2. شناخت ميزان تاثير افسردگي دانشجويان در پيشرفت تحصيلي آنان.
3. ارائه راه حل هاي اصولي براي بهبود روحيه و ارتقاي دانشجويان.
اهداف جزئي
1. مقايسه عزت نفس در دانشجويان دختر و پسر.
2. مقايسه پيشرفت تحصيلي در دانشجويان دختر و پسر.
3. تعيين رابطه بين عزت نفس بالا و پايين در موفقيت يا عدم موفقيت در دانشجويان.
4. تعيين رابطه بين عزت نفس بالا و ميزان تحصيلات والدين در دانشجويان.
5. بررسي رابطه افسردگي با پيشرفت تحصيلي دانشجويان.
9-جنبه جديد بودن و نوآوري در تحقيق
موضوع حاضر به دليل بررسي اندک در ايران و وسعت معنايي آن به نوبه خود نو و تازه مي باشد و ارزش تحقيقي دارد.
10-روش تحقيق
براي انجام اين تحقيق منابع شامل کتب ، مقالات ، ومجلات معتبر شناسائي وتهيه ودراين راستا کليه منابع موجودکتابخانه هاي در دسترس بررسي مي گرددوعلاوه برآن بامصاحبه حضوري ازنظرات کارشناسان ذيربط بهره برداري مي شود. روش تجزيه و تحليل داده ها از طريق روش تحليلي استنباطي است.
11-خلاصه تحقيق
ما در اين پايان نامه سعي نموده ايم تا بررسي کامل و جامعي از موضوع مورد نظر و مفاهيم مشابه آن داشته باشيم. براي اين منظور در فصل اول به بيان کليات و در فصل دوم مفاهيم و تاريخچه بحث مورد بررسي قرار گرفته است.فصل سوم نيز به بررسي کامل موضوع و بدنه اصلي آن پرداخته ايم.
فصل دوم:
ادبيات و پيشينه پژوهش
فهرست مندرجات فصل دوم:
1. مقدمه
2. ارائه مباحث مربوط به موضوع پژوهش در زمينه پيشرفت تحصيلي و عزت نفس و افسردگي
3. ارائه پژوهش هاي انجام شده در ارتباط با موضوع پژوهش در داخل کشور
4. ارائه پژوهش هاي انجام شده در ارتباط با موضوع پژوهش در خارج از کشور
5. بيان ديدگاه هاي مختلف
6. بيان خلاصه چگونگي حل مساله پژوهش
مقدمه
اگر قرار باشد انسان در زندگي خود به درجه اي از کمال دست يابد که احساس رضايت خاطر به او دست دهد بايد وظايف خاصي را بعهده بگيرد و با موفقيت آنها را به انجام برساند. هر قلمي که پيرامون مسائل مختلف تعليم و تربيت به کاوش مي پردازد ناگزير بايد به عواملي که موجب موفقيت دانشجو مي گردد و او را از ميان انبوه مشکلات عبور داده و به قله پيروزي مي نشاند مدنظر قرار بدهد. که در اين راه پرسش هاي فراواني است که آيا دانشجويان از عزت نفس بالايي برخوردارند و آيا درايت و انديشه توانمند عامل موفقيت آنها بوده است؟
در اينجا مي خواهيم دريابيم واقعاً پيشينيان و گذشتگان راجع به دو مقوله عزت نفس و افسردگي در پيشرفت تحصيلي چگونه فکر مي کردند و چه جوابي براي آن يافته اند و به کجا رسيده اند.
اين تحقيق در فصل دوم به دو بخش تقسيم شده است.
بخش اول: ما به تاريخچه علمي و استناد به کتابها، مقاله، پايان نامه ها دردر رابطه با موضوع پژوهش به طوري که از ابهامات موضوع کاسته شود و شناخت موضوع را غني تر گرداند و در پروراندن مراحل پژوهش پژوهشگران را ياري دهد و در بخش دوم بررسي تحقيقات مشابه جهت آشنا شدن با آنچه قبلاً از اين پژوهش انجام گرفته است. بيشينه پژوهش مي تواند از جنبه هاي مختلف بررسي گردد. شباهت در موضوع فرضيه ها، روش هاي ؟؟؟ و ابزار اندازه گيري هر کدام مي تواند بهانه اي براي بررسي پژوهش هاي بيش باشد.
