0.85
0.83
0.75

20.33
20.69
18.59
17.67
16.24
16.47
20.52
21.74
19.71
18.57
19.58
21.35
21.06
21.69
21.71
21.42
13.55
17.38
16.69
14.51

4- نتايج:
4-1 ارزيابي مدل:
آمارتوصيفي براي مطالعه متغيرها درجدول2آمده است. جهت اين اقدامات در بک بررسي دومرحله اي صورت مي گيرد. در ابتدا ما عوامل اندازه گيري شده را مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهيم. همگرايي اطلاعات, تاييدي به صحيح بودن مدل دارد که در آن ميزان رضايت 300/44 =(155X2( مي باشد و در GFI=0.91 و CFI=0.97 وIFI=0.97 مي باشد که نشان دهنده ي تک بعدي بودن اقدامات است. نتايج منعکس شده در جدول 1 نشان مي دهد که تمام پارامتر هاي عامل بسيار مهّمي در تحقيق است و واريانس استخراج شده از آنها به مقدار متوسط 0.75 رسيده است. بنابراين همگرايي کافي و قابليت اطمينان لازم را دارا است. در گام دوم توصيه شد که از تست تفکيک اعتياد استفاده شد تا بررسي شود که آيا واريانس همه زوج داده ها پايين تر از داده هاي فردي است يا نه. در نتيجه مدلهاي اندازه گيري به خوبي نشان دادند که همگرايي خوب و تفکيک اعتياد بالا و قابليت اطمينان بالايي براي اين مدل وجود دارد.
4-2 آزمون فرض :
با استفاده از تجزيه و تحليل رگراسيون سلسله مراتبي مديريت آزمون فرضيه انجام شد که در اين روش متغير ها به حداقل ميزان خود مي رسند. تمام پارامترها با واريانس کمتر از سه نشان مي دهد. که يک معادله غير خطي وجود دارد. جدول شماره3 نتايج حاصل از محاسبات رگراسيون را نشان مي دهد. مدل 1 شامل تنها يک متغير کنترل و مدلهاي 2و3 اثرات مستقيم را نيز دارا مي باشند. در مدل 4 علاوه بر اين تنش در رابطه پارامتر ارتباط موثر نيز آورده شده است. مدلهاي 2و3و4 نشان دهنده ي بهبود پارامتر (0.028 و 0.166 و ?R2=0.084)است. مقادير اين متغيرها نشان دهنده اهميت فرضيه و صحيح بودن آن است. در مدل2 تا حدودي فرض اوليه با بحث نظري ما سازگار است. که در آن تعارض در رابطه داراي اثرات منفي بر روي رضايت مندي است. بنابراين از فرضيه 1 حمايت مي کنيم. با اين حال هيچ رابطه مهمي بين تعارض کاري و رضايت يافت نمي شود. سپس براي فرضيه2 هيچ دليلي پيدا نمي شود و نمي توان از آن دفاع کرد. علاوه براين اثر مستقيم و مثبت ارتباط مستقيم با رضايت مشهود است. مدل 4 يک اثر تعاملي مثبت را بين ارتباطات موثر و روابط تنشي را نشان مي دهد.(p<0.01و0.249=?) و اثر متقابل منفي بين ارتباط موثر و تعارض کار با (-0.235P<0.01=?) براي روشن شدن بيشتر موضوع و اهميت رابطه بين انواع تعارضهاي مختلف در سطوح ارتباط موثر مورد تجزيه وتحليل قرار گرفت. ما براي مدل 1 يک رابطه منفي پيدا کرديم(P<0.001 و -3.81 =t و =-0.501?( که بين ارتباط تعارض و رضايت در سطوح پايين ارتباط موثر مي باشد. در سطوح بالاي ارتباط موثر,مدل 2 وجود دارد. که يک رابطه مثبت را نشان مي دهد که در آن (1.85 t=و0.24=?)است. پس تعارض کار و رضايت در سطوح پايين ارتباط موثر رابطهي( -1.065=tو0.108-=?)وجود دارد.ايننتايج اثبات فرضيه هاي 3 و 4 را در پي دارد.
جدول 2 ماتريس همبستگي (n=298)
123456781-طول مدت رابطه
2- خريد مجموعه اي
3- ارتباط نزديک
4- تشابه
5- تضاد ارتباطي
6- تعارض کاري
7- ارتباطات
8- رضايتمندي متوسط
معدل
انحراف معيار
0.17
0.34
-0.12
0.13
-0.14
-.0.01
0.000
3.52
1.953

0.199**
0.174**
-0.19
-0.60
-0.26
0.42
0.450
0.836
0.463**
0.128*
0.71
0.334**
0.198**
3.269
1.376
-0.99
-.113
0.359**
0.261**
3.904
1.060
0.721**
-0.205**
-0.291**
2.900
1.082
-0.165**
-0.222**
3.67
1.037

