همچنين تبليغات بر اقتصاد نيز تأثير شگرفي دارد. البته تبليغات مي تواند نوعي رقابت سالم را ايجاد و به رونق کسب و کار در جامعه کمک ميکند ليکن تبعات منفي اين تبليغات بر اقتصاد نيز نبايد ناديده گرفته شود. مخصوصاً در شرايطي که با راه اندازي تلويزيونهاي ماهواره اي،تبليغات سراسر دنيا را فراگرفته و اين نقش به مراتب بيشتر شده است .درحال حاضر 300ميليارد دلار خرج تبليغات در دنيا ميشود که حدود نيمي از اين مبلغ به امريکا و30 درصد به اروپا و20درصد باقي مانده به بقيه مناطق اختصاص دارد.5
تبليغات به نظر بسياري از جامعه شناسان خود يکي از وسايل ارتباط جمعي ميباشد.هرچند که تبليغات خود محتاج حاملي هستند که از طريق آن به اطلاع عموم برسند .لذا،در قالب يکي از وسايل ارتباط جمعي مورد بررسي قرار مي گيرند6.

بند5: ساير کارکردها

آموزش و ايفاي نقش تعليم ، برقراري و تقويت پيوندهاي اجتماعي از طريق برنامههاي گفت و گو،

ميزگرد راه اندازي جشن ها يا بزرگداشت ،جشنواره ها ،همايشها و فعاليتهاي گروهي ،شکل دادن به افکار عمومي يا انعکاس آنها در مقاطع و موضوعات خاص ، مصاحبه با افرادي که در اثر تحولات جوامع کنوني تنها ماندهاند7، از جمله ديگر کارکردهاي رسانههاي همگاني است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

گفتار سوم: انواع رسانه هاي صوتي،تصويري

با توجه به اينكه شناخت انواع رسانههاي صوتي و تصويري وجهات مختلف تقسيم آن ،تأثير زيادي در موضوع مسئوليت مدني اين رسانهها خواهد داشت ،به طور مختصر به بررسي انواع رسانههاي صوتي و تصويري ميپردازيم. بديهي است، ورود عميق تر در اين مبحث، خود نوشتهاي مفصل را ميطلبد كه در اينجا مجال پرداختن گستردهتر به آن نيست. ضمن اينكه به جهت اهميت راديو و تلويزيون در رسانههاي صوتي و تصويري اين رسانه با تفصيل بيشتري بررسي مي گردد.
بند 1: به لحاظ نوع پخش

باتوجه به ماهيت فعاليت انواع مختلف رسانههاي همگاني و شيوهي ارتباطي هريک از اين رسانهها با مخاطب و شيوهي ارتباطي رسانه هاي صوتي و تصويري که بصورت پخش است اين نوع رسانهها را از لحاظ پخش به موارد زير تقسيم بندي کردهاند).

الف) راديو

راديو در يک بيان ساده عبارت است از استفاده از امواج مخصوص براي فرستادن پيام از يک مرکز
پيامرساني و دريافت بدون سيم به کمک دستگاهي که گيرندهي راديو است که در سال 1860 توسط جيمز کلارک ماکسون فيزيکدان اسکاتلندي با کشف امواج راديويي توسط او به عنوان يک رسانه معرفي گرديد.در سال 1906 اولين كنفرانس راديوئي بين المللي با شركت 27 كشور جهان تشكيل گرديد و آئيننامه و مقررات ارتباطات راديوئي به تصويب رسيد.عصر طلايي فعاليت راديو به سالهاي 1925تا1950 ميلادي بر
ميگردد كه البته هرچند با ظهور تلويزيون خاتمه يافت ،ولي كماكان راديو شنوندگان خود را به خاطر كيفيت برنامهها و آساني دريافت امواج حفظ نمود.8

