تاثير نانو ذره منيزيم بر رشد، بقاء و ترکيب لاشه بچه ماهي قزلآلاي رنگينکمان
(Oncorhynchus mykiss)
2- عنوان به زبان انگليسي/(آلماني، فرانسه، عربي):
تذكر: صرفاً دانشجويان رشته‏هاي زبان آلماني،‌فرانسه و عربي مجازند عنوان پايان‏نامه خود را به زبان مربوطه در اين بخش درج نمايند و براي بقيه دانشجويان، عنوان بايستي به زبان انگليسي ذكر شود.
Effect of magnesium nanoparticle on growth, survival and proximate analysis of rainbow trout (Oncorhynchus mykiss)
ب – تعداد واحد پايان‏نامه: 6 واحد
ج- بيان مسأله اساسي تحقيق به طور كلي (شامل تشريح مسأله و معرفي آن، بيان جنبه‏هاي مجهول و مبهم، بيان متغيرهاي مربوطه و منظور از تحقيق) :
سير رو به رشد جمعيت جهان و متعاقب آن افزايش نيازهاي پروتئيني جمعيت باعث شده که بشر بهره‏برداري از مانبع آبي به منظور مصرف بيشتر آبزيان از جمله ماهيان، سخت‏پوستان و نرم‏تنان روي آورد. با اين وجود محدوديت ذخاير طبيعي آبزيان موجب گرديده که بشر براي پرورش گسترده آبزيان در محيط‏هاي آبي کوچک و محدود اقدام کند. گونه‏هاي مختلفي از آبزيان در اين زمينه شناسايي و براي پرورش در محيط‏هاي محصور سازگار شده‏اند که قزل‏آلاي رنگين‏کمان از آن جمله مي‎باشد. اين ماهي از راسته آزادماهي‌سانان (Salmoniformes) و جنس Oncorhynchus بوده که از لحاظ ظاهري داراي بدني کشيده و باله‌هاي توسعه يافته‌اي است.
زيستگاه اصلي قزل‏آلاي رنگين‏کمان در رودخانه کاسکوکوئيم در آلاسکا شروع شده و به سمت جنوب تا منطقه باها در کاليفرنيا ادامه مي‌يابد. دو واريته اصلي از اين ماهي وجود دارد. يکي از اين واريته‌ها که مهاجر دريا بوده و قزل‏آلاي پولاد سر ناميده دارد و واريته ديگر ساکن آب‏هاي شيرين است و به چندين نژاد تقسيم مي‌شود. امروزه قزل‏آلاي رنگين‏کمان براي پرورش به بسياري از نقاط ديگر دنيا معرفي شده و به ماهي شماره يک اغلب کارگاه‏هاي تکثير و پرورش ماهيان سردآبي در آمده است. سازگاري بالا، تمايل به تغذيه در اسارت و رشد به نسبت خوب موجب شده که بتوان از اين ماهي در شرايط پرورش مترامک به آساني استفاده نمود (Hunter, 1991).
تغذيه و مباحث مربوط به آن يکي از عوامل موثر در آبزي‏پروري است، به طوري که شايد بتوان تهيه غذاي مناسب و روش صحيح غذادهي را مهمترين کار در تغذيه آبزيان دانست.حدود 50 تا 60 درصد هزينه‏هاي مربوط به پرورش ماهيان در ايران مربوط به غذادهي است (Shorang, 1388). شرايط در هر نوع محيط پرورشي بايد به گونه‏اي باشد که مواد مغذي مورد نياز ماهي براي دست يابي به مقدار بالقوه رشد بهينه فراهم شود. روش‏هاي پرورشي عمده رايج در سطح دنيا را مي‏توان به پرورش گسترده، نيمه متراکم، متراکم و پرورش فوق متراکم تقسيم بندي کرد (Chayapchara et al, 2003) که پرورش قزل‏آلاي رنگين‏کماني رنگين‏کمان با توجه خصوصيات تغذيه‏اي و توجيه اقتصادي اغلب به صورت متراکم و فوق متراکم متداول است.
