3-3- تاريخچهي عمارت زينت الملک22
3-3-1- تاريخچه عمارت نارنجستان قوام22
3-3-2- تاريخچه خانه زينت الملک قوام24
3-4- توصيف پلان و تزيينات خانهي زينت الملک 27
فصل چهارم: آناليز و تقسيم بندي نقوش هندسي 38
فصل پنجم: پروژهي عملي82
جمع بندي 138
منابع و مآخذ 139 منابع و مآخذ تصاوير 142

فهرست جدولها
عنوان صفحه
جدول (3-1)19
جدول (3-2)20
جدول (3-3) 21
جدول (3-7) 26
جدول (4-1)39
جدول (4-2)40
جدول (4-3)40
جدول (4-4)42
جدول (4-5)43
جدول (4-6) 44
جدول (4-7)45
جدول (4-8) 46
جدول (4-9)47
جدول (4-10)48
جدول (4-11)49
جدول (4-12)50
جدول (4-13)51
جدول (4-14)52
جدول (4-15)53
جدول (4-16)54
جدول (4-17)55
جدول (4-18)56
جدول (4-19)57
جدول (4-20)58
جدول (4-21)59
جدول (4-22)60
جدول (4-23)61
جدول (4-24)62
جدول (4-25)63
جدول (4-26)64
جدول (4-27)65
جدول (4-28)66
جدول (4-29)67
جدول (4-30)68
جدول (4-31)69
جدول (4-32)70
جدول (4-33)71
جدول (4-34)72
جدول (4-35)73
جدول (4-36)74
جدول (4-37) 75
جدول (4-38) 76
جدول (4-39)77
جدول (4-40)78
جدول (4-41)79
جدول (4-42)80
جدول (5-1)85
جدول (5-2)86
جدول (5-3)87
جدول (5-4)88
جدول (5-5)89
جدول (5-6)90
جدول (5-7)91
جدول (5-8)92
جدول (5-9)93
جدول (5-10)94
جدول (5-11)95
جدول (5-12)96
جدول (5-13)97
جدول (5-14)98
جدول (5-15)99
جدول (5-16)100
جدول (5-17)101
جدول (5-18)102
جدول (5-19)103
جدول (5-20)104
جدول (5-21)105
جدول (5-22)106
جدول (5-23)107
جدول (5-24) 108
جدول (5-25)109
جدول (5-26)110
جدول (5-27)111
جدول (5-28)112
جدول (5-29)113
جدول (5-30)114
جدول (5-31)115
جدول (5-32)116
جدول (5-33)117
جدول (5-34)118
جدول (5-35) 119
جدول (5-36)120
جدول (5-37)121
جدول (5-38)122
جدول (5-39)123
جدول (5-40)124
جدول (5-41)125
جدول (5-42)126
جدول (5-43)127
جدول (5-44)128
جدول (5-45)129
جدول (5-46)130
جدول (5-47)131
جدول (5-48)132
جدول (5-49)133
جدول (5-50)134
جدول (5-51)135
جدول (5-52)136
جدول (5-53)137
جدول (5-54)138

فهرست نقشه ها
عنوان صفحه
نقشه (3-8)27
نقشه (3-14)30

نقشه (3-15)31
نقشه (3-23)37
فهرست عکسها
عنوان صفحه
عکس (2-1)9
عکس (2-2) 12
عکس (2-3)13
عکس (2-4)14
عکس (3-4)22
عکس (3-5)24
عکس (3-6)25
عکس (3-9)28
عکس (3-10)28
عکس (3-11)29
عکس (3-12)29
عکس (3-13)30
عکس (3-16)31
عکس (3-17)32
عکس (3-18)32
عکس (3-19)33
عکس (3-20)34

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

عکس (3-21)35
عکس (3-22)36
عکس (3-24)37
فصل اول
کليّات تحقيق
1-1- مقدمه
يکي از پراهميت ترين و برجسته ترين تزيينات هنر اسلامي نقوش هندسي هستند. اين نقوش چنان با هنر اسلامي درآميختهاند که گويي جزء لاينفک و جدا ناشدني آن به حساب ميآيند. فراگيري و گسترش اين نقوش را تمامي زمينههاي هنري، از معماري و خانه سازي گرفته تا ساخت ساز وسايل کاربردي و تزييني ميبينيم.
