برگ هاي درشت را مي توان تك تك جمع آوري نمود و خشك كرد . برگ هاي ريز را بهتر است روي شاخه باقي بگذاريد تا خشك شود . هر 8 تا 12 ساقه را با توجه به اندازه در يك دسته جمع آوري كنيد و ببنديد و وارونه آويزان كنيد تا خشك شوند و سپس همه را با هم خرد كرده و در ظروف تيره بريزيد .

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

دانه ها :
تخمدان گياه را به طور كامل همراه با حدود 15 تا 25 سانتي متر از ساقه ، هنگامي كه دانه ها تقريبا رسيده اند را جمع آوري كنيد . آنها را وارونه روي سيني ، كاغذ روزنامه يا درون پاكت كاغذي دور از تابش مستقيم آفتاب آويزان كنيد . دانه ها پس از رسيدن خواهد افتاد . معمولا پس از دو هفته دانه ها خشك مي شوند .
ريشه ها :
اغلب ريشه ها را در پاييز جمع آوري مي كنند ، هنگامي كه بخش هاي هوايي گياه مرده است . براي برطرف كردن گل و خاك ، ريشه ها را خوب بشوييد . ريشه هاي بزرگ را در حالي كه هنوز تازه اند به قطعات كوچك تر تقسيم كنيد و آنها را روي كاغذ پهن كنيد و در يك دستگاه خشك كن به مدت 2 تا 6 ساعت خشك كنيد .
پوست :
جمع آوري پوست گياه در فصل پاييز صورت مي گيرد چون در اين هنگام شيره گياه به حداقل مي رسد و گياه صدمه كمتري مي بيند . آلودگي هاي پوست را بگيريد و ان را به قطعات 2 تا 5 سانتي متري تقسيم نموده و در سيني پهن كنيد تا خشك شوند (4) .
4-1 انواع عصاره ها و تهيه داروهاي گياهي :
1-4-1 عصاره هاي آبي :
فراورده هايي هستند كه از قسمت هاي خرد شده گياه تهيه شده و جهت مصرف فوري بكار برده مي شوند . عصاره هاي آبي به علت غير مطمئن بودن ميزان ماده موثره و همچنين ميزان بالاي ميكروارگانيسم هاي تكثير شونده نمي توانند با استانداردهاي ذكر شده در GMP مطابقت نمايند .
1-1-4-1 دم كرده :
براي تهيه عصاره دم كرده ماده گياهي با توجه به اندازه قطعات توليد شده در آبي كه بالاي 90 درجه سانتي گراد دارد ، قرار مي گيرد . سپس ظرف حاوي ماده گياهي را بر روي حمام بخار قرار داده و ضمن هم زدن هاي مكرر ، به مدت نيم ساعت در اين حرارت باقي نگه داشته و سپس آن را به صورت گرم صاف مي نماييم (13) .
براي مصارف خانگي كه عصاره مدت كمي مصرف مي شود ، دم كرده بهترين روش عصاره گيري است .
در تهيه دم كرده هرگز نبايد از ظرف هايي كه فلز آنها سخت است و يا خوب سفيد نشده و لعاب ندارد استفاده كنيم (15)‌.
2-1-4-1 انفوز
براي تهيه دارو به اين روش ، يك قسمت از ماده گياهي خرد شده را در يك هاون با 3 تا 5
قسمت آب ، چندين بار مرطوب نموده و پس از 15 دقيقه آن را با باقي مانده آب كه در حالت جوش مي باشد مخلوط و سپس بر روي بن ماري به مدت 5 دقيقه ضمن هم زدن هاي مكرر در حرارت بالاتر از 90 درجه سانتي گراد نگه مي دارند . درب فلزي را پوشانده و به مدت 30دقيقه ان را در حرارت حدود 30 درجه نگهداري مي نمايند .
در اين روش مواد متشكله گياهي از جمله گليكوزيدها تجزيه مي شوند و نيز ميكروارگانيسم هاي زنده اي كه بر روي گياه يافت مي شوند به راحتي وارد عصاره سرد شده و در نهايت به دارو منتقل مي گردند .
