در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل دوم
ليتوستراتيگرافي
2-1- مقدمه
سيلورين با ويژگي‌هايي نظير تجديد تنوع زيستي پس از انقراض اردويسين پسين، تغييرات پوياي آب و هوايي (Munnecke et al., 2010; Cramer et al., 2011)، تغييرات شديد سطح آب درياها (Haq & Schutter, 2008)، همگرايي صفحات قاره‌اي و کاهش فوناي محلي (provincialism)، بسته شدن اقيانوس اياپتوس و کاهش وسعت اقيانوس رئيک شناخته مي‌شود (Gradstein et al., 2012). سيستم مذکور در سطح جهاني با تنوع و فراواني بي‌مهرگان شناخته شده، به‌طوريکه محيط بنتوز آکنده از براکيوپودها، دوکفه‌اي‌ها، گاستروپودها، مرجان‌ها، استروماتوپوريدها، بريوزوآها، خارپوستان (به‌ويژه کرينوئيدها)، جلبک‌هاي آهکي و تريلوبيت‌ها بوده است. محيط پلانکتون نيز شامل سفالوپودها، گراپتوليت‌ها و مجموعه بسيار متنوعي از ميکروپلانکتون‌ها نظير آکريتارک‌ها، اسپورها و کيتينوزوآها بوده است. استراکودها و کنودونت‌ها نيز عموماً در محيط دريايي متحرک بوده و جايگاه مخصوصي در محيط آبي نداشته‌اند. ماهي‌ها نيز در طي سيلورين به طور پيشرونده‌اي افزايش يافته‌اند. سنگواره‌هاي موجودات خشکي سيلورين کمياب بوده و خشکي به صورت زياد کلونيزه (colonized) نشده است، همچنين با توجه به وجود برخي اسپورها در محيط دريايي، احتمالاً گياهان اوليه‌اي در دوره اردويسين نيز در خشکي‌ها وجود داشته، اما قطعي‌ترين شواهد فسيلي گياهان خشکي مربوط به سيلورين مياني (Wenlock) مي‌باشد (Cocks, 2005).
براي درک بهتر شرايط ليتوستراتيگرافي حوضه‌هاي رسوبي بايد اطلاعات مربوط به ديرينه جغرافياي آن بازه زماني را بررسي نمود. ديرينه جغرافياي سيلورين کاملاً تحت تأثير ابر قاره گندوانا بوده است، به طوريکه گندوانا شامل قاره‌هاي امروزي آمريکاي جنوبي، آفريقا، شبه‌قاره هند، قاره قطب جنوب، استراليا و گينه نو (Australasia) به همراه تران‌هاي مجاور بخش جنوبي اروپا، خاور دور و خاورميانه بوده است که اين بخش‌هاي تران ممکن است از لحاظ فيزيکي به ابرقاره گندوانا متصل و يا جدا بوده باشد (شکل 2-1). ساير تران‌هاي اين بازه زماني نيز شامل لورنتيا (بخش اعظم آمريکاي شمالي، گرينلند و اغلب بخش‌هاي شرقي سيبري)، سيبري امروزي، آوالونيا- بالتيک و همچنين تعدادي تران‌هاي کوچک تحت عنوان پرونيکا مي‌باشد. اقيانوس اصلي سيلورين، پانتالاسيک بوده که از لحاظ اندازه قابل قياس با اقيانوس آرام کنوني است. اقيانوس اياپتوس نيز که از کامبرين تا اردويسين بين تران‌هاي لورنتيا و آوالونيا- بالتيک حضور داشته، در اين بازه زماني به تدريج بسته شده است. (Cocks, 2000).
شکل 2-1- پالئوژئوگرافي قاره ها نسبت به يکديگر در سيلورين،
(Scotese, 2000).
کوهزايي کالدونين سبب خروج از آب، تشکيل خشکي‌هاي وسيع و ايجاد ماسه سنگ‌هاي قرمز قديمي (Old Red Sandstone Continent) در طي سيلورين پسين- دونين شده است (Page et al., 2007). در واقع همزمان با برخورد عظيم قاره- قاره صورت گرفته، تشکيل قاره لورازيا و اقيانوس بزرگ رئيک، پراکندگي فوناي دريايي به سمت جهاني شدن (cosmopolitanism) پيش رفتند (Gradstein et al., 2012). آب و هواي دوره سيلورين نيز با سرما آغاز شده، اما توده‌هاي يخچالي بسيار گسترده انتهايي‌ترين بخش اردويسين (هيرنانتين) (Brenchley et al., 1994)، به سمت خلاندوري کاهش يافته، به طوريکه جديدترين نهشته‌هاي يخچالي سيلورين از ونلوک برزيل، نزديک قطب جنوب گزارش شده است (Martinez & Grahn, 2007). از ابتداي خلاندوري پسين (Telychian)، نهشته‌هاي کربناته آب‌هاي گرم غالب شده، اما پس از آن تا ونلوک، لودلو و پريدولي، دماي سطح کره زمين به سمت گرم تا خيلي گرم پيش رفته است (Loydell, 2008; Munnecke et al., 2010). اين افزايش دما را مي‌توان از شواهدي نظير نهشته‌هاي کربناته و بيوهرم‌هاي ونلوک انگلستان و همچنين نهشته‌هاي تبخيري سيلورين پسين سراسر جهان درک کرد.
