-الغيبة118
3-2-23
فصل چهارم120
مباني مکتب حديثي بغداد121
طرح بحث121
4 – 1. خبر و اقسام آن از ديدگاه دانشوران مکتب بغداد122
4 – 1 – 1. تعريف خبر122
4- 1 – 2. خبر متواتر124
4 – 1- 2 – 1. شروط حصول تواتر124
4 – 1- 2 – 2. شروط افاده علم126
4 -1- 3. خبر واحد128
4 -1 – 3 – 1. حجيّت خبر واحد از ديدگاه مکتب فقهي متکلّمان131
4 – 1- 3- 1 – 1. ادلّ? عدم حجّيّت خبر واحد140
4 – 1- 3 – 1 – 2. انگيز? انکار خبر واحد142
4- 1- 3 – 1- 3. ادل? جايگزين اخبار آحاد143
4 – 1- 3 – 2. خبر واحد از ديدگاه مکتب فقهي شيخ طوسي145
4 – 1 – 3 – 2- 1. ادلّ? حجّيّت خبر واحد:148

4 -1- 3 – 3. صفات راوي154
4 – 1- 3 – 3 – 1. روايت راويان فرق شيعه غير از اماميّه156
4 – 1- 3 – 3 – 2. روايت راويان اهل سنت157
4 – 1- 3 – 4. فايده علم رجال با توجه به مباني خبر واحد158
4 – 1 – 4. شيوه هاي برخورد با احاديث162
4 – 1- 4 – 1. احاديث فقهي163
4 – 1 – 4 – 2. احاديث اعتقادي166
4 – 1- 4 – 3. احاديث تاريخي168
4 – 1- 4 – 4. روايات تفسيري171
4 – 1- 4 – 5. احاديث علمي173
4 – 2. اجماع:176
4 – 3. عقل گرايي181
4- 3 – 1. ماهيت عقل:183
4 – 3 – 2. کاربرد عقل در فقه:183
4 – 3 – 4. رابطه عقل و وحي:188
4 – 3 – 5. اختلاف شيخ مفيد و سيد مرتضي در باب عقل191
4 – 3 – 6. نکته اي در باب اصطلاح قياس و اجتهاد:193
5 – 1.روشهاي شرح و فهم حديث197
5 – 1 – 1. تحقيق و بررسي در صدور حديث199
5 – 1 – 1 – 1. تقطيع نادرست199
5 – 1 – 1 – 2. توهم راويان در نقل متن200
5 – 1 – 1 – 3. تصحيف200
5 – 1 – 1 – 4. اختلاف الفاظ و تباين معاني201
5 – 1 – 2. بررسي مورد صدور حديث202
5 – 1 – 3. بهره گيري از دانشهاي ادبي203
5 – 1 – 3 – 1. توجه به قواعد نحوي204
5 – 1 – 3 – 2. توجه به معاني مختلف حروف205
5 – 1 – 3 – 3. توجه به مدلولات لغوي و اصطلاحي205
5 – 1 – 3 – 4 . استفاده از دلالت معانى لغوى و ادبى206
5 – 1 – 3 – 5. بازکاوي معاني اصلي واژه ها207
5 – 1 – 3 – 6. حمل کلام بر مجاز و کنايه208
5 – 1 – 3 – 7. حمل کلام بر تشبيه و استعاره209
5 – 1 – 3 – 8. حمل کلام بر مبالغه209
5 – 2. مباني و روشهاي نقد حديث210
5 – 2 – 1. نقد سندي احاديث212






5 – 2 – 1 – 2 – 1. اصطلاحات حديث شناختي در آثار انديشمندان بغداد222
1 – حديث، خبر، اثر222
2 – خبر مسند223
3 – حديث موثق223
4 – حديث مستفيض223
5 – حديث مشهور223
6 – حديث مرسل224
7 – حديث مضطرب225
8 – حديث شاذّ225
9 – حديث موضوع225
10 – حديث معنعن225
5 – 2 – 1 – 2 – 2. طرق تحمل حديث226



