1-ترميم دندانهاي شيري يا دائمي جوان با ضايعات وسيع پوسيدگي.
2-ترميم دندانهاي شيري يا دائمي هيپوپلاستيک.
3-ترميم دندانهاي شيري بدنبال اعمال پالپوتومي يا پالپکتومي.
4-ترميم دندانهاي داراي آنومالي هاي ارثي مانند دنتينوژنريس ايمپرفکتا و آملوژنزيس ايمپرفکتا.
5-ترميم درافراد ناتوان يا ساير افرادي که بهداشت دهاني بسيار ضعيفي دارند و احتمال شکست ساير ترميم ها وجود دارد.
6-به عنوان پايه براي فضانگهدارنده ها يا دستگاههاي پروتز.
7- در کودکاني که نياز به بيهوشي عمومي براي درمان دندانپزشکي دارند (18،17).
8-زماني که ترميم آمالگام يا کامپوزيت قبلي با شکست روبرو ميشود،روکش تجويز مي شود زيرا برداشتن پوسيدگي هاي عودکننده و تعيين محدوده مجدد تراش بيشتر دندان را ضعيف مي‌کند.
5-1 مواردعدم تجويز کاربرد روکش هاي استنلس استيل
1-اگر زمان افتادن مولر شيري نزديک باشد،به طوري که بيش از نصف طول ريشه تحليل رقته باشد(20،19،1).
2-در بيماران با حساسيت به نيکل(21).
6-1 ملاحظات خاص براي روکش هاي استنلس استيل
1-درجايي که مولر شيري ،دندان مجاور در مزيال يا ديستال ندارد: باز هم بايد تراش پروگزيمال براي جلوگيري از ايجاد اورهنگ لبه اي انجام شود.اين نکته به خصوص درسطح ديستال دندانهاي مولردوم شيري اهميت دارد؛جايي که چنين اورهنگي مي‌تواند سبب رويش نابجا يا مانع رويش دندان مولر اول دائمي شود(22)(تصوير1-1). همچنين بايد به تطابق لبه ديستال روکش دندان مولر دوم شيري توجه کرد تا با رويش دندان مولر اول دائمي تداخل نکند و آسيب غير عمدي به دندانهاي مجاور يا رويش نيافته وارد نگردد(23).
تصوير1-1: تداخل روكش با رويش دندان مولر اول دايمي(22)
2-از تداخل اکلوزالي شديد بايد جلوگيري کرد: تماس اکلوزالي زودرس تا حدود 1 ميلي متر معمولاً به خوبي در کودکان با تطابق اکلوژن در مدت چند هفته تحمل مي‌شود(19).
3- انتخاب سمان جهت چسباندن SSC: در مطالعات انجام شده در مورد اثر سمان برگير SSC،تفاوت معني داري در گير SSC هاي سمان شده با گلاس آينومر،زينک فسفات و پلي کربوکسيلات مشاهده نشد(27،26،25،24). بر اساس اين مطالعات انتخاب سماني خاص اثر معني داري روي گير روکش نداشته ،به نظر مي‌رسد مهمترين اجزاي گير، از کانتور دادن و کريمپ نمودن صحيح حاصل شود.
ولي در مطالعات subramaniam و Yilmaz گير حاصل از سمان رزيني و گلاس آينومر تقويت شده با رزين به طور معني داري بيش از سمان گلاس آينومر متداول گزارش شد و از ميان اين سمانها ، سمان رزيني بيشترين گير و کمترين ريزنشت را نشان داد(29،28).

7-1 وضعيت لثه نرمال در کودکان
لثه بخشي از غشاي مخاطي دهان است که زوائد آلوئلي وبخشهاي سرويکالي دندانها را مي‌پوشاند.لثه به طور معمول به دوبخش آزاد وچسبنده تقسيم شده است.لثه آزاد،بافت تاجي نسبت به قاعده شيار لثه است.لثه چسبنده به طور اپيکالي تا جائي که لثه آزاد درمحل اتصال مخاطي-لثه اي ختم مي‌شود ، گسترش مي‌يابد.