3-1-4-1 خيسانده
براي تهيه خيسانده ، ماده گياهي را به اندازه قطعات ذكر شده در دستورالعمل ، درآورده و سپس آبي كه داراي درجه حرارت اتاق مي باشد روي آن ريخته و طي هم زدن متوالي ان را 30 دقيقه تمام در حرارت اتاق باقي نگاه مي دارند . بعد از اين زمان عصاره را صاف نموده و بعد از شست و شو با آب مقدار وزن مورد نظر را تكميل مي نمايند .
نوع الكلي هم وجود دارد و جهت گياهاني استفاده مي شود كه مواد موثرشان در آب وارد نمي شود تا بدين وسيله اين مواد درالكل حل شده و خارج گردند (13) .
2-4-1 جوشانده

در اين روش اجزاي فعال گياه به ميزان بيشتري استخراج مي گردد . در اين روش ، ريشه ، ساقه ، پوست و برخي ميوه ها را مي توان در آب سرد مي ريزند و به مدت يك ساعت مي جوشد و سپس مصرف مي گردد .
3-4-1 تنتور
عصاره گياهي به روش تنتور ، عصاره هايي هستند كه با اتانول در غلظت هاي مختلف و يا با اثر و يا مخلوط انها در موارد خاص با اضافه كردن مواد ديگر تهيه مي شوند .
محلول هايي كه از عصاره هاي خشك در اتانول و با غلظت مشخص تهيه شده اند ، به عنوان تنتور مورد استفاده قرار مي گيرند .
تنتورها بر طبق فارماكوبه به روش ماسراسيون يا پركولاسيون تهيه مي گردند و بايد در ظروف كاملا سربسته و دور از نور نگهداري شوند .
4-4-1 ضماد
در اين روش گياهان دارويي را به صورت خمير در مي آورند و مستقيما روي بدن مي گذارند . به عصاره گياهي به شكل ضماد ، عصاره خشك هم گفته مي شود (13)‌.
روش هاي ديگري نيز در عصاره گيري موجود است كه نامي از آنها نياورده ايم .
پس از عصاره گيري به روش هاي فوق ، عصاره هاي حاصله را در صنعت داروسازي به اشكال مختلف دارويي تبديل مي كنند ( مانند : پمادها ، كرم ها ، شربت ها ، لوسيون ها ، مواد ضدعفوني كننده و . . . ).
5-1 موش بزرگ آزمايشگاهي ( رت )
موش صحرايي آزمايشگاهي به خانواده maridae و جنس rattusتعلق دارد .
از بين گونه هاي موش صحرايي ، موش صحرايي نروژي متداول ترين گونه مي باشد كه در پژوهش ها مورد استفاده قرار مي گيرد . اين گونه به خوبي با محيط سازش پيدا مي كند . از اين حيوان موتانت هاي سفيد ، سياه و ابلق را ساخته اند . حيواني بسيار پر سر و صدا بوده و وجود آن براي سلامتي انسان زيان آور است .
موش صحرايي به عنوان دومين حيوان آزمايشگاهي شمرده مي شود . در پژوهش هاي مربوط به فيزيولوژي ، سگ حيوان انتخابي است و موش صحرايي از اين نظر مقام دوم را دارد .
يكي از مهمترين عواملي كه استفاده از موش را در انجام پژوهش ها مناسب مي نمايد اين است كه از اين حيوان مي توان براي اثبات الگوهاي حيواني جهت بيماري هاي ارثي و غير ارثي و بيماري هايي كه خود به خود ايجاد مي شوند ، به طور تجربي استفاده نمود .
چندين نژاد از موش هاي صحرايي در دسترس مي باشند كه كمبودهاي وراثتي آنها به كمبودهاي وراثتي انسان شبيه است .
از اين حيوان مي توان در مطالعات گسترده ديگري نظير پژوهش هاي مربوط به تغذيه ، رفتار ، دندان پزشكي ، سرطان شناسي ، ارزيابي داروها ، غدد درون ريز و . . . استفاده نمود .
