3- آيا ميزان مشارکت اجتماعي دانش آموزان اقليت هاي مذهبي با ساير دانش آموزان تفاوت دارد؟

1-4-2- فرضيه هاي تحقيق
1- الف- ميانگين مشارکت اجتماعي دانش آموزان (مشارکت ورزشي، فرهنگي- هنري، مذهبي و علمي) بر حسب برخورداري مديران آنان از مهارت هاي مديريت تنوع ديني- مذهبي متفاوت است.
1- ب- ميانگين مشارکت اجتماعي دانش آموزان اقليت هاي مذهبي بر حسب برخورداري مديران آنان از مهارت هاي مديريت تنوع ديني- مذهبي متفاوت است.
2- الف- ميانگين مشارکت اجتماعي دانش آموزان (مشارکت ورزشي، فرهنگي- هنري، مذهبي و علمي) بر حسب برخورداري مديران آنان از مهارت هاي مديريت تنوع قومي- نژادي متفاوت است.
2- ب- ميانگين مشارکت اجتماعي دانش آموزان اقليت هاي قومي بر حسب برخورداري مديران آنان از مهارت هاي مديريت تنوع قومي- نژادي متفاوت است.
3- ويژگيهاي جمعيت شناختي مديران (سن، جنس، سابقه کار، سابقه مديريت) در ميزان بکارگيري مهارت هاي مديريت تنوع فرهنگي نقش دارد.

1-5- بيان اصطلاحات
1-5-1- تعاريف نظري
اقليت9
“اصطلاح اقليت که غالباً با ويژگي هايي چون زباني، قومي، ديني و مذهبي همراه است در برگيرنده آن دسته از گروه هاي انساني است که در شرايطي حاشيه اي و در موقعيتي ناشي از فرودستي کميتي و در عين حال اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي به سر مي برند، است” (پي ير، 1374،ص5).
تنوع 10
تعريف تنوع گستره وسيعي را در بر دارد. در انگليسي از تنوع11 براي بيان ويژگي هايي كه چيزي را از چيزهاي ديگر جدا مي‌كند، استفاده مي‌شود. در فارسي نيز تنوع (با ريشه عربي) به معناي گونه‌‌گون شدن و يا بودن است كه در فارسي به گوناگوني مشهور است (صالحي اميري، 1385).
تنوع فرهنگي12
“تنوع فرهنگي به تفاوت هاي گروهي در دستاوردهاي مادي و غير مادي دلالت دارد” (صالحي اميري، 1389، ص 152).
تنوع قومي13
“تنوع قومي ناظر بر وضعيتي است که گروه هاي قومي مختلف هر کدام با هويت خاص خود که ريشه در تجربيات، منافع، خودآگاهي ها و تبار مشترکشان دارد که در درون يک اجتماع بزرگ تر قرار گيرند. بر اين مبنا، تنوع قومي ناظر بر اجتماعي است مرکب از اقوام مختلف با هويتهاي مختلف. چنين اجتماعي مي تواند در درون هر يک از محلات تجمع انسان ها از جمله روستا، شهر، کشور، سازمان، شرکت، حزب و گروه پديدار شود”(اسميت،1383، ص23-24).
خرده فرهنگ14
“ارزشها و هنجارهاي متفاوت با ارزشها و هنجارهاي اكثريت كه يك گروه درون جامعه‌اي بزرگتر داراست”(گيدنز،1385، ص62).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فرهنگ15
” فرهنگ مجموعه پيچيدهاي شامل دانش، معتقدات، باورها، هنرها، صنايع، فنون، اخلاق، حقوق و قوانين و آداب و رسوم و بالاخره تمام قابليتها و عادات و رفتاري است که انسان به عنوان عضو جامعه خود فرا ميگيرد و در برابر آن جامعه وظايف و تعهداتي را دربر دارد” (روحالاميني، 1368، ص 17).
فرهنگ پذيري16
” فرهنگ پذيري عبارت از رواج پديده هايي است که در اثر تماس مستقيم و مداوم بين گروه هايي از افراد با فرنگ هاي مختلف به وجود مي آيد، پديده هايي که از مدل هاي فرهنگي يک يا دو گروه نشأت مي گيرد”(روح الاميني،1368، ص 99).
قوم مداري17
“افراد، در مقايسه و قضاوت و اظهار نظر، معمولاً گروه و فرهنگ و قوميت خود را مرکز و ميزان و معيار خوبي ها، کمالات و درستي ها مي دانند و ديگران يعني تفاوت هايي را که ديگران دارند نشانه پايين بودن، بد و نادرست بودن آنان مي شمارند. اين خصوصيت را که خواه و ناخواه يا مستقيم و غير مستقيم در همه جوامع يافت مي شود، قوم مداري مي گويند” (روح الاميني،1368،ص32).
مديريت تنوع فرهنگي18
“تشويق و ترغيب گرايشي است كه همه خرده فرهنگ هاي موجود در كشور را از منظر فرهنگ ملي خودي مي داند و تلاش اصلي آن معطوف به ايجاد “ما”ي مشترك است”(هارواي19،2006،ص1).
مشارکت اجتماعي20
“مشارکت را نوعي کنش هدفمند در فرآيند تعاملي بين کنشگر و محيط اجتماعي او در جهت نيل به اهداف معين و از پيش تعيين شده تعريف نموده اند. فرآيندي که افراد جامعه به صورت آگاهانه21 و داوطلبانه22 و جمعي23، با در نظر داشتن اهداف معين و مشخص که منجر به سهيم شدن آن ها در منابع اجتماعي مي شود، در آن شرکت مي کنند” (دهقان و غفاري،1384،ص 68).

