1-3-2- اهداف جزئي23
1-4- سؤالات پژوهش23
فصل دوم پيشينه پژوهش24
مقدمه25
2-1- پژوهش‏هاي داخلي25
2-2- پژوهش‏هاي خارجي31
2-3- جمعبندي پيشينه پژوهش49
فصل سوم چهارچوب نظري53
مقدمه54
3-1- نظريه يادگيري اجتماعي ايکرز54
3-1-1- مفاهيم نظريه يادگيري اجتماعي57
3-1-1-1- پيوند افتراقي57
3-1-1-1-1- ارتباط بين پيوند افتراقي و ديگرنظريهها58
3-1-1-2- تعاريف58
3-1-1-2- 1- ارتباط بين تعاريف و ديگر نظريهها60
3-1-1-3- تقويت افتراقي61
3-1-1-3-1- ارتباط بين تقويت افتراقي و ديگر نظريهها62
3-1-1-4- تقليد63
3-1-1-4-1- ارتباط بين تقليد و ديگر نظريه‌ها64
3-1-2- فرايند نظريه يادگيري اجتماعي64
3-1-3-تقلب/عدم صداقت علمي و يادگيري اجتماعي66
3-2- نتيجهگيري67
3-3- فرضيههاي تحقيق68
3-3-1- فرضيه اصلي68
3-3-2- فرضيههاي فرعي68
فصل چهارم روش69
4-1- روش پژوهش و ابزار گردآوري دادهها70
4-2- جامعه آماري70
4-3- حجم نمونه70
4-4- روش نمونهگيري70
4-5- اعتبار و پايايي ابزار سنجش71
4-5-1- اعتبار سازه نظري مقياس تقلب علمي71
4-5-2- اعتبار سازه‌ تجربي مقياسهاي يادگيري اجتماعي71
4-5-2-1- تحليل عاملي تاييدي مرتبه اول72
4-5-2-1-1- تحليل عاملي تاييدي مرتبه اول پيوند افتراقي75
4-5-2-1-2- تحليل عاملي تاييدي مرتبه اول تعاريف76
4-5-2-1-3- تحليل عاملي تاييدي مرتبه اول متغيرهاي تقويتي افتراقي77
4-5-2-1-4- تحليل عاملي تاييدي مرتبه اول تقليد79
4-6- پايايي ابزار سنجش80
4-7- تصريح مفاهيم و سنجش متغيرها80
4-7-1- تقلب علمي80
4-7-1-1- تقلب در امتحان81
4-7-1-2- تقلب در تکاليف درسي81
4-7-1-3- سرقت علمي81
4-7-1-4- جعل علمي82
4-7-1-5- تحريف علمي82
4-7-1-6- تسهيل تقلب براي ديگران82
4-7-2- يادگيري اجتماعي83
4-7-2-1- پيوند افتراقي84
4-7-2-2- تعاريف84
4-7-2-3- تشويق86
4-7-2-4- عکسالعمل86
4-7-2-5- بازدارندگي87
4-7-2-6- پاداش87
4-7-2-7- تقليد88
4-8- هم‌ارز کردن88
4-9- بههنجار کردن دادهها89
4-10- تکنيک تجزيه و تحليل دادهها89
4-11- مسائل اخلاقي89
فصل پنجم توصيف دادهها91
5-1- توصيف متغيرهاي زمينهاي92
5-1-1- توصيف پاسخگويان برحسب جنسيت92
5-1-2- توصيف پاسخگويان برحسب مقطع تحصيلي92
5-1-3- توزيع پاسخگويان برحسب معدل به تفکيک جنسيت93
5-1-4- توزيع پاسخگويان برحسب دوره تحصيلي به تفکيک جنسيت93
5-1-5- توزيع پاسخگويان برحسب گروههاي سني به تفکيک جنسيت94
5-1-6- توزيع پاسخگويان برحسب وضعيت تأهل به تفکيک جنست94
5-1-7- توزيع پاسخگويان برحسب محل سکونت به تفکيک جنسيت95
5-1-8- توزيع پاسخگويان برحسب دانشکده به تفکيک جنسيت95

5-2- توصيف متغيرهاي اصلي تحقيق96
5-2-1- توصيف ابعاد تقلب علمي (متغير وابسته)96
5-2-1-1- توصيف گويههاي بعد تقلب امتحاني96
5-2-1-2- توصيف گويههاي بعد تقلب در تکاليف درسي98
5-2-1-3- توصيف گويههاي بعد سرقت علمي100
5-2-1-4- توصيف گويه هاي بعد جعل علمي102
5-2-1-5- توصيف گويههاي بعد تحريف علمي104
5-2-1-6- توصيف گويههاي بعد تسهيل تقلب براي ديگران106
5-2-2- توزيع تقلب علمي پاسخگويان بر حسب جنسيت108
5-2-3- توصيف متغيرهاي يادگيري اجتماعي (متغير مستقل)109
5-2-3-1- توزيع ابعاد متغير پيوند افتراقي109
5-2-3-1-1- توزيع گويههاي بعد کيفيت هنجاري- مولفه نگرش دوستان109
5-2-3-1-2- توزيع گويههاي بعد ارتباطي- تعداد دوستان111
5-2-3-1-3- توزيع گويههاي بعد ارتباطي- مولفه ميزان ارتباط با دوستان113
5-2-3-2- توزيع ابعاد متغير عکسالعمل115
5-2-3-2-1- توزيع گويههاي بعد عکس العمل- شدت عکس العمل دوستان115
5-2-3-3- توزيع متغير تشويق118
5-2-3-3-1- توزيع گويههاي بعد تشويق- تشويق دوستان118
5-2-3-4- توزيع ابعاد متغير بازدارندگي120
5-2-3-4-1- توزيع گويههاي بعد بازدارندگي- مؤلفه بازدارندگي رسمي قطعيت120
5-2-3-4-2- توزيع گويه هاي بعد بازدارندگي- مؤلفه بازدارندگي غير رسمي قطعيت122
5-2-3-5- توزيع ابعاد متغير پاداش124
5-2-3-5-1- توزيع گويههاي متغير پاداش- مولفه تقويت کنندههاي اجتماعي و غير اجتماعي مثبت124
5-2-3-6- توزيع ابعاد متغير تعاريف126
