اهميت و ضرورت تحقيق :
شايد در بناي امروزي هيچ مسئله و موضوعي به اندازه حمايت هاي اجتماعي و سلامت رواني جوانان و دانشجويان وجود نداشته باشد.
علّت اين ادّعا اين است که حمايت هاي اجتماعي در واقع تحقق همان خواسته ها و علايق و انتظارات دانشجويان و جوانان هستند که هم? انتظارات و خواسته هاي آنان در زمين? تحصيل، اشتغال و ازدواج و خواسته هاي مختلف اجتماعي و سياسي است.
اگر انتظارات و خواسته هاي جوانان در زمينه تحصيل و رشته هاي مختلف تحصيلي و ادامه تحصيل فراهم گردد.
اگر خواسته هاي جونان و دانشجويان در امر اشتغال و آينده شغلي پس از درس و دانشگاه تأمين تضمين گردد.
اگر انتظارات دانشجويان در مورد ازدواج و آينده تشکيل خانواده محقّق گردد. اصولاً خود بخود سلامت رواني نيز تا حدّ زيادي تأمين مي گردد. زيرا سلامت رواني امروزه تا حدّ زيادي معلول دست يابي جونان و دانشجويان به رشته و تحصيل مورد نظر و شغل و درآمد مورد نظر و حتّي تشکيل خانواده و ازدواج موّفق است.
فرضيه ها :
هرچه حمايت تحصيلي در مدرسه بيشتر بوده باشد، سلامت دانشجويان بيشتر است. حمايت و هدايت ورود به دانشگاه از طرف دولت باعث سلامت رواني دانشجويان مي شود کلاس هاي تقويتي باعث حمايت از دانشجويان مي گردد.
سلامت جسماني و طاهري و حمايت جامعه از آن باعث سلامت رواني دانشجويان است. استفاده از اساتيد مجرّب و برجسته باعث ديگري دانشجويان و سلامت رواني آنهاست استفاده از آراء و نظرات دانشجويي باعث تقويت حمايت اجتماعي است.
دادن بورسيه به دانشجويان و حمايت اجتماعي از آنان در سلامت رواني آنها مؤثر استو استفاده از اعضاي خانواده در بهبود سلامت رواني دانشجويان مؤثر است.
اهداف تحقيق :
تعيين رابطه حمايت هاي اجتماعي و سلامت رواني در بين دانشجويان طبيعي است براي شناخت اهداف اصلي که تا حدّ زيادي کلي و عمده هستند به اهداف جزئي تر و فرعي تر نيازمنديم. که به آنها اشاره مي کنيم.
1 ) حمايت هاي اجتماعي منطقه اي براي دانشجويان چه مواردي است.
2 ) حمايت هاي ملي چه مواردي است؟
3 ) سلامت رواني در اثر حمايت هاي اجتماعي چگونه تغيير مي کنند.
4 ) در صورت بروز مشکلات حمايت هاي اجتماعي تا چه حدي باعث سلامت رواني مي گردد.
5 ) حمايت هاي مالي و اقتصادي يا حمايت هاي سياسي و شخصيتي مهم ترند؟
6 ) چه عواملي در ايجاد و حمايت و بهبود سلامت و بهداشت رواني مي توان شمرد.
