در طول مدت درمان ، بيمار و خانواده او بايد همكاري كامل در مصرف دارو داشته و از قطع زود هنگام دارو خودداري نمايند .
بايد دانست كه داروهاي ضد افسردگي ،‌ اعتيادآور نيستند و عوارض چنداني نيز ندارند . مصرف به موقع دارو به مقدار لازم و مدت كافي ، مي تواند بسياري از بيماران را نجات دهد . لازم به يادآوري است كه داروهاي ضد افسردگي بايد به مدت طولاني ( چند ماهه ) و تحت نظر پزشك مصرف شوند تا اثرات مطلوب خود را نشان دهد .
خصوصيات افراد مبتلا به افسردگي
يك فرد افسرده رفتار و ظاهرى كند يا تحريك روانى – حركتى دارند، كه با تماس چشمى ضعيف، اشكبارى غمگينى پژمردگى و بى‏توجهى به ظاهر شخص همراه است.
تكلم او خود انگيخته نيست در صحبت كردن مكشهاى طولانى دارد و آهسته و يكنواخت حرف مى‏زند. 60 درصد بيماران افسرده افكار خودكشى دارند و 15 درصد آنها خودكشى مى‏كنند، داراى احساس نافذ نوميدى، وسواس،بى‏ارزشى و گناه، بلاتصميمى، فقر محتوى، توهمات و هذيانها هستند.خواب فرد مختل است. الگوى خواب متفاوت اما غالباً به اين شكل است كه بيمار به سختى به خواب مى‏رود، خواب ناآرام و دوره‏هايى از بيدارى شبانه دارد و معمولاً چند ساعت قبل از بيدار شدن خواب راحت‏ترى را تجربه مى‏كند.
تست ابتلا به افسردگى
تست ابتلا به افسردگى يكسرى سوالات كوتاه مى‏باشد كه براى تشخيص افسردگى در افراد مسن به كار مى‏رود. اين تست بطور بسيار سريع و آسان قابل انجام است:
1- آيا به طور كلى از زندگى خود راضى هستيد؟
2- آيا تعداد زيادى از فعاليتها و علاقه‏هاى خود را از دست داده‏ايد؟
3- احساس مى‏كنيد كه زندگيتان پوچ و تهى گشته است؟
4- اغلب بى‏حوصله مى‏گرديد؟
5- آيا نسبت به آينده اميد داريد؟
6- آيا افكارى شما را رنج مى‏دهند و شما نمى‏توانيد آنها را از ذهن خود خارج سازيد؟
7- اغلب اوقات روحيه خوبى داريد؟
8- از وقوع يك حادثه به نگران هستيد؟
9- اكثراً خوشحال مى‏باشيد؟
10- اغلب احساس درماندگى مى‏نمائيد؟
11- آيا بيشتر وقتها احساس بى‏قرارى و ناآرامى مى‏كنيد؟
12- ترجيح مى‏دهيد به جاى بيرون رفتن و انجام كارهاى جديد، در خانه بمانيد؟
13- آيا در مورد آينده نگرانيد؟
14- آيا احساس مى‏كنيد مشكلات حافظه بيشترى نسبت به هميشه پيدا كرده‏ايد؟
15- آيا احساس بسيار خوبى از اينكه اكنون زنده‏ايد داريد؟
16- آيا اغلب احساس غم و ياس داريد؟
17- آيا در واقعيت كنونى خود احساس بى‏ارزشى مى‏كنيد؟
18- آيا از گذشته خود ناراضى هستيد؟
19- آيا زندگى را بسيار جالب و ارزشمند ارزيابى مى‏نماييد؟
20- شروع پروژه‏هاى جديد براى شما مشكل مى‏باشد؟
21- احساس مى‏كنيد پر انرژى و سرحال مى‏باشيد؟
22- آيا فكر مى‏كنيد كه موقعيت كنونى شما نااميد كننده مى‏باشد؟
23- آيا فكر مى‏كنيد كه اغلب مردم از شما بهتر هستند؟
24- آيا اغلب در مورد اتفاقات كوچك زود ناراحت مى‏شويد؟