5-2-3-6-1- توزيع گويههاي ابعاد متغير تعاريف126
5-2-3-7- توزيع متغير تقليد129
5-2-3-7-1- توزيع گويههاي متغير تقليد- مؤلفه تقليد از ديگران مهم129
5-2-4- جداول تقاطعي131
5-2-4-1- توزيع ميزان تقلب علمي بر حسب دانشکده131
5-2-4-2- توزيع ميزان تقلب علمي بر حسب دوره تحصيلي132
5-2-4-3- توزيع ميزان تقلب علمي بر حسب ترم تحصيلي132
5-2-4-4- توزيع ميزان تقلب علمي بر حسب معدل تحصيلي133
5-2-4-5- توزيع ميزان تقلب علمي بر حسب محل سکونت134
5-2-5- ماتريس ضرايب همبستگي متغيرهاي مستقل و وابسته135
فصل ششم تحليل دادهها137
6-1- آزمونهاي تفاوت معنيداري138
6-1-2- آزمون تفاوت معنيداري برحسب متغيرهاي زمينهاي138
6-1-2-1- آزمون تفاوت ميانگين تقلب علمي و ابعاد آن برحسب جنسيت138
6-1-2-2- آزمون تفاوت ميانگين تقلب علمي و ابعاد آن برحسب گروه سني139
6-1-2-3- آزمون تفاوت ميانگين تقلب علمي و ابعاد آن برحسب دانشکده140
6-1-2-3-1- تفاوت ميانگين تقلب علمي برحسب دانشکده با استفاده از آزمون Tukey141
6-1-2-4- آزمون تفاوت ميانگين تقلب علمي و ابعاد آن برحسب دوره تحصيلي142
6-1-2-5-آزمون تفاوت ميانگين تقلب علمي و ابعاد آن برحسب مقطع تحصيلي143
6-1-2-6- آزمون تفاوت ميانگين تقلب علمي و ابعاد آن برحسب ترم تحصيلي144
6-1-2-6-1- تفاوت ميانگين تقلب علمي برحسب ترم تحصيلي با استفاده از آزمون Tukey145
6-1-2-7- آزمون تفاوت ميانگين تقلب علمي و ابعاد آن برحسب معدل146
6-1-2-7-1- آزمون تفاوت ميانگين تقلب علمي و ابعاد آن برحسب معدل با استفاده از آزمون Tukey146
6-2- مدليابي معادلات ساختاري147
6-2-1- آزمون فرضيهها با استفاده از مدل معادلات ساختاري147
6-2-1-1- ارزيابي نيکويي برازش مدل ساختاري تحقيق در کل نمونه148

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

6-2-1-2- نتايج آزمون مدل ساختاري تحقيق در کل نمونه149
6-2-2- مدل ساختاري يادگيري اجتماعي به تفکيک جنسيت152
6-2-2-1- ارزيابي نيکويي برازش دو مدل تدوين شده براي دانشجويان پسر و دانشجويان دختر152
6-2-2-2- نتايج آزمون مدل ساختاري براي دانشجويان پسر و دانشجويان دختر152
فصل هفتم نتيجهگيري157
7-1- بحث و نتيجهگيري158
7-2- دلالتهاي سياستي نظريه يادگيري اجتماعي در پيشگيري از تقلب علمي165
7-3- محدوديتهاي تحقيق166
7-4- پيشنهادهاي پژوهشي تحقيق167
منابع168
پيوستها174

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1-1- نوعشناسي و دستهبندي تقلب علمي16
جدول 4-1- روش نمونه‌گيري تحقيق71
جدول 4-2- ضرايب آلفاي کرونباخ مقياس تحقيق80
جدول 4- 3- مصاديق ثابت تقلب علمي83
جدول 5-1- توزيع فراواني و درصدي پاسخگويان برحسب جنسيت92
جدول 5-2- توزيع فراواني و درصدي پاسخگويان برحسب مقطع تحصيلي به تفکيک جنسيت92
جدول 5-3- توزيع فراواني و درصدي پاسخگويان برحسب معدل به تفکيک جنسيت93
جدول 5-4- توزيع فراواني و درصدي پاسخگويان برحسب دوره تحصيلي به تفکيک جنسيت93
جدول 5-5- توزيع پاسخگويان برحسب گروههاي سني به تفکيک جنسيت94
جدول 5-6- توزيع فراواني و درصدي پاسخگويان برحسب وضعيت تاهل به تفکيک جنسيت94
جدول 5-7- توزيع فراواني و درصدي پاسخگويان برحسب محل سکونت به تفکيک جنسيت95
جدول 5-8- توزيع فراواني و درصدي پاسخگويان برحسب دانشکده به تفکيک جنسيت95
جدول 5-9- توزيع فراواني، درصدي و شاخصهاي آماري (مرکزي و پراکندگي) گويههاي بعد تقلب در امتحان96
جدول 5-10- توزيع نمرات بعد تقلب در امتحان97
جدول 5-11- توزيع فراواني، درصدي و شاخصهاي آماري(مرکزي و پراکندگي) گويههاي بعدتقلب در تکاليف درسي98
جدول 5-12- توزيع نمرات بعد تقلب در تکاليف درسي بر حسب جنسيت99
جدول 5-13- توزيع فراواني، درصدي و شاخصهاي آماري(مرکزي و پراکندگي) گويههاي بعد سرقت علمي100
جدول 5-14- توزيع نمرات بعد سرقت علمي بر حسب جنسيت101
جدول 5-15- توزيع فراواني، درصدي و شاخصهاي آماري(مرکزي و پراکندگي) گويههاي بعد جعل علمي102
جدول 5-16- توزيع نمرات بعد جعل علمي بر حسب جنسيت103
جدول 5-17- توزيع فراواني، درصدي و شاخصهاي آماري (مرکزي و پراکندگي) گويههاي بعد تحريف علمي104
