1- آيا بين اثربخشي و تداوم تأثير درمان فراشناختي و طرحواره درماني به شيوه گروهي بر اضطراب اجتماعي و مؤلفههاي آن در دانشجويان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي تفاوت وجود دارد؟
2- آيا بين اثربخشي و تداوم تأثير درمان فراشناختي و طرحواره درماني به شيوه گروهي بر کيفيت زندگي و مؤلفههاي آن در دانشجويان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي تفاوت وجود دارد؟
3- آيا بين اثربخشي و تداوم تأثير درمان فراشناختي و طرحواره درماني به شيوه گروهي بر سلامت اجتماعي و مؤلفههاي آن در دانشجويان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي تفاوت وجود دارد؟
1-6- فرضيه ها
1- بين اثربخشي و تداوم تأثير درمان فراشناختي و طرحواره درماني به شيوه گروهي بر اضطراب اجتماعي و مؤلفههاي آن در دانشجويان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي تفاوت وجود دارد.
2- بين اثربخشي و تداوم تأثير درمان فراشناختي و طرحواره درماني به شيوه گروهي بر کيفيت زندگي و مؤلفههاي آن در دانشجويان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي تفاوت وجود دارد.
3- بين اثربخشي و تداوم تأثير درمان فراشناختي و طرحواره درماني به شيوه گروهي بر سلامت اجتماعي و مؤلفههاي آن در دانشجويان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي تفاوت وجود دارد.
1- 7- متغيرهاي پژوهش
متغير مستقل: در پژوهش حاضر متغيرهاي مستقل شامل درمان فراشناختي و طرح واره درماني مي باشند که تأثير آنها بر روي متغيرهاي وابسته بررسي خواهد شد.

متغير وابسته: در پژوهش حاضر علائم اضطراب اجتماعي، کيفيت زندگي و سلامت اجتماعي متغيرهاي وابسته ميباشند.
1-8- تعريف مفهومي و عملياتي متغيرها
1-8-1- تعريف مفهومي
طرحواره درماني: طرح واره درماني که توسط يانگ و همکارانش (1990، 1999) بوجود آمده درماني نوين و يکپارچه است که عمدتاً بر اساس بسط و گسترش مفاهيم و روشهاي درمان شناختي ـ رفتاري، دلبستگي گشتالت37، روابط شيئي، سازنده گرايي و روانکاوي را در قالب يک مدل درماني و مفهومي تلفيق کرده است (يانگ، کلوسکو و ويشار، 2003).
درمان فراشناختي: درمان فراشناختي سطوحي از مداخله را عرضه ميكند كه بر چالش با محتواي تفكر و باورهاي منفي كه در درمانهاي سنتي شناختي بر آن تمركز دارد؛ تأكيد نمي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ورزد و سعي ميكند فراشناختهايي را كه به شيوه ناسازگارانه تفكرات منفي تكرار شونده را زياد ميكنند و يا باعث افزايش باورهاي منفي عمومي ميشوند، تغيير دهد (ولز، 2009).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

اضطراب اجتماعي: اختلال اضطراب اجتماعي به عنوان يک اختلال از طبقه اختلالهاي اضطرابي است که از طريق مشخصه ترس پايدار و قابل توجه و يا اجتناب از موقعيتهاي اجتماعي و عملکردي و همچنين نگراني از مشاهده و ارزيابي توسط ديگران شناخته ميشود (هدمن، استروم و استرونکل، 2013؛ چارترند، کاکس، ال گابالاوي و کلالرا، 2011).
کيفيت زندگي: سامارکو38 (2001) کيفيت زندگي را يک احساس خوب بودن ناشي از رضايت يا عدم رضايت از جنبههاي مختلف زندگي که براي شخص مهم هستند، ميداند. کيفيت زندگي شامل حوزه هاي سلامتي و کار، اقتصادي، اجتماعي، رواني، درجهي عدم وابستگي و تکامل اجتماعي شخص ميباشد.
سلامت اجتماعي: سلامت اجتماعي عبارتست از ارزيابي و شناخت فرد از چگونگي عملکردش در اجتماع و کيفيت روابطش با افراد ديگر، نزديکان و گروههاي اجتماعي که عضو آنهاست (کييز و شاپيرو39، 2004).
