2-3-3 مصاحبه عميق92
3-3-3 روش گراندد تئوري93
4-3. جامعه آماري يا جامعه مورد بررسي96
5-3. روش نمونه‌گيري و محاسبه حجم نمونه97
6-3. روش تجزيه‌وتحليل اطلاعات98
7-3. اعتبار و پايايي تحقيق102
فصل چهارم: يافته‌هاي تحقيق104
1-4. مقدمه105
2-4. ابعاد آرايش رسانه‌اي105
3-4. مفهوم،‌ معنا و تعريف آرايش رسانه‌اي108
4-4. پيش‌نياز آرايش رسانه‌اي112
5-4. برنامه‌ريزي در آرايش رسانه‌اي114
1-5-4. تعيين رويکردهاي طراحي در برنامه‌ريزي115
2-5-4 تبيين وضع موجود در برنامه‌ريزي118
3-5-4 ترسيم وضع مطلوب و شناخت آينده و فضاي نوين رسانه‌اي جهان در برنامه‌ريزي128
4-5-4 . طراحي آرايش رسانه‌اي در برنامه‌ريزي135
1-4-5-4. طراحي آرايش رسانه‌اي در برنامه‌ريزي- گام اول،‌ ‌تنظيم اصول و قواعد طراحي آرايش135
2-4-5-4 طراحي آرايش رسانه‌اي در برنامه‌ريزي- گام دوم، تعيين نوع آرايش رسانه‌اي147

3-4-5-4 طراحي آرايش رسانه‌اي در برنامه‌ريزي- گام سوم، تفکيک پارادايم149
4-4-5-4 طراحي آرايش رسانه‌اي در برنامه‌ريزي- گام چهارم، تعيين حوزه نفوذ تمدني151
5-4-5-4 طراحي آرايش رسانه‌اي در برنامه‌ريزي- گام پنجم، نيازسنجي152
6-4-5-4 طراحي آرايش رسانه‌اي در برنامه‌ريزي- گام ششم، تنظيم حوزه‌هاي آرايش رسانه‌اي153
7-4-5-4 طراحي آرايش رسانه‌اي در برنامه‌ريزي- گام هفتم، تبيين اهداف،‌ مأموريت و چشم‌انداز و انتشار‌156
6-4. سازمان‌دهي در آرايش رسانه‌اي160
7-4. منابع انساني و تأمين امکانات در آرايش رسانه‌اي163
8-4. هدايت و رهبري در آرايش رسانه‌اي166
9-4. نظارت و کنترل در آرايش رسانه‌اي167
فصل پنجم: بحث و نتيجه‌گيري170
1-5. مقدمه171
2-5. خلاصه تحقيق171

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3-5. خلاصه يافته‌ها172
4-5. نتيجه‌گيري178
5-5 محدوديت‌هاي تحقيق183
6-5. پيشنهادهاي برخاسته از تحقيق183
7-5. پيشنهادهايي به ساير محققين185
پيوست ?:‌ متن مصاحبه‌ها186
مصاحبه‌هاي عميق و کدگذاري‌هاي باز مصاحبه‌ها187
فهرست منابع و مآخذ244
فهرست تصاوير، نمودارها و جداول:
تصوير ?-2 محدوده‌هاي اطلاعات28
تصوير ?-? ارتباطات استراتژيک از منظر بنياد رند36
تصوير 3-2 سير تطور جامعه49
تصوير 4-2 سير تطور جامعه49
تصوير 5-2 سير تطور وب51
تصوير 6-2 سير تطور وب53
تصوير 7-2 دروازه ادغام54
تصوير 8-2 چشم‌انداز بسط وب55
تصوير 9- 2 چشم‌انداز بسط وب56
تصوير 10-2 آينده سرگرمي58
تصوير 11-2 آينده سرگرمي60
تصوير 12-2 نقشه ترند يونيورس 201263
تصوير 13-2 بستر مفهومي جامعه اطلاعاتي66
تصوير 14-2 دامنه شهر الکترونيک69
تصوير 15-2 ارکان شهر الکترونيک70
تصوير 16-2 ريشه‌يابي شهر الکترونيک71
تصوير 17-2 سير تطور جامعه72
جدول 1-3 فهرست مصاحبه‌هاي عميق93
تصوير 2-3 جمع‌آوري و تحليل داده‌ها به صورت زيگزاگ97
جدول 3-3 نمونه‌اي از کدگذاري101
تصوير 4-3 نمونه‌اي از يک ايدئوگرام مصاحبه عميق102
تصوير 1-4 چارچوب‌هاي آرايش رسانه‌اي106
تصوير 2-4 الگوي مديريت عمومي رسانه107
تصوير 3-4 عقبه آرايش رسانه‌اي114
تصوير 4-4 برنامه‌ريزي در آرايش رسانه‌اي115
تصوير 5-4 برنامه‌ريزي- رويکردهاي طراحي117
تصوير 6-4 برنامه‌ريزي- شناخت وضع موجود118
تصوير 7-4 برنامه ريزي- شناخت وضع موجود- شناخت توان رسانه‌اي121
تصوير 8-4 برنامه ريزي- شناخت وضع موجود- شناخت سازمان و برنامه122
تصوير 9-4 برنامه ريزي- شناخت وضع موجود- ضعف‌شناسي- آسيب‌شناسي123
تصوير 10-4 برنامه ريزي- شناخت وضع موجود- ضعف‌شناسي- شناخت مخاطبان رسانه‌هاي خودي126
تصوير 11-4 برنامه ريزي- شناخت وضع موجود127