هر قدر بيشينه دقيق تر باشد فرضيه هاي پژوهش غني تر خواهد شد و بالاخره يافته اي معتبر از بيشينه ها و جايگاه و يافته هاي پژوهش در حال انجام را توجيه خواهد کرد.
مرور پيشينه جايگاه پيوند يافته هاي پژوهشي را به تئوري ها و يافته هاي قبلي معلوم مي کند
بخش اول:
عزت نفس:
عزت نفس (خودپندار) که عبارت است از منظومه اي از چيزهايي که شخص براي توصيف خودش به کار مي برد که اين عزت نفس از نظر کمي و کيفي در افراد مختلف متفاوت است. اگر در نزد يک دانشجو ممتاز بودن ارزش زيادي داشته باشد ولي خودش يک دانشجو ضعيف يا متوسط باشد، وي از عزت نفس خود رنج مي برد با اين وجود همان دانشجو ممکن است توانايي بدني و معروفيتش بالاتر از توانايي تحصيلي اش باشد. حال اگر او در هر دو زمينه ممتاز باشد عزت نفس او بالا خواهد بود.
پس عزت نفس هر کس ترکيبي از اطلاعات عيني در مورد خودش و ارزشهاي ذهني که فرد از آن اطلاعات دارد بنا نهاده مي شود. مي توان نحوه شکل گيري عزت نفس را از طريق تفکر مورد “خود – ادراک” شده و در خود “ايده آل” مورد آزمايش قرار داد.
خود ادراک شده همان خود پندار است يک ديدگاه عيني از مهارتها، ويژگي ها و کيفت هايي که يا وجود دارند يا ندارند عبارت است از: خود ايده آل
عبارتست از تصوري که هر فرد دوست دارد از خود داشته باشد که لزوماً يک سبک پوچ و بي معني نمي باشد. من دوست دارم ميليونر باشم؛
بلکه يک تمايل صادقانه براي داشتن نگرش ها و استفاده هاي خاص است زمانيکه خود ادراک شده و خود ايده آل باهم همتراز باشند عزت نفس مثبت خواهد بود.
خودپنداره:
خودپنداره و به تبع آن عزت نفس بر اساس ترکيبي بسياري از چيزهايي که در زندگي براي ما اهميت دارند ساخته شده است. بعضي از افراد براي توانايي ها يا ظرفيت هاي خوبي که دارند ارزش قائل نيستند و در مقابل به جاي آن ارزش بالايي براي چيزهايي که توانايي آنها را به خوبي ندارند ارزش قائل مي شوند. بنابراين بسيار مفيد است که عزت نفس را در 5 زمينه اجتماعي، تحصيلي، خانوادگي، تصور جسماني و عزت نفس کلي مورد بررسي قرار دهيم.
الف. زمينه اجتماعي:
مشتمل بر عقايد فرد در مورد خودش به عنوان يک دوست براي ديگران است. آيا او را دوست دارند؟ ايده هاي او ارزش دارد؟ در فعاليت هايشان او را شرکت مي دهند؟ آيا از ارتباط با همسالان و دانشجويان ديگر احساس رضايت مي کند؟ دانشجوياني که نيازمند اجتماعي اش برآورده شود احساس خوبي از اين جنبه خودش خواهد داشت.
ب. زمينه تحصيلي:
به طور کلي مي توان گفت از شخص معيارهاي پيشرفت تحصيلي اش را برآورده سازد پس عزت نفس او مثبت است.
پ. زمينه خانوادگي:
عزت نفس خانوادگي از عقايد دانشجو در مورد خودش به عنوان عضوي از خانواده اش سرچشمه مي گيرد شخصي که فکر مي کند عضو با ارزش خانوادهاست و او محبت و احترام ويژه نزد والدين و خواهر و برادر برخوردار است در اين زمينه عزت نفس بالايي خواهد داشت.
ج. تصوير جسماني:
ترکيبي از ظواهر بدني و توانايي ها است. عزت نفس دانشجو در اين زمينه بر اساس رضايت از نقش ها قرار دارد. نوعاً دخترها بيشتر به ظاهر بدني و پسران به توانايي بدني (قدرت جسماني) اهميت مي دهند.