25- مكرراً احساس مى‏كنيد كه نياز به گريه كردن داريد؟
26- در تمركز مشكل داريد؟
27- آيا صبحها از خواب بيدار شدن براى شما لذت بخش است؟

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

28- آيا از گردهمايى‏هاى اجتماعى دورى مى‏گزينيد؟
29- آيا تصميم‏گيرى براى شما كار راحتى است؟
30- آيا همچون گذشته ذهن شما روشن و فعال است؟
هر پاسخ منفى به سوالات 1 و 5 و 7 و 9 و 10 و19 و 21 و 27 و 29 و 30 يك امتياز و هر پاسخ مثبت به بقيه سوالات نيز يك امتياز دارد مجموع امتيازات:
بين 1 تا 9: طبيعى
بين 9 تا 21: افسردگى خفيف
بين 18 تا 28: افسردگى شديد
اگر در فردى يك دوره افسردگى عمده اتفاق افتد تا 50% شانس اتفاق افتادن دومين دوره وجود دارد. و اگر از دو دوره افسردگى عمده رنج ببرد، شانس سومين دوره 75 تا 80 درصد است و براى سه دوره، احتمال چهارمين دوره 90 تا 95 درصد مى‏باشد. بنابراين بعد از اولين دوره افسردگى امكان دارد بيماران اين طور برداشت كند كه به تدريج دارو را قطع كند. اما اين طور نيست و بعد از دومين و مطمئناً بعد از سومين دوره، بيشتر پزشكان بيمار را در يك دوز مشخصى از دارو براى مدت طولانى يا دائمى نگه مى‏دارند.
تاثيرات افسردگي
اختلالات افسردگى باعث مى‏شوند فرد مبتلا احساس خستگى، بيچارگى و بى‏كسى و نااميدى نمايد. اين طور تفكرات و احساسات منفى در بعضى افراد ايجاد احساس يأس و تسليم شدن در برابر زندگى مى‏نمايند. دانستن اين موضوع كه اين نظرات منفى قسمتى از افسردگى هستند نه اينكه بازتابى از شرايط واقعى زندگى، بسيار اهميت دارد.
چگونه به يک افسرده کمک کنيم؟
مهمترين چيزى كه هر فردى مى‏تواند براى بيمار افسرده انجام دهد اين است كه به او در به دست آوردن تشخيص و درمان مناسب كمك نمايد. اين كمك مى‏تواند شامل تشويق فرد براى ادامه دادن درمان تا زمانى كه علائم شروع به رفع شدن مى‏نمايند (معمولاً در عرض چندين هفته)، يا براى جستجو كردن درمانى ديگر در صورتى كه بهبودى حاصل نشود، باشد.
بعضى اوقات ممكن است نياز به وقت گرفتن و آماده كردن فرد بيمار براى ملاقات با پزشك باشد و ممكن است اين معنى را نيز بدهد كه اگر بيمار دارو مصرف مى‏نمايد توسط پزشك بررسى گردد. يك افسردگى رو به وخامت را هميشه به پزشك بيمار گزارش دهيد.
دومين راه مهم براى كمك اين است كه پشتيبانى عاطفى بيمار را عهده‏دار شويد اين پشتيبانى شامل درك نمودن، صبر، مهربانى و تشويق فرد است.
فرد افسرده را به صحبت بگيريد و به حرفهاى او خوب گوش دهيد. احساساتى را كه از فرد افسرده بروز داده مى‏شود كوچك نشماريد ولى واقعيت‏ها را گوشزد كرده و به او اميد دهيد.
به نشانه‏هاى تمايل به خودكشى دقت نموده و به آنها بى‏توجهى نكنيد و آنها را به پزشك فرد گزارش كنيد.
فرد بيمار را به قدم زدن، گردش و تفرج و ديدن فيلم و غيره دعوت كنيد. اگر دعوت شما را رد كرد، به ملايمت اصرار نماييد.
