مشخص كردن فرآيند اداري استاندارد شده جهت استفاده از فرصتهاي سرمايه گذاري ممكن است در عمل امكانپذير نباشد. فرآيند غربال كردن و انتخاب فرصتهاي سرمايه گذاري ممكن است از يك شركت به شركت ديگر تفاوت كند. زماني كه مبلغ سرمايه گذاري در سطح بالا و قابل توجه باشد، در اين صورت ممكن است تعيين و تصويب نهايي فرصتهاي سرمايه گذاري به عهده مديريت سطح عالي گذاشته شود. مديران سطح حالي ممكن است خود افرادي را به عنوان نماينده تعيين كنند كه تعيين و تصويب فرصتهاي سرمايه گذاري بزرگ به عهده ‌آنان باشد. در بعضي مواقع نيز تعيين و تصويب فرصتهاي سرمايه گذاري بزرگ به عهده هيئت مديره يا مجمع عمومي شركت گذاشته مي شود. در بعضي مواقع كه مبلغ سرمايه گذاري در سطح پاييني باشد، مديران عالي به مديران اجرايي اجازه مي دهند تا سطح مبلغ معيني بدون نياز به تصويب مديريت عالي هزينه كنند. پس از اينكه فرصتهاي سرمايه گذاري انتخاب شدند وجوه مورد نياز جهت انجام سرمايه گذاري از سوي امور مالي تخصيص داده مي شود.

4)نظارت و كنترل فرصتهاي سرمايه گذاري :
يك جنبه بسيار مهم در فرآيند اجرايي فرصتهاي سرمايه گذاري نظارت و كنترل است. پيگيري و مقايسه بين عملكرد واقعي با انتظارات و كنترل است. پيگيري و مقايسه بين عملكرد واقعي با انتظارات و بر‌آوردهاي اوليه نه تنها به دستيابي انتظارات برآوردي كمك مي كند، بلكه به ما كمك مي كند تا از روشهاي دقيق تري جهت پيش بيني هاي آتي استفاده كنيم.(همان منبع?1381?58)1.
رشد دارائيها :
دارايي در علم حسابداري، عبارتست از کليه اموال و حقوقي که داراي ارزش پولي باشند. دارايي‌هاي يک واحد ممکن است پديده‌هاي عيني و مشهود باشند. مثل زمين، ساختمان، موجودي نقدي و موجودي کالا، يا به صورت حقوق مالي و امتيازات غير قابل رويت، مثل سرقفلي و مطالبات از اشخاص. دارايي‌ها عرفا از نقطه‌نظر اراده در ترازنامه به گروه‌هاي متمايزي تقسيم مي‌شوند. دو گروه که مورد استفاده بيشتري دارند عبارتند از دارايي‌هاي جاري و دارايي‌هاي ثابت. طبق تعريف جديدتري که در کتاب مباني نظري حسابداري از دارايي شده،دارايي مفهومي مالي است يعني اموال و حقوقي که منافع آتي قابل تقويم به پول دارند وبراثر معاملات، عمليات يا رويدادهاي مشخص به مالکيت يا تسلط مالکانه يک وا حد تجاري درآمده‌اند دارايي آن واحد محسوب مي‌شوند. دارايي يکي ازعناصرحسابداري نشان‌دهندة وضعيت مالي واحد انتفاعي است.(بختياري?1385?62)2.
رشد داراييها عبارت است از از تفاوت داراييهاي سال جاري و داراييهاي دورة قبل و براي نسبي كردن آن مابه التفاوت را برداراييهاي دورة قبل تقسيم مي كنيم .
فرضيه تحقيق:
در اين تحقيق براي نشان دادن و بررسي ارتباط بين فرصتهاي سرمايه گذاري و رشد دارائيها، يك فرضيه اصلي و سه فرضيه فرعي در نظر گرفته شده است كه به شرح ذيل مي باشد : فرضيه اصلي : فرصت رشد با رشد دارائيها همبستگي مثبت دارد. فرضيه هاي فرعي عبارتند از :
فرضيه اول : بين ارزش بازارسهام عادي به ارزش دفتري سهام با رشد دارائيهاي شركت همبستگي مثبت وجود دارد.
