7. ايضاح مفهومي حقيقت قرب فرائض و نوافل و تبيين كارايي آن دو در كرامات اوليا25
نتيجه و ره‌آورد گفتار:29
گفتار دوم: درباره‌ي وليّ30
1. واژه‌شناسي وليّ31
2. مفهوم‌شناسي وليّ32
3. گونه‌هاي ولايت34
4. پله‌هاي ولايت37
5. پيوند و گسست “ولايت” با “نبوت” و “رسالت”40
5-1. پيوستگي “وليّ” با “نبيّ” و “رسول”40
5-2. گسست “ولايت” از “نبوت” و “رسالت”41
نتيجه‌ و ره‌آورد گفتار:43
گفتار سوم: ديدگاه‌هاي درباره ي كرامات اوليا44
1. ديدگاه متكلمان45
2. ديدگاه فيلسوفان47
2-1. فيلسوفان سينوي48
2-2. فيلسوفان اشراقي50
2-3. فيلسوفان صدرايي51
3. ديدگاه عارفان52
4. نظرگاه مخالفان53
نتيجه و ره‌آورد گفتار:55
بخش دوم: بررسي‌هاي قرآني كرامات اوليا
گفتار نخست: گونه‌شناسي قرآني امور معجزه‌گونه و خارق عادت قرآني با دو روي‌كرد57
روي‌كرد نخست: گونه‌هاي خوارق قرآني59
فهرست گونه‌شناسي قرآني خوارق عادات:60
1. رهايي دادن اولياي الهي از بند مكرهاي دشمنان خدا61

1-1. داستان‌هاي اعجاب‌آور كشتي نوح(عليه السلام)61
1-2. آتش نمرود و گلستان خليل(عليه السلام)62
1-3. گذر كردن موساي كليم(عليه السلام) از ميان دريا63
2. آگهي از غيب و اشراف بر ضماير63
3. زنده كردن مردگان64
4. ديدار و گفت‌وشنود فراحسي64
4-1. فرشته‌ديداري64
4-1-1. ابراهيم(عليه السلام) و مهمانان غيرعادي64
4-1-2. زكريا(عليه السلام) و كروبيان65
4-1-3. حضرت مريم(عليها السلام) و فرستادگان الهي65
4-2. شنود صداي خدا66
4-2-1.سخن گفتن خدا با موسي(عليه السلام) با صدايي از ميانه‌ي درخت66
5. فرزند دار شدن معجزه آسا67
5-1. فرزنددار شدن معجزه‌آسا در پيريِ مرد (ابراهيم(عليه السلام)) و نازايي همسر67
5-2. تولد دور از انتظار حضرت يحيي(عليه السلام)67
5-3. فرزند دار شدن مريم(عليها السلام) بي‌هيچ همسري67
6. پيش‌بيني‌ها68
6-1. پيش‌بيني هلاكت دشمنان خدا68
6-2. پيش‌بيني حضرت عيسي(عليه السلام) از آمدن پيامبري پس از خود با نام و نشان68
6-3. پيش‌گويي كتاب رسول گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله)69
6-4. پيش بيني حضرت لوط(عليه السلام) در فريادرسي نهاني خداوند از وي در برابر ناپاكي مردمان69
7. درمان بيماران به‌گونه فراعادي69
7-1. شفاي بيماران بي‌علاج69
7-2. درمان بيماري از دور70
8. خلق و ايجاد70
8-1. خلق ‌شتر از سوي صالح(عليه السلام)70
8-2. از گِل، پرنده ساختن عيساي مسيح (عليه السلام)71
9. دست‌هاي پنهان در هنگام نياز اولياي خدا72
9-1. ناديده شدن برگزيده‌ي خدا با پوشش تار عنكبوت72
9-2. كمك فرشتگان در نبردهاي نابرابر72
9-2-1. در هم كوباندن لشكري با مشتي از خاك72
9-2-2. دست‌هاي غيب در گاه نياز لشكر خدا با ياري‌رساني فرشتگان در نبردهاي نابرابر73
9-3. باز شدن درهاي كاخ براي يوسف(عليه السلام)73
10. بيدار شدن پس از صدها سال خفتن73
11. زنده شدن انساني، ساليان دراز پس از مرگ74
12. گرفتن سفره و غذاي آسماني از نهان75
12-1. فرو فرستادن خوردني‌ها از آسمان براي يك قوم76
12-2. مائده‌ي خدا آسماني به دعاي عيسي(عليه السلام)‌ براي مردم76
12-3. سفره‌ي آسماني براي حضرت مريم(عليها السلام)77
13. سخن گفتن كودك77
13-1. سخن گفتن حضرت عيسي(عليه السلام) در كودكي78
13-2. شهادت نوزادي در دفاع از يوسف(عليه السلام)78
14. تولد فرزند از بانويي، بي‌واسطه‌ي مرد78
15. تبديل چيزي به چيز ديگر79
16. در خواست عذاب از وليّ خدا و فروفرستادن آن80
17. خواب‌هاي راستين80
17-1. خواب يوسف(عليه السلام)در كودكي80
17-2. تعبير خواب يوسف(عليه السلام) براي هم‌زنداني‌هايش در زندان81
17-3. بازخواني خواب پادشاه از سوي يوسف(عليه السلام) درباره‌ي آينده‌ي مصر81

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

18. جوشيدن شگفت‌انگيز آب از زمين82
18-1.حيرت‌آوري در رهايي پيامبري شكيبا، حضرت ايوب(عليه السلام)82
18-2. فواره كردن آب از تنور82
18-3. جوشش آب از صخره اي خشك با وارد كردن و زدن عصا بر آن82
19. انجام كاري زمان‌بر، در اندك زمان83
20. آگاهي از غيب83
20-1. پيش‌بيني پيامبران الهي از رخ‌دادهاي آينده84
