1.يادآوري مراقبت و همراهي خدا با بندگان:Error! Bookmark not defined.
2.به تصوير کشيدن عشق خدا:Error! Bookmark not defined.
3.به کار بستن زبان عواطف:Error! Bookmark not defined.
4.گوش دادن فعال:Error! Bookmark not defined.
5.تصحيح تصورات نادرست دربارة رنج:Error! Bookmark not defined.
6.ترويج باورها و رفتارهاي درست دربارة رنج:Error! Bookmark not defined.
7.يادآوري رنج و درد ديگران به خصوص بزرگان و قديسان:Error! Bookmark not defined.
8.حفظ ايمان و اعتماد به خدا:Error! Bookmark not defined.
9.راهکارهايي براي اجابت دعا:Error! Bookmark not defined.
10.تأکيد بر آيين تدهين بيماران و محتضران:Error! Bookmark not defined.
فصل چهارم:ERROR! BOOKMARK NOT DEFINED.
بررسي پاسخ الاهيات شباني بهERROR! BOOKMARK NOT DEFINED.
مسأله اگزيستاني شرERROR! BOOKMARK NOT DEFINED.
رسالت الاهيات شبانيError! Bookmark not defined.
شرايط و لوازم پاسخ‌گويي در الاهيات شبانيError! Bookmark not defined.
بررسي مراقبت‌هاي شبانيError! Bookmark not defined.
نتيجه گيريERROR! BOOKMARK NOT DEFINED.
منابع:45
مقدمه
الاهيات شباني به عنواني قسمي از الاهيات نقلي مسيحي که وظيفه انتقال عشق و مراقبت الاهي به تمام نيازمندان را برعهده دارد، الاهياتي است که نسب خود را به مسيح و پولس به عنوان شبانان مردم مي‌رساند و بناي خود را بر الگوي زندگي شباني مسيح مي گذارد. طبيعي است که مسأله شر در لباس مسأله‌اي منطقي و فلسفي براي اين الاهيات جلوه گر نمي شود؛ چرا که الاهيات شباني رسالت مدافعه جويانه اي را بر عهده نگرفته است. اما مسأله شر به شکل ديگري با نام مسأله شباني شر در اين الاهيات ظاهر مي شود؛ به اين معنا که انسان‌ها وقتي در زندگي با شرور مواجه مي شوند، احساس گوسفندان بي شباني را خواهند داشت که بي پناه و ناامن رها شده اند. آنها که انتظار مراقبت و امنيت از خداي عاشق و خيرخواه خود را دارند، با بروز شر در آستانه بي اعتمادي و نااميدي از خدا قرار مي گيرند.
از آنجا که اين مسأله به هيچ عنوان مسأله اي فلسفي يا منطقي نيست، دفاعيه و تئوديسه در پاسخ گويي عاجز، نامربوط و ناکارآمدند. انسان در اين هنگام نيازمند تيمار و شباني خداست تا اعتمادش را به خدا بازيابي کند. الاهيات شباني در پاسخ به اين مسأله با توجه به الگوي عيسي مسيح، انديشه ها و راهکارهاي مفيد و کارگشايي دارد. پاسخ‌هايي چون يادآوري مراقبت و همراهي خدا با بندگان، به تصوير کشيدن عشق خدا، به کار بستن زبان عواطف، گوش دادن فعال، تصحيح تصورات نادرست دربارة رنج، ترويج باورها و رفتار‌هاي درست دربارة رنج، يادآوري رنج و درد ديگران به خصوص بزرگان و قديسان، حفظ ايمان و اعتماد به خدا، راهکارهايي براي اجابت دعا، تأکيد بر آيين تدهين بيماران و محتضران از جمله پاسخهاي الاهيات شباني به مسأله شر است.
در اين پايان نامه تلاش خواهد شد تا پس از معرفي الاهيات شباني و معرفي مسأله شباني شر، پاسخ اين نوع الاهيات به مساله شباني شر توصيف و بررسي شود.
سؤال اصلي طرح:
الاهيات شباني چه پاسخ‌هايي را در مواجهه با مساله اگزيستانسي شر ارائه مي دهد؟
سئوال‌هاي فرعي:
* مساله شر کدام است و به چند قسم تقسيم مي شود؟
* مساله اگزيستانسي شر چه تفاوتي با مساله فلسفي و منطقي دارد؟
* الاهيات شباني چيست و چه رسالتي دارد؟
* الاهيات شباني چگونه با مساله اگزيستاني شر مواجه مي شود؟
فرضيه اصلي:
دفاعيه و تئوديسه از پاسخ گويي به مساله اگزيستانسي شر عاجز هستند و انسان در اين مساله نياز به تيمار و شباني خداوند دارد؛ آنگونه که الاهيات شباني در پي آن است.