2-2- نهشته‌هاي سيلورين در ايران
ديرينه جغرافيا، پراکندگي نهشته‌ها و خشکي‌زايي وسيع در طي دوره سيلورين در ايران سبب تقويت فرضيه تداوم حرکات شاغولي وابسته به فاز کالدونين، گسترش جهاني يخچال‌ها و افت جهاني سطح آب درياها مي‌گردد. با وجود خشکي‌زايي وسيع، تاکنون از نواحي محدودي از البرز شرقي، ايران مرکزي و جنوب شرقي زاگرس نهشته‌هاي سيلورين گزارش شده است که عمدتاً شامل رسوبات سيلورين زيرين و مياني بوده و در بيشتر مناطق نهشته‌هاي سيلورين بالايي تا اويل دونين با نبود چينه‌شناسي منتسب به فاز کالدونين همراه است. نبوي (1355) معتقد است که درپي جنبش‌هاي کالدونين، بخش شمال و شمال غربي ايران از دريا خارج شده و مرز خشکي مذکور از علي آباد گرگان آغاز و به زردکوه بختياري مي‌رسد، اما وجود نهشته‌هاي سيلورين در تالش محدوده خشکي مذکور را مبهم مي‌سازد. از ديگر ويژگي‌هاي مهم نهشته‌هاي سيلورين ايران حضور سنگ‌هاي آتشفشاني از نوع بازالت‌هاي زيردريايي است که خود مؤيد مرحله بازشدگي در پوسته کراتوني سکوي پالئوزوئيک ايران مي‌باشد (آقانباتي، 1387).
نهشته‌هاي سيلورين ايران شامل سازندهاي غيررسمي بزکوه واقع در ناحيه جام (Alavi-Naini, 1972)، سازند شيلي سرچاهان در پهنه رسوبي- ساختاري زاگرس (قويدل سيوکي، 1373)، سازند غيررسمي سلطان ميدان واقع در شمال شاهرود (Genny, 1977) و همچنين نهشته‌هاي سازند نيور (Ruttner et al., 1968) مي‌باشد.
2-3- سازند نيور
سازند نيور به عنوان اولين سازند از گروه گوش کمر با سن نسبي سيلورين و نشانه اختصاري Sn براي اولين بار توسط Ruttner et al. (1968) معرفي شده و داراي همنامي‌هايي نظير Liegendserie part A. (Ruttner, 1961; Flugel & Ruttner, 1962) مي‌باشد. نام اين سازند رسمي از روستاي کوچک ني‌وار واقع در شمال شرقي گوش‌کمر، ازبک‌کوه (شمال طبس) اقتباس شده است. از بخش‌هاي ايران مرکزي که براي اولين بار نهشته‌هاي سيلورين در آن گزارش شده، مي‌توان به ناحيه طبس با 600 متر سنگ‌آهک‌هاي مرجان‌دار و سن نسبي اواخر خلاندوري- اواخر لودلو اشاره نمود و پس از آن اين رسوبات از مناطقي نظير شيرگشت، کاشمر، شرق سمنان (جام)، جاجرم، بافق، انارک، خور، اقليد، سه، رفسنجان و … نيز گزارش شده است.
سازند نيور در محل برش چينه‌شناسي الگو (شمال شرقي گوش کمر) متشکل از 446 متر سنگ آهک‌هاي قهوه‌اي تيره مرجان‌دار با ميان‌لايه‌هاي ناچيز شيلي در قسمت مياني و بالايي و يک بخش ضخيم دولوميتي در بخش قاعده‌اي مي‌باشد که از نظر جايگاه چينه‌شناسي بين سازندهاي شيرگشت (اردويسين) و پادها (دونين پيشين) قرار دارد. مرز زيرين سازند نيور در محل برش چينه‌شناسي الگو با سازند شيرگشت گسله بوده، در صورتي‌که گذر آن با ماسه‌سنگ‌هاي خاکستري روشن سازند پادها هم شيب و کم و بيش تدريجي گزارش شده است (Stocklin, 1972). قابل توجه است که اين رخساره سنگي سازند نيور در تمامي مناطق ايران مرکزي عموميت نداشته و در بسياري نقاط نظير ناحيه شيرگشت، رديف‌هاي هم ارز سازند نيور مشتمل بر 628 متر رسوبات ماسه‌سنگي سفيد رنگ و سيلت‌سنگ همراه با لايه‌هاي آهکي فسيل‌دار گزارش شده که تحت عنوان برش چينه‌شناسي مرجع نيز معرفي شده است. سنگ‌شناسي اين برش چينه‌شناسي مرجع (حدود 90 کيلومتري جنوب برش چينه‌شناسي الگو، غرب دهانه کلوت) با بسياري از نواحي ايران مرکزي و حتي البرز شرقي مشابهت داشته و مي‌تواند معرف رخساره‌هاي آواري حاصل از رخداد کالدونين باشد (آقانباتي، 1387). از ويژگي‌هاي بارز برش چينه‌شناسي مرجع حضور دايک‌هاي ديابازي در بخش قاعده‌اي سازند نيور بوده که نشانگر فعاليت‌هاي آتشفشاني سيلورين در ايران مرکزي مي‌باشد.