1-5-2- تعاريف عملياتي
دانش آموز24
در اين تحقيق، به کليه دانش آموزان دختر و پسر دبيرستان (پايه اول، دوم، سوم و پيش دانشگاهي) که در سال تحصيلي 89-1388 در دبيرستان هاي شهر شاهين شهر مشغول به تحصيل بوده اند اطلاق مي گردد.
مدير25
از آنجاييکه وظايف مديريت (برنامه ريزي، سازماندهي، رهبري، کنترل و استفاده از همه منابع موجود) در مدارس به عهده مجموعه اي متشکل از مدير و معاونانش مي باشد، در اين پژوهش منظور از مدير کليه مديران و معاونان آموزشي و پرورشي دبيرستان هاي پسرانه و دخترانه شهر شاهين شهر در سال تحصيلي ” 89-1388″ مي باشد.
مشارکت اجتماعي26
در اين پژوهش، مشارکت اجتماعي؛ امتيازاتي است که در پاسخ به شرکت يا عدم مشارکت در فعاليت هاي ورزشي (با گويه هاي 2- 6-16 پرسشنامه مشارکت اجتماعي)، فرهنگي- هنري (با گويه هاي1- 3- 4- 5- 7- 11- 14- 15- 21 پرسشنامه مشارکت اجتماعي)، مذهبي (با گويه هاي 8- 18- 19- 22- 23- 24- 25پرسشنامه مشارکت اجتماعي) و علمي(با گويه هاي 9- 10- 12- 13- 17- 20 پرسشنامه مشارکت اجتماعي) سنجيده شده است.
مهارت هاي مديريت تنوع ديني- مذهبي27
منظور از مهارت هاي مديريت تنوع ديني- مذهبي در اين پژوهش امتيازاتي است که مديران درپاسخ به سؤال هاي مربوط به مهارت هاي مديريت تنوع ديني- مذهبي پرسشنامه (سؤال هاي 6- 12- 14- 23- 24- 26- 41- 44- 45- 46- 47- 48- 51- 52- 53-57 بخش دوم پرسشنامه) بدست آورده اند.

