“گفتمانها همچون يك نظم رهايي بخش، كاركردي بلاواسطه عملي دارند” (هابرماسb،2003: 270).

وي از زماني كه علايق معرفت ساز را ارائه كرده است، شناخت محض و برتري آن از عمل را حاصل علم پوزيتيويستي دانسته است (سوئينگ وود،ترجمه نوذري1380: 417). همواره در پي برقراري ارتباط بين حوزه نظر و عمل بوده است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

5- جمع بندي:
از نظر هابرماس تعليم و تربيت آزادي بخش در عصر جهاني شدن بدون اخلاق ميسر نمي‌شود بلكه در پرتو توجه به تربيت اخلاقي است كه نجات جهان ممكن است و انسانها در پرتو اخلاق است كه به آزادي و انسانيت و خود مختاري مي رسند. وظيفه تعليم و تربيت صرفاً تربيت نيروي كار براي زندگي در بازار نيست. از نظر هابرماس ما صرفاً در يك محيط رقابتي زندگي نمي‌كنيم و هدف تربيت هم برنده بار آوردن افراد نيست. وي به دنبال آزادي فردي و جمعي است و معتقد است آزادي واقعي صرفاً آزادي از اعتقادات موروثي نيست بلكه آزادي از رقابت براي بقا در محيط سرمايه داري هم هست.
پس تربيت اخلاقي بايد با سياست آميخته باشد زيرا بايد انسانها را از فرهنگ رقابتي و مصرفي حاكم نيز برهاند. بهترين نقطه براي مبارزه با اثرات سوء جهاني شدن، اخلاق و تربيت اخلاقي انسانهاست. اين مبارزه كلي ضرورت چشم انداز جهاني را نيز بيان مي كند.


دیدگاهتان را بنویسید