20-2. الهام خداوندي به مادر حضرت موسي(عليه السلام)84
20-3. حضرت خضر(عليه السلام)، كارهاي عجيبش و آگاهي دادن از غيب85
21. برآورده شدن دعا86
21-1. استجابت دعاي حضرت لوط(عليه السلام) به‌گونه‌اي شگفت86
21-2. برآورده شدن دعاي حضرت زكريا(عليه السلام)86
22. زندگي در شكم ماهي87
23. نجات اولياي خدا از عذاب هاي همه‌گير88
24. تسخير موجودات88
24-1. تسخير جن88
24-2. تسخير حيوانات به‌ دست سليمان(عليه السلام)89
24-3. تسخير كوه توسط حضرت داود(عليه السلام) و نيروي شگرفش90
24-4. تسخير و هم‌نوايي مرغان هوا با داود(عليه السلام)91
24-5. تسخير باد91
25. نرم شدن آهن در دستان وليّ خدا92
26. شگفتي‌هايي از برخي حيوانات92
26-1. كارهاي شگفت هدهد92
26-2. بازماندن سگ اصحاب كهف پس از صدها سال93
26-3. كار شگفت‌انگيز پرندگان در زمين‌گير كردن اصحاب فيل93
27. اعجاب‌آوري كوه و درخت93
27-1. شنود صدا از كوه از سوي موساي كليم(عليه السلام)94
27-2. ديدن آتش از درخت و تكلم با خدا94
28. شكافت دريا95
29. درخشش دست95
30. از ميان رفتن كارايي يك افزار96
30-1. نبريدن كارد در قرباني كردن اسماعيل(عليه السلام)96
31. عروج به آسمان‌ها و عوالم غيب97
31-1. عروج حضرت عيسي عليه السلام به آسمان(عليه السلام)97
31-2. معراج حضرت رسول(صلي الله عليه و آله)، فوق شگفتي‌اي از پيامبر اسلام97
روي‌كرد دوم: صنف‌شناسي قرآني دارندگان امور خارق عادت101
فهرست صنف‌شناسي قرآني دارندگان خوارق:102
نتيجه و ره‌آورد گفتار:103
گفتار دوم: بازيابي مفهومي و بررسي‌هايي درباره‌ي مفهوم كرامت و وليّ در قرآن105
1. واژه‌شناسي كرامت در قرآن106
2. واژه‌شناسي وليّ و ولايت در قرآن كريم108
3. درنگي در پيشينه‌ي چالشي به نام كرامت‌خواهي و چگونگي برخورد قرآن‌كريم با آن109
4. انديشه‌ي قرآن در امكان و وقوع كرامت111
5. كرامت و قاعده‌ي عليت، در قرآن112
5-1. فاعل كرامت از ديد قرآن كريم115
6. توحيد افعالي و تصرف ولي در پرتو ولايت تكويني او در قرآن120
6-1. بررسي آيات قرآن درباره صفت فعلي ولايت121
6-1-1. آياتي كه ولايت را براي خدا ثابت مي‌کند121
6-1-2. آياتي كه ولايت را از غير خدا سلب مي‌کند121
6-1-3. آياتي كه ولايت را مختص خدا مي‌دانند122
6-1-4. آياتي كه حاكميت و حكم را مختص خدا مي‌داند122
7. جستاري در ولايت غير خدا123
7-1. گونه‌هاي ولايت ديني در قرآن123
7-2. ولايت رسول خدا و اوصياي ايشان124
7-3. ولايت طاغوت و شيطان بر كافران124
8. ولايت پاداشي125
9. توحيدْمحوري قرآن و نگاه‌داشت فاصله ميان مقام الوهيت(خالق) و جايگاه ولايت(مخلوق)126
نتيجه و ره‌آورد گفتار:129
گفتار سوم: بررسي زمينه‌هاي تحقق ولايت تكويني و تصرفات اوليا، در قرآن131
1.عبوديت133
1-1. واژه و معناشناسي “عَبْد”133
1-2. عبوديت در قرآن133
1-3. فراگير بودن معناي عبوديت در قرآن135
1-4. ظهور آثار قرب به حق(نوافل و فرائض) از نگاه قرآن136
2. معرفت شهودي138
2-1. بخشي از دانش كتاب “علم من الكتاب”139
2-2. همه‌ي دانش كتاب “علم الكتاب”143
2-3. تعليم اسماي الهي به دست خدا147
2-3-1. تحليل فضاي گفت‌وشنود خدا و فرشته‌ها148
2-3-2. بررسي كيستي آموزگار اسماي الهي و دانش‌اندوز ره‌يافته به ساحت حق149
2-3-3. چيستي جنس تعليم149
2-3-4. ايضاح چگونگي تعليم149
2-3-5. تعيين حجم داده‌ها در آموزش الهي150
2-3-6. تحليل مورد تعليم151
2-3-7. توصيف مراد از اسماي حسني154
2-3-8. بيان پيوند آدمي(وليّ خدا) با اسماي حسناي خداوند157
2-3-9. حقيقت و كاركرد اسم اعظم158
3. خلافت الهي162
3-1. واژه و معناشناسي خلافت162
3-2. ضرورت وجود خليفه‌ي خدا در عالم164
3-3. معناي خلافت خدا در عين حضور خداوند164
3-4. مصداق جانشيني آدمي و مقصود از مستخلف‌عنه167
3-5. درجات خلافت الهي168
3-6. گستره‌ي جانشيني آدمي172
نتيجه و ره‌آورد گفتار:174
كتاب‌نامه177

مقدمات

* طرح مسئله
* اهميت و ضرورت پژوهش
* پيشينه‌ي پژوهش
* قلمرو و دامنه‌ي پژوهش
* روش پژوهش حاضر

پيش‌گفتار
با عنايت به اينكه برخي از سخناني را كه در پيش‌گفتار يادرآور مي‌شويم در لابه‌لاي مطالب پيشين رفته است مقدمه، با شمارش نكاتي چند پيش‌كش مي‌شود.
