منابع و ماخذ 83
چکيده
هدف از تحقيق حاضر مقايسه اضطراب در بين کودکان داراي شب ادراري و کودکان عادي حدو د 5-4 ساله منطقه 11 شهر تهران است .که در فرضيه عنوان شده بررسي و مقلسه اضطراب در بين کودکان داراي شب ادراري و کودکان عادي است که جامعه است که جامعه آماري کود کان که در حدود سني 5-4 ساله در مهد کودک منطقه 11 هستند که جمعاً 1000 نفر هستند که 1400 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند که روش نمونه گيري به صورت طبقه اي بوده است و روش تحقيق استفاده شده از طريق علي و مقايسه اي بوده است .که بعد از اجراي آزمون اضطراب بر روي کودکان وبه دست آوردن نمرات خام آنها از طريق روش x2و مقايسه اضطراب در دو گروه داراي شب ادراري و کودکان عاري بوده است و سطح معني داري آن برابر 5% pjبوده است
فصل اول
“کليات تحقيق”
مقدمه
اضطراب همان آگاهي نسبت به کشمکشهاي حل و فصل نشده ميان عوامل ساختاري شخصيت است براي نمونه ،کشمکش ميان تمايلات نا خود آگاه و هنجارهاي سر کوبگر ،تضاد ميان تمايلات متفاوتي که هر يک سعي دارد. بر شخصيت فرد مسلط شود ميان عوالم خيلاتي و تجربه جهان واقعي ،ميان روند هاي معطوف به بزرگي و کمال و تجربه حقارت و کوچکي و نقص خويش ميان آرزوي پذيرفته شدن از .جانب ديگران جامعه يا جهان هستي و احساس طرد شدن از جانب ديگران ، ميان اراده معطوف بودن و سنگيني با وجود که براي فرد غير قابل تحمل مي نمايد و آرزوي آشکار و پنهان نبودن را بر مي انگيزد . تمام اين کشمکش ها اعم از نا خود آگاه و نيز نيمه خود آگاه ،تصديق شده يا نشده در لحظات نا گهاني يا مداوم اضطراب بروز مي کند (تيلش به نقل از فرهاد پور -1379)بنابراين چون رشد رواني و فعاليتهاي عضلاني يا حسي و حرکتي افراد با يکديگر تفاوت فاحش دارند علل ابتدايي آنها به اطراب نيز نمي تواند يکسان باشد ثانياًيک حالت عاطفي نظير اضطراب نمي تواند نزد همه يکنواخت عمل کند بلکه با توجه به پيشينه و تربيت و خصوصيات خلقي و تجربيات فردي و هم چنين شرايط و موقعيتهاي خاص مربوط به اولين تجربه ها شيوه انطباق يافتن عاطفه تغييرمي کند. که اينها مي تواند در دوره کودکي باعث ايجاد عواملي مثل مکيدن و يا شب ادراري در کودک حضور پيدا کند که تمام اين مسائل مي تواند نشاًت گرفته از محيط خانه و يا طرز برخورد افراد دو خانواده در برقراري ارتباط با يک ديگر باشند . که اصطراب قانوني رواني است که براثر کش و قوس در زندگي چه برروي کودک و نوجوان و جوان و……پيش ميآيد .
بيان مساله
درمورد ايجاد اضطراب در بين كودكان كه داراي شب ادراري مي توان با قاطعيت گفت كه شواهدي دارد كه استعداد به اضطراب در دوران شد قبل از تولد پيدا مي شود طوري كه اتورانگ ضربه تولد را علت اوليه اضطراب تلقي مي كردو نظريه رونكاري بر مسئله جدا شدن از مادر به عنوان منبع اضطراب تاكيد مي كند هنر به هيجاني حاصل از جداديها نيز منبع اصلي اضطراب تلقي مي شود كه اين اضطراب بايد نيا آمدن فرزند ديگر و يا روابط بر والدين خودش را مي تواند به چهره هاي مختلف را نشان بدهند كه اين نام برخي حالات عاطفي كه فقط يك علت با يالا امل يك علت مسط دارند كه باعث اضطراب مي شود كودك كم تجربه به خيلي ساده تر از يك نزرگسال با تجربه اضطراب خودرا آشكار مي كند علاوه بر تجربه عوالم متعددي در كتمان يا اظهار اضطراب دخالت دارند كه اضطراب كودك به شكلهاي گوناگون ضاهر مي شود كه خوابيدن بردن احساس خستگي ، گونه ديگري ، ………. وشب اداري كه مي تواند مسئله مهم باشد.