مهارت هاي مديريت تنوع زباني28
منظور از مهارت هاي مديريت تنوع زباني در اين پژوهش امتيازاتي است که مديران درپاسخ به سؤال هاي مربوط به مهارت هاي مديريت تنوع زباني پرسشنامه (سؤال هاي 17- 18- 19- 20- 21- 22- 27- 28- 29- 49- 50 بخش دوم پرسشنامه) بدست آورده اند.
مهارت هاي مديريت تنوع فرهنگي29
منظور از مهارت هاي مديريت تنوع فرهنگي در اين پژوهش امتيازاتي است که مديران درپاسخ به پرسشنامه مربوط به عملکرد مديران در محيط هاي چند فرهنگي(سؤال هاي 1تا 57 بخش دوم پرسشنامه) بدست آورده اند.
مهارت هاي مديريت تنوع قومي- نژادي30
منظور از مهارت هاي مديريت تنوع قومي- نژادي در اين پژوهش امتيازاتي است که مديران درپاسخ به سؤال هاي مربوط به مهارت هاي مديريت تنوع قومي- نژادي پرسشنامه (سؤال هاي 1- 2- 3- 4- 5- 7- 8- 9- 10- 11- 13- 15- 16- 25- 30- 31- 32- 33- 34- 35- 36- 37- 38- 39- 40- 42- 43- 54- 55-56 بخش دوم پرسشنامه) بدست آورده اند.

فصل دوم
مروري بر تحقيقات انجام شده

مقدمه
تحقق اهداف هر جامعه نياز به استفاده از تمام منابع مادي و انساني آن جامعه دارد. مديريت صحيح منابع انساني يکي از مهم ترين عوامل جهت رسيدن به مطلوب هاي جامعه مي باشد. کشور ايران از گذشته هاي دور، سرزمين اقوام و مذاهب گوناگون بوده است. مردماني با فرهنگ غني که سال ها در کنار هم مسالمت آميز زندگي کرده اند و جامعه اي با تنوع فرهنگي زيبا آفريده اند.
از جمله سازمان هاي مهم جامعه که با تنوع و گوناگوني فرهنگ ها مواجه است، آموزش و پرورش است. امروزه بنا به دلايل مختلفي از جمله مهاجرت، بافت دانش آموزي مدارس از تنوع قومي و مذهبي بسياري برخوردار است. مديران و معاونان مدارس نقش بسيار مهم و اساسي در رهبري اين جامعه کوچک به منظور هويت بخشي و نمود فرهنگ نسل آينده ساز اقوام و مذاهب دارند. آداب و رسوم، لهجه و لباس هر قوم، حاصل تجارب شادي ها و غم هاي انسان هايي است که سرنوشت مشترکي را تجربه کرده اند و اميد دارند که فرهنگ خود را به ديگران معرفي کنند و بر غناي آن بيفزايند. دانش آموزان گاه هويت قومي و فرهنگي خويش را پنهان مي کنند و ناخواسته به تسلط يک فرهنگ بر جامعه رنگارنگ ايران دامن مي زنند. آنان بايد بياموزند هويت قومي و فرهنگي آنها افتخاريست که از نسل هاي گذشته به ارث برده اند و بايد افتخار آميز به معرفي آن بپردازند. مدرسه محيط بسيار مناسبي جهت متجلي شدن عنصرهاي فرهنگي اقوام و مذاهب گوناگون است که اگر با مديريت مناسب همراه باشد باعث فراهم شدن بستري پر نشاط و پويا و فعال براي فعاليت هاي آموزشي و در کنار آن مشارکت هر چه بيشتر دانش آموزان در امور فرهنگي، ورزشي، هنري و …مي گردد. مهارت هاي مديريت تنوع فرهنگي، از نيازهاي اساسي مديريت سيستم آموزش و پرورش است که اگر در کنار مهارت هاي مديريت آموزشي قرار گيرد، رشد و بالندگي آموزشي و پرورشي دانش آموزان را در پي دارد.
با توجه به اينکه يکي از فعاليت هاي منظم هر پژوهش مطالعه ادبيات مرتبط با موضوع تحقيق و بررسي متغيرهاي مورد بررسي در آن مطالعه است، در اين فصل به مباحثي از جمله؛ تنوع فرهنگي و نظريه هاي مربوط به آن، تنوع قومي، تنوع مذهبي، تنوع زباني، مديريت، مهارت هاي مديريت تنوع فرهنگي و مشارکت اجتماعي پرداخته شده است.