نقوش هندسي به مثابهي گنجينهاي عظيم و ارزشمند در دسترس هنر و هنرمندان عصر حاضر اين مرز و بوم قرار گرفته است. اين نقوش با قابليت بالاي ترکيب ، گسترش ،پوشانندگي و تطبيق با زمينههاي مختلف جايگاه مهمي در عناصر تزييني سنتي ايران را به خود اختصاص داداه است و عدم استفاده از آن در هنرهاي دستي باعث انزواي اين نقوش به حيطهي معماري ميشود.
فصل اول اين پروژه به بيان مختصري از مساله، هدف و روش اين پژوهش اختصاص داده شده و در فصل دوم جايگاه نقوش هندسي در ادوار گوناگون ايران بررسي شده است. در فصل سوم به تاريخچه و توصيف عمارت قاجاري زينت الملک قوام پرداخته شده است.در اين فصل چندين نمونه از معماري مسکوني شيراز در دوران قاجار ذکر شده است. در اين ميان عمارت زينت الملک که در واقع عمارت دروني نارنجستان قوام است مورد توجه قرار گرفته است. در فصل پنجم نقوش هندسي که در بنا استفاده شده است عکاسي شده و جدا در جدولي آناليز شده اند . اين جداول به واگيره هاي تکرار شده، نحوه گسترش و آناليز خطي تزيينات خانه زينت الملک اختصاص داده شده است و در فصل پنجم در قسمت پروژه عملي روند تغيير و استفاده از اين نقوش در ساخت زيورآلات دنبال ميشود.
در اين پروژه سعي بر استفاده و سنجش امکان استفاده از اين نقوش در طراحي و ساخت زيورآلات شده است. اميد است مطالب و پيشنهادات اين رساله مورد توجه اصناف و دست اندرکاران اين هنر-صنعت قرار گيرد.
1-2- بيان مسأله(تعريف موضوع پژوهش )
نقوش هندسي يکي از تزيينات شاخص و برجسته آثار هنري ايراني و اسلامي است که در جاي جاي هنرهاي اين مرز و بوم همچون معماري، فلزکاري، مينياتور، جلدسازي، هنرهايچوبي و غيره به چشم ميخورد. ميتوان گفت شکل بلورين منتج از نظم و توسع بي انتهاي رازگونه اي که در عين کثرت گرايي، نوعي وحدت را فرامي خواند، به اين نقوش اين امکان را مي دهد که بر هر زمينه اي نقش بندد و آن را تزيين نمايد و در عين حال هيچ گونه کمي و کاستي نداشته باشد. اين هنر در قالب تزيينات وابسته به معماري علاوه بر اُرُسيها و تزئينات بنا، بر بسترهاي ديگري همچون ظروف فلزي و سفالين،جلد کتب و هنرهاي مستظرفه ديگر در طول تاريخ نمايش داده شده است.
هنرمند ايراني همواره اين نقوش را به خاطر داشته است. چنانکه آنها را بر روي سقفها، ديوارها، ظروف آييني و بالأخص جلد قرآن، نقش ميزدند که داراي اهميت ويژه اي بوده است. قابليت نقوش هندسي به گونه ايست که مي تواند در هنرهاي مختلف از جمله جواهرسازي نيز استفاده شود و زينت بخش خود انسان باشد.
در اين دوران که هر روزه طرحها و آثار بيشماري روانه بازارهاي خارجي و داخلي ميشوند و جوامع پذيراي خلاقيت روزافزون ميباشند، حضور سنت همراه با خلاقيت و نوآوري سبب هويت بخشي و ميراثداري و اشاعهي هنراصيل خواهد شد.
در اين ميان مي توان خانه زينت الملک قوامي از جمله بناهاي دوران قاجاريه شيراز را معرفي کرد. تزيينات چشمگيرآينه کاري و نقوش هندسي در پنجره هاي رنگين ارسي منحصر به فرد اين عمارت، همچنين تلألو و انعکاس شگفت انگيز نور در آيينه کاريها و ارسي ها انگيزه اي براي شکل گيري اين پژوهش شد.
بازتاب اين نقوش در زيورآلات تداعي سنت و فرهنگ ريشهدار ايراني و اسلامي است. با در نظر گرفتن کاربرد مداوم آنها ميتوان اميد داشت که اين نقوش غني هر چه بيشتر و بهتر فرهنگ اصيل ايراني را حفظ و گسترش دهند. توجه به بازار زيورآلات در جوامع امروزي نشان از حضور اين هنرصنعت در زندگي روزمره بشر امروزي مي باشد. بنابراين ميتوان گفت زيورآلات از جمله بسترهاي مناسب براي ارائه و اشاعه اين نقوش اصيل ايراني ميباشد و در اثرعدم توجه به اين امر با موج عظيمي از محصولات خارجي و طرحهاي بدون اصالت و ناآشنا با فرهنگ ايراني روبروميشويم و يکي از مناسبترين زمينههاي معرفي هنر اصيل ايراني را از دست خواهيم داد.