فرضيه ‌هاي فرعي:
* شر بر چند قسم است که هر قسم آن پاسخي در خور خود را مي طلبد؛
* در مساله اگزيستانسي شر، انسان در آستانه بي اعتمادي و نا اميدي از خداوند قرار مي گيرد؛

* مواضع مدافعه جويانه در پاسخ به مساله اگزيستاني شر ناکارآمدند؛
* پاسخ الاهيات شباني مي تواند پاسخ مناسبي براي اين نوع مساله شر باشد.
پيش فرض‌هاي تحقيق:
* مسأله شر بر سه قسم است و دو قسم منطقي و فلسفي پاسخ هايي در خور خود دارند که در اين پايان‌نامه به آنها پرداخته نخواهد شد؛
* مسأله اگزيستانسي شر در لباس مسأله اي منطقي و فلسفي براي الاهيات شباني جلوه گر نمي شود.
پيشينه تحقيق:
با توجه به اينکه در آثار ترجمه شده به فارسي به الاهيات شباني پرداخته نشده است (يا حداقل خيلي کم پرداخته شده است)، و همچنين مسأله شباني شر کاملا در پژوهش هاي زبان فارسي جديد مي باشد، مي توان گفت اين پايان نامه از حيث انتخاب قلمرو و مسأله کاملا نوآور است.
اهداف تحقيق:
1. بررسي پاسخي که الاهيات شباني مسيحي در مواجهه با مساله اگزيستاني شر ارائه مي دهد؛ در اين پايان نامه در نظر داريم، نحوه مواجهه الاهيات شباني با مسأله اگزيستانسي شر را مورد مداقه قرار دهيم و دريابيم که آيا رويکرد اين الاهيات در برابر مسأله شر، کارآمد مي باشد يا خير.
2. ادامه تحقيق در پايان نامه دکتري؛ تطبيق پاسخ الاهيات شباني به مساله اگزيستاني شر با آنچه که در قرآن و متون اسلامي در باب معنا بخشي و همدري با رنج‌ديده و بيمار ارائه مي گردد.
اهميت تحقيق:
مسأله اگزيستاني شر مسأله اي‌ست فراگير که غالب انسان ها را در بر مي گيرد. از طرفي ديگر پاسخي که به اين نوع مسأله داده مي شود، بايستي داراي خصوصيات متفاوت تري نسبت به پاسخ هاي منطقي و فلسفي باشد؛ چرا که حيث دفاعي و اقناعي ندارد، بلکه جنبه همراهي و همدردي با انسان است که مورد توجه قرار مي‌گيرد. الاهيات شباني در مواجهه با اين مسأله ، پاسخ هايي را ارائه کرده و ماموريت هايي را به کشيش هاي مسيحي ابلاغ مي نمايد که به صورت عملي در بيمارستان ها و مکان هاي مورد نظر به همراهي و معنابخشي رنج بيماران و مبتلايان مي پردازند. با توجه به اين پيشينه و عدم وجود آثار مرتبط در زبان فارسي اهميت و جايگاه بحث روشن مي شود.
فايده تحقيق:
آنگونه که قبلا هم اشاره شد، فوايد علمي اين تحقيق در نوآوري و متعاقبا در انجام تطبيق ابزار الاهيات شباني با آموزه هاي اسلامي خود نمايي خواهد نمود.

فصل اول: الاهيات شباني مسيحي
الاهيات شباني1 يک قسم از الاهيات نقلي مسيحي است و رسالت آن رسيدگي و مراقبت از همه کساني است که به دليل قرار گرفتن در وضعيت‌هاي خاص روحي يا جسمي يا گذراندن مراحل حساس زندگي به مراقبت و عشق الاهي و اميد ديني نياز دارند. اين وضعيت‌هاي خاص مي تواند شامل بيماري، احتضار، فقر، حوادث طبيعي، غربت، درراه ماندگي و مهاجرت باشد و مراحل حساس زندگي نيز شامل ازدواج، طلاق، فرزندآوري، و مرگ عزيزان است. الاهيات شباني تحت عنوان مراقبت‌هاي شباني2 يک سلسله پر طول و تفصيل از خدماتي را عرضه مي کند که مسيحيان مي توانند به مردم نيازمندِ مراقبت ارائه کنند؛ اين خدمات به گونه‌اي مي باشند که هم مردم معمولي مي توانند آنها را انجام دهند و هم کشيشاني که مخصوص مراقبت از نيازمندان تربيت مي شوند. مراقبت‌هاي شباني همچنين شامل توصيه‌ها و رهنمودهايي به خود اشخاصِ نيازمند مراقبت نيز مي شود که خود بتوانند به بهترين شکل خود را کمک کرده و به سلامت از بار رنج و غم بيرون بيايند، يا با کمترين آسيب مرحله حساسي که در آن قرار دارند را پشت سر بگذارند. در اين زمينه آثار بسيار فراواني به صورت مستقل در مسيحيت نوشته شده است.
