5-1. گونه‌شناسي تفسير:51
5-2. گونه‌شناسي تفسير تربيتي54
تفسير تربيتي به مثابه روش55
تفسير تربيتي به مثابه گرايش55
تفسير تربيتي در قالب سبک56
تفسير تربيتي به مثابه يک صبغه (لون)58
فصل سوّم:59
رسالت‌هاي تفسير تربيتي59
1. رسالت‌هاي تفسير تربيتي در تقسيم نخست61
1-1. استخراج و برجسته‌کردن آموزه‌هاي تربيتي قرآن61
1-1-1. استخراج آموزه‌هاي تربيتي قرآن در قالب ترتيبي61
1-1-2. : تفسير تربيتي در قالب تفسير موضوعي70
الف. تفسير تربيتي موضوعي با بهره‌وري درون متني از قرآن70
ب. تفسير تربيتي موضوعي با بهره‌وري برون متني به قرآن73
1-2. تفسير آيات تربيتي قرآن73
تفسير تربيتي آيه وقايه74
امکان و ضرورت تربيت در آيه وقايه85
اهداف کلي تربيت در آيه وقايه85
ساحت ها و ابعاد تربيت در آيه وقايه86
1-3. کشف روش‌هاي تربيتي قرآن90
2. رسالت‌هاي تفسير تربيتي در تقسيم دوّم95
2-1. رسالت‌هاي تفسير تربيتي ناظر به فرايند تربيت95
2-2. تفسير تربيتي ناظر به معناي علوم تربيتي95
فصل چهارم104
ويژگي‌هاي نگرشي تفسير تربيتي104
1. تفسير تربيتي تفسير مقصد گرا107
2. تفسير تربيتي؛ تفسيري توحيدي120
3. تفسير تربيتي؛ تفسيري قرآن سلوک129
4. تفسير تربيتي؛ تفسيري جامع نگر135
4-1. جامع نگري در توجّه به عناصر نظام تربيتي136
4-1-1. جامع ‌نگري در توجّه به ساحت‌هاي وجودي و زندگي انسان141
4-1-1-1. ساحت هاي جسمي و روحي (مادي و معنوي)141
4-1-1-2. عرصه‌هاي حيات دنيوي و اخروي144
4-1-1-3. ابعاد وجود انسان144
4-1-2. جامع نگري در توجّه به روش‌هاي تربيتي145
4-1-3. جامع نگري در توجّه به اهداف تربيتي148
4-1-4. جامع نگري در توجّه به اصول تربيتي150
4-1-5. جامع ‌نگري در توجّه به ابزارهاي تربيتي152
4-2. جامع ‌نگري در توجّه به مسائل تفسيري153
5. تفسير تربيتي؛ تفسيري شوق آفرين و عيني‌گرا159
5-1. شوق آفريني160
5-2. عيني نگري و واقع گرايي163
فصل پنجم175
ابزارهاي تفسير تربيتي175
1. شعر……177
کيفيت حضور شعر در تفسير180
2. تمثيل………………..184
دلايل اهميّت تمثيل در تعليم و تربيت184
الف. محسوس سازي و مفهوم نمايي معقولات و معارف بلند184
ب. شمول و فراگيري مخاطبان185
ج. برانگيزي نيروي فکر و انديشه مخاطب185
د. اثر گذاري شگرف بر مخاطب186
ه. ايجاد زمينه پذيرش با کاستن از تلخي پند187
و. تنوّع بخشي، جذاب سازي و زينت بخشي به کلام187
ز. متقاعد سازي و اقناع بخشي188
جايگاه تمثيل در تفسير تربيتي189
الف. پردازش تربيتي آيات تمثيلي189
ب. تبيين تمثيلي معارف قرآن191
3.داستان……..195
3-1. کارکردهاي داستان196
الف. ابزار تفهيم عامه196
ب. تربيت و آموزش غير مستقيم196
ج. انگيزش عاطفي197
د. جذّاب سازي و تنوّع بخشي به کلام197
ه. عينيت بخشي و نمونه سازي198
و. بارور سازي فکر و انديشه198
3-2. نقش و کارکرد داستان در تفسير199
الف. پردازش تربيتي داستان هاي قرآن199
ب. بهره‌گيري از داستان در تفسير قرآن202
4. شواهد تاريخي205
نقش تاريخ در تربيت207
نقش تاريخ در تفسير207
الف. پردازش تربيتي آيات تاريخي208
ب. بهره‌گيري از تاريخ در تفسير209
5. شواهد نقلي و روايي214
کارکردهاي تربيتي روايات تفسيري215
الف. مصداق يابي215
ب. عيني سازي215
ج. باطن يابي216
د. تأکيد بخشي بر معناي مقصود217
ه‌. شوق آفريني و شور افکني218
و‌. وضوح بخشي218
ز‌. نصحيت‌گري و ارشاد نمايي219
6. بيان تجربيات220
6-1. بيان تجربيات حسي221
6-2. بيان تجربيات شهودي222
6-3. تجربيات عملي:225
6-4. تجربيات علمي226
6-4-1. علوم تجربي226
6-4-2 علوم انساني228
زمينه‌هاي بهره‌گيري از علوم انساني در تفسير229
1. تحليل ارتباط بين پديده ها229
2. ترجيح يک برداشت بر ديگر برداشتها229
3. ارائه تبيين روشن‌تر و گوياتر230
4. زمينه سازي براي کشف حلقه‌هاي مفقود231
7. تبيينات عقلي233
نقش تبيينات عقلي در تفسير تربيتي233
7-1. نقش تبييني و توضيحى:234
7-2. نقش کشف استلزامات235
جمع بندي، نتايج و پيشنهادها237
فهرست منابع244
مقدمه
قرآن کريم، منشور هدايت و کتاب تربيتِ آموزگار1 حکيمي است که از افق خاور برآمد تا با برهان2 و بلاغ3 و تذکِره4 و موعظت5 خويش آدميان فرو غلطيده در ظلمات جهل و شرک و هواپرستي را به سراي سعادت و راه سلامت و صراط مستقيم6رساند و با تربيت اعجاز وار خويش جانهاي مرده از ارزشهاي انساني الهي را حياتي دوباره بخشد.
