3- مناطق كوهستاني در حوزه كوههاي البرز
4- مناطق كويري ( كوير لوت- مركزي)
5- مناطق حاشيه كوير
مناطق حاشيه با كوير كه شامل دامنه هاي جبال البرز و زاگرس كه مناطق كويري را احاطه نمود ويژگي اقليمي اين مناطق كمي باران ( بين100 تا 200 ميليمتر) در سال- درجه حرارت بالا در روزهاي فصول گرما با اختلاف زياد بين شب و روز و قلت پوشش گياهي است. هر قدر از دامنه كوه به سوي درون حوزه آبريز در منطقه نزديكتر مي شويم، ميزان بارندگي و پوشش گياهي كمتر است. اكثر آبادي ها در اين مناطق از آبهاي زيرزمين و قنوات استفاده مي نمايند. آبادي اين مناطق به صورت متمركز با بافت فشرده هستند بادهاي كويري توأم با گرد و غبار از طرف كوير- درجه حرارت بالا و تابشي شديد در تابستان ها را مي توان عوامل مزاحم زيست محيطي در اين منطقه تلقي نمود.
بافق نيز از شهرهايي است كه در اين منطقه قرار گرفته است كه خصوصيات فوق را داراست و هر يك از عوامل به صورتي بر بافت و شكل آن تأثير گذاشته است كه به طور جداگانه بررسي آنها پرداخت مي شود.
3-1 جريان باد
جهت جريان باد در هشتگانه بافق هر يك مقدار و اندازه اي متفاوت را داراست به برخي از آن مطلوب و برخي ديگر دفعي است.
شرايط اقليمي در بافت قديم به گونه اي طراحي شده كه حداكثر استفاده از بادهاي مطلوب را برده و در رفع بادهاي مزاحم نيز حداكثر تلاش را نموده است كه به راحتي مي توان از جهت گيري بادگيرهاي منطقه پي به باد غالب و مطلوب منطقه برد. جهت بادهاي مطلوب و جذبي از جهت جنوب شرقي به سمت شمال غرب و از شمال شرق به سمت جنوب غربي مي باشد بقيه بادهاي منطقه را مي توان در شمار بادهاي غير مفيد دانست.
4-1 درجه حرارت
عنصر اقليمي كه بايد بدان توجه نمود شهر تغييرات شبانه روزي درجه حرارت است. زيرا تأثير اين تغييرات به همه متغيرهاي ديگري در برنامه ريزي اقليمي برتري دارد. بنابراين تغييرات شبانه روزي را بايد در ساخت فضاهاي كالبدي در نظر گرفت.
تغييرات درجه حرارت در منطقه بافق زياد مي باشد و فصول گرم بيشتر از فصل سرد مي باشد بطويكه متوسط ساليانه حدود 010 سانتيگراد اختلاف درجه حرارت بين شبانه روز مشاهده مي شود در همان حال در تابستان نزديك به و زمستان حدود 9 سانتيگراد اختلاف متوسط درجه حرارت مشاهده مي شود.
بنابه آمار و اطلاعات سازمان هواشناسي گرمترين منطقه بافق را كوير انجيره با دمائي كمتر از 20 درجه نشان مي دهدكه اثر ارتفاع بر شكل پوشش گياهي بسيار مؤثر است كه به خاطر ارتفاع 950 متر، درخت نخل وجود دارد ولي در مناطق كوهپايه اي آن از درخت نخل اثري نمي باشد.
5-1- ميزان بارندگي

ريزش هاي جوي در منطقه بافق تحت تأثير جريان هاي مرطوبي است كه وابسته به سيستم كم فشاري است كه از سمت غرب (عراق و تركيه) و يا جنوب غرب به منطقه مي رسند اوج فعاليت اين سيسيتم از آبان ماه تا اوايل ارديبهشت است ميزان بارندگي در منطقه بافق در كوير انجيره 5 ميليمتر در سال و در كوهپايه ها 100 ميليمتر و در ارتفاعات باجگان به 200 ميليمتر و ارتفاعات بن لخت به 300 ميليمتر در سال بالغ مي گردد.
توزيع فصلي بخش اعظم بارش ها ( 52 درصد) در زمستان رخ مي دهد و پس از آن بارندگي بهاره (28درصد) و پائيزه ( 19 درصد) قرار دارند. بارندگي هاي تابستانه فقط 1درصد محل بارندگي سالانه را در بر مي گيرد.