1-3- اهميت و ضرورت موضوع پژوهش
به دليل غناي طرحي و فرمي نقوش هندسي ايراني ودارا بودن قابليت تلفيق و تغيير و نقش بستن بر بسترهاي گوناگون، ميتوان اين نقوش را مناسب جهت طراحي و ساخت زيورالات معرفي کرد. بنابراين براي شناخت هر چه بهتر و استفاده مناسبتر از آنها، تحقيق و شناسايي اين نقوش، واجب و ضروري است.
همچنين اهميت جايگاه زيورالات در زندگي معاصر ايرانيان، عدم توجه به مناسب بودن اين هنر- صنعت به عنوان بستري تازه جهت گسترش فرهنگ و سنت ايراني باعث از دست دادن اين بازار و واگذاري آن به واردات ناآشنا با اين مرز و بوم شده است.
1-4-اهداف پژوهش
الهام از نقوش هندسي خانه زينت الملک قوامي شيراز در طراحي و ساخت زيورآلات
معرفي بستري نو و شايسته براي کاربري اين نقوش
احياي نقوش هندسي ايراني در زندگي امروزي
1-5-روش پژوهش
توصيفي تجربي و کاربردي
1-6-قلمرو مکاني پژوهش (جامعه آماري)
شيراز، خانه زينتالملک قوام.
1-7- قلمرو زماني پژوهش
عمارت مورد توجه در اين پژوهش مربوط به دوره قاجاريه مي باشد.

1-8- روش نمونه گيري و تعيين حجم نمونه
روش احتمالي. در اين پژوهش بيشتر نقوش هندسياي که بر اساس قاعدهي چرخش شکل گرفته اند، مورد توجه قرار گرفته است.
1-9- ابزارهاي گردآوري داده ها
کتابخانهاي، ميداني
1-10- روش تجزيه وتحليل داده ها
آناليز تصاوير و استفاده از الگو هاي بدست آمده
1-11- محدوديتهاي پژوهش
کمبود منابع مکتوب
1-12- شرح واژه ها و اصطلاحات به کاررفته در پژوهش
نقش: نگاشتن ، نقش کردن ، نگارکردن.
هندسي : منسوب به هندسه ،داراي شکل هندسي.
گره : گره تزيين معماري ايراني است و بر اساس قاعده ي معيني که براي هر يک شرح داده شده است. با استفاده از خطوط مستقيم شکل مي گيرند و آلتهاي گره را به وجود مي آورند.
گره سازي: روش سازمان دهي نقوش هندسي به نحوي که طرحي که در هم بافته و موزون حاصل آيد.در هنراسلامي کاربرد بسيار داشته است و نمونه هاي مختلف آن را در انواع هنر هاي تزييني و صنايع دستي مي توان ديد.
زيور: زينت ، هر چيزي که با آن چيز ديگر را بيارايند.