تصوير 12-4 برنامه ريزي- ترسيم وضع مطلوب و فضاي نوين رسانه‌اي جهان131
تصوير 13-4 برنامه ريزي- ترسيم وضع مطلوب و فضاي نوين رسانه‌اي جهان134
تصوير 14-4 برنامه ريزي135
تصوير 15-4 برنامه‌ريزي- طراحي آرايش رسانه‌اي- تنظيم اصول و قواعد طراحي135
تصوير 16-4 برنامه‌ريزي- طراحي آرايش رسانه‌اي- تنظيم اصول و قواعد طراحي- رسانه138
تصوير 17-4 برنامه‌ريزي- طراحي آرايش رسانه‌اي- تنظيم اصول و قواعد طراحي- مديريت139
تصوير 18-4 برنامه‌ريزي- طراحي آرايش رسانه‌اي- تنظيم اصول و قواعد طراحي- پيام144
تصوير 19-4 برنامه‌ريزي- طراحي آرايش رسانه‌اي- تنظيم اصول و قواعد طراحي- مخاطب147
تصوير 20-4 برنامه‌ريزي- طراحي آرايش رسانه‌اي- نوع آرايش149
تصوير 21-4 برنامه‌ريزي- طراحي آرايش رسانه‌اي- تفکيک پارادايم150
تصوير 22-4 برنامه‌ريزي- طراحي آرايش رسانه‌اي- تعيين حوزه تمدني151
تصوير 23-4 برنامه‌ريزي- طراحي آرايش رسانه‌اي- نيازسنجي152
تصوير 24-4 برنامه‌ريزي- طراحي آرايش رسانه‌اي- حوزه‌هاي آرايش رسانه‌اي156
تصوير 25-4 برنامه‌ريزي- طراحي آرايش رسانه‌اي- اهداف و مأموريت و چشم‌انداز159
تصوير 26-4 الگوي مديريت عمومي رسانه160
تصوير 27-4 سازمان‌دهي163
تصوير 28-4 منابع انساني و امکانات166
تصوير 29-4 رهبري و هدايت167
تصوير 30-4 نظارت و کنترل169
تصوير 1-5 الگوي طراحي آرايش رسانه‌اي181

فصل اول: کليات
1-1. مقدمه
در فصل پيش رو، که تحت عنوان کليات است؛ در بدو امر، به بيان مسئله پرداخته‌شده و سعي نگارنده بر آن بوده تا بيش از هر چيز، چيستي و مسئله‌ي تحقيق را به‌وضوح تبيين نمايد. در ادامه ضرورت و اهميت تحقيق حاضر مورد مداقه قرارگرفته، تا آنکه، فوايدِ انجام و مضراتِ عدم انجام آن، احراز گردد. سپس اهداف و پرسشهاي اصلي و فرعي تحقيق بيان گرديده و درنهايت مفاهيم اصلي پژوهش تعريف شدهاند. بر اين اساس، در فصل حاضر پايههاي لازم براي شروع تحقيق و مقدمات ورود به فصول بعدي تبيين گرديده است؛ تا آنکه پژوهش به‌درستي بر پيهاي خود شکل بگيرد.
2-1. بيان مسئله
در جهاني زندگي ميکنيم که حوزهي رسانه و مديريت آن، به دليل شتاب روزافزون توسعه تکنولوژي، تحولات مخاطب و ذائقهي آن‌ها و طيفهاي گسترده و متکثر مخاطبان، رقابت تنگاتنگ با ساير رسانهها، گستردگي و تنوع موضوعات مربوط به رسانه و … با تغيير و تحولات پرشتاب روبروست و صداوسيما ناگزير از آن است که براي بقاي خويش، حرکت خود را با تحولات گوناگون منطبق نمايد.
از سويي ديگر استکبار جهاني، در استمرار سلطه و استعمار خويش، از مراحل استعمار کهن و استعمار نوين عبور نموده و اکنون به وضعيت استعمار جديدي که آن را “استعمار فرانو” مينامند، رسيده است. اين استعمار، نه به‌واسطه‌ي قدرت سخت، بلکه با اعمال قدرت نرم، محقق ميشود که با عناويني چون، تهاجم فرهنگي، شبيخون فرهنگي، ناتوي فرهنگي و درنهايت، جنگ نرم شناخته ميشود. جمهوري اسلامي ايران نيز در مبارزه و مقاومت خويش در برابر سپاه باطل، در تقابل و مواجهه با جبهه نرم دشمن قرار دارد و رسانهي ملي، به‌عنوان يکي از مهم‌ترين عناصر قدرت نرم جمهوري اسلامي، در مقابل صف رسانهاي استکبار جهاني که گاهي از آن به “امپرياليسم رسانهاي” تعبير ميشود؛ ايستاده است.
همچنين، صداوسيما به‌موازات مبارزه با امپرياليسم رسانهاي و جريان رسانهاي نظام سلطه، مأموريت مديريت افکار عمومي جامعه و هدايت فرهنگ را بر عهده دارد و بيش از همه، “تلويزيون” به‌عنوان رسانهاي تأثيرگذار و پرمخاطب، جايگاه رفيعي در مهندسي فرهنگي کشور و عرصهسازي دارد.