وزن موش صحرايي در هنگام تولد 5 گرم است ، در بدو تولد بدنش مو نداشته و چشم ها و گوش هاي بسته شده و جوانه دندان هم ندارد . از روز چهارم موها رشد كرده و در روز دهم بدن كاملا با مو پوشيده مي شود . از روز شانزدهم شروع به غذا خوردن مي كنند و سه هفته پس از تولد از شير گرفته مي شوند .
1-5-1 اختصاصات زاد و ولد
موش صحرايي در هفته ششم تا هشتم بالغ مي شود و در سه ماهگي مي تواند زاد و ولد كند . مدت زمان فعلي در موش ماده حدود 12 ساعت است و در اين مدت جفت گيري انجام مي شود . محلي هر 4 تا 5 روز يك بار تكرار مي شود تا اينكه موش هاي ماده بارور شوند . دوره بارداري 21 تا 23 روز است .
در هر زايمان بطور معمول 8 تا 12 نوزاد متولد مي شود .
جنس نر موش صحرايي فاصله ميان پايي تناسلي و سوراخ مقعد بيشتري نسبت به موش ماده صحرايي دارد . مدت زمان طول عمر موش صحرايي 2 تا 3 سال است .
عمده بيماري اين حيوان ، بيماري عفوني از جمله مايكوپلاسموز تنفسي است (12) .
براي مقيد كردن موش صحرايي ابتدا از ناحيه قاعده دم آن را گرفته و با دست ديگر دور سينه حيوان را گرفته و با انگشت شست و نشانه دور گردن را مي گيريم . انگشت بايد زير چانه قرار گيرد تا بتوان براي جلوگيري از گاز گرفتن توسط حيوان ، كاملا سر و فك را كنترل كرد . در موش هاي صحرايي بزرگ لازم است كه پاهاي پشتي را مقيد نمود (12) .
جدول2-1 برخي از ويژگي هاي فيزيولوژيكي موش سفيد بزرگ آزمايشگاهي
دوره بارداري21 روزسيكل استروس4 تا 5 روزتعداد نوزاد در هر بار زايمان8 تا 12 نوزادوزن هنگام تولد5 تا 6 گرموزن تقريبي بدن ماده بالغ250 تا 300 گرمميانگين طول عمر3 سالدماي بدن5/37 درجه سانتي گرادغذاي مصرفي روزانه10 گرم به ازاي هر 100 گرم وزن بدنآب مصرفي روزانه8/20 ميلي ليتر به ازاي هر 175 گرم وزن بدن
جدول 3-1 : عوامل محيطي براي موش سفيد بزرگ آزمايشگاهي
مدت روشنايي در شبانه روز12-14 ساعترطوبت فضاي نگهداري70-30%دما2±22 درجه سانتيگراد
6-1 تعريف زخم
زخم قسمتي آسيب ديده از پوست ، غشا مخاطي و يا سطح اندامي از بدن مي باشد . زخم ممكن است در اثر عوامل فيزيكي ، شيميايي و بيولوژيكي ايجاد گردد .
1-6-1 انواع زخم ها
زخم ها بر اساس وسعت ، شكل و ميزان نفوذ در پوست طبقه بندي مي شوند . در صورتي كه سطحي باشند به آن زخم ساده و چنانچه عضلات ، اعصاب و اوتار را نيز در بر گيرد آن را زخم مركب گويند .
زخم ها را مي توان به دو شكل سطحي و عمقي نيز تقسيم نمود . زخم هاي سطحي 2 ضايعاتي هستند كه در نتيجه از بين رفتن سلول هاي سطحي پوششي پديد مي آيند و سلول هاي طبقه بازال غالبا سالم باقي مي مانند . زخم هاي عمقي 3 كانون كوچك آماسي است كه پوست و مخاطات را فراگرفته و در تمام آن طبقه ي مخاطي از بين رفته و انتهاي زخم در بافت زير مخاط و يا در ناحيه اي عمقي تر قرار مي گيرد (17) .
