1-2-2-1-2- دوره تفکّر مذهبي ناقص اول(هفت تا نه سالگي)31
1-2-2-1-3- دوره تفکّر مذهبي ناقص دوم(9 تا 11 سالگي)31
1-2-2-1-4- دوره اول تفکر مذهبي شخصيتي(11 تا 13 سالگي)32
1-2-2-1-5- دوره دوم تفکّر مذهبي شخصيتي(13 سالگي به بعد)33
1-2-2-2-تطوّر و مراحل رشد کودک از منظر قرآن کريم و روايات33
1-2-2-2-1- ويژگي‌هاي دوران کودکي34
1-2-2-2-2- فرآيند کلي پذيرش ديني36
1-2-2-2-2-1- مرحله مشاهده (در 7 سال اول زندگي، دوران قبل از دبستان)36
1-2-2-2-2-2- مرحله تقليد (در 7 سال دوم زندگي، يعني دوران دبستان)36
1-2-2-2-2-3-مرحله بينش(در 7 سال سوم زندگي، دوران نوجواني و جواني)…… 37
1-2-3-ويژگي‌هاي روش‌هاي تربيتي کودکان37
1-2-3-1-اهميت انتخاب روش مناسب تربيتي37
1-2-3-2-استفاده از روش‌هاي غير مستقيم38
1-2-4-سنّ شروع تربيت ديني ـ قرآني39
فصل دوم: مجموعه اصول، روش‌هاي تربيتي و نحوه کارآمدي هر يک، در تربيت قرآني……………………………………………………………………………………………………………………… 40
2-1- اصل تمکّن و رعايت تفاوتهاي فردي………………………………………………………………… 42
2-1-1- آموزش تدريجي43
2-1-2- توجه به فطرت در تربيت قرآني44
2-1-3- رعايت هم‌زباني و هم‌سطحي با کودکان47
2-1-4- تکليف به قدر توانايي49
2-1-5- رعايت مساوات و پرهيز از تبعيض49
2-1-6- استفاده از روش‌هاي مشاهده‌اي51
2-1-6-1- مشاهده آفرينش(آفريدگان)52
2-1-6-1-1- روش ايفاي نقش (نمايش، نمايش‌نامه)53
2-1-6-1-1-1- روش ايفاي نقش در قرآن و سيره معصومان :55
2-1-6-1-1-2- چگونگي اجراي نمايش‌هايي با مضامين ديني و قرآني59
2-1-6-1-2- نحوه کارآمدي مشاهده آفرينش در تعليم آموزه‌هاي قرآني(به خصوص توحيد و معاد)60
2-1-6-2- مشاهده عمل61
2-1-6-2-1- روش الگويي61
2-1-6-2-1-1- ضرورت اتخاذ شيوه اسوه نمايي (روش الگويي)62
2-1-6-2-1-1-1- ابعاد نگرش قرآن به ضرورت روش الگويي62
2-1-6-2-1-1-1-1- معرفي اسوه‌ها64
2-1-6-2-1-1-1-2- ويژگيهاي الگوهاي قرآني67
2-1-6-2-1-1-1-2- اسوه‌پذيري و حرکت به سوي اسوه‌ها (توصيه به مؤمنان به تلاش براي اسوه شدن)68
2-1-6-2-2- نحوه کارآمدي مشاهده عمل(روش الگويي) در تعليم آموزه‌هاي قرآني69
2-1-6-2-3- آسيب روش الگويي: تعارض بين الگوها70
2-1-6-2-2- روش عملگرايي (هماهنگي قول و عمل)71
2-1-6-2-2-1- نحوه کارآمدي روش عمل‌گرايي در آموزش تعاليم قرآني73
2-2- اصل سهولت………………………………………………………………………………………………. 74
2-2-1- روش مدارا و گذشت75
2-2-2- نحوه کارآيي روش مدارا و گذشت در آموزش قرآن77
2-3- اصل تکريم………………………………………………………………………………………………… 77
2-3-1- روش‌هاي تکريم و احترام کودک79
2-3-2- نحوه کارآيي روش‌هاي تکريم کودکان83
2-3-2-1- توجه دادن متربّي به آخرت و امور آن83
2-3-2-1-1- راه‌کارهاي ايجاد زمينه آشنايي کودکان با جهان آخرت85
2-3-2-1-1-1- خيرانديشي و صالح‌نگري85
2-3-2-1-1-2- فرهنگ سپاس و تقدير87
2-4- اصل مداومت و محافظت بر عمل……………………………………………………………………. 87
2-4-1- روش تمرين و تکرار90
2-4-1-1- اثرات روش تمرين و تکرار90
2-4-1-1-1- تلقين و القاء مطلب90
2-4-1-1-2- تأکيد بر اهميت مطلب91
2-4-1-1-3- يادآوري؛ زمينه‌‌سازي براي طرح مباحث جديد91
2-4-1-2- معايب تکرار و رفع آن92
2-4-2- نحوه کارآيي روش تمرين و تکرار در آموزش تعاليم قرآني95
2-4-2-1- استفاده از فرصت‌هاي آموزشي و ارتباط دادن درس قرآن با زندگي (زيستن قرآني)95
2-4-2-2- ضرورت نوآوري و تنوّع در روشهاي تربيت قرآني97
2-4-2-2-1- ضرورت خلّاقيّت و نوآوري در تربيت ديني از منظر مباني ديني98
2-4-2-2-1-1- خلّاقيّت و نوآوري از ديدگاه قرآن98
2-4-3-2-1-2- خلّاقيّت و نوآوري از ديدگاه معصومين:103
2-5- اصل تعقّل و تفکّر……………………………………………………………………………………….. 106
2-5-1- روشهاي اکتشافي107
2-5-1-1- تحريک حس کنجکاوي109
2-5-1-2- برانگيختن سؤال در ذهن مخاطب109
2-5-1-3- روش طرح سؤال110
2-5-1-4- روش مقايسه111
2-5-2- کاربرد روش‌هاي اکتشافي در تعليم آموزه‌هاي قرآن112
2-5-3- پاسخ محوري بودن؛ آسيب سيستم آموزشي کشور114
2-6- اصل انگيزش احساسات و عواطف…………………………………………………………………… 115
2-6-1- عوامل ايجاد انگيزه در فراگيران قرآن115
2-6-1-1- نقش محبت و برقراري ارتباط صميمانه116
2-6-1-1-1- آثار محبت به کودکان119
2-6-1-1-2- شيوه‌هاي ابراز محبت به کودکان120
2-6-1-1-3- چگونگي به‌کارگيري محبت در تربيت قرآني کودکان122