1-8-2- تعريف عملياتي متغيرها
اضطراب اجتماعي: نمره اي که فرد در پرسشنامه اضطراب اجتماعي کانور40 و همکاران (2000) بدست ميآورد.
کيفيت زندگي: نمرهاي که فرد در مقياس فرم کوتاه کيفيت زندگي (SF-36) کسب ميکند.
سلامت اجتماعي: به نمرهاي اشاره دارد که فرد در پرسشنامه سلامت اجتماعي (صفاري نيا، 1392) به دست ميآورد.
فصل دوم: مباني نظري و پيشينه تحقيق
2-1- اضطراب اجتماعي
2-1-1- مفهوم اضطراب اجتماعي41
مفهوم اضطراب اجتماعي باعث سردرگمي دانشمندان در طول تاريخ شده است. داروين (1998/1872) به بحث در اين باره پرداخته که انسانها چطور مي توانند از مورد توجه ديگران قرار گرفتن در حاليکه دچار فقدان کلي اعتماد به نفس در موقعيت هاي غيراجتماعي نيستند ابراز ترس کنند. به علاوه داروين اظهار داشته که اين ترس مي تواند با سرخ شدن و ابرام شديد در پنهان کاري توأم باشد. در عمل افراد اقدام به پنهان کردن چهره ي خود و اجتناب از تماس چشمي مستقيم مي کنند و يا اين که يک استراتژي جبراني را به صورت تماس چشمي نامناسب اتخاذ ميکنند.
بعدها يانگ (1923) دو نوع نگرش را معرفي کرد که بر پايهي دو اصل متناقض استوار بودند: درون گرايي و برون گرايي. و اين درون گرايي بود که افراد کمرو و منزوي اجتماعي را در بر ميگرفت، نه برون گرايي. افراد داراي چنين نگرشي از جهان بيروني ترس داشتند، در مورد خود طرز فکر منفي داشتند، از نظر رفتار اجتماعي شان ناراحت بودند و در احتياط کاريهاي غير ضروري شرکت مي کردند. متعاقباً آيزنک و آيزنک42(1964) معيار ويژگي شخصيت را بر اساس رويکرد پردازش اطلاعات ساختند. اين رويکرد نشان داد که انزوا، درون نگري، محتاط بودن ، نگراني و دغدغه مشخصههاي درون گرايي هستند (آيزنک و آيزنک، 1964).
همانطور که در بخشهاي بعدي بحث مي شود امکان دارد ويژگيهاي شخصيت در سبب شناسي اضطراب اجتماعي مقصر باشند. با وجود اين، فاکتورهاي حفظ کنندهي اضطراب اجتماعي عمدتاً بررسي نشده يا تجسم نيافته به جا مانده اند. در واقع پيشرفت هاي زيادي در رشتههاي روانپزشکي و روانشناسي حاصل شدهاند که طبقه بندي اضطراب اجتماعي از يک ويژگي شخصيت محض تا يک اختلال اضطرابي متمايز43 را ممکن ساختهاند.
2-1-2- ملاک هاي تشخيصي اختلال اضطراب اجتماعي
2-1-2-1- کتاب راهنماي تشخيصي و آماري- چاپ دوم (DSM-II):
در علم روانپزشکي اضطراب اجتماعي تا سال 1980 که DSM-III (APA,1980) آن را در ميان اختلالات اضطرابي جا داد يک اختلال متمايز محسوب نمي شد. با وجود اين DSM-II (APA، 1968( تشخيص واکنش انزوايي دوران کودکي را44 طبقه بندي کرد. اين اختلال به واسطهي کمرويي45،گسلش46 و مشکل در برقراري روابط ميان فردي در کودکان و نوجوانان مشخص ميشد. لذا کمرويي يک ويژگي شخصيت محسوب مي شود و به احتمال قوي با اختلال شخصيت اجتنابي رابطهي نزديکتري دارد.