اعجاز قرآن همچنان باقي است و جانهاي تهي از انوار، همچنان مرده و نيازمند طبيب روحاني و معلمي وحياني است؛ تا چگونه به کلامش بنگريم و چه سان با آن به گفتگو نشينيم.
نسل نو بيش از گذشته فقر تربيت را احساس ميکند و در وانفساي مکاتب و ايسمهاي پرزرق و برق و نوخاسته، گمگشته خويش را در شستن دوباره چشمان خود و نگاهي ديگرباره به ميراث پر فروغ و در دسترس خويش ديده است. مفسّران خيزش جديدي را در تغيير نگاه به قرآن و انتظار از آن برداشته و تلاشهاي مبارکي را آغازيده‌اند. تلاشهايي که نشانه‌هاي آن روز به روز روشنتر و بارقههاي اميدبخش آن نويددهنده سرآغاز حرکت جديدي در عرصه پژوهش‌ها و نگارش‌هاي قرآني است. حرکتي که به جاي خيرهشدن به متاع حطام تربيتي غرب، به آيات نوراني قرآن چشم دوخته و به جاي سيرابشدن از سراب نظامهاي تربيتي و معرفتي ناکارآمد و تاريخ گذشته گذشتگان به نظامسازي تربيتي مبتني بر چشمههاي زلال معارف قرآني ميانديشد.7 نگاه نسل جديد به قرآن نگاهي فراگير، عميق و کاربردي است و از نگاه‌هاي سطحي، جزئي و انتزاعي گريزان است. نگاه او به قرآن در اين حقيقت خلاصه ميشود که:
با قرآن زندگي بايد کرد
و چونان که زندگي در تمام عرصههاي حيات جاري است، بايد که زلال سلوک قرآني نيز در ژرفا و پهناي آن ساري گردد تا انساني پديد آيد به تربيت قرآن، قرين و جامعه اي ساخته شود به حقيقت قرآن، رهين. دنيايي فراهم آيد به تعاليم حضرتش آزاد و آخرتي به برکت هدايتش آباد. چنين قرآني نه قرآن جامد و کماثر که کتابي است زنده و حرکتآفرين. آموزگاري که غبار کهنگي بر تعاليمش نمينشيند و معلمي که عشق پرورشش را گذشت زمان نميفرسايد. انديشهاي که خطا بر دامن آن نرسد و حقيقتي که سستي بر اندام پاکش نگرايد. هميشه بيدار است و زنده. هميشه فعّال است و پويا. هميشه حاضر است و ناظر؛ چرا که کلام خداوند حيّ و قادر است.
فهم درست اين دغدغه و نگاه، کليد حرکت در مسير تدوين تفسير تربيتي سازگار با اصيل‌ترين غرض نزول قرآن و سازوار با مهمترين نيازهاي جوامع ديني است؛ جوامعي که سالها قفل تربيت را به دست گرفته و سرگردان به کليدهاي ديگران نظاره ميکردند و هر گاه کليدي مييافتند آن را گشاينده دربهاي فروبسته تربيت نسل خويش نميديدند.8
تفسير تربيتي قرآن به مثابه رويکردي که با هدف کاربرديسازي، جذابسازي و تخصصي‌کردن فهم و تفسير قرآن کريم و استخراج و استنباط معارف تربيتي آن صورت ميگيرد، هدفي بس والا و ارزشمند است که چندي است ذهن مفسّران را معطوف خويش ساخته و بدان متمايل کرده است. اين ايده هنوز در آغاز راه قرار دارد و راهي دشوار و طولاني تا برآورده کردن نيازهاي تربيتي انسان معاصر و دستيابي به نظريه جامع تربيتي قرآن، در پيشروست؛ باشد که با تلاش انديشمندان دردمند، اين راه بکر با “قدم صدق” و “قلم حکمت” و “مقام حلم” طي شود و کام جامعه اسلامي و بشري را از شهدِ معارف ناب تربيتي قرآن شيرين نمايد.
ان شاء الله
فصل اول:
کليات پژوهش

بيان مسأله
تفسير تربيتي نزديکترين رويکرد به اغراض و مقاصد قرآن کريم و ضروريترين عرصه عرضه معارف قرآني است که در بستر آن شکوفههاي تربيت قرآني و عمل روحاني به بار مينشيند و انساني در تراز رفتار وحياني شکل ميگيرد. دستيابي به تفسير تربيتي روشمند، نيازمند تدوين بنيادهاي نظري و تمهيد مقدمات علمي آن است تا بر پايه آن، ساختار تفسير تربيتي سامانيابد و سازههاي آن استوار گردد؛ اما با توجّه به جديد بودن موضوع، طبعاً مباني نظري آن، تبيين، تحليل و تنقيح نشده است.
اينکه تفسير تربيتي چيست و چه شاخصههايي دارد، وضعيت گذشته آن چگونه بوده و اساساً آيا تفسير مکتوب تربيتي محقق شده است يا خير، ميراث موجود تفسير تربيتي چه شاخصهها، نمونه ها و نقائصي دارد و ذيل چه جريان‌هاي تفسيري صورت پذيرفته است، روشهاي مفسّران در تفسير تربيتي چه بوده است، تفسير تربيتي چه تفاوتي با تفسير اخلاقي، عرفاني، اجتماعي و…دارد، تفسير تربيتي چه نسبتي با عناوين، ارشادي، واعظانه، معنوي، روحاني، توحيدي، هدايتي و…دارد، تفسير تربيتي مطلوب چه شاخصههايي دارد و با چه روشها و سبکهايي قابل ارائه است و نيازمند چه ابزارهايي ميباشد، مباني و اصول تفسير تربيتي مطلوب چيست، تفسير تربيتي در سامانه دستهبندي تفاسير از چه جايگاهي برخوردار است، قلمرو تفسير تربيتي چه سطحي از آيات آن را در بر ميگيرد، نسبت قرآن با دانش تعليم و تربيت چيست و چگونه مي‌توان تعامل اثر‌بخشي ميان اين دو برقرار کرد. اينها و احيانا پرسش‌هايي ديگر، از جمله مسائلي است که تاکنون پاسخي درخور نگرفتهاند.