فرضيه دوم:بين ارزش دفتري داراييها به ارزش دفتري سهام شركت با رشد دارائيهاي شركت همبستگي مثبت وجود دارد.
فرضيه سوم :بين سود هر سهم به قيمت هر سهم با رشد دارائيهاي شركت همبستگي مثبت وجود دارد.
سرمايه گذاري در رشد داراييها:
رشد داراييها اينطوري تعريف ميشود سهام و اموال‚اين داراييها ميتواند در تملک قراربگيرد به طور مستقيم‚ در شرايطي که سهام يا مال را به اسم خودتان خريداري ميکنيد‚ نيزاز طريق سهام يا اژانس املاک واقعي.و به طور غير مستقيم‚ در شرايطي که سهام را در وجوه تحت مديريت خريداري ميکنيد که سپر در رشد داراييها براي شما محسوب ميشود.سهام و مال بخش بسيار مهمي از مجموعه اوراق بهادار را که به خوبي بسط يافته را تشکيل ميدهد.درصد مجموعه اوراق بهاداري که دررشد داراييها سرمايه گذاري مي کنند به تعداد سهام منتشر شده بستگي خواهد داشت‚از جمله(اما نه محدود به ان) مدت زماني را که شما خواهان سرمايه گذاري هستيد(گاهي اوقان افق زماني سرمايه گذاريتان مي ناميد)و ميزان ايستادگي شما در برابر خطر يعني اينکه به چه ميزان آماده خطر نوسان پذيري قيمت ميباشد.(WWW.50PLUS PTY LTD.COM?2009)3.
دلايل سرمايه گذاري در رشد داراييها:
دارايي هايي که در زمان بيشتري رشد و افزايش مي يابد ميتواند خريد و فروش تاميني با ارزش عليه تورم فراهم کند.اين بدين معني است که مقدار مجموع اوراق بهادار شما ممکن است تعدادي يا همه مقدارش را حفظ کند(گاهي اوقات به عنوان مقدار واقعي ان ياد ميشود)بعد از اينکه هزينه زندگي مورد بررسي قرار گرفته است.اگر مجموعه اوراق بهادار شما در نرخ کمتر از تورم افزايش يابد سپس مقدار واقعي سرمايه گذاري هاي شما کمتر خواهد بود‚که بدين معني است که قادر نخواهيد بود همان ميزان کالا و خدماتي را که در گذشته قادر به خريد بوده ايد خريداري کنيد.(WWW.SSRN.COM/ABSTRACT=415220?2009)1.
روش تحقيق:
پژوهش حاضر داراي يك فرضيه اصلي و سه فرضيه فرعي مي باشد. كه براي معيارهاي فرصتهاي سرمايه گذاري با استفاده از آمار توصيفي، ميانه، ميانگين را محاسبه نموده و سپس ماتريس همبستگي و مقادير بردار ويژه براي ايجاد فاكتور مشترك كه بيان كننده ارتباط بين معيارها است را محاسبه كرده ايم.
جهت فرضيه هاي فرعي اول و دوم و سوم براي هر يك از معيارهاي فرصتهاي سرمايه گذاري يك شاخص را بطور جداگانه محاسبه نموده و رابطه اين شاخصها را با استفاده از مدل آماري رگرسيون مورد بررسي قرار داده ايم. در نهايت با استفاده از نتايج آزمون فرضيه هاي فرعي و همچنين با استفاده از مدل آماري رگرسيون چندگانه در مورد فرضيه اصلي، كه در ‌‌آن ارتباط بين فرصتهاي سرمايه گذاري و رشد دارائيها مورد بررسي قرار مي گيرد نتيجه گيري شده است.