2-1- تعريف فرهنگ
درتعريف تايلور31، “فرهنگ مجموعه پيچيدهاي شامل دانش، معتقدات، باورها، هنرها، صنايع، فنون، اخلاق، حقوق و قوانين و آداب و رسوم و بالاخره تمام قابليت ها و عادات و رفتاري است که انسان به عنوان عضو جامعه خود فرا ميگيرد و در برابر آن جامعه وظايف و تعهداتي را دربردارد” (روحالاميني، 1368، ص 17).
از نظر تايلور فرهنگ کليت زندگي اجتماعي انسان است و خصلتي جمعي دارد؛ بعلاوه فرهنگ جنبه اکتسابي دارد و موروثي نيست و عامل زيست شناسي (بيولوژيک) در آن نقشي ندارد. بدين معنا انسان بي فرهنگ و جامعه بي فرهنگ در کار نيست، زيرا زندگي اجتماعي يعني با هم زيستن و با هم زيستن به معناي در فرهنگ زيستن است. زيستن در ابتداييترين قبيله يا بزرگترين و پيچيدهترين جامعه تکنولوژيک مدرن از اين جهت يکسان است؛ اگرچه هريک از سازه هاي فرهنگ از نظر صورت و معنا يا سادگي و پيچيدگي، در جوامع گوناگون با هم تفاوت هاي اساسي دارند (آشوري، 1381).
كميتة برنامه‌ريزي بخش فرهنگ و هنر دولت جمهوري اسلامي ايران نيز در اولين برنامه پنج ساله خود، فرهنگ را كليت درهم تافته باورها، ارزشها، آرمانها، دانش‌ها، هنرها، متون، آداب و اعمال جامعه و مشخص كننده ساخت و تحول كيفيت زندگي تعريف نموده است (صالحي اميري، 1386).
برخي از جامعه شناسان فرهنگ را “جنبه نا پيدا که ظاهراً ديده نمي شود” مي نامند. با وجود اين، فرهنگ تأثير فراگير و نافذ بر رفتار افراد، گروه ها و جوامع دارد. از اين ديدگاه فرهنگ چيزي جز يک مرحله کوتاهي براي محققان جهت شناختن پتانسيل اختلاف و سوء تفاهم در شرايط و وضعيت هاي ارتباطهاي بين المللي نيست. وقتي کساني که با يکديگر به گفتگو مي پردازند، تلاش مي نمايند تا پيام هايي از طريق ظرفيت هاي فرهنگي و زبان شناختي منتقل نمايند، سخنان بي ربط مطرح نمي گردد و گفتگو ها منحرف و تحريف نمي شود. فعاليت ها و تحرکاتي که تصور مي رود به هماهنگي قبلي نياز دارند از اين مرحله کنار گذارده مي شوند و آنچه را که يک فرهنگ اعتماد به نفس و خود باوري مي داند و ديگري آن را نا مأنوس و خيالي مي پندارد. مفاهيم و معاني که براي يک فرهنگ اصلي مي باشد براي ديگر جزئي و حاشيه اي است. مرزهايي بين عقايد در مکان ها و محل هاي مختلف کشيده مي شوند (کوهن، 1380).
بطور خلاصه، هنگامي که از فرهنگ سخن به ميان ميآيد، انسان، روشها، فعاليت ها و اکتسابات و رفتارهايش را به نقد ميکشد و سعي ميکند آنها را بهبود ببخشد تا از قيد و بند رهايي يابد و هر آنچه را که از درون مانع شکوفاييش ميشود از ميان بردارد(پهلوان ،1382).