2-1-2-2- کتاب راهنماي تشخيصي و آماري- ويرايش سوم (DSM-III)
(APA,1980) DSM-III ملاکهاي تشخيصي مختص به اضطراب اجتماعي را در بر داشت که شامل ترس اساسي از زير ذره بين قرار گرفتن يا شرمسار شدن47 و رفتار اجتنابي مربوطه بودند. مثل ساير اختلالات اضطرابي انتظار ميرفت افراد داراي اضطراب اجتماعي ترس خود را غيرمنطقي بدانند. به علاوه مطابق با مفهوم کلي ترسها، انتظار ميرفت اضطراب اجتماعي صرفاً زماني ناتوان ساز باشد که شخص با عامل ترس خود (موقعيت اجتماعي خاص) مواجه مي شد. از اينها گذشته اين اختلال نسبتاً نادر قلمداد ميشد.
2-1-2-3- کتاب راهنماي تشخيصي و آماري- ويرايش چهارم (DSM-IV)
(APA,1994) DSM-IV اصطلاح اختلال اضطراب اجتماعي را معرفي کرد و تشخيص را به ترس از يک يا چند موقعيت اجتماعي بسط داد. به علاوه ملاک هاي مربوطه شامل قابليت حملهي پانيک48 يا حملهي هراس در موقعيت هاي اجتماعي بودند. انتظار مي رفت درماندگي و پريشاني باعث وقفه در فعاليتهاي روزمره يا مشکل زياد در انجام آنها، در موفقيت شغلي يا تحصيلي و تعاملات اجتماعي بشود. به علاوه اين کتاب راهنما تشخيص را در دوران کودکي و نوجواني که نشانهها به مدت بيشتر از 6 ماه حضور داشتند به کار گرفت. در ضمن سنخ يا گونهي49 تعميم يافته ي50 اضطراب اجتماعي نيز معرفي شد. اين سنخ پيش فرض ترس در بيشتر موقعيتهاي اجتماعي را داشت و متخصصين باليني بايد تشخيص اضافي اختلال شخصيت اجتنابي (AVPD)51 را لحاظ کنند. اما اين کتاب راهنما مشخص نکرد که منظور از “بيشتر موقعيت هاي اجتماعي” چه بوده است.
علاوه بر اين DSM-IV در متن خود يک دور باطل تشکيل دهنده يا اضطراب انتظار، يعني تمرکز بر روي افکار منفي و حواس بدني منفي و تفسيرهاي اجتماعي منفي را نيز پيشنهاد کرده است (APA, 1994)، و بالاخره مسائل فرهنگي52 نظير ترس از مسبب توهين به ديگران شدن که در ژاپن زبانزد است معرفي شدند. در ميان ساير اختلالات، تشخيص افتراقي با اختلال هراس به همراه گذر هراسي53 يا بدون آن مرتبط بود اما اضطراب جدايي54 در کودکان تشخيص اختلال اضطراب اجتماعي را از دور خارج کرد. به علاوه کتاب راهنما پيشنهاد داد که تشخيص اختلال شخصيت اجتنابي ميتواند تداخل عمده اي با اختلال اضطراب اجتماعي تعميم يافته داشته باشد. نسخهي بازنگري و اصلاح شده ي (APA, 2000) DSM-IV-TR شامل تغييري در ملاک هاي تشخيصي اضطراب اجتماعي نبود. يک به روز سازي مرتبط با ويژگيهاي همراه و همبودي بيماري در متن وجود داشت.
2-1-2-4- کتاب راهنماي تشخيصي و آماري- ويرايش پنجم (DSM-V)
پيشرفتهاي اخير در رشته هاي روان داروشناسي55 و روانشناسي به يافته هايي ختم شدهاند که ميتوانند مفهوم اضطراب اجتماعي در چاپ جديد DSM (مه 2013) را تغيير دهند. به عنوان مثال شماري از دانشمندان پيشنهاد دادند اختلال اضطراب اجتماعي زير آستانه56 گنجانده شود تا به عنوان يک اختلال يک بُعدي57 مفهوم اضطراب اجتماعي را مورد تأکيد قرار دهند (فيلهو، هتم، فراري، ترزسنياک، مارک و ان سانتوز،58 2010). استين، اونو، تاجيما و مولر59 (2004) تا آنجا پيش رفتهاند که يک مفهوم متحد اختلالات طيف اضطراب اجتماعي60 را پيشنهاد دادند. اين شامل ترسهاي اجتماعي، اجتناب، دغدغه هاي جسمي61، اختلال کارکرد عاطفي و کمبودهاي اجتماعي62 مي باشد. مثلاً اختلال بدشکلي بدن63 و سندرم جديد مرجع پويايي64 ، اختلال در خوردن و اختلالات شخصيتي که تأثير شديدي بر روي مردم آميزي افراد مثلاً مردم آميزي افراطي در اختلال ويليامز و مردم آميزي تفريطي در اختلال شخصيت اسکيزوئيد هم ميتوانند در اين طيف گنجانده شوند.