از طرفي، مقام معظم رهبري نيز در فرمايشات خود در حوزهي آرايش رسانهاي صداوسيما ميفرمايند:
” امروز آرايش رسانه‏اي و فرهنگي که در مقابل جمهوري اسلامي قرار دارد، بسيار آرايش پيچيده، متنوع، متكثر، کارآمد و فنى و پيشرفته است. صداوسيما يک‌تنه در مقابل اين آرايش عظيم ايستاده است.” (خامنه‌اي, 1383)
ايشان ضمن تأکيد بر مأموريت صداوسيما و تبيين ابعاد آن، الزاماتي را براي نيل به اين مأموريت تعريف ميکنند و ميفرمايند:
“الزام مأموريت محورى رسانه ملي، داشتن آرايش رسانه‌اىِ کارآمد در عرصه‌ى استانى و ملى و بين‌المللى است؛ … در اين‌جا آرايش ما ضعيف است… اين آرايش بايد کارآمد باشد؛ داراى قدرت انعطاف براى انطباق با شرايط گوناگون و پيش‌بينى نشده باشد؛ در برخورد با مسائل گوناگون، توانايى، سرعت و چالاكى داشته باشد؛ بتواند موضع خودش را اتخاذ كند و كارساز باشد. ” (خامنه‌اي, بيانات در ديدار مسولين صدا و سيما, 1383)
از سويي ديگر، رقابت تنگاتنگ رسانههاي متنوع و متکثر، به‌موازات شتاب روزافزون تکنولوژي و تغيير ذائقهي مخاطبان و تحولات پرشتاب، شرايطي را رقم زده است که موجب ايجاد محيطي پويا در عرصهي رسانه شده و لحظه‌به‌لحظه، اين عرصه در حال دگرديسي و تطور است. در بالا تأکيد شد که، آرايش رسانهاي کارآمد، در گرو انعطافپذيري و انطباق با شرايط جديد است. چراکه بقاي هر رسانهاي (يا هر پديدهاي ديگر) در گرو توانايي انطباق با شرايط جديد است و در غير اين صورت محکوم به زوال و فناست.
براي انطباق با شرايط جديد که لازمهي داشتن آرايش رسانهاي کارآمد است، ميبايست به‌طور مستمر، شرايط محيط زيست رسانهاي را سنجيد و مسير خود را در کشاکش آن، جستجو کرد.
همچنين براي طراحي “آرايش رسانهاي کارآمد” ميبايست مفهوم، ابعاد، حوزهها و جوانب “آرايش رسانهاي” را سنجيد، و به عبارتي ديگر، الگويي براي آرايش رسانهاي ترسيم نمود، تا آنکه از رهگذر آن الگو بتوان به سر منزل “طراحي آرايش رسانهاي کارآمد” نائل شد.
با توجه به شرايط و محيط رسانهاي جهان، مسئله اين است که صداوسيماي جمهوري اسلامي، چه الگوي آرايش رسانهاي، را بايد داشته باشد تا بتواند با برتافتن آن الگو و سپس طراحي آرايش رسانهاي، از عهده مأموريت جهاني خود برآيد؟
تحقيق حاضر بر آن بود، تا به‌قدر توان و قوت قلم نگارنده، به اين مسئله پاسخ مناسب دهد. نکته آنکه “آرايش رسانهاي” ابعاد و وجوه متکثري دارد؛ که بضاعت اين تحقيق در بررسي آرايش رسانهاي، به حوزهي رسانههاي تصويري، محدود ميگردد.
3-1. ضرورت و اهميت تحقيق:
مأموريت يک سازمان، هدف يا علت وجودي سازمان است و الزامات مأموريت، چيزي است که رسيدن به اهداف سازمان و انجام مأموريت آن را تضمين ميکند.
سازمان صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران به مثابه يک “دانشگاه عمومي”، مأموريت “مديريت و هدايت فرهنگ و افکار عمومي جامعه” را بر اساس “اهداف کلان” خود بر عهده دارد. اما چگونه ميتواند از عهدهي اين مأموريت برآيد و چه چيزهايي انجام اين مأموريت را تضمين ميکند؟ يا به عبارت ديگر انجام اين مأموريت، چه الزاماتي دارد؟
مقام معظم رهبري الزام اين مأموريت را در تأمين مواردي ازجمله، امين نظام، مورد اعتماد مردم، برخوردار از مزيت‌هاي رقابتى و داشتن آرايش رسانه‏اىِ کارآمد ميدانند. (خامنه‌اي, بيانات در ديدار مسولين صدا و سيما, 1383)
انعطافپذيري و قدرت انطباق با شرايط جديد، خود از ملزومات آرايش رسانهاي است و دستيابي به چنين آرايشي، نيازمند برتافتن يک الگوي جامع‌الابعاد است که حوزهها و جوانب آرايش رسانهاي را تعريف نمايد.
بر اين اساس لازم بود که در مبادي امر، “شرايط جديد” در فضاي نوين رسانهاي جهاني به چنگ ذهن آيد؛ تا آنکه رسانه ملي بتواند خود را در نسبت با آن شرايط بازيابد. پس از شناخت از محيط، ميبايست به الگويي براي تنظيم آرايش رسانهاي و ابعاد و جوانب آن دست يافت، تا آنکه به‌واسطه‌ي آن الگو، امکان طراحي آرايش رسانهاي کارآمد رسانه ملي، فراهم ميشد.
لذا پژوهش پيش رو، از آن حيث واجد اهميت و ارزش است که سازمان صداوسيما را از مزاياي داشتن الزامات مأموريت محوري خود، بهرهمند ميسازد.
از سويي ديگر، صداوسيما در خط مقدم مواجههي با جنگ نرم دشمنان انقلاب اسلامي ايران و به‌ويژه جنگ رسانهاي آنان قرار دارد که با تکنولوژيهاي پيشرفته و تزوير رسانههاي اختاپوسي خود، در پي مقابله و منازعه با انقلاب اسلامي به کارزار برآمدهاند. صداوسيما گريزي از آن ندارد که، به‌موازات مأموريت سازماني خويش که بيشتر ناظر به درون جامعه است، ذهن و قلب جامعه را از آماج تهديدات رسانهاي دشمن نيز مصونيت ببخشد. همچنين در عرصهي جهاني، صداي اسلام و سيماي انقلاب را به جهان عرضه کند. لذا براي انجام اين مأموريت نيز، ضروري است که آرايش رسانهاي دشمن را ترسيم نموده و در مواجهه و مقابلهي با آن، آرايش رسانهاي مطلوب خويش را طراحي نمود که اين طراحي نيز، مستلزم داشتن يک الگو است!