(متغيرهاي تحقيق) :
متغيرهاي تحقيق حاضر عبارتند از :
متغير مستقل حمايت هاي اجتماعي :
متغير وابسته : بهداشت و سلامت رواني :
توضيح اينکه در اين تحقيق در اين حدود و هيأت سيستم که نشان دهيم، حمايت هاي اجتماعي (حمايت والدين از دانشجو در تأمين لباس و شهريه و … حمايت آموزش و پرورش در ارائه بموقع نتايج و گواهي ها و کنکور و غيره در ثبت نام در تأمين وسايل آمد و شد امکانات و خوابگاه …) امکانات جرايدي وروزنامه اي و اينترنتي در ايجاد ارتباط آنها با دنياي علمي و آموزشي، حمايت هاي معنوي مسئولين در ارائه خدمات لازم و استقبال از برنامه هاي آنان، حمايت ها ياقتصادي و مالي در ارائه وام و کنار آمدن با شهريه ها، ارائه خدمات اداري و فتوکپي و جزوه و کلاس و کارگاه و آزمايشگاه و لابراتورها و همراهي مسئولين در اجراي متينک هاي دانشجويي در نقد و انتقاد سازنده مسايل منطقه و دانشگاه و مسئولين و نهادها جهت روشن شدن اذهان مردم فضايي از حمايت هاي اجتماعي است که در صورت اتفاق و اتحاد و تحقق اين امر باعث اعتماد و تفاخر و عزت نفس دانشجويان و در نتيجه سلامت و بزرگي روان دانشجويان مي گردد و خداي ناکرده مختلف و تهديد کردن و ايجاد شرايطي سخت در انفصال و اخراج آنها باعث فشار رواني و عدم تخليه خواسته ها و انتظارات باعث عقده و حسّ انتقام و بدبيني مي گردد که در اين تحقيق قصد بررسي آن را داريم.
حمايت اجتماعي : هر گونه تأييد افکار و نظرات دانشجويان و خواسته هاي معقول و مقبول آنان از طرف خانواده و نهادهاي مرتبط با دانشجويان را حمايت اجتماعي مي ناميم.
سلامت عمومي : قرار گرفتن دانشجويان در مسير ادام? تحصيل، و تحصيل کارآمد و ازدواج موفِق و دريافت مقتضي و مورد انتظار همراه با شادي و سلامتي جسماني سلامت عمومي اطلاق مي شود. (محمد محمدي، 1383)
تعريف مفهومي و عملياتي متغيرها :
حمايت : اهتمام عمومي افراد محيط دانشجو (دالدين، اساتيد يا مجريّان، مسئولان و …) در ارائه خدمات مرتبط با وظايف و اعتماد و اطمينان به نظرات و انتظارات دانشجويان حمايت هاي اجتماعي : حمايت هايي که جنب? عمومي و اجتماعي (روزنامه اي، نماز جمعه اي، سطح شهري، افکار عمومي، نظر عمومي مسئولين) دارد. و همه در جهت حمايت از دانشجويان است حمايت هاي منطقه اي : حمايت هايي که فقط در حوزه يا شهرستان امکان برآروده شدن و عملي شدن و تحّقق آن وجود دارد.
حمايت هاي ملّي : تصميمات و حمايت هاي کشوري و ملّي مثل ارائه وام هاي سنگين با بهره کم حمايت از ميتينيگ ها، ضبط و ثبت نظرات آنها در جرايد، پشتيباني از نظرات و کارها و فعاليت هاي آنان.
بهداشت و سلامت رواني : هر گونهامکان و شرايطي که فرد از تعادل و سازگاري دروني و بروني برخوردار است.
ارتباط : پيوند و ايجاد پيام و تداخل دو يا چند نفر يا دو يا چند پديده در مورد افراد و پديده ها.
ورودي ) (دانشجوي ورودي) : کسانيکه قصد ورود به دانگشاه به عنوان ترم اوّل را دارند و عهنوز تجربه کافي در حضور در کلاس، برخورد با استاد، کلاس تخلط را ندارند.
خروحي (دانشجوي خروجي) : کسانيکه دانشگاه را تمام و واحدهاي را گذرانده و ترخيص و فارغ التحصيل شده اند.
فصل 2
ادبيات و پيشينه تحقيق
1 . 2 ) پيشين? نظري تحقيق
مناسبات اجتماعي :
انسان موجودي است اجتماعي و بدون تعامل و روابط مختلف اجتماعي و فرهنگي و سياسي و اقتصادي و نظامي و علمي و آموزشي و خانوادگي دوام و حيات زندگي اجتماعي از هم مي گسلد.
در گذشته هاي دور به خصوص در زمان زندگي انسانهاي غارنشين در اثر احساس نياز به خصوص نياز به غذا نياز به مراقبت نياز به امنيت، نياز به تربيت، نياز به آموزش در حفظ خود از سرما و گرما و حيوانات گزنده و درنده و زننده بصورت نسبتاً آگاهانه از جهت يکديگر سود مي جستند و از همزيستي و تعامل با يکديگر نهايت استفاده را مي کردند.