د. عزت نفس کلي:
عزت نفس کلي بيشتر ارزيابي کلي خود است. عزت نفس کلي مثبت از اعتقاداتي مانند “من يک شخص خوب هستم” ناشي مي شود. خلاصه اينکه عزت نفس از تفاوت هاي بين خودادراک شده يا خود پنداره “يک نظر عيني از خود” و خود ايده آل در آنچه که شخص باارزش مي ماند يا مي خواهد که دوست داشته باشد، ناشي مي شود.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

تفاوت و فاصله زياد منجر به عزت نفس پايين مي شود. در حالي که تفاوت و فاصله کم معمولاً حاکي از عزت نفس بالاست. اين نوع تناسب مناسب با توجه به انواع علايق و سعي و کوشش هايي که يک فرد در زمينه هاي مختلف به خرج مي دهد به وجود مي آيد.
چرا عزت نفس اهميت دارد.
اکثر صاحب نظران عزت نفس مثبت را به عنوان عامل مرکزي در سازگاري عاطفي – اجتماعي مطلوب مي دانند. اين نظر گسترش يافته و داراي تاريخچه طولاني نيز مي باشد.
در اول روانشناسان و جامعه شناسان مانند ويليام جيمز، جرج مير، چارزکولي برايت عزت نفس مثبت تاکيد داشتند. چند سال بعد جون سالبوان ها، هراني و راجر فروم تئوريهاي شخصيشان خود پنداره را وارد کردند. چند سال بعد روانشناسان علمي تئوري ها را با کارکردهاي تجربي در هم آميختند و نتيجه گرفتند که عزت نفس مثبت با شادکامي و کارکرد مثمرثمر تر در ارتباط است. براي مثال افسردگي را به يک کسب شناختي که مشتمل بر ارزيابي هاي شديداً منفي و انتقاد از خود است ارتباط داده اند.
از آنجايي که عزت نفس دانشجو زمينه اساسي از تجارب زندگي را فراهم مي کند سالم بودنش داراي ارزش ويژه اي مي باشد. شايستگي عاطفي – اجتماعي که خود ارزيابي مثبت منتج مي شود مي توان به عنوان پسر يا نيرويي در مقابل مشکلات خطير آينده به دانشجو کمک کند. شاهدي بر اين نقطه نظر راهنماي تشخيص آمار بيماريهاي رواني Dsm Lu-R (انجمن روانپزشکان آمريکا 1987) است که عزت نفس پايين به عنوان نشانگان چندين اختلال نام برد.
عزت نفس از ديدگاه اسلام
در نظام اعتقادي و تربيتي اسلام نيز توجه خاصي نسبت به ارزشمند بودن انسان و ايجاد تصور مطلوب و ارزشمندي نسبت به خود و ديگران وجود دارد. چنانچه در يک ديدگاه کلي و اساسي و فلسفي اسلام نسبت به انسان او را به عنوان اشرف مخلوقات و برترين موجودي که در آفرينش خود علاوه بر بعد مادي از روح خدايي و بعد جسماني برخوردار است معرفي کرد. انسان موجودي است که داراي ارزش و کرامت که لازم است که درک و احساس عميق نسبت به عزت و کرامت خود و ديگران داشته باشد. همچنين ديدگاه اساسي و در ديگر موارد و دستورالعمل هاي اعتقادي در منابع متعدد اسلامي همچون قرآن کريم و اماديت ضرورت توجه به ارزشمندي خود و ديگران مورد تاکيد قرار گرفته است.
اسلام عالي ترين مکتب تربيتي است که ارزش هاي انساني و متعالي را در وجود انسان پرورش مي دهد. علماي اخلاق براي نفس (احساسات و غرايز و عواطف آدمي) سه مرحله قائل اند که در قرآن مجيد به آن اشاره شده است؛
1. نفس اماره: نفس سرکشي که انسان را به گناه فرمان مي دهد.
2. نفس لوامه: پس از تعليم و تربيت و کوشش و مجاهدت انسان به تعالي و برتري مي رسد.
3. نفس مطمئنه: اين مرحله اي است که پس از تهذيب و تزکيه و تربيت کامل انسان به مرحله اي مي رسد که غرايز سرکش در مقابل او رام مي شود و اين همان مرحله آرامش است.
حضرت علي (ع) مي فرمايد: بزرگترين سرمايه انسان اعتماد به نفس است
و نيز امام صادق (ع) مي فرمايند: از آن افراد تندخو مباش که مردم خوش ندارند به آنها نزديک شوند، ولي خيلي هم سست مباش که هر که تو را ببيند تحقير کند.