2-2- تنوع فرهنگي32
فرهنگ شامل دستاوردهاي مادي و غير مادي انسان هاست. مي توان گفت که فرهنگ مجموعه اي از سنن، عادات، آداب و رسوم، عقايد و باورها و رفتارهاي يک ملت است که به دو دسته مادي و غير مادي تقسيم مي شود و از طريق آموختن منتقل مي گردد. تنوع جوامع، يا در عوامل غير مادي همانند دين و زبان ريشه دارد يا داراي ريشه مادي مانند رنگ پوست است.
افراد جامعه برحسب اينکه متعلق به کدام گروه اجتماعي و شغلي هستند و به چه طبقهاي بستگي دارند و خود را از چه طايفهاي ميدانند و به کدام گرايش فکري و عقيدتي منسوبند و بالاخره برحسب اينکه از نظر جنسي و سني در چه رده اي قرار دارند داراي نمود و مختصات فرهنگي متفاوتند و به آساني ميتوان آنها را به اعتبار گفتار، رفتار، نگرش، کنش هاي خاص، روش هاي متفاوت احساس و عمل و شناخت از يکديگر متمايز ساخت. اين تفاوت و ويژگيهاي داخلي هر فرهنگ را “خرده فرهنگ33 “مينامند. اگر تفاوت بين خرده فرهنگها به قدر کافي زياد باشد، نتايج آن احتمالاً تنش و تضاد اجتماعي خواهد بود (كوئن، 1372).
گيدنز خرده فرهنگ را اين گونه تعريف مي‌كند:
“ارزشها و هنجارهاي متفاوت با ارزشها و هنجارهاي اكثريت كه يك گروه درون جامعه‌اي بزرگتر داراست” (1385، ص62).
به عنوان مثال، ويژگيهاي مردم يك استان از لحاظ گويش، آداب و رسوم، نحوه پوشش، مهمان نوازي، ازدواج و نظاير اينها فرهنگ آنها را از ساير فرهنگها مشخص ومتمايز مي‌كند. اين فرهنگ ويژه را خرده فرهنگ آن استان مي‌نامند، در حالي كه جزيي از فرهنگ ايراني تلقي مي‌شود. خرده فرهنگ ها نقش مهمي در شناخت فرهنگ يك كشور دارند، زيرا آگاهي از تاريخ يك قوم و حوادثي كه در طول قرون و اعصار برآن قوم گذشته را آشكار مي‌سازند. حضور افراد از فرهنگ هاي گوناگون در کنار يکديگر و ارتباط آنها با يکديگر باعث تبادل ارزش ها و آداب و رسوم مي گردد.
‌تنوع در نيروي انساني شامل تمام تفاوت هايي مي‌شود كه هريك از افراد را يك فرد واحد مي‌سازد، مثل: فرهنگ، قوميت، مليت، سن، دين، ناتواني، جنس، تحصيلات، عقيده و تمامي تفاوتهايي كه در هر نيروي كاري مشاهده مي‌شود(ادوين34،2001).

تنوع فرهنگي را به عنوان بخشي از ميراث مشترک بشريت، که منبعي براي مبادله اطلاعات، خلاقيت و نوآوري است، مي توان با تنوع زيستي در جهان طبيعت مقايسه و آن را لازمه زندگي بشري محسوب کرد. از اين رو براي استفاده نسل هاي حال و آينده بايد پاس داشته شوند و همانند بخشي مهم از حقوق بشر به آن توجه شود(يونسكو،1384).