پدر در هنگام شکار فرزند خود را به شکار مي برد و نحو? شکار و نحو? دوام نهادن و نحو? مقابله با ساير حيوانات و نحو? تسلّط بر شکار را به تدريج مي آموخت.
در منزل و يا آشيانه و غار نيز دختران از مادران طرز غذا پختن و مراقبت از فرزندان و ادار? غار و يا آشيانه را مي آموخت و تا حدّي مسايل زناشويي اوّليه را از مادران از طريق نگاه و تجربه و گفتمان و همبازي ها مي آموختند.
از روابط و حمايت هاي اجتماعي آنچه در گذشته و تاريخ انسانها ذکر و ثبت شده است. مسئله آموزش بوده و مي باشد.
آموزش شکار، آموزش ادار? خانواده، آموزش مبارزه، آموزش تحرک اجتماعي، آموزش دفاع شخصي و آموزشهايي از اين قبيل که در گذشته اجداد انسانها در اثر کاوش هاي باستان شناسي به اثبات رسيده است.
1 ) آموزش در خانواده :
خانواده از آنجا که اوّلين و ابتدايي ترين هسته تشکيل گروه و نهاد در مدنيّت انسانها بوده و از آغاز خلقت نهاد خانواده همراه و همزاد انسانها تعريف شده است : لهذا هر مفهوم و موضوع و آموزشي نيز در نهاد خانواده صورت گرفته است. آموزش مهارت شکار، آموزش هاي مهارت دفاعي، آموزش هاي مهارت جمع آوري ميوه و غلات، آموزش هاي ادار? منزل، آموزش هاي کنترل اعضاي خانواده، آموزش ايجاد ارتباط با ساير خانواده ها و آموزش نحو? آموزش خود از مهم ترين آموزه هاي نهادي در نهاد خانواده در طول ميليونها سال و از قدمت ديرينه شناسي تا به امروز بوده و مي باشد تنها تفاوت اين آموزش ها در شکل و نحو? آموزش ها و ابرازها و وسايل و زبان و گويش متفاوت نسل ها و خانواده ها بوده و مي باشد.
2 ) تحرک اجتماعي :
هيچ موجودي بدون تحرّک و حرکت و در يکجا نشستن به رشد و بالندگي نرسيده و نمي رسد. متحرّک اجتماعي علاوه بر گردش خون و تنفس صحيح و ترشح هورمون ها و آماده سازي بدن در ادامه زندگي باعث ايجاد روابط با ساير اعضاء و پدر و مادر و شکار و زندگي و شغل و حيثيت اجتماعي و دانش و معلومات مي شود.
و اين تحرک که باعث ايجاد انگيزه و علاقه و بروز استعداد و خلاقيت ما را استعدادها در افراد مي گردد. و اين تحرک و حرکت است که گويش و زبان و محاوره و ارتباط را شکل ميدهد امروزه تحرکات اجتماعي از بُعد جسماني و حرکتي و يَدي به جنبه ذهني و رواني و عقيدتي تبديل شده است يعني اگر در گذشته جوانان و مردم با حرکت و تحرکات مختلف اجتماعي و ايجاد تحوّلات اجتماعي و تشکيل خانواده و زراعت و دامداري و شکار و ساخت پل و ساختمان و جاده و راه و غيره اين تحريک را به منصه ظهور و حضور ما رسانيدند. امروزه عده اي در پشت ميز و با نوشتن مقالات و کتاب ها و آثار و مقالات و غيره جهاني را به حرکت در مي آورند و نظريه ها و فرضيه ها را طرح مي کنند که افکار و انديشه ها را تعويض و تأثير ميدهند.