نويل کرکوود در کتاب “مراقبت‌هاي شباني در بيمارستان‌ها”3 تلاش مي کند تمامي خدماتي که به عنوان مراقبت‌هاي شباني مطرح مي‌باشد را برگرفته از اين الگوي مسيح ترسيم نمايد. وي اينگونه مي نويسد: “مراقبت‌هاي شباني تنها يک فعل شباني براي کسي که به دنبال شغل مي گردد يا در پي کسب جايگاهي در کليسا مي‌باشد، نيست. مراقبت‌هاي شباني ارضاي نيازهاي شخصي يا صرفاً براي خشنود کردن خدا نيست، بلکه فعاليت‌هاي شباني عبارت‌اند از دعوت خدا براي انجام خدمات مسيحي در سطح ويژه و وضع کردن فرامين ديني؛ از اين رو حمايت از مراقبت‌هاي شباني در قالب الاهياتي، امري لازم به شمار مي‌آيد. هر گونه دعوتي به انجام خدمات مسيحي، خواه دعوت روحانيان و خواه دعوت غير روحانيان، نياز به درک و انگيزش الاهياتي دارد. اين امر باعث مي شود به دنبال مبنايي باشيم که ما را در شکل، ويژگي‌ها و رهيافت‌هاي اين ماموريت ياري رساند؛ الاهيات اين معيارها و مباني را در اختيار ما قرار مي دهد. در حقيقت الاهيات لزوم مراقبت از شخص رنج کشيده را گوشزد کرده و نيز مشخص مي کند که بايد چه موضعي را در برابر او اتخاذ نمود.”4
کرکوود معتقد است چنانچه قائل به صحت واقعي در الاهيات مراقبت‌هاي شباني مسيحي باشيم، بايد ريشه آن را در شخص مراقبت‌کننده و عمل عيسي مسيح جستجوکرد: “پطروس به ما مي‌گويد که مسيح با رنج خود الگويي را براي ما ساخت. پولس نيز الاهياتي را براي ما وضع کرده است که الگوي خدمت به ديگران را ترسيم مي نمايد.”5 کرکوود به طور مفصل به الگوي عيسي مسيح پرداخته و ادعا مي کند آنچه تحت عنوان الاهيات شباني مطرح مي باشد به خوبي با اين مطالب قابل تطبيق است. وي يازده اصل را به عنوان نمونه از الاهيات مراقبت‌هاي شباني مسيح استخراج کرده و اذعان مي‌دارد که اين اصول درک ما را از انتظار خدا نسبت به مراقبت‌هاي شباني تأمين مي کند. در ادامه به ذکر يازده اصل کرکوود مي‌پردازيم.
1.الاهيات پذيرش6
از مطالعه اعمال رسولان مي توان اينگونه استنباط کرد که عيسي مسيح در اصل متعلق به مردم فقير و ناتوان جامعه بود. او خود گفت که آمده است تا بيماران را شفا دهد. عيسي مسيح براي دعوت از اشخاص آبرومند نيامده بود، بلکه براي دعوت کردنِ اشخاص مطرود و رانده شده آمده بود: “عيسي چون شنيد (که چرا مسيح با گنهکاران غذا تناول مي کند؟)، پاسخ داد: نه تندرستان، بلكه مريضان احتياج به طبيب دارند. لكن برويد و اين را فراگيريد كه من تمايل به رحمت دارم نه قرباني کردن؛ زيرا من براي دعوت از عادلان نيامده ام، بلكه آمده ام تا گناهكاران را به توبه دعوت نمايم”7 نمونه هاي اين رفتار مسيح عبارتند از:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

زن سامري و موهبت الهي:
ماجراي پرداختن عيسي مسيح به موضوع زني که هم ناتوان بود و هم فاحشه، مسئله اي مهم به شمار مي آيد. به باور انسان هاي آن جامعه، شأن مسيح اين بود که اصلا با اين زن سخن نگويد، اما او مستقيماً با زن سامري در مورد سختي هاي زندگي اش سخن گفت: “زن سامري به عيسي گفت: چگونه تو که يهودي هستي از من آب مي خواهي و حال آنكه من زن سامري مي باشم؟! (زيرا كه يهوديان با سامريان معاشرت ندارند) عيسي در جواب گفت: اگر از موهبت خدا آگاه بودي و مي دانستي که چه کسي از تو آب طلب مي‌کند، هر آينه تو از او خواهش مي كردي و او به تو آب حيات عطا مي نمود.”8