سوال مسئله
آيا رابطه ميان اضطراب و شب اداراي در مقايسه با كودكان عادي وجود دارد؟
اهداف تحقيق
هدف از تحقيق حاضر مقايسه اضطراب در بين کودکان داراي شب ادراري و کودکان عادي است به اين صورت است که کودکاني که شب ادراري دارند آيا اصطراب و ترس و دلهره شان بيشتر از کودکان عادي است يا نه هيچ تفاوتي ندارند و اصلاً عامل شب ادراري مي تواند اضطراب نباشد .
اهميت وضرورت تحقيق
امروزه سهم بسياري از بودجه دولتها در کشور هاي پيشرفته صرف امور تحقيقاتي مي شود مرکز فراواني دست اندکار اين امر خطير بوده و بخش عظيمي از سرمايه گذاريهاي اين جوامع را به خود اختصاص داده است و به صورت دراز مدت ،ميان مدت و کوتاه مدت نتايج حاصل از توسعه مغز ها به بار مي نشيند سهم تحقيقات آموزشي در اين ميان از اهميت فراوان برخوردار است. و محور اساسي آن رشد استعدادها آنها و آشنايي باوضعيت رواني ،هدايت و بهسازي و بهداشت رواني که انسانها را وادار کرد تا توسعه را درک کنند و از عواملي که باعث اصطراب مي شوند چه در زمان کودکي و چه در زمان نوجواني و جواني که خود مي تواند تاًثير بسزايي بگذارد که اميد است با راه حل اصولي بتوان اين مشکلات روحي را در کودکان کم و کمتر کنيم .
فصل دوم
“ادبيات و پيشينه تحقيق”
فرضيه تحقيق

بين اضطراب کودکان داراي شب ادراري و کودکان عادي تفاوت وجود دارد.
متغييرهاو واژها و مفاهيم
شب ادراري کودکان عادي اضطراب
تعاريف عملياتي و نظر ي واژ ها و مفاهيم
شب ادراري به لغت به معناي ادرار کردن در جاي خود در هنگام شب بدون اطلاع داشتن و يا حس کنتل که تعريف عملياتي آن عبارتند از نمره اي است که آزمودني ها از آزمون اضطراب بدست آورده اند .
کودکان عادي عبارتند از کودکاني هستند که هيچ مشکلي بخصوص در دفع ادرار خود در هنگام شب ندارند و به طور عادي شب را سپري مي کند و عبارتند از نمره اي که آزمودني ها از آزمون اضطراب بدست آورده اند .
اضطراب : عبارتند از يک حالت دروني رواني است که اضطراب در کودکان خود را با خوابيدن بدون احساس خستگي ، گوشه گيري ،پناه بردن به خيابانهاو دست زدن به کارهاي بدون فکر و موارد ديگر که توام با لرزش و نا هماهنگي در بين افکار و اعمال و بالاخره عبارتند از نمره اي است که آزمودني از آزمون اضطراب بدست آورده است .
مقدمه فصل دوم :
در دوران بلوغ ، نوجوان بيش از هر دوره ديگر از زندگي اش دستخوش هجوم احساسات است و دگرگونيها ، التهابها ، اضطرابها و جلو هاي غير معمول و ظا هراً غير عادي در او ظاهر مي شود . اما هيچ جلو هاي نوجواني بي معني ، بي هدف و بيهوده نيست و اگر بزرگسالان را دچار خشم و ناراحتي مي كند . دليلش عدم آشنايي آنان با فلسفه وجود اين گونه رفتار هاي نوجوان است ؛ در حالي كه بسياري از اين رفتار ها نيازمند عكس العمل پسنديده و مناسب از سوي والدين و مربيان مي باشد . اگر علل وجودي جلو هاي بلوغ را به درستي بشناسيم و آنها را به نوجوان بشنا سانيم ، هيچگاه در بر قراري ارتباط ، رهبري و ارشاد او دچار مشكل نخواهيم شد .
الف : اضطراب
1- تعريف اضطراب
اضطراب يك احساس منتشر ، بسيار نا خوشايند و اغلب مبهم دلواپسي است كه خبر از خطر ي ناگهاني و قريب الو قوع مي دهد و شخص را براي مقابله با تهديد آماده مي سازد ( كاپلان و سادوك به نقل از پور افكاري 1371 ) و نيز عبارت از يك ناراحتي دردناك ذهني در باره پيش بيني يك تهديد و نا خوشي در آينده است ( نوابي نژاد 1371 )
همچنين به عنوان يكي از حالتهاي هيجاني يا عاطفه شناخته شده است ( راجرز به نقل از سرمد 1375 )كه پاسخي غاطفي و فيزيو لو ژيكي به احساس خطرهمه جانبه دروني مي باشد (اخمدي 1369) چاپ سوم فرهنگ و بستر اضطراب را چنين تعريف مي كند : حالت مضطرب بودن يا احساس تر كيبي نيرو مند يا مستو لي از عدم يقين ، بيتايي ، بيم و ترس ريشه دار و عميق درباره يك اتفاق احتمالي و بالاخره از نظر رو انپزشكي اضطراب عبارت است از : نا آرامي ، هراس و ترس نا خوشايند و منتشر با احساس خطر قريب الو قوع كه منبع آن قابل شناختن نيست ( راو به نقل از وهاب زاده 1370) و در آن عامل مبهمي از ترس ناشي از پيش بيني حوادث نا مطبوع در آينده وجود دارد . اين حالت در فرد حتي قبل از آنكه محرك واقعي ترس زا حضور داشته باشد اتفاق مي افتد . ( نوايي نژاد 1371) .