فرآيندهاي تنظيم اشتها در ماهي نظير مهره‏داران با دو ساز و کار انجام مي‏گيرد که يکي پاسخ کوتاه‏مدت به انبساط معده و ديگري پاسخ بلندمدت به مواد قندي در سيستم گردش خون است (Scratcherdand Grundy, 1982). گيرنده‏هاي مرتبط با مغز موجود در ديواره معده و يا قسمت جلويي دستگاه گوارش در فاصله بين نوبت‏هاي غذادهي ميزان انبساط يا درجه پر بودن معده را همراه با تغذيه گزارش مي‎کنند. زماني که تمام يا بخشي از معده پر مي‏شود، بخش سيري ناحيه هيپوتالاموس مغز به اطلاعات دريافت شده پاسخ داده و در نتيجه فعاليت تغذيه‏اي کاهش يافته يا متوقف مي‏شود. ادامه فعاليت تغذيه‏اي تا زمان تخليه کامل معده و خروج بخش قسمت اعظم محتويات آن شروع خواهد شد. مراکز کنترل تغذيه ‏(کنترل سيري و گرسنگي) در هيپوتالاموس مغز در اين زمان اشتهاي ماهي را تحريک شده و به دنبال آن رفتار تغذيه‏اي و جستجوي ماهي براي غذا آغاز مي‏شود (Abrahamsson and Jansson, 1973). همچنين تحقيقات نشان داده است که تغيير سطوح مواد مغذي مانند گلوکز، اسيدهاي چرب، گليسرول و آمينواسيدها پس از جذب از دستگاه گوارش در جريان خون از طريق گيرنده‏هايي در مغز و کبد ثبت مي‏شود. هر چند در اين خصوص مدل‏هاي متعددي پيشنهاد شده ولي همچنان فرآيندهاي فيزيولوژيکي تنظيم مصرف غذا در ماهي کاملا شناخته نشده است (Grove and Holmgren, 1992).
ماهي قزل‏آلاي رنگين‏کماني رنگين‏کمان يک ماهي با شناگري بالا است که غذا را از سطح و ستون آب دريافت مي‏کند. اين ماهي در گرفتن غذا بيش از ساير حواس خود به حس بينايي متکي بوده و بنابراين لقمه‏هاي غذايي پس از سقوط به کف و يا عبور از محدوده ديد ماهي عملا از دسترس ماهي خارج و براي اين گونه قابل استفاده نخواهند بود (Hunter, 1991).گاهي ماهي قزل‏آلاي رنگين‏کماني رنگين‏کمان پلت‏هاي غذايي را با پرش‏هاي بلند قبل از رسيدن به سطح آب مي‏بلعد. گله ماهي در زمان گرسنکي و به هنگام رفت و آمد در محل استخرها، به دنبال سايه شخص حرکت کرده و رفتار تغذيه‏اي از خود نشان مي‏دهد (مشاهدات ميداني). اشتهاي اين ماهي به دليل رژيم غذايي گوشتخواري و پرخوري به عنوان شاخصي در بررسي نياز غذايي و همچنين سلامتي آن مورد سنجش و ارزيابي قرار گيرد (Heydarnejad, 2008). بسياري از پرورش دهندگان غذادهي به قزل‏آلاي رنگين‏کمان را تا هنگامي ادامه مي‏دهند که حرکات فعال تغذيه‏اي را از خود بروز دهد.
قزل‏آلاي رنگين‏کمان يک ماهي گوشت خوار است که دستگاه گوارش آن براي هضم و جذب پروتئين حيواني طراحي شده است (يوسفي، 1353). بنابراين اين ماهي فقط قادر به هضم و استفاده از تعداد بسيار محدودي از انواع فرآورده‏هاي گياهي مي‏باشد. اغلب ترکيبات و فرمول‏هاي غذايي موجود در بازار از پروتئين حيواني تشکيل شده است که اساس تغذيه قزل‏آلاي رنگين‏کمان را ‏براي رساندن به اندازه بازاري تشکيل مي‏دهند (Kim et al., 1996؛ Keen et al, 1998؛ Giri et al., 2002؛ Wang et al, 2005).
مواد غذايي مورد نياز آزاد ماهيان هنوز به طور کامل مشخص نگرديده و در مقايسه با مواد غذايي شناخته شده براي پرورش دام هنوز مراحل ابتدايي را طي مي‏کند (افشار مازندران، 1381). با توجه به اين که ماهي موجود خونسردي است، درجه حرارت محيط بر تاثير مي‏گذارد. بنابراين بايستي اثر عوامل محيطي و تاثير آن را روي قدرت و توانايي ماهيان پرورشي از جمله قزل‏آلاي رنگين‏کمان در هضم و جذب مواد غذايي در نظر داشت.