فرد را به شركت در فعاليتهايى كه او را خشنود مى‏سازند مانند كارهاى تفننى، ورزش و يا فعاليتهاى فرهنگى يا مذهبى تشويق فرماييد. اما فرد افسرده را مجبور به انجام كار بسيار زياد در مدت كوتاهى نكنيد. فرد مبتلا به افسردگى احتياج به همنشينى و سرگرمى دارد اما مطالبات زياد مى‏توانند احساس شكست را در او افزايش دهند.
افسردگي چندان هم بد نيست
ابتلا به افسردگي در مراحل اوليه مي‌تواند اثرات مفيدي بر روح انسان داشته باشد.
به گزارش ديلي، محققان انگليسي پس از انجام تحقيقات گسترده خود اعلام کردند که ابتلا به بيماري افسردگي در مراحل اوليه که ناچيز است مي‌تواند اثرات مفيدي بر روي روح انسان داشته باشد. دکتر “پل کريدون” انگليسي با بررسي روي چندين بيماري که در مراحل اوليه افسردگي قرار داشتند به اين نتيجه رسيده‌است که گرچه ممکن است از نظر روحي روي افراد افسرده فشار زيادي وجود داشه باشد و احساس بدي داشته باشند اما در عين حال سبب مي‌شود که روحيه انسان قوي شود و در مقابله با مشکلات بهتر عمل کند و حتي قوه تخيل و نو آوري بسيار بالا رود. از نظر پزشکان تقريبا همه آدمها در طول زندگي خود دوره‌اي را با افسردگي مي‌گذرانند اما اگر اين دوره با خوردن انواع قرص‌هاي مخرب گذرانده شود قطعا سخت‌تر خواهد بود و پيامدهايي نيز خواهد داشت.
اين تحقيق در عين حال تاکيد مي‌کند که مفيد بودن اين بيماري تنها در درجات اوليه است و مطمئنا وقتي پيشرفت کند ضررهاي بسياري دارد.
خود در ماني افسردگي
دكتر گلرخ ثريا :براساس آمارهاي انجمن روانشناسي ايران، ميزان افسردگي زنان ايراني 3 تا 4 برابر بيش از حد معمول است.
مطالعه روي 1200 زن كه از افسردگي رنج مي‌برند، انجام شده است و نشان مي‌دهد كه چگونه بايد باورهاي غلط‌شان را با باورهاي درست جايگزين كنند. شما زنان و دختران ببينيد چه باورهاي نادرستي درباره افسردگي داريد. فقط اول بايد ببينيد كه در چه گروه سني جاي داريد؟
زنان 20 تا 44 ساله مي‌گويند
باور غلط: من به داروهاي ضدافسردگي نيازي ندارم، به كمك دوستانم مي‌توانم بر افسردگي خودم غلبه پيدا كنم.
باور درست: شما به چيزي بيش از يك دوست براي غلبه بر افسردگي‌تان نياز داريد. افراد خانواده شما و دوستانتان به شما كمك مي‌كنند كه زودتر بهبود پيدا كنيد ولي افرادي كه از افسردگي شديد رنج مي‌برند، لازم است علاوه بر اين حمايت‌ها، از روان‌درماني، جلسات مشاوره و حتي داروهاي ضدافسردگي استفاده كنند. پروفسور ويوين بارت از دانشگاه پزشكي UCI معتقد است كه تمام اين عوامل در كنار هم شما را به زندگي عادي و روزمره بازمي‌گردانند.
زنان 45 تا 59 ساله مي‌گويند
باور غلط: من دچار افسردگي نشده‌ام، بلكه اين عوارض يائسگي است كه مرا كمي خسته، كسل و بي‌حوصله كرده است.
باور درست: پروفسور ويوين بارت معتقد است كه اين هم از آن باورهاي غلط رايج در ميان زناني است كه در سنين ميانسالي افسردگي را تجربه مي‌كنند. يائسگي موجب نمي‌شود كه شما درمان خود را كنار بگذاريد و تمام علائم را به گردن يائسگي بيندازيد. يائسگي به‌تنهايي سبب افسردگي نمي‌شود. بنابراين اگر در اين سنين اين بيماري را تجربه مي‌كنيد حتماً بايد براي درمان آن اقدام كنيد و از يك روانشناس يا يك روانپزشك كمك بخواهيد نه از متخصص زنان.