جدول 5-18- توزيع نمرات بعد تحريف علمي بر حسب جنسيت105
جدول 5-19- توزيع فراواني، درصدي و شاخصهاي آماري (مرکزي و پراکندگي) گويههاي بعد تسهيل تقلب براي ديگران106
جدول 5-20- توزيع نمرات بعد تسهيل تقلب براي ديگران بر حسب جنسيت107
جدول 5-21- توزيع نمرات بعد تقلب علمي بر حسب جنسيت108
جدول 5-22- توزيع فراواني، درصدي و شاخصهاي آماري(مرکزي و پراکندگي) گويههاي بعد کيفيت هنجاري- مولفه نگرش دوستان109
جدول 5-23- توزيع فراواني، درصدي و شاخصهاي آماري(مرکزي و پراکندگي) گويه هاي بعد ارتباطي- تعداد دوستان111
جدول 5-24- توزيع فراواني، درصدي و شاخصهاي آماري(مرکزي و پراکندگي) گويه هاي بعد ارتباطي- مولفه ميزان ارتباط با دوستان113
جدول 5-25- توزيع نمرات بعد پيوند افتراقي بر حسب جنسيت114
جدول 5-26- توزيع فراواني، درصدي و شاخصهاي آماري(مرکزي و پراکندگي) گويههاي بعد عکس العمل- شدت عکس العمل دوستان115
جدول 5-27- توزيع نمرات بعد عکس العمل بر حسب جنسيت117
جدول 5-28- توزيع فراواني، درصدي و شاخصهاي آماري(مرکزي و پراکندگي) گويههاي بعد تشويق-تشويق دوستان118
جدول 5-29- توزيع نمرات بعد تشويق بر حسب جنسيت119
جدول 5-30- توزيع فراواني، درصدي و شاخصهاي آماري(مرکزي و پراکندگي) گويه هاي بعد بازدارندگي- مؤلفه بازدارندگي رسمي قطعيت120
جدول 5-31- توزيع فراواني، درصدي و شاخصهاي آماري(مرکزي و پراکندگي) گويه هاي بعد بازدارندگي- مولفه بازدارندگي غيررسمي قطعيت122
جدول 5-32- توزيع نمرات بعد بازدارندگي بر حسب جنسيت123
جدول5-33- توزيع فراواني،درصدي و شاخصهاي آماري(مرکزي و پراکندگي)گويههاي بعدپاداش- مولفه تقويت کنندههاي اجتماعي و غيراجتماعي مثبت124
جدول 5-34- توزيع نمرات بعد پاداش بر حسب جنسيت125
جدول 5-35- توزيع فراواني، درصدي و شاخصهاي آماري(مرکزي و پراکندگي) گويههاي ابعاد متغير تعاريف126
جدول 5-36- توزيع نمرات متغير تعاريف بر حسب جنسيت128
جدول 5-37- توزيع فراواني، درصدي و شاخصهاي آماري(مرکزي و پراکندگي) گويههاي تقليد- مولفه تقليد از ديگران مهم129
جدول 5-38- توزيع نمرات بعد تقليد بر حسب جنسيت130
جدول 5-39- توزيع ميزان تقلب علمي برحسب دانشکده131
جدول 5-40- توزيع ميزان تقلب علمي برحسب دوره تحصيلي132
جدول 5-41- توزيع ميزان تقلب علمي برحسب ترم تحصيلي132
جدول 5-42- توزيع ميزان تقلب علمي برحسب معدل تحصيلي133
جدول 5-43- توزيع ميزان تقلب علمي برحسب محل سکونت فعلي134
جدول 5-44- ماتريس ضرايب همبستگي متغيرهاي مستقل و وابسته135
جدول 6-1- آزمون تفاوت ميانگين تقلب علمي و ابعاد آن برحسب جنسيت138
جدول 6-2- آزمون تفاوت ميانگين تقلب علمي و ابعاد آن برحسب گروه سني139
جدول 6-3- آزمون تفاوت ميانگين تقلب علمي و ابعاد آن برحسب دانشکده140
جدول 6-4- تفاوت ميانگين تقلب علمي برحسب دانشکده با استفاده از آزمون Tukey141
جدول 6-5- آزمون تفاوت ميانگين تقلب علمي و ابعاد آن برحسب دوره تحصيلي142
جدول 6-6- آزمون تفاوت ميانگين تقلب علمي و ابعاد آن برحسب مقطع تحصيلي143
جدول 6-7- آزمون تفاوت ميانگين تقلب علمي و ابعاد آن برحسب ترم تحصيلي144
جدول 6-8- تفاوت ميانگين تقلب علمي برحسب ترم تحصيلي با استفاده از آزمون Tukey145
جدول 6-9- آزمون تفاوت ميانگين تقلب علمي و ابعاد آن برحسب معدل146
جدول 6-10- تفاوت ميانگين تقلب علمي برحسب معدل با استفاده از آزمون Tukey146
جدول 6-11- شاخصهاي برازندگي مدل تحقيق در کل نمونه148
جدول 6-12- مقادير برآورد شده مدل معادلات ساختاري در کل نمونه149
جدول 6-13- شاخصهاي برازندگي دو مدل گروه دانشجويان پسر و گروه دانشجويان دختر152
جدول 6-14- مقادير برآورد شده مدل معادلات ساختاري براي دو گروه دانشجويان پسر و دانشجويان دختر153

فهرست اشکال و نمودار
عنوان صفحه
شکل 3-1- چهار روش تأثير پاداش و تنبيه روي رفتار61
شکل3-2- فرايند نظريه يادگيري اجتماعي65
نمودار 4-1- تحليل عاملي مرتبه اول پيوند افتراقي75
نمودار 4-2- تحليل عاملي تاييدي مرتبه اول تعاريف76
نمودار 4-3- تحليل عاملي تاييدي مرتبه اول ابعاد تقويت افتراقي77