اضطراب همان آ گاهي نسبت به كشمكش هاي حل و فصل نشده ميان عوامل ساختاري شخصيت است . براي نمونه ، كشمكش ميان تمايلات نا خو د آگاه و هنجار هاي سر كوب گر ، تضاد ميان تمايلات متفاوتي كه هر يك سعي دارد بر شخصيت فرد مسلط شود ، ميان عوالم خيالي و تجربه جهان واقعي ، ميان رو ندهاي معطوف به بزرگي و كمال و تجربه حقارت و كوچكي و نقص خويش ، ميان آرزوي پذيرفته شدن از جانب ديگران جامعه ، يا جهان هستي و احساس طرد شدن از جانب ديگران ،ميان اراده معطوف به بودن و سنگيني بار وجود كه براي فرد غير قابل تحمل مي نمايد و آرزوي آشكار يا پنهان نبودن را بر مي انگيرد . تمام اين كشمكش ها ، اعم از ناخود آگاه و نيز نيمه خود آگاه ، تصديق شده يا نشده ، در لحظات نا گهاني يا مداوم اضطراب بروز مي كند .( تيلش به نقل از فرهاد پور 1366 )
2- علل بروز و ريشه هاي اضطراب
در مورد علل ايجاد اضطراب مي توان با قاطعيت سخن گفت، شواهدي وجود دارد که استعداد به اضطراب در دوران رشد قبل از تولد پيدا مي شود. اوتورانک ضربه تولد را علت اوليه اضطراب تلقي مي کرد. نظريه روانکاوي بر مسئله جدا شدن از مادر به عنوان منبع اضطراب تاکيد مي کند . ضربه هيجاني حاصل از جداييها نيز منبع اصلي اضطراب تلقي شده است. پاسخ اضطراب را برخي از محققان به عنوان پاسخي ياد گرفته تلقي مي کنند.(راو به نقل از وهاب زاده 1370)
اما آنچه که مسلم به نظر مي رسد سن، جنس،موقعيت اجتماعي،اقتصادي،شرايط خاص زماني و مکاني ،فرهنگ عمومي و خرده فرهنگ و ده ها عامل ديگر در اين پديده دخالت دارد . از سوي ديگر ، هر چند در تمدن امروزي تشويش به افزايش ورم مفاصل و بيماريهاي مشابه و کاهش خلاقيت منجر مي شود ، در حالي که تعارض شديد به پيشرفت فکر بشر کمک مي کند ،(راجرز به نقل از سرمد 1375) اما واقعيت اين است که اولاً عوامل موثر در پيدايش حالات عاطفي و طرز ابراز عواطف به رشد رواني و فعاليتهاي عضلاني مربوط است (شريعتمداري 1369)
بنابر اين چون رشد رواني و فعاليتهاي اعضلاني يا حسي – حرکتي افراد با يکديگر تفاوت فاحش دارد ، علل ابتلاي آنها به اضطراب نيز نمي تواند يکسان باشد. ثانياً يک حالت عاطفي نظير اضطراب نمي تواند رد نزد همه يکنواخت عمل کند بلکه با توجه به پيشينه،تربيت،خصوصيات خلقي و تجريبات فردي و همچنين شرايط و موقعيتهاي خاص مربوط به اولين تجرب ها ….. شيوه انطباق يافتن عاطفه تغيير مي کند.(احدي و محسني 1370). به اين دليل شايسته است بر خلاف برخي از حالات عاطفي که فقط يک علت يا لااقل يک علت مسلط دارند ، در مورداضطراب به دنبال علت بگرديم.
3- آثار علايم و اضطراب
اضطراب هم جسم هم ذهن انسان را تحت تاثير قرار مي دهد. در واقع اعم از اينکه اضطراب به کودک و بزرگسال ، مرد يا زن، انسان شاغل يا بيکار، و مانند آن مربوط باشد ، آثار و علائم آن تقريبا نزده همه يکسان است با اين تفاوت که هر کس با توجه به ويژگيهاي شخصيت خود را د ر ابراز اين علايم با ديگر تفاوت دارد.