اعتماد به نفس:
اعتماد به نفس يکي از اجزاي عزت نفس مي باشد. اعتماد به نفس صفت و کيفيت خاص است که مادرزادي نبوده بلکه اکتسابي است و هر کس آن را از کودکي کسب مي کند. تپرلتر مي گويد: اعتماد به نفس و اطمينان از خود در نظر اول چنين به نظر مي رسد که بايستي به صورت يک عادت کاملاً ساده و طبيعي باشد ولي در واقع خيلي پيچيده تر از آن است که فکر مي کنيم. يک احساس عيني از خويشتن و توانايي واقع گرايي در زندگي از جمله ويژه گي هايي هستند که به نظر “مانسوشيت” مديريت بايد آن را پرورش دهد.

برخوردار بودن از قضاوت سالم براي همه مهم است با هر گونه وضع و حالي که در اثر دگرگوني ها سريع پديد مي آيد و او بايد وضع را به درستي دريابد و در برابر آن اغلب به تندي پاسخ دهد و شايسته ترين تصميم را بگيرد. انساني که از احساس و درک واقعي وجود خود برخوردار است بر کاستي هاي خويش نيز آگاه است و در همان زمان تصميم است در ارزيابي خود از واقعيت با درستي و باريک بيني عمل مي کند.
ويژگي هاي شخصي که عزت نفس بالا دارد:
1. مستقل عمل مي کند: در مورد مسائلي چون استفاده از وقت، پول، حرفه، لباس و … خود دست به تصميم گيري و انتخاب مي زند.
2. مسئوليت پذير است: سريع و بااطمينان عمل مي کند. مي تواند چند کار را در طول روز انجام دهد.
3. به پيشرفت هايش افتخار ميکند: هنگامي که از پيشرفت هايش تعريف به عمل مي آيد با مسرّت تصديق مي کند و احساس رضايت مندي مي کند.
4. به چالش هاي جديد مشتاقانه روي مي آورد: مشاغل ناآشنا، آموزش و فعاليت جديد توجهش را جلب مي کند و خود را درگير آنها مي کند.
5. دامنه وسيعي از هيجانات و احساسات را نشان مي دهند: مي تواند قهقهه بزند، بخندد، فرياد بکشد و گريه کند. به گونه اي ناخودآگاه، محبتش را بروز مي دهد به طور کلي هيجانات طبيعي خود را ابراز مي کند بي آنکه از بروز آنها خجالت بکشد.
6. ناکامي را به خوبي تحمل مي کند: هنگام رو به رو شدن با ناکامي ها مي تواند واکنش هاي گوناگوني نظير شکيبايي، خنديدن به خود، بلند حرف زدن و … از خود نشان دهد و قادر است از آنچه که موجب ناکامي اش است حرف بزند.
7. مي تواند خود را محاکمه کند: با شجاعت تمام گاهي خود را به محکمه مي کشاند و به نقايص و اشتباهات خود اقرار مي نمايد بي آنکه احساس ضعف نمايد چرا که مي داند اقرار به خطا اولين گام در رفع خطا است و انکار خطا نتيجه اي ندارد جز تکرار دوباره آن.
8. احساس مي کند مي تواند ديگران را تحت تاثير قرار دهد.
پيشرفت در عزت نفس
کسي که عزت نفس نداشته باشد اعتماد به نفس هم نخواهد داشت و دانشجوياني که عزت نفس دارند در تحصيل موفق تر هستند. همچنين بين کجروي هاي اجتماعي و عزت نفس ارتباط وجود دارد و انسان هاي بزهکار کمترين ميزان عزت نفس را دارند. نداشت عزت نفس موجب انتقاد شديد فرد ضد خود مي شود که اضطراب، افسردگي و … را به دنبال دارد. چنين فردي به دليل نداشتن عزت نفس در بسياري از زمينه ها دچار مشکلات فراوان شده و شکست مي خورد.
عزت نفس و پيشرفت تحصيلي
در بحث عزت نفس و کيفيت عملکرد فرد و تاثيري که ايندو با يکديگر دارند انگيزش پيشرفت مطرح مي شوند و بيان اين فرض اساسي که پيشرفت تحصيلي دانشجويان نه تنها توانايي و استعدادهاي آنها که به انگيزش، نگرش و واکنشهاي عاطفي شان نسبت به آن در شرايط نيز بستگي دارد. درباره تاثير انگيزش و يادگيري پژوهش هاي زيادي انجام شده است.