نتيجه گيري
بنابراين مي توان نتيجه گرفت:
جهت گيري ساختمان ها از نظر سيستم باد به سمتي است كه از وجود بادهاي ناموافق خشك و سوزان و بادهاي غير مطلوب در امان بوده و از طرف ديگر امكان بهره مندي از بادهاي مطلوب را داشته باشد بافت شهر براي جلوگيري از نفوذ از گرماي تابستان و سرماي زمستان تا حد امكان بايد فشرده و متراكم ساخته شده كه چون مجموعه اي پيوسته اي مي باشد كه مسير راهها همچون شيار و حياط ها مانند سوراخهايي در دل آن تعبيه شده است بنابراين درطراحي مناسب است كه از فضاهاي سرپوشيده و متراكم وسطح باز وسيع كمتري استفاده گردد.
فضاهاي عبوري داراي عمقي بيشتر ميباشد كه ضمن جلوگيري از نفوذ باد مزاحم، بيشترين سايه را نيز تأمين مي كند.
به علت خشكي هاي منطقه و جهت خنك نمودن آن مي توان از باغچه ، فواره و حوض آب استفاده كرد فضاهاي معماري در جبهه هاي طرح مي شود كه كمترين دريافت انرژي خورشيدي را درتابستان و بشترين دريافت انرژي را در زمستان دريافت مي كند.
ب: شرايط انساني
1-1- بنيان اوليه شهر بافق

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

براساس روايات و نقل و قولهايي كه در سفرنامه ها و يا از زبان گذشتگان يا افسانه هايي درباره پيدايي بسياري از شهرهاي ايران از گذشته پهناورتا مرزهاي فعلي نقل شده است كه براساس آن مي توان شهرهاي بنياد شده را بسيار دانست اما اگر به مرزهاي تاريخي واقعي نظري داشته باشيم كمتر شهري را مي يابيم كه تاريخ احداث و جزئيات مربوط به جمعيت پذيري آن در هاله اي از ابهام نباشد اما مطالعه در تاريخ شهر بعد از دوران قاجار با توجه به مراجعه به كتب و پرسشگري از افراد مسن در شهر امكانپذير است اما بر سر نحوه پيدايش و شكل گيري اوليه چيزي در دست نيست.
بنا به اقوال و نوشته هاي تاريخ برپا شدن بافق همزمان با ” ايساتيس” يزد كنوني بوده است اما با توجه به نوشته و كتب ديگر سرزمين بافق تا دوره ظهور اسلام محل عبور كاروانهايي بود كه مردم يزد به خراسان يا كرمان مي رفتند و در اين بيابان خشك و خالي از سكنه كاروان سرايي برپا شد كه در محل فعلي امامزاده عبدالله واقع بوده است.
بعد از نشر اسلام در ايران عده اي نيز حاضر به پذيرش دين اسلام نبودند و مدتها به مردم و مسلك خود باقي مانند و جزيه مي پرداختند و چون نمي توانستند با مسلمانان در يك محل زندگي كنند مناطق دور دست را انتخاب كرده كه عده اي از آنان از شهر فعلي يزد “ايساتيس” به محل فعلي بافق آمده و در محلي سكني گزيدند كه هم اكنون بهرام آباد ناميده مي شود و با توجه به اين كه مسلمان نبودند و زبان محلي به قلعه موجود ” قلعه كافر” گفته ميشود عده اي بر اين عقيده اند كه در همين زمان تعدادي از تازه مسلمانان يزد به دعوت و تشويق اهالي روستاي بهرام آباد به منطقه آمدند و كمي بالاتر از بهرام آباد روستايي را احداث نمودند كه به آن بوستان “بوستون” مي گفتند كه در محل قاضي ميرجعفر فعلي و زمينهاي اطراف آن بود.
بعد از مدتي بين ساكنان قلعه كافر (غير مسلمان) و ساكنان روستاي بوستون (مسلمان)درگيري به وجود مي آيد كه عده اي بسياري كشته مي شوند و بسيار خون ريزي مي شود كه هم اكنون محلي به نام دشت خون نام گرفته كه مي گويند محل درگيري مسلمان با غير مسلمان بوده است و پس از درگيري به مسلمانان تمامي غير مسلمانان را كشته و قلعه آنان را نيز پاكسازي ميكنند و در محله قلعه فعلي سكونت جديدي را آغاز مي كنند.