بعضي از افراد فقط عکس العملهاي رفتاري نشان مي دهند . مثل مواظبت بيش از حد ،تحريک پذيري،بيقراي ، وابستگي مفرط،شتغال خاطر يا محدود شدن فعاليت و تمرکز حواس و بعضيها بيشتر واکنشهاي احشايي در يک يا چند دستگاه بدني دارد (راو به نقل از وهاب زاده 1370)
يک کودک کم تجربه خيلي ساده تر از يک بزرگسال با تجربه اضطراب خود را آشکار مي سازد علاوه بر تجربه عوالم متعددي در کتمان يا اظهار اضطراب دخالت دارد . براي روان شدن مطلب ،آثار و علايم اضطراب را از سه زاويه بررسي مي کنيم. گفته اند اضطراب کودک به شکلهاي مختلف ظاهر مي شود : خوابيدن بدون احساس خستگي ،گوشه گيري و پناه بردن به خيالبافي ،دست زدن به اعمال کودکانه پائين از سن خود، تشويش و ناتواني در تصميم گيري، رنجاندن بي دليل ديگران و احساس عدم شايستگي .(راجرز به نقل از سرمد 1375)
بدون شک اين آثار و علايم در نزد همه کودکان يکسان ديده نمي شود ختي در ادوار مختلف کودکي در نزد همه کودکان يکسان نيست و در يک کودک واحد هم تفاوت دارد ، پسر و دختر به يک اندازه هر کدام از اين واکنشها را نشان نمي دهند و خلاصه تفاوتهاي فردي کودکان مانع از آن است که بتوان چنين علايمي را کلي تلقي کرد. به علاوه در مورد نوجوانان و تجلي اضطراب در نزد آنها فراوان سخن گفته و نو شته اند . ( راجرز به نقل از سرمد 1373)
اما آنچه مهم است اينکه اين دوره علايم و خصوصيات خاص خود را دارا مي باشد که آن را از ديگر سطوح زندگي کاملاً متمايز مي کند.
3-1- علايم جسماني
اضطراب اغلب با يک يا چند مورد از احساسهاي جسمي همراه مي گردد. مثل احساس خالي شدن سردل ، تنگي قفس سينه ،تپش قلب،تعريق، سردرد ، ميل جبري ناگهاني براي دفع ادرار ، بيقراي و ميل براي حرکت ، لرزش ( کاپلان و سادوک به نقل از پور افکاري 1371) درد عضلاني ، کش در عضلات ، خشکش دهان ، سرگيجه ، ناراختي معده، لرزش دست و بدن و دل درد از جمله علايم جسمي شايع در اضطراب مي باشند.
همچنين اضطراب باعث به وجود آمدن تغييرات فيزيولوژيک در بدن مي گردد که ضمن آن بدن خود را گوش به زنگ و اماده براي فعاليت شديد جسماني مي نمايد. در طول اضطراب بعضي از فرآيند هاي بدني تحريک و بعضي ديگر مهار مي شوند .
دستگاه قلب و عروق تحريک مي شود، قلب تندتر مي زند، فشار خون ثابت مي ماند و يا براي راندن خون بيشتري به عضلات افزايش مي يابد . کبد قند ترشح مي کند و غدد فوق کليوي اپي نفرين توليد مي کنند. دستگاه معدي روده اي مهار مي شود و ترشحات و فعاليت دودي ان کاهش پيدا مي کند. اين تطابقهاي بدني موجو زنده را آماده فعاليت مي سازد. خوني که موقتا ً از دستگاهاي ديگر بيرون رانده شدن در اختيار دستگاه عضلاني قرار مي گيرد . تظاهر بدني يا حرکتي- احشايي اضطراب نتيجه پاسخهاي فيزيولوژي دستگاههاي مختلف بدن به افزايش اپي نفرين است. پاسخ پوستي شامل رنگ پريدگي ، تعريق، راست شدن موها و لرزيدن عضلات سطحي مي باشد.پاسخ قلبي عروقي معمولاًشامل تا کيکاردي و تپش قلب ، افزايش فشار خون سيستو ليک و انقباضهاي قلبي زود رس است گاهي عکس العمل سيستم قلبي عروقي از نوع کاستي فعاليت است که منجر به ضعف و سستي مي شود در پاسخ گوارشي ،خشکي دهان به علت مهار غدد بزاقي وجود دارد ،علاوه براين احساس مزه بد در دهان ،بي اشتهايي ،تهوع ، استفراغ زور وپيچ ،اتساع معده و احساس چيزي متحرک در معده ،اسهال يا يبوست ممکن است عارض گردد . پاسخ تنفسي ممکن شامل تنفس تند و سريع ،آه کشيدن يا تهويه سريع باشد .پاسخ اداري تناسلي شامل فوريت براي ادرار کردن ،تکرار ادرار نا تواني جنسي و درد لگني مي باشد و واکنش عضلاني استخواني ممکن است به صورت رعشه عضلاني ،گشادي سور اخهاي بيني ،سر درد تنشي کششي ،انقباض و کشيدگي پشت گردن ،لرزش صدا ،شکايت از ورم مفاصل يا آرتريت يا درد مفاصل و يا انواع علايم ديگر در عضلات و مفاصل نمايان گردد . واکنش مردمک چشم گشادي آن است .(راو به نقل از وهاب زاده 1370 )