به‌طور خلاصه، اگر مأموريت صداوسيما (که همان هدف يا علت وجود اين سازمان است)، مديريت و هدايت فرهنگ و افکار عمومي جامعه ميباشد، براي تضمين اجراي اين مأموريت، فرزندان انقلاب اسلامي را گريزي از آن نيست که، الگويي براي تنظيم آرايش رسانهاي تدوين نمايند تا با برتافتن آن الگو، آرايش رسانهاي صداوسيما در انطباق با شرايط جديد طراحي شده و در مواجهه با امپرياليسم رسانهاي دشمن، بر تهديدات آن نيز فايق آيند.
بنابراين ضروري است که الگويي براي آرايش رسانهاي صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران، در نسبت با عرصهي نوين رسانهاي جهان، و مواجهه با تهديدات جبهه رسانهاي جنگ نرم دشمن، تدوين شود.
لذا ضرورت تحقيق حاضر ازآنجاست که، عدم برتافتن الگوي آرايش رسانهاي، صداوسيما را در انجام مأموريت خود، در هدايت افکار و فرهنگ عمومي جامعه و همچنين مقابله با جنگ نرم و جنگ رسانهاي دشمن، ناکارآمد و کمتوان ميسازد.
گفتني است، يکي از نکاتي که در اين تحقيق مدنظر بوده؛ اين است که، کوشش حاضر متناسب با اهداف و نيازهاي سازمان صداوسيما باشد. بر اساس آنچه در افق رسانه ملي تدوين‌شده است، مأموريت رسانه ملي “مديريت و هدايت فرهنگ و افکار عمومي جامعه” است، که نيل به اين مأموريت (بر اساس فرمايش مقام معظم رهبري)، در گرو تأمين الزامات آن است که يکي از اين الزامات، داشتن “آرايش رسانه‌اىِ کارآمد” و “قدرت انعطاف براى انطباق با شرايط” ميباشد که اين دو مؤلفه در موضوع اين پايان‌نامه، اشراب گرديده است.

4-1. اهداف تحقيق
* هدف اصلي: پيشنهاد الگوي آرايش رسانهاي صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران
* اهداف فرعي:
1. آشنايي با حوزه‌ها و جوانب آرايش رسانهاي
2. بررسي شرايط نوين فضاي رسانهاي جهان
5-1. سؤالات تحقيق
* سؤال اصلي:
الگوي آرايش رسانهاي صداوسيماي جمهوري اسلامي در نسبت با فضاي نوين رسانهاي جهان، چگونه بايد باشد؟
* سؤالات فرعي:
1. آرايش رسانهاي، چه حوزهها و جوانب و ابعادي را در برمي‌گيرد؟
2. شرايط نوين فضاي رسانهاي جهان چگونه است؟
6-1. فرضيه‌ها
ازآنجاکه پژوهش حاضر از نوع اکتشافي ميباشد و به شيوهي کيفي و استقرايي است، مبتني بر فرضيه خاصي نميباشد.
7-1. تعريف مفاهيم
آرايش رسانهاي:
مفهوم آرايش رسانهاي، ازجمله مفاهيم استعاري است که از دانش نظامي به عاريت گرفته شده است. لذا معناي آن را بايد در تعاريف نظامي جست.
آرايش نظامي: مرتب و منظم کردن نيروها در يک سازمان به‌منظور حمله يا دفاع و نوعي تقسيم‌کار سازمان‌يافته و از قبل تعيين شده را آرايشات گويند .وزارت دفاع آمريکا، آرايش را به اين شکل توصيف مي‌کند: “دو يا چند هواپيما، کشتي يا يگان که تحت فرماندهي يک فرمانده عمل مي‌کنند”. آرايش‌ها شامل يگان‌هايي در سطح تيپ، لشکر، تيپ هوايي يا غيره مي‌شوند.
ساده‌ترين روش بررسي آرايش و صفبندي و امکانسنجي نوع درگيري در يك منازعه نظامي که البته منازعه مذکور ميتواند سياسي، فرهنگي يا اقتصادي نيز باشد ، تهيه “ترتيب نيرو” و “تركيب نيرو” است.
“ترتيب نيرو”: ترتيب نيرو، تنظيم و برآورد توانمندي و استعداد نرم‌افزاري و سخت‌افزاري دشمن و حريف در ? حوزه نيروي انساني، تجهيزات، تأسيسات، منابع مالي، منابع زماني و استراتژي و تاكتيك اتخاذشده،ميباشد.همچون مدير يك تيم فوتبال كه در هنگام مسابقه، با توجه به آرايش و توانمندي تيم حريف در زمين بازي، تيم خود را آرايش ميدهد، يك مدير استراتژيك يا تاكتيكي نيز پس از “ترتيب نيرو”ي حريف، به “تركيب نيرو”ي جبهه خود ميپردازد.
تركيب نيرو: ترکيب نيرو، تنظيم و برآورد توانمندي و استعداد نرم‌افزاري و سخت‌افزاري خود، در ? حوزه نيروي انساني، تجهيزات، تأسيسات، منابع مالي، منابع زماني و استراتژي و تاكتيك اتخاذشده، نسبت به “ترتيب نيرو”ي دشمن و حريف است.
هرگاه “ترتيب نيرو”ي حريف، به‌روز، تنظيم و برآورد شد و سپس “تركيب نيرو”ي خودي، در نسبت با آن به‌روز، تنظيم گرديد، آنگاه سنجش منازعه ممكن خواهد بود.