2-6-1-2- استفاده از روش‌هاي هنري در تربيت قرآني131
2-6-1-2-1- استفاده از جلوه‌هاي هنري قرآن، احاديث و ادعيه اسلامي133
2-6-1-2-1-1- وزن و آهنگ133
2-6-1-2-1-2- تصويرسازي و خيال‌انگيزي133
2-6-1-2-1-2-1- شاخصه‌هاي تصويرگري مناسب براي کتاب‌هاي قرآني کودکان135
2-6-1-2-1-3- تمثيل و تشبيه136
2-6-1-2-1-3-1- نحوه کارآمدي تمثيل و تشبيه در آموزش قرآن138
2-6-1-2-1-4- قصه‌گويي138
2-6-1-2-1-4-1- طبقه بندي قصه‌هاي قرآن کريم براي کودکان140
2-6-1-2-1-4-2- شيوه‌هاي بيان قصه‌هاي قرآني براي کودکان141
2-6-1-2-1-4-3- نقدي بر داستان‌هاي ديني و قرآني براي کودکان143
2-6-1-3- شعر و سرود147
2-6-1-3-1- چگونگي استفاده از شعر و سرودهايي با مفاهيم قرآني148
2-6-1-4- طرّاحي و نقّاشي151
2-6-1-4-1- چگونگي استفاده از طرّاحي و نقّاشي در تعليم آيات152
2-6-1-5- روش تشويق153
2-6-1-5-2- نحوه تأثير روش تشويق بر تربيت قرآني کودکان159
2-6-1-6- روش بازي‌هاي تربيتي160
2-6-1-6-1- اهميت و نقش بازي در تربيت کودک160
2-6-1-6-2- وظايف والدين در مورد بازي کودکان165
2-6-1-6-3- نکاتي درباره بازي کودکان166
2-6-1-6-4- بازي‌هاي رايانه‌اي169
2-6-1-6-5- اسباب‌بازي‌ها170
2-6-1-6-5-1- مشکلات توليد اسباب‌بازي در ايران171
2-6-1-6-5-2- نکاتي براي توليدکنندگان و عرضه‌کنندگان اسباب‌بازي172
2-6-1-6-5-3- نقش بازي‌هاي قرآني در انس کودکان با قرآن173
2-7- اصل آراستگي…………………………………………………………………………………………….. 175
2-7-1- روش آراستن ظاهر175
2-7-2- روش تزيين کلام176
2-7-3- نحوه تأثيرگذاري روش آراستگي ظاهر و کلام در آموزش قرآن177
فصل سوم: نهادهاي مسئول کارآمد سازي آموزه‌هاي قرآن………………………………………………178
3-1- خانواده……………………………………………………………………………………………………… 180
3-1-1- ضرورت مسئوليت تربيت ديني والدين183
3-1-2- وظايف والدين براي تربيت ديني کودکان بر اساس آيات قرآن و روايات184
3-1-2-1- دعا نمودن براي طلب فرزند و ذريّه‌اي پاک184
3-1-2-2- توجه به آينده فرزندان و منشأ خير بودن آن‌ها184
3-1-2-3- تأثير نام‌گذاري نيکو185
3-1-2-4- تأثير گفتن اذان و اقامه در گوش نوزادان186
3-1-2-5- تحنيک يا کام برداشتن187
3-1-2-6- تبريک و دعا به مناسبت تولّد فرزند189
3-1-2-7- حفظ و صيانت فرزندان از آسيب‌هاي معنوي189
3-1-2-8- قرار دادن خانه به عنوان پايگاه نشر معارف اسلامي192
3-1-2-9- شکل‌دهي و شکوفايي امور فطري فرزندان (از جمله نماز)193
3-1-2-10- رشد و شکوفايي بر پايه خلقيات فرزندان195
3-1-2-11- تعليم قرآن و چگونگي آموزش آن به فرزندان196
3-1-2-11-1- آموزش قرآن به کودکان در سيره معصومان :197
3-1-2-11-1-1- هزينه کردن براي آموزش قرآن197
3-1-2-11-1-2- پاداش آموزش قرآن به فرزند198
3-1-2-11-1-3- آموزش قرآن به عنوان اولين ماده درسي198
3-1-2-11-1-4- عادت دادن کودکان به قرائت قرآن199
3-1-2-11-1-5- علت تأکيد معصومان:بر آموزش قرآن در دوره کودکي200
3-1-2-11-1-6- علت انتخاب قرآن، به عنوان اولين ماده درسي آموزش201
3-1-2-11-1-7- علت اصرار داشتن بر تلاوت قرآن توسط کودکان202
3-1-2-12- انتقال فرهنگ‌هاي ديني جامعه به فرزندان203
3-1-2-13- مشارکت دادن همه اعضاي خانواده در انجام کارهاي خير204
3-1-2-14- حسّاس بودن نسبت به زندگي معنوي فرزندان پس از مرگ204
3-1-2-15- اولويت بندي مفاهيم تربيتي بر اساس منشور تربيتي لقمان205
3-1-2-15-1- مسائل اعتقادي205
3-1-2-15-1-1- موارد مورد توجه در تربيت اعتقادي206
3-1-2-15-1-1-1- دعوت به توحيد206
3-1-2-15-1-1-2- توجه به معاد207
3-1-2-15-2- آداب معاشرت207
3-1-2-15-3- مسائل عبادي (مخصوصاً نماز)210
3-1-2-15-3-1- چگونگي آموزش نماز به کودکان و نوجوانان در سيره معصومان::213
3-1-2-15-3-1-1- سن شروع آموزش نماز به کودکان214
3-1-2-15-3-1-2- سهل‌گيري در آموزش نماز به کودکان214
3-1-2-15-3-1-3- برنامه آموزش نماز در روايات و سيره معصومان:215
3-1-2-15-3-1-4- مراحل آموزش نماز به کودکان در سيره معصومان:221
3-1-2-15-4- امر به معروف و نهي از منکر222
3-1-2-15-5- ادب راه رفتن223
3-1-2-15-6- ادب سخن گفتن با مردم224
3-1-3- پيشنهادهاي كاربردي براي انس بيش‌تر فرزندان با قرآن225
3-2- مدرسه………………………………………………………………………………………………………. 228
3-2-1- رويکرد حاکم بر برنامه‌هاي درسي ايران229