4 – وجاده227


7 – املاء228
5 – 2 – 2. نقد محتوايي احاديث228
5 – 2 – 2 – 1. مباني ترجيح روايات از ديدگاه دانشمندان مکتب بغداد231
– ترجيح روايت بر مبناي طرق تحمل حديث234
– ترجيح روايت بر مبناي شرايط حديث235
5 – 2 – 2 – 1 – 2. مرجحات خارجي235
1- عدم مخالفت با قرآن235
– اخبار آحاد و تخصيص عمومات قرآن236
– نسخ قرآن با خبر واحد238
– نسخ سنت به سنت239
2 – عدم تعارض با سنت241
3 – عدم تعارض با اجماع241
4 – عدم تعارض با عقل242
5 – تعدّد راويان و صفات آنان242
6 – مخالفت با عامّه243
7 – شهرت روايي244
8 – شهرت عملي244
9 – عدم تعارض با احکام فقهي244
10. عدم تعارض روايت با اصول اخلاقي245
5 – 2 – 2 – 2. شيوه هاي جمع و تأويل اخبار246
1 – بيان معاني اخبار246
2 – حمل بر رخصت‏247
3 – حمل بر ضرورت‏248
4 – حمل اِخبار بر انشا248
5 – حمل مجمل بر مفصل249
6 – حمل مطلق بر مقيّد250
7 – حمل عامّ بر خاص250
8 – بيان دلالت الفاظ ظاهر در وجوب251
9 – بيان دلالت الفاظ ظاهر در حرمت252
10 – حمل بر تقيه252
فصل ششم255
ويژگيهاي مکتب حديثي بغداد255
6- 1.طرح بحث256
6-2. حضور نام آوران مکتب تشيع257
6-3. پايه گذاري دانشهاي حديث شناختي258
6 -4. انديشه هاي تقريب گرايانه260
6-4- 2. برپايي جلسات بحث و مناظره262
6- 4- 3. اهتمام به فقه مقارن264
6- 5.گسترش انديشه هاي کلامي و عقل گرايانه266
6- 5- 1. تأسيس علم کلام267
6 – 5- 2. نگارش کتب اصولي268
6- 5 – 3. رويكرد به فقه تفريعي270
6-4- 4. تدوين تفاسير اجتهادي272
6- 5- 5. اعتبار بخشي به علم و يقين273
6- 5- 6. مقابله با حديث گرايي قميان275
6- 5- 6- 1. سهو النبيّ279
6- 5- 6- 2. غلوّ284
6- 5- 6- 2- 1. نقد عقايد غلات از ديدگاه دانشمندان مکتب بغداد286
6- 5- 6- 2- 2. اختلاف مکاتب قم و بغداد دربار? حدّ غلو296
6- 5- 6- 3. عدد و رؤيت298
خاتمـه300
کتابنامه306