ب) تلويزيون
اساس کار تلويزيون بر مبناي انتقال صحنههاي ساکن و يا متحرک به وسيله برق و معمولاً به وسيله امواج الکترومغناطيسي به منظور رؤيت آني آنها و نه ضبط دائمي در دستگاه گيرنده تلويزيون استوار است9. که آغاز حضور اين وسيله را ميتوان از نيمه قرن 19 دانست.”جوواني كازلي”ايتاليايي در سال1856 دستگاهي به نام پانتگراف اختراع کرد كه اين حركت توسط كورن آلماني در سال1907 تبديل به نخستين ارتباط تصويري بين برلين و پاريس شد. نهايتاًدر سال 1954 تلويزيون به بازار آمد10 در همين زمانها بود كه “لرد سلسلدان”اقدام به پخش اولين برنامه تلويزيوني از طريقBBC انگلستان نمود. از آن پس تلاش
توسعهدهندگان اين رسانه صرف بررسي ،تجزيه و تحليل مخاطبين و تشكيل سازمانهاي مستقل راديو و تلويزيوني شده و به عنوان رسانهاي ارتباطي به سرعت به پيشرفتهاي فني و جمعي دست يافت11.
درخصوص پخش راديو تلويزيوني، براساس فرهنگ فرانسويROBERT، كلمه پخش(Emission)را “انتقال علائم، صداو تصوير به كمك امواج الكترونيكي” تعريف کرده است،12كه داراي دو مشخصه است،يكي اينكه به صورت امواج با معيار “هرتز”ارسال مي شود و دوم اينكه مستقيماً توسط گيرنده هاي معمولي قابل دريافت ميباشد.در مرحله اول عمل پخش صورت نگرفته ولي در مرحله دوم صورت گرفته است.13 (از اين روست كه قانون 1988 انگلستان در بند1 ماده6 ميگويد)”بخش عبارت است از انتقال تلگرافي بدون سيم تصاوير، صدا ، ساير اطلاعات که اولاً قابل آن است که به صورت قانوني توسط مخاطبين دريافت گردد و ثانياً ارسال براي ارائه به تمام مخاطبين باشد”.14

