” … در خاتمه ذكر اين نكته را هم لازم مي دانم كه اگر به فرض ادعاي آقايان كسروي ، عنايت رضا و جلال متيني و ديگر هم فكرانشان هم در مورد نام آنسوي ارس صحيح بود و آذربايجان شوروي [ سابق ] هم حاضر به تغيير نام خود به اران و يا نام ديگري باشد ، جز نام چه چيزي تغيير خواهد كرد ؟ آيا با تغيير نام كشورشان زبان ، مذهب ، موسيقي و آداب و رسوم و تاريخ گذشته آن ها نيز عوض خواهد شد . آنچه ما را به مردم آن ديار علاقه مند و آنان را بما پيوند داده است نه به خاطر نام مشترك سرزمين هاي ما است . مردم آن ديار با ما از يك ” قماش ” اند و همه چيز آنها بجز تابعيتشان با ما يكي است ” ( هيئت : b 1385 : 33 ) .
در مجموع ، استدلال غالب اعضاي انجمن ها در اين باره ، حكايت از اين دليل منطقي دارد كه از نظر معناشناسي واژگاني ، چون اران به مناطق جغرافيايي دشتي آذربايجان اطلاق مي شده ، بخشي از شمال و جنوب ارس آران ناميده مي شده ، اما نام تمام اين مناطق ، يعني نقاط كوهستاني و دشتي ، آذربايجان بوده است . به عبارت ديگر دشت هاي آذربايجان ، كه در مقايسه با كوهستان هاي اطراف ، آب و هواي گرم و ملايمتري دارند ، آران ناميده شده اند . به عنوان مثال منطقه مغان در استان اردبيلِ ( آذربايجان ) ، با ” آرانليق ” ، يعني منطقه اي كه موقعيت دشتي و جلگه اي دارد و در آن از كوه و كوهستان خبري نيست ، توصيف مي شود . بنابراين ، به بخشي از جغرافياي آذربايجان ايران ، يعني جنوب رود ارس و منطقه مغان نيز ، آران اطلاق مي شود كه منافي نام آذربايجان براي كل اين منطقه نيست . اما نكته ديگري نيز كه پاسخگويان پژوهش بيشتر به آن اشاره مي كردند ، مرزهاي كنوني آذربايجان ايران بود . آنها عموماً به اين مسأله معترض بودند كه تغيير نام استان ها ، شهرها و نقاط مختلف آذربايجان ، باعث از بين رفتن هويت آذربايجاني اين مناطق در بلند مدت خواهد شد .در اين باره به خصوص ، استان شدن شهرستان اردبيل و برداشتن نام آذربايجان از روي آن منطقه حساسيت هاي زيادي را ميان آذربايجانيان ايجاد كرد . در مخالفت با حذف نام اذربايجان ، از اين منطقه نام هايي در مطبوعات به چاپ رسيد . در اين رابطه به نامه اي كه به قلم يكي از اهالي اردبيل در مجله وارليق به چاپ رسيد اشاره مي شود :
” … گذاشتن هر نامي بر استان جديد به جز نام سرزمين مادري مان آذربايجان منطقاً درست نمي باشد … درست است كه سبلان بلندترين كوه آذربايجان و يكي از زيباترين كوه هاي جهان است ، ولي آيا صحيح است كه فقط نام يك كوه ، جايگزين منطقه با شكوه آذربايجان گردد ؟ …

1- مروج الذهب ، ترجمه فارسي ، ( ج 1 ) ، ص 227.
2- مصر ، 1303 ، ج 1 ، ص 200.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