a

پيشگفتار
انتخاب هدفمند موضوع پژوهشنامه به عنوان مهمترين دستاورد تلاش دانشجو در دور? تحصيلات تکميلي، نقش مهمي را در شکل گيري شخصيت علمي و پژوهشي فرد ايفا مي نمايد. اگرچه در مرحل? نخست و در مطلوب ترين حالت، انتخاب موضوع بر عهد? پژوهشگر است، اما اين مهم، امري است که به دليل فقدان تخصص و آگاهي کافي در مراحل آغازين پژوهش امکانپذير نيست. از اين رو، براي انتخاب موضوع بهترين اقدام مشاوره با خبرگان و نخبگان علمي هر فن است.
من نيز چون انتخاب موضوع در خورِ تحقيق را از توانايي خود بيرون مي ديدم و نمي خواستم تا به بيان برخي محققان تنها مدرک بگيرم و فراموشش کنم، بهترين راه را در اين ديدم تا از محضر استادان ارجمندم بهر? وافر گيرم. از اين رو، در ماههاي آغازين تحصيل عزم خود را جزم کرده و به پيشنهاد استاد ارجمند جناب آقاي دکتر طباطبايي، پژوهش در مکاتب حديثي شيعه را به عنوان موضوع رسال? خود برگزيدم و آن را با برخي از محققان برجست? قم، استادان فرهيخته آية الله جناب آقاي شيخ محمد رضا جعفري، حجة الاسلام و المسلمين جناب آقاي سيد علي حسيني ميلاني و حجة الاسلام و المسلمين جناب آقاي سيد محمد رضا جلالي حسيني در ميان گذاشتم که بايسته است در همين جا، از آن بزرگواران که وقت گرانبهايشان را در اختيار من نهادند و در آغاز راه نکته هاي ارزنده اي را گوشزد کردند، تشکر و قدرداني نمايم.
اکنون که در مراحل پاياني نگارش رساله از آغاز راه تحقيق سخن مي گويم ، به اين نکته اذعان دارم که آنچه برخي استادان عزيز از سنگيني و گستردگي کار گوشزد مي کردند، حقيقتي بود که جوانب آن را آن زمان درنيافتم. زيرا ناگفته پيداست که کاوش در باب آراء حديثي مهمترين، گسترده ترين و کهنترين حوز? علمي? جهان تشيع با گرايشهاي فقهي و کلامي و ناپيوستگي مطالب حديثي در کتب ايشان وقت گير و توان فرسا بود، ضمن آن که به توانمنديهاي فزونتر و زماني بيشتر نياز داشت. اميد آن دارم تا لغزشها و کاستيهاي اين رساله به مدد نقد ارباب معرفت ترميم و تدارک شود.
پيش از آن که به مباحث اصلي بپردازم، بيان چند نکته ضروري مي نمايد:
1 – مراد از اصطلاح مکتب بغداد يا انديشمندان آن، جامع? شيعي مذهب بغداد است. بنابراين، بررسي آراء حديثي اهل سنت و مقايسه و تطبيق آن با ديدگاههاي عالمان شيعه در اين پژوهش مدّ نظر نبوده است.
2 – هدف ما در اين پژوهش گردآوري اسامي راويان و محدّثان بغداد و شرح زندگاني آنان نيست، بلکه پس از شناسايي رجال بغداد، اساس کار، بررسي و تحليل آراء و نظريات حديثي و روشها و رويکردهاي آنان در نقد احاديث است.
3 – با توجه به اين نکته که مکتب بغداد، بيش از آن که يک مکتب حديثي باشد، صبغ? کلامي و تا اندازه اي فقهي دارد، بسياري از مباحث مطرح شده در نگاه اول شايد يک موضوع اصولي يا کلامي به نظر آيد، امّا به دليل ارتباط وثيق علم حديث با هم? شاخه هاي علوم اسلامي، از جنب? حديثي نيز مي تواند مورد بررسي قرار بگيرد. به عنوان نمونه مباحثي همچون تعارض اخبار و حجّيّت خبر واحد با آن که در کتابهاي اصولي به تفصيل مورد بحث قرار گرفته، در اصل منشأ حديثي دارد و از اين رو، پرداختن به آن لازم مي نمايد.
4 – در سراسر اين رساله تا آن جا که در توان بوده است کوشش شده تا آراء و نظريّات حديثي تمامي دانشمندان شيع? بغداد در قرن چهارم و پنجم با توجه به آثار موجود آنان مورد بررسي قرار گيرد. امّا با عنايت به محور بودن سه شخصيت برجست? آن عصر، شيخ مفيد، سيّد مرتضي و شيخ طوسي و آثار فراوان برجاي مانده از آنان، بيشترين مطالب اين رساله معطوف به ديدگاههاي اين سه تن است. ضمن آن که آثار برجاي مانده از ديگر دانشمندان مکتب بغداد، عمدتاً بازتاب دهند? آراء استادان بزرگوارشان بوده و با گرايش فقهي و کلامي به رشت? تحرير درآمده است. با اين حال، مطالع? آثار اين شخصيتها نيز از نظر دور نمانده است.
5 – بررسي ديدگاههاي رجالي مکتب بغداد و مطالعه و تحليل دقيق کتب رجالي برجاي مانده از اين دوره، موضوع بحث اين رساله نمي باشد، اما به فراخورِ نياز، مطالبي مختصر در توضيح ديدگاههاي رجالي محدّثان و متکلّمان بغداد که دخالتي در درک بهتر ديدگاههاي فقه الحديثي و نقد الحديثي آنان دارد ارائه کرده ايم و بررسي دقيق آراء رجاليان بغداد همچون ابن غضائري، نجاشي و نيز ديدگاههاي رجالي شيخ طوسي را به پژوهشي مستقل در اين باره وا مي گذاريم.
6 – در بهره گيري و استناد به کتابها سعي بر آن بوده تا به کتبي که در صحّت انتساب آنها به نويسندگانشان ترديد وجود دارد تا حدّ امکان استناد نشود؛ از اين رو، به کتبي نظير المحکم و المتشابه منسوب به سيّد مرتضي و الاختصاص منسوب به شيخ مفيد استناد نشده است.
7- براي رعايت اصول ويرايشي و نگارشي و ارجاعات متن و تنظيم کتابنامه، در بيشتر موارد توصيه هاي کتاب راهنماي نگارش و ويرايش اثر دکتر محمد جعفر ياحقّي و دکتر محمد مهدي ناصح و براي رعايت املاي صحيح کلمات توصيه هاي کتاب غلط ننويسيم اثر جناب آقاي ابوالحسن نجفي را به کار بسته ايم. کتابنامه نيز بر اساس اسامي اشهر مؤلّفان، مطابق با معيار مستند مشاهير کتابخان? ملّي تنظيم گشته است. در حروفچيني و صفحه آرايي متن نيز “شيوه نام? حروفچيني رساله” که به تأييد دانشکده رسيده، مدّ نظر بوده است. همچنين ضبط صحيح کلمات بر مبناي کتاب فرهنگ اعلام تاريخ اسلام اثر جناب آقاي دکتر غلامرضا تهامي به دست داده شده است.
***
در ختام، خداوند متعال را شاکرم که مرا توفيق داد تا گامي هرچند خرد در جهت آشنايي با معارف ناب شيعي بردارم، باشد که راه شناسايي و شناساندن آموزه هاي تشيع را بر من هموار سازد. نيز ثناگوي الطاف و عنايات پيامبر اکرم 6 و ائم? معصومين: به ويژه ولي نعمتمان حضرت ابوالحسن علي بن موسي الرضا – عليه آلاف التحيه و الثناء – و حضرت ولي عصر – ارواحنا له الفداء – هستم که هرچه دارم از آستانشان دارم.
بايسته است که از حمايتهاي بي دريغ استاد فرزانه جناب آقاي دکتر سيد کاظم طباطبايي، که از انتخاب موضوع تا پايان نگارش اين رساله مرا مرهون لطف و عنايت خويش قرار دادند و انجام اين پژوهش به پيشنهاد و با راهنماييهاي ارزند? ايشان سامان پذيرفت، تشکر و قدرداني نمايم.
نيز وظيف? خود مي دانم مراتب سپاس و قدرداني خود را از استاد ارجمند حجة الاسلام و المسلمين جناب آقاي حسن نقي زاده که اين رساله را با دقّت نظر مطالعه کرده و با طرح ديدگاههاي عالمان? خود همواره الهام بخش من بودند، ابراز نمايم. روشن است که اين پژوهش بدون رهنمودها و نظرات آن بزرگواران به ثمر نمي رسيد.
همچنين سپاسمندي خود را از استادان ارجمند و بزرگواراني که مصدّع اوقات شريفشان بودم، و پدر و مادر عزيزم که هماره پشتيبان و ياورم بوده اند، ابراز مي نمايم. از خداوند متعال سعادت و سلامت ايشان و توفيق خدمت گزاري به ساحت مقدس امام عصر (عج) را خواهانم.