به‌تبع بررسي مفهوم آرايش نظامي، ترتيب نيرو و ترکيب نيرو، مفهوم آرايش رسانهاي نيز اين‌گونه تعريف ميشود که:
آرايش رسانهاي، برآورد توانمندي و استعداد نرم‌افزاري و سخت‌افزاري دشمن و حريف در ? حوزه نيروي انساني، تجهيزات، تأسيسات، منابع مالي، منابع زماني و استراتژي و تاكتيك اتخاذشده و سپس در مقابل آن؛ چينش، تنظيم و برآورد توانمندي و استعداد نرمافزاري و سختافزاري خود، در ? حوزه نيروي انساني، تجهيزات، تأسيسات، منابع مالي، منابع زماني و استراتژي و تاكتيك اتخاذشده، نسبت به “ترتيب نيرو”ي رسانههاي دشمن و حريف است. (که البته ميتوان در تعريف، حوزههاي رسانهاي مثل راديو، تلويزيون، فضاي مجازي و… و همچنين پوشش جغرافيايي، دسترسي مخاطب، محتوا و.. را نيز افزود)
استراتژي:
ريشه استراتژي (Strategy) به واژهي يوناني استراتژوس Strategos برميگردد. (Webster, 2005) استراتژوس كه در جمع به‌صورت Strategi يا Strategoi درميآيد، درواقع لقب رهبران ارتش باستان (و به‌خصوص رهبران ارتش باستان آتني) بود كه به دليل فرماندهي و فن دستور دادن به نيروهاي ارتش و تعليمات اصول خاص نظامي و تدبير جنگي، به ايشان اطلاق ميشد. (باقري, بي‌تا)
واژه استراتژوس مشتق شده از استراتوس Stratos يعني ارتش است. پيدايش واژه استراتژوس همزمان با افزايش ميزان اهميت و پيچيدگي بيشتر تصميمگيريهاي نظامي بود. (لطفيان, 1384)
استراتژي يک برنامه جامع براي عمل است که جهت‌گيري‌هاي عمده سازمان را معين مي‌کند و رهنمودهايي براي تخصيص منابع در مسير کسب هدف‌هاي بلندمدت سازماني ارائه مي‌دهد. (رضاييان, 1383, ص. 239)
استعمار فرانو:
استعمار فرانو عبارت است از سلطه فرهنگي، اقتصادي و سياسي كامل، همهجانبه، تدريجي و نامحسوس بر منابع حياتي و مالي همه جهان كه با محوريت امپرياليسم فرهنگي تحقق مي‌يابد. ويژگي برجسته استعمار فرانو، محوريت بخشيدن به مفهوم “قدرت فرهنگ” است. اين به آن معنا نيست كه استعمارگران در فضاي استعمار قديم و جديد از “قدرت فرهنگ” غافل بودهاند، بلكه شواهد تاريخي، گوياي بهرهمندي استعمارگران از قدرت فرهنگ به‌ويژه تلاش براي تغيير دين، زبان، آداب‌ورسوم و ساختار آموزشي مستعمرهها، متناسب با علاقههاي فرهنگي و تمدني خويش در تمامي دورانهاي استعمار است. به عبارت ديگر، ميتوان مبناي استعمار فرانو با محوريت قدرت فرهنگ را آن چيزي دانست كه به‌عنوان مفهوم قدرت نرم ارائه ميشود. قدرت نرم، شيوهاي از اعمال قدرت در مقايسه با شيوههاي سنتي و سخت است كه با بهرهگيري از ارزشهاي موجود در فرهنگ و جذابيتهاي ايدئولوژيكي موجب ميشود يك فرد، گروه يا كشور كاري كند كه فرد، گروه يا كشورهاي ديگر همان چيزي را بخواهند كه او ميخواهد. (پورعلي, 1385, ص. 142و143)
ديپلماسي عمومي:
ديپلماسي عمومي از منظر انستيتو بروکينگز1، به آن بخش از برنامه‌هاي دولتي گفته مي‌شود که به قصد اطلاع‌رساني و يا اعمال نفوذ بر افکار عمومي ساير کشورها انجام مي‌شود. ديپلماسي عمومي از ديپلماسي سنتي فراتر مي‌رود و به تعامل ميان گروه‌هاي ذي‌نفوذ و جريان فراملي اطلاعات و آراء و به‌تبع آن جهت‌دهي افکار عمومي مردم ساير کشورها مي‌پردازد.
ديپلماسي عمومي، از مجراي اعطاي بورسيه تحصيلي و برنامههاي تبادل دانشجو، آموزش زبان، رسانه‌ها و به‌ويژه رسانههاي جديد و شبکههاي اجتماعي، سلبريتي ديپلماسي و يا ديپلماسي مشاهير، توريسم و يا ديپلماسي شهروندي، ديپلماسي معماري، ديپلماسي پزشکي، ديپلماسي ورزشي، ديپلماسي غذا، ديپلماسي حيوانات و … محقق ميشود.
وزارت امور خارجه ايالات‌متحده آمريکا، در سال 1985 در تعريف ديپلماسي عمومي اين‌گونه آورده است که؛ “ديپلماسي عمومي به برنامه‌هاي تحت حمايت دولت اشاره دارد که هدف از آن‌ها اطلاع‌رساني و يا تحت تأثير قرار دادن افکار عمومي در کشورهاي ديگر است.” (مشرق, 1391)
اما به دليل تنيدگي اين مفهوم با قدرت نرم، آن را مي‌توان اين‌گونه تعريف نمود:
“توانايي تأثيرگذاري بر ديگران براي کسب نتايج مطلوب از طريق جذابيت به‌جاي اجبار يا تطميع. به عبارت ديگر قدرت نرم توانايي به دست آوردن نتايج مطلوب است به دليل آنکه ديگرآن‌همان چيزي را بخواهند که شما مي‌خواهيد.” (مشرق, 1391)
در يک جمع‌بندي، مي‌توان ديپلماسي عمومي را آميزهاي از شيوههاي غيررسمي براي انتقال پيام به مخاطبان جهاني دانست که از طريق “اقناع اذهان و ارضاي قلوب” به تصرف قلب و ذهن آنان خواهد انجاميد؛ که ترميم و يا ارائه وجهه و چهره يک دولت-ملت، در نزد آن مخاطبان نيز از تبعات آن خواهد بود.