اما عده اي ديگر معتقدند كه براثر خشك شدن آب قنات روستاي بوستون مسلمانان به محل فعلي قلعه مهاجرت كرده و آنجا سكونت اختيار ميكنند به هر حال محله قلعه سومين نقطه سكونت در شهر بافق است كه محله اي با عناصر كالبدي متفاوت شكل مي گيرد كه مي توان گفت از دو نقطه ديگر كامل تر بوده است.
2-1- وجه تسميه بافق
در مورد علت نامگذاري بافق گفته هاي متفاوتي مي باشد بنا به قولي اسم اصلي بافق بنا به توليدات بافته اي كه از خرما داشتند بافت بود. كه بعدها به بافق تبديل شده است كه هم اكنون تعدادي از مردم به لهجه محلي بافت تلفظ مي كنند عده اي مي گويند بنا به كثرت فقه ها در اين شهر به بافقه معروف و بعد تبديل به بافق شده است.
3-1- القاب شهر بافق
شهر بافق را قصبه طيبه و دارالشجاعه نيز ناميده اند در مورد قصبه طيبه در قرآن كريم هر شهر و زميني كه روزي داراي حلال باشد يعني قابل رويش گياه و درخت و آب فراوان باشد بلاد طيبه مي نامند و در منطقه كويري بافق اين منطقه از اين امكان برخوردار است كه به آن قصبه طيبه مي گويند وبنابرقولي محل گذر امام رضا بوده كه به مباركي قدم ايشان اين شهر به قصبه طيبه لقب گرفته است.
داراالشجاعه
در اكثر جنگهاي زمان صفويه شاه عباس از جنگجويان اين منطقه در جنگ بهره مي گرفت و به خاطر شجاعت و شهامت به داراالشجاعه لقب گرفته است.
4-1- موقعيت اداري- تعداد مراكز شهري و روستايي
شهرستان بافق براساس تقسيمات كشوري سال 1377 داراي 2 بخش (مركزي- بهاباد) به 2 منطقه شهري ( بافق و بهاباد) و 6 دهستان به نامهاي مباركه، سبزدشت، كوشك، آسفيج، بنستان و جلگه است همچنين اين شهرستان داراي 49 آبادي داراي سكنه و 422 آبادي خالي از سكنه بوده است.
5-1 تعداد آبادي هاي داراي 20 خانوار و بيشتر آنها از كل آباديهاي استان
از تعداد 40 آبادي مسكوني شهرستان بافق، تنها 2 آبادي داراي 250 خانوار و بيشتر و 109 آبادي كمتر از 20 خانوار جمعيت دارند كه به ترتيب 1درصد و 73 درصد از كل آبادي و مسكوني شهرستان مذكور را تشكيل مي دهند كه اين وضعيت نشان از وجود بيكاري شديد به دليل محروميت و شدت مهاجرت استو
جمعيت شهرستان بافق و سير تحول آن
براساس سرشماري عمومي نفوس و مسكن جمعيت در سالهاي 1355 جمعيت شهرستان بافق برابر 2816 نفر بوده و در سال 1365 برابر با 5374 نفر بوده است.
جمعيت در سالهاي 65-55 افزايش داشته است.
با اين افزايش متوجه مي شويم كه طبق تحقيقات انجام شده بيشتر ناشي از مهاجرت به بافق بوده است كه مي تواند از بخشهاي روستايي يا ديگر مناطق به اين شهر باشد رشد جمعيت در شهرستان بافق در اوايل شروع كار سنگ آهن رو به افزايش بوده و با توجه به غير بومي بودن متخصصان و كارشناسان وارد شده، در نقطه به عنوان شهرك آهنشهر مستقر مي شوند كه بيشتر خدمات نيز در همان شهرك براي آنها وجود داشته و كمتر با خود مركز شهر بافق در ارتباط بوده اند.
با توسعه سنگ آهن نيروهاي بيشتري به كار گرفته شد و بخشي نيز مهاجرت به خاطر همين مسئله است ولي با توجه به به گذشت زمان و روند طبيعي بهره برداري ديگر روند مهاجرت به بافق توقف نمود و با رشد جمعيت خود شهرستان به علت زمينه هاي مناسب جهت اشتغال و زمينه هاي فرهنگي و دانشگاهي جمعيت بيشتر به مركز استان مهاجرت نموده است.