پاسخگويي به پرسشهايي اين چنين گسترده، نه در سطح يک رساله و در زماني کوتاه؛ بلکه نيازمند تلاش جمعي و با تعريف چندين پروژه پژوهشي، در بازه زماني چندساله امکانپذير است. در گام اوّليه حداقل سه تلاش علمي ضروري مينمايد:
اوّل: جريانشناسي و آسيبشناسي ميراث گذشته تفسير تربيتي در معناي عام. تفسير تربيتي بهعنوان جرياني کلي و اجمالي، نه به عنوان يک رويکرد تفسيري روشمند، از زمان پيامبر9تاکنون وجود داشته و فرازها و فرودهاي فراواني را پشت سر گذاشته و نقاط ضعف و قوت بسياري داشته است. دستيابي به تفسير تربيتي
مطلوب، بدون بررسي و تحليل ميراث گذشته آن، بهمنظور بهرهگيري از نقاط قوت و پرهيز از آفات و آسيب ها امکان پذير نميباشد؛ از اينرو از جمله مقدمات ضروري نگارش تفسير تربيتي مطلوب، انجام اين پروژه پژوهشي است.9
دوّم: مباني تفسير تربيتي. در اين پژوهش، مباني چند گانه تفسير تربيتي اعمّ از مباني خداشناسي، انسانشناسي، قرآنشناسي، جهانشناسي، معرفتشناسيِ تفسير تربيتي تبيين ميگردد.
سوّم: تبيين الگوي مطلوب از تفسير تربيتي و روش دستيابي به آن است. (مدل روشي)
تلاش پژوهش حاضر، تدوين محور سوّم است و پاسخگوي اين مسأله خواهد بود که دستيابي به نمونه مطلوبي از تفسير تربيتي (مدل) در گرو چه اقدامات و تلاشهايي است.(روش)
براي پاسخ به اين مسأله دست کم چهار تلاش علمي ضروري مينمايد؛ نخست، تبيين دقيقي از تفسير تربيتي؛ دوم، تحليل رسالتهاي تفسير تربيتي؛ سوم، تحليل ويژگيهاي نگرشي تفسير تربيتي؛ چهارم، تعيين ابزارهاي لازم در تدوين تفسير تربيتي است. در محور “تبيين دقيق تفسير تربيتي”؛ علاوه بر تعريف جامع و مانع، تعيين نسبت آن با عناوين مشابه، تحليل قلمرو تفسير تربيتي و تبيين گونههاي آن انجام ميگيرد. تحليل “رسالتهاي تفسير تربيتي” نيز حوزههاي کاري و شيوههاي عملي تفسير تربيتي را مينماياند. “ويژگيهاي نگرشي”، شاخصههاي کلان محتوايي ضرورتبخش تفسير تربيتي است. “ابزارهاي تفسير تربيتي” نيز تحقق بخشِ عمليِ شاخصهها و اهداف تفسير تربيتي است. مجموعه اين اقدامات، ارائه دهنده روشي براي دستيابي به نمونهاي مطلوب از تفسير تربيتي است.
نگارنده هرچند در اين پژوهش به محورهاي اوّل (جريانشناسي) و دوّم (مباني) مستقيماً نپرداخته است ولي با مطالعه بر روي اين حوزهها، به ويژه بحث جريانشناسي و آسيبشناسي، از نتايج آن براي ارائه شاخصههاي محتوايي و ابزاري بهره گرفته است.
اهميّت و ضرورت پژوهش
تبيين مدل روشي تفسير تربيتي، به مثابه نقشه راهي است که مفسّران دردمند اين حوزه را براي حرکت صحيح در مسير ارائه و تدوين تفسير تربيتي مطلوب ياري ميسازد و مقدّمات علمي و نظري لازم را براي آنان تمهيد مينمايد. همچنانکه حرکت در جادّه ناشناخته بدون داشتن راهنمايي مطمئن و نقشهاي رهنمون، مخاطرات فراواني را بههمراه دارد، غفلت از مقدمات علمي لازم در فرايند تفسير تربيتي، رخداد آسيبهاي مبنايي، روشي و غايي را گريزناپذير ميسازد و مسير دستيابي به هدف را طولاني و نياز به آزمون و خطا را تا دستيابي به مدل مطلوب افزايش ميدهد. اين پژوهش، گامها يا حداقل بخشي از گامهاي نظري مقدماتي را برداشته و نتايج آن را فراروي پژوهشگران قرار ميدهد.
سؤالهاي پژوهش
سؤال اصلي
لوازم دستيابي به مدلي مطلوب از تفسير تربيتي چيست؟
سؤال هاي فرعي
1. تفسير تربيتي چيست؟
2. تفسير تربيتي چه نسبتي با عناوين مرتبط؛ مانند تفسير واعظانه، ارشادي، عرفاني، اخلاقي و اجتماعي دارد؟
3. رسالتهاي تفسير تربيتي چيست؟
4. ويژگيهاي نگرشي تفسير تربيتي چيست؟
5. ابزارهاي تحقق تفسير تربيتي چيست؟
فرضيه هاي پژوهش
فرضيه اصلي
دستيابي به مدلي مطلوب از تفسير تربيتي در گرو تحليل چيستي آن، تعيين شاخصهها و ويژگيهاي نگرشي و نيز ارائه ابزارهاي مورد نياز دستيابي به آن است.
فرضيه هاي فرعي
1. تفسير تربيتي را ميتوان “فرايند تفسير آيات با رويکرد تربيتي و کشف معارف تربيتي قرآن” دانست.
2. برخي از عناوين مرتبط با تفسير تربيتي، هم پوشاني کامل و برخي همپوشاني بخشي با آن دارند؛ برايمثال، تفسير هدايتي همپوشاني کامل و عناوين تفسير اخلاقي، عرفاني، اجتماعي همپوشانيِ بخشي دارند.
3. تفسير تربيتي رسالتهاي مختلفي دارد؛ استخراج آموزههاي تربيتي قرآن و کشف روشهاي تربيتي قرآن، از اين جمله است.
4. تفسير تربيتي نيازمند ويژگيهاي نگرشي خاصّي است؛ مقصدگرا بودن، توحيدمحوري، جامعيت، عيني و کاربردي بودن، شورآفريني و شوقافکني و…از جمله ويژگيهاي محتوايي تفسير تربيتي است.