زخم باز
آن دسته از زخم هايي هستند كه در آن ها پوست با تمام ضخامت از هم جدا مي شود.
2-6-1 انواع زخم هاي باز
1-2-6-1 بريدگي :
در اين نوع زخم شكافي با ظاهر بدون عيب ايجاد گشته و حداقل بريدگي و خراشيدگي روي لبه هاي زخم مشاهده مي شود . اين نوع زخم ها به وسيله اجسامي با لبه تيز ، عمدتا در طول جراحي به وسيله اسكالپل ، يا به طور تصادفي با شيشه ، ورق فلزي و اجسامي مشابه توليد مي شود . خونريزي در اين زخم ها شديد نيست ، مگر اينکه رگ بزرگي پاره شده باشد . در اين زخم ميزان درد مختصر بوده و جدايي لبه هاي زخم از يکديگر معمولا بسيارکم است(17).
2-2-6-1 دريدگي :
در اين نوع زخم پوست شکافته مي شود و صدمات يا کوفتگي هايي در اطراف سطح لبه هاي زخم حادث مي شود . اين مدل زخم بيشتر به وسيله اجسام زاويه دار مثل سيم خاردار يا دندان حيوانات بوجود مي آيد . در اين نوع زخم خونريزي قابل توجه نبوده، زيرا اغلب عروق کوچک پاره مي شوند و ميزان احساس درد در اين نوع زخم ها زياد بوده و اين گونه زخم ها شديد آلوده مي شوند (17) .
3-2-6-1 سوراخ شدگي
اين زخم ها بوسيله منافذ سطحي کوچک با عمق هاي مختلف مشخص مي شوند . اين منافذ به وسيله اجسام نوک تيز ايجاد مي شوند که طولشان به مراتب بيش از عرضشان است . سوراخ شدگي غالبا به وسيله سوزن ، ميخ ، باريکه چوب ، خرده شيشه ، شاخ يا چنگال حيوانات در بدن ايجاد شده و معمولا با عوارض شديدي همراه مي باشد . در اين زخم درد بسيار شديد است ( 17) .
4-2-6-1 سوختگي
معمولا توسط حرارت ، مواد خورنده و مخرب ايجاد شده و در نتيجه انعقاد پروتئين هاي بافتي را سبب مي گردد . احتمالا سرماي شديد هم که باعث منجمد شدن مايعات نسجي و ايست خوني مي شود را نيز مي توان به عنوان نوعي از سوختگي مطرح دانست (10 ) .
7-1 تشريح پوست
پوست در حدي فراتر از يک سد غير فعال در مقابل اتلاف مايع و صدمات مکانيکي عمل مي کند و از انواع سلول هاي مرتبط با هم تشکيل مي شود که بر عملکرد محافظتي پوست نقش دارد . پوست تمام سطح بدن را از خارج مي پوشاند و آن را در مقابل عوامل خارجي کم و بيش نگهداري مي کند و به علت اختتام اعصاب حسي به عنوان عضو لامسه نيز به کار مي رود .
ضخامت پوست در ميان حيوانات مختلف و نيز از ناحيه اي به ناحيه ديگر متغير مي باشد (17 )
1-7-1 اپيدرم
اپيدرم يا روپوست از غشايي بنام پرده بازال و پنج طبقه از سلول هاي مطبق سنگفرشي بر روي آن تشکيل شده است . اين طبقات از عمق به سطح عبارتند از : طبقه بازال ، طبقه خاردار ، طبقه دانه دار ، طبقه شفاف و طبقه شافي . تغذيه اپيدرم از طريق نشت مايعات از بستر مويرگي موجود در لايه رتيکولودرم صورت مي پذيرد .
طبقه بازال مشتمل بر عمقي ترين لايه اپيدرم بوده و مسئول توليد سلول هايي است که روي آن قرار مي گيرند . غالب سلول هاي اين لايه ، سلول هاي حاوي کراتين هستند که با تقسيمات مداوم ، سلول هاي بي نظير خود را توليد مي کند . اين سلول ها مسئول توليد ملانين بوده و رنگ پوست و مو را تامين مي نمايند .