و ما توفيقي الا بالله عليه توکلت و اليه انيب پاييز 1386
عليّه رضاداد

مقدمات

1 – 1. معرفي پژوهش
شناخت و تحليل مکاتب حديثي، يکي از مباحث مهم در تاريخ تلاشهاي حديث شناختي و ادوار فقه و اجتهاد به شمار مي رود.
مقصود از مکتب1 يا مدرس? حديثي، ديدگاههاي خاص و خط مشي فکري حاکم بر يک حوز? حديثي است که در طيّ تاريخ با مرکزيّت علمي برخي مناطق همراه بوده است. در اين جريان حضور انديشمندان برجسته، تضارب آراء و نظريات، حوادث تاريخي و غيره نقش بسزايي در تکوين و رشد يک مکتب ايفا مي کند.
مطالع? مباني و ويژگيهاي مکاتب حديثي ما را در بررسي نظريه هاي دانشوران ياري خواهد رساند و پيوندهاي ناديده ميان نظريه و محيط را آشکار مي سازد. زيرا بسياري از نظريه هاي علمي بنابر مقتضاي زمان و مکان شکل گرفته است. از اين رو، آشنايي با جريانهاي فکري و اجتماعي زمين? فهم و درک عميقتر نظريه ها و چگونگي شکل گيري آنها را فراهم مي آورد.
در اين ميان مکتب بغداد از مهمترين مراکز علمي است که در سده هاي اوليه، در رشد و توسع? علوم حديث مؤثر بوده و مباني و ويژگيهاي آن با ديگر مکاتب حديثي، به ويژه مکتب قم، تفاوت دارد.
اين مکتب در قرن دوم با تأسيس شهر بغداد به منصّ? ظهور رسيد و اوج فعّاليّت آن در نيم? اول قرن پنجم هجري، در عصر طلايي تاريخ فرهنگ اسلام، با حضور انديشمندان برجسته و اثرگذار جهان تشيع، همچون شيخ مفيد، سيّد مرتضي و شيخ طوسي نمودار گشت. سرانجام در سال 448 ق. در پي سقوط دولت آل بويه، با هجوم برخي گروههاي افراطي اهل سنت به خانه و کتابخان? شيخ طوسي و در نتيجه مهاجرت شيخ به نجف اشرف، مرکزيت علمي بغداد از ميان رفت و هرگز نتوانست شکوه و عظمت علمي خود را ديگربار احيا کند.