زنان 60 تا 69 ساله اغلب باور دارند
باور غلط: درست نيست با صحبت كردن درباره افسردگي با ديگران و اعضاي خانواده موجب ناراحتي‌شان شوم.
باور درست: صحبت كردن با يك دوست يا يكي از اعضاي خانواده در كنار درمان‌هاي روانشناسي و دارويي به شما كمك مي‌كند كه با مشكلات راحت‌تر كنار بياييد و زودتر از شر افسردگي رهايي يابيد. روانشناسان اعتقاد دارند كه زنان در سنين سالمندي از اينكه بيماري افسردگي خود را با اطرافيانشان در ميان بگذارند احساس شرمندگي مي‌كنند ولي به همين دليل است كه نياز به حمايت‌هاي خانوادگي و اجتماعي بيشتري دارند تا با مشكل خود كنار بيايند.
زنان هدف افسردگي
نيم نگاهي به آمارهاي افسردگي در سراسر دنيا بيندازيد، خواهيد ديد كه افسردگي در ميان زنان بيشتر از آقايان شايع است، براي اين بيشتر در خطر بودن دلايلي بسيار گوناگون وجود دارد.
ـ دختران در مقايسه با پسران هم‌سال خود نه تنها از جسارت و صراحت كمتر برخوردارند بلكه در پرسش‌نامه‌هايي كه “توانايي رهبر شدن” را مي‌سنجند نمره كمتري مي‌آورند.
ـ دختران و زنان در مقايسه با پسران و مردان، هنگام افسردگي به مقابله با افسردگي به “نشخوار ذهني” مي‌پردازند. يعني در طول روز و شب مدام به علائم افسردگي خود توجه مي‌كنند و احساسات غم و اندوه و نااميدي را در ذهن خود مرور مي‌كنند كه اين روش به جاي اينكه موجب بهتر شدن خلق و خوي آنان شود، بر افسردگي آنها دامن مي‌زند.
ـ زنان كمتر از مردان از خود پرخاشگري فيزيكي و كلامي نشان مي‌دهند همچنين در روابط اجتماعي كمتر نقش غالب و محوري را مي‌پذيرند. مردان بيشتر عمل‌گرا هستند و زنان حالت‌گرا.
زنان و سه نكته طلايي
براي اينكه از نشانه‌هاي افسردگي رهايي پيدا كنيد، مي‌توانيد اين سه نكته طلايي را در زندگي‌تان استفاده كنيد:
1ـ به جاي اينكه زانوي غم بغل بگيريد و بر حالات ناخوشايند ذهني‌تان تمركز كنيد، به فعاليت‌هاي جسمي بپردازيد. ورزش كنيد، حواستان را به انجام كارهاي ديگر پرت كنيد و به مهماني يا گردش برويد.
2ـ اگر بر اثر بارداري دچار افسردگي شده‌ايد، تلاش كنيد اطلاعات‌تان را درباره شرايط بارداري افزايش دهيد و تا حد امكان فعاليت‌هايتان را به اندازه دوران پيش از بارداري ادامه دهيد.
3ـ همسران شما بهترين سهم را در حمايت روحي و عاطفي شما دارند. بسياري از افسردگي‌هاي زنان در اثر بي‌توجهي اطرافيان و به‌ويژه همسران ايجاد مي‌شود، بنابراين حمايت همسران مي‌تواند به شما كمك كند تا احساس بهتري داشته باشيد.