بافتهاي لثه به طور طبيعي صورتي روشن هستند،گرچه رنگ آن مربوط به رنگ چهره فرد،ضخامت بافت ودرجه شاخي شدن آن است.رنگ لثه کودکان خردسال ممکن است به دليل رگهاي بيشتر واپي تليوم نازکتر،قرمزترباشد.لبه لثه در دندانهاي شيري گرد وحجيم مي‌باشند.
Delaney گزارش مي‌کند که عمق سالکوس اطراف دندانهاي شيري تقريباً دو ميليمتر است و مکان پروب در سطح باکال و لينگوال کم عمقتر از قسمتهاي پروگزيمالي است.کودکان ليگامان پريودنتال پهنتر از بزرگسالان دارند.عرض لثه چسبنده درفک پايين باريکتر از فک بالاست وعرض آن درهردو فک طي انتقال دندانهاي شيري به دائم کودک افزايش پيدا مي‌کند.استخوان آلوئل اطراف دندانهاي شيري ترابکول وآهکي شدن کمتروفضاهاي مغز استخوان بزرگتردارد(30).

اتيولوژي بيماري هاي لثه:
علت اصلي ژنژيويت در کودکان همانند بالغين،پلاک ميکروبي است که ناشي از بهداشت ضعيف دهان است.فاکتورهاي موثربرتشکيل پلاک يا فاکتورهاي موضعي سهيم در ژنژيويت کودکان شامل: 1)پوسيدگيها،2)رويش نابجاي دندان،3)دندانهايي که از سطح اکلوزال پايين تر هستند، 4)جرم که درکودکان نوپا نادربوده وباافزايش سن افزايش مي‌يابد،4)اختلال در مينراليزاسيون مينا، 5)کرودينگ که انجام بهداشت دهان را مشکل مي‌سازد،6)اپلاينس هاي ارتودنسي،بندها و براکت ها،7)ترميم هايي با مارژين هاي معيوب ، 8)عوامل تغييردهنده سيستم دفاعي بدن(تنفس دهاني و هورمونها) (31).
پس يکي از فاکتورهايي که در ژنژيويت کودکان نقش دارد،ترميم هايي بامارژين معيوب مي‌باشد که اين مي‌تواند انواع ترميم ها منجمله روکش استنلس استيل نيز که اگر غير استاندارد انتخاب و آماده سازي و نصب شود،بر لثه تاثير منفي دارد.
مروري بر مقالات
در تحقيقي که Kilpatrick درسال 1993،در رابطه باکاربرد آمالگام ،سمان هاي کامپوزيت و گلاس آينومرجهت ترميم تاج دندان شيري با SSC انجام داد، بيان داشت SSC مستحکم ترين ترميم بوده زيرا تا زمان افتادن دندانهاي شيري دوام دارند.براي ترميم هاي کلاس 2 آمالگام ،ضمن اينکه احتمال شکست وجود دارد،احتمال باقي ماندن به مدت 3سال را بيان داشت.کامپوزيت هاي رزيني حداقل استحکامشان برابر آمالگام مي‌باشد (32).
مطالعهFouad درسال 1996،با هدف بررسي مولرهاي شيري باروکش استيل زنگ نزن کشيده شده صورت گرفت.71 دندان مولرشيري با روکش استيل زنگ نزن کشيده شده از بين چند دندانپزشک، جمع آوري ودر فرمالين 10%نگهداري کرد.از دندانها جهت بررسي خطاها تصوير برداري شد.عمده خطاها مربوط به عدم تطابق مارژين روکش ها بود.سايرخطاها شامل پوسيدگي، سمان زيادي ، تجمع پلاک درحاشيه روکش بوده است. وبيان داشت که ايده آل اينست که، مارژين روکش منطبق با کرست مارژين لثه اي يا اندکي زير لثه ختم شود(33).