جامعه آماري:
با توجه به اينكه در ايران، بورس اوراق بهادار تنها سازماني است كه داراي اطلاعات در دسترس مي باشد و مراكز اطلاعاتي جامع و كامل ديگري كه بتوان از اطلاعات آن جهت مراكز تحقيقاتي و محققين استفاده كرد و جود ندارد در تحقيق حاضر شركتهاي عضو بورس اوراق بهادار تهران به عنوان جامعه آماري انتخاب شده اند. بر اين اساس با استناد به نشريه صورتهاي مالي كه توسط سازمان بورس به صورت سه ساله منتشر مي شود و همچنين با استفاده از نرم افزار دنا سهم كه حاوي اطلاعات مربوط به صورتهاي مالي شركتهاي عضو بورس مي باشد، جامعه آماري اين تحقيق شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مي باشند.
نمونه آماري:
با توجه به قلمرو زماني، شركتهاي انتخاب شده مي بايست براي دوره 6 ساله مورد بررسي تحقيق، صورتهاي مالي خود را به بورس ارائه كرده باشند. لذا با توجه به موارد مذكور نمونه بر اين اساس انتخاب شده است كه :
1.شركت قبل از سال 81 عضو بورس بوده و براي دوره زماني سال 81 الي 86 صورتهاي مالي را تهيه و بورس ارائه نموده باشد.
2. تعداد شرکتهايي که دوره مالي آنها به 29/12/ ختم نمي شوند.
3. تعداد شرکتهايي که اطلاعات آنها براي محاسبه متغيرها يا ناقص بودن و يا در دسترس نبودند .
در گاهي مواردانتخاب به صورت تصادفي يا غيرتصادفي مشکل و حتي در بعضي موارد غيرممکن است در چنين شرايطي پژوهشگر از نمونه گيري در دسترس استفاده ميکند(دلاور?1385?98)2.
بدليل اينكه تأثير رشد دارائيها در طي يك دوره بلند مدت قابليت تشخيص بيشتري دارد و نتايج تحقيق نيز در يك دوره بلند مدت واقعي تر مي باشند، دوره تحقيق حاضر يك دوره شش ساله مي باشد.
در نهايت پس از بررسي صورتهاي مالي، تنها با اطلاعات 98 شركت دسترسي پيدا كرده و همين تعداد شركت انتخابي به عنوان نمونه تحقيق مورد بررسي قرار گرفت. نام شركتهاي نمونه در جدول پايان اين فصل ارائه شده است.
نتايج تحقيق:
نتايج حاصل از آزمونهاي آماري بطور خلاصه در جدول زيرارائه گرديده است:
فرضيهمتغيرتعداد نمونهضريب همبستگيسطح معني دارنتيجه آزموناصليفرصت هاي سرمايه گذاري و رشد دارائي ها98مقدار آماره آزمون
10.65F=0.0063قبول1نسبت ارزش بازارسهام بهارزش دفتري سهام و رشد دارائي ها980.2820.033قبول2نسبت ارزش دفتري دارائي به ارزش دفتري هر سهم و رشد دارائي ها980.06-0.555رد3نسبت سود به قيمت هر سهم و رشد دارائي ها7840.1510.035قبولجدول: خلاصه نتايج حاصل از آزمونهاي آماري
استنتاج نتايج:
در ادامه به بررسي نتايج حاصل از آزمون فرضيات مي پردازيم.
فرضيه اصلي:
در اينجا ميزان رشد دارائي ها را متغير وابسته دانسته و مي خواهيم ارتباط بين شاخص هاي فرصت هاي سرمايه گذاري را به عنوان متغيرهاي مستقل با آن دريابيم.نتايج تحقيق نشان داد که بين فرصتهاي سرمايه گذاري با رشد داراييها ارتباط مثبت وجود داردو با توجه به اينکه تحقيق تحت همين عنوان زمينه انجام نشده است ولي تحقيق مشابه در اين زمينه وجود دارد و اگر ما رشد سود و رشد تحقق يافته و سياستهاي مالي واندازه شرکت وميزان بدهي را متغير وابسته و مشابه با رشد داراييها در نظر بگيريم يافتهاي تحقيق ما نتايج تحقيق حميد جعفري(1382)وفرامرز شکيبايي(1382)وفرديناند و بارچ(1999)و ويدهان?کنت لن و استانکو(2001)وسان جي و مارک(1999)وبي کي جکي و فرديناند(1999)و فرديناند و تي سوي(1998)راتاييد مينمايد.