3 ) نياز به موقعيت و ايدئولوژي و حمايت هاي اجتماعي :

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

شايد کسي در جهان مخالف اين فکر و نظر نباشد که هيچ موجود و انساني بدون اعتقاد و ايدئولوژي نيافريده شده است و هر انساني اعم از گذشته و حال و آينده از آنجا که فطرت الهي و خداجويانه دارد. و بصورت دروني و ذاتي بدنبال دروني و گم گشته خويش است. به نوعي دنبال خداجويي و خداپرستي و اعتقاد و آرمان خواهي و آرزوهاي فطري و دروني و ذاتي خويش است. اگر در گذشته عده اي آفتاب مي پرستيدند. و اگر انبوهي ماه و خورشيد و رودخانه و رعد و برق و طوفان و گوساله و گاو … مجسمه ها را مي پرسيدند. در واقع اين اعتقادات انحرافي دليل خدا جو بودن و ذات فطري و دروني آنها در نيل به آينده خداگونه خود بوده است. ولي به علبت علم اندک و قليل مي ديدند مي پرستيدندکه ماه و خورشيد و آتش و رودخانه هر کدام مظهر زايش و گرمي و نجات و روشنايي و حيات هستند و دليل پرستش آنها نيز همين بوده است که بتدريج با رشد علوم و فنون و دانش بشري و تولد مکاتب فلسفي و ظهور پيامبراني نظير آدم، حوا، ابراهيم، يونس، يوسف، خليل، عيسي، و موسي و حضرت محمّد (ص) و ديگران اين راه تا حدّي روشن و مبَرهن شد.
شايد نياز به اعتقاد و آرمان خواهي در نظر خواننده چندان مهّم به عمل نيايد. امّا آنچنان اين اهميّت زياد و برجسته است که امروزه طي تحقيقات فراوان و جهاني و گسترده ثابت شده است که نياز به اعتقاد و آرمان از نيازهاي غذايي و بهداشتي و ديگر هم مهّم تر است. که بچه ها و جوانان و افراد و اعضاي خانواده بايد از طريق والدين به اين حمايت ها برسن.
مفهوم حمايت اعتقادي و آرماني بدين معني نيست که کودک و نوجوان و جوان را به اطاعت و پيروي از دين و مکتب خاصّ اجبار کنيم و يا نسبت به داشتن اعتقادي دربار? مسئله اي تهديد کنيم. بلکه حمايت اعتقادي دادن اطلاعات و بروز خلاقيت ها و استعدادها و توانايي هاي فرد است که در جامعه پدران و مادران و اولياي امور مدارس و مربّيان و دانشگاه ها بايد به فرد تفويض و ارائه نمايند. و اين خود فرداست که با استفاده از اطلاعات بدست آمده و راه هاي کسب کرده و جهان شمولي افکار و انديشه هاي تجربه شده خويش و مطالعه و نمود در زمينه هاي مکاتب مختلف اعتقاد خود را به آرمان و خلق هستي ابتدا روشن کند و سپس از همين منظر توقّعات و انتظارات خود را در جامعه گسترش ربط نمايد.
محروميّت و انگيزه نياز به موفّقيت در کارکردهاي اجتماعي :
شايد اين جمله معروف را شنيده باشيد که فقر و تهيدستي خود مظهر دارايي و دانايي استو يعني ماداميکه انسانها خود احساس نياز و احتياج کنند به خود اجازه تحرک و حرکت و فعاليت نميدهند.
اگر در طول دهه هاي گذشته شاهد رشد و ترقّي سرسام آور ژاپن و آلمان از لحاظ صنعتي و علمي و تکنولوژي شده ايم. اين بوده است که اين دو کشور پس از جنگ بين الملل دوّم همه زير ساخت هاي ملّي خود را فنا شده ديدند. و دولت مردان در آن تصميم گرفتند که پس از جنگ سياست هاي درست و آينده نگرانه را در خط مشي ها و قوانين و مصوّبات يکباره اصلاح و از نو رشد کنند. و در واقع فقر و نابودي را سکّوي موفقيت و پيشرفت خويش قرار دادند. شايد اگر در آن موقعيت اين دو کشور داراي معادن و منابع و ثروت و درآمدهاي خدادادي بودند و پس از جنگ مصرف بازساري و تأمين خرابي ها مي کردند و به صورت عادي و آرام به زندگي ادامه مي دادند در طول چند دهه فشارهاي اقتصادي و شغلي و تورّم و گراني اقتصاد و سياست کشور را از پاي درمي آورد. ولي همين فقر و نياز به موفقيت عامل رشد و بالندگي ملّت ژاپن و آلمان شد و امروز اين دو کشور از دول مهّم صنعتي و قدرت ها و قطب هاي صنعتي در جهان هستند.