در مطالعه‌اي که Bimsteinو همکاران درسال 1996، در رابطه با وضعيت استخوان آلوئل در نواحي اينترپروگزيمال مولرهاي شيري کودکان 9-6سال بررسي کرده است. تحليل استخوان مارژينال : الف)در 8/0% در نواحي بدون پوسيدگي، ب) 9/16% در نواحي داراي پوسيدگي، ج)8/7% در نواحي ترميم شده مشاهده شد. همچنين ميزان تحليل استخوان در نواحي که روکش استيل زنگ نزن نامناسب قرار داده شده بودند خيلي بيشتر از نواحي بودند که روکش به صورت مناسب قرار داده شده بود (34).
Needleman وهمکاران درسال 1997، خط پايه سطح استخوان آلوئل در مولرهاي شيري و مولر اول دائمي را در نمونه هاي سالم کودکان 7-9 سال اندازه گيري کردند.فا صله لبه کرست استخوان آلوئل تا محل اتصال مينا و سمان در محدوده 0/0 تا 4/4ميليمتر براي مولرهاي شيري و محدوده 35/1 تا 15/2ميليمتربراي مزيال مولرهاي دائمي بود.اين فاصله در ماگزيلا بيشتر از منديبول براي مولرهاي شيري مشابه بود.هرچه دندان موقعيت قدامي تري در دهان داشت اين فاصله بيشتر بود.فاصله در نواحي داراي ترميم هاي بين دنداني و تماس هاي باز بيشتر بود و تمايل براي بيشتر بودن فاصله در نواحي داراي پوسيدگي هاي بين دنداني بيشتر بود(35).
مطالعه کراس سکشنال Maragakis وهمکاران در سال 1998،به صورت قطعي وجود رابطه بين پوسيدگي هاي پروگزيمال و فاصله لبه کرست استخوان آلوئل تا محل اتصال مينا و سمان را نشان مي‌داد.پلاک دنداني ،ژنژيويت و سن رابطه قابل توجهي با اين فاصله نشان نداد(36).
تحقيقي که توسط Guelmann در سال 1988،در رابطه اثر روکش هاي استيل برسلامت لثه دندانهاي مولراول دائمي مجاور با مولر شيري در 50 کودک در سنين 12-9 سال انجام داد.معاينات کلينيکي شامل شاخص لثه وپلاک و اندازه گيري عمق سالکوس بود.در بررسي هاي راديوگرافي سطح مارژين استخواني موردبررسي قرارگرفت.هيچ تفاوت واضحي بين اندازه شاخص پلاک،شاخص لثه وعمق سالکوس بين سطح مزيال مولر اول دائمي ودندان کنترل مقابل نبود.همچنين تفاوتي در سطح استخوان ديده نشد. نتايج اين تحقيق نشان داد که در صورتي که از کراون استيل با تطابق خوب بر دندان مولر دوم شيري استفاده شود،هيچ اثر سوئي بردندان مجاور(مولر اول دائمي )نخواهد داشت(37).
مطالعه Jeng-Fen درسال 2002، نشان داد که ژنژيويت در 7/66%از ترميم هاي روکش استيل زنگ نزن و3/37%از دندانهاي کنترل ديده شد.تفاوت معني داري بين ظهور ژنژيويت بين اين دو گروه وجود داشت.با اين وجود چسبندگي پلاک بر روکش استيل زنگ نزن کمتر از دندان نرمال بود.رابطه مثبتي بين اندکس پلاک وژنژيويت وجود نداشت. مطالعه آنها همچنين نشان داد که ژنژيويت درمولرهاي شيري به ندرت منجر به پريودنتيت مي‌شود و سلامت لثه دندان هاي دائمي را تحت تاثير قرار نمي دهد.از آنجائي که روکش استيل زنگ نزن براي مولرهاي شيري چنين ترميم مناسبي را فراهم مي‌کند،مي تواند گزينه مناسبي جهت ترميم دندانهاي شيري باشد؛اما ممکن است براي کاربرد جهت ترميم دندانهاي دائمي مورد مناسبي نباشد(38).