1 – 2. ضرورت، اهمّيّت و اهداف تحقيق
در بررسي تاريخ حديث و فهم چگونگي تطوّر و تحوّل آن، همواره به چند مرکز ثقل اصلي بر مي خوريم که نقش اساسي در شکل گيري جريانهاي مختلف حديثي داشته است. يکي از مراکز ثقل، بغداد مي باشد که مدرس? حديثي بغداد در آن تکوين يافته، رشد و توسعه پيدا کرده و موجب پديدار شدن نگرشي نوين در اين عرصه گشته است. همچنين اين مکتب شخصيتهاي برجسته اي را پرورده است که هر يک به نوب? خود در گستر? زماني معيني بر حوز? فکر و انديش? اسلامي تأثير شگرفي برجاي نهاده اند. امّا با وجود اهمّيّت اين مدرس? علمي، متأسفانه ابعاد و جوانب آن به شايستگي کاويده نشده و تا آن جا که پژوهنده بررسي کرد، جز آثاري در خصوص احوال برخي شخصيتهاي علمي شيعي اين ناحيه، نگاشت? معتبر و جامعي در تحليل آراء و انديشه هاي حديثي آنان به رشت? تحرير در نيامده است. از اين رو، ضرورت تحقيق به منظور دستيابي به تعريفي ژرف و فراگير در خصوص مکتب مزبور احساس مي شود.
انتظار مي رود که اين پژوهش راهي براي فهم دقيقتر و بهتر قضاوتهاي رجالي و ديدگاههاي فقه الحديثي و نقد الحديثي از ديدگاه دانشوران مکتب بغداد ارائه دهد. همچنانکه اميد مي رود نقشي از تعامل دانشمندان و جايگزيني آراء و نظرات و سرانجام چگونگي حاکميّت يک انديشه بر ساير انديشه ها را ترسيم کند.
1 – 3. سؤالها و فرضيه هاي تحقيق
اين پژوهش در پي يافتن پاسخ پرسشهاي زير است:
– عوامل پيدايش وگسترش مکتب بغداد و انتقال مرکزيت حديث از قم به بغداد چيست؟
– وجوه افتراق و اشتراک مکتب بغداد با مکاتب ديگر، به خصوص مکتب قم چه مي باشد؟
– شخصيتهاي برجسته و اثرگذار در مدرس? بغداد چه کساني هستند؟
– مصنّفات حديثي عالمان بغداد کدام است؟
– ويژگيها و مباني مکتب حديثي بغداد چيست؟
– علل عقل گرايي در مکتب بغداد، با وجود همزماني تقريبي با مکتب قم و رفت و آمد محدثان قم به بغداد چيست؟
– عالمان شيعه بر جريانهاي فکري حاکم بر بغداد تا چه حد اثرگذار بوده اند؟
– محدّثان شيعه در بغداد با جريانهاي حديثي غير شيعه چگونه رفتار مي کرده اند؟
– آيا آراء شيخ طوسي را مي توان متفاوت با آراء شيخ مفيد و سيّد مرتضي تلقّي کرد؟
– شناخت و تحليل مکاتب حديثي چه نقشي در گسترش و تعميق علوم حديثي ايفا مي کند؟
در پاسخ به سؤالهاي فوق و تعيين خطوط کلي تحقيق، فرضيات ذيل مطرح است:
– عالمان مکتب بغداد چون متکلّم و عقل گرا بوده اند، به تحليل عقلي احاديث گرايش داشته اند و به اين سبب به شدّت در مقابل حديث گرايي قميان ايستاده اند.
– تأليف هر يک از کتب اربع? حديثي و کتابهاي رجالي به نحوي با مکتب بغداد مرتبط بوده است.
– مجاهدات و تلاشهاي علمي و فرهنگي عالمان مکتب بغداد، موجب رشد و شکوفايي حوز? فکر و انديش? اسلامي گرديده است.
– اگرچه دانشمندان مکتب بغداد در برخي از جزئيات اختلاف نظر دارند، با کاوش گسترده در آثار آنان مي توان چنين ابراز کرد که ديدگاههاي حديثي آنان در کليات همسو و سازگار با يک ديگر است.
– نظريات متفاوت و احياناً متهافتي که در آثار دانشمندان مکتب بغداد و مقايس? آراء آنان با يک ديگر به چشم مي خورد، برخاسته از شرايط محيط است.

1 – 4. روش تحقيق و گرد آوري اطلاعات
روش تحقيق در اين رساله چنين بوده که ابتدا محدّثان بغداد شناسايي شده اند. سپس تقريباً هم? آثار موجود محدّثان مکتب بغداد – اعمّ از حديثي و غير حديثي – مطالعه گرديده و يادداشتهايي از آنها فراهم آمده است. سپس آن يادداشتها مورد بررسي و تحليل قرار گرفته است. ضمن آن که مطالعات تاريخي نيز از نظر دور نمانده است.
به طور کلي مي توان گفت شيو? تحقيق در اين رساله که در زمر? پژوهشهاي بنيادي به شمار مي رود، روش کتابخانه اي و اسنادي بوده که با توجه به صبغ? تاريخي پژوهش و ضرورت بررسي و کاوش در آثار انديشمندان بغداد و تحليل رويکردهاي آنان به علوم حديث، از روش تاريخي با تکيه بر تحليل متون برخوردار مي باشد.