5. مهمترين ابزارهاي تفسير تربيتي عبارتند از: داستان، تمثيل، شعر، شواهد تاريخي، شواهد روايي، تجربيات علمي و عملي، تبيينات عقلي.
اهداف پژوهش

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

اين پژوهش علاوه بر اهداف دروني، تأمين کننده اهداف کلان بيروني نيز هست. در حوزه اهداف دروني، مهمترين هدف، دستيابي به معيارها و شاخصههايي براي تحقق تفسير تربيتي مطلوب است. در پرتو تحقق اين هدف بنيادين، اقدام مهمي در جهت کاربرديسازي، جذابسازي، عموميسازي و در عينحال تخصّصي سازي تفسير برداشته ميشود و مقدمات نظري لازم در تدوين تفسير تربيتي تمهيد ميگردد.
مهمترين اهداف کلان اين پژوهش عبارت از: ، زمينهسازي براي گسترش پژوهشهاي ميان رشتهاي در زمينه قرآن و تعليم و تربيت، زمينهسازي براي حرکت در مسير کشف بُعد جديد اعجاز تربيتي قرآن، توسعه پژوهشهاي روش تفسير از طريق توسعه پژوهشهاي مرتبط با گرايش تربيتي است.
پيشينه پژوهش
پيشينه عام
تفسير تربيتي در معناي عام، که مفسّران در آن به جنبه‏هاى اخلاقى، تربيتي و هدايتى قرآن پرداخته و جنبههاي کلامي، فلسفي، بلاغي و فقهي آن را کمتر مورد توجّه قرار ميدهند، پيشينه گستردهاي دارد. از آنجا كه سيره نبوى منبع قابل ملاحظه‏اى براى مطالعه و تحقيق در اصول و مبانى مكتب هدايتى و تربيتى قرآن و چگونگى اجراى آن‏ها در عرصه‏هاى گوناگون زندگى فردى و اجتماعى مسلمانان است، به نوعي ميتوان تفاسير مأثور را نخستين تفاسيرى دانست كه در حوزه تفسير هدايتى و تربيتى به نگارش درآمده‏اند. تفاسير عرفانى و اشارى نيز، از آنجا كه بيش از هر چيز بر تزكيه و تهذيب نفس و تحكيم مبانى اخلاقى بر پايه كشف و شهود و سير و سلوک تکيه دارند به نحوي در اين حوزه قرار دارند.10 تفاسير واعظانه نيز که عمدتاً رويکرد اخلاقي و ارشادي داشته با بياني موعظه آميز در صدد تأثير بر مخاطبين بودهاند، مرتبط با اين حوزهاند. تفاسيري مانند؛ تفسير “بحرالعلوم”؛ سمرقندي در سده چهارم، تفسير “الکشف و البيان”؛ نيشابوري در سده پنجم، تفسير “سور آبادي”؛ ابوبکر عتيق سورآبادي، تفسير “زادالمسير”؛ ابن جوزي و تفسير “روض الجنان و روح الجنان”؛ ابوالفتوح رازي در سده ششم، نمونههايي از ايندست است.11 توجّه به بُعد تربيتى قرآن كريم در آغاز سده چهاردهم هجرى با شکلگيري و پويايي نهضت بيداري اسلامي که منجر به تغيير نگاه به قرآن و آموزه هاي انسانساز آن گرديد، شكل متفاوتي به خود گرفت و تفاسير فراواني با اين رويکرد نگارش شد. در اين تفاسير، مفسّران نه براي يافتن مسائل كلامى، فلسفى، عرفانى، فقهى و بلاغى؛ بلكه بيشتر براي تبيين نکته‌هاي تربيتى و هدايتى قرآن تدبّر مي‌کنند؛ برخي از مهمترين اين تفاسير عبارتند از:
“المنار”، محمد عبده و محمد رشيد رضا؛ “تفسير المراغى”،‏ احمد بن مصطفى مراغى؛ “خلاصة البيان فى تفسير القرآن”،‏ سيدهاشم حسينى ميردامادى؛ “فى ظلال القرآن”،‏ سيدقطب؛ “پرتوى از قرآن”،‏ سيدمحمود طالقانى؛ “روان جاويد”، ميرزا محمد ثقفى؛ “الاساس فى التفسير”، سعيد حُوّى؛ “من وحى القرآن”،‏ سيد محمد‌حسين فضل‌الله؛ “تقريب القرآن الى الاذهان”،‏ سيد محمد حسينى ‌شيرازى؛ “التفسير الواضح”،‏ محمد محمود حجازى؛12 “من هدي القرآن”، سيد محمد تقي مدرسي؛ “اطيب البيان في تفسير القرآن”، سيد عبدالحسين طيب؛ “تفسير نمونه”، ناصر مکارم شيرازي، “تفسير نور”، محسن قرائتي، “تفسير مشکاة، محمد علي انصاري، آثار تفسيري علي صفايي حائري (عين صاد) و…
اوّلين اثري که با عنوان “تفسير تربيتي” نگارش شده “التفسير التربوي للقرآن الکريم” از انوار الباز، در سه جلد است. در اين کتاب ذيل هر آيه و مقطع قرآني پس از توضيح مفردات، در سه محور “شناختي، عاطفي و رفتاري”، اهداف عملياتي آيات بيان مي‌شود و در ادامه با تمرکز بر محتواي تربيتي، آيات قرآن تفسير مي‌شود.13
“تفسير القرآن المرتب، منهج للسير التربوي” تربيت اسلامي، قرآني را بر اساس ترتيب نزول آيات و سور تدوين کرده است. در طرح او تربيت قرآني شش مرحله دارد.مرحله نخست: بازنمايي حکمت تربيتي جاودان، مرحله دوّم طلوع سپيده دم، مرحله سوّم: شکوفايي ژرفاي عناصر تربيتي، مرحله پنجم: خيزش امت عدل و حق، مرحله پنجم: مرزيابي فطرت و هواها، مرحله ششم: تداوم فتوحات. نويسنده در پرتو اين تعابير ادبي نکات محتوايي را مطرح مي‌کند.14
کتابي نيز در يک جلد با عنوان “نخستين تفسير تربيتي” از حسين ميرزاخاني به چاپ رسيده که ادامه نيافته و تنها بخشي از مباحث آن تربيتي است. درحقيقت عنوان کامل اين اثر “نخستين تفسير تربيتي اخلاقي عرفاني فقهي فلسفي” است که گوياي فراتربيتي بودن آن است.15
پيشينه خاص
از منظر مباحث نظري و تفسيرشناختي، که موضوع کلي اين پژوهش است، نگارشهاي زير صورت گرفته است:
الف. کتاب و پايان نامه
“ملامح التفسير التربوي للقرآن الکريم” از ابراهيم بن سعيد الدوسري16 که در صفحاتي اندک و بسيار گذرا، اشاراتي به ويژگي هاي تفسير تربيتي دارد.