Sharaf و همکارش در سال 2004، جهت بررسي کلينيکي وراديوگرافي روکش هاي استيل مولرهاي شيري برلثه و ساختاراستخوان اطراف آن مطالعه اي انجام دادند که درآن254 روکش در 177 کودک سنين 5/3 الي 12 سال مورد بررسي قرار دادند. نتايج مطالعه بيانگراين بود که درصورتي که روکش نامناسب قرار داده شده بود، ميزان قابل توجهي تحليل استخوان خواهيم داشت.همچنين وضعيت بهداشت دهان اثر قابل توجهي بر اندکس لثه اي داشت،حضور يا عدم حضور تماس پروگزيمال اثري بر اندکس لثه اي نداشت. و نتيجه گرفت روکش استنلس استيل ، اثر مخربي بر لثه واستخوان در صورت داشتن بهداشت مناسب ندارد(39).
در مطالعه Darby وهمکاران درسال2005،تقسيم بندي تحليل استخوان به اين صورت بود:
غير قابل دسترس(NA)، بدون تحليل استخوان(NBL):وقتي فاصله لبه کرست استخوان آلوئل تا محل اتصال مينا وسمان(CEJ – ABC) کمتر يا مساوي 2 ميليمتر‌ است.
تحليل استخوان مشکوک (QBL):وقتي فاصله لبه کرست استخوان آلوئل تا محل اتصال مينا و سمان (CEJ – ABC) بين 2 و 3 ميليمتر است. و تحليل استخوان قطعي(DBL) وقتي فاصله لبه کرست استخوان آلوئل تا محل اتصال مينا وسمان(CEJ – ABC) بيش از 3 ميليمتر‌ باشد. مولر هاي شيري دوم بيشترين دندان مورد تاثير بود که 75% ضايعات آن درناحيه ديستال بود.اين ضايعات 50%ضايعات تحليل استخوان قطعي( (DBL را تشکيل مي‌دادند (40).
در مطالعه Paschol وهمکاران در سال 2006،دندان هاي داراي روکش استنلس استيل به صورت مشخصي افزايش عمق پاکت را در مقايسه با دندان سمت کنترل نشان مي‌داد. نتايج معاينات کلينيکي ارزيابي شده نشان دهنده تاثير بيشتر حضور روکش استنلس استيل بر عمق پاکت و اندکس لثه بود در حالي که اندکس پلاک تفاوتي را نشان نمي داد(41).
براساس مطالعه Torkzaban وهمکاران درسال 2010،دردندان هاي شيري به دليل افزايش فاصله بين لبه کرست استخوان آلوئل ومحل اتصال مينا و سمان ،تشخيص تحليل استخوان آلوئل مشکل است.شاخص تحليل کرست استخوان الوئل ، فاصله بين لبه کرست استخوان آلوئل ومحل اتصال مينا و سمان مي‌باشد که بيش از 2ميليمتر است(42).
در مطالعه Carmo Machado وهمکاران درسال 2010، شيوع تحليل استخوان توسط اندازه گيري فاصله لبه کرست استخوان آلوئل تا محل اتصال مينا وسمان انجام گرفت. تقسيم بندي داده ها مشابه مطالعه Darby(62) بود. برخي از متخصصين فاصله لبه کرست استخوان آلوئل تا محل اتصال مينا وسمان بيشتر از 2 ميليمترو برخي بيش از 3 ميليمتررا تحليل استخوان تلقي مي‌کنند. شيوع بالاي تحليل استخوان آلوئل دردندان هاي شيري ممکن است مربوط به بهداشت دهاني پايين باشد(43).