رستگاري زکّي باجگير:
زکّي شخصي بود که به دليل فريب دادن مردم، به عنوان فردي مطرود و منزوي در جامعه شناخته مي‌شد. او براي تماشاي عيسي از درخت بالا رفت؛ چون فکر مي کرد که هم ناچيز است و هم عيسي مسيح به او اجازه نخواهد داد که او را در ميان روستاييان ملاقات کند. اما عيسي مسيح نه تنها او را پذيرفت، بلکه با او در خانه‌اش غذا تناول کرد تا از اين طريق او را همراه با خود معرفي نمايد: “پس عيسي وارد اريحا شده، از آنجا مي‌گذشت كه ناگاه شخصي به نام زكّي كه رئيس باجگيران و دولتمند بود، خواست ببيند كه عيسي كيست ولي از كثرت خلق نتوانست؛ چرا که وي كوتاه‌قد بود. پس دويد و بر درخت افراغي برآمد تا او را ببيند، چونكه عيسي مي خواست از آن راه عبور كند. چون عيسي به آن مكان رسيد، بالا نگريسته، او را ديد و گفت: اي زكّي بشتاب و به زير بيا؛ زيرا كه بايستي امروز در خانة تو بمانم. زکّي به سرعت پايين آمده و عيسي را به خرّمي پذيرفت. مردم چون اين واقعه را ديدند، همهمه كنان مي گفتند كه عيسي در خانة شخصي گناهكار به ميهماني رفته است. اما زكّي به پا خواست و به خداوند گفت: هم اکنون اي خداوند، نصف اموال خود را به فقرا مي دهم و اگر چيزي به ناحق از كسي گرفته باشم، چهار برابر به او پس مي دهم. عيسي به وي گفت: امروز رستگاري وارد اين خانه شد؛ چرا كه اين شخص نيز فرزند ابراهيم است.”9
تعالي ايمان در زن يهودي:
ماجراي زن يهودي اين‌گونه بيان مي شود که روح پليدي در جان دختر او رخنه کرده بود و چون خبر آمدن عيسي را شنيد، به شتاب خود را به وي رسانيد: “پس از عيسي استدعا نمود كه ديو را از دخترش بيرون كند. عيسي به وي گفت: بگذار اول فرزندان سير شوند، زيرا نان فرزندان را گرفتن و پيش سگان انداختن، فعل نيكويي نيست. آن زن جواب داد: آري اي خداوند! زيرا سگان مي توانند پس مانده‌هاي غذاي فرزندان را از زير سفره بخورند. عيسي به او گفت: به جهت اين سخن برو كه ديو از دخترت بيرون شد. پس چون زن به خانة خود رفت، ديو را بيرون شده و دختر را بر بستر خوابيده يافت”.10
شفاي مرد جذامي:
مثال ديگري که کرکوود از آن استفاده مي کند، مرد جذامي است که “چون عيسي از كوه به زير آمد، گروهي بسيار به دنبال او روانه شدند. ناگاه يک مرد جذامي جلو آمد و در برابر عيسي زانو زده، گفت: اي خداوند! اگر تو بخواهي، مي تواني مرا طاهر سازي. عيسي دست خود را به او رسانيده، او را لمس نمود و گفت: اراده مي کنم که طاهر شوي! در همان لحظه، برص او ناپديد گشت. عيسي به او گفت: زنهار اگر كسي را اطلاع ندهي، بلكه برو و خود را به كاهن نشان بده و آن هديه اي را كه موسي فرمود، به عنوان شهادتي براي ايشان ارائه نما.”11
ايمان شفا بخش:
ماجراي بعدي داستان فرمانده سربازان رومي است: “و چون عيسي وارد كفرناحوم شد، فرمانده دسته، نزد وي آمد و به او التماس نموده، گفت: اي خداوند! خادم من مفلوج در خانه خوابيده و به شدت متألم است. عيسي به او گفت: من به خانه تو آمده، او را شفا خواهم داد. آن شخص در جواب گفت: خداوندا! من لايق آن نيستم كه زير سقف من آيي، بلكه فقط کلمات را بر زبانت جاري ساز و خادم من صحت خواهد يافت.”12 همين امر باعث شد تا عيسي مسيح ايمان اين فرد را عميق توصيف کرده و خادمش را شفا دهد.
