4- هويت آذربايجاني و فاکتورهاي زباني
4-1- بيان موضوع

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

” از زبان گاهي به عنوان كليد شبكه هاي ارتباطي و گاهي به عنوان سرمايه اي فرهنگي ياد مي شود كه افراد با تسلط بر آن ، مي توانند علاوه بر برقراري روابط اجتماعي ، نوعي هويت ويژه كسب كنند . پس هويت فرد ، چه در سطح قومي و جه در سطح ملي ، وابسته به زباني است كه او فرامي گيرد . زبان مادري و بومي كه يكي از مؤلفه هاي هويت قومي افراد است ، حيطه و شبكه ارتباطي فرد در جامعه را رقم مي زند و در فرآيند شكل گيري هويت ، تعيين كننده جمعي است كه فرد به آن احساس تعلق كند . با اين توصيف ، آموزش زبان بومي يا قومي نيز به لحاظ اهميت آن در نظام روابط اجتماعي و جامعه كل ، حائز توجه خاصي است . سياست هاي آموزشي كلان در خصوص نفي يا اثبات ضرورت آموزش زبان قومي ، نتايج و تبعات جامعه شناختي قابل تأملي به همراه دارد … بخش انكار ناپذيري از متن فرهنگي قوميت ها ، زبان آنهاست . زبان بومي و مادري افراد يكي از دومين عوامل زمينه اي است كه فرد با تشخيص تمايز آن با اقوام ديگر و تشابه آن با هم زبانان خود ، در راه تشخيص و تفكيك هويت قومي قدم برمي دارد (داور نيا : 1385 : 10-9 ) …. مي توان ادعا كرد انواع سياست هايي كه در سطح ملي كشورهاي مختلف براي قبض و بسط زبانهاي قومي اعمال مي شود ، خواسته و يا ناخواسته بر فرآيند شكل گيري هويت قومي تأثير گذار است … اعمال سياست هاي مطالعه نشده در اين موارد ممكن است ، عوارضي مانند اختلال نمادي و يا تا حدودي اختلال رابطه اي را در نظام اجتماعي به دنبال داشته باشد . مراد از اختلال نمادي ضعف در احساسات ، پنداشت ها ، و اصول مشترك است . ” (داور نيا : 1385 : 10-9 و به نقل از دهقان : 1381 :9-36 ) .
با اين مقدمه ، فاکتور زبان و مطالبات زباني يکي از مهمترين و قابل توجه ترين فاکتورهاي مورد بحث در انجمن هاي غير دولتي ترک زبان مي باشد . فاکتور زباني بيشتر از ساير فاكتورها در تعيين هويت آذربايجاني (= ترکي ) دخيل است و از اين رو فعالان اين انجمن ها بيشترين بخش از فعاليت هاي فرهنگي خود را صرف توسعه زبان ترکي و مطالبات زباني از دولت مي نمايند . به عبارت ديگر در اين انجمن ها تلاش مي شود تا زبان ترکي از وضعيت کنوني خود در ايران ، که متزلزل و به شدت آسيب پذير گشته است خارج شده و به صورت نظام يافته اي حفظ و بازتوليد شود . فعالان اين انجمن ها به خوبي آگاهند که مهمترين عامل تزلزل و آسيب پذيري اين زبان ، شفاهي بودن بازتوليد اين زبان در ايران است . به عبارت ديگر ، تا زماني که اين زبان در ايران به صورت شفاهي از نسلي به نسل ديگر منتقل شود ، روز به روز از ساختارهاي مستحکم زباني خود فاصله خواهد گرفت . لذا کتابت زبان ترکي و آموزش کتابت آن در راس برنامه هاي اين انجمن ها قرار دارد . بدست آوردن سواد قومي آذربايجاني ها يکي از مهمترين اهداف اين انجمن هاست و لذا در اين انجمن ها شاهد چاپ و تاليف نشريات و کتب متعددي به زبان ترکي آذربايجاني هستيم که همگي در بازتوليد مکتوب اين زبان در يک دهه اخير ، نقش ارزنده اي داشته اند . از سوي ديگر برگزاري کلاسهاي آموزش زبان ترکي آذربايجاني و نيز برگزاري نشستهاي تخصصي در زمينه زبان و ادبيات ترکي آذربايجاني که در آن به معرفي و بازشناسي آثار نويسندگان ترک پرداخته مي شود ، يکي ديگر از فعاليت هاي اين انجمن هاست . اما در رابطه با تاريخ زبان ترکي و اينکه هويت آذربايجاني چه نسبتي با ترکي امروزي دارد ، ضروري است تا به بررسي اين مساله از ديد فعالين اين انجمن ها بپردازيم . به عبارتي ، يکي از مسائل مهمي که در اين انجمنها و در باب مساله زباني آذربايجان مطرح مي شود ، گذشته از بحث آموزش زباني ، بحث مهم ديگري نيز مطرح است و آن حقوق زباني آذربايجاني ها در قبال آموزش محلي به زبان بومي (=ترکي) و از طرف ديگر نقد گفتمان آکادميک و روشنفکري ايران درباره ريشه زبان ترکي و به عبارتي زبان باستان مردم آذربايجان است . براي روشن تر شدن بحث ، اين موضوع را بيشتر توضيح مي دهيم .