قدرت نرم:
“قدرت نرم، توانايي کسب از طريق جذب به‌جاي اجبار” است. اين نوع قدرت “از طريق روابط با متحدان، کمکهاي اقتصادي و تبادلات فرهنگي حاصل مي‌شود” (S.Nye, 2004)
جوزف ناي اين‌گونه عنوان ميکند: “قدرت نرم جلب نمودن مردم به‌جاي مجبور کردن آن‌ها است ” (گلشن پژوه, 1387, ص. 22)
اين نوع از قدرت ميتواند موجب به وجود آمدن و توسعه افکار عمومي مطلوبتر و کسب اعتماد بيشتر در ميان کشورهاي ديگر شود. به نظر ناي، اساس قدرت نرم در ارزشهاي فرهنگي و سياسي يک کشور نهاده شده است، در فرهنگ عمومي و نحوه رفتار سياسي با هر کشور در سطح بينالمللي؛ و درواقع ايجاد حس مشروعيت براي اهداف بينالمللي يک کشور. وي در مقالهاي ديگر مي‌نويسد: قدرت نرم، توانايي به دست آوردن چيزي است که با جذب و اقناع سايرين براي اهداف خود مي‌خواهيم. به‌هرحال، قدرت نرم، واژهاي است که در نظريههاي روابط بين‌الملل براي توصيف يک مجموعه سياسي، مانند دولت به کار مي‌رود؛ توانايياي که به‌طور مستقيم بر رفتار يا منافع ساير نهادهاي سياسي از طريق شيوههاي فرهنگي و ايدئولوژي سياسي تأثيرگذار است. البته اين مفهوم در مقايسه با قدرت سخت معنا پيدا مي‌کند که به لحاظ تاريخي معيار واقعگرايانه و مسلط قدرت ملي محسوب شده و شاخص‌هاي سنجش آن کمّي و شامل مواردي چون جمعيت، سرمايههاي نظامي ملموس و واقعي، يا توليد ناخالص ملي است. (گلشن پژوه, 1387, ص. 22)
سازمان‌دهي:
سازمان‌دهي فراگردي است که طي آن با تقسيم‌کار ميان افراد و گروه‌هاي کاري، و ايجاد هماهنگي ميان آن‌ها براي کسب اهداف تلاش مي‌شود. وظيفه سازمان‌دهي و طراحي سازمان در شمار وظايف مهم مديران است که ميزان انعطاف‌پذيري سازمان در مقابل تحولات محيطي را معين مي‌کند. (رضاييان, 1383, ص. 273)
کنترل و نظارت:
کنترل و نظارت فراگردي است که از طريق آن،‌عمليات انجام‌شده با فعاليت‌هاي برنامه‌ريزي شده تطبيق داده مي‌شوند. کنترل امري است که به‌صورت مستمر دائمي بر آن بايد اهتمام شود و تا انتها استمرار مي‌يابد. (stoner, 1983, p. 592)
مديريت منابع انساني:
مديريت منابع انساني، اصطلاحي است براي توصيف گستره‌اي از فعاليت‌هاي متنوع شامل جذب،‌نگهداري، و پرورش نيروي کار با استعداد و پر انرژي. مديريت منابع انساني براي مسئوليت مديران براي تجهيز سازمان با کارکنان توانمند و حصول اطمينان از مطلوبيت به‌کارگيري استعدادهاي آنان دلالت دارد. برخي از صاحب‌نظران بر اين باورند که “اگر افراد مناسب استخدام شوند و در جاي مناسب به کار روند همه‌چيز خوب پيش خواهد رفت.”‌ (Bridges, 1994, p. 130)
هدايت:
‌هدايت بر تلاش مدير براي انگيزش کارکنان به‌منظور نيل به اهداف سازماني دلالت دارد که از سه طريق؛‌ رهبري،‌ انگيزش و برقراري ارتباط صورت مي‌گيرد. (Agrawal, 1982, p. 7)
هماهنگي:
هماهنگي فراگردي است که طي آن، همه بخش‌هاي تشکيل دهنده يک کل براي کسب يک هدف مشترک ترکيب مي‌شوند. هماهنگي با مجموعه‌اي از سازوکارهاي رفتاري و ساختاري تحقق مي‌يابد که براي مرتبط ساختن اجزاي سازمان با يکديگر به کار مي روند و نيل به اهداف سازماني را تسهيل مي‌کنند. (رضاييان, 1383, ص. 363)
فصل دوم: مباني نظري
1-2 مقدمه
فصل حاضر، به پيشينه و مباني نظري پژوهش اختصاص دارد که بخش اول آن مربوط به تحقيقات پيشين ميباشد. در اين بخش تلاش نگارنده بر آن بود که، پژوهشهايي را که به لحاظ موضوعي با اين پايان‌نامه، قرابت دارد، برگزيند و آن‌ها را به ترتيب اولويت، مورد ارزيابي قرار دهد. شايان ذکر است که، متأسفانه در بررسي حوزه الگوي آرايش رسانهاي، تحقيق خاصي مشاهده نگرديد.
بخش دوم فصل حاضر نيز، به مباني نظري پژوهش مي‌پردازد. مواردي از قبيل جنگ نرم ،‌ قدرت نرم، ديپلماسي عمومي، ارتباطات استراتژيک، رقابت در سپهر رسانه‌اي، مديريت استراتژيک رسانه، رسانه به مثابه پديده‌اي انسانوار و همچنين سير تطور رسانه و مخاطب در فضاي نوين رسانه‌اي جهان، ازجمله مواردي هستند که مباني نظري تحقيق حاضر را شکل مي‌دهند که در بخش دوم تحقيق آمده است.