اسم ” ادربيل ” يكي از مراكز فرهنگي آذربايجان نمي تواند جايگزين مناسبي براي آذربايجان باشد … استان جديد تركيبي از شهرهاي سراب ، آستارا ، مشكين شهر ، خلخال و … مي باشد . ساكنان اين مناطق اردبيل نبوده ، اما آذربايجاني هستند . بنابراين ، انتخاب نام آذربايجان شرقي ، براي استان جديد ، با مركزيت اردبيل ، منطقي تر به نظر مي رسد . حذف نام آذربايجان از استان جديد با مركزيت اردبيل ، قديمي ترين فرزند سرزمين مادري مان از نظر ما اردبيلي ها ، ستم به ما و سرزمين مادري مان مي باشد . آيا اينگونه نيست ؟؟ ” ( شيفر : 1385 : 34 برگرفته از وارليق ، اكتبر و دسامبر 1992 : 115-109 ) .
بنا به آنچه شيفر مي نويسد ، مسأله ي حفظ نام آذربايجان ، براي شهرهاي آذربايجان ، حتي در صورت استان شدن آنها ، از جمله دغدغه هاي مردم آذربايجان و به خصوص نخبگان ناسيوناليست آذربايجاني بوده است . البته اعضاي انجمن ها ، به جدا شدن ديگر شهرهاي آذربايجان از جمله زنجان نيز اشاره مي كنند ، كه به تدريج و همگام با مجاورت اين شهرستان با شهرستان هاي فارسي زبان ، از هويت آذربايجاني و زباني خود فاصله مي گيرند . اعضاي انجمن ها نسبت به تغيير نام نقاط مختلف آذربايجان ، از تركي به فارسي نيز ، معترض بودند . از جمله به تغيير نام جزاير درياچه اروميه اشاره مي كردند كه در بعد از عيد سال 84 باعث واكنش دانشجويان آذربايجاني شد و توماري با 2000 امضا جمع آوري شده و به اداره آموزش و پرورش و استانداري آذربايجان غربي ارسال گرديد (ويژه نامه آراز : 1384 :56 ) . به طور خلاصه ، در مصاحبه هايي كه من با افراد انجمن ها انجام دادم ، بيشتر آنها تقسيم بندي اسمي استان هاي آذربايجان را نمي پذيرفتند و معتقد بودند كه استان هايي چون اردبيل و زنجان و حتي همدان و قزوين نيز ، علاوه بر دو استان آذربايجان شرقي و غربي ، جزوي از منطقه جغرافيايي و فرهنگي آذربايجان محسوب مي شوند .
5-2-3- نسبت هويتي واژگان آذربايجاني و تركي
همانطور كه قبلاً نيز اشاره شد ، هر دو واژه هويتي آذربايجاني و تركي ، در عين داشتن برخي تفاوت هاي دلالتي ، داراي يك اشتراك هويتي هستند . در حالي هويت تركي ، لزوماً يك هويت زباني را تداعي مي كند ، هويت آذربايجاني هم هويت زباني و هم هويت جغرافيايي ( مكاني ) را تعيين مي كند . اما اين اشتراك هويتي ، در واقع به عنصر زبان برمي گردد . از نظر هويت زباني ، داشتن هويت زباني آذربايجاني يا هويت زباني تركي ، هر دو به يكسان و مترادف هم به كار مي روند . بنابراين ، به نظر اعضاي انجمن ها ، هر دو اين واژگان به تنهايي و يا باهم به صورت تركيبي مي توانند براي تعريف هويتي آذربايجاني ها به كار روند . شيفر در اين باره چنين مي نويسد :
” در ارجاع به آذربايجاني ها و خود ـ ارجاعي آذربايجاني ها از اصطلاحات بسيار زيادي استفاده مي شود . ” آذربايجان ” ، ” ترك ” و ” ترك آذربايجاني ” از جمله اين اصطلاحات هستند . ” آذربايجاني ” ، شايع ترين عنواني است كه آذربايجاني ها ، به ويژه در منابع نوشتاري با آن از خود ياد مي كنند . وقتي آنها از اين واژه استفاده مي كنند ، اين انتخاب آنها خنثي بوده و به ندرت بار هويتي دارد . اين عمل عمدتاً در نتيجه عادت و عرف آنها مي باشد . به عنوان مثال ، خيلي از آذربايجاني هاي ايران خود را “ترك” مي نامند ، اما آنها يك هويت تركي وسيع تر از جمهوري آذربايجان را مد نظر ندارند . ضمن آنكه اين اصطلاح كمتر مورد استفاده قرار مي گيرد . ” ( شِيفر : پي نوشت ها : 1385 : 53 ) .
در يكي از نوشته هاي مورد استناد اعضاي انجمن ها ، مرزهاي تفكيك و تشبيه دو واژه هويتي آذربايجاني و ترك ، به همراه واژه آذري كه بعضاً مترادف اين دو واژه استفاده مي شود ، چنين ترسيم شده است :


دیدگاهتان را بنویسید