فصل اول
كليات تحقيق
بيان مسأله:
امروزه توجه به مسأله جهاني شدن و مطالعه ابعاد آن از ضرورتهاي هر نظام آموزشي است. در اين بين نقش اخلاقيات و چگونگي تحول اين حوزه، از اهميت ويزه اي برخوردار است. “دنياي امروز از يک طرف با ناتواني ارزشهاي موجود در برخورد با مسايل جهاني روبروست و از طرف ديگر در حوزه هاي تازه ايجاد شده، با مشکل فقدان ارزشها برخورد مي کند. اين امر بسياري از صاحبنظران را بر آن داشته است تا از ضرورت ايجاد قراردادهاي جديد براي حوزه اخلاقيات صحبت کنند” (جوادي، 1384:132). فراخوان “جهاني شدن اخلاقي- تر” از اين جمله است.
اما در مقابل چنين قراردادهاي جهانشمولي، مسأله پلوراليسم اخلاقي گسترش يافته است. پلوراليسمي که با نفي هر بنيان ثابتي براي حقيقت و اخلاق، مدعي است انديشه اخلاقي نمي تواند جهاني و عام باشد. لايون1 معتقد است: “صحبت بر سر انتخاب بين ارسطو2 و نيچه3 است يا اخلاق و بي اخلاقي” (ترجمه حكيمي،143:1383). نمونه هاي چنين اختلافي کم نيست.هابرماس4 که نمي تواند پوچ بودن مفهوم “رهايي بشر” را بپذيرد در مقابل فوکو5 و دريدا6 مي ايستد و يا در حاليکه کيرکگور7، “حوزه عمومي” را مسبب نيهيليسم مي داند، هابرماس در پي بازيابي فضايل اخلاقي در حوزه عمومي است. (دريفوس، ترجمه ملائكه، 1384: فصل 5).
هابرماس با ارائه تئوري کنش ارتباطي که مفهوم مرکزي آن “اخلاق ارتباطي” است، نقش مهمي در مباحث نظري مربوط به اخلاق ايفا کرده است. وي هر چند پلوراليسم را در شيوه زندگي فردي مي پذيرد اما معتقد است در بحث عدالت نيازمند پذيرش انگاره هاي ثابت و جهانگستر هستيم (حقيقي، 243:1381). در واقع به نظر مي رسد که تئوري اخلاق گفتماني هابرماس، درصدد پاسخگويي به چالش هاي اخلاقي جديد مثل نسبيت باوري ونيهيليسم است. هابرماس معتقد است از دوران روشنگري به اين سو با تحولات اقتصادي و تکنولوژيک، امکان کنش ارتباطي و گفتماني تضغيف شده است. وي اين پديده را “استعمار کردن زيست جهان” نام نهاده و در آثار اخير خود، با توجه به جهاني شدن5 (و تحولات اقتصادي و فني آن) از زواياي ديگري بر امکان انسجام اجتماعي در زيست جهان6 مي نگرد. در جوامع غربي با گسترش سيستم اجتماعي به حوزه عمومي3، ناخواسته واسطه هايي چون پول و قدرت به جاي کنش هاي ارتباطي نشانده شده اند. در جوامع شرقي هم چالش هاي هويتي نظير گرايش هاي بنيادگرا، اخلاق گفتماني را تهديد مي کند. در اين شرايط هابرماس از هر چه تك گويانه4 با مشکلات جهاني مواجه مي شود دور مي شود و به زيست جهان گفتماني، اصرار دارد. کافي نيست که هر کس جداگانه بيانديشد که آيا با هنجاري موافق است يا نه. آنچه لازم است فرايند واقعي مناظره است. پرسش مرکزي اين تحقيق، تعيين و بررسي اصول تربيت اخلاقي ناشي از تئوري اخلاقي هابرماس در عصر جهاني شدن است. در اين زمينه تحقيقاتي در سالهاي اخير در کشور انجام شده است اما غالب آنها مسأله را از زواياي ديگري بررسي کرده اند و لذا اصول مشخصي براي تربيت اخلاقي بدست نيامده است. ضمن اينکه عليرغم اهميت ديدگاههاي اخلاقي هابرماس تحقيق منسجمي از آراء اخلاقي وي در دست نيست.
اهميت و ضرورت مسأله
ضرورت انجام اين تحقيق از چند جهت قابل بررسي است:
1- پديده جهاني شدن و اهميت بررسي آن: کاربرد وسيع اين واژه در عرصه مطالعات انساني، ضرورت بررسي آن را آشکار مي کند در دنياي پيچيده کنوني، آشنايي با نحوه تغييرات هر حوزه (مثل اخلاق) در سطح جهاني، در آسيب شناسي و بهبود سياستهاي تربيتي، کمک خواهد کرد.