2-2 بررسي تحقيقات پيشين
1-2-2 تحقيقات داخلي
نزديک‌ترين پژوهشهايي که در حوزه داخلي به موضوع تحقيق حاضر يافت شد، موارد زير مي‌باشد:
1- آزرکمند، احسان (1388). آرايش رسانهاي ناتو فرهنگي در تضعيف فرهنگ ديني و ملي با تأکيد بر شبکههاي فارسي‌زبان. پايان‌نامه کارشناسي ارشد، دانشکده صداوسيما، قم.
اين پژوهش به‌منظور بررسي و تحليل آرايش رسانهاي ناتو فرهنگي در تضعيف فرهنگ ديني و ملي نگاشته شده و بيش از آرايش رسانهاي صداوسيما، به تحليل ناتوي فرهنگي ميپردازد. ازآنجاکه مقوله ناتوي فرهنگي با آرايش رسانهاي خود درصدد هدف قرار دادن ذهنها و انديشههاي جامعه ماست، پژوهش حاضر، به شناخت آن و ارائه راهکارها با توصيف و تحليل و تبيين روند موجود، روش‌هاي مورد استفاده رسانههاي فارسي‌زبان ناتوي فرهنگي، در تضعيف فرهنگ ديني و ملي کشورمان ميپردازد.
اين پژوهش، با استفاده از روش تحليلي، تبييني و اسنادي و توصيف روند موجود به بررسي شگردها و عملکردهاي آرايش رسانه‌اي ناتوي فرهنگي در تضعيف فرهنگ ملي و ديني مي‏پردازد و با تبيين مؤلفه‌هاي سکولاريسم، ليبراليسم، تهاجم فرهنگي، جنگ نرم، فرهنگ برهنگي، فرهنگ عفاف، اسلام آمريکايي، تشيع ناب، مذاهب ملحد و…، و بررسي متغيرهاي اصلي و فرعي درصدد تبيين مسئله پژوهش مي‏باشد. بر اساس يافتههاي اين پژوهش، متغير ترويج اسلام آمريکايي با شاخصه سکولاريسم با 80%، متغير ترويج فرهنگ برهنگي در مقابل فرهنگ عفاف با 70% ، متغير تقويت مذاهب ملحد در مقابل تشيع ناب با 60% و متغير تضعيف کارآمدي دين در عرصه سياست با 50% به ترتيب داراي بيشترين درصد فراواني در برنامه‌هاي شبکه‏هاي فارسي‌زبان ناتوي فرهنگي بودهاند.
وجه تمايز آن با پژوهش پيشِ رو، در آنجاست که، اولاً در مواجهه رسانهاي ناتوي فرهنگي با جمهوري اسلامي ايران، نگاه اين تحقيق معطوف به صف رسانه‌اي دشمن است و همچنين آرايش و رفتار رسانهاي ناتوي فرهنگي را مورد مداقه قرار داده است. ثانياً اينکه، روش تحقيق آن به شيوهي کمي بوده، درحالي‌که تحقيق حاضر ناظر بر روش‌هاي کيفي انجام‌گرفته است. ثالثاً آنکه به الگوي آرايش رسانه‌اي نميپردازد.

2- البرزي دعوتي، هادي (1391). آينده‌پژوهي حضور صداوسيماي ايران در فضاي اينترنت. پايان‌نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه صداوسيما، تهران.
در اين پژوهش، با توجه به تكامل و توسعه اينترنت، ابتدا از طريق مطالعات اسنادي، روندهاي مؤثر در آينده رسانه ملي در عرصه اينترنت شناسايي شده كه عبارت‌اند از: رشد فناوري، تغييرات فرهنگي و اجتماعي، اسناد بالادستي، رقباي سازمان صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران در فضاي مجازي، رقابت حرفه‌اي در تقابل با رقابت غيرحرفهاي، هزينه و فايده در توليدات رسانهاي، ويژگيهاي رسانههاي نوين، جايگزيني تبليغات تلويزيوني با تبليغات اينترنتي، آغاز به كار اينترنت ملي و تشكيل شوراي عالي مجازي. همچنين آيندههاي محتمل رسانه ملي در فضاي اينترنت، تعريف شده كه با بررسي ديدگاههاي 20 صاحب‌نظر- با استفاده از روش دلفي- نتايج پژوهش به تفکيک درصدهاي اولويت حضور، به دست آمد. با توجه به درصد نتايج، در آينده موازي، توجه به رسانه‌اينترنت و فضاي مجازي از لحاظ تأمين نيروي انساني، بودجه و ساير موارد موردنياز مانند رسانه‌هاي سنتي “راديو و تلويزيون”، در اين پژوهش، پيشبيني شده است.
بر اين اساس، وجه قرابت موضوعي آن را با پژوهش حاضر مي‌بايست در نوع حضور و آرايش صداوسيما در اينترنت دانست. اما وجه افتراق آن در آنجاست که، هدف پژوهش حاضر پيشنهاد “الگوي آرايش رسانهاي بوده و همچنين ناظر بر شبکههاي ماهوارهاي است و نه حوزهي اينترنت.

3- باصري، احمد (1391). راهبردهاي مقابله با جنگ رسانه‌اي غرب عليه جمهوري اسلامي ايران. پايان‌نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه جامع امام حسين (ع)، تهران.
اين پژوهش، در ابتدا جنگ رسانهاي، براي تصاحب عرصه افکار عمومي را مورد مداقه قرار داده است و در مواجهه با اين جنگ رسانهاي که بخصوص در شبکههاي ماهوارهاي نمود يافته، اين پژوهش به دنبال شناسايي و ارائه راهبردها و راهکارهاي عملي متناسب با توانمندي‌هاي موجود رسانه‌اي کشور مي‌باشد. در اين پژوهش با استفاده از روش “دلفي”، راهبردها و راهکارهاي پيشنهادي مورد ارزيابي متخصصان قرارگرفته است. جامعه آماري اين مطالعه، متخصصان علوم ارتباطات، جامعه‌شناسي و روانشناسي اجتماعي و کارشناسان و متخصصان رسانه و جنگ رسانه‌اي در کشور بودند که با استفاده از روش نمونه‌گيري هدفمند تعداد 30 نفر انتخاب و مورد مصاحبه نيمه ساختاريافته قرار گرفتند.