ج) رسانههاي ديجيتال

هرچند رسانههاي ديجيتال هنوز تعريف مشخصي در کشور ندارند اما به عقيده ي برخي از کارشناسان، رسانههاي ديجيتال مفهوم عامتري از رسانه هاي آن لاين است که همه نوع نرمافزار و محصولات الکترونيکي را شامل ميشود و اين واژه در جهان اغلب نسخهي وب روزنامهها،وب سايتهاي خبري، وبلاگها،وب سايتهاي شخصيتهاي دولتي و خصوصي،سازمانها ،روز نتها وغيره را شامل
ميشود.رسانه هاي ديجيتال،فضايي تعاملي،سريع،داراي باز خورد فوري و در برخي موارد بيواسطه را براي مخاطبان فراهم مي سازند و امکانات و تجهيزاتي پيشروي مخاطبان قرار ميدهند که بسيار متنوع و داراي انعطاف است و يک کاربر مسلط به اين رسانهها ميتواند آراي متنوع و امکانات وظرفيتهاي رسانهاي مختلفي را در اختيار داشته باشد. بنابراين رسانههاي ديجيتال، هم ابزار محسوب شده و هم در ماهيت فرهنگي تأثير گذارند، به عبارت ديگر از جنبه ابزاري چون قادر به برقراري صورتهاي مختلف ارتباطياند ،امکان نشر پيامهاي فرهنگي بيش تر را فراهم مي آورند.
د) ماهواره 15
ماهواره، عموماً به هر چيز گردنده به دور چيز ديگر ميگويند و در محاوره دستگاهي گيرنده/فرستنده بيسيم است که توسط راکت به فضا پرتاب ميشود و در يک مدار دور زمين جاي ميگيرد که براي کارهايي مثل هواشناسي ،مخابرات، پخش راديويي و تلويزيوني ،GPS و… استفاده ميشود. ماهوارههاي راديو و تلويزيوني زمان و ثبات اطلاعات ارسالي را حل کرده و کارايي شبکههاي تلويزيوني را به شکل چشمگيري افزايش داده است. شکي نيست که وسايل ارتباط جمعي از قبيل راديو و تلويزيون در پيشبرد هدفهاي اجتماعي ،اقتصادي ،فرهنگي و فني تاثير بسزايي دارند.در سالهاي اخير پخش صدا وتصوير از طريق ماهواره به عنوان موثرترين وسيله رسيدن به هدفهاي موفق ،توجه همگاني را به خود جلب کرده است.استفاده از اين ماهوارهها براي پخش برنامههاي راديويي و تلويزيوني است ماهوارهاي بر فراز قسمتي از زمين قرار داده ميشود، برنامه تلويزيوني از يک ايستگاه زميني به آن فرستاده ميشود، سپس ماهواره تصوير فوق را روي يک شعاع باريک که فقط ناحيه مشخص شده اي از زمين را ميپوشاند بر
ميگرداند.ايستگاه زميني مقابل با انتهاي بشقابي شکل،تصوير را ميگيرد و آن را دوباره پخش مي کند.
رسانههاي تصويري همچون ماهواره با برنامههاي متنوع علمي ، سياسي ، تفريحي و سرگرم کننده در دراز مدت باعث يکسان سازي سليقه تودههاي مختلف جامعه خواهد شد و به ايجاد شکافهاي جديد طبقاتي و تعمق آنها منجر مي شود.گستردگي بي نظير ماهواره به عنوان يک رسانهي جمعي فراگير در بين جوامع مختلف و حضور آن حتي در حريم خلوت و خصوصي مردم،آن را به عنوان پذيرفتني ترين فرمانرواي اجتماعي و فرهنگي تبديل کرده است ماهواره به عنوان محسوسترين و تاثيرگذارترين رسانه همچنان در حال يکه تازي در عرصه اجتماع جوامع است.چرا که بدون اتلاف وقت و رفت و آمد براي خريد روزنامه و مجلات و حوصله براي خواندن مطالب آنها،جعبه جادويي تلويزيون با برنامههاي متنوع و تاثيرگذاري عميق تر نقش تمامي رسانهها را به تنهايي ايفا مي کند.
ارائه كنندگان خدمات ماهوارهاي چه خدمتشان داخل کشور يا خارج از کشورباشد بايد امتياز مربوط به كميسيون شبكههاي مستقل را دارا باشند.امروزه استفاده از امتياز ماهوارهها در كشورهاي ديگر دعاوي
بين المللي زيادي را ايجاد نموده است. به عنوان مثال در سال 1992″ردهات داج” كه يك شبكه ماهوارهاي در زمينه موضوعات جنسي بود و از هلند پخش ميشد، از فركانسي استفاده ميكرد كه براي پخش
ماهوارهاي در انگلستان از آن استفاده مي شد.بنابراين شبكه مذكور مي توانست بدون دارا بودن امتياز،تصاويرمستهجن را براي بينندگان انگليسي پخش نمايد،كه اين امر مخالف دستورالعمل اتحاديه اروپا در خصوص شبكه هاي فرا مرزي بود. البته قبل از اينكه موضوع پرونده به ديوان دادگستري اروپا كشيده شود شبكه “رد هات”برنامه هايش را قطع نمود.16