جمعيت شهرستان بافق براساس نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375، 41835 نفر بوده كه در مقايسه با جمعيت سال 1365 از نرخ رشد متوسط سالانه 5/1 درصد و نسبت به سال 1370، از نرخ رشد متوسط 1- درصد برخوردار بوده است ( 1درصد كاهش داشته است) در حاليكه ميانگين نرخ رشد سالانه طي دوره 75- 65 برابر 9/1درصد و در دوره 75-70 برابر 7/1 درصد بوده است ( جدول شماره 1)
جدول 1- جمعيت و ميانگين نرخ رشد سال 1375
شهرستانجمعيتميانگين نرخ رشد75-136575-70استان7507699/17/1بافق418355/10/1-فاقد سرشماري عمومي نفوي و مسكن 1375
6-1- نرخ فعاليت و نرخ بيكاري شهرستان و مقايسه آن با كميتهاي مشابه در استان
براساس نتايج سرشماري عمومي و نفوس و مسكن 1375 ( جدول شماره 2) نرخ فعالي در شهرستان بافق 35 درصد بوده كه از متوسط استان (39 درصد) پائين تر است همچنين نرخ بيكاري در اين شهرستان 6/7 درصد بوده كه از اين لحاظ نسبت به ساير شهرستان ها بعد از شهرستان ميبد بالاترين ميزان را به خود اختصاص داده است.
لازم به ذكر است متوسط نرخ بيكاري در اين شهرستان از متوسط نرخ بيكاري در استان (2/5درصد) نيز بالاتر مي باشد.
جدول 2: نرخ فعاليت و بيكاري سال 1375
شهرستاننرخ فعاليت (درصد)نرخ بيكاري(درصد)استان392/5بافق356/7مأخذ: سرشماري عموي و نفوس و مسكن 1375
– سهم بخشهاي مختلف اقتصادي- اجتماعي از نظر اشتغال و مقايسه با نسبتهاي مشابه در استان
براساس نتايج سرشماري عمومي و مسكن 1375، 37 درصد شاغلان شهرستان بافق در بخشهاي خدمات 48 درصد در بخش صنعت و 15 درصد در بخش كشاورزي فعاليت داشته اند. بدين ترتيب شهرستان بافق بعد از شهرستانهاي اردكان، صدوق بيشترين درصد شاغلان در بخش صنعت و بعد از شهرستانهاي تفت، مهريز، ابركوه و صدوق بيشترين درصد شاغلان در بخش كشاورزي را به خود اختصاص داده است.
7-1- صنايع دستي
در شهرستان بافق صنايع دستي نيز رونقي نسبي دارد كه بيشتر در اقتصاد خانواده نقش ايفا مي كند كه مي توان به قاليبافي -حصير- گليم و همچنين صابون پزي- بادبزن -طناب بافي ( كه از الياف درختان خرما بافته مي شود) را نام برد.
قالي باقي نيز صنايع دستي شهر بافق مي باشد كه در اكثر خانه هاي بافق دار قالي موجود مي باشد كه بيشتر يا به عنوان استفاده شخصي يا جهت جهيزيه دخترانشان مورد استفاده قرار مي گيرد. البته گاهي نيز جهت فروش به بازار عرضه مي شود ولي بيشترين صنايع دستي را محصولات بافته شده از برگ درختان خرما تشكيل مي دهد و بيشترين توليد به استان يزد و استانهاي همجوار فرستاده مي شود.
8-1- شبكه راههاي ارتباطي
شهرستان بافق بنابر موقعيت جغرافيايي داراي راههاي ارتباطي در سطح منطقه و در سطح ملي است اين محورها جهت دسترسي بين شهرستان به ساير مناطق و بخش هاي شهرستان و مركز استان و بنادر جنوبي كشور كه مبادي ورودي و خروج كالا به كشور محسوب مي شود. به غير از محورهاي با عملكرد ملي و استاني براي ارتباط دروني خود و از يكسو و اتصال به استانهاي ديگر نيز به راههاي ديگر متكي است با اين حال ارتباط مهمي از نظر دسترسي به استانهاي بزرگ و ملي محدود بوده و از اين نظر فرصت لازم براي جاذبه و سرمايه گذاري را از دست مي دهد.
9-1 راه آهن
مسير راه آهن سراسري كشور كه بنادر جنوبي را به شمال و تهران اتصال مي دهد از اين شهرستان مي گذرد ولي اين محور به دليل امكانات سرمايه گذاري فقط به عنوان محل عبور بوده و به عنوان ايستگاه بين راهي عمل مي كند.