فرضيه فرعي اول:
ضريب همبستگي بين دو متغير نسبت ارزش بازارسهام به ارزش دفتري سهام با رشد دارائي برابر با 0.282مي باشد.
يافته هاي آماري مؤيد اين نکته است که بين نسبت ارزش بازارسهام به ارزش دفتري سهام با رشد دارائي ها رابطه معناداري وجود دارد و فرضيه پژوهشي تاييد است و نتايج اين فرضيه با تحقيق اقاي شکيبايي(1382)مغايرت دارد ولي با فرضيه اقاي سان جي و مارک(1999)و فرديناند و تي سوي(1998)وفرديناند و بارچ(1999)و ويدهان و کنت لن و استانکو(2001)مطابقت دارد.
فرضيه فرعي دوم:
ضريب همبستگي بين دو متغير نسبت ارزش دفتري داراييها به ارزش دفتري سهام با رشد دارائي برابر با 0.06-مي باشد.
يافته هاي آماري مؤيد اين نکته است که بين نسبت ارزش دفتري داراييها به ارزش دفتري سهام با رشد دارائي ها رابطه معناداري وجود ندارد و فرضيه پژوهشي رد شده است ونتايج فرضيه سان جي و مارک(1999)راتاييد ميکند.
فرضيه فرعي سوم:
ضريب همبستگي بين نسبت سود هر سهم به قيمت هر سهم در شرکت هاي مورد بررسي پژوهش برابر 0.151 مي باشد.
يافته هاي آماري مؤيد اين نکته است که بين نسبت سود هر سهم به قيمت هر سهم در اين پژوهش رابطه مثبت وجود دارد و رابطه بين اين دو متغير مثبت مي باشد و فرضيه پژوهشي تاييد مي شودو با نتايج تحقيق شکيبايي(1382)سان جي ومارک(1999)وفرديناند و بارچ(1999)و ويدهان? کنت لن و استانکو(2001)وفرديناند و تي سوي(1998)مطابقت دارد.
پيشنهادها:
در طي انجام پژوهش، با بررسي منابع اطلاعاتي در ارتباط با موضوع پژوهش و با توجه به نتايج و دستاوردهاي پژوهشي حاضر، پيشنهاداتي مورد توجه محقق قرار گرفته که به دو دسته تقسيم مي گردند. دسته اول پيشنهاداتي در ارتباط با موضوع تحقيق و يافته هاي آن و دسته دوم به پيشنهاداتي جهت تحقيقات آتي مي باشد.
پيشنهاداتي در ارتباط با موضوع تحقيق:
1) با توجه به اينکه نتايج تحقيق نشان مي دهد بين فرصت هاي سرمايه گذاري و رشد دارائي ها رابطه وجود دارد به استفاده کنندگان صورت هاي مالي از جمله سرمايه گذاران پيشنهاد مي گردد که قبل از اتخاذ هرگونه تصميمي مبني بر اينکه در چه شرکتي سرمايه گذاري کنند فرصت هاي سرمايه گذاري شرکت را مورد تجزيه و تحليل قرار دهند و شرکت هايي را انتخاب کنند که داراي فرصت هاي سرمايه گذاري بيشتري باشند.
2) به مديران شرکت ها پيشنهاد مي شود براي افزايش رشد دارائي ها با بررسي دقيق فرصت هاي سرمايه گذاري و استفاده از اين فرصت ها مثلاً با خريد به موقع دارائي هاي بلند مدت و استفاده از تکنولوژي جديد و استفاده از ظرفيت بلا استفاده زمينه رشد مطلوب دارائي هاي شرکت را فراهم کنند.