از جمله اکورو گئوو البرت (1979) ميانگين ضرب همبستگي بين اندازه هاي انگيزش و پيشرفت تحصيلي در مورد 63700 دانش آموز برابر با 34% همبستگي مثبت بدست آمده است. بنابراين سازه اوليه اي که روانشناسان براي تعيين جنبه اي از موقعيت ارائه نموده اند از انگيزش پيشرفت است که آن عبارت است از گرايش همه جانبه به ارزيابي خود با توجه به عاليترين معيار تلاش براي موفقيت در عملکرد و برخورداري از لذتي که با موفقيت در عملکرد همراه است.
از آنجائيکه بين مفهوم خود و پيشرفت تحصيلي رابطه متقابل وجود دارد تجربيات موفق در دانشگاه به مفهوم (خودتحصيلي) مثبت مي انجامد و اين نيز سبب ايجاد مفهوم (خودکلي) مثبت مي شود. شواهد مبتني بر وجود اينکه بين ويژگي هاي عاطفي و ميزان پيشرفت تحصيلي رابطه اي است به طوري که ويژگي عاطفي در تعيين پيشرفت تحصيلي موثرند به طوري که ويژگي اي عاطفي تا همبستگي 50% اندازه هاي پيشرفت شناختي را توجيه مي کند.
افسردگي از گذشته هاي دور در نوشته هايي آمده، توصيف هايي از آنچه ما امروز اختلالات خلقي مي ناميم در بسياري از مدارک کلي قديم وجود دارد. آژاکس در ايليادهومر و داستان (عهده عقيق) شاهسائدل همردويکا سندرم افسردگي را توصيف کرده اند اصطلاح افسردگيي را پزشکاني مانند ارسطو (120 تا 180 بعد از ميلاد) و جالينوس (125 تا 199 بعد ميلاد) نيز به کار برده اند.
افسردگي يک احساس همگاني و عمومي است و به عنوان اختلال غير عادي نمي شود. اما گاهي به ؟؟؟ شديد است که بسيار ممکن است شخص رابطه خود را با ؟؟؟ از دست بدهد و چه بسا به خودکشي بينجامد.
افسردگي چيست؟
افسردگي عبارت اند از احساس غم، دلسردي يا نااميدي در مدت حداقل 2 هفته و اغلب روزها به علاوه علايم ؟؟؟
علائم شايع افسردگي:
از دست دادن علاقه، بي حوصلگي و دلزدگي، ناتواني از لذت بردن، احساس نااميدي بيحالي و خستگي و بيخوابي ، خواب زياد با ناراحتي، گوشه گيري اجتماعي، احساس بي ارزش بودن، پرخوري يا برعکس، از دست دادن ميل جنسي، مشکل داشتن در تمرکز، بي قراري و …
علل ايجاد افسردگي:
براي بسياري افسردگي هيچ علت يگانه نمي توان متصور بود، بعضي عوامل زيست شناسي مثل ؟؟؟ جسمي ، هورموني يا بعضي داروها مي توان نقش داشته باشند و همچنين عوامل اجتماعي و رواني، اختلالات ارزشي مي توان موثر باشند.
عوامل موثر در افسردگي
1. يکي از اولين نشانه ها کم شدن نيرو و توانايي است.
2. بر هم خوردن نظم خواب شبانه ممکن است بيمار به قدري مضطرب باشد که نتواند به خواب رود يا آنکه به تناوب به حال خواب و بيداري بيفتد.
3. نوسانات روحيه شکل متداول آن بدين صورت است که بيمار صبح ها بد و هولناک مي شود و هر چه به طرف شب مي رود حالت عادي به خود مي گيرد البته دراين موضوع هر گونه تغييراتي ممکن است صورت گيرد.
4. تغيير حالت اين روحيه نيز يکي از علائم مشخص مبتلايان به افسردگي است که ممکن است به صورت غفلت از توجه به خانه و کثيف ماندن وسايل زندگي و … باشد.
5. افسردگي که به محض مراجعه به پزشک ميزان افسردگي او اندازه گيري و تعيين مي شود.
نحوه درمان بيماري
براي درمان افسردگي نيز متخصصان رواني از روش هاي متنوعي استفاده مي کنند که از روانکاوي عميق و دراز مدت تا دارو درماني و استفاده از شوک الکتريکي را ممکن است در بر گيرد. در سالهاي اخير استفاده از روشهاي درمان رواني و رفتاري کوتاه مدت براي درمان افسردگي مورد توجه قرار گرفته و ارزيابي دقيق اين روشها نتايج اميدوارکننده اي را داده است.