سال‏هاي متمادي تصور بر آن بود که جگر گاو غذاي کاملي براي براي اين ماهي است، به طوري که اين ماده غذايي بيشتر از هر غذاي ديگري در کارگاه‏هاي پرورش ماهيان سردآبي کاربرد داشت (Davis, 1946). از آنجا که جگرهاي آلوده به انگل مصرف انساني نداشتند، به قيمتي ارزان در اختيار مزارع پرورش ماهي قرار مي‏گرفتند. با گسترش صنعت پرورش قزل‏آلاي رنگين‏کمان مشخص گرديد که جگر گاو به تنهايي غذاي کاملي براي اين ماهي نبوده و بنابراين به تدريج با مواد غذايي ديگري مانند جگر سفيد، قلب و طحال مخلوط شدند. بعدها مواد غذايي ديگري از قبيل گوشت چرخ کرده ماهي آب شيرين و شور، مازاد کنسروسازي‏ها (امعا و احشا) و انواع دانه‏هاي گياهي (حبوبات) به عنوان مکمل غذايي ماهي‏ها در مزارع پرورشي مورد استفاده قرار گرفتند که در حاضر نيز در برخي از مزارع مصرف مي‏شوند (Davis, 1946).
تحقيقات در سال‏هاي اخير نشان مي‏دهد که غذاي ترکيبي ماهي قزل‏آلاي رنگين‏کمان بايستي شامل کليه اجزاي مورد نياز ماهي باشد تا رشد خوب و بقاي ماهيان را در سيستم‏هاي پررشي معمول به همراه داشته باشند (Lovell, 1989؛ Talbot et al, 1999؛ Amer et al, 2004). اجزاي غذاهاي ترکيبي به تنهايي به اندازه ترکيب مجموعه آنها مفيد نيست، زيرا هرگز يک جزء از غذا نمي‏تواند تمام نيازهاي غذايي ماهي را در بر داشته باشد(Spinelli et al, 1979). يک غذاي خشک مناسب براي قزل‏آلاي رنگين‏کمان شامل مخلوطي از انواع آردهاي غذايي مناسب (آرد ماهي و آرد گياهي) است که مواد معدني و ويتامين‏هاي خالص نيز به آن اضافه مي‏گردند. آردهايي که در دماي کمتر از 63 درجه سانتي‏گراد خشک شوند از ارزش غذايي بالاتري برخوردار هستند.
يک جيره غذايي مناسب براي پرورش قزل‏آلاي رنگين‏کمان از ترکيبي از مواد پروتئيني، چربي، کربوهيدرات‏ها همراه با مکمل‏هاي پروتئيني و معدني ساخته مي‏شود (احتشامي، 1386؛ Watanabe et al, 1989).پروتئين‏ها در واقع بخش اصلي اعضاي بدن، بافت‏هاي نرم و مايعات بدن را تشكيل مي دهند که از اجزاي ساختماني‏اي به نام اسيدهاي آمينه تشكيل شده‏اند. ترکيب اسيدهاي آمين هدر جيره‏هاي غذايي نقش به سزايي در تعادل غذايي رشد مناسب قزل‏آلاي رنگين‏کمان دارد، به طوري که امروزه فرمول‏هاي غذايي در اغلب کارخانجات توليد غذاي آبزيان بر اساس تعادل مواد معدني نوشته مي‏شوند (Higgs et al, 1995). عمده منابع تامين پروتئين در جيره غذايي قزل‏آلاي رنگين‏کمان شامل آرد ماهي، آرد سويا، مخمر، گلوتن ذرت، آرد گوشت ‏و آرد خون مي‏باشد.
چربي‏ها و اسيدهاي چرب را مي‏توان از ديگر ترکيبات مهم غذايي قزل‏آلاي رنگين‏کمان دانست که به عنوان مهمترين منبع توليد انرژي در جيره غذايي استفاده مي‏شوند. چربي‎ها همچنين به عنوان منبع تامين اسيدهاي چرب ضروري در ساختمان فسفوليپيدهاي غشايي به کار رفته (Henderson et al, 1987) و حامل‏هايي جهت جذب ويتامين هاي محلول در چربي نظير K، D و A رنگدانه‏ها مي‎باشند. ماهيان گوشت‏خوار مانند قزل‏آلاي رنگين‏کمان بر اساس تحقيقات انجام شده به چربي‏اي در حدود 15 تا 20 درصد از كل جيره غذايي نياز دارند (Hanley, 1991؛ Stancheva et al, 2010). منابع اصلي چربي براي غذاي ماهي عبارت از روغن ماهي، گوشت تازه، ماهي تازه و خرده هاي گوشت مي‏باشند.