1. در طول دورهي نگارش اين نگاشته بهگونهي مداوم و متناوب از 12 نوشته در روش مطالعه ديني، شيوهي نگارش علمي، ويرايش، تحقيق و پژوهش و اسلوب تدوين پاياننامه بهره برده شده و اميد است كه نگارندهي سطور توانسته باشد به خوبي، آن نكات ريزتر از مو را به‌كار گيرد و نيز آرزومنديم همهي نگاشته‌ها، انباشته‌اي صرف نباشد تا توليد علم به انجامي برسد.
2. در نگارش واژه‌هاي تازي، از رسمالخط پارسي پيروي نمودهايم همانگونه كه دستور راهنمايان ويرايش است.
3. نويسنده، تمام تلاش خود را نموده كه تا آنجا كه شدني است واژه‌هاي بيگانه را به‌كار نگيرد جز اينكه پارسي‌اش سخن را نرساند.
4. در بخش منابع نگاره، تلاش بر اين بوده كه از مذاهب مختلف اسلامي بهرهگيري شود و از تكيه بر نوشتههاي كلامي يا تفسيري با گرايش فرقهاي پرهيز شود و هماره سخن حق يا نزديك به حق را بيان نموده باشد.
5. بهرهگيري از زبان شعر فارسي كهن، به خصوص مثنوي حكيم رومي كاري است كه علاوه بر تغيير ذائقهي علمي نوشته و نيز خواننده به لطافت سخنان افزوده است و بالاتر، اينكه هم‌خونيِ ادبيات فارسي با قرآن و تاريخ انبيا و اوليا را مي‌رساند.
6. پاسخ چالشي كه امروزه مدعيان پشتيباني از قرآن و سنت به نام جدايي قرآن، عرفان و برهان در پي آنند را اين رساله با بهره‌گيري چشم‌گير از آيات قرآن به مرز كفايت رسانده است و اگر اراده بر اين بود كه نام ديگري بر اين نگاره نهيم بيگمان “عرفان و برهان در دامان قرآن” در خور آن بود، باشد كه در جمع هر سه‌ي قرآن، عرفان و برهان در اين نگاشته و نگاشته‌هاي دگر بيشتر بينديشند.
7. محقق بايد كه كشته نقد و انتقاد بي‌رحمانه باشد چنانكه حقير اين خواست را از سروران عرفان‌پژوه و اساتيد گران‌قدرم دارم.
8. راقم اين سطور، نوآوري رساله حاضر را در اصل موضوع يعني پرداختن به “مباني قرآني كرامات اوليا” مي داند و بر اين باور است كه گرچه پژوههي پيش‌رو بهترين نيست و نخواهد بود اما معتقد است نخستين گام را در اين باب گشوده است. باشد كه پله‌اي گشته تا زير پاي قلم‌هاي پژوهش‌گران قرار گيرد و به بناي ساختمان دانش اسلامي خشتي فزون گردد.
9. رسالهي پيش رو در دو بخش سامان يافته كه سخن اصلي نگارنده در بخش دوم به ويژه در گفتار سه، گنجانده شده و در پايان هر فصل يك نتيجه گرفته شده است كه رهآورد و يافته‌هاي بنيادي نگاشته را مي‌توان در آن يافت. بخش نخست، به كليات و ايضاح مفهومي واژههاي كليدي و نيز ديدگاههاي مكاتب مختلف علوم اسلامي به مسئله كرامات اوليا پرداخته است. در بخش دوم كه قسمت اصلي
نوشته يعني جستار قرآني است نخست با موردپژوهي گونههاي اصناف انسان به لحاظ امور خارق
عادت در قرآن كريم، آغاز ميشود و سپس در گفتار ديگري به سخن اصلي نگاشته يعني اموري است
كه مايهي دستيابي انسان به كرامات ميگردد و به عبارت ديگر، مباني قرآني كرامات اوليا، رسيده
است. به اين صورت كه به تحليل اصول برگرفته از امور خارق عادتي كه در گفتار پيشينش آمده، مي‌پردازد.
10. در بخش موردپژوهي گونههاي آدميان و موجودات در انجام يا وقوع امور خارق عادت، مدعيِ استقراي همهگير در قلمرو قرآن نيستيم ولي كوشيدهايم همه يا بيشتر امورخارق عادت در قرآن كريم كه در ذيل يكي از دسته انسانها يا موجودات يادشده در قرآن كريم آمده را از قلم نيندازيم. همچنين در ذيل بيشتر مصاديق قرآني امور خارق عادات به ويژه معجزات و كرامات، از سرودههاي حكيم رومي جلال الدين بلخي به عنوان يك متن سترگ در ادبيات عرفاني اسلام بهره بردهايم.
11. در پيش انداختن گفتار گونهشناسي بر جستار تحليل مباني قرآني كرامات اوليا بر اين انديشه بوديم كه نخست امور خارق عادت ياد شده در كتاب آسماني يعني قرآن كريم را بياوريم آنگاه بيان كنيم كه اينگونه امور چگونه از انسان سرميزند.