کرکوود پس از اين چند مثال، اينگونه نتيجه مي گيرد: عيسي مسيح در ارتباط خود با مردم اصلا اعتنايي به اينکه آنها که هستند و به چه چيز ايمان دارند، نداشت. اگر نيازمند بودند خود را به آنها مي رساند و آنها را به نوعي آرام مي ساخت. شباني که مي خواهد مراقبت‌هاي چوپاني کند، بايد شخص مقابل را بپذيرد، صرف نظر از اينکه او کيست و چقدر پايبندي اخلاقي يا ديني دارد و نيز چقدر آبرومند يا نيازمند است.13

2.الاهيات در دسترس بودن14
يک شبان واقعي بايد همواره در دسترس نيازمندان باشد. آنچه در اين الاهيات از اهميت بالايي برخوردار است در کنار مردم بودن و آمادگي براي مراقبت است. الاهياتِ در دسترس بودن يعني شبان در خدمت همه کساني باشد که نياز به کمک دارند، حتي اگر از کم‌اهميت ترين افراد جامعه به شمار بيايند.
توجه به مردم حتي در سخت ترين شرايط:
در اين بخش کرکوود اينگونه از انجيل متي برداشت مي کند که وقتي به مسيح گفته شد برادرزاده‌اش يوحناي تعميددهنده از دنيا رفت، او با قايق به آن سوي رودخانه شتافت؛ اين فرار از جمعيت، براي خلوت کردن بود. اما مردم او را دنبال کرده، به آن سوي رودخانه آمدند و او مجبور شد کل روز را به آموزش و شفاي آنها بپردازد. مسيح مي توانست همه آنها را رد کند و بگويد که من به خلوت نياز دارم و بايد تنها باشم، اما اين کار را نکرد. او خود را حتي در سخت ترين شرايط، همواره در دسترس مردم نگاه مي داشت. مردمي که از نظر جسمي، درماني و روحي به او نياز داشتند: “و چون عيسي اين را شنيد، به كشتي سوار شده، از آنجا به ويرانه اي به خلوت رفت. و چون مردم شنيدند، از شهرها به راه خشكي به دنبال وي روانه شدند. پس عيسي بيرون آمده، گروهي بسيار ديده، برايشان دلسوزي فرمود و بيماران ايشان را شفا داد.”15
زن مستحاضه و دختر مرده:
کرکوود الاهيات در دسترس بودن را در ماجراي زنده کردن دختر مرده و شفاي زن مستحاضه جستجو مي‌کند و بيان مي نمايد که عيسي مسيح با وجود گرفتاري بسيار، به عمد خود را در دسترس قرار مي داد و حتي به کم اهميت ترين فرد جامعه نيز خدمت مي کرد. داستان از آنجا آغاز مي شود که رئيس يک کنيسه نزد عيسي مسيح مي آيد و از او درخواست شفاي دختر بيمارش را دارد. در ميانه راه زن بيماري ايشان را همراه با جمعيت کثير مردم مي بيند: “آنگاه زني كه مدت دوازده سال به استحاضه مبتلا گشته و تحت مراقبت اطباي متعدد به رنج هاي فراواني تن داده بود، همه اموالش را صرف نموده، ولي فايده اي نکرده بلكه بدتر شده بود. وقتي وي خبر آمدن عيسي را شنيد، خود را به ميان جمعيت رسانيد و رداي عيسي را لمس نمود، زيرا تصور مي کرد: اگر حتي لباس عيسي را لمس كنم، هر آينه شفا يابم. در همين لحظه خون او خشك شده، دانست كه از آن بلا صحت يافته است. ناگهان عيسي متوجه شد كه قدرتي از او صادر گشته است، پس روي به جماعت کرد و گفت: چه کسي لباس مرا لمس نمود؟ شاگردانش بدو گفتند: مي بيني كه مردم بر تو ازدحام مي نمايند! چگونه مي گويي که كيست مرا لمس نموده؟! عيسي به اطراف خود مي نگريست تا کسي كه اين كار را كرده، پيدا کند. آن زن چون دانست كه چه بر وي گذشته، ترسان و لرزان آمد و نزد عيسي به روي زمين افتاده، تمام حقيقت را به وي بازگفت. عيسي به او گفت: اي دختر! ايمانت تو را شفا داده است. به سلامتي برو و از بلاي خويش رستگار باش. عيسي هنوز سخن مي گفت كه افرادي از جانب خانة رئيس كنيسه آمده، گفتند: دخترت فوت شده؛ ديگر براي چه استاد را زحمت مي دهي؟ عيسي که سخنان ايشان را شنيد، رو به رئيس كنيسه گفت: مترس، ايمان آور و بس! عيسي به جز پطرس و يعقوب و يوحنا برادر يعقوب، به هيچ كس اجازت نداد كه به دنبال او بيايد. هنگامي که ايشان به خانة رئيس كنيسه رسيدند، جمعي شوريده ديدند كه گريه و نوحة بسيار مي نمودند. پس عيسي داخل شده، بديشان گفت: چرا غوغا و گريه مي كنيد؟ دختر نمرده بلكه در خواب است. ايشان حرف عيسي را به سُخره گرفتند. عيسي همه را بيرون كرده و به همراه پدر و مادر دختر و ياراني که با ايشان بودند به جايي كه دختر خوابيده بود، داخل شد. عيسي دست دختر را گرفته، به وي گفت: اي دخترک، تو را مي گويم برخيز. درآن دختر برخاسته، راه رفت. (اين دختر دوازده سال سن داشته است) افراد حاضر بي نهايت متعجب شدند. پس عيسي به ايشان به تأكيد بسيار فرمود: كسي از اين امر مطّلع نشود.”16