فصل دوم
نقوش هندسي ايران
2-1- گذر اجمالي بر نقوش هندسي
در لغتنامهي دهخدا در باب هندسه اين چنين آمده است: از اصول علم رياضي است و علمي است که در آن از احوال مقدارها و اندازهها بحث ميشود. هندسه آن رشته از رياضيات است که مطالعه در فضا و اشکال و اجسام قابل تصور در اين فضا مينمايد.(دهخدا، 1377، ص23563)
نقوش هندسي بر پايهي تعبيرات و فرم هاي اصلي، دايره، مربع، مثلث، مستطيل، لوزي، بيضي، ذوزنقه…است که با ابزارهاي :نقطه، خط و سطح ساخته ميشوند. اين نقوش پيچيده و زيبا، ساختار سادهاي دارند، و از تکرار واحدهاي دايره، مربع و مثلث به دست ميآيند. آن ها را ميتوان با استفاده ازپرگار و خطکش و دانستن نحوهي ترسيم مثلث، مربع، شش ضلعي، ستاره و غيره رسم کرد و همچنين ميتوان از تکرار و تقسيمات بعدي و افزودن خطوط مستقيم و منحني، طرح هاي نامحدودي را به وجود آورد. در نقوش هندسي، دايره، از کاملترين شکلها، نمادي از سبکي و تحرک کلي روح است.گويند: آسمان، سيري دايرهوار دارند. چرا که چنين صورتي را آغاز و انجامي نيست و از هر جهت نسبت به مرکز، قرينه هستند.( فراست، 1384)
معماري سنتي اسلامي را ميتوان به مثابهي گسترش مايهي بنيادي تبديل دايره به مربع، از طريق مثلث به شمار آورد. مربع، به عنوان متجسمترين صورت خلقت در حد زمين و نمايندهي کميت است. حال آن که دايره، در حد آسمان، نمايندهي کيفيت ميباشد و اين دو از طريق مثلث که متضمن هر دو جنبه است، ادغام ميشوند.(اردلان، 1380، ص29)بنابراين جوهرهي کيفي همهي اشکال بنيادي نقوش هندسي معماري اسلامي، به هدفي مرکزي گرايش دارند. در واقع، انسان سنتي، طالب آن بود که تا سرحد توانايياش، عشقي را که به آفريدکار خود داشت، اظهار کند. لذا کسي که دست به اين کار ميزند، به طبيعت و نحوهي عملکردش نزديک است و چارهاي جز آن ندارد که در وفور الگوها، طرحها و رنگهاي مظاهر خلقت براي آفريدن آثار خود مستغرق باشد.(فراست، 1384)
نقوش هندسي بالاخص در معماري متاخر اسلامي، در ساختمانهايي چون مسجد شيخ لطفالله و مسجد شاه در اصفهان و گنبد شاه نعمت الله ولي در ماهان به چشم ميخورد. اين طرحها و نقشها به نوعي توجه بيننده را به خود جلب ميکند که گويي همه جا هست و هيچ جا نيست. اين نقشها گرچه بر سطوح بيروني نقش بستهاند، اما در واقع معرف ساختار دروني وجود جسماني و يا مادي به مفهوم کلي اين کلمهاند.(نصر، 1357، ص51)
به طور کلي نقوش سازنده طرحهاي تزييني منظم، با اين که از لحاظ شکلي با يکديگر متفاوتند، غالباً با هم، هم خوان و هماهنگ ميباشند. و از حيث فنون کاربرد و اجرا نيز، مشابه هستند.محاسبات هندسي و رياضي زمينه، محل اجراي آنها، نوع، تعداد و اندازههاي تعابير هندسي، محاسبات رنگي اجزا در ارتباط با يکديگر و کل اثر، و مهمتر از آن در ارتباط با محيط پيرامون اجرا و همچنين محاسباتي که به منظور نوع ويژه کاربرد و موقعيت اجراي قطعات و همين طور، مواد و مصالح مصرفي صورت ميگيرد، نشانگر اين مسأله است که طرحهاي سنتي هندسي و منظم، عليرغم سادگي با سهولت ظاهري آنها نسبت به ساير طراحيها، ازقوانين مشخصتري پيروي نموده و با کار دقيقتري مواجه هستند.(فراست، 1384)
شکلهاي به کار رفته در معماري از مفهوم سنتي رياضيات مخصوص از هندسه و اشکال هندسي، تفکيک ناپذيرند. اشکال و اعداد هندسي آنگونه که مينمايند جنبهي کمي صرف ندارند. آنها داراي جنبهي کيفي و نمادين هستند و اگر در مفهوم نمادين خود نگريسته شوند پژواکي از وحدت و بازتاب کيفيتي است که در بطن اصل دروني آن وحدت نهفته است و از هر گونه تفرّق و کيفياتي بالاتر است.( اردلان، 1380، پيشگفتار)
اين نقوش هم به صور ت مجزا و هم به صورت ترکيب با يکديگر و ايجاد مجموعه متشکل از قوانين تکنيکي، ترسيمي و داراي هويت ميباشند. نقوش هندسي از فرمهاي سه تا چند وجهي تشکيل شدهاند . همچنين قاعدههاي تقارن، انعکاس، تکرار و نظم هندسي از جمله قابليتهاي اين نقوش ميباشد و انگيزه نشان دادن عمق و حرکت در دنياي دو بعدي را تقويت ميبخشند.