خط آهن ديگري نيز جهت انتقال سنگ آهن نيز وجود دارد كه در ارتباط با معدن چغارت بوده و به عنوان حمل و نقل باري از آن استفاده مي گردد.
10-1 راههاي زميني
راه اصلي ارتباطي در شهرستان بافق بين محور استان يزد و بخش بهاباد بيشترين تردد را داشته و به عنوان راه اصلي اين شهرستان عمل مي كند راههاي ديگر زميني نيز وجود دارد كه بيشتر به عنوان راههاي فرعي مي باشد و مورد استفاده منطقه اي و محلي بيشتر دارد و كمتر در سطح استاني از آن بهره گيري مي شود كه مي توان به راه كوهبنان به كرمان و بافق به فوق از آن نام برد. به طور كلي مي توان محورهاي ارتباطي شهرستان را به دو دسته تقسيم بندي نمود.
1- راه اصلي ارتباطي محور يزد- بافق بهاباد
2- راه فرعي( منطقه اي) بافق- كوهبنان كرمان- بافق نوق
شبكه ارتباطي راههاي شهرستان بافق از نظر مشخصات فني وعرضي راهها شامل راههاي اصلي معمولي فرعي و روستايي آسفالته ميباشد براساس آمار موجود از مجموع 369 كيلومتر انواع راههاي ساخته شده 87 كيلومتر به صورت راه اصلي معمولي، 85 كيلومتر راه فرعي و 197 كيلومتر راه روستايي آسفالته مي باشد.
11-1 سيستم آبرساني
سيستم آبرساني در بافت توسط آب قنات كه به وسيله مسيرهاي در بافت عبور مي كرده و در محلهاي نيز امكان دسترسي داشته و در بعضي از خانه خاي مسكوني نيز عبور مي كرده به آن جوب گفته مي شده
آب قناتهاي موجود در بافت توسط قنات هاي متعددي چون طاهرآباد -جلال آباد و خيرآباد هنيه تأمين مي شده كه در بعضي فضاي عمومي شهر از جمله مسجد جامع نيز در خياط پاييني امكان دسترسي به آن وجود داشته است كه هم اكنون بسياري از آنها خشكيده است كه قنات هنيه و خير آباد كمي آب دارد.
بنابراين طراحي شبكه آب به نحوي است كه هر محله از نظر آب در مضيقه نبوده و ساكنان مسير اطراف اين آبراهه نيز آب را در دسترس داشته باشند آب مورد نياز حمامها، كاروانسراها، مساجد و آب انبارها نيز از همين قنوات تأمين مي شد از اينرو عمق آب انبارها و حمام ها در داخل زمين به اندزه اي بود كه آب قنات را بر آنها سوار كند.
آب انبار: آب انبارها از سيستم هاي اصلي در بافت هاي قديمي شهرها مي باشند كه به آب انبار در زبان محلي حوض گفته مي شود و بعضي از محلات نيز با مشخصه آب انبار آن محله شناخته مي شود كه مي توان محل حوض بازو نام برد.
سيستم تغذيه آب انبارها به گونه اي بوده كه از آب قنات پر شده و افرادي به نام ميراب بر پر نمودن آنها كنترل داشته معمولاً شبها براي پركردن آب انبارها استفاده مي شده است.
12-1 شهرك آهنشهر
در اين منطقه ايجاد مسكن مناسب براي كاركنان نيز كه به طور فعال در تأمين مواد اوليه مورد نياز صنعت فولاد كشور اشتغال دارند در نظر گرفته شده است برنامه هاي خانه سازي كه جهت كاركنان معادن سنگ آهن به بافق از سال 1347 به مورد اجرا گذشته شده و تا سال 1365 از محل بودجه عمومي ادامه داشت كه بعد آن در حجم كل از محل درآمدهاي شركت ملي فولاد ادامه يافت.
اماكن رفاهي و عمومي موجود در آهنشهر شامل دو دستگاه ساختمان مدارس ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان دخترانه و پسرانه، باشگاه، مهمانسرا، رستوران. مسجد، بازار، بيمارستان، دو دستگاه سينما، انجمن نمايش، استخر شنا، سونا، و درياچه اي با ظرفيت 15000 متر مكعب و پاركي سرسبز به مساحت 90 هكتار كه جهت تأمين آسايش ساكنين و بالا بردن توان جذب نيروهاي متخصص مي باشد.