احمد کسروي مورخ آذربايجاني ، يکي از چندين روشنفکر آذربايجاني بود که در قبال سياست هاي يکسان سازي رضا خان ، موضع موافقي اتخاذ کرد . کسروي در کتاب آذري يا زبان باستان آذربايجان ، تئوري اي را درباره زبان مردم آذربايجان مطرح مي کند که در آن دوره به خوبي از طرف حاميان اين پروژه ( = يکسان سازي فرهنگي ) مورد پذيرش واقع مي شود . تئوري زباني کسروي معروف به آذري ، در واقع از اين مساله بحث مي کرد که زبان اصلي و باستاني مردم آذربايجان ، نه زبان ترکي ، که در واقع زبان آذري بوده است و اين زبان آذري يکي از شاخه هاي زبان پهلوي باستان يا همان فارسي مي باشد که در نتيجه مهاجرت گسترده ترکان سلجوقي به ايران و علي الخصوص آذربايجان ، اين زبان به تدريج از بين رفته و زبان ترکي به جاي آن نشسته است . کسروي براي اثبات نظريه خود ، به زبانِ مردماني از چند روستاي معدود ( چهار روستا) در آذربايجان استناد مي کند که متفاوت از زبان ترکي بودند ( كسروي : 1355 ) . روستاهاي هرزند و گلين قيه در اطراف مرند ، حسنو در قره داغ ، و تات نشين هاي اطراف خلخال . درحالي که اهالي اين روستاها زبان خود را هرزندي ، تالشي و تاتي مي ناميدند و از طرف ديگر زباني که در هرزند و گلين قيه صحبت مي شد با زباني که تات هاي خلخال صحبت مي کردند کاملاً متفاوت بود ، با اين وجود کسروي اعتقاد داشت که اين زبانها بازمانده زبان آذري باستان هستند .

اما روايت دوم از ريشه زبان مردم آذربايجان ، براين نکته تاکيد دارد که زبان مردم آذربايجان قبل از مهاجرت ترکان سلجوقي و حتي قبل از اسلام نيز ترکي بوده که يکي از زير شاخه هاي زبان هاي التصاقي است . به عبارتي اين نظريه ، زبان ترکي را در رده زبان هاي ترکي اغوزي قرار مي دهد که از ترکان چين گرفته تا آناطولي و آذربايجان همگي به اين زبان ( که البته داراي بيش از پنجاه گويش بود ) تکلم مي نموه اند . در انجمن هاي غير دولتي آذربايجاني ها ، روايت دوم مورد پذيرش قرار گرفته و نظريه کسروي را رد مي کنند . لذا در نشريات و کتبي که در زير مجموعه اين انجمن ها فعاليت مي کنند ، اين روايت زباني ( ترکي بودن زبان مردم آذربايجان و رد نظريه آذري ) مورد تاکيد قرار مي گيرد . بنابراين اين يكي از عملكرد هاي اين گونه انجمن هاست كه به رفع تعارضات هويتي ( آذري در برابر ترکي ) مي پردازد .
مساله زباني ديگري که دراين انجمن ها مطرح مي شود ، مطالبات اين انجمن ها از دولت درباره آموزش پيش دانشگاهي و دانشگاهي ( آموزش ابتدايي ، راهنمايي ، دبيرستان و دانشگاه ) زبان ترکي در آذربايجان است . و از سوي ديگر تاکيد اين انجمن ها بر اينکه شبکه هاي استاني آذربايجان ، مي بايد برنامه هاي خود را به زبان ترکي پخش کنند و اين در حالي است که برنامه هاي اين شبکه تنها 40 در صد به زبان ترکي و مابقي به زبان فارسي پخش مي شود. با در نظر گرفتن اين نکته که در اين شبکه هاي استاني ، برنامه هاي مربوط به رده سني کودکان ، به زبان فارسي است و درآن صد کمي از برنامه هايي که به زبان ترکي پخش مي شود ، مربوط به رده سني بزرگسالان است ، لذا از نظر فعالين اين انجمن ها ، ضروري است تا تجديد نظري جدي در قبال برنامه هاي شبکه هاي استاني صورت گيرد . به دليل آنکه تاثير گذاري برنامه هاي ترکي اين شبکه ها ، بيشتر از آنکه متوجه بزرگسالان باشد ، در احساس تعلق و هويت يابي کودکان موثر است و با پخش برنامه هاي کودکان و خرد سالان به زبان فارسي ، عملاً نقش محلي بودن و استاني بودن اين شبکه ها زير سئوال مي رود . در مبحث مربوط به روايت اعضاي انجمن ها ، به طور مفصل تر، از زبان خود اين اعضا و يا منابعي كه آنها بدان ها استناد مي كنند ، به بحث پيرامون نقش و اهميت زبان تركي ، در تعريف هويت آذربايجاني ، مي پردازيم .
