2-1- مقدمه :
در فصل گذشته ضمن اشاره به اهميت موضوع کارآفريني دانستيم که کار آفرينان تا چه حد مي توانند در بهبود وضعيت اقتصادي کشور و رفع بسياري از مشکلات مبتلا به جامعه از قبيل فرار مغزها ، بيکاري يا کم کاري (به ويژه فارغ التحصيلان دانشگاهها و نيروي انساني متخصص) کاهش سرمايه گذاري دولت در امور توليدي و صنايع اشتغالزا ، عدم پويايي و رشد اقتصادي کافي سهيم ودخيل باشند .
در اين فصل بر آنيم تا با ارائه پيشينه اي جامع و مانع از تلاشهاي پژوهشي که پيش از اين در اين زمينه انجام شده آگاهي يافته ، در پي آن با مدل سه شاخگي دکتر ميرزايي که به عنوان مدل مفهومي اين تحقيق از آن سود برده ايم آشنا شويم .
2-2- پيشينه تحقيق:
گرچه از اوايل دهه 1980 برخي محقّقين به تشريح كارآفريني در درون سازمان ها پرداختند، امّا تا اوايل دهه 1980 اين موضوع به طور جدّي مورد توجّه محقّقين قرار نگرفت. انديشمندان مديريت ضمن انتخاب رويكرد فرآيندي به تشريح مديريت كارآفريني و ايجادِ جوِّ كارآفرينانه در سازمان هاي موجود پرداختند .
كارآفريني را مي توان در دامنه وسيعي از وظايف مشاهده نمود . اين وظايف مي تواند شامل نوآوري محض تا كارهاي معمولي باشد و كارآفريني را نه تنها به طور مستقل و فردي بلكه در تمام سازمان هايي كه در آنها تصميمگيريهاي متهوّرانه اتّخاذ ميگردد و بر تركيب و تخصيص منابع در شرايط بي ثبات تأثير ميگذارد، مي توان يافت.
معتقد است كه كارآفريني يك فرآيند است و به تنهايي نمي تواند در شخص متجلّي شود، بلكه تجلي آن بايد با فرصتها و تقاضا نيز همراه باشد .
به بيان ديگر كارآفرين كسي است كه يك فرصت را درمي يابد و براي پيگيري آن فرصت ، يك سازمان را راه اندازي ميكند و فرآيند كارآفريني تمام وظايف، فعاليّت ها و عملياتي را كه با درك فرصت و ايجاد يك سازمان به منظور پيگيري آن فرصتها ارتباط مي يابد، در بر ميگيرد .
علاوه بر مطالعه در مورد پيششرطهاي كارآفريني ، در مورد موانع آن نيز تحقيقاتي را انجام داده است . “وسپر” عمده ترين علّت شكست كارآفرينان را فقدان يك مفهوم ماندني و با دوام مي داند .
همچنين، فقدان آگاهيهاي لازم در مورد بازار، مشكل جذب افراد متخصص كه در حال حاضر داراي مشاغل مناسب و جذابي هستند ، فقدان مهارتهاي فني و مشكل دستيابي به 25 تا 100 هزار دلار به هنگام آغاز فعاليّت از ديگر دلايل شكست كارآفرينان محسوب ميشود .
امّا تعدادي از كارآفرينان به دليل نداشتن دانش عمومي مربوط به فعاليّت، مدّتي پس از شروع فعاليّت شكست را پذيرا شده اند. علاوه بر موارد فوق فقدان مقبوليت اجتماعي در مورد برخي مشاغل همانند رفتگري و كنترلهاي انحصاري در حرفهاي خاص مانند حرفه پزشكي و وكالت ، رقابت جدي از سوي شركتهاي بزرگي كه در حال حاضر در آن صنعت در حال فعاليّت هستند نيز مي تواند براي شركتهاي تازه تأسيس مشكل آفرين باشد .