متبرک کردن کودکان با وجود مشغله:
مثال ديگر کرکوود از توجه ويژه عيسي مسيح به کودکان مي باشد زماني که مادارن ايشان، عليرغم ممانعت ياران مسيح، بچه هاي خود را براي تبرک نزد عيسي مي آوردند، و در اين هنگام مسيح تعاليم خود را قطع مي نمود و بچه ها را در آغوش گرفته، آنها را متبرک مي کرد. اين توجه تا حدي بود که عيسي مسيح ملکوت الهي را متعلق به اين کودکان مي دانست.17 پيام اين کار مسيح براي همه مراقبت کنندگان اين است که بايد در همه حال آماده و در دسترس براي همه مردم باشند.18
3.الاهيات پاسخگويي19
نويسنده کتاب مراقبت هاي شباني در بيمارستان، گزارش هايي از متي، مرقس و لوقا20 اظهار مي دارد که چرا مسيح بايد رنج بکشد و بميرد و باز از ميان مردگان برخيزد. او ادامه مي دهد: عبارتِ “مسيح بايد به اورشليم بيايد” در همه اين گزارش ها وجود دارد؛ اين عبارت نشان‌دهنده نوعي جبر است. اين جبر حاکي از نوعي پاسخگويي و مسئوليتي است که خود مسيح آن را در توصيف يک شبان نيکو21 بيان مي کند. اين تعليمي است که مسيح آن را در مورد خودش به کار بسته است: “من شبان نيكو هستم. شبان نيكو جان خود را در راه گوسفندان مي نهد.”22 چوپان خوب مسئول امنيت گوسفندان و پاسخگو در برابر صاحب گوسفندان است. چوپان خوب آنقدر پاسخگويي اش بالا است که ممکن است تا حد فدا کردن جان خود پيش برود، و مسيح همين کار را تا پاي جان انجام داد.
کساني که با عنوان مراقبت‌هاي شباني به مردمي که در حال رنج هستند، خدمات ارائه مي کنند، معناي پاسخگو بودن در برابر خدا را از مسيح آموخته اند. آنها از قيد خودخواهي و از خودرضايتي رهايي يافته اند و مي خواهند تا پاي جان به چوپانيِ گوسفندان خدا بپردازند.23
4.الاهيات مراقبت24
يکي از ويژگي هاي مشخص در زندگي عيسي مسيح، از نظر کرکوود، مراقبت‌هاي اوست؛ کسي که دلسوزي، دغدغه و همدلي خود را در ارتباط با هر کسي نشان مي دهد. کرکوود پس از ذکر اين ويژگي، به سراغ صحنه مشهور داوري عيسي رفته و آنرا به عنوان يک نمونه از اين ويژگي معرفي مي نمايد: “زمانيکه پسر انسان همراه با جميع ملائكة مقدس، با شکوه و عظمتش وارد شده و بر كرسي عزت خود خواهد نشست، جميع امت ها در حضور او جمع شوند. او آنها را از همديگر جدا خواهد کرد، آنگونه كه چوپان گوسفندان را از بزها جدا مي كند. گوسفندان را در سمت راست و بزها را در سمت چپ خود قرار خواهد داد. آنگاه پادشاه به اصحاب طرف راست خود خواهد گفت: اي بركت يافتگان از پدر من، بياييد و ملكوتي را كه از ابتداي عالم براي شما آماده شده است، به ميراث گيريد؛ زيرا زماني‌که گرسنه بودم مرا طعام داديد، تشنه بودم سيرآبم نموديد، غريب بودم مرا جا داديد، عريان بودم مرا پوشانديد، مريض بودم از من مراقبت كرديد، در حبس بودم به عيادتم آمديد. آنگاه عادلان به پاسخ گويند: اي خداوند! كي گرسنه‌ات ديديم تا طعامت دهيم؟! كي تشنه ات يافتيم، تا سيرآبت نماييم؟! يا كي تو را غريب يافتيم تا تو را جا دهيم يا عريان تا بپوشانيم؟! و كي تو را مريض يا محبوس يافتيم تا عيادتت كنيم؟! پادشاه در جواب ايشان خواهد گفت: هر آينه به شما مي گويم، هرآنچه که براي يكي از کوچکترين برادران و خواهران من انجام داديد، به من روا داشته ايد. سپس اصحاب طرف چپ را خواهد گفت: اي ملعونان، از من دور شويد و در آتش جاوداني كه براي ابليس و ياران او مهيا شده است، داخل شويد. زيرا زمانيکه گرسنه بودم مرا خوراك نداديد، تشنه بودم مرا آب نداديد، غريب بودم مرا جا نداديد، عريان بودم مرا نپوشانديد، مريض و مبحوس بودم عيادتم ننموديد. پس ايشان به پاسخ گويند: اي خداوند! كي تو را گرسنه يا تشنه يا غريب يا برهنه يا مريض يا محبوس ديده، خدمتت نكرده ايم؟! آنگاه در جواب ايشان خواهد گفت: هر آينه به شما مي گويم، هر آنچه که از اين برادران كوچكم دريغ کرديد، از من دريغ نموديد.”25 اين بند به خوبي و آشکارا نشان مي دهد در صورتي که مراقبتي واقعي از دورترين نيازمندان در جامعه خود نداشته باشيم، شايسته ملکوت خدا نخواهيم بود.