بر اساس مرور شواهد مرتبط با ملاکهاي تشخيصي اضطراب اجتماعي (بوگلز، آلدن، بيدل، کلارک، پين، استين و همکاران65،2010) و مسائل فرهنگي مربوطه (ليوايز- فرناندز، هينتون، لاريا، پاترسون، هافمن، کرسک و همکاران66، 2009) تغييرات زير پيشنهاد شده اند:
* استفاده از اصطلاح اختلال اضطراب اجتماعي (با اضطراب اجتماعي در پرانتز)
* حذف ملاک بازشناسي ترس به عنوان غيرمنطقي؛ به جاي آن متخصصين باليني مي توانند ترس به عنوان “خارج از نسبت”67 را با در نظر گرفتن بافت فرهنگي شخص برآورد کنند.
* گنجاندن ترس از توهين به ديگران68
* حذف زير گونه ي تعميم يافته و استفاده از اضطراب عملکرد به عنوان يک تصريح يا مشخص کننده . ترس ها بر طبق موقعيت هاي اجتماعي: تعاملات اجتماعي، تحت نظر بودن، و تکاليف عملکردي گروه بندي ميشوند.
* گنجاندن موتيسم يا گنگي گزينشي69 به عنوان ابزار رفتاري (اجتناب) اختلال اضطراب اجتماعي در نوزادي70 و اوايل کودکي.
* به واسطهي دغدغه هاي مربوط به دست کم گرفتن مشکلات ميان فردي مهم در اختلالات شخصيتي پيشنهاد شد اختلال شخصيت اجتنابي يک تشخيص مجزا باقي بماند.
* طول مدت (احتمالاً 6 ماه) که براي تمام سنين به کار خواهد رفت.
* حذف ذکر نام حملات هراس
* گنجاندن مقياس شدت71
* و بالاخره گنجاندن بحث در مورد رابطه بالقوهي بين اختلال اضطراب اجتماعي و اختلال بدشکلي بدن و بين اضطراب اجتماعي و طبقه بندي جديد سندرم مرجع پويايي پيشنهاد شد.
2-1-2-5- دهمين بازنگري و اصلاح طبقه بندي بين المللي بيماري ها (ICD-10)
ICD-10 (سازمان بهداشت جهاني(WHO)، 1992) اضطراب اجتماعي گسسته دربارهي موقعيتهاي اجتماعي خاص و اضطراب اجتماعي منتشر دربارهي بيشتر موقعيتهاي اجتماعي را متمايز کرده است. ICD-10 نيز مثل DSM-IV به شرح مفصل ماهيت يا ميزان موقعيت هاي اجتماعي لازم براي تشخيص سنخ منتشر72 نپرداخته است. با اين حال کتاب راهنما متذکر شد اين موقعيتها بايد خارج از محفل خانوادگي باشند. اين مي تواند مختص به افراد داراي اضطراب اجتماعي باشد که در گردهمايي خانوادگي و در روابط نزديکي فاميلي با ناراحتي مواجه ميشوند.
خلاصه اينکه ملاک هاي تشخيص اضطراب اجتماعي عبارت بودند از:
1) اين که علت اوليه نشانهها اضطراب، و نه هذيان و افکاري وسواسي باشد.
2) اين که نشانهها در وهله ي اول با موقعيت اجتماعي مرتبط باشند.
3) اجتناب اجتماعي.


دیدگاهتان را بنویسید