هـ : شبکه هاي کابلي

گروهي از کامپيوترها و وسايل مرتبط ديگر بوسيله تسهيلات ارتباطي به يکديگر متصل مي شوند.ارتباط موارد مذکور در يک شبکه ممکن است با اتصالات دائمي مثلاًکابلها ،يا اتصالات موقتي چون خطوط تلفن يا ديگر پيوندهاي ارتباطي باشد.يک شبکه ميتواند به کوچکي يک شبکه محلي ،متشکل از چند کامپيوتر،چاپگر و وسايل ديگر باشد و يا از تعداد زيادي کامپيوتر کوچک و بزرگ ،که در نقاط جغرافيايي مختلف توزيع شده اند تشکيل گردد.
شرکت هاي کابلي معمولاً برنامه هاي خود را از منابع ديگر دريافت مي نمايند و سپس آنها را در مقابل دريافت هزينه اي ماهانه براي مصرف کنندگان خانگي ارسال مي نمايند . فعاليت تلويزيون کابلي در انگليس نيازمند دريافت مجوز از “آوکام”17 مي باشد. واژه هاي موجود در اجازه فعاليت تلويزيون کابلي، ممکن است تعهداتي خاص از جمله پخش کانال هايي مشخص را در بردارنده مجوز، تحميل نمايد.18
امروزه از رسانه هاي متفاوتي به عنوان محيط انتقال در شبکه هاي کامپيوتري استفادهمي شود که از آنان با نام ستون فقرات در يک شبکه ياد مي شود.کابل هاي مسي،فيبر نوري و شبکه هاي بدون کابل
نمونه هائي متداول در اين زمينه مي باشند.از کابل هاي مسي تقريباً در اکثر شبکه هاي محلي استفاده
مي گردد. اين نوع کابلها داراي انواع متفاوت و مزايا و محدوديت هاي مختص به خود هستند.اطلاعات در کابل ها ي مسي با استفاده از جريان الکتريکي حمل مي گردد.
با استفاده از رسانه هاي نوري،از نور براي انتقال داده بر روي فيبرهاي نازک شيشه اي و يا پلاستيک استفاده مي گردد.

و: شبکه هاي پخش خانگي
يکي از مصاديق رسانه صوتي و تصويري پخش خانگي مي باشد.به اين صورت که يک سريال يا برنامه تلويزيوني بصورت سي دي و يا دي وي دي تهيه و در حجم بالايي به صورت هفتگي در محلهاي خاص به فروش رفته و در واقع مخاطبين با انتخاب و خريد به آنها دسترسي دارند.اين پخش عمدتاً به اين دليل است که يا مجوز پخش را به صورت تلويزيوني نمي توانند دريافت کنند و يا مخاطبين خاصي دارند.ذکر اين نوع از شبکه ها به اين دليل است که اخيراًپخش خانگي سي دي و دي وي دي به يکي از طرق پخش رسانه هاي صوتي و تصويري تبديل شده است.

بند2: به لحاظ نوع مالکيت و نحوه اداره

مالکيت رسانه ها امروزه در دست دو بخش خصوصي و دولتي است : برخي از رسانه ها توسط دولت و نهادهاي دولتي اداره شده و برخي ديگر توسط اشخاص خصوصي و با سرمايه ي اين اشخاص اداره
مي شوند.اين تفکيک در تعيين مسوليت مدني بسيار حائز اهميت است.

الف) رسانه هاي دولتي

دولت به عنوان برترين شخص حقوقي حقوق عمومي ،اداره ي امور حاكميتي جامعه ي ملي را بر عهده دارد و به عنوان يك شخص حقوقي همانند اشخاص حقيقي ناگزير از برقراري ارتباط با اشخاص ديگر به شكل هاي مختلف است كه براي انجام اين مهم از وسايل و ابزارهاي اطلاع رساني بهره جسته و آنها را تحت نظارت خود قرار مي دهد. همانند راديو و تلويزيون در كشور ما كه از مهمترين وسايل تحت تملك دولت براي اطلاع رساني به مردم هستند.مطبوعات متعددي از روزنامه و نشريات وجود دارند كه وابسته به نهادهاي مختلف زير مجموعه قواي سه گانه هستند كه عملاً اين نهادها بر اين مطبوعات نظارت دارند و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در رأس همه ي آنها نظارت و هماهنگ سازي اين مطبوعات را با اصول مورد پذيرش نظام برعهده دارد ولي راديو و تلويزيون در كشور ما زير مجموعه دولت است و توسط اداره صدا و سيما كه تحت نظر دولت است اداره مي شود ضمناً رسانه هاي ديگر صوتي تصويري از جمله
رسانه هاي ديجيتال و اينترنتي به صورت خصوصي نيز در كشور ما فعاليت دارند که بعضاً تحت نظارت دولت هستند.