جايگاه اخلاق در مراقبت:
کرکوود نمونه هاي ديگري را نيز از اخلاق مراقبت در انجيل لوقا نقل مي کند: “چون همة باجگيران و گناهكاران به نزد عيسي مي آمدند تا كلام او را بشنوند، زهدفروشان و معلمان همهمه كنان مي گفتند: اين شخص، گناهكاران را مي پذيرد و با ايشان غذا مي خورد. پس عيسي براي ايشان اين مَثل را زد: كيست از شما كه صد گوسفند داشته باشد؛ يكي از آنها گم شود و نود و نه را در صحرا نگذارد و به دنبال گمشده نرود تا آن را بيابد؟ پس چون آن را يافت، به شادي بر دوش خود بگذارد، و به خانه آمده، دوستان و همسايگان را بطلبد و بديشان بگويد با من شادي كنيد زيرا كه گوسفند گمشدة خود را يافته ام. به شما مي گويم که وقتي يك گناهكار از گناه خود توبه مي کند، به مراتب شادي افزون‌تري در آسمانها رخ مي نماياند، بيشتر از آنچه که براي نود و نه عادل بي نياز از توبه اتفاق مي افتد. يا زني را تصور کنيد که ده درهم داشته باشد؛ هرگاه يك درهم گم شود، چراغي افروخته، خانه را جاروب كند و به دقت تفحص نمايد تا آن را بيابد و چون يافت، دوستان و همسايگان خود را جمع كرده، مي گويد: با من شادي كنيد زيرا كه درهم گمشده را پيدا كرده ام. بدين ترتيب به شما مي گويم که فرشتگان خدا به سبب توبه يک خطاكار به شادي مي پردازند.”26
نقش دلسوزي در مراقبت:
در کتاب مقدس موارد بسياري يافت مي شود که از مراقبت دلسوزانه عيسي مسيح سخن به ميان مي‌آورد: در جايي آمده است که او جمعيتي را ديد که احساس کرد چونان گله اي بدون چوپان رها شده اند، پس برايشان غمخواري نمود.27 نمونه ديگر دغدغه گرسنگانِ بدون غذاست.28 نمونه بعدي در کامل کردن وظيفه مراقبت است، جايي که ارواح خبيثه را از بدن مردي بيرون مي کند.29 نمونه بعد، زن خطاکار است که عيسي در مورد او آنقدر به مراقبت ادامه داد تا اينکه حقيقت را پذيرفت.30 مورد ديگر در يوحنا است که مسيح مي‌گويد غذاي من آن است که از مردم مراقبت کنم: “و شاگردان از او خواهش نموده، گفتند: اي استاد! چيزي تناول کنيد. عيسي بديشان گفت: من غذايي دارم كه بخورم لکن شما از آن خبر نداريد. شاگردان به يكديگر گفتند: شايد كسي براي او خوراكي آورده باشد! عيسي بديشان گفت: خوراك من آن است كه خواهش فرستندة خود را به عمل آورم و كار او را به انجام رسانم.”31
کرکوود پس از ذکر نمونه هايي از منش عيسي در مراقبت، اينگونه نتيجه مي گيرد که اولا مراقبت هيچ پيش شرطي ندارد، ثانيا روح مراقبت با انگيزه هاي فرقه اي و امثال آن نابود مي شود، و ثالثا حضور در ملکوت خدا بدون آن امکان پذير نيست.32
5.الاهيات حساسيت33
شناخت برخي نيازها ساده اند، اما توجه به نيازهايي که براي فرد نيازمند، مهم‌تر به نظر مي آيد، امري کاملا متفاوت است. الاهيات حساسيت تکيه بر شناخت نيازهاي پنهان و واقعي فرد دارد. در متي ميزان حساسيت مسيح اينگونه نشان داده مي شود: “و هرگاه كسي تو را مجبور کرد يك مايل مسافت طي کني، دو مايل با او همراه شو.”34 در جاي ديگر عيسي با حساسيت زيادي اجازه مي دهد که مريم رطلي خواهر ايلعاذر به او آنطور که خود مايل است احترام کند و پاهاي او را با عطر بشويد.35 نمونه ديگر جايي است که مسيح درمي يابد که شمعون دوست دارد به او محبت کند و از او درخواست مي کند که بره هايش را خوراک دهد و گوسفندانش را شباني کند. 36