4-2- روايت اعضاي انجمن ها
4-2-1- اهميت زبان و آموزش زبان مادري
همانطور كه گفته شد ، به نظر اعضاي انجمن ها ، زبان آذربايجاني ( تركي ) ، اهميت بسيار زيادي در تعريف ، و بازتوليد هويت آذربايجاني دارد . در واقع تداوم هويت آذربايجاني شديداً در گرو حفظ و نگهداري و از طرفي آموزش زبان تركي است . بدون زبان ، در واقع نمي توان هيچ اميدي به تداوم زماني اين هويت داشت . در اين باره ، بحث هايي كه از قول اعضا يا منابع استنادي آنها آورده مي شود ، به روشن شدن مسأله كمك مي كند . در يكي از اين منابع مي خوانيم ؛
” هنگامي كه از ابتدايي ترين حق خود يعني تحصيل به زبان مادري دفاع مي كنيم ، به ما گفته مي شود كه تاريخ اين حرف ها گذشته ، امروز عصر جهاني شدن است و زبان فقط وسيله تكلم و تفاهم است و فرقي نمي كند با چه زباني صحبت كنيم و بنويسيم . در پاسخ بايد گفت كه اينچنين نيست ، حتي ملت پيشرفته اي چون فرانسه در اتحاديه اروپا راضي به دست كشيدن از زبان مادري خويش نيست و حتي راضي نيست زبان دومي را به عنوان زبان ارتباطي انتخاب كند . در خود ايران براي حفظ و گسترش زبان فارسي و پيرايش آن از زبانهاي خارجي كلي انرژي و هزينه صرف مي شود و فرهنگستان زبان فارسي به جاي كلمات آشنا و جا افتاده اي چون توليد ، حدس ، وسائل و ابزار و سقوط ، واژه هاي ناهنجار فرآوري ، گمانه زني ، سامانه و فروشد را ابداع و به خورد ملت مي دهد و شعار ” پارسي را پاس بداريم ” گوش فلك را كر مي كند ! حتي از ماليات ما ترك ها به جاي آموزش زبان مادريمان ، كتابهاي درس فارسي به تاجيكستان و افغانستان و حتي عربستان صادر مي شود و بورسيه هاي زبان فارسي به دانشجويان هندي و پاكستاني با كمك هزينه هاي قابل توجه به آنها براي يادگيري زبان فارسي در خود آن كشورها و ايران اعطاءمي گردد و هر سال انواع و اقسام سمينارهاي ادب فارسي برگزار مي شود . چرا در جريان مدرنيته و جهاني شدن ، فقط بايد زبانهاي غير فارسي فدا شود ؟! ” (تبريزلي : 1384 : 42 ) … ” زبان فقط وسيله تفهيم و تفاهم نيست ! زبان دروازه ذهن انسان به محيط اطراف و شالوده ذهني اوست . انسان با زبان است كه محيط خود را درك مي كند و نظام فكري اش شكل مي گيرد . زبان وسيله خلاقيت و روشنفكري است ! ” (همان: 42 ) .
بنابراين ، جاي شبهه نيست كه ” قدغن كردن خواندن و نوشتن به زبان مادري هر ملتي ، جلوگيري از تكامل فرهنگي آن ملت است” ( جامي : 1381 :282 ) . بنا به ماده ي سوم اعلاميه حقوق بشر ” هر دولت موظف است براي افراد خود اين حق را به رسميت بشناسد كه به هر زباني كه ميل دارند صحبت كنند و آنرا بياموزند . ” (همان ) .تبريزلي درباره اهميت آموزش زبان مادري چنين مي نويسد :
” … زماني نظام فكري و تطبيقي تكميل مي شود كه سواد آموزي شخص به زبان مادري تكميل گردد ، يعني علاوه بر فرآگيري كامل تكلم به زبان مادري ، خواندن و نوشتن به زبان مادري را نيز ياد بگيرد . متأسفانه اين فاجعه اي است كه براي بيش از پنجاه درصد از كودكان ايراني اتفاق مي افتد . يعني سيستم آموزشي ايران كودكاني را تربيت مي كند كه سيستم فكري – تطبيقي آنها به طور كامل شكل نگرفته است . البته بايد گفت كه آموزش به زبان مادري به معني تك زبانه بودن نيست و زبان دومي را نيز مي توان در كنار زبان مادري ياد گرفت . امروز عوارض ممنوعيت فرآگيري آموزش به زبان مادري را مي توان به سهولت مشاهده كرد . عوارضي مانند :
* ” عدم تكميل نظام فكري و شخصيتي فرد ( به هيچ كدام از زبانهاي مادري و فارسي ) كه عوارضي چون كاهش خلاقيت و ضعف بيان را به همراه دارد . در مورد مسأله كاهش خلاقيت مي توان به تحليل جلال آل احمد در ساليان پيش اشاره كرد ، ايشان ضمن انتقاد از سيستم آموزشي تك زبانه ايران يكي از دلايل رويكرد اخير ترك هاي ايراني به فعاليت هاي اقتصادي و حتي يدي را گريز ناخودآگاه آنها از ضعفي مي داند كه در خلاقيت هاي ادبي دچارش گشته اند . خلاقيت ادبي نيز نكته آغاز خلاقيت هاي فرهنگي و روشنفكري است.