ضرورت خارحي و دگرگوني اجتماعي :
يکي ديگر از عوامل و متغيّرهاي مؤثر و تأثيرگذار در گرگوني هاي اجتماعي ضرورت هاي خارجي است. امروزه در سطح کلان و ملّي و جهاني کشورها آن چنان به هم وابسته اند که کوچکترين تحوّل و تغيير اقتصادي يا سياسي و اجتماعي باعث ايجاد تحوّلات ديگر در نقاط ديگر جهان مي گردد.
اخيراً بُحران مسکن در امريکا کاملاً ثابت کرد که چگونه بُحران مسکن به تدريج امريکا و سپس اروپا و بعد آسياي دو رو آسياي ميانه و چين و شوروي را تحت تأثير قرار داد و ارزش عرضه و تقاضا را در بازارهاي بين المللي و پولي و بانکي بهم زد. و کارخانجات توليد اتومبيل و قطعات وسايل يدکي حتّي ارزاق عمومي محصولات کشاورزي و نيز پارچه و الياف و نخ و منسوجات و چرم و پودر و وسايل خانگي و حتّي خود نفت و سوخت را در جهان تحت الشعاع خود قرار داده و امروزه پس از حدود 6 ماه هنوز اثرات و امواج آن در اخراج کارگران و ورشکستگي کارخانجات و تعطيلي بانک ها و کاهش ارزش پول و بازار بورس و سهام عليرغم اقدامات تقويتي و تأميني ادامه دارد. اين وضع در خانه و شخصيت افراد نيز قابل تعميم و سِّري است اگر فردي از محيط و نهاد خارج از حوزه تحت فشار قرار گيرد دچار فشار رواني و يا در صورت حمايت احساس امنيّت و سلامتي مي نمايد.
در بُعد حمايت هاي اجتماعي و سلامت رواني دانشجويان نيز اين شاخصه اهميّت دارد. يعني حمايت هاي صرف خانوادگي براي سلامت رواني دانشجويان کافي نيست بلکه خارج از محيط خانواده خارج از محيط دانشگاه خارج از محيط شهر، خارج از محيط استان، خارج از محيط کشور نيز حمايت ها باعث دلگرمي و اعتماد به نفس دانشجويان و سلامت رواني آنها مي گردد. مثلاً ممکن است فردي اين سئوال را براي خود طرح کند دانشجويي که در رشته کشاورزي در پيام نور خدابنده تحصيل مي کند چگونه از حمايت هاي خارجي بهره مند مي گردد. اگر شراايط تسهيل گردد و دفاتر بين المللي علمي و پژوهش در تهران و شهرهاي بزرگ استقرار يابد و يا سايت مستقلي پژوهش هاي دانشجويي را رصد کند. همين دانشجوي پيام نور شهر خدابنده با ارائه يک طرح و پژوهش در سايت ذکر شئه و يا دفتر مزبور و حمايت هاي مالي و رواني از آنها دانشجو احساسا مي کند که متن و مقاله ايشان هر چند بصورت اوّليه در سطح جهان و توسط يک گروه علمي پذيرفته شده جهاني مورد قبول واقع شده است اين خبر و هماهنگي آن چنان مهّم است که شايد ارزش آن از شنيدن خبر برنده شدن ميليونها تومان در بانک ها برتر و شادي بخش تر باشد و اين احساس را کساني بهتر درک مي کنند که شايد به چنين وضعي مبتلا شده اند و خبر پذيرش مقاله آنها توسط مرکز علمي جهاني و يا دانشگاه هاي معتبر جهاني به ايشان اعلام شده است.