2-2- تاريخچه نقوش هندسي در ايران
2-2-1- تاريخچه نقوش هندسي قبل از اسلام
در شرق نزديک در هزارهي چهارم پيش از ميلاد، دو جامعه بر پايههاي کاملاً جداگانهاي برپا بود. يکي همانا دولت شهرهاي بينالنهرين و ديگري مصر يکپارچه به فرمان يک پادشاه خداگونه. در سه هزار سال پيش از ميلاد در هر دو سرزمين نامبرده ستارهشناساني که گاهشماري را تنظيم کردند و مساحان و معماران و مهندسان آبياري، روزگار ميگذراندند. که کارشان اساس رياضي داشت. و در جايي ديگر عصام السعيد و عايشه پارمان متذکر ميشوند که آثار نمايان معماري بينالنهرين و مصر ما را بر آن ميدارد که بگوييم آنان قواعد دقيقي در اندازهگيري داشتهاند…و همين روش آنان را توانا ساخت که فرايند هندسي در ساختمان دقيق با اسلوبي خاص براي ساختمانهاي نظير اهرام بزرگ جيزه که در 2600 پيش از ميلاد بر پاشد بيابند.
در اينجا ميتوان قياس کرد که وام هندسهي يوناني به منابع مصري و بينالنهريني تا چه ميزان شگرف است. نبوغ يوناني عبارت است ازاينکه هندسه را به بستري دقيق و فکري مجرد و فارغ از ماده و بياني استدلالي انداخت. اوج خدمت يونان اين بود که هندسه را به قالب استوار و علمي ريخت و اين در کوشش هاي اقليدس پايهگذار مکتب اسکندراني در حدود 300 پيش ازميلاد در کتاب اصول هندسه جلوهگر ميشود.(السعيد، 1363،ص 15)
هندسه و طراحي نقوشي که اقوام اوليه بر ديواره غارها و صخرهها و غيره رسم کردهاند، تجلي نموده است. با اين حال، زمان دقيق پيداش هندسه و طراحي به درستي مشخص نيست.بسياري از محققان از جمله هرودت (قرن پنجم ق.م) هندسه را ابداع مصزيان ميدانند و معتقدند چون مصريان مجبور بودند هر سال پس از طغيان رود نيل حدود زمينهاي زراعي خود را مشخص کنند، بيشک جهت انجام اين مهم به اسناد و مدارکي دال بر شکل، اندازه و محل زمين نياز داشتهاند.(رستمي، 1378،ص 18)
به نقل از مهدي مکي نژاد در کتاب تاريخ هنر ايران دردورهي اسلامي(( سابقهي استفاده از نقوش هندسي در ايران، به نقش سواستيکا باستاني و خطوط و دواير ساده برميگردد که با ترکيباتي مختلف در انواع آثار سفالي و فلزي و غيره، از دوران پيش از تاريخ بر جاي مانده است)).(مکي نژاد، 1387،ص 78)
نقوشي که بر روي سفالينههاي پيشينيان نقش بسته، بيانگر اين واقعيت است که طراحان و هنرمندان کهن به کشيدن نقشهاي هندسي بر روي اين اشياء اقدام نمودهاند و به ترسيم خطوط مختلف و ترکيب آنها به يکديگر مبادرت کردهاند. اين نقوش ابتدا بازتابي از فعاليت کشاورزي و سبک زندگي انسانهاي اوليه فلات ايران بوده است.(تامن، 1386،ص 3)
عيلاميها که از هزارهي چهارم تا نيمه هزارهي اول پيش ازميلاد از مرکز خود شهر شوش بر جنوب غربي ايران حکومت ميکردند، با سومريها و بابليها همسايه بودند، تعداد محدودي از متنهاي رياضي در شوش به دست آمده که نشان ميدهد در عدد نويسي هم ازمبناي دهدهي و هم از مبناي شصت شصتي استفاده ميکردند.(رستمي، 1378، ص19)
از آثار اين دوره ميتوان به مهرهاي استوانهاي، آجرهاي تزييني معبد باباجان، مجسمهها و آثارمفرغي اشاره نمود که با نقوش نمادين بسيار جالبي طراحي و ساخته شدهاند. از مشخصههاي نقوش اين دوره ميتوان به رواني در حرکات گردان و کشش به سمت کشيدن اشکال انتزاعي اشاره کرد.(امرايي، 1383،ص 47)
در دوره هخامنشي بيش از هر نقشي با نقوش نمادين روبرو هستيم. نقش برجستههاي تختجمشيد و نقوش به کار رفته در آجرهاي لعابدار شوش تا حدودي از نقشهاي هندسي تبعيت ميکنند و به شيوه قرينهسازي طراحي و ساخته شدهاند. (امرايي، 1383، ص47)
تصوير(2-1 ) مدال طلا، آشوري، هخامنشي يا پيش از آن،موزه هنر سين سيناتي،پوپ، 1380،ص65.