“التفسير التربوي للقرآن الکريم” از هاشم ابوخمسين17 که در 95 صفحه تنظيم شده و به مباني تفسير تربيتي و رويکردهاي آن پرداخته و فصلي را هم به تفسير تربيتي سوره‌ي جمعه اختصاص داده است.
“درآمدي بر تفسير تربيتي” از علي‌رضا اعرافي که تفسير تربيتي را تنها از زاويه تفسير موضوعي مورد بحث قرار داده و مباحثي مانند قلمرو تفسير تربيتي و وظايف آن را تحليل کرده که با وجود حجم اندک، در نوع خود پرفايده است؛18 اساساً ايشان از نخستين نظريه پردازان تفسير تربيتي به صورت تخصصي است.
پايان نامه کارشناسي ارشد “جريان شناسي گرايش تربيتي در تفاسير قرآن کريم” از ابوالفضل کاظمي، که چند محور مهم از مسائل تعليم و تربيت را در برخي از تفاسير مهم تربيتي قرن چهاردهم مورد بررسي قرار داده است.19
ب. مقالات
1. مقالات ويژه‌نامه تفسير تربيتي از شماره سوّم مجله قرآن و علم20 که عبارت اند از:
“قلمرو تفسير تربيتي”، غلامحسين ناطقي؛ “قواعد التفسير التربوي للقرآن الکريم”، محمد فاکر ميبدي؛ “تفسير تربيتي سوره حمد”، محمد علي رضايي اصفهاني؛ “مباني التفسير التربوي”، هاشم ابوخمسين؛ “نقش ترتيب نزول در تفسير تربيتي قرآن”، عبدالکريم بهجت پور؛ “آسيب شناسي تفسير و تفاسير تربيتي قرآن”، احمد ذبيح افشاگر؛ “روش شناسي تفسير تربيتي قرآن”؛ محمد احساني، علي همت بناري؛ “مفهوم شناسي و روش‌شناسي تفظسير تربيتي قرآن”؛ با اقتراح از آقايان: اعرافي، همت بناري، رضايي اصفهاني؛ “خصائص المنهج التربوي في القرآن و طرقه”، نذير يحيي الحسني.
2. “تربيت انديشي قرآني” از سيد عباس صالحي چاپ شده در “فصلنامه پژوهشهاي قرآني” که مباحثي چون قلمرو آيات تربيتي قرآن، گونه هاي تربيتشناختي قرآني، و رويکردهاي سنتي در تربيت شناسي قرآني، و رويکرد روانشناسي علوم تربيتي به قرآن را مورد بررسي قرار داده است.21
3. “روش شناسي تفسير تربيتي” از سيد احمد هاشمي علي آبادي، چاپ شده در ماهنامه “معارف” که به طور بسيار مختصر و در سه صفحه به بحث از مباني و اصول کلي تفسير تربيتي پرداخته است.22
4. “تفسير هدايتي و تربيتي” از محمد علي لساني فشارکي، چاپ شده در جلد هشتم “دايرة المعارف قرآن کريم”23 که ويژگي تفسير هدايتي (تربيتي در معناي عام) را به طور مختصر مورد اشاره قرار داده است.
5. “تفسير واعظانه” از علي معموري، چاپ شده در جلد هشتم دايرة المعارف قرآن کريم.24 تفسير واعظانه يکي از رويکردهاي تفسير تربيتي است.
6. بحث “التفسير الهدائي” در جلد اوّل “کتاب المفسّرون حياتهم و منهجهم” از سيد محمدعلي ايازي که ويژگي اين رويکرد را اجمالا گزارش نموده است.25
5. “تفسير هدايتي و تربيتي” از سيد محمدعلي ايازي، چاپ شده در جلد اوّل “دانشنامه قرآن و قرآنپژوهي” که به طور مختصر به تبيين اين رويکرد پرداخته است.26
6. بحث “الاتجاه الهدائي” در کتاب “اتجاهات التجديد في تفسير القرآن الکريم” از محمد ابراهيم شريف، که در يک فصل به ضرورت و ويژگي تفسير تربيتي در معناي عام اختصاص يافته و نمونه‌‌هايي را گزارش کرده است.27
هرچند اين نگارشها، هر يک گوشهاي از زواياي تفسير تربيتي را نماياندهاند؛ اما به دلايل زير همچنان نيازمند واکاوي و پژوهش است.
يکم: بسياري از اين نگارشها، تنها از يکزاويه و بسيار محدود به آن پرداختهاند؛ برايمثال، کتاب “درآمدي بر تفسير تربيتي” صرفاً تفسير تربيتي را از نگاه موضوعي مورد بحث قرار داده است. کتاب التفسير التربوي للقرآن الکريم نيز عمدتا بر محور مباني به صورت مختصر متمرکز شده است.
دوّم: در بسياري از اين نگارشها، اساساً از تفسير تربيتي تعريف يا تعريف دقيقي ارائه نگرديده و چيستي آن تحليل نشده است. در مقالات “تفسير هدايتي”، “التفسير الهدايي”، “تفسير هدايتي تربيتي”، “الاتجاه الهدايي” صرفاً به توصيف عام از تفسير تربيتي پرداخته و مفهوم شناسي دقيقي صورت نگرفته است.
سوّم: رويکرد اين نگارش‌ها با يکديگر متفاوت است؛ برخي صرفاً نگاهي عام به تفسير تربيتي دارند و نگاه برخي ديگر به صورت کاملاً تخصصي است. برايمثال، کتاب “درآمدي و تفسير تربيتي؛ اعرافي” و کتاب “التفسير التربوي للقرآن الکريم؛ هاشم ابوخمسين” نگاهي تخصصي به اين موضوع دارند و تلّقي ديگر پژوهش ها عمدتاً تلقي عام است.