2- اخلاق و اهميت آن در تعليم و تربيت اسلامي: همواره هدف اصلي آموزش، پيشبرد سعادت انسان بوده است که بيش از هر چيز يک هدف اخلاقي است. ضرورت بررسي اصول اخلاقي هنگامي که به اصول کلي تعليم و تربيت اسلامي توجه کرده و عبارت “تقدم تزکيه بر تعليم” را بر پيشاني آن مي يابيم، آشکارتر مي شود.
3- اهميت تربيت اخلاقي در مواجهه با جهاني شدن: هر چند “تا کنون جهاني شدن در يک خلاء اخلاقي رشد کرده و واژگاني مانند انصاف، برابري و کرامت انسانها در آن غايب بوده‌اند” (عليقليان، 10:1384). اما روشن است که با سلطه بيشتر انسان بر طبيعت، نياز او به فضايل اخلاقي نيز بيشتر مي شود. “صنايع جديد، فناوري زيستي، علم مواد جديد، ژنتيک انساني، هوش مصنوعي و … همگي حاکي از اين هستند که شهروندان بايد به غايت تربيت شوند” (عطاران، 189:1384).
4- اهميت آثار هابرماس: اول اينکه هابرماس در زمينه ارتباط اجتماعي و اخلاق داراي نظريه هاي قابل توجهي است. دوم اينکه عليرغم اهميت نظريه اخلاق گفتماني هابرماس در سطح بين المللي، هنوز برداشتي از تربيت اخلاقي ناظر بر اين تئوري در داخل کشور ارائه نشده است. سوم اينکه مباحثات او با ساير فيلسوفان، فرصت مناسبي براي آشنايي با مسائل روز فلسفه است.
بطور كلي مي توان گفت مسلم است که پديده جهاني شدن تبعات اخلاقي خاص دارد، تغيير الگوي مصرف، ملاکهاي فرهنگي، بحران هويت، تكثر گرايي7، وجود فضاي مجازي8، و ارتباط مجازي سبب تغيير در مفاهيم فلسفي و اخلاقي مي شوند. بديهي است آشنايي با نظرات متفکران معاصر و پاسخ هاي آنان به مسائل جديد، مي تواند راه حلهاي نظري و فکري جديدي را در اختيار علماي تعليم و تربيت و مربيان قرار دهد. از اين رو در اين تحقيق، با توجه به اهميت تئوري اخلاق گفتماني و ديدگاههاي هابرماس در مورد ارتباطات و جهاني شدن، از نظرات اين فيلسوف اجتماعي استفاده شده است.
اهداف و سؤالات تحقيق
هدف کلي:
تعيين دلالتهاي اخلاق گفتماني هابرماس در تربيت اخلاقي با نظر به پديده جهاني شدن.
اهداف جزئي:
1- تعيين اصول تربيت اخلاقي ناظر به تئوري اخلاقي گفتماني
2- تعيين اقتضائات پديده ي جهاني شدن براي تربيت اخلاقي ناظر بر نظريه ي اخلاق گفتماني
سؤالات تحقيق:
1- اصول تربيت اخلاقي ناظر بر تئوري اخلاق گفتماني هابرماس کدامند؟
2- اقتضائات پديده ي جهاني شدن براي تربيت اخلاقي ناظر بر تئوري اخلاق گفتماني چيست؟
تعريف مفاهيم و اصطلاحات
اخلاق9: مفهوم مرتبط با شخصيت، خلق و خو، خصلت و عادت که رفتار انسان را در تمام جنبه‌هاي زندگي اجتماعي (كار، زندگي روزمره، روابط شخصي و…) تنظيم مي کند (فرمهيني، 1378:1382) تاريخ طولاني انديشه اخلاقي به ما نشان مي دهد که تعريف يکساني از اخلاق ممکن نيست.
تربيت اخلاقي10: فرايند زمينه سازي و بکارگيري شيوه هايي جهت شکوفا سازي، تقويت و ايجاد صفات، رفتارها و آداب اخلاقي و اصلاح صفات، رفتارها و آداب غيراخلاقي در خود انسان يا ديگري است. در فرهنگ علوم رفتاري آمده است: “آموزش رسمي يا ضمني اصول و قواعد اخلاقي در داخل يا خارج از مدرسه” (شعاري نژاد، 259:1364) در گذشته تربيت و اخلاق را مترادف مي‌دانستند اما جدا انگاري آنها امروزه امري مسلم است.