به هر روي:
تو گر پرنياني نيابي مجوش
كرم كار فرما و حشوش بپوش1
طرح مسئله
مسئله، اين است كه امور خارق عادتي كه از سوي افراد خاصي انجام مي شود آيا در قرآن به عنوان اساسيترين منبع ديني بدان پرداخته شده است؟ و اگر بررسيده، سخنش چيست؟ از نگاه قرآن چه اموري سبب مي شود تا كارهاي خارق عادت از اوليا و عارفان سرزند؟ نگارنده سطور در يك تحقيق ميداني، شناخت عارف را به ميان عامه مردم و نيز دانش آموخته‌هاي سنتي و امروزي برده، بي‌گزاف قريب به اتفاق، انجام عمل خارق العاده، نيت‌خواني، اشراف بر ضماير و مانندهاي اين ها را ملاك عرفان و عارف قرار دادند. اين‌جانب بر همه تأسف خورد و بيش از همه، بر غربت عرفان اسلامي. اين‌جاست كه جا براي جولان عارف‌نما گرفته تا مرتاض و هر معبرّ خواب و حدس‌زننده و پيش‌گو و فال‌زن و كف‌بين و جز اينها باز مي شود تا راه شماري را ببندند و از سويي عده‌اي هم به كژراهه روند و حقيقت را گم كرده و ره افسانه زنند و عرفان را به تمسخر گيرند.
اما پژوهش حاضر در پي بررسي اين حقيقت است كه آيا كرامات اوليا، از ديد آبشخور اساسي دين اسلام يعني وحي اعتباري دارد؟ و وحي آن را عينيتدار مي‌داند؟ و اگر معتبر است مي‌توان در قرآن هم عللي را براي آن تبيين نمود؟ چه كسي قدرت انجامش را دارد؟ فاعل حقيقي اين امر كيست؟ و آيا اوليا در اين عمل استقلال دارند يا لزوما به اذن قادر متعال است؟ حقيقت آن و گسستش از ديگر امور همگن‌اش كدام است؟ ارزش‌گزاري آن به چه نحو است؟ معرفتي يا اقناعي؟ اين ها پرسش‌هاي فرعي بود.
و اما سؤال اصلي اين‌كه: راه‌كارهاي وحياني ـ قرآني براي دست‌يازي به ولايت تكويني و انجام كرامات چيست؟ آيا اين كار در قرآن، شدني نشان داده شده و نمونه‌اي هم آورده است؟ بي‌گمان در ذهن بينندة امر خارق عادت پرسش‌هايي پيش مي‌آيد كه دين بايست پاسخگوي آن باشد و استوارترين پاسخ‌ها را قرآن عهده‌دار است. اما آرمان‌گرايي عرفان پژوهان ماية نبود واقع‌بيني نسبت به اين‌گونه امور شده است. نگارنده در پي آن است كه با نشان دادن و تحليل مايه‌هاي قرآني اين گونه كارها، راه ديني رسيدن به اين توانايي را پيش رو گذارد و با همين راه‌كار، سازوكاري براي احتراز از قدرت‌نمايي ساحران، مرتاضان و گاه عارف نمايان دست دهد چرا كه راقم اين سطور در چالش‌هاي پيش‌روي دانش، هماره سخن حَلّي را كاراتر از پاسخ نقضي مي‌داند. كوتاه سخن اينكه فرضيه و ادعاي نگارنده اين است كه مي‌شود با روي‌كردي وحياني ـ قرآني، به ناهمواري‌هاي فراروي عرفان اسلامي پايان داد و در موضوع‌نگاشت خود نيز به دنبال اين است كه ره‌يافتي قرآني براي پرسش اصلي بيابد. در اين رهگذر براي اينكه سخن اصلي بيشتردر جانها فرو رود و به قول معروف اوقع في النفوس واقع شود، نخست گفتاري را به گذري بر گونههاي امور خارق عادت با تكيه بر يادكرد انسانها و موجوداتي كه آن كارها از آنها سرزده و يا پديد آمده، ميپردازيم، و آنگاه به تحليل و دست داده مباني دستيابي به چنين امور فراحسي و فوق طبيعت در پيشگاه قرآن مينشينيم.
اهميت و ضرورت پژوهش
اهميت اين پژوهش علمي به قدر ارزش آلايش فضاي عرفان اسلامي ـ و نه عرفان اسلامي ـ است.