نمودار 4-4- تحليل عاملي تاييدي مرتبه اول تقليد79
نمودار 6-1- مدل معادلات ساختاري يادگيري اجتماعي در کل نمونه با ضرايب استاندارد151
نمودار6- 2- مدل معادلات ساختاري يادگيري اجتماعي دانشجويان پسر با ضرايب استاندارد155
نمودار 6-3- مدل معادلات ساختاري يادگيري اجتماعي دانشجويان دختر با ضرايب استاندارد156

مقدمه
ظهور دانشگاه و مراکز آموزشعالي به شکل کنوني، پديدهي دورهي مدرنيته است. دانشگاهها به روايت فيلسوفان روشنگري حلقه اتصال ضروري بين عقل و پيشرفت شناخته ميشوند که به‌عنوان بخشي جداييناپذير از پروژهي بزرگ مدرنيته، دانش را براي منافع جامعه، توليد و بازتوليد ميکنند (مکلين1، 2006: 26). دانشگاه در فراهم آوردن دو پيششرط زندگي اجتماعي نقش مهمي دارد که اين پيش‌شرط‌ها عبارتاند از: 1- تعهد اخلاقي براي مشارکت و همکاري اجتماعي در جهت تحقق جامعه‌ي قانونمند مدني و دفاع از ارزشهاي والاي حياتي مانند گفت وگو، همفهمي، ديگرپذيري، انساندوستي و عدالتخواهي؛ 2- دانايي و فنآوري، توليد دانش فني و کاربردي، نوآوري و روزآمد و کارآمد کردن علم و فن و هنر براي پاسخگويي به نيازهاي متنوع جانشينناپذير و پايانناپذير (موسسه پژوهش‌هاي اجتماعي، 1377؛ به نقل از فاضلي، 1387: 201). با توجه به کارکردها و اهداف بيان‌شده و ضرورت وجود دانشگاهها و مراکز آموزشعالي، يکي از مسائلي که مي‌تواند در کارکردهاي اين نهادهاي آموزشي اختلال ايجاد کند و مانع رسيدن اين نهادها به اهدافشان باشد، پديده تقلبعلمي2 و يا عدم صداقتعلمي3 است.
تقلب علمي را به ‌عنوان امري غيراخلاقي، فريبکارانه و خلاف قوانين آموزشي تعريف کردهاند که در آن ارزشها و هنجارهاي يک محيط علمي زير پا گذاشته ميشوند. با رشد نهادهاي آموزشي و حجم انبوه ورودي به دانشگاهها، شيوع اين مسئله در سالهاي اخير نهادهاي آموزشي را با مشکلات فراواني روبه‌رو کرده است و بخشي از سياستگذاريها در حوزه آموزشعالي، به مبارزه با اين پديده اختصاص يافتهاست. رسانه‌هاي عمومي و ادبيات حرفه‌اي تقلب علمي را به سبب وقوع بالاي اعمال فريبکارانه در ميان دانشجويان و اختلالهاي مربوط به آموزش و فرايند ارزيابي در کلاس درس (لرش4، 1999: 103) و همچنين تأثيرات منفي که تقلب علمي بر کل جامعه به‌جاي ميگذارد، به‌عنوان يک مشکل بسيار بزرگ شناختهاند. با وجود اينکه تقلب علمي در بلندمدت ميتواند اثرات زيانباري را حتي به‌مراتب شديدتر از ساير رفتارهاي انحرافي براي جامعه به همراه داشته باشد؛ اما به تأسف بايد گفت، به تقلب علمي در کشور ما هنوز به‌عنوان شکلي جزئي از رفتار انحرافي نگريسته ميشود و حتي گاهي سادهتر از اين.
افرادي که رفتارهاي متقلبانه علمي را ساده انگاشتهاند، اين نکته را فراموش کردهاند که فساد اداري، اختلاس، جرائم يقهسفيد و …که در رسانهها و محافل عمومي بازتاب مييابند، ممکن است ريشه در رفتارهاي متقلبانه علمي و جامعهپذيري مجرمانه آن‌ها در دوران تحصيل داشته باشد؛ چنان‌که بسياري از پژوهشهاي خارجي بر اين ارتباط مهر تأييد نهادهاند.
مسير توسعهي همهجانبه در يک جامعه بر محور توليد علم است، فارغالتحصيلاني که با ارزيابي نادرست به دليل تقلب در آزمونها، دانشگاه را به اتمام رساندهاند؛ پژوهشهايي که بر پايه سرقت علمي، دادههاي نادرست، جعل و تحريف بودهاند؛ به‌هيچ‌وجه نخواهند توانست جامعه را با توليد علم همراه کنند. بلکه ديري نخواهد پاييد که جامعه از مدار توليد علم خارج ميشود. عليرغم دغدغهي جهاني نهادهاي آموزشي همانند تأسيس نهادهاي بين‌المللي5 مرتبط براي جلوگيري از تقلب علمي و ترويج اخلاق علمي، تنظيم مقررات و قواعد اخلاقي در هر دانشگاه و تحقيقات فراوان در خارج از کشور، مسئله تقلب علمي در کشور ما، نه به گونه‌ي جدي در نهادهاي آموزشي جهت تنظيم مقررات و قواعد اخلاقي به آن پرداخته‌شده و نه‌چندان جايي در پژوهشهاي اجتماعي دارد. با توجه به خلاء پژوهشي موجود در بررسي تقلب علمي از ديدگاه جامعه‌شناختي، پژوهش حاضر به بررسي نقش يادگيري اجتماعي در تقلب علمي ميان دانشجويان دانشگاه هرمزگان ميپردازد.