2-2-1- فرهنگ پذيري35
” فرهنگ پذيري عبارت از رواج پديده هايي است که در اثر تماس مستقيم و مداوم بين گروه هايي از افراد با فرهنگ هاي مختلف به وجود مي آيد، پديده هايي که از مدل هاي فرهنگي يک يا دو گروه نشأت ميگيرد” (روح الاميني،1368، ص 99).
با توجه به تفاوت ها و تشابهاتي که در وسعت سرزمين، مقدار جمعيت، سابقه تاريخي، امکانات تکنولوژي و تحولات فکري ( که نسبت هر يک از اين عوامل وضعيت فرهنگ پذيري را تغيير مي دهد) وجود دارد، فرهنگ پذيري جوامع و گروه هاي همسايه يا داراي ارتباط را مي توان به دو صورت و وضعيت تقسيم کرد:
– زماني که فرهنگ پذيري با ميل و به دلخواه انجام مي گيرد؛ اين خصوصيت فقط وقتي ممکن است که هيچ گونه نابرابري اجتماعي يا سياسي بين دو گروه نباشد و هيچ کدام برتري مادي يا معنوي نسبت به ديگري نداشته باشند. اين نوع فرهنگ پذيري دو جانبه است و در بين اقوام و گروه هاي هم جوار و تقريباً مشابه صورت مي پذيرد.
– وقتي که پديده هاي فرهنگي يک جامعه بر ديگري تحميل مي شود. اين تحميل در سايه برتري تکنولوژي، قدرت نظامي، امکانات بيشتر اقتصادي و فني، سياست هاي نظام يافته توسعه طلبي و سلطه سياسي انجام مي گيرد (پهلوان،1382).
از طرفي گروه هاي اجتماعي را از نظر پذيرا شدن فرهنگ هاي ديگر به چند دسته مي توان تقسيم کرد:
* گروه هاي بسته: جوامعي هستند که نوآوري هاي اقوام ديگر را به سختي مي پذيرند و در تکنولوژي و سنن و زبان جامعه خود متعصبند. موقعيت جغرافيايي و عدم آمد و رفت با گروه هاي ديگر مي تواند از جمله عوامل اين امر باشد.
* گروه هاي باز: بعضي از جوامع به علت موقعيت مکاني (محل عبور گروه هاي ديگر، حالت هاي بندري) يا مسافرت هاي افراد و عوامل ديگر، آمادگي پذيرفتن، عاريت گرفتن و تقليد در زمينه هاي مختلف فرهنگي را دارند که اصطلاحاً به آن ها گروه هاي باز و گروه هاي مستعد مي گويند.
* گروه هاي مهاجر: برخي از گروه ها به صورت دسته جمعي يا به طور پراکنده (در اثر سيل، خشکسالي، جستجوي کار، مسايل سياسي يا عوامل ديگر) مجبور شده اند به محل ديگر کوچ کنند. اين گروه ها الزاماً براي انطباق با جامعه ميزبان، فرهنگ جامعه جديد را مي پذيرند، و ممکن است بعدها براي حفظ يا احياي هويت خود بعضي از جنبه هاي فرهنگ گذشته را رواج دهند. نمونه هاي مختلفي از اين قبيل را در بين مهاجريني که از نقاط مختلف جهان به آمريکا سفر کرده اند مي توان ديد.
* گروه هاي مهاجم: هنگامي که گروه يا گروه هايي در اثر تهاجم سياسي و نظامي جامعه ديگر را اشغال مي کنند، تاريخ نشان داده که گروه هاي مهاجمي که براي هميشه مانده اند نه به آساني فرهنگ آن جامعه را پذيرفته اند و نه به آساني توانسته اند فرهنگ خود را اشاعه دهند و شواهد حاکي است که گروه مهاجم مواردي از فرهنگ جامعه مغلوب را پذيرفته و در مسائلي بر عکس توانسته است فرهنگ خود را تحميل کند يا اشاعه دهد(روح الاميني،1368).


دیدگاهتان را بنویسید