3-2-علايم رواني
علايم ادراکي اضطراب شامل نگراني ،ترس حواس پاتي ،بيخوابي ،بي حوصلگي و تحرک پذيري مي باشد (احمدي 1369 )و تظاهرات رواني اضطراب عبارتند از :احساس تشويق و درک اين ناراحتي توسط قشر مخ ،بنابراين شامل شناخت پاسخهاي فيزيولوژيک و نيز با خبر شدن از تشويق است .(راو به نقل از وهاب زاده 1370 )
اضطراب همچنين دگرگوني ادراک را در ارتباط با زمان و مکان و افراد و معاني حوادث تسهيل مي کند . اين دگر گونيها با پايين آوردن سطح تمرکز ،کاهش فيرا خواني خاطرات و ايجاد اختلال در توانايي ربط دادن يک عبارت با عبارتي ديگر همراه است . (کاپلان و سادوک به نقل از پور افکاري 1371)
اضطراب بي شک در موارد شديد به تجلي احساس گناه نيز مي انجامد . يک وجه ديگر از تفکر هيجاني ، از جمله تفکر مضطرابانه ،انتخابي بودن آن است . بيمار مضطرب مستعد انتخاب بعضي از اقلام در محيط خود . چشم پوشي از اقلام ديگر بوده و به ترتيب سعي ميکند ثابت کند که در ترسناک تلقي نمودن يک موقعيت و ابراز واکنش متناسب با آن حق دارد و يا برعکس اضطراب او نابجا و غير ضروري است . اگر او اشتباهاًترس خود را توجيه نمايد اضطراب هاي او به وسيله واکنش انتخابي شدت خواهد يافت و به ترتيب حلقهاي معيوب از اضطراب ،دگر گوني ادراک و افزايش اضطراب به وجود خواهد آمد (کاپلان و سادوک به نقل از پور افکاري 1371).
4- انواع اضطراب
اگر چه در تعريف اضطراب مشکلاتي وجود دارد که به سادگي نمي توان آن را حل کرد ،اما در تقسيم بندي اضطراب تقريباً توافق نظر همگاني وجود دارد در واقع روانشناسان و ديگر متخصصان علوم رفتاري اضطراب و ساير حالات عاطفي را به دو نوع خفيف و شديد يا طبيعي و بيمار گونه تقسيم مي کنند .
4-1- اضطراب طبيعي
متخصصان عقيده دارند که حالت خفيف هر يک از هيجانهاي انسان نه فقط الزاماً بد و مخرب نيست ،بلکه مي تواند سود مند باشد . براي مثال گفته اند : هيجانها در زندگي آدمي داراي اهميت فراواني مي باشد. به اين جهت وظيفه اصلي پرورشکاران، آموختن واکنش هاي هيجاني بياد گيرندگان است(پارسا 1368)
با توجه به نکته اخير، بايد گفت که : بندرت مي توان باور کرد کسي هيچ وقت دچار اضطراب نشود زيرا زندگاني در هر مرحله و دوره و مکان و زماني سر شار از انواع فراز و نشيب و مملو از تجربيات تلخ و شيرين انتظارات مطلوب و دلواپسي هاي متعدد است که هر کدام به دليل يا به طريقي مي تواند اضطراب آور باشد. به اين دليل هرکس در هر زمان ممکن است تا حدودي دستخوش اضطراب شود و رفتارهايي گاه نا معقول از او سر بزند، اما هميشه به اين رفتار نابهنجار نمي گويند و چنين کسي را ناسازگار نمي خوانند در واقع اين مسئله که آيا اضطراب به هنجار است يا نابهنجار بستگي بعلت شدت مدت آن دارد (راو بنقل از وهاب زاده1370)
اضطراب طبيعي و بهنجار شامل آن لحظات اضطراب آوريست که براي مثال شخص قبل از ورود به جلسه امتحان تجربه مي کند يک احساس درماندگي که هيچ کس قادر نيست براي مشکل پيچيده و مبهم خويش راه حلي بيابد.مقداربهنجاري از اضطراب ، مانند ديگر تنشهاي عاطفي مي تواند خود يک انگيزه براي رفتار باشد مثلاً دانش اموزي که درسي را خوب يادنگرفته است ممکن با اضطراب واکتش نشان دهد و همين اضطراب مانع از داو طلب شدن او براي پاسخگويي به درس در کلاس باشد ،در عين حال اين اضطراب مي تواند او را برانگيزد تادرس را به خوبي ياد بگيرد تا برآن حالت خويش غلبه کند (نوابي نژاد 1371 ).