ب) رسانه هاي خصوصي
حق مالكيت افراد حقي شناخته شده در قانون است و چنين حقي را نمي توان از اشخاص سلب كرد. بحث مالكيت خصوصي بحثي است كه در همه ي كشور ها وجود دارد و افراد حقوق خصوصي مي توانند برخي از رسانه ها نظير مطبوعات و يا شركت هاي توليد و پخش نوار و فيلم را با سرمايه ي شخصي خود و البته با اعمال نظارت هايي توسط دولت براي پيش روي و نظم بهتر در رسانه ها اداره نمايند.

بند3: به لحاظ تابعيت

يكي ديگر از تقسيم بندي هاي موجود در مورد رسانه هاي همگاني تقسيم آنها بر اساس تابعيت
رسانه ها مي باشد كه براين مبنا رسانه هاي همگاني به رسانه هاي ملي يا داخلي و رسانه هاي خارجي تقسيم مي شوند.رسانه هاي همگاني ملي يا داخلي آن دسته از رسانه ها هستند كه مقر اصلي آنها در داخل كشور است،درحاليكه رسانه هاي همگاني خارجي شامل كليه مؤسسات مطبوعاتي ،خبري،
خبرگزاري ها،آژانس هاي عكس،راديو و تلويزيون و هرگونه سازمان يا مؤسسه اي است كه به كار انتشار يا انعكاس اخبار و اطلاعات اشتغال داشته ،مقر اصلي آنهادر خارج از كشور است19.
با اين حال خبرنگاران يا گزارشگران رسانه ي خارجي ممکن است،اشخاصي باشند كه داراي تابعيت ايراني هستند. تفكيك رسانه هاي ملي از رسانه هاي خارجي ما را در حل برخي مسائل تعارض قوانين ياري خواهد كرد20.

گفتار چهارم: راديو تلويزيون در ايران

امروزه هيچ کس منکر عملکرد سهم مهم راديو و تلويزيون نيست. اين رسانه با بکارگيري آخرين پيشرفتهاي تکنولوژي در صدر کارآمدترين وسايل ارتباط جمعي قار مي گيرد، به گونه اي که به نظر
مي رسد، جهان امروزي بدون اين دو رسانه ناقص است. به هرحال راديو و تلويزيون به مثابه چاقويي است که هم مي تواند مضر باشد و هم مفيد. منتقدان براين باورند که راديو و تلويزيون نه تنها مي توانند بياموزند آگاه کنند، ترغيب کنند، الهام ببخشند و احساس را برانگيزند ، همچنين مي توانند آسيب برسانند و گمراه کنند.
البته تلويزيون نقش مهم تري نسبت به راديو ايفا مي کند. ترکيب صدا و تصوير و حرکت ، امکان استفاده از جلوه هاي ويژه ، احساس همدلي و يگانگي تماشاگر و باورپذيري آنچه مي بينند تلويزيون را به صورت رسانه اي مطلوب در مي آورند.
بيننده تلويزيون به طور ضمني توافق مي کند با ديدن برنامه هاي تبليغي تلويزيون، مقداري آگهي تحمل کند و در عوض انتظار دارد انواع معين شده از تصورات ارضاء کننده از نوع خيلي خاص به او القاء شود .21
باتوجه به اهميت اين دو رسانه در مقايسه با مصاديق ديگر رسانه هاي صوتي و تصويري و جايگاه ويژه آن، در اين گفتار به صورت اختصاصي راديو و تلويزيون را در ايران مورد بررسي قرار مي دهيم .