چهارم: مباحث مطرح شده عمدتاً نظري و انتزاعي است و نمونه‌هاي کاربردي، محدود است. براي‌مثال، مقاله “تفسير تربيتي سوره حمد” و کتاب “التفسير التربوي للقرآن الکريم؛ هاشم ابوخمسين” علاوه بر مباحث نظري مقدماتي به ارائه يک نمونه تفسير تربيتي اقدام کرده است. کتاب “التفسير التربوي للقرآن الکريم؛ انور الباز” نيز صرفا کتاب تفسير است و خالي از مباحث نظري مقدماتي لازم است. پاياننامه “جريان شناسي تفسير تربيتي” نيز محورها و موضوعات تربيتي را در تفاسير جستجو کرده اما نمونهاي از تفسير تربيتي ارائه نکرده است. ديگر آثار نيز عمدتاً بدون ذکر نمونههاي کاربردي است.
پنجم: بحث مهم “شاخصههاي محتوايي و ابزاري” در هيچيک از اين پژوهشها مورد بحث قرار نگرفته است. و “تبيين تفصيلي چيستي تفسير تربيتي” نيز در اين پژوهشها ديده نميشود.
بنابراين و با توجّه به جديد بودن موضوع، تلاشهاي صورت گرفته، قابل تحسين و گشاينده افق‌هاي گوناگون اين بحث براي پژوهشهاي جديتر است و اين پژوهش نگاهي وسيعتر، جدّيتر و کاربرديتر براي ارائه مدلي مطلوب از تفسير تربيتي خواهد بود. ان شاء الله
روش پژوهش:
روش اين پژوهش، توصيفي و تحليلي است. در گام نخست ديدگاههاي قرآن‌پژوهان درباره تفسير تربيتي گردآوري، توصيف و تحليل شده است. در گام دوّم با بررسي محتوايي تفاسيري که به رويکرد تربيتي شهرت دارند، ويژگي‌ها و شاخصه‌ها و ابزارهاي محتواييِ مرتبط با بُعد تربيتي آنها استخراج و گردآوري شده؛ ضمن اينکه با مطالعه گسترده کتب تعليم و تربيت، ابزارهاي مؤثر در فعاليت‌هاي تربيتي و نقش‌هاي تربيتي آن‌ها و نيز شاخصه‌هاي محتوايي تربيت ديني و محورهاي مهم آن به دست آمده و در تبيين شاخصه‌هاي تفسير تربيتي مورد استفاده قرار گرفته است.
سازماندهي پژوهش
اين رساله با پژوهش در چهار محور: تبيين چيستي تفسير تربيتي، تحليل رسالتهاي تفسير تربيتي، تحليل ويژگيهاي نگرشي تفسير تربيتي، و ارائه ابزارهاي تفسير تربيتي، ميکوشد به الگوي مطلوبي در تدوين تفسير تربيتي دست يابد. با توجه به تلقّيهاي گوناگوني که ممکن است از تفسير تربيتي صورت گيرد، در ابتدا به تفصيل به تبيين چيستي تفسير تربيتي و مباحث مرتبط با آن همچون رابطه با عناوين همخانواده، دامنه و قلمرو تفسير تربيتي و گونهشناسي تفسير تربيتي پرداخته شده است. بحث از رسالتهاي تفسير تربيتي، تعيين کننده انواع فعاليتها و شيوههاي عمل مفسّر تربيتي است که در فرآيند تفسير تربيتي، در گونههاي مختلف آن امکانپذير است. بر بنيادِ تعريف مطلوب از تفسير تربيتي که در فصل چيستي تفسير تربيتي ارائه خواهد شد، به تحليل و ارائه ويژگيهاي نگرشي تفسير تربيتي، که به مثابه شاخصههاي کلان محتوايي تفسير تربيتي به شمار ميرود و حضور آن، ضرورتبخش سامانيابي الگويي مطلوب از تفسير تربيتي است پرداخته ميشود. در گام آخر و از آن جا که اقتضائات تفسير تربيتي با ديگر گرايشهاي تفسيري متفاوت است و مفسّر و متن توليد شده، به مثابه يک مربّي و با هدف ايجاد تغيير و تحول فکري و عملي در مخاطبان در نظر گرفته مي‌شوند، ضروري است تا بهرهگيري از ابزارهاي مرتبط با تعليم و تربيت به تدوين تفسير تربيتي اقدام گردد؛ از اينرو مهمترين اين ابزارها و نقش آن در فرايند تفسير تربيتي مورد تحليل قرار گرفته است.
تعريف مفاهيم
تفسير: “تفسير قرآن، فرآيند بيان معاني لفظي آيات و کشف مقاصد الهي با اتکاي بر دانشهاي مرتبط ميباشد”
تربيت: “تربيت، فرايند تعامل بين مرّبي و متربّي است که به صورت مستمرّ و نظام‌مند در جهت ياري رساندن به متربّي براي ايجاد تغييرات تدريجي در ساحتهاي مختلف انسان اعمّ از جسم و روح (شناختي، عاطفي، رفتاري ) به منظور دستيابي آگاهانه و اختياري وي به کمال انساني صورت مي‌گيرد.”
تفسير تربيتي: “فرايند تفسير آيات با رويکرد تربيتي و کشف و استخراج معارف تربيتي قرآن”
مدل: مدل به معناي الگو، نمونه، سرمشق28، شيوه و سبک ساخته شدن چيزي از نظر طراحي و…يا آنچه هنرمند در به وجود آوردن يک اثر هنري آن را مبنا و الگو قرار ميدهد.29 در اين رساله، مدل عبارت از الگو و نمونهاي از يک تفسير تربيتي مطلوب است.