پيشنهادات در ارتباط با تحقيقات آتي:
1) در اين تحقيق رابطه بين فرصت هاي سرمايه گذاري و رشد دارائي ها مورد بررسي قرار گرفت، پيشنهاد مي گردد رابطه بين فرصت هاي سرمايه گذاري و عملکرد شرکت مورد بررسي قرار گيرد.
2) پيشنهاد مي شود،بررسي بين فرصت رشدباسودخالص بعد ازكسرماليات انجام شود.دراين تحقيق مي توان ازسه نسبت زيرجهت اندازه گيري فرصت رشداستفاده كرد:
الف) نسبت ارزش بازار دارايي ها به ارزش دفتري داراييها
ب)نسبت ارزش بازاركل سهام به جمع ارزش دفتري كل سهام
ج)نسبت ارزش دفتري ناخالص اموال ماشين الات وتجهيزات به ارزش بازار شركت
3)بررسي رابطه بين فرصت رشدورشدتحقق يافته انجام شود.دراين تحقيق مي توان ازمعيارهاي كه سان جي ومارك (1999)بعنوان معيارهاي فرصت رشددرتحقيقات خوداستفاده كرده اندبشرح زيراستفاده شود:
الف)نسبت هزينه استهلاك به ارزش بازارداراييها.
ب)نسبت مخارج سرمايه اي به ارزش دفتري داراييها.
ج) نسبت مخارج سرمايه اي به ارزش بازار داراييها.
دراين تحقيق مي توان جهت اندازه گيري رشدتحقق يافته ازارزش دفتري داراييها به رشدفروش، نسبت به يك سال پايه براي يك دوره مالي 10ساله استفاده شود.
4)پيشنهاد مي شود که تأثير روابط فرصتهاي سرمايه گذاري و پاداش هيئت مديره در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس تهران مورد مطالعه قرار گيرد .
5) يکي از پيشنهادها در زمينه پژوهشي حاضر، بررسي رابطه بين فرصت هاي سرمايه گذاري و رشد فروش مي باشد که جهت اندازه گيري فرصت هاي سرمايه گذاري از شاخص هاي متعددي از جمله نسبت ارزش دفتري دارائي ها به ارزش بازار دارائي ها، نسبت هزينه استهلاک به ارزش بازار دارائي ها و نسبت هاي به کار برده شده در تحقيق حاضر مي توان استفاده نمود و براي محاسبه رشد فروش ابتدا فروش دوره قبل را از فروش سال جاري کسر نموده سپس حاصل را بر فروش دوره قبل تقسيم مي کنيم و در نتيجه با استفاده از شاخص هاي مذکور مي توان ارتباط بين فرصت هاي سرمايه گذاري و رشد فروش را مورد بررسي قرار داد.
فهرست منابع فارسي:
1.اسماعيل پور،م،1383،”استراتژي هاي موفق معامله گري در بازار بورس ،مجله بورس ، شماره 38،29تا32″ .
2.اسلامي بيدگلي ،غ ،بيگدلو،م.،1385،”همسنجي بازده و ريسک فرصت هاي جايگزين سرمايه گذاري در ايران” ،بررسي هاي حسابداري ،سال چهاردهم،شماره 44،دانشکده مديريت تهران ، 149تا 175.
3. بختياري،پ،???? ،”حسابداري دارايي‌ها”، “انتشارات سازمان مديريت صنعتي”،62 .
4.بزرگ نيا، ق،وار قامي، ن ،1370 “آمار چند متغيره كاربردي”،76..
5. تهراني، ر،1382،نوربخش عسگر “مديريت سرمايه گذاري”، انتشارات نگاه دانش،54.
6.جمشيدي،ق،1382، “بازار سرمايه “،انتشارات شركت سرمايه گذاري توسعه صنعتي ايران،58 .