3-2-1-1- رويکرد جديد برنامه آموزش قرآن در دوره ابتدايي230
3-2-1-1-1- جامعيت آموزش230
3-2-1-1-2- توجه بيشتر به جنبه‌هاي عاطفي و نگرشي و تأکيد بر عمل231
3-2-1-1-3- توجه به توانايي‌ها و محدوديت‌هاي رشد‌شناختي کودکان232
3-2-1-1-4- تغيير اساسي در نظام ارزش‌يابي232
3-2-1-1-5- اتّکا بر راهنما در برنامه درسي232
3-2-2- جايگاه و شأن معلم قرآن232
3-2-2-1- ويژگيهاي معلّم قرآن235
3-2-2-1-1- ويژگي‌هاي ذاتي235
3-2-2-1-1-1- سلامت عقيده235
3-2-2-1-1-2- نيّت خالصانه و ايمان به ارزش کار تربيتي235
3-2-2-1-1-3- رفتار مطابق گفتار (تديّن صادقانه)237
3-2-2-1-1-4- حسن خلق239
3-2-2-1-1-5- پشتکار244
3-2-2-1-1-6- بخشش علمي245
3-2-2-1-2- ويژگي‌هاي علمي246
3-2-2-1-2-1- معلومات تخصصي246
3-2-2-1-2-2- معلومات حرفه‌اي246
3-2-2-2- آداب آموزشي248
3-2-2-2-1- شروع با نام خدا248
3-2-2-2-2- وضو و طهارت248
3-2-2-2-3- دعا و استمداد از خدا249
3-2-3- موانع پيش روي تربيت قرآني کودک در کشور250
3-2-3-1- فقدان برنامه‌‌‌ريزان و کارشناسان باصلاحيت250
3-2-3-2- فقدان پژوهش‌هاي آکادميک کافي250
3-2-3-3- عدم جامع‌نگري به وجود انسان251
3-2-3-4- عدم توجه به روح و ملکوت انسان251
3-2-3-5- عدم توجه به اهداف چند ساحتي252
3-2-3-6- اصطکاک با تعصّب‌ها، خرافات و غرائز حيواني252
3-2-3-7- ضعف انگيزه253
3-2-3-8- سختي پيشروي و آساني عقبگرد254
3-2-3-9- انتزاعي بودن مفاهيم254
3-2-3-10- جهل مرکب يا پيش‌فرض‌هاي غلط254
3-2-3-11- عدم تعامل مربّي پرورشي با مربّيان ديني و قرآن255
3-2-3-12- طريقت داشتن قرآن‌آموزي به جاي موضوعيت داشتن آن256
3-2-3-13- داشتن نگاهي جنبي به درس قرآن257
3-2-4- راهکارهاي عملي جهت استفاده گروه برنامه‌ريزي قرآن257
3-2-4-1- تغيير در محتواي برنامه آزمايشي قرآن257
3-2-4-2- ارتقاي صلاحيت‌هاي علمي و حرفه‌اي معلّمان قرآن259
3-2-4-3- تداوم انس روزانه با قرآن259
3-2-4-4- خاتمه دادن به تفكيك خواندن و فهميدن قرآن از يك ديگر259
3-2-4-5- تشکيل کرسي‌هاي روش‌شناسي آموزش قرآن259
3-2-4-6- ايجاد انسجام و وحدت رويه همه دروس با درس قرآن259
3-2-4-7- تدوين برنامه درسي اخلاق مدار260
3-2-5- راه‌كارهايي براي ايجاد علاقه و تقويت مهارت دانش‌آموزان به خواندن روزانه قرآن كريم260
3-3- رسانه‌هاي جمعي…………………………………………………………………………………………. 263
3-3-1- تأثيرات فيلم و تئاتر265
3-3-2- راه‌کارهاي اجرايي براي اثرگذاري بيش‌تر رسانه‌ها در تحقق تربيت قرآني کودکان266
3-3-2-1- شناسايي شاخص‌هاي تربيت قرآني کودکان و لزوم هماهنگي همه نهادها بر اساس شاخص‌ها266
3-3-2-2- بهره‌گيري از تبلغات مناسب266
3-3-2-3- افزايش برنامه‌هاي آموزشي مرتبط با دين‌داري کودکان براي والدين267
3-4- مساجد……………………………………………………………………………………………………… 267
3-4-1- راه‌هاي جذب کودکان به مساجد269
3-5- دارالقرآن‌ها و مهد قرآن‌ها………………………………………………………………………………. 270
3-5-1- بايسته‌هاي آموزش قرآن به خردسالان271
3-5-1-1- برخورداري از آگاهي و باورهاي عميق ديني271
3-5-1-2- لزوم تربيت کارشناس آموزش قرآن271
3-5-1-3- اهتمام به آموزش مفاهيم قرآني به جاي تربيت قاري و حافظ قرآن272
3-5-1-4- عدم استفاده از روش زبان‌آموزي در آموزش قرآن272
3-5-1-5- آموزش تصويري قرآن به کودکان272
3-5-1-6- کاستن از حجم مفاهيم قرآني273
3-5-1-7- تدوين آيين‌نامه در حوزه آموزش قرآن273
3-6- ساير نهادهاي مسئول تربيت قرآني كودكان………………………………………………………… 273
3-6-1- كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان274
3-6-2- سازمان انجمن مركزي اولياء و مربَيان276
3-6-3- سازمان اوقاف و امور خيريه277
3-6-4- سازمان دارالقرآن الكريم277
نتايج کلي پژوهش……………………………………………………………………………………………………278
پيشنهادها……………………………………………………………………………………………………………….280
فهرست منابع………………………………………………………………………………………………………….282
چکيده عربي…………………………………………………………………………………………………………..309
چکيده انگليسي………………………………………………………………………………………………………310
مقدمه
بي شک درک سخن و پيام خدا از قرآن کريم، يکي از مهم‌ترين عوامل مؤثّر در تربيت انسان است. انساني که زندگي‏اش در پرتو آموزه‏ها و معارف قرآن کريم شکل ميگيرد، به همان نسبت، از موفقيت و سعادت برخوردار است.