2-4-اضطراب بيمار گونه

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

مثل درد جسماني ،اضطراب مي تواند جنبه مرضي داشته باشد به اين ترتيب :وقتي که بدون علت معلوم و يا به سبب يک اتفاق جزئي و کوچک عارض گردد و بدون جهت پايا و شديد باشد (راوبه نقل از وها ب زاده 1370) چنانچه اضطراب شديد باشد و تا مدتها ادامه پيدا کند ، به طور معمول حالت خاص عصبي ايجاد مي کند و در فعاليت طبيعي و روزمره زندگي اختلال مي کند . زيرا افراد مضطرب خطاهاي بيشتري مرتکب مي شوند . اضطراب نا هنجار به درجات مختلف وفراوانيهاي متفاوت متجلي مي گردد اما در نهايت شامل احساسات و رفتاري است که از کارآيي عمل شخص ،جلوگيري به عمل مي آورد و در اضطراب شديد و مزمن ، شخص در يک حالت فشار و تنيدگي ناشي از تعارضات دروني قرار مي گيرد که با وجود به کار گرفتن انواع مکانيز مهاي دفاعي نيزقادر به تخفيف آن نخواهد بود . چنين فردي معمولاً از سر درد ،پشت درد و دل به هم خوردگي شکايت دارد ،بدون آنکه بداند از چه مي ترسد . اين حالت ترس مي تواند ازچند دقيقه تا چندين روز و ماه دوام يابد (نوايي نژاد 1371).
5- نقش اضطراب
اضطراب در پويايي تمام اعمال انطباق بشري مقام اصلي را اشغال مي کند به طوري که :
1- اضطراب پاسخ طبيعي است در مقابل تهديد
2- اضطراب نيروي محرکه که بسياري از اعمال تطابقي ماست .به عنوان مثال اضطراب ناشي از نگراني از امنيت مالي ممکن است )الف) فردي را وادار به جمع کردن ثروت فراوان نمايد (ب) فردي ديگر را وادار به طرح واقع بينانه در سرمايه گذاري بيمه و برنامه دوره بازنشستگي نمايد ؛(ج) از طرفي در فرد ثالث موجب وابستگي کامل گردد.
3- الگوي پيدايش اضطراب هميشه موجود و امري فطري است . شاهد اين مدعا مشاهدات روانپزشکان اطفال است که به شرح و توصيف اضطرابهاي همگاني زير بنايي در اطفال پرداخته اند که به طور طبيعي با وابستگي اتکايي به مادر همراه است .
– مکانيسمهايي که شخص به وسيله آنها از عمده اضطراب بر آمد ه و در برابر آن از خود دفاع مي کند پايه و اساس پيسکو ديناميک و پيسکو پاتو لو ژي را تشکيل مي دهد .
– استفاده مستمر از مکانيسمهاي دفاعي خاص ،منتهي به ايجاد خصوصيات شخصيتي يا صفات منشي مي شود .(راو به نقل از وهاب زاده 1370)
6- ترس و اضطراب
اضطراب يک علامت هشدار دهنده است ، خبر از خطري قريب الو قوع مي دهد و شخص را براي مقابله با تهديد آماده مي سازد . ترس ، علامت هشدار دهنده مشابه ، از اضطراب با خصو صيات زير تفکيک مي شود : ترس واکنش به تهديدي معلوم ، خارجي ، قطعي و از نظر منشأ همراه با تعارض است . تفکيک بين ترس و اضطراب به طور اتفاقي صورت گرفت . متر جمين اوليه آثار فرو يد 1کلمه آنگست 2آلماني را که به معني ترس است ، به عنوان اضطراب با موضوعي سر کوب شده و نا خود آگاه و ترس با مو ضوعي معلوم و خارجي مربوط است ، نا ديده گرفته است و به وضوح ، ترس نيز ممکن است به موضو عي نا خود آگاه ، سر کوب شده و دروني مربوط باشد که به شيئي در دنياي خارج انتقال يافته باشد . مثلاً پسر بچه اي ممکن است از سگها بترسد ،چون در واقع از پدر خود مي ترسد و به طور نا خود آگاه بين پدر خود و سگها تداعي ايجاد مي کند ( کاپلان و سادوک به نقل از پور افکاري 1371 )
7 – رابطه اضطراب با جنس