1 – 5. پيشين? تحقيق
پژوهش پيرامون مکاتب حديثي از موضوعاتي است که تا چند سال اخير مورد غفلت پژوهندگان قرار گرفته است. البته نمي توان ناديده گرفت که، مايه هاي اصلي اين گونه پژوهشها در آثار پيشينيان گرد آمده، اما رويکرد مستقل به اين موضوع امري است که سابق? چنداني ندارد.
پژوهشهايي را که پيرامون مکاتب حديثي صورت گرفته است مي توان در دو بخش اهل سنت و شيعه دسته بندي کرد:
الف – اهل سنت
1 – مدرسة الحديث في البصرة، حتي القرن الثالث الهجري، امين القضاة (بيروت، 1419ق.).
2 – مدرسة الحديث في بلاد الشام، خلال القرن الثامن الهجري، محمد بن عزّوز (بيروت، 1421ق.).
3 – علم الحديث في مکة المکرمة خلال العصر المملوکي، صالح يوسف معتوق (بيروت، 1421ق.).
4 – محمد بن وضاح القرطبي مؤسس مدرسة الحديث بالاندلس مع بقي بن مخلد، نوري معمر (رباط، 1403ق.) .
5 – م‍درسة ال‍ح‍دي‍ث‌ ف‍ي‌ ال‍ق‍ي‍روان، من الفتح الاسلامي الي منتصف القرن الخامس الهجري، ح‍س‍ي‍ن‌ ب‍ن‌ م‍ح‍م‍د شَواط (رياض، 1411ق.).
6 – اتجاه مدرسة الري في نقد الحديث النبوي: (ابوزرعة ، ابوحاتم و ابن‏ابي‏حاتم)، کمال‏الدين عبدالغني المرسي‏ (دارالمعرفة الجامعية، بي جا، 1418ق.).
7 – حركة الحديث بقرطبة خلال القرن الخامس الهجري: ابو محمد عبدالرحمان بن عتاب نموذجا، خالد صمدى (مغرب، 1415ق.).
6 – مقال? “حديث در اندلس، قرن دوم و سوم”، ايزابل فيه رو،2 ترجم? محمدکاظم رحمتي، علوم حديث، ش 16، تابستان 1379، صص 129 – 161.
ب – شيعه
1 – مکتب حديثي قم (ش‍ن‍اخ‍ت‌ و ت‍ح‍ل‍ي‍ل‌ م‍ک‍ت‍ب‌ ح‍دي‍ث‍ي‌ ق‍م‌ از آغ‍از ت‍ا ق‍رن‌ پ‍ن‍ج‍م‌ ه‍ج‍ري)، محمدرضا جباري، پايان نام? دکتري، به راهنمايي دکتر سيّد محمد باقر حجتي، دانشگاه تربيت مدرس، 1379.3
2 – مدرس? قم و بغداد، اندرونيومن،4 ترجم? سيد صادق آگاه اشکوري (قم، 1384).
3 – مدرسة الحديث في اليمن في القرنين الاول و الثاني الهجريين، احمد محمد کبسي (صنعاء، 1425ق.).
4 – مدرسة الحلة و تراجم علمائها من النشوء الي القمة (???-‎???)، حيدر موسي وتوت الحسيني(حلّة، 1425ق.).
5 – مکتب حديثي شيعه در کوفه از آغاز تا پايان قرن سوم هجري، سعيد شفيعي، پايان نام? کارشناسي ارشد، به راهنمايي دکتر محمد علي مهدوي راد، دانشگاه تربيت مدرس، 1385.
6 – مقال? “حديث پژوهي حوز? اصفهان در قرن يازدهم هجري”، نادعلي عاشوري تلوكي، فرهنگ اصفهان، ش 19، بهار1380، ص 5-13.
7 – مقال? “نگاهي به مکتبهاي حديثي شيعه در سده هاي اوليه”، محمدرضا جباري، شيعه شناسي، ش 3-4، پاييز و زمستان 1382، ص 59- 80.
8 – مقال? “شناخت و تحليل مکتب حديثي قم، از آغاز تا قرن پنجم”، محمدرضا جباري، نشري? دانشکد? الهيات دانشگاه فردوسي مشهد، ش 49- 50، پاييز 1379، ص 57- 79.
9- “پرتوي از مکتب بغداد”، سيدعباس رضوي، مقالات فارسي، کنگر? جهاني هزار? شيخ مفيد(ره)، ش 67، قم، 1413ق.، ص 3- 85.
10 – مکاتب فقه امامي ايران پس از شيخ طوسي تا پايگيري مکتب حله، احمد پاکتچي (تهران، 1385).
11 – بررسي حديث و محدثان شيعه در بغداد تا پايان قرن پنجم هجري، علي پاكپور، پايان نام? کارشناسي ارشد، به راهنمايي محمد لگنهاوزن، مؤسس? آموزشي و پژوهشي امام خميني، قم، 1382.
اين رساله در شرح حال 37 تن از راويان شيعه مذهب بغداد نگاشته شده است که بين قرنهاي دوم تا پنجم قمري در بغداد مي‏زيسته اند. رسال? مزبور گزارشي از پيشين? تاريخي شهر بغداد، موقعيّت شيعيان در ادوار مختلف در اين شهر و آثار و فعاليتهاي علمي – فرهنگي شيعه در اين ديار هم ارائه مي دهد .
12 – پژوهشي پيرامون مباحث حديثي سيّد مرتضي، زهرا اميدي، پايان نام? کارشناسي ارشد، به راهنمايي دکتر مرتضي ايرواني نجفي، دانشگاه فردوسي مشهد، 1386.
13 – شناخت و بررسي مكاتب حديثي شيعه (بغداد و ري) تا پايان قرن پنجم هجري، زهره نريماني، پايان نام? کارشناسي ارشد، به راهنمايي دکتر محمد تقي دياري بيدگلي، دانشگاه قم، 1384.
رسال? مزبور – که در واپسين مراحل پژوهش از آن آگاه شدم – از پايان نامه هاي ارزنده در عرص? علوم حديث و شناسايي مکاتب حديثي به شمار مي آيد. آن رساله از بررسيهاي گسترده در شناسايي ابعاد تاريخي مکتب بغداد و ري و معرفي تأليفات برجاي مانده از برجسته ترين مفاخر آن مکاتب (شيخ مفيد، سيّد مرتضي، شيخ طوسي، شيخ کليني و شيخ صدوق 4) برخوردار است. اما با اين حال از جهاتي چند با آنچه در پيش رو داريد متفاوت است:
1 – بررسي مکاتب حديثي شيعه با محوريّت بغداد نبوده و بخش زيادي از مندرجات آن به مکتب ري اختصاص يافته است (صفحات 175 – 334).
2 – آن رساله بيشتر رويکرد تاريخي دارد. به طوري که در فصل مربوط به مکتب بغداد حجم زيادي از مطلب به موقعيّت جغرافيايي بغداد، معرّفي مفاخر و مشاهير بغداد و مهمترين تأليفات مکتب بغداد اختصاص يافته است (صفحات 5 – 133). ناگفته نماند که در بحث از مشاهير مکتب بغداد نيز احصاء کاملي انجام نگرفته و به بررسي شخصيت شيخ مفيد، سيّد مرتضي و شيخ طوسي4 اکتفا گرديده است.
3 – بخش “انديشه ها و نگرشهاي حديثي مکتب بغداد” که رويکرد اصلي پايان نام? ما را تشکيل مي دهد، در رسال? مشارٌ اليها تنها صفحات معدودي را به خود اختصاص داده (صفحات 134 – 174) و تحليلي کافي و دقيق پيرامون اين مباحث صورت نگرفته و از روشهاي فقه الحديثي و نقد الحديثي آن مکتب سخني به ميان نيامده است. ضمن آن که برخي از مطالب اين بخش، نظير “سفرهاي حديثي در بغداد” و “برگزاري مجالس تحديث” با عنوان فصل همخواني ندارد. از اين رو، رسال? مورد اشار? را ناگزير بايد پژوهشي ناتمام تلقّي کرد. به ديگر سخن بايد گفت، کاوش پيرامون انديشه هاي حديثي مکتب بغداد نيازمند تحقيقي فزونتر بوده و پژوهش پيرامون آن خالي از فايده و لطف نيست.
بنابراين، به طور کلي مي توان گفت رساله اي که در پيش رو داريد – همان گونه که از عنوان آن پيداست – با رويکرد تحليلي به مکتب بغداد پرداخته و هدف از آن، بيان ويژگيها و مباني حديثي و فقه الحديثي مکتب بغداد و بررسي و تحليل آنهاست. ضمن آن که، بيان و تحليل مطالب از زاوي? مباحث تاريخي نيز از نظر دور نمانده است. بدين سان، تفاوتهايي بنيادين ميان اين پژوهش و آثار مشابه آن وجود دارد.