اين پژوهش به روش قياسي و در هفت فصل سامان يافتهاست. در فصل اول به بررسي تعاريف، نوعشناسي و بيان پيآمدهاي تقلب علمي پرداختهايم. فصل دوم به بررسي مطالعات پيشين و دستهبندي آنها اختصاص يافت. در فصل سوم چهارچوب نظري تحقيق و در فصل چهارم روش، مورد بحث واقع‌شده است. فصل پنجم به توصيف دادهها اختصاص دارد. در فصل ششم با استفاده از آزمونهاي تفاوت معنيداري و مدل معادلات ساختاري به تحليل متغيرهاي تحقيق پرداختهايم و فصل هفتم اين مجموعه به نتيجهگيري و بحث اختصاص يافت.

1-1- بيان مساله

تقلبعلمي پيآمدهاي جدي دارد و اين وظيفه آموزشدهندگان است که نادرستيها را نشان دهند، پيش از آن که “دانشجويان امروز”، ” مجرمان فردا” شوند (شاو6، 2004).

تشخيص تاريخ سوءرفتار علمي7 حداقل به قرن هفدهم بازمي‌گردد. مدتي پيش از آنکه جوامع علمي سلطنتي در انگلستان و فرانسه ايجاد شوند، اختلافاتي در مورد حقوق تاليف و اختراع شکل گرفته بود. پس از آن بهتدريج مفاهيمي همچون مالکيتفکري8، کپيرايت، حقثبت و علامتتجاري در جهان غرب پذيرفته و بوسيلهي سيستمهاي قانوني پشتيباني شدند. تاريخ تحقيق و اکتشاف، همواره مملوء است از مناقشههاي چشمگيري که “چه کسي اولين نفر است؟” و همراه با اين مناقشهها اتهاماتي از قبيل مفاهيم دزديدهشده9، دادهاي جعل شده10، متون سرقت شده11، خرابکاري12 کار تحقيقي و حتي کردارهاي تنفر برانگيزتر از اين، مطرح شدهاست (دکو13، 2002: 2). با ظهور نهادهاي جديد آموزشعالي به شکل کنوني و سيستم آزمونها و ظهور تکنولوژيهاي نوين ارتباطي، رفتارهاي متقلبانه علمي شکل جديدتر و پيچيدهتري را به خود گرفتهاست. از آنجا که در جامعهي امروز بخش مهمي از موفقيت زندگي اجتماعي افراد در گرو موفقيت آنها در دانشگاه است، تلاش براي رسيدن به مدرک دانشگاهي جهت دستيابي به سرمايههاي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي به مسالهي مهمي تبديل شده و در اين مسير ممکن است ارزشها و اخلاقيات علمي زيرپا گذاشته شوند.
تحقيقات انجام گرفته در زمينهي عدم صداقت دانشگاهي درصد بسيار بالايي از شيوع تقلب علمي را در نهادهاي آموزشي گزارش داده‌اند. خدايي (2011) با توجه به نتايج تحقيق خود بيان مي‌کند که 95 درصد از دانش آموزان به تقلب در طول سال تحصيلي اعتراف کرده‌اند و موفقيت 75 درصد آنان در تقلب گزارش شدهاست. نخعي و سيدحسيني (1384) گزارش مي‌دهند از ديدگاه تعداد قابل توجهي از دانشجويان پزشکي که جمعيت مورد تحقيق را تشکيل ميدادهاند، برخي از انواع تقلب مورد تأييد آن‌ها بوده و فراواني نسبي آن‌ها تا 50 درصد بوده است. در پژوهش بورآسا14 (2011) به طور کلي 77 درصد از نمونه تحقيق بر اساس پاسخ به 24 رفتار تقلبي، تقلب خود را گزارش داده‌اند. مونيکا15 و ديگران (2010) اظهار کرده‌اند 61 درصد از افراد تحقيق، از ميان شش نوع رفتار تقلبي‌اي که در تحقيق بيان شده، دو نوع از اين رفتارها را به صورت جدي انجام داده‌اند و 70 درصد آنان حداقل يک بار مرتکب رفتارهاي تقلب شده‌اند. عليوردينيا و صالح نژاد (1392) در تحقيق اخير خود گزارش دادهاند که حدود 9/31 درصد از دانشجويان در حد متوسط به بالا، در جلسات امتحاني تقلب کردهاند. ميزان تقلب در سي سال گذشته به‌طور منظم در حال افزايش بوده و با پيشرفت فنآوريهاي جديد به حدي شايع شده که مي‌توان آن را معضلي همهگير در مراکز آموزشي دانست (مرداک، 2006، به نقل از خامسان، 1390). آنچنان که زابو و آندروود16 (2004) بيان ميکنند در حدود 32 درصد از دانشآموزان به سرقت علمي17 با استفاده از اينترنت، به منظور تحقق اهداف آکادميک خود اعتراف کردهاند.