* در مورد ضعف قدرت بيان كه متأسفانه به گونه اي غيرمنصفانه موضوع تفريح عده اي از هموطنان نيز شده است مي توان به تفاوت فاحش قدرت بيان و روابط عمومي غير فارس زبانها و فارس زبانها در هر دو زبان مادري و زبان فارسي اشاره كرد . موارد بسياري مي توان مشاهده كرد كه كودك ترك زبان از مطرح كردن سئوال يا ايده خويش در كلاس يا جمع به زبان فارسي و حتي در بين مجموعه همزبانان خويش و به زبان مادري خود نيز گريزان است . اين پديده را در قشر تحصيل كرده و بزرگسال نيز مي توان مشاهده كرد . كسي كه از بيان تفكرات خود مي هراسد ، در فكر كردن نيز تنبل مي شود .
* از طرف ديگر تحقير و بي توجهي به زبان مادري يك كودك مي تواند به جدايي عاطفي او از مادر و خانواده بيانجامد كه خود سر آغاز مشكلات رواني و شخصيتي و اجتماعي فراواني است .
* افت تحصيلي دانش آموزان مناطق غير فارس حتي به زبان دوم يعني فارسي نيز طبق اظهارات وزارت آموزش و پرورش نيز مشكلي است كه مي توان به آن اشاره كرد .
* شخصي كه از هويت خود بيگانه شد و علاقه خود را نسبت به ملت و منطقه سكونت خود از دست داد ، به راحتي و با كوچكترين مشكلي از محل سكونت خود مهاجرت نيز مي كند .
زبانها و فرهنگهاي متفاوت دستاوردهاي بشري در هزاران سال زندگي خود بر روي كره خاكي و در واقع دريچه هاي متفاوت نگرش آنها به هستي هست . تك تك آنها گنجينه هاي ارزشمندي هستند كه مستحق محافظت و شكوفايي مي باشند . امروزه سازمانهاي فرهنگي دنيا سعي در بررسي و محافظت از زبانهاي متفاوت دنيا و حتي مواظبت از زبانهاي قليل المتكلم در حال نابودي دارند . به عنوان مثال يونسكو جهت حفظ و رشد زبانهاي موجود دنيا روز 21 فوريه به عنوان روز زبان مادري اعلام كرده است ، ولي متأسفانه در كشور ما عده اي به بهانه وحدت ملي به دنبال نابودي تنوع فرهنگي در ايران هستند . براي وحدت رو به رشد ملت هاي دنيا در سايه گسترش تكنولوژي هاي ارتباطي لزومي به نابودي زبانهاي مادري نيست ، بلكه اين زبان بين المللي ارتباطي است كه در كنار زبان مادري بايد آموزش داده شود . قطعاً عوارض عقب ماندگي فرهنگي بيش از نيمي از جمعيت ايران ( غير فارس زبانان ) در نتيجه محدوديت هاي فرهنگي به ضرر كل ايران و حتي هموطنان فارس زبان منجر مي شود ” ( تبريزلي : 1384 :44-43 ) .
اصل 15 قانون اساسي كشور نيز ، حق آموزش به زبان هاي محلي را به رسميت مي شناسد . شيفر در اين باره چنين مي نويسد : ” اصل 15 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مي گويد : ” زبان و خط رسمي و مشترك مردم ايران فارسي است . اسناد و مكاتبات و متون رسمي و كتب درسي بايد با اين زبان و خط باشد . ولي استفاده از زبانهاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس ، در كنار زبان فارسي آزاد است . ” گرچه حكومت مركزي از اجراي اين اصل ممانعت به عمل آورده ولي همين اصل بعدها مبناي اعتراضات فعالان آذربايجاني به دولت ايران در راستاي پيگيري حقوق زباني شد . وجود اين اصل در تدوين قانون اساسي نشان دهنده آن است كه تقاضاي حق استفاده از زبان [ مادري ] در دوران انقلاب مطرح بود . ” ( شِيفر : 1385 : 19 ) در واقع استناد به به اصل مذبور ، يكي از موارد اعتراضي اعضاي انجمن ها ست كه بنابر آن اصل بايد حق آموزش يه زبان مادري به رسميت شناخته شود .