نتايج به‌دست‌آمده‌ي اين تحقيق حاکي از آن است که مهم‌ترين راهبردهاي مقابله با جنگ رسانه‌اي غرب بر ضد جمهوري اسلامي ايران “افزايش اعتماد مخاطب به رسانه ملي از راه پاسخ‌گويي جامع و کامل به همه نيازهاي خبري، اطلاعاتي، سياسي و اجتماعي” و اتخاذ سياست رسانه‌اي “مصون‌سازي مخاطب در برابر اثرات مخرب شبکه‌هاي ماهواره‌اي” به‌جاي تلاش در جهت حذف فيزيکي يا آزاد گذاري کامل اين رسانه‌ها مي‌باشد و مهم‌ترين راهکارهاي پيشنهادي، افزايش اعتماد مخاطب به رسانه از راه ارائه اخبار و اطلاعات شفاف، روشن، چندجانبه و دقيق به مخاطب، افزايش اعتماد مخاطب به رسانه ملي از راه تهيه و توليد اخبار و گزارش‌هاي داخلي و خارجي بي‌طرفانه و غير جانب‌دارانه و افزايش تطابق پيام رسانه ملي با نيازهاي اطلاعاتي و خبري مخاطب از راه ارزيابي مداوم نيازهاي مخاطبان در گروه‌هاي مختلف اجتماعي و سني است.
همان‌گونه که نتايج تحقيق نشان داد، وجه تمايز اين تحقيق با تحقيق حاضر(پيشنهاد الگوي آرايش رسانهاي)، در آن است که اين تحقيق راهکار مقابله با جنگ رسانهي دشمن را ارائه مي‌دهد و تحقيق حاضر بر آن است تا يک الگوي آرايش رسانهاي، پيشنهاد دهد.

4- باقريان، علي (1390). شيوه‌ها و راهکارهاي اجرايي آمريکا در استراتژي جنگ نرم عليه ايران در سال‌هاي 1384 تا 1389 با تأکيد بر اسناد ويکي‌ليکس. پايان‌نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مرکزي، تهران.
آمريکا رويکردهاي مختلفي را تاکنون براي به‌زانو درآوردن ايران و وادار کردن آن به تسليم و نهايتاً تغيير رژيم بکار برده است. اين رويکردها در دو دسته کلي سخت افزارانه و نرم افزارانه قرار داشته است. ناکامي اين کشور در دستيابي به اهداف رويکردهاي سخت افزارانه باعث شد تا راهبرد نرم افزارانه يا جنگ نرم را اتخاذ نمايد. امروزه با کوچک‌تر و پيچيده‌تر شدن جهان به‌واسطه رشد روزافزون وسايل ارتباط‌جمعي از قبيل اينترنت و ماهواره معادلات گذشته در تنظيم روابط بين کشورها تا حدود زيادي به‌هم‌خورده و جاي خود را به معادلات جديدي داده است؛ به‌گونه‌اي که به‌جاي به‌کارگيري مستقيم زور، توجه قدرت‌ها به استفاده از قدرت نرم و ايجاد تغييرات از طريق مسالمت‌آميز با به‌کارگيري شيوه‌هاي نوين مداخله در امور داخلي کشورها، مورد توجه قرار گيرد. لذا اين تحقيق در پي آن است که شيوهها و راهکارهاي اجرايي آمريکا در استراتژي جنگ نرم عليه ايران را بررسي نمايد.
نگاه اين تحقيق بيش از همه معطوف به شناخت شيوهها و راهکارهاي آمريکا در جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي است.

5- علي‌اکبر زاده انزابي، ابراهيم (1391). راهبردهاي صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران در ديپلماسي رسانه‌اي کشور. پايان‌نامه کارشناسي ارشد،
اين تحقيق ضمن بررسي راهبردهاي موجود رسانه ملي در رابطه با ديپلماسي رسانهاي کشور به دنبال ارائه پيشنهادهاي عملي در رابطه با ديپلماسي رسانهاي کشور مي‌باشد.
6- قناديان، حسن (1386). استراتژي جنگ رسانه‌اي استعمار فرانو در منطقه خاورميانه مطالعه مورد جمهوري اسلامي ايران. پايان‌نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مرکزي، تهران.
هدف اين پژوهش بررسي قدرت رسانهها و ارتباط آن‌ها با مراکز قدرت، بررسي ماهيت استعمار فرانو و چيستي جنگ رسانهاي و ارتباط اين دو باهم، عملکرد جنگ رسانهاي استعمار فرانو در قبال مسلمانان و جمهوري اسلامي ايران در منطقه خاورميانه است. روش پژوهش نيز براي تجزيه‌وتحليل اطلاعات از روش توصيفي – تحليلي و براي جمع‌آوري اطلاعات از روش‌هاي کتابخانهاي و بررسي اسناد و مدارک استفاده شده است.
اين تحقيق، در پايان به يک نتيجه کلي اکتفا ميکند و آن اينکه رسانههاي وابسته به شبکه قدرت استعمار فرانو، پس از وقوع انقلاب اسلامي در ايران و همچنين بيداري اسلامي در کشورهاي منطقه، آن‌ها را نشان رفته و ميخواهند سرچشمه بيداري اسلامي را که جمهوري اسلامي ايران است؛ تضعيف ، استحاله و براندازي نمايد.


دیدگاهتان را بنویسید