سازند نيور که براي اولين بار در ايران مرکزي معرفي شده، در نواحي وسيعي از البرز شرقي نيز با رخساره‌هاي سنگي و زيستي مشابه يافت شده است. اين نهشته‌هاي منتسب به سيلورين تاکنون از چهارگوش انارک با 273 متر ماسه سنگ، سنگ آهک، سنگ آهک‌هاي دولوميتي و گلسنگ يافت شده است و علاوه بر آن تاکنون از چهارگوش ترود، چهارگوش کاشان، چهارگوش کورخود، چهارگوش مشهد، اسفوردي (شمال روستاي نگين گون)، باغين، بجنورد و رباط قره‌بيل، خور، جام، بساب، حرجند، خرانق، داوران، کاشمر و … نيز گزارش شده است (آقانباتي، 1387).
2-4- ليتوستراتيگرافي برش چينه‌شناسي پلميس
در برش چينه شناسي مورد مطالعه جوانترين واحد سنگي پالئوزوئيک زيرين، سازند نيور مي‌باشد. لايه هاي سيلورين مذکور براي اولين بار توسط Afshar-Harb (1979) در گستره شمال شرقي ناحيه البرز معرفي شد. بر اساس داده هاي ليتوستراتيگرافي سازند نيور به دو عضو تقسيم مي‌گردد (Afshar-Harb, 1979). عضو يک اين سازند به ضخامت 485 متر عمدتاً شامل شيل هاي تيره تا خاکستري بوده که اکثراً با ميان لايه هاي آهکي فسيل دار نيز همراه مي‌باشد. اين عضو شامل مرجان هايي نظير Crystiphyllum silurience, Halysites catenularis, Halysites labyrinthicus و … در لايه هاي مشخص مي‌باشد، اما تقريباً تمامي ضخامت اين سازند حاوي پالينومورف‌هاي فراوان با درجه حفظ شدگي مناسب است. بر اساس داده هاي فسيل شناسي پيشين، اين عضو از سازند نيور به سن سيلورين پيشين قابل انتساب است (Ghavidel-Syooki, 2000; 2006). عضو دوم سازند نيور با ضخامت 5/239 متر شامل سنگ آهک قاعده اي، ماسه سنگ هاي سفيد، شيل هاي قرمز- ارغواني است که در بخش مياني اين عضو مقدار کمي از لايه هاي شيلي سبز- آبي نيز مشاهده شده است. همچنين ساختارهاي رسوبي نظير چينه بندي متقاطع، دانه بندي تدريجي، ريپل مارک هاي نامتقارن و همچنين ترک هاي گلي در عضو دوم از سازند نيور فراوان مي‌باشد. اين عضو بر پايه مطالعات پيشين قويدل سيوکي (Ghavidel-Syooki, 2000; 2006) داراي کريپتوسپورهاي با ارزش چينه شناسي مشخص در برخي افق هاي خاص مي‌باشد که بر اساس داده هاي پالينولوژيکي مطالعات مذکور سن اين بخش به سيلورين مياني (ونلوک) منتسب مي‌باشد. نهشته هاي سازند نيور در برش چينه شناسي مذکور داراي مرز تدريجي با شيل‌هاي سيلتي سازند قلي به سن اردويسين پسين در زير و مرز ناپيوسته با ماسه‌سنگ‌هاي سازند پادها به سن دونين پسين در بخش بالايي مي‌باشد. در شکل 2-2 نقشه منطقه مورد مطالعه و در شکل 2-3 ستون چينه شناسي سازند نيور در برش پلميس مشاهده مي‌شود. در شکل هاي 2-4 تا 2-8 نيز تصاويري از منطقه نمونه برداري مشاهده مي‌گردد.
شکل 2-3- ستون چينه شناسي سازند نيور در برش پلميس، جنوب شرقي بجنورد.
شکل 2-4- بخش فوقاني سازند قلي با نهشته‌هاي بازالتي در برش چينه شناسي پلميس، جنوب شرقي بجنورد که در قاعده سازند نيور واقع شده است.
شکل 2-5- سازند قلي با نهشته‌هاي بازالتي در برش چينه شناسي پلميس، جنوب شرقي بجنورد که در قاعده سازند نيور واقع شده است.
شکل 2-6- نهشته‌هاي شيلي قاعده سازند نيور در برش چينه شناسي پلميس، جنوب شرقي بجنورد.
شکل 2-7- نهشته‌هاي سازند نيور در برش چينه شناسي پلميس، جنوب شرقي بجنورد.


دیدگاهتان را بنویسید