حال اگر اين آشنايي و ارتباط از دوران کودکي باشد، به برکت ويژگي‏هاي سني اين دوره به ويژه ماندگار بودن آن، مي‌تواند در مسير زندگي فردي و اجتماعي انسان نقش بسزايي داشته باشد. بر اين اساس، والدين، برنامه‌ريزان و مربّيان، همواره بر موضوع آموزه‏هاي قرآن کريم، تأکيد جدّي دارند.
هدف از تربيت قرآني در روايات اسلامي، تربيت يک انسان سالم، متعادل و متکامل در تمام ابعاد فکري، معنوي و فردي بوده و اين يک هدف کلي است که بايد در تمام مراحل زندگي مورد توجه قرار گيرد.
اگر تربيت قرآني فرزندان بر مبناي خودآگاهي، خودکفايي و خودگرداني باشد، کودکان مي‌توانند در نتيجه اين تربيت، به ‌تدريج در تمام مسايلي که با آن مواجه‌اند، خلّاق و فعال، راه اصيل زندگي را بيابند و مسير موفقيت خود را باز کرده و براي سرنوشت خطير خود تصميم بگيرند.
تربيت قرآني يعني اين‌که انسان علاوه بر سلامت روح و روان، بر اساس عقيده‌اي پاک و راسخ و آرماني الهي کار کند و خود را با الگوهاي انسان کامل هماهنگ سازد و از سوي ديگر به منافع شخصي و اجتماعي خود توجه کرده و با خودباوري و به کمک معنويت و ابعاد متعالي وجود خويش، گرايش‌هاي دنيوي را تعديل کند، به اهل‌بيت عصمت و طهارت:به عنوان مدل‌هاي زندگي برتر عشق و علاقه داشته و نيز جايگاه والدين و خانواده، برايش مهم باشد.
بر اين اساس، مقيّد شدن تربيت به آموزه‏هاى دينى و مذهبى، رمز دست‏يابى به آرامش، سعادت و كمال مطلوب در هر دو سراست. لذا اگر به فرايند تربيت، كه امرى پيوسته و هميشگى است، از دوران كودكى و حتى پيش از آن توجه شود، نتايج فردى و اجتماعى فراوانى به دست مى‏آيد. البته تأكيد آموزه‏هاى دينى و روان‏شناسى بر دوران كودكى، به اين معنا نيست كه جريان رشد و تربيت انسان، تنها محدود به اين دوره است، بلكه پرورش و تربيت انسان در سراسر عمر او تداوم دارد و امكان تحول و سازندگى نيز همواره وجود دارد. در ميان مراحل رشد انسان، دوران جنينى، شيرخوارگى و هفت سال اول بيش از ديگر مراحل مورد توجه روان‏شناسان و پيشوايان دينى قرار گرفته است. از اين‏رو، آگاهى والدين و دست‏اندركاران امر تعليم و تربيت از مراحل رشد، ويژگىها، انتظارات و نيازهاى كودك در هر دوره، در دست‏يابى به اهداف تربيت تأثيرگذار است. همچنين اصول تربيت دينى كه مورد توجه رسول خدا6و ائمه اطهار:بوده است، بايد در امر تربيت دينى در نظر گرفته شود.
با توجه به اين‌که در سال‌هاي بعد از انقلاب اسلامي، در زمينه‌هاي مختلف قرآني اعم از روخواني ، قرائت ، حفظ و… پيشرفت‌هايي خوبي داشته‌ايم، اما بايد توجه داشت که آنچه موجب شده تا اين كتاب مقدس، نه تنها پس از هزار و چهارصد سال، بلكه حتي براي دهه‌هاي بعد از وفات پيامبر6، نيز طراوت و تازگي خود را از دست ندهد، اتكاي الفاظ قرآن بر معاني است. به عبارت ديگر چون الفاظ و ظواهر از معاني بلند و ماوراي زميني برخوردار هستند، رنگ آن معاني را گرفته‌اند و فراتر از زمان شده‌اند. از اين‌رو هيچ‌گاه كهنه و خسته كننده نمي‌شوند. لذا تلاوت قرآن به سبك‌هاي مختلف، حفظ قرآن با شيوه‌هاي مختلف، حفظ اعداد آيات و … در محدوده‌اي خاص، جذّابيت دارد و ممکن است پس از مدتي، چون جذّابيت خود را از دست مي‌دهد، لذا موجب جلب توجه كمتري مي‌شود. اگر قرآن كريم و پيامبر گرامي اسلام6و ائمه:، به حفظ و تلاوت زيباي قرآن توصيه مي‌كردند، براي آن بود كه موجب توجه بيشتر و عمل به قرآن شود نه آن كه ظاهري از قرآن مورد توجه قرار گيرد و به اهداف اصلي بي مهري شود. بنابراين بايد بيش از پيش در جهت گسترش آموزه‌هاي قرآني در بين تمامي اقشار جامعه خصوصاً کودکان کوشيد.