عدهاي با ترفندي، عده‌اي را طلسم مي كنند، برخي گويا با دعا، آن طلسم را باز مي‌كنند، شماري رخ‌دادي را پيش‌گويي مي‌كنند، بعضي از درون شخص، چيزي را بر ملا مي‌كنند، مرتاضي با گردويي، چله‌اي را در قبر مي‌گذراند، سالكي ادعاي بهرهمندي از دست‌گيري شيخ از دنيا رفته‌اش را مي‌كند، عارفي مدعي است كه حيواني را مي‌ميراند و زنده مي‌كند و…. همهي اينها اموري غير عادي‌اند. كدام درست و كدام نادرست است؟ كدام حق و كدام باطل است؟ كدام شخص، عارف و كدام كاهن است؟ كرامت از اموري است كه گرچه ارزش معرفتي ندارد اما بيشتر افراد و شايد همه، عارف و درست كار را، نه مدعي هر عرفاني را، تنها كسي مي دانند كه ميتواند كرامتي بياورد يا حديث كرامتش ميكنند. به هر روي در بسياري از مسائل بزرگ و كوچك عرفان اسلامي جاي حرف باقي است و يكي از آن مسائل، سخن در امور خارق عادتي است كه از برخي افراد سر مي‌زند. در بيشتر نگاشته‌هاي عرفاني، اصول‌گو‌هايش و داستان‌سراهايش، از كرامات اوليا سخن به ميان رفته است برخي به تعريف مفاهيم و شماري بيشتر هم به قصه‌هاي كرامت پرداخته‌اند اما در هيچ كدامش “مباني وحياني” تبيين نشده است. آرمان‌گرايي فزاينده عرفان‌پژوهان در حال حاضر مايه اين شده كه نوشته‌هاي در باب كشف و شهود و معناي بسيار دور و در بسياري از موارد دست نيافتني آن، ذهن‌ها را خسته كند اما به قرار و آرامشي نرساند. كيست كه دوست نداشته باشد به تجربه شهود حق بار يابد، اما كمتر كسي را سراغ داريم كه شهودي كند. باري، واقع‌بيني را وانهاده و سخن‌پراكني در باره تجربه‌هاي ناياب عارفان و پيامبران، جستارهاي ديگر حوزه عرفان را زير چتر خود پنهان كرده و دردي را هم دوا نكرده، كه سرگرداني‌ها را هم افزوده است. اما گفتارهاي به‌ظاهر، پيش پا افتادة عرفان كه بسياري بدان مشغول‌اند و شماري سرگردان آن، را به امان خدا رها كرده‌اند. بالاخره داوري ما در گسست‌نهي كارهاي شگفت مرتاض‌ها با عارفان و خداجويان به چيست؟ شايسته است عرفان اسلامي با تكيه بر كتاب و سنت، پاسخ‌گو باشد. پژوهش پيش رو در عين اعتراف به اهميت و شايستگي گفتار درباره مشهودات عارفان و تجربه‌هاي عارفانه و سخن در اين باب كه امروزه به صورت آرمان در آمده، مشكلي از چالش هاي موجود در جامعه جهاني را تبديل به مسئله نموده است آن را پيش رو گذاشته و در قرآن، اساسي‌ترين منبع پاسخ‌گويي دين اسلام، به واكاوي نشسته است.
در هر شريعتي بازگرداندن مسائل ديني به منبع دسته اول آن دين، افزون بر رعايت اخلاق نگارش، يك الزام پژوهشي در مجامع علمي نيز به شمار مي آيد. اما مشكل، آن‌جايي است كه مجمع علمي مورد نظر، خود را برگرفته از تعاليم اصيل منبع اصلي دين بداند. عرفان اسلامي را در ديد نخست، به اسلام يعني قرآن و سنت مي بندند و حال اين‌كه اين سخن، خود در ميان عرفان‌پژوهان يك پرسش بنيادي است كه آبشخور عرفان اسلامي كجاست؟ و بر اين پايه يك نشانه سؤال، پيش روي همه مسائل عرفاني گذاشته مي‌شود. از اين هم كه قدري تنزل كنيم و بگوييم عرفان مسلمانان، به يكسره اسلامي است و در پي آن، هر آن‌چه در متون عرفاني مسلمانان آمده است برگرفته از منبع دسته اول يعني وحي است. اينك سخن اين است كه آيا به همه پرسش‌هاي موجود در فضاي عرفان اسلامي از زبان وحي سخن در آورده شده يا خير؟ آيا آن‌چه ارائه مي‌شود همان سخن وحي است؟
هر گاه در شبهه‌اي در اين موضوع، به انديشمندي دين‌مدار مراجعه مي‌كنيم، نهايت ره‌گشايي وي اين است كه ما را به كتاب و سنت برگشت دهد، حال، مبناي اين دو منبع قويم، در اين بحث چيست؟، هذا اوّل الكلام! اين همان نقطه آغازين و دليل ضرورت و الزام به اين پژوهش است كه چندين سال در ذهن راقم اين سطور، مبهم و مورد جستجو بوده است. اما پژوهنده‌اي به يك‌جا دست به قلم نبرده و در درياي وحي فرو نرفته و در بيكران قرآن، غوص ننموده است تا حتي يك منبع علمي مستقيم را در اين زمينه در اختيار نگارنده و نامه پاياني‌اش گذاشته باشد به همين دليل در آغاز طرح تصويب موضوع رساله، موانعي از قبيل نبود منبع و عدم توانايي دانشجو، گريبان‌گير اين بي‌مايه بوده و بي‌مايه فطير است. به هر روي پس از چند مرحله پافشاري، به فضل دارنده وحي اين توفيق يار شد تا نگارش علمي آغازين اين كمترين با منبع مستقيم وحياني دم‌ساز گردد و “مباني قراني كرامات اوليا” را بيرون كشد. منت خداي را.
كوتاه اين‌كه با نگاهي به پيشينه پژوهش ـ و نه پيشينه كرامت نگاري ـ اهميت، ارزش، جايگاه، كارايي، كلان‌بودن و نوآوري موضوع پاياننامه را مي‌توان دريافت.