“واژه تربيت هر گاه با واژه هاي حاکي از ساحت ها تربيتي مي آيد ناظر به شيوه تحقق محتواي آن ساحت تربيتي است. مثلاً مراد از تربيت اخلاقي، چگونگي پرورش اخلاقي فرد است.” (بناري، 169:1379). تربيت اخلاقي را مي توان بکارگيري دانش تربيت براي دستيابي به اخلاق حسنه دانست. بنابراين تربيت اخلاقي، مطلوب لغيره است. (بهشتي، 69:1384).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

تربيت11: ريشه يابي اين لغت در عربي از واژه “رب” به معني پرورش و پروردن است. ريشه يابي لاتين اين کلمه معناي بيرون آوردن و يا هدايت کردن را مي دهد،؛ و آنچه به راستي امکان بيرون آورده شدن و هدايت شدن را دارد، استعدادهاي نهفته آدمي است که بدون تربيت، غالباً خفته و نهاني باقي مي ماند (داكاس،11:1995).
اصول تربيت اخلاقي12:”اصول دستورالعملهاي کلي هستند که مي توانند راهنماي عمل در تعليم و تربيت انسان قرار گيرند.” (شکوهي، 1375) در اين تحقيق، اصول دستورالعمل هايي هستند که در تعيين اهداف و روشهاي تربيت اخلاقي نقش دارند.
اخلاق گفتماني يا ارتباطي13:نظريه اخلاقي هابرماس، براين اصل مبتني است كه يک قاعده اخلاقي صرفاً در صورتي اعتبار دارد که دستور عمل همگاني باشد، و اين امر نيز در صورتي ميسر است که آن قاعده آزادانه مورد بحث و چون و چرا قرار گيرد. البته اين بحث در حدود عملي که متوجه تفاهم است صورت مي‌گيرد و در مقابل فعاليت استراتژيک که در آن صرفاً به موفقيت مي انديشند قرار دارد. (لاکوست، ترجمه داوري، 183:1376).
طرح تحقيق و روشهاي اجرايي

نوع پژوهش: نظري بنيادي است و روش پژوهش تحليلي است. در اين تحقيق به متوني که مفاهيم و واژگان کليدي تحقيق، در آنها مطرح شده است مراجعه کرده، اطلاعات مربوط به موضوع تحقيق (جهاني شدن، آراء هابرماس و …) از منابع مختلف جمع آوري شده و ارتباط آنها با هم تبيين گرديده و پس از آن به تحليل داده هاي بدست آمده، پرداخته خواهد شد و از آنها استنباط به عمل مي آيد.
مراحل تحقيق: 1- گرد آوري منابع و پيشينه بررسي هاي ذيربط 2- فيش برداري و طبقه بندي مطالب، شامل: الف- جمع آوري اطلاعات مربوط به آراء هابرماس ب- اطلاعات مربوط به جهاني شدن و ابعاد آن ج- اطلاعات مربوط به تربيت اخلاقي 3- تعيين اصول تربيت اخلاقي ناظر به تئوري اخلاق گفتماني با نظر به پديده جهاني شدن 4- نقد و بررسي اصول تربيت اخلاقي منبعث از تئوري اخلاق گفتماني با نظر به پديده جهاني شدن.
روش تجزيه و تحليل داده ها:
با توجه به کيفي بودن پژوهش، متغير کمي وجود ندارد و روشهاي آماري قابل استفاده نيست. در اين تحقيق، ابتدا مطالبي که پاسخگوي پرسشهاي پژوهش باشد استخراج مي شود. سپس مطالب گردآوري شده، دسته بندي خواهند شد و در قالب چارچوب از پيش تعيين شده سامان داده خواهد شد و مورد تجزيه و تحليل کيفي قرار خواهد گرفت.
طبعاً براي خلاصه کردن و برقراري ارتباط بين مفاهيم، در صورت لزوم از جدولها و نگاره‌هاي مناسب استفاده خواهد شد.
1 – David Layon5- M. Foucault
2 – Aristotle6- J. Derrida
3 – Nietzsche7- Kierkegaard
4 – Jurgen Habermas
5 – Globalization3- Public sphere
6 – Life world4- Monological
7 – Pluralism
8 – Syber class
9 – Morality
10 – Moral Education
11 – Education
12 – Principles of Moral Education
13 – Discourse or Communicative Ethics
—————
————————————————————
—————


دیدگاهتان را بنویسید