در شكل 2-1 ، 12 مانع را ليست كرده است . علامتها نشان ميدهندكه چگونه شرايط محيطي خاصّي ميتواند به كاهش اثرات اين موانع كمك كند .
به علت تازگي موضوع، تحقيقات كمي راجع به كارآفريني در كشورمان صورت گرفته كه مهمترين كار مطالعاتي را كه دكتر محمود احمد پور براي اخذ درجه دكتري انجام داده است :
* در همين زمينه محمود احمد پور دارياني ، پژوهشي را تحت عنوان، طراحي و تبيين الگوي پرورش مديران كارآفرين در صنعت ، در دانشگاه تربيت مدرس ، سال 1377 به انجام رسانيده است.
همچنين جليل صمد آقايي براي اخذ درجه كارشناسي ارشد پايان نامه خود را در سازمان مديريت صنعتي تحت عنوان كارآفريني به انجام رسانيده است .
همچنين پروژه اي با عنوان”بررسي موانع كارآفريني در صنعت كشور و ارائه راهكارهاي اساسي جهت توسعه كارآفريني” نيز توسط جهاد دانشگاهي دانشكده مديريت دانشگاه تهران كه مجري اين پروژه جناب آقاي سيد محمّد مقيمي مي باشد، انجام شده است كه زمان شروع پروژه 15/10/77 و زمان اتمام آن 15/5/79 مي باشد .
2-3- مدل مفهومي تحقيق:
يكي از صاحبنظران بر اين باور است كه كليه مطالعات تئوريهاي سازمان و مديريت را مي توان در سه حوزه يا شاخه بررسي كرد :
1- شاخه رفتاري (محتوايي) 2- شاخه ساختاري 3- شاخه زمينه اي يا محيطي1
منظور از شاخه رفتاري عبارتست از كليه عوامل مربوط به نيروي انساني (اعم از مديران و كاركنان) كه در واقع محتواي سازمان را شكل ميدهند .
شاخه ساختاري، شامل همه عوامل غير انساني مي باشد. مانند: تكنولوژي ، ساختار سازمان ، سيستمهاي سازماني و نظاير اينها .
هر دو شاخه رفتاري و سازماني با توجّه به زمينه شكل ميگيرند . به عبارت ديگر هر زمينه اي عوامل رفتاري و ساختاري خاص خود را ايجاد ميكند. بنابراين شاخه زمينه دربرگيرنده كليه عواملي است كه در خارج از سازمان بوده ولي شكل دهنده آن مي باشد .
براي مثال ، اساسنامه يا مأموريتهاي يك سازمان دولتي براي اولين بار در يك وزارتخانه يا مجلس طرح ، بررسي و تصويب مي شود و پس از طي اين مرحله سازمان متولّد ميشود . نمودار شماره 2-1 مدل سه شاخگي1 را نشان مي دهد .

شاخه رفتاري (محتوايي)
شاخه ساختاري

( نمودار شماره 2-1 : مدل سه شاخگي ) شاخه زمينه اي (محيطي)
منبع: ميرزايي اهرنجايي ، 1376
مدل سه شاخگي يك ابزار تحليلي است كه مي توان براي تبيين خيلي از مسائل عمده سازماني از آن، استفاده نمود . در اين تحقيق مدل مزبور بر اساس مدل مفهومي تحقيق را تشكيل داده اند. نمودار 2-2 موانع کارآفريني و نمودارهاي 2-3 تا 2-7 سطوح و اجزاي مختلف مدل سه شاخگي (مفهومي) تحقيق را نشان مي دهند.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

( نمودار شماره 2-2 : موانع کارآفريني ) منبع: کارل اچ . وسپر. ص42
1- دكتر حسن ميرزايي اهرنجائي ، جزوه منتشر نشده مباني فلسفي تئوريهاي سازماني ، دانشكده مديريت دانشگاه تهران ، سال 1376
2.Tree-chotomy model
—————
————————————————————


دیدگاهتان را بنویسید