روش: روش در لغت به معناي طرز، طريقه، قاعده، و قانون، راه، هنجار، شيوه، اسلوب،30 چگونگي انجام دادن کار، نحوه عمل و قاعده بررسي نظام‌مند کار معنا شده است.31 در عرف دانش، روش را مجموعه شيوه‌ها و تدابيري دانسته‌اند که براي شناخت حقيقت و برکناري از لغزش کار برده ميشوند.32
در محاورات عرفي هر گاه کسي هدف يا مقصدي داشته باشد که براي رسيدن به آن راهکار، کوشش و تلاش ويژه‌اي نياز باشد، راهکاري را که آن شخص براي رسيدن به آن هدف يا مقصد برمي‌گزيند و کوشش و تلاشي را که براي رسيدن به آن هدف يا مقصد انجام مي‌دهد، روش او ميگويند.33
مدل روشي تفسير تربيتي: منظور از “مدل روشي تفسير تربيتي” مجموعهاي از تحليلها، راهکارها و شاخصه‌هايي است که ما را به سوي نمونهاي مطلوب از تفسير تربيتي رهنمون ميشود. اين تلاشها و اقدامات، شامل ارائه تحليلي درست از مفهوم تفسير تربيتي و زواياي آن، شاخصههاي محتوايي و ابزارهاي لازم براي تحقق آن است.
فصل دوم:
چيستي تفسير تربيتي
> مفهوم شناسي اصطلاحات
> تعريف تفسير تربيتي
> قلمرو تفسير تربيتي
> گونه شناسي تفسير تربيتي

پيش از هر چيز لازم است معناي مراد از اصطلاحات اصلي در عنوان اين رساله؛ يعني “تفسير”، “تربيت” و “تفسير تربيتي” که ارکان اين پژوهشاند به خوبي بررسي شود تا ضمن بيان اين مصطلحات، چارچوب اصلي پژوهش نيز مشخص شود. اصطلاحات “مدل” و “روش” نيز در فصل قبل، ذيل “تعريف اصطلاحات ” مورد تعريف قرار گرفت و نيازي به تفصيل بيشتر ندارند.

1. تربيت
1-1. تربيت در لغت
“تربيت” در زبان فارسي به معناي “پروردن، پروردن و آموختن”34 به کار رفته است. در زبان عربي واژه “التربيه”، مصدر باب تفعيل از ريشه “ربب” يا “ربو”35 که در ريشه “ربب” معاني “حضانت،36 حفظ و مراعات و سرپرستي،37 اصلاح و بر عهده گرفتن کاري و همراهي با آن،38 ايجاد چيزي و به تدريج تکامل بخشيدن آن”39 ديده مي‌شود. ريشه “ربو” نيز در معاني “زيادت، رشد و نموّ،40 و علوّ 41” به کار رفته است. فارغ از معناي لغوي تربيت، که تحليل ريشه اي آن نتيجه اي قطعي را در ترجيح هر يک به دست نمي دهد،42 معناي کاربردي و اصطلاحي آن بسيار اهميّت دارد؛ زيرا وسعت کاربردي اين واژه در پژوهش‌هاي مرتبط با حوزه تعليم و تربيت، ضرورت بخش معناشناسي و تعيين حد و مرز و قلمرو معنايي آن است.
2-1. تربيت در اصطلاح
گستره معنايي وسيع تربيت، برخي را بر اين نظر رسانده که نمي‌توان براي آن فرآيند مشخص و منحصر به فردي ترسيم کرد و به تعريف واحدي رسيد؛ بلکه مفهوم يا شبکه مفهومي تربيت را بايد از مطالعه و بررسي مصداق‌هايش استخراج کرد؛ همانگونه که در گفتار متداول به‌کار مي‌رود؛43 با اين وصف کوشش ما به‌دست دادن معنايي از تربيت متناسب با اهداف اين پژوهش است؛ از اين‌رو از ذکر تعاريف غير‌مرتبط با اين رساله پرهيز مي‌شود؛ هر چند اين تعريف‌ها در جاي خود ارزشمند و بايسته توجّهاند.

پيش از بيان تعريف برگزيده اين پژوهش، ذکر مقدماتي چند ضروري مينمايد:
1. تعاريف تربيت مي‌تواند ارزشي و هنجاري يا توصيفي و تحليلي باشد. تعاريف دسته اول مبتني بر مکتب يا نظام فکري و جهان بيني مشخصي بوده و بر اساس مباني، اهداف، و ارزش هاي خاصي ارائه مي‌شود؛ بنابر اين ناظر به بايدهاست؛ اما تعاريف تحليلي و توصيفي به تحليل فرايند تربيت با توجّه به واقعيت خارجي عمل تربيتي مي‌پردازد و ناظر به هستهاست.
از آن‌جا که موضوع اين پژوهش، تفسير تربيتي قرآن است، تربيت ضرورتاً بار و معناي هنجاري و ارزشي به خود ميگيرد و اهداف تربيتي قرآن که همان شکوفايي کمالات انساني و شکلگيري انسان و جامعه توحيدي و ربوبي است تجلّي مي‌يابد.44
2. تربيت اصطلاحي چند وجهي است؛ و حدّاقل داراي چهار کاربرد اصطلاحي در فضاي علمي است. مراد از تربيت مي‌تواند فرآيند و عمل تربيتي، علوم تربيتي، نظام تربيتي و فرآورده تربيتي باشد.45
“تربيت” در معناي “فرايند”، به ارتباط بين مربّي و متربّي مربوط ميشود و از آنجا که “فرايند” رشته اقداماتي است که در جهت رسيدن به نتيجه‌اي معين اعمال مي‌گردد46، قيد فرايند در تربيت، گوياي اقدامات، تدابير و انديشههايي است که يک مربّي در جريان تربيت تا وصول به نتيجه مطلوب اعمال مي‌کند که شامل اهداف، مباني، اصول، روش‌ها و توصيه‌هاي کليدي لازم است. اين فرايند گاه به معناي روند تأثير مستقيم مربّي بر متربّي و گاه به معناي زمينهسازي هاي لازم توسط مربّي براي رشد و شکوفايي استعدادهاي متربّي است.47
کاربرد واژه‌ي تربيت به عنوان فرآيند، محوري‌ترين و فراگيرترين کاربرد اين کلمه (حداقل در فضاي علمي ايران) است.