5.33**
4.980
0.810
5.41
0.942** p<0.1
*p<0.5.
جدول3 رگرسيون رضايت
متغير وابستهرضايتمندي عرضه کنندهمدل1مدل2مدل3مدل4کنترل متغيرهاطول مدت رابطه-0.041-0.012-0.015-.0.38خريد مجموعه اي-0.018-0.0280.0380.040ارتباط نزديک0.0690.1150.0250.015تشابه0.1930.1410.0470.051متغير مستقلتنش در ارتباطات=H1-0.255-0.170-0.192تعارض کاري=H2-0.0060.0010.023مديريتارتباطات0.5380.549تداخلاتدرگيري دررابطه×ارتباطات=H30.249تعارض کاري×ارتباطات=H4-0.235R20.0760.1600.3260.354?R20.0760.0840.1660.-28F6.04414.52371.5516.175
4-3 تجزيه تحليل تکميلي:
براي تاييد نتايج ما ، محاسبات ساختاري در جدول 4 ارائه شده است. اين مدل ها بر مبناي ارزش81/83 =(32)X2 و CFI=0.99 و GFI=0.95 و IfI=0.99 برآورده شده اند. براي آزمون تاثير تعديل, نمونه ها به گروه هاي بالا و پايين تاثير مستقيم ارتباط تقسيم بندي شدند وسپس از آن مدل با هردو گروه بررسي و برآورده شد. نتايج به نظر مي رسد که با تجزيه و تحليل رگراسيون مطابقت دارد. که در مدل 4و3آورده شده است.]
جدول4استاندارد ساختاري برآورد پارامتر معادله
مسير تئوريمدل فرضn=298روش تستaگروه بالاn=172ضرايبمقاديرtفرضيهضرايبرابطه رضايت با در گيري-0.30-3.18H1-0.11bرابطه تعارض کاري با رضايت0.00-0.03H2-0.17c?2(32)
81.83
66.41
GFI
0.95
0.93