اميد است که اين پژوهش، در جهت نهادينه شدن آموزه‌هاي قرآني، تحقق امر خطير تربيت قرآني کودکان و آشنايي نهادهاي مسئول با مجموعه اصول و روش‌هاي تربيتي، مؤثّر واقع گردد.

کليّات
بيان مسأله
تربيت، عبارت است از مجموعه روش‌ها و فنوني که از آغاز تولد انسان، بلکه مدت‌ها قبل از تولد بايد به کار گرفته شود تا استعدادهاي دروني بشر، رشد و نمو لازم را يافته و در مسير تکامل و تعالي قرار گيرد. اساساً براي ساختن جامعه‌اي نمونه و تربيت انسان‌هايي کامل و سالم از نظر جسمي و روحي، اصول و روش‌هايي لازم است که انسان، در پرتو آن‌ها بتواند به دور از هر گونه انحراف، مسير سعادت و کمال را بپيمايد. اين روش‌ها تحت عناوين احکام و دستورات زندگي شناخته مي‌شوند که برخي، قبل از تولد و برخي ديگر بعد از آن و در طول رشد کودک اعمال مي‌شود.
امام علي7 نيز، به اهميت آغاز تربيت از سنين کودکي توجه داشته و در وصيت خويش به فرزندش امام حسن7 چنين مي‌فرمايد: “…وَ إِنَّمَا قَلْبُ‏ الْحَدَثِ‏ كَالْأَرْضِ الْخَالِيَةِ مَا أُلْقِيَ فِيهَا مِنْ شَيْ‏ءٍ قَبِلَتْهُ فَبَادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ يَقْسُوَ قَلْبُكَ وَ يَشْتَغِلَ لُبُّكَ لِتَسْتَقْبِلَ بِجِدِّ رَأْيِكَ مِنَ الْأَمْرِ مَا قَدْ كَفَاكَ أَهْلُ التَّجَارِبِ بُغْيَتَهُ وَ تَجْرِبَتَهُ فَتَكُونَ قَدْ كُفِيتَ مَئُونَةَ الطَّلَبِ وَ عُوفِيتَ مِنْ عِلَاجِ التَّجْرِبَةِ…؛ … قلب کودک، هم‌چون زمين ناکشته است؛ هر چه در آن افکنند، بپذيرد، پس به ادب آموختنت پرداختم پيش از آنکه دلت سخت شود و خردت، هوايي ديگر گيرد، تا با رأي قاطع، روي به کار آري و از آنچه اهل تجربه در پي آن بودند و آزمودند، بهره برداري و رنج طلب از تو برداشته شود و نيازت به آزمون نيفتد…”1
طبق رهنمود اميرالمؤمنين علي7، بهترين دوران فراگيري راه صحيح زندگي، ايّام طفوليت است؛ زيرا قدرت تقليد و اقتباس و حس قبول آموزه‌هاي روش زندگي در دورن کودکي، بسيار شديد است. به طوري که کودک مي‌تواند تمامي اعمال، رفتار و گفتار مربّي خود را به بهترين صورت حفظ کند و خود را به آن عادت دهد.
اگر بتوانيم قرآن را به يک فرهنگ غني در جامعه و در تمامي شئون افراد تبديل کنيم، آن گاه تربيت قرآني کودکان، رخ خواهد نمود. مسلّماً با توجه به تهاجم فرهنگي و شروع جنگ نرم، بايد نگرشي نوين از شکوفايي تعاليم قرآني را در بين همه اقشار جامعه ـ خصوصاً کودکان ـ پي‌گيري نمود.
جهت تحقق اين مهم و نيز با توجه به کمبود پژوهش‌هايي که به طور مبسوط و دقيق، صرفاً به ارائه راه‌کارهاي مؤثر و متناسب با شرايط جامعه اقدام نمايند، نياز به پژوهشي فارغ از مباحث مقدماتي نظير اصول و روش‌هاي کلي تعليم و تربيت احساس مي‌شود.
براي کارآمد سازي آموزه‌هاي قرآني در ميان کودکان، همگام با رشد کودک و حضور او در اجتماع، خانواده، رسانه ملي، مدرسه، مهدهاي قرآني و… وظايفي بر دوش دارند. البته لازم است که در دنياي کنوني، علاوه بر تلويزيون، از تأثير فزاينده به کارگيري اينترنت و تأثيرات سوء شکل‌‌گيري انديشه‌هاي اسلام ستيزانه در ساخت وسايل بازي کودکان و رشد گسترده استفاده از بازي‌هاي رايانه‌اي نامتناسب با فرهنگ اسلامي، غفلت نکرد و گامي بلند در جهت حضور پر رنگ و متنوع آموزه‌هاي قرآني در تمامي عرصه‌ها به خصوص سرگرمي‌هاي آن‌ها برداشت.
بر اين اساس، با توجه به ضرورت تربيت قرآني کودکان، لازم است در جهت تحقق اين هدف، راه‌کارهاي بنيادي و تدابير شايسته‌اي جهت تربيت قرآني کودکان، ارايه گردد.