طبقه خاردار ، از سلول هاي خاردار ، به ضخامت دو يا سه لايه سلولي تشکيل شده است و از جنس الياف کشي4 مي باشند . اين الياف به منظور قوت بخشيدن به لايه هاي اپيدرم ، سلول ها را به يکديگر متصل مي کنند .
طبقه خاردار و طبقه بازال به عنواندو لايه اي که طبقه زايگر5 را مي سازند در نظر گرفته مي شوند ( 17) .
طبقه دانه دار يا لايه سلول هاي دانه دار ، به ضخامت يک تا 15 لايه سلولي بوده و متشکل از سلول هايي است که در حال مرگ هستند . در اين لايه دانه هاي شفاف کراتوهيالين وجود دارد .
طبقه شفاف يا لايه سلول هاي روشن ، لايه اي فشرده و نازک است ، داراي سلول هاي کراتين بدون هسته نيز مي باشد و اين لايه فقط در نواحي بي موي بدن وجود دارد .
طبقه شاخي يا لايه سلول هاي شاخي شده ، تمام از سلول هاي کراتين مرده تشکيل شده است که به موازات يکديگر به طرف سطح بدن در حال حرکت بوده و پيوسته به شکل پوسته هايي از سطح بدن جدا مي گردند .
اين لايه به عنوان منطقه مرزي 6 ، قسمت هاي زيرين پوست را از عوامل محرک ، تهاجم ميکروبي و ساير عوامل آسيب رسان و اتلاف آب و الکتروليت ها در امان نگه مي دارد .
2-7-1 درم
درم را مي توان به دو لايه استطاله 7 اي که زير اپيدرم قرار گرفته و لايه مشبک که از لايه اي استطاله اي به نسوج زير جلدي امتداد مي يابد ، تقسيم نمود .
درم غني از عروق خوني ، مجاري لنفاوي و پايانه هاي حساس عصبي است . لايه مشبک درم تغذيه سلول هاي اپيدرم را نيز فراهم مي کند . رشته هاي مشبک 8 و رشته هاي الاستيک9 موجود در اين لايه درون ماده زمينه اي بافت همبند معلق مي باشند .
فيبروپلاست ، هيتوسيت و ماست سل ، سه نوع از سلول هاي مهم موجود در اين لايه به شمار مي روند . فيبرو پلاست ها مسئول توليد الياف تروپوکلاژن ( الياف نا بالغ کلاژن ) ، الياف الاستيک و رتيکولر هستند ( 17) .
3-7-1 هيپودرم
هيپودرم ادامه درم به داخل لايه هاي زيرين است . اين لايه حاوي قشر ضخيمي از چربي بوده که داراي عمل محافظتي است .
8-1 عفونت
عفونت يکي از متداول ترين و مهمترين عوامل بازدارنده در التيام زخم بوده که جراحان با آن مواجه مي شوند . عفونت باکتريايي مي تواند التيام زخم را از چند طريق به مخاطره افکند . تهاجم باکتري به زخم ممکن است ، منجر به ترشح اکسودا شده و سطوح زخم را به طور مکانيکي از يکديگر جدا سازد . همچنين با کاهش خونرساني و جلوگيري از تشکيل عروق خوني جديد و افزايش واکنش هاي سلولي باعث مي شود ترميم زخم به تعويق افتد . زخم هاي مترشحه زوند التيامي کندي داشته و خطر هميشگي عوارض بعدي مثل سپتي سمي و توکسمي را در پي دارند و اين دو حالت اخير باعث کسالت ، تب و ضعف شده و نيز گاهي منجر به مرگ حيوان هم مي شوند . باکتري ها همچنين توليد سموم نکروز دهنده 10 يا آنزيم هايي را مي نمايند که مخرب نسوج ناحيه زخم مي باشند . اين آنزيم ها مشتمل اند بر هيالورونيداز که باعث انتشار عفونت مي شوند . کلاژناز کا مانع توليد بافت کلاژن و يا آن را تخريب مي نمايد .