فصل سوم
مرور اجمالي در جهت آشنايي با شركت سنگ آهن شهرستان بافق
1-1 تاريخچه سنگ آهن
معدن سنگ آهن چغارت بافق از قديم شناخته شده بود تمام دامداران و مردم محلي كوه چغارت را به همين نام اسم مي برده اند براي اولين بار استان (STAHL) در سال 1897 نقشه زمين شناسي از اين منطقه تهيه نمود.
گزارش و اطلاعات بيشتري را ( BOHNE) طي سالهاي (1932-1929) كه به عنوان مشاور معدني دولت ايران انجام وظيفه مي نمود تهيه كرد و باير (BATER) در سالهاي (1940-1938) راجع به طبقات متامرف بين انارك تا بافق مطالعاتي انجام داده است.
سپس كومل( KumEl) در سال 1940، ( Diehl) در سال 1944 و لادام در سال 1945 گانسر(GANSSER) در سال 1955، والتر و گورستن و ونس لاف در سال 1969 مطالبي راجع به زمين شناسي ناحيه و ذخاير آن ارائه داشته اند شركت دماك درسال 1961 چاپكين در سال 1964، فدرفسكي در سال 1966و به آيين در سال 1966 گزارشاتي در مورد زمين شناسي ارائه نموده اند.
اين معدن مورد توجه مسئولان عالي رتبه كشور بوده است از ابتداي انقلاب اسلامي با خروج كارشناسان خارجي فعاليت اقتصادي به خود ادامه داده است.
پس از بررسي هاي مقدماتي روي كانسار چغارت از سال 1340 تا 1345 با همكاري وزرارت اقتصاد شركت ملي ذوب آهن ايران و كارشناسان خارجي پس از حفر چند حلقه چاه ( 3100 متر حفاري) و همنچنين تونل و ترانشه گزارش اكتشافي مقدماتي تهيه و ذخيره زمين شناسي را 135 ميليون تن تعيين نموده و با توجه به اين ذخيره كار احداث كارخانه ذوب آهن اصفهان شروع گرديد.
ار سال 1345 تا 1354 مجدداً بالغ بر 1600 متر حفاري عميق انجام شد و پس از اتمام عمليات ژئوفيزيكي گزارش اكتشافات تكميلي تهيه و ارائه گرديد كه در آن ذخيره چغارت 216 ميليون تن برآورد گرديد.
پس از انقلاب و بين سالهاي 1366 -1369 به منظور شناخت دقيق تر كانسار 9 حلقه چاه عميق (جمعاً 1827 متر) و 64 حلقه چاه كم عمق جمعاً (2446 متر) حفر و نمونه برداري گرديد كه پس از محاسبات و مطالعات لازم ذخيره معدن 2 ميليون تن از مقدار ذخيره اكتشافي قبلي كسر و به 196 ميليون رسيد
2-1 مشخصات و معرفي شركت سنگ آهن
اين شهرستان از جمله معدن خيزترين شهرهاي ايران است كه از مهمترين معادن آن مي توان سنگ آهن چغارت، سنگ آهن چاهگز، فسفات اسفوردي، سرب و روي كوشك، سنگ آهن سه چاهون، منگنز ناريگان و معدن مرمريت پيشه در را نام برد.
معدن سنگ آهن چغارت در 12 كيلومتري شمال شرق شهر بافق واقع گرديده است شهرستان بافق در فاصله 120 كيلومتري جنوب شرقي شهرستان يزد قرار گرفته است و چون در حاشيه كوير مركزي ايران واقع شده داراي آب و هواي خشك بوده و درجه هوا در تابستان به 5/46 درجه سانتيگراد و رطوبت آن بسيار كم به طوريكه در ماههاي مرداد و شهريور از 20% تجاوز نمي كند سنگهاي متامرف اطراف چغارت تشكيل تپه هاي فرسوده و پستي را مي دهند كه بلندترين قله در بين آنها چغارت با ارتفاع اوليه 1280 متر ازسطح دريا و قله آن از سطح منطقه اطراف قبل از استخراج حدود 150 متر بوده است ذخيره اين معدن 206 ميليون تن با عيار متوسط 5/75 آهن و 4% فسفر برآورده شده و كانسار معدن از منپتيت و هماتيت تشكيل شده كه عناصري از آپاتيت و گليسيت و پيريت در آن ديده مي شود.