1-1-1- تعاريف تقلب علمي
يک مسئله‌ي جدّي در تحقيقات مربوط به عدم صداقتعلمي، توافق اندکي است که بر روي تعريف عدم صداقتعلمي و تقلب وجود دارد (بويسِن18، 2007: 5). با وجود مطالعات منتشرشدهي متعدد از رفتارهاي متقلبانه علمي، هنوز هيچ اجماعي در مورد يک تعريف استاندارد از اين اصطلاح وجود ندارد (مارسدن19، 2008؛ موهني20، 2007). تماميِ پژوهشهايي که در حوزه رفتارهاي مربوط به تقلب علمي انجام‌گرفته به ابهام بر سر تعريف و نوعشناسي اين رفتارها اذعان داشتهاند. تعريف تقلب علمي يا عدم صداقتعلمي گسترده است؛ اصطلاح مبهمي که بسياري از اشکال متفاوت و رفتارهاي مختلف را در بردارد (موهني21، 2007). قوانين اجتماعي معمولاً صريح هستند، درحالي‌که اغلب درجهاي از ابهام در باب رفتارهاي مربوط به تقلب علمي وجود دارد. در تلاش براي روشن کردن آنچه به‌منزله‌ي تقلب علمي است، مؤسسات آموزشي اغلب آيين‌نامه‌ها و مقرراتي را براي رفتارهاي متقلبانه علمي ارائه ميکنند که تعاريف خاصي را شامل ميشود (بوراس و همکاران، 2007). از آنجا که تفاوتهاي روششناختي و مفهومي موجب ميشود بر سر نرخ رفتارهاي متقلبانه علمي اختلافنظر پيش بيايد (عليوردينيا و صالحنژاد، 1392) و از طرفي تغيير تعاريف و اختلافات جزئيِ ذهني ممکن است به شيوع رفتارهاي متقلبانه کمک کند (رولياس، 2004؛ به نقل از مارسدن، 2008). در اين بخش از پژوهش با تکيه بر پيشينهي پژوهشي تلاش ميشود که به نوعشناسي عدم صداقتعلمي و تفاوتها و همپوشانيهاي آن پرداخته شود.
براي ورود به تعريف عدم صداقت علمي بايد از اصطلاح صداقت22 آغاز کرد. روشن کردن تعريف صداقت، ما را در فهم عدم صداقت علمي و تقلب علمي ياري خواهد داد. ريشه صداقت “integrity” به زبان انگليسي مشتق شده از کلمات لاتين “integer” و “integrates” به معني کامل23 و يا کل24، تماميت25 قسمتهاي مختلف از خود واقعي فرد است. در فلسفه اخلاق کلمه “integrity” به ‌طور نزديکي با فضايلي که يک فرد “خوب26” را تشکيل ميدهند، مرتبط است (مک فارلن27 و همکاران، 2012: 2). با توجه به تعريف صداقت ميتوان صداقت علمي را بينقصي و بيعيبي در کارهاي علمي تعريف کرد که با نوعي فضايل اخلاقي همراه است. مرکز صداقت علمي28 اصطلاح صداقت علمي را اينگونه تعريف کردهاست:
“صداقت علمي، ولو در مواجهه با سختي، يک تعهد نسبت به پنج ارزش اساسيِ درستکاري29، اعتماد، بيطرفي30، احترام و مسئوليتپذيري31 است. از اين ارزشها اصول رفتاري جريان مييابد که قادر ميسازد جوامع دانشگاهي آرمانهاي خود را به عمل تبديل سازند” (مرکز صداقت علمي، اکتبر 1999: 4).
اين مرکز، صداقت علمي را اساس تدريس، يادگيري، تحقيق و خدمت و پيشنيازي براي تحققِ اعتماد کامل، احترام و مسئوليتپذيري ميداند (همان، 1999). اجتماع آموزشي32 اي که صداقت علمي را حفظ ميکند در حال نشان دادن احترام33 به ارزشهاي اجتماعاي است که پايه و اساسي را براي آموزشعالي34 و کل جامعه فراهم ميکند (سادلماير35، 2005: 2). هنگامي که از اين ارزشها و به عبارت ديگر از اصول صداقتعلمي تخطي ميشود؛ آنگاه آن را به‌عنوان عدم صداقتعلمي يا تقلبعلمي ميشناسند. کريستنسن36، 2011: 10؛ هاگس و مککيب37، 2006) تقلبعلمي و عدم صداقتعلمي در برخي پژوهشهاي مربوط به اين حوزه، در يک معني و به صورت مترادف به کار برده شدهاند (نگاه کنيد به؛ بايسِن، 2007؛ مارسدن، 2008). با اين حال در برخي ديگر از مطالعات، عدم صداقتعلمي را مفهومي وسيعتر از تقلب در نظر گرفتهاند و تقلب را يکي از انواع عدم صداقتعلمي ميدانند (نگاه کنيد به: سادلماير، 2005؛ کلُزبليکر38، 2007: 26-27؛ وايتلي و اسپيگل39، 2002: 17-16؛ آکبولوت40 و همکاران، 2008: 464). در همهي انواع رفتارهاي مربوط به عدم صداقت علمي که در پژوهشها، آييننامهها و مقررات دانشگاهها از آن نام برده شده و يا نزد اعضاي هيأت علمي، پژوهشگران و دانشجويان ارائه ميشود و يا جامعه آن را خلاف ارزشهاي اخلاقي ميداند، عمل “تقلبکردن41” را ذيل مفهوم و تعريفي که لغتنامهها عرضه ميکنند، ميتوان مشاهده کرد. به عنوان نمونه در فرهنگ آنلاين مريام- وبستر42 تقلبکردن تحت عنوان: “شکستن يک قاعده يا قانون که معمولا براي به دستآوردن چيزي انجام ميشود”، “نقض قوانين از روي بيصداقتي” تعريف شدهاست (وبستر، 2014). در همه رفتارهاي مربوط به تقلبعلمي، افراد به گونهاي از فريب و نيرنگ متوسل ميشوند. با اين اوصاف، دو اصطلاح عدم صداقت علمي و تقلب علمي ميتوانند به يک معني به کار برده شوند43. علاوه بر اين هاگس و مککيب (2006: 50) از يک اصطلاح سوم يعني سوء رفتار علمي نيز نام ميبرند و اظهار ميکنند که اصطلاحات عدمصداقت علمي و سوءرفتار علمي در اشاره به طيف وسيعي از رفتارهاي غير اخلاقي است که برخي از دانشجويان براي کامل کردن کار علميشان در آن درگير مي شوند و اين دو اصطلاح غالبا به جاي يکديگر به کار ميروند.