تا کنون فرضيه هاي فراواني براي کشف علل افزايش بروز افسردگي در بين زنان عرضه شده است. اين طور که گفته مي شود، افسردگي هاي پس از زايمان مهم ترين نوع اين اختلال است که در زنان بروز مي کند. عوامل ديگر شامل تحقير شخصيت زنان در جامعه و يا دشواري شرايط براي رسيدن آنها به اهداف مورد نظرشان مي شود که مي تواند افسردگي هاي شديد را در آنها به دنبال داشته باشد. به هر حال گفته مي شود، چون زنان معمولا احساساتي تر هستند و نسبت به مردان صادقانه تر با مشکلات مختلف مواجه مي شوند آسان تر مي شود بيماري افسردگي را در آنها درمان کرد.
افسردگي بعد از زايمان
اكثر زنان طيف وسيعي از حالات روحي را هم در دوران بارداري و هم در دوران زايمان تجربه مي كنند. بدون در نظرگرفتن اين كه يك مادر تا چه حد و چگونه خود را براي زايمان آماد مي كند، دچار سرگيجه و اضطراب مي شود.

سه يا چهار روز پس از تولد نوزاد، مادر “افسردگي نوزادي” را تحربه مي كند، اين حالت غم واندوه يك عكس العمل معمولي است كه براي يك سوم از نومادران اتفاق مي افتد. درواقع يك حالت افت احساسي پس از تولد نوزاد به وجود مي آيد. احساس مي كنيد كه بدون هيچ دليلي اين نوع از غم و اندوه به همان سرعتي كه ظاهر مي شود، خود به خود ناپديد مي شود. با اين حال اين احساس در بين بعضي از نومادران تبديل به افسردگي عميق مي شود دليل اين كه چرا مادران متوجه اين افسردگي خود نمي شوند، اين است كه اين نوع افسردگي تا قبل از يك سال و حتي بعد از آن خود را ظاهر نمي كند و اغلب به تدريج بدتر مي شود. دوست داريد گريه كنيد، نا آرام هستيد و علايم اين نوع افسردگي عبارتند از :
بي توجهي و يا عدم تمايل به نوزاد
ترس از آسيب رساندن به نوزاد يا خود
احساس بي حوصلگي و غم زدگي و نااميدي
اختلال در اشتها و خواب
عدم وجود تمركز
رنجيدگي و گريه كردن هاي بي دليل
احساس گناه كردن
احساس رنجيدگي خستگي و اضطراب مي كنيد.
همه اذعان دارند که افسردگي در زنان شايع‌تر از مردان است. نرخ افسردگي در مردان و
زنان چنان متفاوت است که در واقع حدس زده مي‌شود که ?? درصد از بيماران افسرده،
زنان هستند. اين اختلاف، اين پرسش را در برابر نظريه‌پردازان قرار داده است: چرا زنان چنين بيش از مردان مستعد ابتلا به افسردگي هستند؟ پاسخ‌هاي متعددي به اين سؤال داده شده و روشن شده است که عوامل زير در آن نقش دارند.
? کنترل
يکي پاسخ‌ها بر اصل ارتباط نزديک تصور فرد از “کنترل” وي بر محيط اش استوار است. نظريه‌پردازان حدس مي‌زنند که هر چه فرد بيشتر معتقد باشد که بر زندگي خود تسلط و کنترل دارد، کمتر دچار افسردگي مي‌شود.
در جامعه ما، مردان تشويق مي‌شوند تا اعتماد به نفس داشته باشند، مستقل و رئيس مآب باشند. زنان از سوي ديگر، تشويق مي‌شوند تا منفعل‌‌تر و حساس‌تر باشند و احتمالاً بيش از مردان به ديگران تکيه کنند. اعتقاد بر آن است که اين نقش‌هاي جنسيتي تجويز شده بر اثر فرهنگ، زنان را بيشتر در خطر ابتلا به افسردگي پيشرفته قرار مي‌دهد.
? استرس
پاسخ ديگر به واکنش زنان نسبت به استرس و افسردگي مربوط مي‌شود. زنان درباره پيرامون خود بيشتر تأمل مي‌کنند و خود را به خاطر واکنش‌هايشان نسبت به ديگران سرزنش مي‌کنند. مردان، از سوي ديگر، احساسات خود را ناديده مي‌گيرند و خود را به فعاليت‌هاي ديگري سرگرم مي‌کنند. برخورد مردان، سالم‌تر است زيرا آن‌ها قادرند مشکلات را از ذهن خود برانند و خود را به چيز ديگري مشغول کنند.