نقطه مقابل (احساس کهتري و بيماري) :
احساس حقارت و يا احساس کهتري بدترين احساس و آزارنده ترين احساس در شخصيّت انساني است. زيرا برخي از احساسات منفي، نظير ترس و فقر ئ گناه و شکست و باخت و … را مي توان با استفاده از تمرين و و جايگزيني و رفتارهاي تأمين کننده و جايگزين کرد. ولي احساس کهتري و حقارت آنچنان تار و پود شخصيت انساني را فرا مي گيرد که حتي اينکه فرد احساس بکند که مي تواند بر آن غلبه کند را از او سلب مي کند. در اين باره مسئله آنچنان اهميت و ضرورت دارد که مکد و گال آن را غريزي دانسته است. و آنرا ميلي به منظور اثبات يا به کرسي نشاندن خود در محيط خويش و احراز مهتري و برتري موردنظر خويشتن در فرد آدمي به وجود مي آورد. (منصور ، 1358) در اين ادعا که اين صفت ويژگي يک احساس غريزي است و از طرف مکد و گال عنوان شده است اغلب صاحب نظران مخالف اين فرضيه و ادعا شده اند و ذوکرمن و مازلو در تحقيقات خود اين ويژگي و صفت را فقط يک تلاش پررفتاري جهت کسب غذا و لانه و برتري در حيوانات ذکر کرده اند. هرچند نمي توان صفات و انگيزه هاي حيواني را با موجود انساني مقايسه کرد.
مازلو در واقع اين صنعت را نوعي رفتار ثانويه در موجود براي کسب موقعيت و استفاده از شرايط و مطلوبيت ذکر کرده است. و آنرا فقط يک واکنش ثانويه در کسب موقعيت برترانه و عالي ذکر کرده است.
دموستين يکي از صاحب نظران رشته روان شناسي خود داراي لکنت زبان پيشرفته بود و در واقع اين صفت و ويژگي از کودکي در او شکل و تقويت شده بود.
پس از طي مراحل علمي متوسط و انگيزه شديد در ميل به تحصيلات عاليه تصميم گرفت به لکنت زبان خود غلبه کند و در واقع لکنت زبان که نوعي براي او احساس حقارت و خود کم بيني به وجود آورده بود با تلاش و کوشش آنرا در خود خاموش کرد و قدرت تکلّم و گفتمان خود را برتري بخشيد و به نوعي احساس بهتري از نوعي احساس کهتري که از لکنت زبان نصيب او شده بود، غلبه کرد.
در نظريات آدلر و همکاران که مطالعات و تحقيقات گسترده اي در زمينه موارد و مسايل اجتماعي به خصوص ابعاد اجتماعي و حمايت ها و تهديد و تقريب هاي اجتماعي در شخصيت کودکي شامل سه مرحله اصلي و اساسي مي داند.
الف ) ابتدا احساس ناتواني کردن ؛
ب ) احساس ضعيف تر بودن از بزرگسالان که در همه افراد اين احساس حاکم است ؛
ج ) احساس تابع بودن به بزرگسالان و کودک همواره در زندگي درصدد آن است که به اين سه مرحله فايق و چيره گردد.
به نظر مي رسد اين فرضيه و نظريه آدلر و همکاران و مقبول است و هرکس در زندگي دوران کودکي و نوجواني اين احساسات را تجربه کرده است و هم? افراد و انسانها درصدد تقويت حسّ برتري جوئي و طرح خود در جامعه هستند و حتي آدلر و همکاران مسئله پرخاشگري و طغيان افراد در حمله به گروهها و افراد و به اصطلاح قلدري و تمرّد و گردن افرازي را نوعي از همين احساس جبران مي داند که به صورت منفي و به صورت تمارضات و تعارضات اجتماعي جلوه مي کند و در مطالعاتي که در قبايل بانتو در نمايش دادن اسب هاي خود و يا نمايش محصولات خود در روزهاي خاصّ به همشهريان و قبايل ديگر انجام مي دادند در واقع نمايش دادن محصول يا اسب نبوده، بلکه در اصل نمايش برتري خود و توانايي خود در انجام چنين مهمي بوده است.
اگر اين نظريه قديمي را با موارد امروزي از قبيل نمايشگاه هاي خطاطي، خوشنويسي و نقاشي، آشپزي، ورزشي و علمي و نمايش صنايع دستي درنظر بگيريم مي توان گفت هنوز اين صفت و برتري جويي در اشکال جديد در ميان افراد و گروه ها وجود دارد.