كربوهيدرات‏ها يکي ديگر از اجزاي جيره‏هاي غذايي هستند که اجزاي تركيبات زيستي مختلف نظير اسيدهاي نوكلئيك و ترشحات موكوسي را تشكيل مي‏دهد. معمولا پس از هضم و جذب تبديل به قند ساده مي‏شوند. نقش عمده كربوهيدرات‏ها در تغذيه ماهي به عنوان يك منبع تامين انرژي ارزان قيمت بوده که البته موجب سهولت حركت مواد در لوله گوارشي و چسبندگي پلت‏هاي غذايي نيز مي‏گردند. كربوهيدرات‏ها عمدتا به صورت نشاسته مشتق شده از قسمت داخلي دانه‏هاي غلات در غذاي آبزيان مورد استفاده قرار مي‏گيرند (Nakervis et al, 2000).گلوتن گندم، نشاسته ژلاتينه مي‏توانند به عنوان مواد هم‏بند در غذاي قزل‏آلاي رنگين‏کمان استفاده شده و سبب قوام غذا در آب شوند (Wilson, 1994؛ Erfanullah and JAfri, 1998).
ويتامين‏ها ديگر تركيبات حياتي جيره‏هاي غذايي هستند که نقش ساختماني و انرژي‏زايي نداشته ولي كمبود آنها موجب اختلالات شديد بافتي و حتي مرگ مي‏شود. تعداد 15 نوع ويتامين براي حيات طبيعي شناخته شده كه به مقدار كم مورد نياز هستند (Hilton, 1989) که يا در داخل بدن ماهي ساخته نشده و يا به مقدار كم ساخته مي‏شوند (افشار مازندران، 1381). بنابراين لازم است که تمام جيره‏هاي غذايي را با کمک مکمل‏هاي ويتاميني به شکلي غني نمود که قادر به رفع تمام نيازهاي پرورش ماهيان باشند (Lee and Kim, 2009).
مواد معدني يکي ديگر از اجزاي ضروري غذاي آبزيان هستند که به دو دسته عناصر پرمصرف شامل كلسيم، پتاسيم، سديم، فسفر، منيزيم، كلر و گوگرد و عناصر کم‏مصرف شامل آهن، مس، كبالت، منگنز، يد، روي، موليبدن، سلينم، كلر، فلور، واناديوم، قلع، آرسنيك و نيكل تقسيم مي‏گردند (احتشامي، 1386). اين عناصر در اعمال حياتي بدن از قبيل استحكام اسكلت خارجي، فعاليت دستگاه عصبي، غدد درون ريز، اجزا تشكيل دهنده رنگدانه هاي خوني و ايجاد تعادل در واكنش هاي اسيد و باز (به عنوان بافر) و موازنه اسمزي نقش دارند (Gyvglyanv and Mylvard, 1984؛ Watanabe et al, 1989؛ Hayashi, 2001).

البته آبزيان قادر هستند که مواد معدني را نه تنها از طريق غذا بلكه از طريق آب نيز جذب نمايند. به همين دليل تخمين مقدار درست نياز آنها براي بدن کار بسيار مشكلي خواهد بود. به طور کلي نياز به مواد معدني در آب‏هاي شيرين بيشتر از آب‏هاي شور خواهد بود. بنابراين لازم است که غذاي ماهيان آب شيرين را به کمک مکمل‏هاي معدني به شکلي غني نمود که قادر به تامين نيازهاي زيستي ماهيان طي دوره پرورشي باشند.