? تبعيض‌ها

به علاوه، استدلال مي‌شود که زنان در جامعه در شرايط نامساعدتري به سر مي‌برند، زيرا نسبت به مردان با پيش‌داوري‌ها، فقر، آزار جنسي و سوء استفاده بيشتري مواجه هستند. آن‌ها همچنين درآمد کمتري دارند و از قدرت و موقعيت اجتماعي نازل‌تري نسبت
به مردان برخوردارند. پاسخ ديگر، به تعارض بين نقش‌هاي زن و بار سنگين اشتغال و وظيفه مادري برمي‌گردد. ايفاي اين نقش دوگانه در فضايي نسبتاً فاقد دلسوزي و همدردي مي‌تواند در زندگي زنان موجب استرس زيادي شود و امکان ابتلا به افسردگي را افزايش ‌دهد.
? چه کساني به پزشک مراجعه مي‌کنند؟
همچنين تصور مي‌شود که آمار موجود در مورد زنان و مردان افسرده شامل افرادي است که به پزشک مراجعه مي‌کنند و نه بيماراني که واقعاً دچار افسردگي هستند.
استدلال مي‌شود، زنان بيشتر درباره احساسات خود و مسايلي که آن‌ها را مي‌آزارد حرف مي‌زنند و بنابراين بيشتر به پزشک مراجعه مي‌کنند. مردان، در عوض، اغلب “احساسات” را ايده‌هاي مجرد مي‌دانند و نمي‌خواهند اعتراف کنند که دچار “ضعفي” مثل افسردگي هستند.

? هورمون‌ها
سرانجام، لازم است يادآوري کرد که زنان از بسياري جهات، بردگان هورمون‌هاي خود هستند ولي مردان نيستند. هورمون‌ها بر مغز اثر مستقيم مي‌گذارند و بنابراين مي‌توانند خطر ابتلا به افسردگي را شدت بخشند. زنان هر ماه، هنگام بارداري و يائسگي در معرض نوسانات هورموني هستند. اين نوسانات، در صورت وجود زمينه افسردگي، مي‌توانند به تنهايي موجب ابتلاي زن به افسردگي‌ حاد شوند. به ويژه در مورد دوره يائسگي، زنان واکنش‌هاي مختلفي را نشان مي‌دهند. برخي از اين که ديگر دچار عادت ماهانه نمي‌شوند، خوشحالند، در حالي که برخي ديگر خود را نازيباتر مي‌يابند و حس مي‌کنند زنانگي خود را از دست مي‌دهند. در دوره پيش از يائسگي احتمال دارد زنان دچار “سمپتوم‌هاي” آزارنده‌اي، از جمله گرگرفتگي، کاهش تمايل جنسي، گرفتگي عضلاني، عدم تمرکز حواس و افسردگي شوند. لازم است تأکيد شود که هورمون‌ها به تنهايي “موجب” ابتلا به افسردگي نمي‌شوند، بلکه در صورت وجود زمينه، احتمال ابتلا به آن بسيار بالا مي‌رود. براي زناني که خلق و خوي شان در نتيجه نوسانات هورموني طي عادت ماهانه، بارداري يا يائسگي، متغير و ناپايدار مي‌شود، يک راه درمان وجود دارد. آن‌ها مي‌توانند با تشخيص پزشک خود، داروهاي هورموني مصرف کنند.
در مواردي که اين تغيير خلق و خو، احتمال ابتلا به افسردگي را به وجود ‌آورد، هورمون درماني کافي نخواهد بود. بلکه بايد داروهاي ديگري نيز مصرف شود و يا شايد لازم باشد به روانپزشک مراجعه کنند.
زنان و دختران چرا به افسردگي مي رسند؟
وقتي اجتماع و خانواده، زنان و دختران را تنها مي گذارد؟ آنان افسردگي را مي آموزند


دیدگاهتان را بنویسید