انتخابي توسط نور مورفين45 تحريک شده و بي دردي فوق نخاعي46، تضعيف تنفسي و وابستگي فيزيکي ايجاد مي کند. گيرنده کاپا به طور انتخابي توسط پنتازاسين و اتيل کتوسيکلازاسين47 تحريک گشته و موجب بروز بي دردي نخاعي، انقباض مردمک و تسکين عصبي مي گردد. وازودفران هاي موش حاوي گيرنده هاي دلتا بوده که به طور انتخابي توسط لوسين – انکفالين تحريک مي شود. گيرنده هاي سيگما در هيپوکامپ مغز وجود داشته و در بروز اثرات رواني مواد افيوني نقش دارد. مواد افيوني مختلف ممکن است به عنوان آگونيست يا آنتاگونيست روي گيرنده هاي مختلف افيوني اثر نمايند (14).
مکانيسم اثر بي دردي مرفين و مواد مخدر
مکانيسم هاي مختلفي براي بروز بي دردي اين مواد ذکر شده است که عبارتند از:
1- از طريق گيرنده هاي افيوني مو و کاپا.
2- از طريق رفابت تا ماده P در مسير درد.
3- از طريق ترشح انکفالين و اندورفين (14).

2-3-2 داروهاي ضد درد و ضد التهاب استروئيدي
دو دسته از هورمون هاي استروييدي، مينرالو کورتيکوييدها و گلوکوکورتيکوييدها به طور طبيعي در قشر غده فوق کليه ساخته مي شوند.
مينرالو کورتيکوييدها در حفظ تعادل آب و الکتروليت ها حايز اهميت اند در حالي که گلوکوکورتيکوييدها نقش بسيار مهمي در متابوليسم کربوهيدرات، پروتئين و چربي، پاسخ ايمني و پاسخ به استرس بر عهده دارند. گلوکوکورتيکوييدها هم چنين اثر مينرالو کورتيکوييدي کمي داشته و بنابراين بر تعادل آب و الکتروليت مؤثرند.
کورتيکواستروييدها معمول ترين داروهاي ضد التهاب محسوب مي شوند، اما اثرات فيزيولوژيک و فارماکولوژيک آن ها گسترده و توان سوء استفاده از آن زياد است. هر چند که کورتيکواستروييدها در تضعيف يا جلوگيري از التهاب بسيار مؤثرند اما اثرات ضد التهابي آن ها، به طور ذاتي به تضعيف پاسخ ايمني و عواقب آن مربوط مي شود.
تمام کورتيکواستروييدهاي درماني، داراي ساختار استروييدي، حاوي 21 کربن و شبيه به کورتيزول هستند. تغيير در اين ساختار، سبب تغيير شدت اثرات ضد التهابي و متابوليکي و تغيير در دوره اثر و ميل ترکيبي در اتصال به پروتئين مربوطه مي شود. اين تغيير، منجر به ساخت تعدادي از کورتيکواستروييدها با قدرت ضد التهابي بالا و اثرات مينرال کورتيکوييدي پايين شده است. کورتيکواستروييدهاي درماني به طور مشخص براساس قدرت نسبي گلوکوکورتيکوييدي و مينرالو کورتيکوييدي و هم چنين دوره اثر بيولوژيک دسته بندي مي شوند. به طور کلي، آن دسته از ترکيبات با قوي ترين اثر گلوکوکورتيکوييدي داراي اثر تضعيفي قوي بر محور هيپوتالاموس ـ هيپوفيز و غده فوق کليه نيز هستند.

نحوه اثر :
گلوکوکورتيکوييدها از طريق مسيرهاي متعدد، سبب تضعيف روند التهاب مي شوند. اين ترکيبات با گيرندهاي پروتئيني خاص در داخل سلول بافت هاي هدف، واکنش داده و بيان ژن هاي پاسخگو به کورتيکواستروييد را تغيير مي دهند. گيرنده هاي اختصاصي گلوکوکورتيکوييدها در سيتوپلاسم سلول به ليگاندهاي استروييد متصل شده و مجموعه گيرنده ـ هورمون را تشکيل مي دهند که در نهايت وارد هسته سلول مي شوند. در هسته سلول، اين مجموعه به رديف هاي DNA اختصاصي متصل شده و بيان آن ها را تغيير مي دهند. مجموعه ممکن است موجب رونوشت برداري از mRNA شده که منجر به ساخت پروتئين هاي جديد مي شود. ليپوکورتين از اين دسته پروتئين ها است که مي تواند موجب مهار فسفوليپاز A2a شده و بدين ترتيب از ساخت پروستا گلاندين ها، لوکوترين ها و عامل فعال کننده پلاکت جلوگيري مي شود. هم چنين گلوکوکورتيکويئد ها از توليد ساير واسطه ها از قبيل متابوليت هاي اسيد آراشيدونيک مثل سيکلواکسيژناز، سايتوکين ها، اينتر لوکين ها، مولکول هاي متصل شونده و آنزيم هايي نظير کلاژناز نيز جلوگيري مي کنند.


دیدگاهتان را بنویسید