اهميت موضوع
مشکلي که در بحث تربيت قرآني فرزندان جامعه اسلامي ما وجود دارد، اين است که برخي تصور مي‌کنند تربيت، فقط کار آموزش و پرورش بوده و از نقش خانواده‌ها، رسانه‌ها و … بي اطلاع هستند.
تربيت قرآني بايد از سوي پدر و مادر در خانواده آغاز شود و به طور مثال پدر و مادر در منزل بايد با قرائت روزانه قرآن و عمل به آموزه‌هاي قرآني، فرزندان را به شكل غيرمستقيم به قرآن و آموزه‌هاي قرآني جذب كرده و فضايي قرآني را در خانه ايجاد كنند.
بسياري از مشكلاتي كه در جامعه امروز ما به وجود مي‌آيد، به دليل فاصله گرفتن از قرآن است، هر چند كه آموزش و پرورش در كنار ساير دروس، آموزش قرآن را نيز دارد، اما به هر حال براي تحقق تربيت قرآني بايد تلاش كند تا جايگاه ويژه‌اي را براي قرآن در ميان دانش‌آموزان ايجاد كند.
لذا توجه به اين مهم، مسئوليتي بس سنگين بر خانواده، مدرسه و ساير نهادهاي فرهنگي آموزشي متحمل مي‏کند تا ضمن هماهنگي با يکديگر، با انتخاب روش‌هاي آموزشي متناسب با توان فراگير و متنوع ساختن شيوه‌هاي آموزش قرآن مانند به‌کارگيري جلوه‌هاي مختلف هنري اعم از قصه، شعر، نقاشي، نمايش، فيلم و…، الگوهاي کاملي براي کودکان جامعه باشند.
در قرآن کريم به طور کلي به اصول و روش‌هاي آموزشي تعليم و تربيت، اشاره شده است که نمونه‌اي از آن در تعليمات لقمان حکيم به فرزندش، نمودار مي‌باشد. اما به مراحل شکل‌گيري افکار مذهبي و نيز ارايه راه‌هاي اساسي سازنده و متناسب با شرايط جامعه، جهت تحقق تربيت قرآني کودکان، اشاره صريحي نشده است. اين در حالي است که با توجه به فضاي جامعه کنوني، شاهد رشد روزافزون اطلاعات در فضاي مجازي و بروز شکل جديدي از تهاجم فرهنگي دشمن(جنگ نرم) و نفوذ افکارهاي اسلام ستيزي در تمامي عرصه‌هاي اعتقادي و نيز حتي وسايل بازي کودکان هستيم. بنابراين نياز به داشتن الگويي جامع از راه‌کارهاي تربيت قرآني در بين همه افراد جامعه و به خصوص مقطع حساس کودک، ضروري است.
پيشينه موضوع
به طور کلي، منابعي که در مورد موضوع مورد تحقيق نگارش يافته‌اند را مي‌توان در دو دسته تقسيم‌بندي کرد:
1) برخي منابع، صرفاً به جنبه‌هاي روان‌شناسي موضوع پرداخته‌اند. مانند:
– باهنر، ناصر، تعليم و تربيت و دنياي ناشناخته ديني کودکان، فصلنامه علمي و تخصصي اسلام و پژوهش‌هاي تربيتي، سال اول، شماره دوم، 1377ش.، ص 203-235( در اين مقاله به مراحل رشد و تکامل درک ديني کودکان و نوجوانان و برخي از برداشت‌هاي کودکان از مفاهيم ديني اشاره شده است.)
2) در برخي منابع، نمونه‌اي از راه‌‌کارهاي تربيت قرآني خاص کودکان ارائه گشته است که از آن جمله مي‌توان به کتاب ذيل اشاره نمود:
– ولي زاده، ليلا، شيوه‌هاي عملي جهت ارايه مفاهيم ديني در مهدهاي کودک (ويژه مربّيان گروه سني 3 تا 4 سال و 4 تا 5 سال)، تهران، سازمان بهزيستي کشور، 1390ش.(در فصل اول که حدود 15 صفحه است به طور اختصار، ضرورت تربيت ديني کودکان، منابع مورد نياز در اين زمينه، نقش والدين در تربيت ديني کودکان، لزوم توجه به تفاوت‌هاي فردي و مسأله جنسيت در ارايه مفاهيم ديني و عناوين کلي مفاهيمي که قابل ارايه به کودکان است، و در فصل دوم و سوم، نمونه‌هايي از آيات و روايات ويژه کودکان 3 تا 5 سال، بيان شده است.)
– و نيز پايان‌نامه: دانشمند، مرتضي، روش‌هاي انتقال آموزه‌هاي اعتقادي به کودکان، استاد راهنما: هادي صادقي، دانشکده علوم حديث، 1389( در پژوهش مذکور، ويژگي‌هاي ادراکي کودکان از منظز روان‌شناسي رشد در سنين هفت تا چهارده سال، مورد بررسي قرار گرفته، آن‌گاه به روش‌ها و فنوني که در آيات وروايات براي انتقال آموزه‌هاي اعتقادي به آن‌ها مطرح گشته، پرداخته شده است. نيز مباني روان‌شناختي و قرآني ـ روايي روش‌ها و فنوني که از قرآن و روايات به دست آمده، مورد تحليل قرار گرفته است. پس از کشف روش‌ها و فنون، به نمونه‌هاي کاربردي روش‌ها و فنون در قرآن و روايات و نيز نمونه‌هاي امروزي روش‌ها و فنون مستنبط از اين دو منبع پرداخته شده است. مشخص است که اين پژوهش تنها به آموزش آموزه‌هاي اعتقادي اشاره کرده، آن هم تنها در سنين خاصي از رشد(هفت تا چهارده سالگي))
از جمله منابع اينترنتي در اين زمينه مي‌توان به موارد ذيل اشاره کرد:
– تقوي، سيد رضا، کاستي‌هاي برنامه‌سازي قرآني ويژه کودک و نوجوان در تلويزيون، <www.telavat.com>، 16/7/90.