بند1:تاريخچه فعاليت راديو تلويزيون در ايران

بيست سال بعد از شروع به كار نخستين فرستنده ي راديويي در جهان ،در سال
1940(1319ه-ش)اولين فرستنده ي راديويي ايران مشغول به كار شد.البته قبل از شروع فعاليت اين فرستنده تعداد زيادي گيرنده راديويي به كشور وارد شده بود22.اين فرستنده زير نظراداره كل پرورش افكار وزارت فرهنگ اداره مي شد . سپس اداره كل انتشارات و تبليغات تأسيس شد و اداره راديو را زير نظر گرفت. به موجب اساسنامه مصوب 11/4/1322 وظايف راديويي اداره مذكور نوعاً درزمينه هاي تبليغاتي ،آموزشي،ارشادي و خبري مقرر شده بود.23
در تير ماه 1337 ماده واحده مجلس شوراي ملي با 4 تبصره اجازه بكار انداختن يك دستگاه فرستنده تلويزيون را صادر نمود .
در همان سال نخستين فرستنده تلويزيوني با مديريت خصوصي شروع بكار نمود و پس از آن سازمان راديو تلويزيون ملي ايران تشكيل گرديد كه داراي شخصيت حقوقي و استقلال مالي بود با اين وجود، سازمان مزبورعملاً در دست دولت قرار داشت.
قبل از انقلاب با تصويب قانون تشكيل سازمان راديو تلويزيون ملي ايران در سال29/3/50، تمام
فرستنده‏هاي راديويي و تلويزيوني كشور تحت تصدي سازمان واحدي قرار گرفت كه به صورت
شركت هاي سهامي اداره مي شد. وبعد از انقلاب با تصويب اساسنامه صدا و سيماي جمهوري اسلامي و بر اساس قانون اساسي به يك رسانه كاملاًدولتي و وابسته به دولت تبديل شد.24

بند2:جايگاه حقوقي راديو و تلويزيون در ايران
الف) قبل از بازنگري قانون اساسي

ايجاد سازمان راديو تلويزيون ملي وانحصار آن توسط دولت نارضايتي‏هايي را مبني بر نبود آزادي بيان و انتشار افكار عمومي در پي‏داشت و به همين جهت بعد از انقلاب و مقارن بررسي‏هايي درباره قانون اساسي جديد، بحث در مورد راديو تلويزيون هم از مباحث داغ مجلس شد.به گونه اي كه در قانون اساسي در مورد اهميت راديو تلويزيون مطالبي بيان شد و وسايل ارتباط جمعي (راديو تلويزيون)را وسايلي دانست كه بايستي در جهت تكامل انقلاب اسلامي و در خدمت اشاعه فرهنگ اسلامي قرار گيرند و از اشاعه
خصلت هاي ضد اسلامي پرهيز نمايند.هنگام تصويب اصل 175 مخالفت هايي مبني بر اداره ي سازمان راديو و تلويزيون ابراز شد ليکن اين اصل به شرحي كه در ذيل آمده به تصويب رسيد و به اين اختلافات پايان داد).
“در رسانه هاي گروهي(راديو و تلويزيون)آزادي انتشار و تبليغات طبق موازين اسلامي بايد تامين شود. اين رسانه زير نظر مشترك قواي سه گانه قضايي،مقننه و مجريه اداره خواهد شد ترتيب آن را قانون معين مي‌كند25.”
با وجود اين امر بعلت شرايط زماني و جنگ تحميلي و تحولات سياسي لازم بود كه تغييراتي در اين زمينه و در شيوه اعمال مديريت صورت گيرد و به همين دليل اين دو رسانه نيز زير نظر رهبري قرار گرفته و شوراي سرپرستي سازمان فاقد اعتبار گرديد26.

ب)بعد از بازنگري قانون اساسي

از جمله مهمترين مسائلي كه در سال1368 در مورد بازنگري در قانون اساسي وجود داشت،مسئله اداره راديو و تلويزيون بود كه در دستور كار قرار گرفت و نظر امام مبني بر نظارت قواي سه گانه بر مديريت اين سازمان نيز به اين مبحث تعميم داده شد27. اصل175 پيشين به شكل جديدي اصلاح شد و بيانگر اين نكته بود كه در صدا و سيما بايد آزادي بيان و نشر افكار منطبق بر موازين اسلامي تأمين گردد و عزل و نصب رئيس اين سازمان با مقام رهبري است و شورايي متشكل از هر سه قوه (هركدام دونفر)براين سازمان نظارت خواهند داشت. بعد از اصلاح اين ماده نيز شوراي سياستكذاري صدا و سيما كه متشكل از جمعي از صاحبنظران بود تاسيس گرديد.كه تعيين سياستهاي صدا و سيما برعهده ي اين شورا بود.28