1 – 6. منابع و مآخذ تحقيق
در بهره گيري از منابع سعي بر آن بوده تا شناسايي جامعي از مؤلَّفات مربوط به اين حوزه به عمل آيد. به دليل تنوّع موضوعات اين پژوهش و گستردگي آثار برجاي مانده از آن دوره، منابع مورد استفاده نيز حوزه هاي متفاوتي را در بر مي گيرد. اهمّ آن حوزه ها بدين شرح است:
1 – کتابهاي تراجم و رجال (اصلي ترين منابع در شناسايي رجال، کتب اربع? رجالي و ساير آثار برجاي مانده از سده هاي چهارم و پنجم هجري بوده است).
2 – کتب تواريخ به ويژه آثاري که مقارن با عصر مورد بحث ما نگاشته شده است.
3 – مؤلَّفات دانشمندان مکتب بغداد (اعمّ از آثار حديثي و غير حديثي).
4 – کتابهاي نگاشته شده در عرصه هاي گوناگون علوم حديث (اعمّ از تاريخ حديث، نقد حديث، دراية الحديث، علم رجال، فقه الحديث و…).
5 – کتب فقهي و اصولي متقدّمان و متأخّران (براي دريافت نگرش ديگر عالمان به ديدگاههاي دانشوران مکتب بغداد).
6 – کتب ادوار فقه و اجتهاد.
7 – کتب تاريخ فلسفه و کلام اسلامي.
8 – آثار نگاشته شده در تاريخ فِرَق اسلامي.
9 – کتابهاي نگاشته شده در تاريخ آموزش اسلامي.
10 – مجموعه مقالات کنگره هاي شيخ مفيد، شريف رضي و شيخ طوسي.