پيشينه‌ي پژوهش
تاريخ تذكره نويسي و كرامت‌نگاري اولياي الهي به درازاي تاريخ عرفان‌پژوهي اسلامي است. تا كنون آنچه در زمينهي كرامات اوليا نگاشته شده قريب به اتفاق، در بيان انواع و اقسام و طبقه‌بندي گونهها و بررسي موردي كرامات عارفان و صوفيان گذشته بوده است؛ و يا تفكر كلي تذكره‌نويسي و حديث كرامت را نقد كرده و بررسيده‌اند. نوشته‌هايي نيز در موضوع ولايت تكويني و نيز ولايت تكويني در قرآن در مقياس نوشته‌اي پراكنده و يا مقاله به بازار انديشه عرضه شده است كه بيشتر به اشاره رفتن به برخي كرامات اوليا در قرآن كريم پرداخته است. اما پژوهنده، پژوهه خود در اين موضوع را نو و بي‌پيشينه هيچ كتاب يا رساله و مقاله‌اي دانسته و نگاشته خود را تك‌نگاري در اين موضوع و ساختار آن را زائيده انديشه خود مي داند. بنابراين اين تراوش ذهني، هر چند كم‌مايه، اما شايد بتواند انگيزه‌اي براي انديشه‌هاي بزرگ پس از خود شود.
پرحجم‌ترين نوشته در امور خارق عادت و كرامات را مي توان “مدينة معاجز الائمة الاثني عشر2” نام برد كه در هفت جلد به كرامات پيامبر(صلي الله عليه و آله) و ائمه(عليهم السلام) پرداخته است اما هيچ گونه تحليل مفهومي و حتي گوشهي چشمي به مباني كراماتش نينداخته است. “جامع كرامات الاولياء” نگاشته ديگري است كه در دو جلد سامان يافته و چنان‌كه خود مي گويد به انگيزه حديث كرامت صحابي پيامبر(صلي الله عليه و آله) و افراد ديگري كه در نوشته‌هاي جامع پيشينش جا مانده، به فرجام رسانده است و حتي در برخي موارد هويت دارنده كرامت نيز براي نويسنده نامشخص بوده و خود در ابتداي كتاب بدين نكته آگاهي داده است. البته فهرست بيش از چهل كتاب از نوشته‌ها و جوامع تذكره‌نويسي را نام برده كه ديدن آنها براي طالبان اين‌گونه سخنان مفيد خواهد بود. نويسنده كلياتي در تعريف كرامت و مانند آن را به ثبت رسانده اما به پيشگاه وحي بار نيافته و خوشه‌اي نچيده و در موضوع ما ورود پيدا نكرده است هر چند در مقدمه نزديك به نود صفحه‌اي خود، در حد دو صفحه به واژه و معناشناسي كرامت و وليّ پرداخته و به چند نمونه قرآني اشاره‌اي كوتاه داشته است و در زير عنوان المطلب الاول تا الرابع به اثبات كرامات اوليا، انواع كرامات، اين‌كه كرامات نتيجه طاعات است و در پايان به طبقات مراتب و اصناف اوليا پرداخته است.3 سپس در دو جلد به يادكرد 54 تن از صحابي رسول خدا(صلي الله عليه و آله) و پس از آن به اولياي خداوند به ترتيب تاريخ زندگي آن‌ها، به حديث كرامتشان همت گمارده و برخي كارهاي خارق عادت‌شان را فراهم آورده است.
شايد بر خوانندهي اهل، غريب آيد كه “ابن تيميه” با آن همه باورهاي ويژه خود دو نوشتهي داراي سخن در باب معجزه كرامات از خود به جاي گذاشته است. يكي “المعجزة و كرامات الاولياء” و ديگري “الفرقان بين اولياء الرحمن و اولياء الشيطان”، كه در نوع خود جالب است. وي برخي مطالب درباره كرامات و نيز اوليا را جداگانه در چند فصل بررسيده است به مثل: كرامات انبيا و غير ايشان، احكام خوارق، ارزش معرفتي كرامات و انواع كرامات را كه نزديك به 40 صفحه به سخن نشسته است4 و نيز در كتاب ديگرش نگاه گروه‌هاي مردم نسبت به خوارق، جستارهايي درباره وليّ، تمايز كرامت و ديگر كارها از احوال شيطاني را در حدود 75 صفحه به نگارش در آورده است5. اما هرگز به مباني و يا مباني قرآني آن نظر نداشته است. اين‌ها در عربي بود.
اما در زبان فارسي به‌گونه مستقيم، حتي كمتر از اين هم به بررسي تحليلي خوارق پرداخته نشده است. البته تذكره‌نويسي به وفور يافت مي‌شود، از خانقاه نشينان در بزرگ‌پنداشت پيران‌شان تا نويسندگان معاصر در مورد عارفان راستين؛ و اين رشته سري دراز دارد. “حديث كرامت6” نام كتابي است كه جناب دكتر استعلامي در آن به نقد و بررسي و شفاف‌سازي برخي چالش‌ها در مورد نگاشته هايي چون “تذكرة الاولياء7″، “اسرار التوحيد8” و جز اين دو، نشسته و در نوع خود ستودني است. به تازگي كتابي به نام “سبع هشتم”9 نوشته دو تن از پژوهندگان جوان حوزه عرفان و ادبيات، به طبقه بندي موضوعي كرامات آن هم تا قرن هفت هجري قمري پرداخته اند. كوشش‌شان را بايد ارج نهاد. “ولايت تكويني و تشريعي از ديدگاه علم و فلسفه10” كتابي است كه به گونه‌اي پراكنده به جستارهايي در باب خوارق عادات از نگاه دين بررسيده است. مقاله‌اي علمي نيز كه صفحاتي به شماره انگشتان دست دارد با قلم يكي از پژوهش‌گران حوزه و دانشگاه سامان يافته “پژوهشي در ولايت تكويني انسان از ديدگاه قرآن11” است جهت و رويكرد اين نگاشته تاب تحسين دارد اما نه جامع است و نه هر سخني را به اندازه لازم گشوده و به سامان رسانده است. اما نگاره‌اي با نام “فوق طبيعت12” نام‌گذاري شده كارهاي شگفت آدميان را از ديدگاه علم و قرآن به كنكاش نشسته و دريافت‌هاي مرموز و ادراكات فراحسي، غيببيني، انديشهخواني، پيش‌آگاهي، دورجنباني، الهام و رؤياي صادقه را بررسي نموده است. نگارنده با اينكه اين مجموعه را بهترين تلاش در موضوع‌نگاشت پيش رو مي داند اما بر اين است كه نگارندهي فاضل اين كتاب، نه راه را، به گونهي كامل، درست رفته و نه راه رفته را صحيح پيموده است و با يك پرسش بنيادين به پيشگاه وحي زانو نزده است.