4-2-2- زبان مردم آذربايجان ( آذري يا تركي )
همانطور كه قبلاً هم بحث شد ، در اين باره اتفاق نظر وجود ندارد . اكثر روشنفكران و شخصيت هاي آكادميك و ايرانگراي كشور ، با استناد به نظريه احمد كسروي معتقدند كه زبان مردم آذربايجان ، سابقاً تركي نبوده ، بلكه آذري بوده است . در مقابل اعضاي انجمن ها ، كلمه و زبان آذري را جعلي و ابزاري براي ديدگاه هاي شوونيستي در جهت تخريب هويت هاي محلي مي دانند . در ذيل به اين مناقشات اشاره مي شود .
حميد احمدي ، زبان و هويت زباني مردم آذربايجان را آذري مي خواند و در اين باره چنين مي نويسد :
” تنها وجه تمايز آذري ها از ديگر ايرانيان ، زبان است و در ساير موارد ، از آن جمله اعتقاد به مذهب تشيع و نيز برخورداري از يك ميراث فرهنگي مشترك همانندي كامل دارند . گذشته از مسأله زبان ، بسياري از آذري ها و ايرانيان ديگر ، مردم آذربايجان را از نظر فرهنگي و تاريخي ايراني مي دانند . مسأله زبان در گذشته و حال ، يك عامل مجادله ميان ناسيوناليست هاي افراطي ترك در آذربايجان شوروي سابق ( جمهوري آذربايجان كنوني ) و آذربايجان ايران بوده است .
نظر غالب آنست كه گويش هاي تركي كنوني در جريان موج هاي مداوم تهاجمات تركان از آسياي مركزي ( از سلجوق تا مغول ) از قرن يازدهم تا قرن سيزدهم ميلادي / پنجم تا هفتم هجري ، جايگزين زبان بومي آذربايجان شد . بر اساس اين نظر ، پيش از سرريز اقوام ترك زبان به ايران ، زبان آذربايجان ، به نام آذري شاخه اي از زبانهاي ايراني بود . احمد كسروي ، مورخ ايراني و زبانشناس اهل آذربايجان بود كه اين موضوع را براي نخستين بار به صورت علمي مطرح كرد و بسياري از محققان ايراني و دانشمندان غربي ، مجذوب نظريه او شدند . كسروي در اثر كلاسيك خود ( آذري يا زبان باستان آذربايجان ) كه در سال 1304 [ ه.ش ] منتشر شد ، بر اساس منابع مختلف عربي ، فارسي و ديگر منابع تاريخي ، استدلال كرد كه زبان آذربايجان ، پهلوي آذري ، يكي از زبانهاي باقي مانده ايران عصر ساساني بوده است . تركي كنوني به تدريج توسط تركان مهاجر غز ، از آسياي مركزي در دوران حكومت سلجوقيان و به دنبال تهاجم مغولان وارد آذربايجان شد . حكومت ايلخانان مغول و تيموريان ، جايگزيني زبان آذري قديم با تركي كنوني را تسهيل كرد و ظهور سلسله صفوي اين تغيير و تحول را استحكام بخشيد ” ( احمدي : 1379: 125 ) .
اما نظر اعضاي انجمن ها آذربايجاني و روشنفكران ناسيوناليست آذربايجاني چنين نيست . آنها زبان مردم آذربايجان را تركي مي خوانند و نظريه كسروي را به شدت رد مي كنند . به نظر اعضاي انجمن ها ، حتي خود كسروي نيز در مقاله اي كه به زبان عربي در نشريه العرفان نوشته است ، عكس مطالب مورد ادعاي خود را نظريه زبان آذري مدعي مي شود ( همان برگرفته از ديلماج ، 1383) . از سوي ديگر اصطلاح نيم زبانهاي كسروي نيز كه درباره زبان تركي از آن استفاده مي كند ، بي پايه است . چرا كه از نظر تخصصي ، تمام لهجه ها زبان هستند و چيزي به نام زير زبان يا زبان فرعي وجود ندارد (عسكري خانقاه :1378 : 294 ) . به نظر كاتوزيان نيز ” زبان مردم آذربايجان تركي است كه اندكي با كشور تركيه تفاوت دارد و بسياري از كلمات فارسي در آن وجود دارد . بدين سان تعلق خاطر آذربايجاني ها به بقيه مناطق ايران ، بيش از هر چيز ريشه در پايبندي عميق آنها به مذهب شيعه دارد ” (كاتوزيان :1372 : 194 ) . در كتاب پژوهش گروهي جامي هم مي خوانيم ،
” بدواً بايد گفت اين فرض نيست كه مردم آذربايجان به زبان آذربايجاني صحبت مي كنند ، اين زبان ، زبان مادري آنهاست . نوشتن اين كه ” حال آمديم و گفتيم زبان تركي لهجه ي محلي آذربايجان است ” انكار عيان به زور دليل و برهان است و نشان مي دهد كه پاره اي از برادران فارس زبان چگونه دچار تعصبي كور و بي منطقند . “( جامي : 1381 : 281 )
تبريزلي ضمن رد نظريه آذري ، چنين مي نويسد :
” به هر حال حتي اگر كسروي و هم فكرانش هم راست بگويند و از زمان صفويان ترك شده باشيم زبان ما و مادرمان و اجدادمان تا جائيكه مي شناسيم تركي بوده و تحميلي ناميدن زبان مادريمان توهيني است غير قابل قبول ! چه از زمان صفوي ترك شده باشيم و چه از زمان سومري ها ، خواه از تبار ترك باشيم و خواه از تبار آريا ، سخن گفتن و نوشتن و آموزش و پرورش به زبان مادري حق ما است و كسي نمي تواند اين حق اوليه را با استناد به تئوري هاي تاريخي از ما بگيرد !” (تبريزلي : 1384: 5-33 ) .