3-1 خلاصه عملكرد و فعاليتهاي شركت سنگ آهن
1- صادرات كشور به شكورهاي پاكستان و چين:
يكي از اقدامات اساسي شركت در سال 82 علاوه بر صادرات به پاكستان، انعقاد قرارداد به مزان 140000 تن با شركت هاي ايتوچو ژاپن و هاروست كشور چين مي باشد كه در اين راستا شركت توانست مقدار 228328 تن سنگ آهن به كشور پاكستان و مقدار 120506 تن به كشور چين و مقدار 63842 تن به كره صارد نمايد.
2- اقدامات و پروژه هاي عمراني شركت: 1- احداث بلوار چغارت به طول 10 كيلومتر به و صورت مجزا با امكانات چمنكاري فضاي سبز مناسب با كاشت 35 هزارا صله و يازده گونه گياهي درخت 2- احداث سنگ شكن 3- احداث خط لوله آب به طول 38 كليومتر 4- نصب 15برج نور در شهرك و محدوده داخلي معدن 5- پرداخت ديون و تعهدات مالي شركت و …
3- طرح كارخانه الگو مراسيون جهت اشتغالزايي جوانان جوياي كار منطقه:
نظر به وجود توليدات ريز دانه كه بازار خريد آن كاهش يافته بود با هدف كسب درآمد بيشتر براي شركت و همچنين ايجاد اشتغال و رفع معضل محروميت منطقه اين طرح به اجرا درآمد كه در واقع 308 نفر در آن مشغول به كار هستند.
40000 احداث كارخانه فرآوري طرح برنامه توسعه صنعت خوب كشور با احداث صنايع جديد فولاد سازي و سرمايه گذاري در اين بخش. ضرورت تأمين مواد اوليه به عنوان پخش اصلي زنجيره صنعت را پيش از ساير بخش ها با اهميت تر مي كند وجود منابع غني سنگ آهن در منطقه آهن دار بافق، معدن چغارت را در بدون شروع صنعت در كشور از 30 سال پيش متمايز كرده بود و همگام با توسعه صنعت، در بخش معدن نيز مي بايست برنامه ريزي مي شد كه در برنامه هاي اقتصادي پنج ساله مورد مطالعه قرار گرفت. وضعيت خاص معدن چغارت به عنوان معدن غني در سالهاي اول بهره برداري ذوب آهن اصفهان، شرايط استخراج و دانه بندي سنگ آهن پرعيار را به همراه داشت ليكن طبيعي است كه در اين ارتباط سنگهايي با عناصر نامطلوب، مانند فسفر نيز استخراج مي گرديد. انباشت نزديك به 25 ميليون تن سنگ آهن كم عيار و پرفسفر در ادامه حيات اين معدن ضرورت احداث كارخانه فرآوري را قطعي نموده از سويي ديگر محدوديت برنامه استخراج براي ذوب آهن اصفهان و نياز به كنسانتره شده و …
فصل چهارم
شهرداري بافق و منابع درآمدي آن
از آنجايي كه شهرداري بخشي از درآمد خود را از شركت سنگ آهن فراهم مي نمايد در اين جا لازم به ذكر است به صورت اجمالي به معرفي شهرداري بافق و منابع درآمدي آن اشاره نمود.
– تاريخچه تأسيس شهرداري بافق:
با تشكيل انجمن شهر بافق متشكل از تعدادي افرادي سرشناس و خبره در زمينه هاي گوناگون در سال 1322 با توجه به جمعيت و وسعت شهر بافق مجوز تأسيس شهرداري بافق به عنوان سومين شهرداري تأسيس شده در استان يزد صادر و شهرداري بافق رسماً كار خود را در همان سال قريب به 12 نفر پرسنل ثابت و غير ثابت آغاز نمود.
با توجه به قوانين حاكم بر شهرداري ها در آن زمان وظايف متعددي از قبيل كارهاي عمراني شهر، احداث معابر، نظافت و آب پاشي معابر، روشنايي معابر، ثبت املاك، ژاندارمري ، رسيدگي به وضع محرومين به عهده شهرداري بافق بود و البته منابع درآمدي متعدد و متنوعي جهت تأمين هزينه هاي امور فوق پيش بيني گرديده بود كه در بحث درآمدهاي شهرداري بافق در آن زمان به تفصيل آورده شده است.