منيزيم يکي از اجزاي مکمل‏هاي معدني است که در بسياري از واکنش‏هاي زيستي بدن آبزيان نقش دارد. حدود 60 درصد از کل منيزيم بدن آبزيان در استخوان‏ها قرار گرفته که حدود يک سوم آن با فسفات ترکيب شده که آزادانه در سطح ساختمان آنها باقي مانده است. منيزيم هم در داخل و هم در بيرون بافت‏هاي نرم بافت‏ها وجود دارد و براي نگهداري هموستاز داخل و خارج سلولي در ماهي‏ها و سخت پوستان ضروري است (Pike and Brown, 1975؛ Moyle and Cech, 2000). علاوه بر اين منيزيم براي فرآيند تنفس سلولي ضروري بوده و در واکنش انتقال فسفات شامل ‏تري آدنوزين، دي آدنوزين و مونو آدنوزين فسفات نقش دارد (Lall, 2002). منيزيم براي تمام واکنش‏هاي مربوط به تيامين پيروفسفات و همچنين سوخت و ساز چربي، کربوهيدرات و پروتيين‏هاي بدن نقش دارد (NRC, 2003). کمبود منيزيم در رژيم غذايي انواع ماهيان آب شيرين داراي عوارضي مانند رشد کم، بي‏اشتهايي، بي‏حالي، شلي عضلات، تشنج، انحناي ستون فقرات و تلفات به خاطر کمبود منيزيم در سرم خون، استخوان و تمام بدن است. قزل‏آلاي رنگين‏کمان قادر به جذب منيزيم از طريق آب براي تامين بخشي از نيازهاي سوخت و سازي بدن است. با اين وجود لازم است که کمبود آن از طريق جيرها غذايي و به صورت مکمل در اختيار ماهي قرار گيرد تا بتواند نيازهاي ماهي را برطرف نمايد.
امروزه از فنآوري نانو به عنوان يک تکنولوژي کليدي و تاثيرگذار بر علم و صنعت ياد ميشود (Gref et al, 1994). بسياري از کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه از برنامه‎هاي تحقيقاتي و صنعتي در زمينه استفاده از فن‎آوري نانو حمايت مي‎كنند (Rajesh et al, 2008). اندازه كوچك اين ذرات مي‎تواند به تغييرات اساسي در ساختار و خواص اين عناصر منجر شود، به طوري كه تا به امروز صدها توليدات جديد براي اهداف مختلف در زمينه فنآوري نانو ساخته شده است (Grifit et al, 2009). ورود اين فناوري به عرصه آبزيپروري و استفاده كاربردي ازآن در بسياري از كشورها گسترش يافته است (Terry et al, 2009).
د – اهميت و ضرورت انجام تحقيق (شامل اختلاف نظرها و خلاءهاي تحقيقاتي موجود، ميزان نياز به موضوع، فوايد احتمالي نظري و عملي آن و همچنين مواد، روش و يا فرآيند تحقيقي احتمالاً جديدي كه در اين تحقيق مورد استفاده قرار مي‏گيرد:
ماهي قزل‏آلاي رنگين‏کمان به لحاظ ارزش غذايي بالا و سازشپذيري زياد نسبت به تغييرات محيطي به عنوان يکي از گونههاي با ارزش ماهيان در صنعت آبزي‏پروري مورد توجه قرار گرفته است. اين ماهي براي رشد مناسب و رسيدن به بالاترين وزن در پايان دوره پرورش نيازمند غذاي مناسب با اجزاي مورد نياز در طول دوره پرورشي ميباشد (Hunt, 1993). مواد معدني در بين اجزاي غذايي نقش‏هاي بسيار کليدي را در بدن ماهي ايفا ميکنند که از آن جمله ميتوان به تاثير بر ساختار اسکلتي، حفظ تعادل اسمزي، جابجايي آب و مواد محلول در بدن، شرکت در فعاليتهاي آنزيمي و همچنين سوخت و ساز طبيعي اشاره نمود (Elliott, 1973؛ Ogino et al, 1978 Knox et al,. 1981؛ Satoh et al,. 1983). بنابراين کمبود مواد معدني در جيره غذايي با نقصان‏هايي در پرورش آبزيان همراه خواهد بود.