هدف از تقلب به دستآوردن يک مزيت شخصي در يک موقعيت خاص است. بيشتر مطالعات دربارهي اعمال غيرصادقانه در محيط علمي، تعريف تقلب را مطابق به دست آوردن يک مزيت غيرمنصفانه44 به وسيلهي فريب يا سرپيچي از قانون و تخطي از سياستهاي نهادي درصداقت و تخطي از قوانين و مقررات در يک محيط دانشگاهي تعريف کردهاند (بلُدگود و همکاران45، 2008؛ تورن-فيگوئروا46، 2010: 26). برخي از نويسندگان تقلب را به عنوان تخطي از نقشها يا انتظارات براي اعمال يا وظايف علمي خاصي تعريف ميکنند (مارسدن، 2008: 9). همچنين تقلب را به عنوان اعمال يا تلاشهاي فريبآميز ِ47 يک دانشجو براي استفاده از وسايل ممنوعه يا غير قابل قبول در هر کار علمي تعريف کردهاند (تورن-فيگوئروا، 2010). به نظر تاس48 (2010: 441) تقلب ميتواند شامل ارائه نادرست49 افراد از دانش خودشان يا نشاندادنِ خود به عنوان يک فرد دارايِ دانش به گونهاي فريبکارانه، تعريف شود.
در بسياري از پژوهشهاي انجام شده، تقلب به عنوان رفتاري غيراخلاقي همراه با قصد و نيت قبلي تعريف شدهاست (تورنفيگوئروا، 2010). طبق نظر کلنرود50 (2009: 507) “تقلب بدون شک يک پديده وابسته به اخلاق51 است”؛ از اينرو دستهاي از تعاريف در عدم صداقت علمي بر بعد اخلاقي متمرکز شدهاند. در وسيعترين سطح، عدم صداقت علمي به عنوان يک “رفتار غير اخلاقي52” تعريف ميشود (مارسدن، 2008). تقلب رفتاري را نشان ميدهد که از “هنجارهاي اخلاقي” دور ميشود و بطور فريبآميزي در تلاش براي به دستآوردن چيزهاي با ارزش، از قوانين تخلف ميشود (بلُدگود و همکاران، 2008). مطالعات ديگر، پديده تقلب علمي را به عنوان يک تضاد بين فرهنگ جوانان و هنجارهاي سيستم آموزشي يا به عنوان نشانهاي از فرهنگهاي متفاوت در برنامههاي آموزشي متفاوت تلقي ميکنند (کلنرود، 2009: 507). با توجه به توضيحات فوق ميتوان گفت رفتارهاي غيراخلاقي، فريبکارانه و خلافقانون در يک محيط آموزشي محور تعريف تقلب علمي را تشکيل مي‌دهند.
1-1-2- نوعشناسي تقلب علمي
تقلب علمي طيف وسيعي از رفتارها را در برميگيرد. بسياري از تحقيقات عدم صداقت علمي را شامل همهي رفتارهاي نادرستي که در فضاي آموزشي رخ ميدهند، دانستهاند؛ رفتارهايي که دامنهي آن، استفاده از يادداشتهاي پنهاني53 (برگه تقلب) تا وانمودکردن به بيماري را در بر ميگيرد. برخي ديگر از تحقيقات نيز فهم عدم صداقت علمي را به تقلب در امتحان، کپي کردن تکاليف يا کارهاي کلاسي از روي دانشجويان ديگر و سرقت علمي محدود کردهاند. مساله تعريف رفتارهاي مربوط به عدم صداقت علمي هنگامي گيجکننده ميشود که استادان و دانشجويان وقتي دربارهي عدم صداقت علمي صحبت ميکنند، معاني متفاوتي را از آن مراد ميکنند. اگر چه دانشجويان و استادان اذعان دارند که تقلب علمي يک مشکل اساسي در نهادهاي آموزشي است؛ اما در اينکه چه چيزي تقلب است و چه چيزي تقلب نيست، توافق نظر ندارند (بُيسِن، 2007: 5). گاهي ممکن است دانشجويان درستکار درباره چيزي که عمل نادرستي هست يا نه، دچار سردرگمي شوند و سهوا پا را از حدود خود فراتر نهاده و مرتکب رفتارهاي متقلبانه شوند (مارسدن، 2008). مککيب و همکاران (2006: 181)، مارسدن و همکاران (2005: 2) عدمصداقت يا تقلبعلمي را شامل رفتارهاي مختلفي دانستهاند و آن را به دو دستهي تقلب مربوط به آزمونها و تقلب در کارهاي مکتوب تقسيم کردهاند.
1-1-2-1- تقلب در آزمونها
اگر چه سيزک (1999) تقلب امتحاني را به عنوان تخطي از قانون تعريف ميکند (به نقل از مارسدن، 2008: 12)، معمولاً تقلب امتحاني در مطالعات تعريف نميشود؛ بلکه بيشتر بر اساس رفتارهاي خاصي که به‌وسيله‌ي محققان بررسي شدهاست توصيف مي‌شود؛ همانطور که بسياري از مطالعات گويههايي را در ارتباط با استفاده نابهجاي تکنولوژي در هنگام برگزاري امتحان به کار بردهاند. براي مثال، هاردينگ (2000) گويههاي مککيب و باورس را درباره يادداشتهاي پنهاني، با پرسيدن اين سؤال که ” آيا به منظور تقلب در امتحان، اطلاعاتي را در يک ماشين‌حساب يا پي دي اي54 ذخيره کردهاند؟” به کار بردهاست (به نقل از مارسدن، 2008: 13-12). مککيب و همکاران (2006: 181) رفتارهاي متقلبانهاي را که مربوط به امتحانات و آزمونها ميباشند، شامل اين موارد ذکر کردهاند: 1- کپي کردن از اوراق امتحاني دانشجويانِ ديگر در طول يک امتحان؛ با اجازه يا بدون اجازه آنها. 2- استفاده از يادداشتهاي پنهاني. 3- کمک کردن به شخص ديگري براي تقلب کردن در امتحان.