در دوران اشکاني تحت تأثير آثار هلني، برخي طرحها که حالتي هندسي داشتند از جمله نقش خمپاي يوناني به هنر ايران وارد شد. از همينرو پوپ معتقد است : طرحهاي هندسي به ويژه از زمان پارتيان به بعد تا حدي ناشي از تأثير يونان و روم و روابط با چين بود. که البته اين سخن با توجه به آثار برجاي مانده از طرحهاي هندسي چندين هزاره پيش هنر ايران، چندان درست بهنظر نمي رسد. (مکينژاد، 1387،ص 78)
در دوره ساساني شاهد کاربرد طرحهاي هندسي ساده و خطوط زاويهدار و نيز طرحهايي به شکل دايره، مربع، مستطيل هستيم که وجود نقشهاي هندسي در گچبري ساساني را نمايان ميسازند. اين طرحها اغلب يا به صورت بافتي براي سطوح بهکار رفتهاند و يا نقشهاي ديگري ازجمله گياهان، حيوانات و انسانها را در خود جاي داده براي آن نقوش حکم قاب پيداکردهاند. اين اشکال که در حاشيه سطوح اصلي گچبري نيز استفاده شدهاند در آثار بهجاي مانده از کاخهاي ساساني قابل مشاهدهاند. نمونههاي ديگري از نقشهاي هندسي به صورت دواير درهم، نقشهاي ستارهاي و لوزي شکل، خطوط زيگزاگ و دندانهاي که طرح بزرگي از آن را در کنگرههاي گچي بناهاي ساساني ميبينيم و خطوط درهم عمودي و افقي در دوره ساساني به کار ميرفتهاند که نمونههايي از آنها در کاخ دامغان و نيشابور وجود دارد. (همان، ص78)
2-2-2- تاريخچه نقوش هندسي بعد از اسلام
در جهان اسلام هندسه داراي اهميت و ارزش فوقالعادهاي بوده است و با قرارگرفتن در قلمرو هنرهاي تزييني چون گچبري، کاشيکاري، گرهسازي، منبت، معرق، خاتم، نقاشي، تذهيب، کتابت و معماري داخلي بر ارزش و اعتبار آن افزوده شده است. طرحهاي هندسي صرفاً جنبه تجريدي نداشته بلکه ازنظر مفهومي حقايق الهي و مفاهيم روحاني را با وساطت الگوهاي رمزي نشان ميدهند. دانشمندان و رياضيدانان ايران خصوصاً خوارزمي، خيام، خواجه نصيرالدينطوسي و ابولوفابوزجاني در تکامل هندسه نقش مهمي داشتهاند.
با اين همه طرحهاي هندسي بايد بر يک نظام شبکهاي استوار باشد. عصامالسعيد و عايشه پارمان در کتاب خود براي نقشهاي هندسي در هنراسلامي نظامي را پيشنهاد ميکنند که درآن شبکههاي هندسي به واحدهاي مشخصي تقسيم شدهاند که با توالي منظمي تکرار ميشوند. اين روش، روش کاربردي و مفيدي براي ساختار نقوش هندسي است. ازجمله مزاياي اين نظام آن است که در آن ميتوان تعداد واحدهاي همسان را در محلي که بايد تزيين شود به وسيله تقسيمبندي اوليه آن محل، براي مثال، چند مربع يا شش ضلعي، تعيين کرد.(ويلسون، 1386،ص 21و22)
يکي از شاخصههاي مهم معماري اسلامي، نقوش هندسي هستند که از لحاظ ميزان و درجه اهميت، هميشه ودرهمه جا به چشم ميخورند. شکلهاي پيچاپيچ هندسي با تکرارتناسبات وابسته به يک نقش، نوعي احساس نظم و هماهنگي را ميآفرينند. نقوش هندسي، با هماهنگي و احساس وحدت، خاصيت گسترش يابندگي خود را تأکيد ميبخشند وهمين قابليت پوشانندگي اين نقوش باعث استفاده فراوان از آنها در بناهاي اسلامي شده است.