توليدات آبزي‏پروري از يک ميليون تن در سال 1953 به بيش از 200 ميليون تن در سال افزايش خواهد يافت که نقش آبزي‏پروري را به همراه حفاظت از محيط زيست و کسب درآمد بيشتر براي توليدکنندگان پيچيده کرده است (Wijkstrom, 2003). هزينه‏هاي غذا در حال افزايش است و افزايش آن در آينده به چند دليل دور از انتظار نيست. افزايش تقاضا براي سرمايه گذاري‏هاي نوين موجب افزايش تقاضا شده و اين رقابت ها باعث شده تا قيمت‏ها افزايش يابد. علاوه بر آن ملاحظات اقتصادي و زيست‏محيطي همراه با گسترش توليدات نوين بخش قابل توجهي از توليد کنندگان غذا را از چرخه توليد خارج نموده و همين کاهش توليد غذا موجب افزايش قيمت‏ها گرديده است. افزايش قيمت سوخت و ديگر فاکتورها نيز موجب افزايش هزينه‏هاي توليد شده، به طوري که درآمد آبزي‏پروران در طول دهه گذشته کاهش يافته و تعداد زيادي از مزارع نيز به دليل عدم توان رقابت تعطيل شده‏اند (Crab et al, 2012). بنابراين كاهش هزينة توليد با افزايش سرانه مصرف ماهي در ايران و آگاهي مردم از مزاياي مصرف آبزيان ضروري به نظر مي‏رسد (Hajizadeh, 2003).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

‏ استفاده از افزودني‏ها، آنزيم‏ها، اسيدهاي آلي و روش‏هاي جديد فرآوري اجزاي جيره غذايي از جمله راهکارهاي مناسب براي کاهش هزينه‏هاي توليد مي‎باشد. تهيه چنين جيره‏هايي گرچه ممکن است که هزينه توليد را به ازاي هر کيلو خوراک افزايش دهد، ميزان مصرف جيره حاوي مواد متراکم مغذي در سطح کلان بسيار کمتر از جيره‏هاي بي‏کيفيت خواهد بود. با اين استراتژي از يک سو ماهي بيشتري با استفاده از حجم کمتر خوراک توليد مي‏شود (کاهش FCR) و از سوي ديگر ميزان دفع خوراک و رهاسازي ضايعات متابوليکي کاهش مي‏يابد تا سلامت زيست‏بوم‏هاي آبي تامين گردد.(Cho et al, 1991) بعلاوه ماهيان تغذيه شده با اين گونه جيره‏ها از سطح مناسبي از پروتئين و اسيدهاي چرب ضروري جهت تامين نيازها و تضمين سلامت انسان برخوردار خواهند بود (Yokoyama et al., 2009).
منيزيم موجود در مکمل معدني يکي از اجزاي مهم افزودنيي است که اثرات ناشي از کمبود آن به صورت دقيق طي سال‏هاي اخير در گونه‏هاي مختلف موزد مطالعه قرار گرفته است. علايمي همچون رشد ضعيف، کاهش اشتها، آهکي شدن کليه و عضله و تجمع مايعات برون سلولي عضله را مي‏توان از دلايل عدم تعدل منيزيم در جيره غذايي دانست.
آزمايش‏هاي متعددي به منظور بررسي دسترسي منيزيم و منگنز موجود در رژيم غذايي براي تعيين حداقل ميزان مورد نياز براي رشد طبيعي و همچنين اثرات ناشي از مصرف بيش از حد آن در گونه‏هاي مختلف و از جمله قزل‏آلاي رنگين‏کمان انجام گرفته است. Satoh و همکاران (1991) نشان دادند که رشد با افزايش سطوح منگنز و منيزيم به ترتيب به بيش از 15 و 5/0 ميلي‏گرم در هر کيلوگرم جيره غذايي به طور موثري بهبود يافت. همچنين اين محققان مشخص کردند که غلظت منگنز متناسب با سطح منيزيم در رژيم غذايي بوده و مقدار آن در ستون فقرات قزل‏آلاي رنگين‏کماني که با يک رژيم غذايي بدون منگنز تغذيه شده بودند در کمترين سطح قرار دارد. اين يافته‏ها نشان مي‏دهند که قابليت جذب منگنز از آرد ماهي بسيار کم بوده و توسط يک ماده خاص در آن منع مي‏گردد.
استفاده از ذرات نانو در صنعت آبزي‏پروري در مراحل بسيار ابتدايي قرار داشته و مطالعات بسيار کمي پيرامون استفاده از آنها در صنعت پرورش آبزيان وجود دارد. ترکيبات غيرمحلول يا روغني به راحتي در مقياس نانو حل شده و شايد اين نوع تغييرات خصوصيات سبب توجه بيشتر به کاربرد نانوتکنولوزي در صنايع غذايي يا آبزي‏پروري گردد، چرا که قابليت انحلال بالاي نانوذرات موجب کاهش ورود مواد حل نشده از طريق مدفوع به محيط زيست آبي و جلوگيري از آلودگي محيط‏هاي محيطي گردد.