بند3: جايگاه سازمان صدا و سيما در نظام اداري ايران

براساس ماده 2 اساسنامه صدا و سيما،صدا و سيما و واحدهاي تابعه و مؤسسات اداري وابسته به آن از لحاظ اداري ،مالي و استخدامي تابع قانون اداره صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و مقررات اين مؤسسه مي باشند.از اين رو سازمان صدا و سيما بر اساس يك آئين نامه استخدامي خاص نيروي انساني خود را تأمين مي كند29.ليكن اين امر موجب نمي شود كه ما سازمان صدا وسيما را يك مؤسسه عمومي ندانيم. چرا كه تمام عناصر يك مؤسسه عمومي چون شخصيت حقوقي مستقل عمومي،ارائه يك خدمت عمومي و همچنين ايجاد به وسيله قانون در آن به چشممي خورد30.خصوصاً اينكه راديو و تلويزيون در ايران كاملاً دولتي بوده و در انحصارحكومت مي باشد31.اساسنامه و بودجه آن از بودجه عمومي كشور تأمين
مي گردد،ضمن اينكه تبصره ماده 2 آئين نامه اجرايي قانون رسيدگي به تخلفات اداري از صدا وسيما به عنوان يك مؤسسه عمومي ياد نموده است.
درخصوص اينكه آيا سازمان صدا وسيما مؤسسه دولتي است يا خير ،تا قبل از بازنگري سال68 بر اساس ماده 3 قانون محاسبات عمومي كشور مصوب1/6/66 ، دولتي محسوب مي شد32.اما بعد از بازنگري سازمان از تحت نظر سه قوه خارج شد و عزل و نصب آن بر عهده ي مقام رهبري قرار گرفت از اين رو اطلاق مؤسسه دولتي به آن چندان صحيح نيست به خصوص اينكه ماده5 قانون محاسبات عمومي كشور در مورد مؤسسات مشابه واژه مؤسسات عمومي و غير دولتي بكار برده است هرچند در فهرست اين قانون نام صدا و سيما ذكر نگرديده است.33
گفتارپنجم: رسانه هاي صوتي،تصويري در ساير كشورها
الف) رسانه هاي صوتي ،تصويري در امريكا
در بسياري از جوامع تمركز بر رسانه هاي گروهي وجود دارد و دولت نظارت مستقيم بر فعاليت
رسانه ها دارد ،اما در امريكا اين امر چندان رعايت نمي شود و اين امر به بخش خصوصي واگذار شده است.با وجود اين كميسيون ارتباطات فدرال متشكل از 5 عضو انتخابي توسط رياست جمهور که مورد تأييد سنا مي باشد ،وظيفه ي نظارت بر عملكرد شبكه هاي راديو و تلويزيون را دارد و تمام مجوزها براي فعاليت اين دو رسانه توسط اين سازمان صادر مي گردد34.البته به موجب قانون ارتباطات 1943اين كميسيون حق سانسور و مخالفت با نظريات مختلف را ندارد ودر صورت وجود مخالفت و سانسور صاحبان شبكه
مي توانند طرح دعوي كنند.35