درهريک از اين واحدها، اشکال هندسي محاط ميشوند که همچون مبنايي است براي هرشبکهاي که طرح بايد برآن ترسيم شود. هريک ازاين واحدها از هرطرف به ديگر واحدهاي مشخص ميپيوندد تا طرح کلي را بهوجود آورد. مزيت ديگر اين نظام آن است که در آن ميتوان طرحها را برحسب روابط متناسب ميان نقشهاي هندسي، بزرگ يا کوچک کرد. طرحهاي هندسي دراصل بسيار سادهاند. آنها را ميتوان با کمال سهولت، بزرگ يا کوچک کرد. با تکرار اين شيوهها و تقسيمات بعدي و افزودن خطوط مستقيم و منحني، ميتوان طرحهاي نامحدودي به وجود آورد. هربار که شبکهاي رسم ميشود، مجالي براي تجربه فردي به دست ميآيد. اگرچه اکثر اين گونه طرحها بسيار پيچيده به نظرميرسند رمزورازي درآنها وجودندارد. آنچه لازم است رويکردي منطقي و دست و رواني کارآزموده است. بهترين راه براي نقشهاي هندسي رسم آنهاست. (همان،ص 21و22)
نقشهاي هندسي در سبکهاي ايراني کمتر از سبکهاي ديگر اسلامي ارزش و اهميت داشته و اين امر شايد به سبب غناي سبکهاي ايراني از نظر تزيينات، آدمي، حيواني و گياهي بوده است. به نظر ميرسد که با اين همه تزيينات هندسي در هنر ايران جز در سده پنجم هجري/ 11 ميلادي به اوج اهميت و شکوه خود نرسيده، که اين ناشي از همخواني و سازگاري بسيار آن با قالبهاي آجر و موزاييک سفالي بود. اشکال عمدهي هندسي که در هنر ايراني به کار ميرفت، مثلث، مربع و دايره بود. ايرانيان در به هم پيوستن، در هم تنيدن و وارد کردن برخي ازاين اشکال در شکل ديگر ابتکار خود را نشان دادهاند. اما بيشتر تزيينات هندسي در سبک ايراني در تزيينات معماري است.(زکي، 1377، ص248)
از نمونههاي اوليه تزيينات هندسي اسلامي ميتوان به مسجد جامع دمشق(15-705 ميلادي/97-86 هجري) که نخستين مسجد در اسلام الهام بخش آن بوده، اشاره کرد. پنجرههاي مشبک از مرمر کنده کاري شده با طرحهاي پر تفصيل تا اندازهاي ملهم از موزاييکهاي ديواري کهن است و خبر از تمايل تزيينات هندسي در غالب زينت آرايي هاي اسلامي ميدهد.(برند، 1386،ص 15و26)
تصوير (2-2) تزيينات گچبري، نيشابور، دورهي سامانيان، موزهي متروپوليتن نيويورک. شايسته فر، 1386، ص32.
در دوران بعدي همچنان شاهد پيشرفت گرههاي هندسي در تزيينات به خصوص تزيينات معماري هستيم . چنانچه در مکتب آذري که با حمله مغول به ايران و تغيير مکتب رازي به وجود آمد، استفاده از اصول هندسه در طراحي معماري به عنوان ويژيگي برجسته اين مکتب در نظر گرفته شده بود و به نوعي هندسه به عنوان محور زيباشناسي در اين دوره استفاده ميگرديد.( پروا، 1387،ص 72)
در دورههاي سلجوقي و ايلخاني شکلهاي ظريف و زيبايي از نقوش هندسي در بيشتر آثار گچبري و بر روي موتيفهاي گچبري شده، ايجاد شدهاند که به آژده کاري مرسوم است. اين شيوه که استفاده از آن در حدود قرن سوم هجري آغاز شد، در دورهي مغول، 7 هجري، به نهايت پيشرفت خود رسيد و نمونههاي زيباي از آن در اکثر آثار گچبري اين ادوار از جمله مسجد ري و مسجد جامع ابرقو و… موجود است.
اين نقوش شامل طرحهاي ريز هندسي بود که به اشکال متنوع بر روي گلهها يا موتيفهاي گچبري به عمق کمي کندهکاري ميشود و علاوه بر ايجاد سايه روشنهايي لطيف، آنها را از يکنواختي و سادگي خارج کرده و به قول پوپ به شکلهاي مشابه موتيفها ارزشهاي متفاوتي ميداد.

تصوير (2-3) مقبرهي چوبي با تزيينات هندسي، تيموري، مجموعهي ناصر خليلي،پرهام، 2001.