فيبرينوليزين که تشکيل و توسعه بافت فيبرين را مختل مي سازد . کواگولاز 11 که ترومبوزرگي ايجاد نموده و هموليزين که گلبول هاي قرمز را تخريب مي نمايد ( 17) .
به طور کلي زخم ها به علت قرار گرفتن در معرض باکتري هاي منطقه از طريق هوا و باکتري هاي موجود در سطح پوست به درجات مختلف آلوده مي شوند . در اين راستا چنانچه زخم آلوده اي بعد از 12 ساعت مورد درمان قرار نگيرد ان را مي توان عفوني تلقي نمود . عفونت در زخم ، هنگامي رخ مي دهد که حضور مقادير زيادي از نسوج نکروزه يا انواع خاصي از اجرام ميکروبي با دفاع موضعي نسج تعارض پيدا کرده ، به طوريکه تعداد جرم ميکروبي به ميزاني خواهد رسيد که دفاع موضعي ديگر قادر به فائق آمدن به آنها نمي شود . در اغلب اجرام مرضي اين تعداد تقريبا برابر 1×106 جرم به اندازه هر 6 گرم بافت تعيين گرديده است .
به نظر مي رسد که وجود بافت نکروزه ، خون رساني ضعيف به موضع زخم ، اجسام خارجي ، هماتوم و فضاي مرده همگي مقاومت موضع را تغيير داده و در نتيجه اجازه رخداد عفونت را مي دهند . آسيب بافتي ، خواه شيميايي ، مکانيکي يا حرارتي و نيز کاهش تراوش موضعي در زخم باعث افزايش حساسيت زخم به عفونت مي شود .
وجود اکسوداي چرکي ، بقاياي نسجي و ترشحات التهابي معمولا در نتيجه عمل اجرام پاتوژن در زخم ايجاد مي شوند . کنترل عفونت در زخم هاي مترشحه اي که روي نيمه بالايي تن و گردن ايجاد مي شود به دليل اينکه منجر به نفوذ در نسوج عمقي تر مي گردند ، مشکل است و زخم هايي که در نيمه پاييني تنه واقع مي شوند ، بدليل زه کشي طبيعي در اين ناحيه ، مانع از گسترش عفونت به طرف عمق نسوج مي گردد ( 17) .
9-1 التيام
التيام زخم فرايندي پيچيده است که موجب بازگرداندن يکپارچگي ساختماني و عملکردي متعاقب آسيب مي شود . التيام زخم که براي بقا ضروري است ، فرايندي پيوسته مي باشد و
ممکن است در هر مرحله اي متوقف شود .
التيام زخم را به انواع مختلف تقسيم مي کنند :
1- التيام با قصد اوليه : زخم بخيه مي شود و روند التيام پيش مي رود .
2- التيام با قصد ثانويه : زخم بخيه نمي شود و به حال خود رها مي گردد .
3- التيام به قصد ثالثيه : ترکيبي از دو نوع بالا است و زخم پس از گذشت چند روز بخيه مي گردد .
1-9-1 روند التيام زخم :
1-1-9-1 مرحله التهابي
اين مرحله حدود سه روز به طول مي انجامد و با آسيب و از هم گسيختگي بافتي ( ايجاد زخم) آغاز مي شود و از مشخصات آن يکسري وقايع عروقي و سلولي مي باشد . مهاجرت و نفوذ سلول هاي التهابي معمولا به عنوان معياري جهت ارزيابي وسعت و شدت التهاب به کار مي رود .
2-1-9-1 مرحله تکثيري يا ترميمي
در اين مرحله با تشکيل و کامل شدن مجدد بافت پوششي آغاز شده و با توليد عروق خوني جديد مهاجرت و تکثير فيبروبلاست ها و رسوب بستر خارج سلولي ادامه مي يابد . تظاهر باليني اين مرحله تشکيل جوانه گوشتي است . در اين مرحله نيز با بررسي متغيرهاي فوق الذکر مي توان روند التيام زخم را مورد بررسي قرار داد .