نويسنده کتاب مراقبت هاي شباني در بيمارستان، نمونه هاي حساسيت عيسي را به اين نکته ختم مي‌کند که مسيح همواره تلاش زيادي مي کرد که احساسات دروني و نيازهاي پنهان افراد را درک کند وحتي به کمترين نيازهاي ايشان نيز توجه مي نمود.37
6.الاهيات اطاعت38
آنچه کرکوود در اين الاهيات به دنبال آن مي گردد، نشان دادن اطاعت مطلق مسيح در رسيدن به رستگاري است. وي در اينجا مي نويسد: از کتاب اشعيا به بعد مرتب مي خوانيم که خدا ماشيح را فرستاد تا مردم را شفا دهد و نجات بخشد: “روح خداوند يهوه بر من است زيرا خداوند مرا مسح كرده است تا مسكينان را بشارت دهم و مرا فرستاده تا شكسته دلان را التيام بخشم و اسيران را به رستگاري و محبوسان را به آزادي ندا كنم” 39 نمونه ديگر آن در کتاب يوحناست: “محبت خدا به جهان آنقدر زياد بود كه پسر يگانة خود را عطا نمود تا هر كه به او ايمان آورد، هلاك نگردد بلكه حيات جاوداني يابد”40 توضيح آنکه تجسد عيسي مسيح صرفا به هدف رستگاري بشر بوده است. حيات و فعاليت مسيح برگرفته از اطاعت مطلق در راه اين مأموريت است. او هرگز از اين اطاعت شانه خالي نکرد و همواره در برابر آن پاسخگو و مسئول خدا بود. او اين پاسخگويي را با اطاعت مطلق از خدا نشان داد.
راه‌هاي بسياري وجود داشت که مسيح از طريق آنها از صليب بگريزد؛ مثلا مي توانست به اورشليم برود، يا دوازده تن ياران خود را تحقير و انکار کند. او راه‌هاي زيادي داشت که خود را از مصلوب شدن برهاند: “آيا گمان مي بري كه نمي توانم از پدر خود درخواست كنم و او درآن بيش از دوازده فوج از ملائكه را براي من حاضر سازد؟ ليكن در اين صورت چگونه كتب مقدس کامل گردند و بنويسند که اينچنين مي بايست اتفاق بيفتد؟”41 اما تعهد و دلبستگي او به مأموريت الاهي اش بر هر چيزي که مي دانست باعث سختي او خواهد شد، مقدم بود.
پاسخگويي به نياز دردمندان:
به همين معناست که مي‌گوييم ما بايد مأموريتي را که مسيح به ما سپرده است در قبال دردمندان و نيازمندان انجام دهيم. پولس مي گويد که مسيح به هر يک از ما به ازاي انجام اين فعاليت (شباني) هديه‌اي مي‌دهد.42 اين هديه ها براي آن است که اين فعاليت شباني که از جانب خدا براي هر فرد مسيحي مقرر گرديده، به درستي اطاعت شود. حقيقت آن است که اين اطاعت از مأموريتي است که مسيح آن را از خداي پدر دريافت کرده است؛ چرا که ارسال عيسي مسيح به زمين، محبت خدا به اين جهان را نشان مي دهد. در اين صورت است که ما مي توانيم مطمئن باشيم، فعاليت شباني‌مان در واقع انجام دادن فعاليت‌هايي به جاي خدا و اطاعت از امر الاهي است. در اين معنا عيادت کننده از بيمار يا رسيدگي کننده به انسان دردمند کسي است که خدا او را فراخوانده تا به موقعيتي وارد شود که در آن انسانيت دچار رنج و آسيب شده است و اين کار همان اطاعت از خداست.43
7.الاهيات شهادت دادن44


دیدگاهتان را بنویسید