كوتاه سخن اين كه هيچكدام نه به انگيزه پي‌جويي مباني قرآني كرامات اوليا دست به قلم برده و نه در جست‌و‌جوي حل مشكل كرامت گرايي عوام و خواص بوده اند. از اين رو نويسنده بيهيچ منبع مستقيمي كه ساختاري براي نگاشته خويش از آن الهام گيرد، با وسواس فراوان، خود قالبي چيده تا يك نوآوري‌اي كرده باشد و راهي را براي پژوهش هاي دقيق پسينش هموار نموده باشد.
اما پژوهه حاضر – از آن‌جا كه نويسنده، رشته تحصيلي‌اي هم‌فكر با موضوع كرامات اوليا داشته، هماره اين مسئله را به عنوان يك دغدغه دنبال نموده – با در نظر گرفتن مشكلات جامعه اسلامي در حوزه عرفان، در حد توان دانش خويش از بي‌كران قرآن جام گرفته و بدان پرداخته است.
قلمرو و دامنه‌ي پژوهش
دامنهي تحقيق پيش‌رو، پرداختن به هستي و چيستي اموري است كه كرامات اولياي خدا را پايه‌ريزي مي‌كند.
با مطالعه پيشينه‌ي تحقيق بدين سخن مي‌رسيم كه نگاشته‌هاي پيشين، بررسي به چه بخشي از كرامات همت گماشته‌اند و چه بهره‌اي را مغفول نهاده‌اند؛ و در اين عرصه مسائلي است كه هر كدام، مبنايي فرامي‌خواند و بايد كه آبشخور مباني مسائل علوم انساني در هر شريعتي، اركان بنيادي آن منهاج باشد و در اسلام عزيز، قرآن است و سنت رسول گرامي(صلي الله عليه و آله)و ائمه(عليهم السلام)، سرچشمهي همهي معارف اصيل است. اين نگاشته به حوزه انسان‌شناسي تعلق دارد.
كرامت واژهاي است كه در حوزههاي گوناگون علوم انساني بدان پرداخته مي‌شود و در همهي عرصه‌ها به‌گونهي مثبت به واژه و معناي آن مي‌نگرند اما سخن در اين جستار، ايضاح و بررسي كرامات در منبع وحياني با نگاه عرفاني است. نگارنده اگر مي‌خواست كه نامي ديگر اما شايستهي اين جستار بر نوشتهي خويش نهد آن را “عرفان در دامان قرآن” عنوان ميداد. اين پژوهش به بررسي و ايضاح مفاهيم كليدي جستار و گسست از همگن‌هاي آنها و نيز پرداختن به نظرگاههاي انديشمندان حوزههاي گوناگون علوم انساني است. آنگاه به بي‌كران قرآن راه يافته تا پاره‌اي از يافته‌هاي قرآني در مفهوم اين مسئله را ارائه كند. آن‌چه اصلي‌ترين بهرهي قرآني و پيشاني اين تحقيق علمي است تبيين علل قرآني ـ و نه توصيف دلايل ـ كرامات اوليا است كه دغدغهي نخستين اين جانب بوده است؛ و در پايان نيز جستاري در گونهشناسي موضوعي قرآن كريم انجام گرفته است. البته راقم سطور بر اين باور است كه هر سه گفتار اخير ميتواند با حجمي چند برابر، از درياي قرآن برگيرد و به ساحل انديشهي بشري نشيند. در اين پژوهش، بزرگ‌ترين مشكل و بيشترين نبود را از نيستي منبع مستقيم و پيشينه‌اي در اين موضوع، ديده‌ام حتي يك نوشته به نام مباني كرامات اوليا، چه رسد به مباني قرآني آن يا اصل انديشه‌اي موضوع. از اين رو، بنياد انديشهي اين موضوع، ساختار بحث و چينش عناوين، همه از خود نويسنده است و به راستي اين، دليلي است كه نويسهي حاضر آغازي باشد فريادگونه در اين تفكر اما همراه با لغزشها.
روش پژوهش حاضر
دادههاي نوشته حاضر به شيوهي كتابخانه‌اي، و در زمينههاي پيدايش انديشهاي موضوع، اندكي ميداني، گرآوري شده، و پرورش آن بهگونهي تبييني و نه توصيفي، به دست آمده است.
به نگاه عالمان روش‌شناس، آنچه سهم عمده و ويژهاي در به بار نشستن يك پژوهش دارد، توجه به آيين نگارش و پژوهش است و متدولوژي، رشتهاي بسيار مهم در ميان همهي مراكز علمي و در ميان انبوه نويسندگان، اعم از مؤلف و مصنف است و اينگونه نيست كه هر كس كه او نوشته‌اي فراهم آورد پژوهشي علمي انجام داده و توليد انديشه‌اي كرده باشد.