– غلامي، آزاده، بررسي راه‌کارهاي آموزش قرآن به کودکان،<www.telavat.com>.
3) برخي منابع هم صرفاً به جمع‌آوري احاديث اهتمام داشته‌اند. نظير:
محمدي ري شهري، محمد، حکمت‌نامه کودک، مترجم: عباس پسنديده، قم، دارالحديث، 1385.
با توجه به کارهايي که تاکنون در مورد اين موضوع صورت گرفته، مي‌توان دريافت که اين تحقيقات، يا صرفاً جنبه‌هاي روان‌شناختي را مدّنظر قرار داده‌اند، يا اين‌که اگر در زمينه راه‌کارها کار کرده‌اند، پژوهشي جامع نبوده و بيش‌تر راه‌کارهاي ارايه شده، در جهت تحقق تربيت قرآني کودکان، عمومي و متعلق به همه سنين يا دوره خاصي از کودکي مي‌باشند و يا اين‌که تنها به احاديث توجه کرده‌اند. نکته مهم ديگر، اين‌که با وجود اين‌که هدف، تربيت قرآني کودکان است، در اين پژوهش‌ها از تعاليم خود قرآن براي تحقق اين مهم ـ آن هم به صورت جامع و دقيق ـ استفاده نشده است.( براي مثال در کتاب شيوه‌هاي عملي جهت ارايه مفاهيم ديني در مهدهاي کودک به نگارش ليلا ولي زاده، در فصل اول که حدود 15 صفحه است، به طور اختصار به مسائلي پيرامون تربيت ديني ـ نه خاصّ قرآني ـ اشاره شده و در دو فصل بعد، تنها به آوردن صرف آيات و روايات آموزشي براي کودکان، آن هم خاصّ کودکان 3 تا 5 سال(يعني متناسب با همه کودکان نيست) اشاره شده است و با اين‌که در صدد ارايه شيوه‌هاي عملي ارايه مفاهيم ديني بوده، راه‌کاري بيان نکرده است).
لذا کمبود کتب و مقالاتي که به طور جامع و مشروح ـ ضمن توجه به جنبه‌هاي روان‌شناختي‌ـ صرفاً به ارايه راه‌کارهاي سازنده و متناسب با شرايط جامعه ـ با تکيه بر آيات و روايات ـ جهت تربيت قرآني کودکان پرداخته باشند، احساس مي‌شود که در اين پايان‌نامه، توجه به اين مهم، مورد اهتمام گرفته است.

پرسش اصلي تحقيق
راه‌کارهاي کارآمد سازي آموزه‌هاي قرآني براي کودکان از منظر قرآن کريم و روايات کدامند؟
فرضيه
از جمله راه‌کارهاي پياده سازي مفاهيم قرآني، مي‌توان به دقت در شکل‌گيري شخصيتي سالم و ارايه مفاهيم قرآني متناسب با مراحل رشد ديني کودکان، نشانه‌شناسي ديني، تقويت ارايه تصوير خوشايند از دين و به کار گرفتن تمامي ظرفيت‌هاي تعليمي و تربيتي مانند خانواده، مراکز آموزشي و رسانه‌ها و … اشاره نمود.
اهداف
– آشنايي با مجموعه اصول، روش‌هاي تربيتي و نحوه کارآمدي هر يک، در تربيت قرآني.
– معرفي نهادهاي مسئول کارآمد سازي آموزه‌هاي قرآن مانند خانواده، مدرسه، رسانه ملي و … و تبيين مسئوليت‌هاي آن‌ها در جهت تحقق تربيت قرآني.
روش تحقيق
نوع بررسي در اين پايان‌نامه، کتابخانه‌اي ـ مقايسه‌اي است. شيوه کار بدين صورت بوده است که پس از انتخاب موضوع و طرح مسأله و فصل‌بندي مطالب، فيش‌برداري از طريق کتب و نشريات مرتبط از جمله کتب روان‌شناسي، تفسيري و حديثي، انجام گرفت. هم‌چنين در نوشتن تفاسير و احاديث از نرم‌افزار جامع‌التفاسير نور و جامع‌الاحاديث نور استفاده شد. البته نگارش همه مطالب، مطابق با آيين‌نامه اجرايي تدوين پايان‌نامه‌ها صورت گرفته است.
لازم به ذکر است که اين پايان‌نامه در سه فصل تنظيم شده است. در فصل اول، شناخت واژگاني، اهميت و ويژگي‌هاي دوران کودکي بيان شده است و در فصل دوم، به بررسي مجموعه اصول، روش‌هاي تربيتي و نحوه کارآمدي هر يک، در تربيت قرآني پرداخته‌ايم. در بخش سوم نيز، به نهادهاي مسئول کارآمد سازي آموزه‌هاي قرآن و مسئوليت‌هاي آن‌ها اشاره شده است.

فصل اول:شناخت واژگاني، اهميت و ويژگي‌هاي دوران کودکي

بخش نخست: مفهوم شناسي اصطلاحات
بخش دوم: اهميت و ويژگي‌هاي دوران کودکي

1-1- بخش نخست: مفهوم شناسي اصطلاحات
تحقيق و بررسي پيرامون هر مسأله‌اي، نيازمند آشنايي با مفاهيم و اصطلاحات مربوط با آن موضوع مي‌باشد. در جهت آشنايي با راه‌کارهاي کارآمد سازي آموزه‌هاي قرآني براي تعليم و تربيت کودکان نيز، در ابتدا لازم است به بررسي تعريف‌هاي لغوي و اصطلاحي واژگان تربيت، کودک و مفاهيم مشابه آن بپردازيم. در ادامه نيز، مفاهيم ديگر تحقيق ـ اصول و روش ـ را بررسي مي‌کنيم.