ب) رسانه هاي صوتي و تصويري در انگلستان

اولين اقدامات عملي براي تأسيس راديو و تلويزيون در دهه هاي 30و40 ميلادي در كشور انگلستان صورت گرفت.بعد از يك دوره كوتاه زماني كه فرستنده راديوئي زير نظر يك شركت خصوصي اداره
مي شد،درسال 1936 بنگاه سخن پراكني انگلستان(BBC)با فرمان شاه تأسيس و فعاليت فرستنده راديويي تحت نظارت حكومتي درآمد.36البته بعدها با تلاش”لرد سلسلدان” اين بنگاه در اواخر دهه چهل ميلادي اقدام به تأسيس اولين فرستنده تلويزيوني نيز نمود37.بي بي سي توسط يك شوراي اداري دوازده نفره كه توسط پادشاه انتخاب مي شوند اداره مي شود و هزينه هاي آن نيز از طريق مالياتهاي عمومي تأمين
مي گردد38.علاوه بر اين سازمان ،كميسيون تلويزيون هاي خصوصي انگلستان(IIC)نيز بر فعاليتهاي
شبكه هاي خصوصي نظارت داشته و مسئوليت صدور مجوز و تنظيم مقررات را براي همه انواع خدمات تجاري برعهده دارد39.

ج)رسانه‏هاي صوتي و تصويري در فرانسه

در سال 1964،ماه ژوئن، سازمان راديو تلويزيون در كشور فرانسه متشكل از نمايندگان منصوب دولت (14نفر)و نمايندگان منتخب مردم وزير نظر يك شوراي اداري ايجاد شد.اما اين سازمان در سال1974 منحل شد وتشكيلات جديدي به نام (مؤسسه سمعي و بصري ) براي امور تحقيقاتي و تمرکز اسناد با نظارت دولت ايجاد شد. همچنين تشکيلات جديدي با نام موسسه عمومي پخش براي نظارت بر عملكرد پخش راديو و تلويزيون بوجود آمد.ضمن اينكه به موجب قانون 1972 شوراي عالي سمعي و بصري، متشكل از40 عضو پارلماني و شخصيت هاي علمي و فرهنگي و هنري تشكيل و وظيفه مشورتي در امور سمعي و بصري را براي دولت و براي هدايت تشكيلات راديو و تلويزيوني بر عهده گرفت 40.
در ژانويه 89 بر اساس قانون 17 شوراي عالي سمعي و بصري به صورت اداره مستقل تاسيس شد كه شامل 9 عضو است كه به حكم رئيس جمهور از3 گروه رياست جمهوري ،مجلس سنا و مجمع ملي انتخاب مي شوند.وظيفه ي اين شورا نظارت بر عملكرد شبكه هاي مختلف تلويزيوني است41.

د)رسانه‏هاي صوتي،تصويري در آلمان

در آلمان يك شوراي اداري كه تشكيل شده از اعضاي مجلس محلي و دولت محلي و ساير گروههاي اجتماعي هستند، با قوانين خاص خود در مورد پخش فعاليت مي كنند. اين شورا چند بار در سال تشكيل
مي شود و شورايي نيز براي نظارت بر امور برنامه‏ها تعيين مي نمايد.نكته ي جالب توجه در مورد راديو و تلويزيون در آلمان اينست كه اين كشور بيشترين دريافت کننده برنامه راديو تلويزيوني در اروپا است42 . اخبار و اطلاعات در اين کشور بدون هيچ سانسوري پخش شده و حق پاسخگويي در راديو و تلويزيون نيز دراين كشور برسميت شناخته شده است. نامداران دولتي هم اين حق را دارا هستند كه نظرات رسمي خود را بيان كنند اما حق تفسير و ارزيابي و بحث و نقد براي سازمان و مخاطبين در همه ي موارد محفوظ است.43
فصل دوم: مباني قانوني مسئوليت مدني رسانه‏هاي صوتي،تصويري

قوانين و مقررات مختلفي وجود دارند که از رسانه‏هاي صوتي و تصويري صحبت به ميان آورده اند و مسؤوليت هايي را براي رسانه تعريف کرده اند.هرچند مقررات خاصي درمورد مسئوليت مدني رسانه هاي صوتي و تصويري وجود ندارد ولي مي توان از مجموعه قوانين و مقررات مختلف بخشي از اين مسئوليتها را احصاء نمود.در اين فصل ابتدا به بررسي مباني عام مسئوليت مدني پرداخته و سپس به بعضي از مقررات خاص كه در زمينه ي مسئوليت مدني اين نوع رسانه‏ها كاربرد دارند اشاره مي‏نمائيم.


دیدگاهتان را بنویسید