به نظر اعضاي انجمن ها ،”وقتي از زبان مردم و يا ملتي و يا قومي صحبت مي شود ، زبان زمان حال منظور نظر است نه زباني كه هزار سال قبل به آن تكلم مي شده . زبان قديم جزو تاريخ است و بايد در مبحث تاريخ زبان ها مورد بررسي قرار گيرد” ( هيئت : 1385 :12 ) اينكه مردم آذربايجان قبلاً ترك زبان بوده اند يا آذري زبان ، زياد مهم نيست ، بلكه آنچه كه از نظر آنها اهميت دارد ، اين است كه زبان امروزين آنها تركي است و خواندن و نوشتن آن بايد آموزش داده شود .
4-2-3- ريشه شناسي و معناشناسي هويتي واژه ” ترك ”
زبانشناسان و محققان درباره منشأو مفهوم نخستين واژه ” ترك ” ، هر چند نظرات مختلفي ارائه مي دهند ، كه در ذيل به اهم آنها اشاره مي شود ؛
واژه ترك از مصدر ” تؤره مك ” ( Toremek) در معناي خلق شدن آمده و معناي ” مخلوق ، شجاع ، پايا ، ناميرا ” مي دهد . چنانكه توران نيز به همين معناست و صفت فاعلي از اين مصدر است . كلمه ايران نيز لفظ تركي و صفت فاعلي از مصدر ايرمك ، به معني ” اتصال ، پيوند و رسيدن ” است (رحماني فر : 1379 : 21 و به نقل از محمدزاده صديق : 1369 :9 ) . ” پسوند ” ان ” امروزه هم براي ساختن صفت فاعلي از بن فعل در زبان تركي به كار مي رود ، همچون قاچان = دونده يا آلام = خريدار و … . گويا واژه ترك نام يكي از عشيره هاي اوغوزان كهن بوده است كه نخستين بار از سوي تويكوها به كار رفته و قبيله ياد شده را چيني ها ” توكيو ” مي خوانده اند و چون مخرج ” ر” را ندارند ، مي توان گفت نام آن قبيله در اصل ” توركيوت ” به معني نيرومند و يا تورك ( ترك ) بوده است . زادگاه تركان نيز بنا به رواياتي كوه هاي آلتاي و سرزمين آسياي ميانه بوده است . آقاي رحيم رئيس نيا در كتاب ” آذربايجان در سير تاريخ ايران ” با اشاره به مطالب فوق مي نويسد : در هر صورت تركها ، همان قبيله اي هستند كه چيني ها آنها را توكيو مي خوانده اند . اين قبيله نخستين ، قبيله ترك نيست ، اما نخستين قبيله اي است كه به اين نام خوانده شده است و به همين نام تشكيل حكومت داده است ( گؤك ترك ) يعني قبايل ديگري كه از نظر قوميت با اين قبيله اشتراك داشته اند پيش از آن در اتحاديه سياسي هون ها وجود داشته اند ، اما به اين نام شناخته نمي شدند . محقق شهير ترك ، ” رفيق اؤزده ك ” نيز همين مفهوم را از واژه ترك ارائه داده و نوشته است : ” واژه تر ك به معني ” نيرو ، قوت ” بوده و اغلب به صورت صفت نيز به كار برده مي شده است كه در اين صورت معني ، ” توانا ، نيرومند ” مي داده ، همچون ” تورك هون ” كه به معني ” هون نيرومند و قوي ” بوده است . البته او اشاره مي كند كه معاني و مفاهيم ديگري نيز از اين واژه برداشت مي شده كه زياد رايج نبوده ، از جمله اينكه ترك را به معناي ” فهميده ” به كار برده اند . او نيز در ادامه مي افزايد كه واژه ترك اولين بار از طرف امپراتوري ” گؤك ترك ” به كار گرفته شده است ” (رحماني فر : 1379 : 21 و به نقل از اؤزده ك : 1372 : 3-42 ) . ” پروفسور زهتابي بر اين باور است كه پيدايش اين واژه با زندگي اقوام باستاني ترك مرتبط بوده و تعيين تاريخ دقيق پيدايش آن مشكل است . احتمالاً اين واژه چندين هزار سال پيش از ميلاد به وجود آمده ولي تنها در سده هاي پاياني هزاره دوم پيش از ميلاد است كه به اين كلمه بر مي خوريم . گفتني است تركان در كتيبه هاي آشوري ( 1400 ق.