بخش دوم: “تحقيقات داخل کشور”
در داخل کشور تخقيقي به آن صورت نشده است. دراين قسمت به مطالعاتي در زمينه ويژگي ها و خصوصيات شخصي و رابطه با پيشرفت تحصلي انجام گرفته است. در اين رابطه اعتماد به نفس و پيشرفت تحصيلي در مورد 304 دانشجوي دختر و پسر تهراني نشان داد آناني که اعتماد به نفس دارند نمره بالا کسب کرده و از پيشرفت تحصيلي بالايي برخوردارند. در بررسي روابط عاطفي والدين با پيشرفت تحصيلي نتايجي که حاصل شد اينکه مهمترين عامل پيشرفت تحصيلي را محيط گرم خانواده و فرق نگذاشتن فرزندان و محيط دوستانه را عامل موثر مي دانند.
ابراهيم قوام (1371) در پژوهش خود تحت عنوان عزت نفس در رابطه آن با حمايت اجتماعي، جايگاه مهار و يا مرجع کنترل را نشان داد که بين عزت نفس و ثبات دروني همبستگي معني داري مشاهده شده است.
در پايان نامه فاطمه محکم کارنوذري 1384 که تحت عنوان عزت نفس بر پيشرفت تحصيلي بود و گروه نمونه 60 نفر دانش آموزان دختر گرفته شده بود که تاثير عزت نفس بر پيشرفت تحصلي تاکيد کرده بود.
خانم صديقه لنگري در سال 1380 در دانشگاه پيام نور مرکز ساري تاثير عزت نفس و افسردگي را بر پيشرفت تحصلي دانشجويان انجام داده که عزت نفس رابطه مستقيم با پيشرفت تحصيلي را دارد و افسردگي رابطه عکس با پيشرفت تحصيلي دارد.
يافته ها در خارج از کشور
1. اولين کار در بررسي عزت نفس توسط ويليام جيمز انجام گرفت. وي به توضيح تعيين بين شناخته شده و خود شناسانه پرداخت و آن را به سه عنصر مادي در بدن، خانواده و خانه اجتماعي فرد در سطوح مختلف اجتماعي و روحاني تقسيم کرد. و معتقد بود که تصور فرد از خود در حين تعاملات اجتماعي يعني زماني که متولد شده و مورد شناسايي ديگران قرار مي گيرد، شکل مي گيرد.
2. يکي از شاخص ترين تحقيقات در زمينه اعتماد به نفس پژوهش هاي کوپر اسميت مي باشد که کتابي به عنوان “زمينه هاي اعتماد به نفس” در سال 1967 منتشر کرد.
اسميت با بررسي و مطالعه و تئوري هاي قبلي تحقيقات انجام شد. 4 عامل اساسي را براي رشد اعتماد به نفس بيان مي کند که عبارتند از: 1. ميزان احترام ، 2. پذيرش و علاقه مندي که يک فرد دريافت مي کند. 3. تاريخ و تجارت موفقيت هايمان در زندگي يا به طور کلي در محيط داريم. 4. پاسخدهي فردي نسبت به کنترل شخصيت. بررسي اسميت نشان مي دهد که بين سطوح معدل (پيشرفت تحصيلي) و ميزان اعتماد به نفس از نظر آماري رابطه معني داري وجود دارد. يگانه عاملي که بيشتر مردان و زنان به طور مشترک دارا هستند را مورد تجزيه و تحليل قرار داد. اين عامل همان وضع خاص روحي است که اعتماد به نفس ناميده مي شود.
کوپر اسميت مي گويد: ما از مدتها پيش به چگونگي وجود قدرت حياتي (اعتماد به نفس) در زندگي برخي افراد پي برده ايم. ولي چرا در حاليکه يکي از اين نيرو برخوردار است افراد همنوعش از آن محرومند. بعد به اين نتيجه رسيده ايم که آن چيزي که در محيط خانواده شکل مي گيرد و طبق مطالعات محيط کودکي افراد کامياب و متکي به خود داراي سه خاصيت مشترک است.
نخست اينکه در خانواده آنها عشق و محبت حکومت مي کرده است. آن هم نه فقط عشق و محبتي که به صورت بوسه و در آغوش کشيدن جلوه مي کند بلکه آن عشق و محبتي که به صورت احترام و علاقه به طفل نموداده شده. هنگامي که طفل کشف مي کند که مورد توجه عميق و مايه فخر و غرور والدين است کم کم اين احساس به او دست مي دهد که داراي شخصيتي است که پاره اي از ارزش ها را واجد است.


دیدگاهتان را بنویسید