هر چند تحولات متعدد قرن بيستم در اکثر الگو هاي ارتباطي تغييرات مهمي به وجود آورده و براي مثال نقش زن ومرد را در خانه و جامعه به يکديگر نزديکتر کرده اما هنوز هم دنياي دو جنس ،مذکر و مونث يکسان نيست و تقريباً در کليه جوامع براي هر جنس ، دنياي جداگانه اي وجود دارد . طبعاً هر چه از جامعه صنعتي و داراي زنان شاغل در کنار مردان و نيز داراي عده بسيار معدودي فرزند ، به جوامع کمتر صنعتي و بيشتر سنتي با زنان بيشتر خانه دار و عده بسيار زيادتري فرزند نزديک شويم بين دو دنياي ياد شده فاصله زيادتري مشاهده مي شود تا در نهايت زن و مرد در دو قطب ديده شوند به عنوان يک نمونه کوچک از اين طرز تفکر قطبي در جامعه خودمان مي توان به تر کيب ((جنس مخالف )) اشاره کرد که هر چند مثلاًدر زبان انگليسي نيز عيناً همين تر کيب وجود دارد ،اما مفاهيم اين دو ترکيب يکسان نيست . در واقع هنگامي که يک انگليس زبان اصطلاح ((جنس مخالف )) را به کار مي برد فقط از لحاظ زن يا مرد بودن يک نفر را در طرف مخالف ديگري قرار مي دهد تا خواننده يا شنونده دقيقاً بداند به کدام جنس تعلق دارد اما در زبان فارسي اصطلاح ((جنس مخالف )) فقط به عدم تشابه زن ومرد اشاره ندارد بلکه در اغلب مواقع مخالفت نقشها و رفتارهاي دو جنس از آن مستفاد مي شود . همچنين در کتب روان شناسي نکته هايي از ابن قبيل عنوان مي شود که تحول عاطفي دختر متفارت از پسر است . دختر جوان مدت زمان طو لاني تري با رو يا هاي خود زندگي مي کند ( احدي و محسني 1370 )
ولي معمولاً به ريشه هاي اين تفاوت اشاره نمي کنند يا صرفاً در برش عرضي زمان آن را مي بينند در حالي که واقعيت اين است که تفاو تهاي عاطفي دو جنس با توجه به سن آنها متفاوت است و عواطف کلاً يا اکثر به عوامل اجتماعي بستگي دارد ( راجر به نقل از سرمد 1375 ) .
با توجه به آنچه گذشت ،مي توان گفت که دو جنس از لحاظ عاطفي با يکديگر اختلاف دارند اما اين اختلاف بيش از آنچه صرفاً به جنس مربو ط باشد ،معلول آموزشهاي است که به فرزندان خود مي دهيم . ما چه در لباس پدر و مادر چه در نقش عاطفي پسران دختران را براساس ، آنچه از دختر يا پسر خوب يا ايده آل در ذهن داريم ، شکل دهيم و اين فقط مخصوص جامعه ما نيست ، به بيان ديگر تقريباً درهمه جا به دختر ها ياد مي دهند جهان را ترس آور ببينند همچنين اينکه آنها جنس ضعيف هستند و به هر جهت مردها ازآنها حمايت خواهند کرد ( راجر به نقل از سرمد 1375 ) .
تصادفاً در خصوص آنچه به موضوع بحث ما مربوط مي شود يعني تفاوت اضطراب دو جنس نيز حکم کلي فوق که به عاطفه به مفهوم عام کلمه مربوط مي شود صادق است و بررسيهاي انجام شده اين مطلب را تأ ييد مي کند .
8- ديد گاهاي نظري درباره اضطراب
8-1 – ديدگاه روان تحليلگري
زيگموند فرويد اضطراب را هشداري براي ايگو معرفي مي کند که از فشار يک سائق نا مطبوع و نا مقبول براي تظاهر آگاهانه و تخليه خبر مي دهد اضطراب به عنوان يک هشدار ، ايگو را براي اقدامات دفاعي در مقابل فشار هاي دروني تحريک مي کند . اگر سطح اضطراب بالاتر از آنچه به عنوان هشدار لازم است نرود ، ممکن است با شدت يک حمله هراس خود نمايي کند . در بهترين شرايط ، استفاده از واپس زدن به تنهايي ،بايد بدون پيدايش علائم ،به بازگشت تعادل رواني منجر شود ، چون واپس زدن موثر تمام انگيزه ها و عواطف همراه آنها و خيالات را با راندن به خود آگاه در بر مي گيرد . اگر واپس زدن در مقام دفاع نا موفق باشد ساير مکانيسمهاي دفاعي ممکن است موجب پيدايش علائم گردند . اضطراب در دوران تحليلگري ،بسته به ماهيت نتايج ترسناک ،به چهار طبقه عمده تقسيم مي شود :