“تربيت” در معناي “علوم تربيتي” به معني رشته يا رشته‌هاي علمي، که به صورت روشمند‌ به بحث و بررسي پيرامون فعاليت‌هاي تربيتي و آن‌چه به فرآيند تربيت مرتبط است مي‌پردازند.48 تربيت در معناي نخست، فرآيندي است که به واسطه‌ي آن، جامعه به طور کلي و يا به وسيله‌ي مدارس، اعضايش را آن‌طور که مطلوب است، مي‌پرورد و در معناي دوّم، رشته‌اي است که اين فرآيند را به طرق گوناگون مورد مطالعه قرار مي‌دهد و يافته‌هايش به صورت دروس تخصصي در دانشکده‌هاي علوم تربيتي ارائه و گذرانده مي‌شود.49
“تربيت” در معناي “نظام تربيتي” به نهاد آموزش و پرورش و سازمانهايي که به نوعي سازمان يافته فعاليت تربيتي دارند اشاره دارد.50 البته “نظام تربيتي” در معناي ديگري نيز کاربرد دارد که ناظر به محتواي تربيت بوده و شامل مجموعه مفاهيم و انديشه‌هاي نظاممند درباره تربيت است.51 منظور ما از تربيت به معناي نظام تربيتي، همان معناي اوّل است.
“تربيت” در معناي “فرآورده” نيز به حاصل عمل و نتيجه تربيت مرتبط ميشود. کاربرد اصطلاح “تربيت خوب” و “تربيت بد” ناظر به همين معناست.52
مراد از تربيت در اين رساله، تربيت به مثابه فرايند ارتباط بين مربّي و متربّي است.53
فرآيند تربيت چند ويژگي مهم دارد:
اوّل: “مستمر” است.54 استمرار آن ريشه در تنوّع ساحت‌هاي وجود آدمي و تکثّر لايه‌هاي شخصيتي و تعدّد مراحل زيستي دارد و تربيت در همه اين ساحت‌ها، لايهها و مراحل جريان دارد و پايان‌پذير نيست.
دوّم: “تدريجي” است.55 تدريجي بودن، لازمه ذاتي تربيت و عامل کاميابي آن است.
سوّم: “نظام‌مند” است.56 نظام‌مندي تربيت ريشه در اتّکاي آن به اصول و مباني فکري و معرفتي تعيين شده دارد که متناسب با هر نظام تربيتي، متفاوت خواهد بود. در تربيت اسلامي، آموزههاي قرآن و سنّت مبناي شکلگيري ساختار تربيتي آن است.
چهارم: “آگاهانه” است.57 آگاهانه‌ بودن تربيت، ريشه در هدفداري آن دارد. اگر سخن از اهداف تربيت صحيح است پس اين اهداف با آگاهي درباره آن گره ميخورد. آگاهانه بودن تربيت تجلّيبخش ارزش تربيت و گرانسنگي آن و از وجوه تمايز بخش تربيت انسان از غير انسان است. آگاهانه بودن تربيت، قيد اصل تربيت است نه ضرورتاً تمام اجزاء و مراحل آن؛ چنان‌که در برخي موارد، بعد ناخودآگاه ضمير انسان تحت تأثير رفتار و توصيه تربيتي قرار مي‌گيرد؛ اما جريان کلي تربيت در انسان بر خلاف ديگر موجوات آگاهانه و با‌اختيار است.
3-1. قلمرو تربيت
فرايند تربيت از ديدگاه متفکّران و نيز از زواياي گوناگون داراي حدود مختلفي است:
قلمرو تربيت از حيث موضوع مي‌تواند در معنايي بسيار کلي شامل تربيت انسان، حيوان و گياه گردد. روشن است که اين معنا اساساً از دايره کار ما بيرون است و تربيت انسان مراد ماست.
قلمرو تربيت انسان از حيث وسعت افراد، ميتواند صرفاً به آموزههاي مرتبط با “ديگرسازي” که رسالت دانش “تربيت” است محدود گردد؛ چنانکه ميتوان قلمرو تربيت را به آموزههاي مرتبط با دانش “اخلاق” که از “خود سازي” انسان بحث ميکند نيز توسعه داد. و اين تابع وضع ماست؛ البته اصطلاح “تربيت اخلاقي” تأمينکننده بُعد “ديگرسازيِ” موضوعات اخلاقي است.
قلمرو تربيت انسان از حيث ساحتها و ابعاد وجودي انسان بسيار مهم است. وجود انسان از دو ساحت جسمي و روحي تشکيل شده است. ساحت روحي نيز داراي ابعاد ذهني(شناختي)، عاطفي و رفتاري است. ابعاد ديگر وجود انسان نظير بُعد عقلاني، اعتقادي، عبادي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي، جنسي و.. نيز ذيل همين ساحت ها و ابعاد تحليل مي‌شوند. از اين منظر، قلمرو تربيت مي‌تواند همه ساحت ها و ابعاد آن را در نظر گيرد يا فعاليت خود را محدود به ساحت خاصي نمايد؛ چنانکه در اصطلاح “تربيت بدني” تربيت به ساحت جسمي محدود شده و در مقوله “آموزش”، تربيت ذهني مدّنظر است. اصطلاح “تربيت عاطفي” نيز چگونگي تأثير بر عواطف و مديريت درست آن ها را مورد بحث قرار ميدهد. برخي از صاحبنظران، تغييرات مدّنظر در فرآيند تربيت را به “تغيير در رفتار آدمي” محدود کردهاند.58 برخي نيز تربيت را به تمام ساحتهاي وجودي انسان؛ اعمّ از جسمي(تربيت بدني) و روحي(شناختي، عاطفي، رفتاري) توسعه دادهاند.59 با محدود سازي قلمرو تربيت از حيث ساحتهاي وجودي، طبعاً موضوعات آن محدود مي‌شود و گستره کار کاهش مييابد.
4-1. تعريف مورد نظر از تربيت
با توجّه به توضيحات پيش گفته، تربيت مورد نظر اين پژوهش را مي‌توان چنين تعريف کرد:
“فرايند تعامل بين مربّي و متربّي است که به صورت مستمر و نظام‌مند در جهت ياري رساندن به متربّي براي ايجاد تغييرات تدريجي در ساحتهاي مختلف انسان اعمّ از جسم و روح (نگرش، اخلاق، رفتار ) به منظور دستيابي آگاهانه و اختياري وي به کمال انساني صورت ميگيرد.”


دیدگاهتان را بنویسید