3-1-9-1 مرحله بلوغ يا دوباره شکل گيري
در اين مرحله مويرگ ها تحليل رفته و توليد رشته هاي کلاژن به صورت دستجاتي بزرگ در مي آيند و ساختمان کلاژني متراکمي به نام اسکار را ايجاد مي نمايند . در اين مرحله استحکام زخم حاصل و دوباره شکل گيري اسکار يا زخم روي مي دهد . از متغيرهاي ذکر شده در اين مرحله نيز مي توان جهت ارزيابي روند التيام زخم استفاده نمود .
در کل موضوع التيام زخم يکي از مباحث مورد توجه در علوم پزشکي مي باشد و حجم وسيعي از تحقيقات را به خود اختصاص داده است . درمان رايج التيام زخم ها شامل تميز و خشک نگه داشتن زخم و پوشاندن آن مي باشد . به علاوه استفاده از مواد ضد عفوني کننده ، آنتي بيوتيک هاي موضعي يا خوراکي يا درمان هاي جراحي مانند بخيه زدن و برداشت بافت آيب ديده نيز توصيه شده است .
10-1 مروري بر روند التيام زخم
التيام زخم روندي پويا و فعال است که در آن واسطه هاي شيميايي ، سلول هاي خوني ، بستر سلولي و سلول هاي پارانشيمي نقش اساسي ايفا مي کنند و داراي سه فاز التهاب ، تشکيل بافت و دوباره شکل گيري بافتي است که از لحاظ زماني با يکديگر هم پوشاني دارند ( 23) .
11-1 اشرشيا کلي
اشريشيا کُلي که بطور اختصار E.coli نيز ناميده مي‌شود، نوعي باسيل گرم منفي از خانواده انتروباکترياسه‌است که بطور شايع در روده جانوران خونگرم وجود دارد. بيشتر سويه‌هاي اشريشيا کلي، بي‌آزار هستند اما برخي از سروتيپ‌ها موجب مسمويت غذايي و اسهال مي‌شوند ( 9) .
اشريشيا کلي بر روي محيط آگار مک کانکي(به انگليسي: MacConkey agar)‏، کلني‌هاي ارغواني ايجاد مي‌کند زيرا باکتري از نوع لاکتوز مثبت است و قند را تخمير کرده و اسيد توليد مي‌کند. اسيد موجب کاهش pH در محيط آگار مک کانکي شده و در نتيجه رنگ ارغواني ايجاد مي‌شود. همين اتفاق نيز در محيط EMB رخ داده و کلني‌هاي ارغواني تيره با جلاي سبز فلزي ايجاد مي‌کند. باکتري در محيط TSI به صورت اسيد/اسيد و با توليد گاز و H2S منفي است. ( 3) .
1-11-1 عفونت باليني
اشرشياکلي يکي از شايع ترين علل بسياري از عفونت هاي باکتريايي است، از جمله کوله سيستيت، باکتريمي، کولانژيت، عفونت دستگاه ادراري (UTI)، اسهال مسافرتي، و ديگر بيماري هاي عفوني باليني مانند مننژيت و پنوموني در نوزادان است (9 ) .
12-1 آنتي بيوتيک ها
پاستور و ژوبرت در سال 1877 در مورد اثر بعضي از باکتري ها روي باسيل سياه زخم ، کلمه ضد حيات يا آنتي بيوز را بکار برد ، سپس ماده موثره اين تضاد زيستي را انتي بيوتيک ناميد .
ترپين و وليودريال در سال 1957 يک تعريف جامع تري از آنتي بيوتيک بيان نمود . ماده شيميايي توليد شده توسط يک موجود زنده ذره بيني ( اعم از باکتري ، کفک ، قارچ ) يا ساخته شده به طريق مصنوعي که با ضريب درماني بالا و اثر اختصاصي موجب وقفه پديده هاي حياتي موجود زنده ديگر ( باکتري ، ويروس ، انگل هاي وخپه سلولي ، قارچ و سلول هاي سرطاني ) بشود ، انتي بيوتيک نام دارد ( 4) .


دیدگاهتان را بنویسید