1-1-1- واژه‌شناسي تربيت
در اين قسمت، جهت آشنايي با واژه تربيت، به مفاهيم لغوي واصطلاحي آن، اشاره‌اي خواهيم داشت.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-1-1-1- مفهوم لغوي
از گفته‏هاي زبان‏شناسان و کتاب‌هاي لغت اصيل و معتبر چنين برمي‏آيد كه “تربيت”، مصدر باب “تفعيل” و با دو ماده لغوي “ربو” و “ربب” مرتبط است که در ذيل، به تبيين معناي هر کدام مي‌پردازيم:
الف) ربو، يربو (فعل ناقص): به معناي رشد كردن، افزودن،2 تغذيه.3
ب) ربّ، يربّ (فعل مضاعف): به معناي صاحب4، اصلاح کننده و تمام کننده،5 ولايت و سرپرستي6و بيش‌تر از همه مالک7.
البته لازم به توضيح است که وجه معنا کردن “ربّ” به “مالک”، اين است که لازمه مالکيت، حفاظت و سرپرستي و تربيت مملوک است.8
در تعريفي که راغب در مفردات آورده، تقريباً همه مضامين مذکور در جمله‌اي کوتاه، خلاصه شده است: “ايجاد پي در پي حالات و دگرگوني‌ها در شيء، تا جايي که به حدّ کمال برسد”.9
از ظاهر بيان کلام راغب چنين فهميده مي‌شود که “تربيت”، از “ربو” مشتق شده است نه از “ربب”؛ بنابراين از نظر ايشان، “ربو”، ريشه اصلي و اوّلي واژه تربيت است. ايشان مي‌گويد: “ربيت” از واژه “ربو” است و گفته‌اند اصلش از مضاعف يعني “ربّ” است، به اين صورت که يک حرف مضاعف (حرف باء)، براي تخفيف، به “ياء” تبديل شده است، مثل “تظنّنت” که براي تخفيف به “تظنّيت” تبديل شده است.10 علاوه بر اين، برخي از کتاب‌هاي لغوي معتبر مانند لسان العرب و تاج العروس، بعضي مشتقات واژه “تربيت” مانند “ربّب”، “تَرَبّبَ”، “ربّي” و “تربّي” را به رغم اين‌که از دو ريشه متفاوت “ربب” و “ربو” هستند، در کنار هم بيان کرده‌اند.11 با توجه به اين‌که شکل کنوني واژه “تربيت”، از ريشه “ربو” و باب تفعيل است که در اين ريشه، معناي فزوني و زيادت اخذ شده، در مشتقات مختلف آن، مي‌توان اين معنا را واکاري نمود.12
حال اگر سؤال شود که نقل معاني فوق براي واژه ربّ با تربيت چه ارتباطي دارد؟ پاسخ اين است که همان‌گونه که صاحب کتاب التحقيق في کلمات القرآن الکريم و برخي تفسيرهاي ادبي مهم عامّه مثل تفسير بيضاوي و روح المعاني گفته‌اند، معناي اصلي “ربّ”، تربيت است و تربيت به معناي سوق دادن و رساندن متربّي به سوي کمال مي‌باشد.13
با توجه به مطلب مذکور و با توجه به اين نکته که تربيت انسان، مقوله‌اي پيچيده است که داراي ابعاد، آثار و لوازم فراواني است، به نظر مي‌رسد معاني متعددي مثل اصلاح، مالکيت، صاحب، ولايت، سرپرستي، تغذيه، رشد و نمو و تتميم که براي دو ريشه “ربب” و “ربو” نقل شده است، همگي از آثار و لوازم تربيت و سوق به سمت کمال هستند.
با توجه به گفته شد، ريشه “ربو”، بيشتر ناظر به پرورش جسمي و به معناي “افزودن” و “پروراندن” و ريشه “ربّ”، بيشتر ناظر به پرورش روحي و معنوي و به معناي “سرپرستي کردن”، “رهبري کردن” و “به اعتدال رساندن” است.14
بدين ترتيب مي‏توان بدين رهيافت نايل آمد که “ربّ” و “مربّي”، از ماده تربيت است و در معنا و مفهوم لغوي تربيت، سه عنصر مربّي، هدفداري مربّي مبني بر رشد دادن متربّي و کمال‏يابي تربيت شونده، از ارکان و عناصر اصلي به شمار مي‏روند، به گونه‏اي که با نبود هر يک از اضلاع اين مثلث، مفهوم تربيت بر آن صادق نيست و اين هر سه جزء، از يک منظر، فراخناي مفهوم تربيت را محدود مي‏کنند، هر چند که از منظر ديگر (سويه‏ها و ابعاد وجودي تربيت شونده) اطلاق و شمول دارد، به اين معنا که تربيت را به ساحت خاصّ مادي و يا معنوي تربيت شونده محدود و مقيد نمي‏کند. 15 پس تربيت، آن‏گاه که درباره انسان به کار مي‏رود، هر دو ساحت مادي و معنوي آن را پوشش مي‏دهد و رشد و کمال‏يابي آن‌ها مورد نظر مربي است و بايد باشد.16
1-1-1-2- مفهوم اصطلاحي
تربيت، همواره مورد توجه بيشتر دانشمندان، فيلسوفان، روشنفکران، مصلحان اجتماعي و حتي شاعران و نويسندگان بوده است و هر گروه از آن‌ها به جنبه خاصي از تربيت توجه کرده‌اند و در تبيين همان جنبه خاص، نتيجه گرفته‌اند که تربيت همان است که آن‌ها مي‌گويند.17


دیدگاهتان را بنویسید