ه- مرور ادبيات و سوابق مربوطه (بيان مختصر پيشينه تحقيقات انجام شده در داخل و خارج کشور پيرامون موضوع تحقيق و نتايج آنها و مرور ادبيات و چارچوب نظري تحقيق):
ماهيان در شرايط پرورشي با غذاهاي فرموله‏اي تغذيه ميگردند که اغلب شامل تمام مواد مورد نياز براي رشد ماهي هستند. اگرچه ترکيبات غذايي بسيار زيادي به عنوان غذاي مصنوعي شناسايي شدهاند، ناتواني اين مواد در تامين مقدار مناسب و تعادل بين اجزاي غذايي باعث گرديده که همچنان تحقيقات در اين زمينه ادامه يابد. علاوه بر اين تفاوت در نوع گونه آبزيان دليلي براي تفاوت‏ها بين ماهيان پرورشي در استخرهاي مختلف است (Eshagh, 1967). بنابراين گسترش علم نانو در جهان و استفاده از نانوذرات در صنايع مختلف به خصوص آبزي‏پروري، اهميت بررسي پيرامون ميزان بهينه اين نانوذرات را در جيره غذايي دوچندان ميکند. در ادامه به تحقيقات مختلفي ميپردازيم که در زمينه تاثير منيزيم بر ماهيان مختلف انجام شده است:
Wang و همکاران (2005) به منظور تعيين منيزيم مورد نياز در رژيم غذايي کپورعلفخوار جوان (Ctenopharyngodon idella) به ترتيب مقادير 0، 150، 300، 600، 1200 و 2400 ميلي‏گرم سولفات منيزيم را به رژيم غذايي اين ماهي اضافه کردند که اين رژيم غذايي با سه تکرار براي کپور علفخوار نوجوان (با وزن اوليه 13/0±69/7 گرم) در سيستم پرورشي مدار بسته براي 76 روز مورد استفاده قرار گرفت. مقدار مالون دي آلدئيد در ماهي تغذيه شده با رژيم غذايي حاوي 300 ميلي‏گرم منيزيم در هر کيلوگرم ماهي نسبت به تيمار حاوي صفر و 150 ميلي‏گرم منيزيم در هر کيلوگرم ماهي خيلي بيشتر بود. افزايش منيزيم به بيش از 300 ميلي‏گرم در هر کيلوگرم از رژيم غذايي موجب افزايش غلظت منيزيم در مهره‏ها و تمام بدن شد. تجزيه و تحليل مرحله دوم رگرسيون (مدل) چندجمله‏اي که توسط اندازه‏گيري منيزيم از ستون فقرات و همچنين کل بدن نشان داد که غلضت منيزيم کافي براي کپور علفخوار 5/713 و 7/627 ميلي‏گرم در کيلوگرم از رژيم غذايي است.
Shearer و Asargad (1991) ماهيان قزل‏آلاي رنگين‏کمان (Oncorhynchus mykiss) با وزن اوليه 84/0 گرم را که در سطوح مختلف منيزيم در آب 4/1 تا 1000 ميلي‏گرم در گرم پرورش داده مي‏شدند را با جيره‏هاي حاوي سطوح مختلف منيزيم (78 تا 725 ميلي‏گرم در گرم درون آبي حاوي 4/1 تا 1000 ميلي‏گرم در ليتر منيزيم تغذيه نمودند. نتايج اين پژوهش نشان داد که جذب منيزيم از آب در ماهي با کمبود منيزيم به طور خطي با منيزيم آب ارتباط دارد. به نظر مي‏رسد که نياز ماهي به منيزيم را مي‎توان هم از رژيم غذايي و هم از آب برطرف کرد. ، غلظت منتقله از آب تحت شرايط اين آزمايش برابر 46 ميلي‏گرم در ليتر محاسبه شد که براي رفع احتياجات ماهيان از منيزيم در يک رژيم غذايي عاري از منيزيم کافي است.
Knox و همکاران (1981) اثرات کمبود منيزيم روي قزل‏آلاي رنگين‏کمان را به صورت دقيق در سال‏هاي اخير مورد بررسي قرار داده و علائمي همچون رشد ضعيف، کاهش اشتها، آهکي شدن کليه و عضلات همراه با تجمع مايعات برون سلولي عضله را گزارش نمودند


دیدگاهتان را بنویسید