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

NNFI
0.98
0.97
CFI
0.99
0.98
IFI
0.99
0.98
RMSEA
0.072
0.079
SRMR
0.027
0.031
a دو گروه در مدل (سطح بالايي از گروه ارتباطات موثر و سطح پايين از گروه ارتباط موثر)، که از تمام مسيرها آزاد هستند برآورد شده است. ?2 (64) = 121.52
b تنظيم مسير در گروه بالا برابر است با مسير در گروه کم ?2(65) = 129.46; ??2(1) = 7.94, p < 0.01, H3.
c تنظيم مسير در گروه بالا برابر است با مسير در گروه کم ?2(65) = 128.39; ??2(1) = 6.87, p < 0.01,H4 ,
5-نتيجه گيري و پيشنهادات :
اين مطالعه تعدادي از فعل و انفعالات بين تعارض کاري و برقراري ارتباط موثر و تاثير آنها بر رضايت را در روابط بين خريدار و فروشنده بررسي مي کند. تجزيه و تحليل ها به ما نشان مي دهد که تاثير تعارض در رضايت منفي است. امّا رابطه قابل توجهي بين تعارض کاري و رضايت ديده مي شود. علاوه بر اين ارتباط موثر مي تواند اين اثر مضر را بهبود ببخشد. با اين حال تاثير تعارض کاري بروي رضايت در سطح بالا ارتباط موثر بيشتر از نمونه هايي است که در سطوح پايين قرار دارد. شکل 3 رابطه منفي بين تعارض کاري و رضايت را نشان مي دهد. در يافته شد که اين که اين عملکرد منفي تاثير زيادي بر روي عملکرد تيم دارد. بنابراين پيشنهاد کرديم که تيم بايد نه تنها به شرکت در درگيري هاي کاري وارد نشود بلکه به نوعي براي رسيدن به اجماع و حل وفصل اختلافات به وجود آمده و افزايش کيفيت در تصميم گيري ها بکوشد.
علاوه براين ارتباطات فردي کليد شناخت دانش فردي ديگران است و به عنوان يک پايگاه به رشد مجموعه کمک مي نمايد. علاوه بر اين پيشنهاد مي شود که يک رابطه بين خريدار و فروشنده شامل ارتباط مشترک از خواسته ها مسائل و الويت هاي آنها مي باشد. به اين معنا که رابطه بين فردي در سطوح بالا از ارتباط موثر بايد بيشتر از سطوح پايين باشد بنابراين نتايج ما نشان مي دهد که درگيري ها در سطوح بالا رابطه بين فردي را تخريب خواهد نمود. مطابق با تحقيقات قبلي خريدار و فروشنده رابطه تعارض در سطوح پايين اثرات مضر کمتر در ميزان رضايت خواهد داشت. علاوه بر اين ، استدلال و نتايج بدست آمده است به بهبود ارتباطات موثر به ويژه هنگامي که ناسازگاري بين فردي وجود دارد. همانطور که در شکل 2 ديده مي شود اثرات تنش رابطه رضايت را در سطوح بالا تحت تاثير قرار مي دهد. عدم اطمينان وتشويشي ناشي از احساسات منفي در درگيري ها ممکن است توانايي ارتباط موثر را به حداقل رسانده و سوء تفاهم را رشد دهد. برعکس اين حالت ممکن است باعث کاهش و سردرگمي سوء تفاهمات شده و ارتباطات موثر و کار آمد را به همراه دارد. نتايج نشان مي دهد که سطوح بالا به جاي سطوح پايين ارتباطات موثر همراه با رضايت بالاتري است. نتايج به صورت ضمني نشان مي دهد که تعارض در سطوح پايين اجازه مي دهد تا گروه سرمايه گذار تمايل کمتري به اشتراک گذاري اطلاعات را داشته باشند. بنابراين مطالعه مي گرديد که تفاوت هاي ظريف براي روشن شدن شرايط سطوح بالاتر براي ايجاد ارتباطات موثر در يک رابطه طولاني ميان خريدار و فروشنده سودمند خواهد بود.
مسئله دوّم در مطالعه ما بررسي کرده است که آيا ارتباط موثر و کار آمد خطرات استفاده از نابرابري فردي در راستاي رضايت مندي براي خريدار و فروشنده بهبود مي دهد يا نه . ديده شد که ارتباط موثر مخصوصا براي مقابله با اثرات منفي سطوح بالاي درگيري مفيد مي باشد و به نوبه خود مي تواند کاهش فاصله بين فردي را در بر داشته باشد اين مهّم است چر اکه تعارض مي تواند اثرات منفي را در نتايج مانند تعهد به وجود بياورد.همانطورکه در بالا ذکر شد يک ارتباط منفي بين تعارض کاري و رضايت وجود دارد بنابراين اثرات درگيري و تعارض کاري به صورت تفاوت هاي ظريفي نمايان مي شود که موجب تحت تاثير قرار دادن توسعه روابط خريدار و فروشنده است. سوم اينکه نتايج به ما نشان مي دهد که تضعيف اثرات منفي باعث افزايش رضايت مندي در خريدار و فروشنده خواهد شد به طور خاص مي توان گفت تاثير تعارض کار بر روي رضايت مندي در سطوح پايين ارتباط موثر و مثبت است امّا در سطوح بالا اين تاثير منفي مي باشد بنابراين يافته هاي ما درک مناسبي از ارتباطات مناسب در رضايت را در پي دارد.
6- مفاهيم مديريتي :
نتايج بدست آمده در تحقيق ما مفاهيمي در رابطه با حفظ و توسعه روابط بلند مدت با خريداران در پي دارد. هنگامي که ناسازگاري ميان فردي بين خريدار و فروشنده بالا باشد بهتر است براي تشويق فروشنده به برقراي ارتباط بيشتر با خريدار پرداخت بنابراين تعارض در روابط ممکن است باعث شود خريدار به ارتباطات علاقه نشان دادهو به طرف مقابل نزديک شود. با توجه بهنتايج ما ,قانون ارتباط موثر در سطوح بالاي تعارض کاري به منظور افزايش روابط بين خريدار و فروشنده شود که در واقع به جاي تخريب, شرايط سازنده اي را به وجود آورد.فروشنده بايد ابتکار عمل و گرفتن نظرات خريدار و جايگزيني آن ها با خريدار اقدام کند. به تدريج خريدار به دامنه جديدي از ارتباطات راه پيدا کرده و تنش ها کاهش مي يابد که منجر به افزايش ارتباط موثر و رضايت خواهد شد. به وضوح روشن است که فروشنده بايد مواضع انتقادي در برابر خريدار را محدود کرده و ديدگاه هاي متفاوت خريدار را براي افزايش کارايي در برقراري ارتباط موثر و توسعه آن ها بکوشد. هنگامي که ميزان اين ارتباطات بين فروشنده و خريدار کم باشد به آساني مي توان براي ساخت خطوط ارتباطي اقدام کرد. همانطورکه در بالا ذکرشد, گنجاندن نظرات متفاوت در روابط خريدار و فروشنده تاثير منفي بيش از حدي خواهد گذاشت. بنابراين بايد آموزش هاي مديريت فروش و مهارت هاي ارتباطي با هدف کاهش تعارض کاري براي به وجود آمدن يک رابطه رو به پيش براي خريدار و فروشنده به وجود مي آيد مهارتهايي مانند گوش دادن به سخنان خريدار و مقابله با درگيري هاي احتمالي روابط بين خريدار و فروشنده را بهبود مي دهد. در غير اين صورت براي مقابله با عقايد متضاد ممکن است سرعت توسعه ي يک رابطه طولاني مدت با خريدار را کم کرده و به اتلاف و منابع بينجامد.


دیدگاهتان را بنویسید