7.دلاور،غ،1385،”روش حقيق”،98.
8.رضازاده،ج،1382،”تأخيراعلام عرضه سهام جديد بر قيمت سهام شرکت هاي عرضه کننده سهام ،پايان نامه کارشناسي ارشد “، دانشکده مديريت تهران ،45تا53.
9.رضواني راز،ک،1383،”بررسي ارتباط بين جريانهاي نقد آزاد و ميزان بدهي،پايان نامه کارشناسي ارشد ، دانشگاه آزاد اسلامي واحد مشهد” ،59تا73.
10.زمان پور،ع ،1381،”بررسي رابطه بين فرصتهاي سرمايه گذاري و سياستهاي مالي در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” ، پايان نامه کارشناسي ارشد ،دانشگاه آزاد اسلامي واحد مشهد،46تا52.
11.عين آبادي،ج، 1382،”مديريت نقدينگي در شرکتهاي بزرگ” ،پايان نامه کارشناسي ارشد ، دانشکده مديريت تهران ، 47تا69.
12.مهراني ،ک ،1381،”چارچوبي براي تجزيه و تحليل سياستهاي تقسيم سود” ،رساله دکتري ،دانشکده مديريت تهران ،57تا69.
13.نظري ،ر،1384،”حسابدراي سرمايه گذاري بلندمدت ،سازمان حسابرسي” ،نشريه 117 ، 41.
14. نيرومند، ح،1382، “آمار چند متغيره كاربردي”،بي نام،82.
فهرست منابع انگليسي :
1)Bikki Jaggi-Ferdinand A Gul” Ananalysis of joint effects of investment opportunity set, Free cash flow and size on corporate Debt policy” reviewe of Quantitative Finance and Accounting 12(1999): P371.
2)Ferdinand A Gul-Judy S.L.T sui” A test of the free cash flow and debt monitoring hypotheses: Evidence from audit princing” Journal of Accounting and Economics 4-1998 P 219.
3)Ferdinand A . Gul-Burch T . Kealey ” Nivestment Opportunity Set and Corporate Debt And Dividend Policies Of Koreancompanies review of Quantitative Finance and Accounting,P10-401(1999).
4)FERDINAND A.GUL, BURCH T.KEALEJ, Review of Quntitative Finance and accounting 2 Quntitative (1999 ).
5).Hasen,J.,Chaplinskj,D.,1993,An Analysis of Liability assertion at Market Rraction, Journal of Finance ,Vol. 22.p.19
6).Partch ,B.,Mikkeision,J.,1998,Correlation issuance Liability and price stock , Journal of Finance , Vol.24 P.18

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

7)Sanjay Kallapur-Mark A. tromBley” The association between investment opportunity set proxies and realized growth” Journal of business Finance and Accounting 26(3),(4) April/may 1999.
8)Shyam,Sunder (1997) theary of accounting and control” South- Western Publishing
9)Sawn D. Howton-Shelly Howton-StevenB. Perfect “The market Reaction to straight Debt issues: the effects of free cashFlow” Journal of Finance research vol xxl, No 2 ,P219, summer (1998).
10)Titman.A.,opler ,B.,1993,Correlation into investment opportunities to Free Cash Flow in Company Leveraged Buyouts, Journal of Accountig,Vol.45,9.28.
11)Lang,L.H.P.,Ofek, E., 1995, Why do firms invest in Eastern European Financial Management 1,PP.147-171
12)Vidhan k. Goyal- Kenneth Lehn-stanko Racic “grow opportunity and corporate Debt policy: the case of the U.S. Defence industry” Hong kong university of science and technology, may 2001.
13)Watts , and Zimmerman.J.1986.Positive Accounting Theory , Prentic Hall Inc. (1997).
1 -Whats & Zimermand,1986,36
1FERDINAND A.GUL, BURCH T.KEALEJ
—————
————————————————————


دیدگاهتان را بنویسید