1-1-2-2- تقلب در تکاليف درسي و پژوهشي
به منظور استمرار فرايند آموزش در خارج از محيط علميِ دانشگاه، دانشجويان موظفاند که فعاليتهايي را به عنوان وظايف پژوهشي شامل کارنوشتهاي درسي، پاسخ به يک سؤال مشخص، ارائه گزارش يک تحقيق يا آزمايش، انجام داده و نتايج آن را به کلاس ارائه کنند. دانشجويان نياز دارند آنچه را خواندهاند ياد بگيرند و تحليل کنند و به روشني آن را توضيح دهند. وظايف پژوهشي به دانشجويان کمک ميکند که يک مسئله را تدوين نموده، اطلاعات مورد نياز خود را بشناسند و اطلاعات مربوطه را ارزيابي و سازماندهي کنند. در نهايت اينکه آنها بايد روند پژوهش و آنچه را که آموختهاند منعکس کنند (لاثراپ و فاس55، 2005: 164). بسياري از دانشجويان تکاليف درسي و پژوهشي خود را مطابق با آنچه از آنها خواسته شده انجام نميدهند و در انجام آن مرتکب تقلب ميشوند. اصطلاح تقلب در تکاليف درسي و سرقت علمي اغلب به جاي يکديگر استفاده ميشوند؛ اما با وجود ارتباط بين آنها اين دو سازه هميشه مترادف هم نيستند. کپيکردن کار از دانشجويان ديگر بايد فراتر از همکاريهاي غيرمجاز، به عنوان سرقت ادبي بازتعريف شوند. اصطلاح تقلب در وظايف درسي، طيف وسيعي از رفتارها از مستندسازي و بازخوانيهاي56 درهم ريخته تا فريبکاري عمدي و آشکار را در بر ميگيرد ( مارسدن: 2008). تقلب در تکاليف درسي ميتواند سرقت ادبي باشد و سرقت ادبي هم نيز ميتواند تقلب در تکاليف محسوب شود؛ البته نه هميشه. گرايش به تعريف همهي اشکالِ تقلب در تکاليف درسي، به عنوان سرقت ادبي، ميتواند مشکلات بزرگي را براي دانشگاهيان و سياستگذاران که نقششان نشاندادن مشکلات علمي در دانشگاههاست، ايجاد کند (همان: 2008). تقلب درمطالب پژوهشي و تکاليف درسي علاوه بر سرقتعلمي، اعمال متقلبانهي ديگري را نيز در برميگيرد. مککيب و همکاران ( 2006: 181) رفتارهاي مربوط به کارنوشت درسي را شامل 1- سرقتعلمي، 2- همکاري در تکاليفي که به طور خاص براي کار انفرادي خواسته شده باشد، 3- کپي کردن يا چسباندن چند جمله از يک منبع مکتوب يا اينترنتي بدون استناد به آن منبع 4- جعل يا تحريف منابع و مراجع، 5- ارائه کاري که به ‌وسيله‌ي شخص ديگري انجام گرفته است، 5- ارائه کمکهاي غير مجاز به کسي روي تکاليف درسي و 6. ارائه يک مقاله دانلود شده از يک وب‌سايت؛ ميباشند.
1-1-2-3- سوءرفتارهاي علمي
مارسدن (2008) در رساله دکتري خود علاوه بر تقلب امتحاني و تقلب در تکاليف درسي، سوءرفتارهاي علمي57 را نيز بر اين تقسيمبندي افزوده است. مارسدن سوءرفتارهاي علمي را آن دسته از رفتارهاي غيرصادقانه علمي ميداند که بهطور مستقيم با تقلب در امتحان و تقلب در تکاليف درسي مرتبط نيستند. با توجه به ارتباط امتحان دانشگاه و تقلب در تکاليف درسي، سوء رفتار علمي طيف وسيعي از فعاليتها را در بر ميگيرد که اين فعاليتها غالباً کمتر در ادبيات تحقيق مطرح شدهاند. پارهاي از فعاليتهاي مربوط به سوءرفتار علمي، برحسب ارائهي توجيهات واهي به منظور تأخير يا عدم حضور در جلسهي امتحان و يا تحويل ندادن تکاليف درسي، مورد بررسي قرار گرفتهاند. همچنين سوءرفتار علمي ميتواند شامل تغيير يا تخريب بخشهايي از اسناد مرجع مانند از بين بردن صفحات ارزشمندِ کتب در کتابخانه، يا پنهانکردن يک کتاب در قفسهاي متفاوت از جاي اصلي آن، براي جلوگيري از دسترسي ديگران به آن کتاب، باشد. انواع جعل علمي58 که فعاليتهاي غير قانوني در برخي حوزههاي قضايي59، شامل استفاده از اسناد جعلي60 و جانشينسازيشخص61 را نشان ميدهد، در اين دستهبندي قرار گرفتهاند. مدارک جعلي ميتوانند براي ايجاد گواهينامههاي قلابي62 به منظور ورود به يک دوره تحصيلي خاص که شخص بطور قانوني واجد شرايط آن نميباشد، استفاده شوند. جانشينسازيشخص به عمل دانشجوياني اشاره داردکه شخصي ديگري را -اغلب با ويژگيهاي فيزيکي مشابه- وادار ميکنند تا به جاي آنها در جلسهي آزمون حاضر شود و به سوالات آزمون پاسخ دهد. چمبري ( 1385) سوءرفتار علمي را در دستهبندي کجروي در محيط علمي، در کنار جعل، سرقت ادبي، تقلب و… آورده و سوءرفتار علمي را تخطي عمدي از سياستهاي دانشگاه ميداند. دستبردن در نمرات يا مشارکت در خريد يا توزيع سوالاتِ امتحاني که هنور برگزار نشده، تلاش براي تغيير يا اصلاح يک نمره در يک دفتر نمره، وارد شدن به يک ساختمان به منظور به دستآوردنِ برگه و سوالات امتحاناتي که برگزار نشده؛ نمونههايي از سوءرفتار علمي هستند (چمبري، 1385: 7).


دیدگاهتان را بنویسید