1 – 7. ساختار پژوهش
اين پژوهش در شش فصل سامان يافته است.
فصل اول، به اجمال بر شرايط سياسي، فرهنگي و مذهبي بغداد را بررسي مي کند.
فصل دوم، به معرّفي مکتب حديثي بغداد مي پردازد و عناصر مؤثّر در شکل گيري و گسترش اين مکتب را بيان مي کند.
فصل سوم، ضمن ارائ? فهرستي از محدّثان مکتب بغداد، عهده دار معرّفي اجمالي مشاهير آن مکتب و آثار حديثي برجاي مانده از آنان است.
فصل چهارم، به بررسي و تحليل مهمترين مباني مکتب حديثي بغداد مي پردازد و نقش اين مباني را در نحو? تعامل بغداديان با احاديث تبيين مي کند.
فصل پنجم، روش مکتب بغداد در شرح و فهم احاديث و شيو? نقد سندي و محتوايي روايات به دست اين مکتب را نشان مي دهد.
واپسين فصل، ويژگيهاي مکتب بغداد را در قالب رويکردهاي فقهي و کلامي، مورد کاوش قرار داده است. مطالع? روابط عالمان شيعه با اهل سنّت و ارتباط مکتب بغداد با ديگر مکاتب حديثي شيعه نيز در همين فصل بيان شده است.
سرانجام رساله با بيان نتايج، پيشنهادات و کتابنامه به اتمام رسيده است.

فصل اول

مروري بر تاريخ سياسي و فرهنگي بغداد

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

طرح بحث
در اين فصل تاريخ بغداد از بدو تأسيس تا انقراض حکومت آل بويه در سال 448 ق. به اجمال بررسي خواهد شد. در اين جا کوشيده ايم تا با بيان زمينه هاي مرتبط با مکتب حديثي بغداد، فضاي کلّي حاکم بر آن عصر و جنبه هاي سياسي و فرهنگي تأثيرگذار بر آن مکتب را بشناسيم و بشناسانيم. زيرا آشنايي با گرايشهاي فکري و رخدادهاي سياسي مي تواند زمينه را براي فهم بيشتر و بهتر فعّاليّتهاي علمي دانشمندان در سده هاي مختلف فراهم آورد. شايان ذکر است که به دليل اوج فعّاليّت مکتب بغداد در دور? آل بويه و حکومت شيعي مذهب آنان، اين دوره را با تفصيل بيشتري مورد مطالعه قرار داده ايم. فرقه ها و مکاتب مختلف فکري در بغداد از ديگر عناويني است که به دليل نفوذ آنان در جريانهاي اجتماعي اين عصر و ارتباط وثيق آن با رويکردهاي عالمان شيعه به علوم اسلامي مورد بررسي قرار گرفته است.
يادآوري اين نکته لازم است که هدف ما در اين فصل تنها ارائ? دورنمايي از رويدادهاي سياسي و جريانهاي فکري و فرهنگي اين دوره بوده و به هيچ روي، قصد تفصيل و تتبّع کامل نداشته ايم. روشن است که دربار? هريک از مطالب مطرح شده در اين بخش آثار محقّقانه اي در اختيار است که در سامان دادن بخش حاضر از آن آثار بهره برده ايم.

1- 1. خلافت عباسيان

1- 1- 1. دور? اول (132 – 232 ق.)
پس از درگذشت پيامبر اسلام 6 و انحراف جامعه از مسير اصيل اسلامي، جريان حکومت بر پاي? آراء و عقايد بشري استوار گرديد و در نتيجه دستخوش تمايلات نفساني شد. به طوري که پس از گذشت پنجاه و چهار سال از بعثت نبيّ اکرم 6 کساني با نام خليفه به انگيز? تبديل خلافت به سلطنت در اين امر موفّق گرديده و سلطنت اموي را بنيان نهادند. از اين پس، فعّال شدن جريانهاي قوم گرايي و نوزايي ارزشهاي ضد اسلامي و جاهلي به زدودن فرهنگ و ايدئولوژي اسلامي منجر شد که مهمترين برآيند آن، کنار زدن امامان: از عرص? حکومت و به انزوا درآوردن جريانهاي فکري و سياسي شيعي بود. کوشش در جهت بدنام نمودن اميرمؤمنان علي ( و جعل حديث، از روشهاي دست پروردگان حکومت اموي در جهت زدودن فرهنگ علوي بود. 5
افزون بر اين، شکل گيري فرق? کلامي مرجئه6 و ترويج انديش? جبرگرايي، از ديگر حربه هاي به کار رفته از سوي حاکمان بني اميّه بوده است.

هم? اين عوامل، به ويژه ناآرامي حاصل از قيامهاي نقاط مختلف قلمرو حکومت اسلامي در خونخواهي امام حسين (، سبب ضعف بني اميّه گرديد و به انقراض آنان در سال 132 ق. با نهضت عباسيان به رهبري ابومسلم خراساني منجر شد.7


دیدگاهتان را بنویسید