منابع درآمدي شهرداري بافق:
كمك هاي اعطايي دولت و سازمانهاي دولتي
پس از انقلاب سالامي به ويژه در دهه اخير سهم كمك هاي دولتي و سازمانهاي دولتي از كل درآمد شهرداري ها به شدت سير نزولي پيدا كرده كه اين امر مبتني بر تصميم دولت در سال 62 مبني بر خودكفايي شهرداريها مي باشد.
در اين راستا كمك هاي مربوط به شهرداري ها به حدقل ممكن رسيده و به تعدادي از شهرداريها هيچ كمك مالي نگرديده است.
قابل توجه است كه وصولي شهرداري ها از بخش دولتي طي سال هاي دهه 50 قريب به نيمي از درآمدهاي آنها بوده است. همچنين ذكر اين مطلب حائز اهميت است كه نوسان سهم كمك هاي دولت به شهرداري ها همواره با نوسان درآمدهاي محلي شهرداري ها همراه بوده است و به موزات كاهش اين كمكها شهرداريها ناگزير به اتخاذ تصميمات مختلفي از جمله افزايش عوراض محلي، فروش اموال و دارايي ها و اخذ عوارض جديد و سرمايه گذاري در طرح هاي درآمد زا و موارد مشابه بوده اند. همانطور كه در جدول شماره- مشاهده مي گردد طي سالهاي مورد مطالعه به غير از سال 1382 همواره كمك هاي اعطايي دولت به شهرداي بافق كمتر از 5/1 درصد كل بودجه شهرداري بوده است و تنها در سال 1382 به علت اجراي لايحه تجميع عوارض به ناگزير رقم اين كمك ها افزايش قابل ملاحظه يافت ولي به هر حال با توجه به سياست هاي كلي دولت اين امر استمرار نداشته است.
درآمد حاصل از خدمات و درآمدهاي موسسات انتفاعي
اين بخش از درآمد شهرداري بافق مشتمل بر مواردي چون حق آسفالت و ترميم حفاريها، حق كارشناسي، درآمد اتوبوسراني و ميني بوسراني، آگهي هاي تجاري و ساير تاسيسات شهرداري مي باشد. اين منبع درآمدي نيز طي سالهاي مختلف همواره كمتر از 3 تا 4 درصد كل درآمدهاي شهرداري بافق را تشكيل داده و در بعضي مواقع اين موضوع به كمتر از 1% كل درآمد شهرداري كاهش يافته است.
بررسي آمار موجود در سالهاي 80 تا 84 نشان مي دهد بيشترين درآمد شهرداري از اين محل متعلق به سال 1383 به ميزان 7/2 درصد و كمترين مقدار آن متعلق به سال 80 با 99% مي باشد.
درآمد حاصل از وجوه و اموال شهرداري
مال الاجاره ساختمانها و تاسيسات شهرداري، درآمد حاصل از كرايه ماشين آلات و وسايط نقليه ازجمله درآمدهاي شهرداري بافق از محل وجوه و اموال مي باشد. درآمد مذكور طي سالهاي مورد مطالعه( 1380 تا 1384) به طور نسبي افزايش يافته است به نحوي كه از نظر ريالي كمترين آن متعلق به سال 1380 و بيشترين مقدار آن متعلق به سال 1384 مي باشد. اين بخش از درآمد در شهرهايي بزرگ مانند تهران، مشهد و اصفهان رقم قابل توجه اي از درآمد شهرداري را به خود اختصاص داده است ولي اين رقم درشهرداري بافق همواره كمتر از يك درصد كل درآمد شهرداري را تشكيل داده است ك البته تعميق و مطالعه در اين فصل از درآمد مي تواند به افزايش قابل ملاحظه آن كمك كند.
بررسي منبع درآمدي از محل دريافت وام
وام هاي پرداخت شده به شهرداريهاي كشور، طبق آمار و اطلاعات موجود و بررسي آن در مقاطع مختلف زماني، بسيار محدود بوده است. در سال 1352 وامهاي دريافتي توسط شهرداريها از منابع دولتي و بانك مركزي، 55/2% و در سال 1353 ، 82% درصد بوده است. در سال 1359 اين رقم به 59/1% افزايش يافته و مجدداً در سال 1360 به 14/1% رسيده كه درسالهاي 1366 و 1367 نيز وام هاي دريافت شده از منابع دولتي توسط شهرداريها به ترتيب 46/1% و 08/1% از درآمدهاي آنها را شامل مي شده است.


دیدگاهتان را بنویسید