هدف مطالعه Al Jamal و همکاران در سال2011، بررسي فاصله لبه کرست استخوان آلوئل تا محل اتصال مينا و سمان در کودکان 9-6 سال بود. محدوده فاصله لبه کرست استخوان آلوئل تا محل اتصال مينا و سمان در حدود 0تا 49/4ميليمتر بود.تفاوتي بين گروههاي سني و جنسي نبود.سطح مزيال مولر اول دائمي کمترين حد فاصله لبه کرست استخوان آلوئل تا محل اتصال مينا و سمان را داشت. اين فاصله در ماگزيلا بيشتر از منديبول بود.پوسيدگي ها،ترميم هاي مشکل دار، دندان شيري افتاده و نيمه رويش کرده در مجاورت سطح اندازه گيري شده، اثرات قال توجهي بر فاصله لبه کرست استخوان آلوئل تا محل اتصال مينا و سمان داشت.ميانگين اين فاصله کمتراز 1 ميليمتر بود. حدود اين فاصله در کودکان 9-6سال براي مولر اول دائمي 1 ميليمترو براي مولر هاي شيري5/1ميليمتر بود(44).
در مطالعه Shariatmadar Ahmadi و همکاران درسال2011، ميانگين سطح فاصله لبه کرست استخوان آلوئل تا محل اتصال مينا وسمان در همه مولرهاي شيري 1/1 ميليمتر بود. در 7/7% کل همه سطوح مورد معاينه قرار گرفته شده فاصله بيش از 2 ميليمتر را نشان مي‌داد، که نشانه شيوع تحليل لثه بود.ميانگين فاصله اندازه گيري شده در فک بالا بيشتر ازمنديبول بود که معني دار بود(45).

بيان مساله وضرورت انجام تحقيق
در دندانپزشکي باليني با کودکاني مواجه مي شويم که پوسيدگي هاي وسيع دردندان هاي خلفي دارند براي ترميم چنين دندانهايي از روکش استيل ويا از ترميم هاي وسيع آمالگام استفاده مي شود. استفاده از روکشهاي استنلس استيل براي درمان دندانهاي مولر شيري داراي پوسيدگي وسيع و پيشرفته هستند يكي از رايجترين درمان هاي دندانپزشكي است. انجام اين درمان با توجه به اهميت حفظ سلامت انساج نگهدارنده دندانها ي مولر دوم شيري و مولر اول دائمي مجاور آن ، يكي از ضروريا ت اوليه اين درمان است. موارد متعددي از مشكلات پريودونتال اينگونه دندانها باعث گرديده كه محققين در پي بررسي هائي در اين زمينه باشند ولي در بررسي منابع، هركدام ازاين بررسي ها، داراي نقاط ضعف و كاستي هائي مي‌باشد بخصوص اينكه غالب مطالعات گذشته نگر بوده و مداخله اي در مطالعه وجود نداشته و همچنين پاسخگوي همه سئوالها در رابطه با اين موضوع نبوده است.در اين راستا ما مواجه با كودكاني هستيم كه مبتلا به بيماري هايي مانند بيماري قلبي مادر زادي هستند كه ازطرفي نگهداري دندان شيري براي سلامتي و رشد كودك مهم بوده و از طرف ديگر وجود آماس و خونريزي از لثه براي سلامتي او تهديد كننده است.لذا هدف از انجام اين مطالعه تعيين وضعيت سلامت لثه و انساج پريودونتال دندانهاي مولر دوم شيري متعاقب در مان با روكشهاي استينلس استيل وسلامت لثه دندانهاي مولر اول دائمي مجاورچنين دندانهائي مي باشد.
اهداف وفرضيات
الف) هدف كلي
تعيين وضعيت سلامت پريودنتال دندان هاي مولراول دائمي مجاور به مولر شيري پس ازدرمان با روکش استيل ارزيابي شود.