م .) ” توروك ” و در كتيبه هاي اورارتو ( 1500 ق.م ) ، ” توريخي ” ناميده شده اند و اين امر به خوبي حكايت از سكونت اقوام ترك در همسايگي آنان ( آذربايجان ) و ارتباط اين اقوام با اورارتوييان و آشوريان دارد” (رحماني فر : 1379 : 22 ) . رحماني فر به نظر خانم آيدين اشاره مي كند و مي نويسد :
” به نظر برخي از دانشمنداني كه در زمينه زبان تركي و تاريخ آن تحقيقات ارزنده اي به عمل آورده اند ، از جمله خانم آيدين ، واژه ترك از مصدر ” دورماق ” به معني توقف و ايستاندن ، حركت نكردن و … گرفته شده كه امروز هم در تركي آذري كاربرد دارد . فعل دورماق كه در تركي آذري معاصر به كار مي رود ، در ميان اكثر اقوام آسياي ميانه چه در عهد باستان و چه در روزگار معاصر به شكل ” تورماق ” كاربرد داشته است . يعني صداي ” د ” به ” ت” تبديل شده و اين امر عادي زبانشناسي فونتيكي است كه امروزه هم در مقايسه لغات تركي آذري و استانبولي و حتي در مقايسه خود لغات آذري به چشم مي خورد . گفتني است كه مردم آذربايجان هنوز هم در تلفظ اين حروف حساسيت زيادي ندارند . مثلاً ” ده ده قورقود ” يا ” ده ده قورقوت ” هر دو به كار مي رود ” … .” مي دانيم كه عده اي زيادي از اقوام ترك در روزگاران باستان كوچ نشين بوده و به حالت ايلي زندگي مي كرده اند . اين را نيز مي دانيم كه بعضي از ايلات و طوايف به دلايل نامعلوم ، تحت رهبري رؤساي خود زندگي كوچ نشيني را رها كرده و با جدايي از اتحاديه ايلات و طوايف خود در سرزمين هاي مورد علاقه شان سكونت گزيدند . به عقيده خانم آيدين و طرفداران اين نظريه ، در اين حال ايلاتي كه هنوز به زندگي عشايري و كوچ نشيني خود ادامه مي دانند ، صفت ” توروق ” يعني توقف كننده و سكونت گزيننده را براي آنها به كار مي بردند و اين واژه از مصدر ” تورماق ” تقريباً به معني ” توقف كردن و ايستادن و حركت نكردن ” فارسي است و اشتقاق صفت “توروق ” از مصدر ” تورماق ” در تمامي زبان هاي تركي امروزي امري عادي تلقي مي شود . همانطوري كه در زبان تركي آذري معاصر ” آچيق ، باتيق ، اويوق ، اوچوق و … ” صفت هايي هستند كه از مصادر ” آچماق ، باتماق ، اويماق ، اوچماق و … ” ساخته مي شوند . اين كلمه بعدها از طرف بعضي از ايلات ترك به عنوان نام ايل و قبيله به كار رفته است . به نظر زبانشناسان ، بعدها اقوام مشهور به ” گؤك ترك ” واژه ” توروق ” را تحت تأثير واژه ” گؤك يا گؤي ” و صداي ” او ـُّ ” و بر اساس قوانين آوا شناسي تركي به صورت ” توروك ” تلفظ نموده و به صورت ” گؤك توروك ” يا ” گؤي توروك ” آورده اند . بعدها با قبول الفباي عربي از طرف اقوام ترك و كنار نهادن الفباي باستاني تركان ، اين واژه به صورت ” تورك ” نوشته شده است ” ( رحماني فر : 1379 : 23-22به نقل از زهتابي : 1378 : 18-717 ) .