اما سياههي پيش‌چشم خواننده، پس از اتمام چندين كتاب وزين در حوزه آيين پژوهش، آغاز شده و ثمره‌اش اين است كه:
در انتخاب موضوع، مسئلهمحور و نيز دغدغهمحور بوده است. در بخش جمع دادهها، از دو روش كتا‌ب‌خانه‌اي و اندكي هم آنگونه كه ياد شد از شيوهي ميداني بهره برده و در مرحله تدوين، به ساختاري در خور يك پژوهش علمي دست زده و قدم به قدم، و مو به مو، همسو با نگاشته‌هاي حوزه روش‌شناسي نگارش پيش رفته است.
نگارنده كوشيده است در شيوه نگارش تا آن‌جا كه شدني است واژه‌ها و نيز رسم‌الخط پارسي را به‌كار گيرد جز آن‌كه به‌كار بستن آن برداشتي نادرست به دنبال آورد و آن واژه، اصطلاح خاصي در يك دانش باشد.
و در بخش اصلي انديشه‌ي اين رساله، مطلوبي را كه در انبوه نوشته‌ها رعايت نمي‌شود، به دقت از ابتدا تا انتهاي اين رساله پاياني پي‌گيري شده تا به كژراهه نرفته و در پي آن راه علمي خواننده‌اي را نبندد و آن مطلوب اين است كه نويسنده بايد مشخص كند كه به دنبال چيست؟ آيا مي خواهد مطلبي را توصيف كند و جزئيات و دلايل موضوع را به تحرير در آورد؟ يا به دنبال تبيين است و مي‌خواهد علل وجودي مسئله را بيان نمايد؛ و به عبارت دقيق، مقاله او در جهت توصيف دلايل مسئلهي پژوهش است يا به انگيزهي تبيين علل آن- كه ميان اين دو هدف فاصلهي زيادي است – ويا هر دو را مورد نظر دارد.
چنان‌كه گذشت پژوهش پيش رو، نوشته‌اي است كه به انگيزهي تبيين علل نگاشته شده و نه توصيف دلايل، اما بر متخصصان اين فن پوشيده نيست كه در برخي مطالب مانند مفاهيم كلي و بيان برخي سخنان در لابه‌لاي نظريه‌اي ناگزير از به‌كار بردن بخش توصيفي است كه البته روش معمول نيز همين است كه در شيوه تبييني، از توصيف بعضي دلايل گريزي نيست؛ لذا تلفيقي از تبيين علل و توصيف دلايل را عجين نموده است.
در برگردان واژهها و عبارتهاي وحي نيز نظر به اينكه نگاشتهي پيش رو، كاري قرآني ـ عرفاني است و بخش فزاينده‌اي از يافته‌هايش به آيات قرآن زيبايي يافته، نگارنده بر خود لازم دانست كه در برگردان واژه‌ها و جملات وحياني وسواس به خرج دهد بنابراين پژوهندهي اين سطور پس از جست‌وجو و پرس‌وجويي علمي از كتاب‌شناسان قرآني بدين رهآورد رسيده كه از برگردان استاد مسعود انصاري بهره جويد تا نزديك‌ترين معنا را به‌كار بسته باشد. هر جا كه آيه‌اي را به‌گونهي كامل برگردانده تمام متن ترجمهي مترجم و آنجا كه گزيدهي آيه را برگردانده است نيز باز از ترجمهي اين استاد باريكبين استفاده نموده است. در اين گزينش افزون بر واكاوي و مقابلهي برگردان استاد انصاري با ترجمه‌هاي پرآوازهي به ويژه ترجمهي استاد محمدمهدي فولادوند، در پي‌نوشتي كه كتاب‌شناس دقيق جناب استاد بهاءالدين خرمشاهي بر ترجمهي استاد انصاري نگاشته‌اند، اين ترجمه را داراي دقت بيشتري دانسته‌اند. قابل توجه اين‌كه جناب استاد خرمشاهي هر دويِ اين دو برگردان از دو استاد را يعني ترجمه استاد فولادوند و استاد انصاري را خود ويراست نموده اند. دليل سوم بهره جستن نويسندهي اين سطور از ترجمهي ياد شده نوتر بودن برگردان ايشان است13. در گفتار نخست بخش پايانيِ نوشته، كه به طور كامل، بررسي مستقيم گونه‌هاي خارق عادت در آيات قران است نيز گر چه يكسره برگردان مستقيم آيه نيست اما وام‌گيري از ترجمهي ياد شده را به همراه دارد.

بخش يكم:
بررسي‌هاي مفهومي و ديدگاه‌ها
در مورد كرامات اوليا

* گفتار نخست: درباره‌ي كرامت
* گفتار دوم: درباره‌ي وليّ
* گفتار سوم: ديدگاه‌هاي درباره‌ي كرامات اوليا

گفتار نخست: درباره‌ي كرامت

1.واژه‌شناسي كرامت
لفظ “كَرامت” كه جمع آن “كرامات” و از ريشه “كرم” (بر وزن فَرَس) است در حوزه‌هاي مختلف علوم انساني معاني گوناگوني را به خود اختصاص مي‌دهد. اما واژه‌اي كه معادل “miracle14” در زبان انگليسي است و در تركيب “miracles of the saints15” به معناي “كرامات اوليا” است، در حوزه تصوف و عرفان قرار مي‌گيرد.
جوهري در صحاح16 و فيروزآبادي در القاموس المحيط17 مي گويد: “كَرَم” ضدّ لئآمت است پس “كريم” بمعنى سخىّ است چنان‌كه در دو كتاب ياد شده و نيز در اقرب الموارد18 آمده است.


دیدگاهتان را بنویسید