ب)اهداف اختصاصي
1- تعيين شاخص لثه اي مولراول دائمي مجاور به مولرشيري دوم درمان شده با روکش استيل،ومقايسه آن با دندان شاهد سمت مقابل
2- تعيين شاخص پلاک مولراول دائمي مجاور به مولرشيري دوم درمان شده با روکش استيل، ومقايسه آن با دندان شاهد سمت مقابل
3- تعيين عمق سالکوس مولراول دائمي مجاور به مولرشيري دوم درمان شده با روکش استيل، ومقايسه آن با دندان شاهد سمت مقابل
3- تعيين سطح استخوان آلوئل سمت مزيال مولراول دائمي مجاور به مولرشيري دوم درمان شده با روکش استيل ومقايسه آن با دندان شاهد سمت مقابل
ج) اهداف كاربردي
تعيين اثر روکش دندان مولردوم شيري درموردسلامت لثه دندان مولراول دائمي
د) فرضيات يا سؤالات تحقيق

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-آيا شاخص لثه اي مولراول دائمي مجاور به مولرشيري دوم درمان شده با روکش استيل ودندان کنترل در سمت مقابل يکسان است؟
2-آيا شاخص پلاک مولراول دائمي مجاور به مولرشيري دوم درمان شده با روکش استيل ودندان کنترل در سمت مقابل يکسان است؟
3- آيا عمق سالکوس مولراول دائمي مجاور به مولرشيري دوم درمان شده با روکش استيل ودندان کنترل در سمت مقابل يکسان است.
4-آيا استخوان آلوئل سمت مزيال مولراول دائمي مجاور به مولرشيري دوم درمان شده با روکش استيل ودندان کنترل در سمت مقابل يکسان است؟
مواد و روش کار
1-2 جمعيت مورد مطالعه
اين مطالعه يک کارآزمايي باليني split mouth 3 بود.تعداد 30 دانش آموز 8تا11 ساله از مدارس سطح شهرمشهد که ازمناطق محروم بودند،انتخاب شدند.
2-2 روش نمونه گيري
دومرحله اي ومبتني برهدف بوده است بعد از انتخاب نمونه هايي که شرايط ورودبه مطالعه را داشتند،به طور تصادفي تعدادي نمونه انتخاب شدند.
3-2 حجم نمونه
باتوجه به اين که مطالعه اي مشابه مطالعه ما وجود نداشت اين مطالعه به صورت pilot انجام گرفت تا نتايج اين پژوهش بتواند مبنايي براي تعيين حجم نمونه در مطالعات مشابه در آينده شود. با توجه به معيارهاي ورود به مطالعه و با عنايت به محدوديت زمان اجرا(مدت زمان تخصيص يافته براي جمع آوري داده ها 6ماه)وبا توجه به اينکه اين يک مطالعه پايلوت بوده ودر

بازه زماني اجراي طرح و محدوديت زمان دانشجو براي انجام کار،تعداد 30 دندان مورد بررسي قرار گرفت.
4-2 روش اجراي طرح
بعد از کسب اجازه از مسئولين مدارس (عمدتا مدارس مناطق محروم) به مدارس مورد نظر مراجعه وکودکان 8تا 11 سال با شرايطي که دندانهاي مولر اول دائمي رويش يافته و کاملاً سالم بود،دندان مولر دوم شيري فک پايين در يک سمت پوسيدگي به گونه اي داشت که احتياج به درمان پالپ و ترميم با روکش استنلس استيل بوده و مولر دوم شيري فک پايين سمت مقابل سالم بود و يا حداکثرترميم کلاس 1 داشت انتخاب شده و جهت انجام کار به آنها معرفي نامه داده شد.
الف: در جلسه اول درمان پس از کسب رضايت نامه آگاهانه از والدين (ضميمه شماره 1) متغير هاي مطالعه به صورت زيراندازه گيري شد: ابتدا 2 کليشه راديوگرافي بايت وينگ از دو سمت فکين کودک جهت اندازه گيري فاصله لبه کرست استخوان آلوئل تا محل اتصال مينا و سمان تهيه شد ( مرکز اشعه مستقيم برسطح مزيال مولر اول دائمي فک پايين منطبق شد و زاويه عمودي آن 10-8 درجه مثبت بود) سپس اندازه گيري عمق سالکوس(کليه نواحي باکال و لينگوال ومزيال وديستال در مولردوم شيري و دندان مولر اول دائمي پايين به صورت walking) با پروب درجه بندي شده 1ميليمتري پريودنتال (Hu-Friedy,GF-W,USA) صورت گرفت.