دوران تيموري و صفوي اوج آفرينش نقوش گردان و دوار است. چنان که خط نرم و منعطف نستعليق نيز در اين دوره پيدا شد. لذا کاربرد نقوش هندسي نسبت به دوران قبل کمتر بوده است. (مکينژاد، 1387،ص80)
پادشاهان، هنرمندان و معماران اين دوران ، همگي تأکيد بر ايجاد نوعي وحدت يکپارچگي بين مردم دارند، تا بدين ترتيب بتوانند تداعيکننده وحدت الهي باشند. اساس معماري در اين دوره بر مبناي سادگي هرچه بيشتر در طرحها و هندسه بنا است تا به اصول سادگي، که اساس اسلام است، تداعي بخشد. (فراست، 1385)
اين روند در دوران بعدي (زند و قاجار) نيز ادامه پيدا ميکند. دراين ادوار به نظر ميرسد نقوش هندسي اسلامي بيشتر در خدمت معماري و تزيين عناصر آن ميباشد.

تصوير (2-4) مسجد وکيل، شيراز، زنديه.
فصل سوم
عمارت زينت الملک قوام
3-1- جايگاه خانه در معماري سنتي ايران
معماري يکي از مهمترين و کهنترين فنون و هنرهاي تمدن بشري درجهت پاسخگويي به بخشي از نيازهاي روحي و رواني انسان است و شايد بتوان سرآغاز خانهسازي و يا معماري مسکوني دانست.
درحدود 10هزار سال پيش به دنبال تحولات گسترده در زمينه کشاورزي، دامداري و استقرار دردشتها (تحولات مزبور اصطلاحاً انقلاب نوسنگي ناميده ميشود) اولين منازل مسکوني به شمار ميآيد. اولين خانههاي ساخته شده بسيار ساده، کوچک و ابتدايي بودند و در ساخت آنها از گل و سنگ که طبيعت به سهولت دراختيار انسان قرارميداده استفاده شده بود.
خانههاي ساخته شده چهارديواريهاي نامنظم يا گرد بيش نبودند که با استفاده از چوب و شاخ برگ درختان و گل مسقف ميشدند و سازندگان آنها هنوز قادر نبودند شکل هندسي منظمي به آنها بدهند. (ملازاده، 1386،ص 11)
در دورههاي بعد شاهد پيشرفت در زمينههاي طراحي و نقشهکشي ساختمان خانهها، استفاده از مواد و مصالح پاياتر و رفتهرفته ورود عناصر جديد ازجمله تزئينات متنوع به داخل خانهها هستيم و به تدريج خانههايي ساخته ميشود که در معماري آنها هنروفن به يکسان به خدمت گرفته شدهاند.
خانههاي سنتي از عناصري همچون اندروني، بيروني، تالارها، شاهنشينهاي کوچک و بزرگ، سردرورودي، هشتي، حياط ميانسرا، ايوان، فضاهاي خدماتي و بهداشتي، زيرزمين و باتوان اقتصادي بالاتر، اصطبل، محل اسکان خدمه، حمام، آب انبار و … ساخته ميشدند و نوع قرارگرفتن اين فضا در داخل يکديگر در راستاي تحليل تفکر، اعتقادات و نيازهاي روحي و رواني بشر آن زمان قابل درک است.
در اينجا توصيفات (مهندس حاجي قاسمي) را که درارتباط با خانههاي تاريخي اصفهان در کتاب خانههاي تاريخي يادآور ميشود:
(( هم فضاها و نماها اشکالي منظم و اندازههايي متناسب دارند و در کمال صحت و سلامت و خلوص طراحي شدهاند. در ترکيبات آنها نيز هندسهاي متقارن و متوازن حرف نخست را ميزند. فضاها و انتظام بين آنها درعين همساني، متنوعاند. هم مانند هماند اما متفاوت باهم، فضاهاي خانه به دور هم حلقه زده و روبه يکديگر گرد سفره حياط نشستهاند تا راه بر بيگانه ببندند و خلوتي خالي از اغيار و چهارديواري در اختيار پديد آورند…
اين خانهها، نه خانه جسم که کاشانه روح و مأمني به قدرواندازه آنند به اين ترتيب همهچيز در آنها رنگ و بويي ديگر گرفته است. هيچ ديوار و دري و حتي هيچ شيشه و پنجرهاي ساده رها نشده و بدون پرداخت نمانده است.
همه جا پراست از مقرنسها و رسميها و نقاشيها و گچبريها و طاقچه و رفها و گره چينيها و ارسيها و هم درآميخته با رنگ و نقش و در کمال توازن و تعادل همه از خاک و گل و خشت، سنگ و چوب و گچ، اما نه آنها که ما ميشناسيم)). (حاجي قاسمي، 1377، ديباچه)


دیدگاهتان را بنویسید