حتي قهرمانان ملّي اغلب در مصاحبات خود اعلام کرده اند که لحظه قرار گرفتن در سکوّي قهرماني و نمايش خود و برتري ارزش هاي خود را به مراتب شيرين تر و مهّم تر از لحظه هايي مي دانند که بر حريف و يا مسابقه غلبه کرده اند در مورد احساس کهتري و يا ضعف نيز دو ضلع مقابل اين شرايط را مي توان توضيح داد.
فرويد پدر علم روان شناسي و صاحب نظريه بسيار عجيب امّا مهّم و نيز طرفداران آن به خصوص ارنست جونز3 معتقدند که بشر همواره از داشته ها و محصولات خود دفاع مي کند و سعي دارد ضمن حفظ آنها برتري و اصالت اين داشته ها را به رُخ ديگران بکشد.
جونز معتقد است کودک در دور? کودکي درصدد حفظ محصولات تن خود مي باشد. و حتّي از حفظ آن لذّت مي برد و چون هنوز به مرحله عقلاني و پيش بيني عواقب آن نرسيده است در عدم کنترل آن باعث برخورد والدين و يا پرستاران مي گردد. و در نتيجه در اثر تنبيه مادر يا پرستار اين صفت را در نگه داري چيزهايي ديگر مثل عروسک جابجا مي کند و در بزرگسالي اين صفات را با جمع کردن پول و احتکار محصولات و اهميت دادن به مالکيت و خريد املاک و ماشين و دکان و حفظ و نگهداري آنها به هر قيمت ممکن مبادرت مي کند.
طرفداران نظريه فرويد اين مورد را در مورد نظافت و اقدامات والدين در اهتمام به نظافت کودکان از طريق تربيت خشک و خشن آن را به صورت اپرام و پافشاري و صرفه جويي در جمع آوري خلق و خوي هاي مختلف گسترش داده اند و در واقع اين صفت پست و نظافتي دوره کودکي را به صفت و ويژگي بزرگسالي (والاگرايي) و برتري جويانه و مهتري جابجا کرده اند.
روهايم4 در مورد اين نظريه بسيار مهم تحقيقاتي بسيار ارزنده انجام داده است. روهايم طي تحقيقاتي که در قبايل بدوي و ابتدايي استراليا و نيز افريقائي نظير اجتماع زوني ها و مپي ها انجام داده است به نتيجه مقابل رسيده است.
در اين قبايل برحسب آداب و سنّت ها برنده شدن و پهلوان بودن همواره با نوعي سکوت و شکسته نفسي تاريخي همراه است. و قهرمانان و پهلوانان اين اقوام در مقابل کارهاي خارق العاده و شگفت انگيز هيچوقت احساسات برتري جويانه از خود نشان نمي دهند. بلکه با سکوت و عقب نشيني شخصيت و قالب خود را حفظ نمايند که اين صفت حتي در مورد برخي از پهلوانان و عرفاني ايراني نيز در تاريخ ثبت شده است.
آموزگاراني که در اين دو قبيله درصدد استفاده از رقابت در سر کلاس براي تقويت امور آموزشي بودند نتيجه گرفتند که نتايج عکس مي گيرند. زيرا کودکان وقتي در معرض مسابقه و رقابت قرار مي گيرند با حفظ شرايط و صرف انرژي در حد ساير رقيبان و نگاه کردن زيرچشمي درصدد پايان دادن مسابقه به صورت دسته جمعي و برنده شدن کل گروه هستند، و همين اصل و فرضيه باعث شد که محققّان و تحقيقات ديگر با احتياط ادامه داشته باشد. زيرا فقط نقض يک مورد کافي و لازم است که يافته ها و تحقيقات ديگر صورت گرفته زير سوال برود اما بهر حال تحقيقات همچنان ادامه دارد.
در ادام? تحقيقات قبايل و طوايف ذکر شده در استراليا و افريقا و نيز مقايسه آن با ساير ملل و اجتماعات و گروه ها اثبات مي گردد.


دیدگاهتان را بنویسید