شاخص لثه‌اي و شاخص پلاک دنداني بااستفاده از اندکس loe sillnes & در مولراول دائمي و مولردوم شيري ثبت شد. تمام اندازه گيري ها هم توسط دانشجووهم استاد مشاور پايان نامه صورت گرفت و بين اندازه ها ميانگين گرفته شد.
در صورتي که در کليشه راديوگرافي بيش ازيک سوم ريشه مولر دوم شيري ديده مي‌شد، آن کودک براي انجام درمان انتخاب شد.
ب: براي ارزيابي وضعيت لثه ازشاخص sillnes & loe (46) استفاده شد:
لثه در 4 منطقه باکال،لينگوال،مزيال و ديستال مورد بررسي قرار گرفته وبه هر منطقه نمره اي از 0تا3تعلق مي‌گيرد(برمبناي تقسيم بندي زير):
0 : لثه نرمال
1 : التهاب خفيف:تغيير کم در رنگ و ادم کم،بدون خونريزي حين پروب کردن
2 : التهاب متوسط: قرمزي،ادم و براق بودن،همراه با خونريزي حين پروب کردن
3: التهاب شديد:قرمزي و ادم مشخص،زخم وتمايل به خونريزي خودبخود
سپس اين اعداد باهم جمع شده و تقسيم بر4 مي‌گردند عدد بدست آمده در محدود هاي زير قرار داشته و براين مبنا امتيازي به آنها تعلق مي‌گيرد::
0:عالي
1-1/0:خوب
2-1/1:متوسط
3-1/2:بد
ج:براي ارزيابي پلاک از شاخص sillnes and loe (47)استفاده شد :
لثه در 4 منطقه باکال،لينگوال،مزيال و ديستال مورد بررسي قرار گرفته وبه هر منطقه نمره اي از 0تا3تعلق مي‌گيرد(برمبناي تقسيم بندي زير):
0: پلاک ندارد
1:لايه اي از پلاک که به مارژين لثه آزاد در ناحيه مجاور دندان متصل شده است و اين پلاک تنها بعد از کاربرد محلول هاي آشکارکننده يا به کمک کاربرد پروب برسطح دندان به صورت در جا ديده مي‌شود.
2:تجمع متوسطي از رسوبات نرم در پاکت لثه اي يا برروي دندان و مارژين لثه اي که باچشمان غيرمسلح ديده مي‌شود.
3:انبوهي از تجمع ماده نرم درپاکت لثه اي يا برروي دندان و مارژين لثه.
سپس اين اعداد باهم جمع شده و تقسيم بر4 مي‌گردند عدد بدست آمده در محدود هاي زير قرار داشته و براين مبنا امتيازي به آنها تعلق مي‌گيرد::
0:عالي
9/0-1/0:خوب
9/1-1:متوسط
3-2:بد
د:اندازه گيري عمق سالکوس لثه:
عمق سالکوس لثه توسط پروب پروب درجه بندي شده 1ميليمتري پريودنتال
(Hu-Friedy,GF-W,USA) در 6 ناحيه (مزيوباکال، باکال، ديستوباکال، مزيولينگوال، لينگوال، ديستولينگوال) هر دندان مولر دوم شيري ومولراول دائمي اندازه گيري شد.مهمترين ناحيه مدنظر اين تحقيق ناحيه مزيال دندان مولر اول و ديستال دندان مولر دوم شيري بود.ميانگين هر 6 ناحيه از هر دندان ثبت شد و باميانگين نتايج حاصل از 6ماه بعد از قرار دادن روکش مقايسه شد.
ه: بررسي راديوگرافي
تصاوير راديوگرافي بايت وينگ نمايش داده شده توسط نگاتوسکوپ، جهت بررسي راديوگرافي فاصله بين محل اتصال سمان و مينا،تا کرست آلوئل دندان، در مزيال دندان مولر اول دائمي وهمچنين ديستال دندان مولر دوم شيري توسط پرگار با دو سر نوک تيز، مشخص و قطر داخل پرگار اندازه گيري وثبت شد(تصوير1-2).