اضطراب سور پرايگو ،اضطراب اختگي ، اضطراب جدايي و اضطراب ايد يا تکانه چنين تصور مي شود که انواع مختلف اضطراب در طول طيف رشد و نمو اوليه در نقاط متفاوتي به وجود مي آيند . اضطراب ايد يا تکانه چنين فرض مي شود که به ناراحتي ابتدايي و منتشر نوزاد به هنگام احساس مغلوب شدن در مقابل نيازهاو محرکهايي که خود هيچ کنترلي بر انها ندارد پديد مي آيد . اضطراب جدايي به مر حله اي کمي ديرتر اما هنوز قبل از دوره اديپال مربوط مي گردد ، که در آن کودک از اينکه نتواند تکانه هاي خود را کنترل نموده و با معيارها و تقاضا هاي والدين هماهنگ سازد نگران بوده و مي ترسد که محبت آنها را از دست بدهد يا از جانب آنها طرد شود خيالات اختگي که از مشخصات کودک به ويژه اديپال است ،به خصوص در ارتباط با تکانه هاي جنسي در حال رشد او ،در اضطراب اختگي بزرگسالي تجلي مي کند . اضطراب سوپرايگو نتيجه مستقيم رشد انتهايي سوپرايگواست که سپري شدن عقده اديپ و ظهوردوره پيش از بلوغ نهفتگي را خبر مي دهد . در مورد منبع و ماهيت اضطراب در دوران تحليلگري اختلاف عقيده وجود دارد . مثلاً اوتورانک ،پيدايش اضطراب را به فرآيندهاي مربوط به ضربه تولد مربوط مي سازد ،هاري استک ساليوان 2روي روابط اوليه مادر و کودک و انتقال اضطراب مادر به کودک تاکيد نموده است درمان اختلالات اضطرابي در محدوده اين مدل معمولاً مستلزم روان درماني دراز مدت بينش گرايا روانکاوي معطوف به پيدايش انتقال است تجربه مجدد مسايل مربوط به رشد و انحلال علائم نورو تيک را امکان پذير مي سازد ( کاپلان و سادوک به نقل از پور افکاري 1371 )
8-2- ديدگاه رفتار گرايي
طبق نظريهاي رفتاري اضطراب يک واکنش شرطي در مقابل محيطي خاص است . در يک مدل شرطي سازي کلاسيک ، مثلاً کسي که هيچ نوع حساسيت غذايي ندارد ، پس از خوردن حلزون صدف دار در يک رستوران دچار ناراحتي شديد مي گردد . مواجه شدن بعدي با حلزون ممکن است سبب شود که شخص احساس ناراحتي کند امکان دارد که چنين فردي از طريق تعميم نسبت به هر غذايي که خودش آماده نکرده باشد حساسيت و سوءظن پيدا کند . يک احتمال ديگر در سبب شناسي اين است که شخص با تقليد واکنشهاي اضطرابي والدين خود ممکن است واکنش دروني اضطراب را ياد بگيرد . در سالهاي اخير طرفداران نظريه هاي رفتاري علاقه فزاينده اي به روشهاي شناختي فهم و دمان اختلالات اضطرابي نشان داده اند و نظريه پردازان شناختي جانشينهاي بالقوه مفيد تري براي مد لهاي.
اختلالهاي اضطراب تعميم يافته و هراس
گسترةنخست :قلمرو ، تعريف ،شيو هاي بيان و طبقه بندي اختلالهاي اضطرابي
1- تاريخچه و قلمرو
تا سالهاي اخير ،اختلالهاي اضطرابي(اختلالهاي بدني شکل) و اختلالهاي تفٌرقي )23
را در مقوله روان آزردگيها قرار مي دادند . اين اصطلاح در قرن هجدهم توسط پزشک اسکاتلندي ،ويليام کولن 3به کار برده شده بود و يک اختلال عصب شناختي را که به انواع متعددي از اختلالهاي رفتاري منجر مي شد ، مشخص مي کرد (بوتزين ،4 1988 )..
در خلال قرن نوردهم ،کساني را که به رغم سلامت ظاهري جسماني ، دارا ي رفتارهاي انعطاف ناپذير و خود -تخريب گر بودند ،با عنوان ((روان آزرده )) متمايز مي کردند و اين گونه تصور مي شد که اين اشخاصاز نارسا کنش وري نا شناخته اي رنج مي برند . سپس در جريان سالهاي پاياني قرن نوزدهم و آغاز قرن بيشتم ،ديدکاه مبتني بر پديد آيي زيست شناختي روان آزردگي ،جاي خود را به ديدگاه فرويدي مبتني بر پديد براين نکته تاًکيد کرد که اين اختلال از علل جسماني ناشي نمي شود ،بلکه ريشه در اضطراب دارد . بدين معنا که وقتي خاطرات و اميال سر کوب شدةنا هشيار کوشش مي کنند تا از سطح نا هشيار به سطح هشياري راه يابند ، اضطراب به منزلة علامت هشدار دهندظپايگاه ((من ))آشکار مي شود و رفتارهاي نورزي به عنوان شيوةبيان اضطراب و يا دفاع عليه آن قلمداد مي شوند .


دیدگاهتان را بنویسید