” گفتني است كه امروزه در زبان هاي تركي اين واژه را به همين صورت با الفباي عربي و يا به صورت ( T?rk) با الفباي لاتين مي نويسند . همانطور كه مشاهده مي شود ، نام ترك بعد از اواسط قرن 6 م. كه اتحاديه طايفه اي گؤك ترك شكل مي گيرد ، از حالت اسم خاص يك قبيله فراتر رفته ، در دهه ها و سده هاي بعدي قبايل ، اقوام و خلق هاي زيادي را در بر گرفت . نام توركو ، يا ترك ، ابتدا به همان اتحاديه قبيله اي تشكيل يافته و بعد به گروه هاي وسيع زبانها و خلق هاي ترك كه بسياري از آنها حتي داخل اتحاديه ياد شده نبودند و به طور كلي به مجموعه مللي كه به زبان تركي تكلم مي كرده اند داده شد و به قولي تركان آسياي ميانه ، ماوراء النهر ، هند شمالي ، افغانستان ، ايران ، آناتولي ، عراق ، سوريه ، قفقاز شمالي و جنوبي ، بالكان و … از اين طريق نام ترك بر خود گرفتند . با اين حال ، عنصر ترك و حتي پروترك و پروتوترك ، پيش از تشكيل اتحاديه فوق در سرزمين آذربايجان ( جنوبي و شمالي ) وجود داشته و حتي موفق به آفرينش تمدن اي باشكوهي شده كه تاريخ جهان آنها را از باستاني ترين تمدن هاي درخشان بشري دانسته است . هر چند اين اقوام ، خود را به نام ” ترك ” نخوانده اند ، و اين هم بعيد نيست ، چون مي دانيم كه امپراتوري بزرگ ” هون ” نيز كه پيش از گؤك ترك ها ، تشكيل يافته بود ، خود را ترك نناميد . در حالي كه عناصر شركت كننده در تشكيل امپراتوري گؤك ترك ، قبلاً در داخل اتحاديه هون وارد شده بودند و حتي نقش محوري در آن اتحاديه را به خود اختصاص داده بودند . حتي در دوره هاي بعدي ، غزنويان ، سلجوقيان وخوارزم شاهيان و صفويان وعثماني ها ، براي ناميدن دولت خود ، از واژه ترك بهره نگرفته و دولت خود را مسلمان نام نهادند ” (رحماني فر : 1379 : 4-23 ) .
4-2-4- زبان تركي ؛ ويژگي ها و جايگاه زباني آن
در يك تقسيم بندي ابتدايي از زبانها ؛ ” كليه زبانها را از نظر ساختاري به چهار دسته تقسيم مي كنند كه عبارتند از : زبانهاي قالبي ، تحليلي ، هجايي و التصاقي .
* زبانهايي قالبي ، كه به نامهاي تصريفي نيز مشهورند ، به زبانهايي گفته مي شود كه در آن ريشه كلمات در قالب ها و ابواب مختلف صرف مي شود و هنگام صرف عناصر از هم منفك مي شوند و با حروف ديگر تركيب مي گردند ، ولي از بين نمي روند ، مثلاً در زبان قالبي عربي از ريشه عمل ، عناصر ع ، م و ل ، هنگام صرف از همديگر جدا مي شوند ، بدون آنكه از بين بروند و از آنها كلمات عامل ، معمول ، مستعمل ، اعمال ، معامله و … ساخته مي شود . زبانهاي زنده عربي ، عبري ، آشوري و زبانهاي مرده ي آرامي و بابلي از اين گروه زبانها هستند .
* زبانهاي تحليلي ، كه به نامهاي آريايي و هندواروپايي نيز خوانده مي شوند ، زبانهايي هستند كه در آن كلمات جديد بر اساس قبول پيشوند و پسوند ساخته مي شوند . اما در صورتي كه ريشه فعل باشد ، معمولاً دچار تغييراتي مي شود كه قاعده و قانون معيني نمي توان بر آن نهاد و لذا اين زبانها داراي افعال بي قاعده هستند ، مثلاً در زبان تحليلي فارسي از ريشه سوخت ، كلمات سوختم و مي سوزند ساخته مي شد . چنانچه ملاحظه مي شود ريشه سوخت در دو كلمه فوق متحول شده و حروف ” خ ” و ” ت ” تبديل به ” ز” گرديده و همچنين كلمه مي سوزد هم پيشوند ” مي ” و هم پسوند ” ند ” را پذيرفته است . زبانهاي هندي ، اردو ، فارسي ، كردي ، پشتو و اغلب زبانهاي رايج اروپا جزو اين دسته اند .
* زبانهاي هجايي ، به زبانهايي گفته مي شود كه لغات جديد بر اساس تركيب هجاهاي معنادار مستقل از هم و نحوه تقدم و تأخر اين هجاها ساخته مي شوند كه زبانهاي چيني ، تبتي و اغلب زبانهاي رايج در جنوب شرقي آسيا از اين گروه اند .


دیدگاهتان را بنویسید