تصوير1-2 : نحوه اندازه گيري فاصله محل اتصال سمان به مينا تا کرست استخوان آلوئل

و:بعد از انجام معاينات فوق براي کودک فلورايد تراپي انجام شد سپس نحوه صحيح مسواک زدن به روش Bass (2باردرروز)و کاربرد نخ دندان (1باردرروز)براي کودک و والدينش شرح داده شد. در آخر کار هديه اي به کودک جهت ايجاد آمادگي و کنترل بهتر جهت درمان در جلسه بعدي اهدا شد.
جلسه دوم مراجعه
ابتدا اکلوژن بيمار و ميدلاين دنداني و رابطه کاسپ- فوسا در دو طرف بررسي شد. سپس بي حسي موضعي مناسب انجام شده و اطمينان حاصل شد که کليه بافتهاي نرم اطراف دنداني درحال روکش شود بخوبي بي حس شده باشد،سپس رابردم نصب شد.
تراش سطح اکلوزالي به وسيله فرز الماسي فيشور هندپيس دور تند صورت مي‌گرفت.شيارهاي راهنما را با تراش شيارهاي اکلوزالي به عمق 1-5/1 ميليمتر ايجاد کرده و به سطوح باکالي، لينگوالي و پروگزيمالي گسترش داده مي‌شد. سپس با کناره فرز، باقيمانده سطح اکلوزالي را تا 5/1 ميليمتر با حفظ شيب هاي کاسپي تاج به طور يکنواخت تراش داده مي‌شد.به وسيله همان فرز دسترسي به پوسيدگي ايجاد شد. سپس پوسيدگي را بافرز روند بزرگ هندپيس دور کند برداشته شد.تراش پروگزيمالي نيز به وسيله فرز الماسي تيپر باريک انجام مي‌شد(تصوير2-2).

تصوير2-2: تراش پروگزيمالي به وسيله فرز كاربايد فيشور تيپر يا فرز الماسي تيپر باريك(22)
نقطه تماس با دندان مجاور در سمت لثه اي وباکولينگوالي قطع شده و ديواره ها به صورت عمودي با تقارب کمي به سمت اکلوزال حفظ شدند.حاشيه لثه اي بين دنداني خط خاتمه تراش Feather-edge با لبه نازک صاف ،بدون هيچ گونه برآمدگي يا لج(ledge)بود.دقت زيادي صورت مي‌گرفت که ساختار دندان مجاور آسيب نبيند.با استفاده از کناره فرز الماسي کليه زواياي خطي گرد شدند. تراش باکولينگوالي براي روکش اغلب به اين پخ نمودن محدود شده ومنحصر به يک سوم اکلوزالي تاج است.اگر بعداًدر انتخاب اندازه روکش مناسب يا درتطابق روکش روي برجستگي بزرگ مزيوباکالي مشکلي رخ مي‌داد،تراش بيشتر باکالي ولينگوالي ساختار دندان داده مي‌شد. کليه زواياي تراش گرد شدند.
انتخاب روکش با روش آزمون و خطا انجام مي‌شد.هدف قرار دادن کوچکترين روکشي بود که مي‌تواند روي دندان بنشيند ونقاط تماس پروگزيمالي قبلي راايجاد کند( دراين مطالعه روکش‌هاي شماره 4 و3شايعترين اندازه روکش مورد استفاده براي مولرهاي دوم شيري پايين بودند). روکش انتخابي با نشاندن سمت لينگوال در ابتدا و وارد آوردن فشار در جهت باکالي روي دندان تراش خورده امتحان مي‌شد،درنتيجه روکش از روي سطح باکالي به درون سالکوس لثه مي‌لغزيد. با لغزيدن روکش از روي برجستگي باکالي اصطکاک احساس مي‌شد(تصوير 3-2).


دیدگاهتان را بنویسید