بند دوم: معناي اصطلاحي16
گفتار سوم: اديان الهي22
بند اول: معناي لغوي22
بند دوم: معناي اصطلاحي22
مبحث دوم: مصاديق نوين اهانت24
گفتار اول: عرصه‌ي هنر24
گفتار دوم: علم جديد31
مبحث سوم: مصاديق مقدسات اديان34
گفتار اول: دين زرتشت35
بند اول: خدا35
بند دوم: انبيا و ساير شخصيت‌ها35
بند سوم: کتب36
بند چهارم: معابد36
بند پنجم: ساير معتقدات37
گفتار دوم: دين يهود37
بند اول: خدا37
بند دوم: انبيا و ساير شخصيت‌ها37
بند سوم: کتب38
بند چهارم: معابد38
بند پنجم: ساير معتقدات39
گفتار سوم: دين مسيحيت40
بند اول: خدا40
بند دوم: انبيا و ساير شخصيت‌ها41
بند سوم: کتب41
بند چهارم: معابد43
بند پنجم: ساير معتقدات43
فصل دوم: جرم‌انگاري اهانت به مقدسات مذهبي44
مبحث اول:جرم انگاري در اديان46
گفتار اول: آئين زرتشت46
گفتار دوم: آئين يهود46
گفتار سوم: آئين مسيحيت48
گفتار چهارم: آئين اسلام49
مبحث دوم: جرم انگاري در قوانين51
مبحث سوم: اسناد حقوق بشر55

فصل سوم: اهانت به مقدسات و ارتداد57
مبحث اول: ارتداد59
مبحث دوم: رابطه اهانت به مقدسات با ارتداد62
بخش دوم: بررسي حکم اهانت به مقدسات اديان و مباني آن در فقه اسلامي65
فصل اول: حکم اهانت به مقدسات اديان و مباني آن در فقه اماميه67
مبحث اول: مقدسات مشترک در اسلام و اديان ديگر69
گفتار اول: انبيا69
بند اول: مباني قرآني70
بند دوم: مباني روايي73
گفتار دوم: کتب مقدس در اديان75
بند اول: مباني قرآني80
بند دوم: مباني روايي82
مبحث دوم: مقدسات مختص اديان ديگر84
گفتار اول: شخصيت‌هاي مقدس اديان84
بند اول: مباني قرآني86
بند دوم: مباني روايي90
گفتار دوم: معابد95
بند اول: مباني قرآني99
بند دوم: مباني روايي101
فصل دوم: حکم اهانت به مقدسات اديان و مباني آن در فقه عامه103
مبحث اول: مقدسات مشترک در اسلام و اديان ديگر105
گفتار اول: انبيا105
بند اول: مباني قرآني106
بند دوم: مباني روايي107
گفتار دوم: کتب مقدس در اديان108
بند اول: مباني قرآني108
بند دوم: مباني روايي108
مبحث دوم: مقدسات مختص اديان ديگر109
گفتار اول: شخصيت‌هاي مقدس اديان109
بند اول: مباني قرآني111
بند دوم: مباني روايي112
گفتار دوم: معابد113
بند اول: مباني قرآني115
بند دوم: مباني روايي116
فصل سوم: مباني عقلي عدم اهانت به مقدسات اديان در فقه اسلامي118
مبحث اول: اهانت مانع گفتگوي مسالمت‌آميز120
مبحث دوم: اهانت مانع تساهل و بردباري مذهبي121
مبحث سوم: اخلال در نظم، امنيّت و وحدت ملي…………………………………………………..122
فصل چهارم: رابطه اهانت به مقدسات با آزادي بيان، آزادي عقيده و آزادي سياسي125
مبحث اول: آزادي و اقسام آن127
مبحث دوم: جلوه‌هاي آزادي در اسلام………………………………………………………………..130
گفتار اول: آزادي بيان:130
بند اول: جنبه‌هاي گوناگون آزادي بيان132
بند دوم: رابطه اهانت به مقدسات با آزادي بيان133
گفتار دوم: آزادي عقيده135
بند اول: جنبه‌هاي گوناگون آزادي عقيده:135
بند دوم: رابطه اهانت به مقدسات با آزادي عقيده:137
گفتار سوم: آزادي سياسي140
بند اول: جنبه‌هاي گوناگون آزادي سياسي141
بند دوم: رابطه آزادي سياسي با اهانت به مقدسات142
نتيجه‌گيري145
پيشنهادها:148
فهرست منابع149
چکيده انگليسي…………………………………………………………………………………………165
مقدمه
1. طرح مسأله
نگاهي گذرا به فهرستي از نابهنجاري‌هاي اخلاقي، اجتماعي، معضلات اداري، سياسي و اعتقادي (همانند ترويج باطل و مبارزه با باورهاي ديني و مکتبي) و بالأخره توهين به مقدسات مذهبي و صدها کج روي‌هاي رنج‌آور ديگر، نمايشي است از جدايي آدميان از ارزش‌هاي ديني و حرکت به سمت‌وسوي مادي‌گري.
در هر جامعه‌اي اشخاص و نهادهايي وجود دارند که احترام به آن‌ها واجب است و اهانت به آن‌ها چالش‌هاي جدي ايجاد مي‌کند چه‌بسا برخي از نزاع‌ها در سطح بين‌المللي ريشه در اين موارد داشته باشد.
احترام به مقدسات هر دين يکي از اصول مسلم تربيت و نشان رشد و شکوفايي فرهنگي و لازمه‌ي ايجاد روحيه‌اي بشر خواهي و تحکيم مباني اخلاقي و قوام پايه‌هاي صلح و دوستي است و عدم رعايت اين صفت نيک، موجب اختلافات، کدورت‌ها، دشمني‌ها و احياناً جنگ‌هاي کوچک و بزرگ، قتل‌عام‌ها و کشتارهاي دسته‌جمعي گرديده و هزينه‌هاي سنگيني را بر فرد و جامعه تحميل خواهد کرد. احترام به افراد بشر، اعم از مسلمان و غيرمسلمان، اصلي است که همواره آموزه‌هاي ديني و آموزگاران بزرگ بشر و پيشوايان دين بر آن تأکيد داشته‌اند و تکيه‌بر باورهاي مشترک اديان را طريق گردهمايي و همبستگي اجتماعات بشري قلمداد نموده‌اند. “بگو: اى اهل كتاب، بياييد بر سر سخنى كه ميان ما و شما يكسان است بايستيم كه: جز خدا را نپرستيم و چيزى را شريك او نگردانيم و بعضى از ما بعضى ديگر را به‌جاي خدا به خدايى نگيرد.” پس اگر [از اين پيشنهاد] اعراض كردند، بگوييد: “شاهد باشيد كه ما مسلمانيم [نه شما] ‏”1
منظور از احترام گذاردن، ارج نهادن به آن چيزي است که نزد ديگران عزيز و گرامي است و افراد بدان تعلق دارند، آن امور ممکن است حيثيت و موقعيت اجتماعي، باورها و اعتقادات ديني و مذهبي باشد که نزد انسان‌ها عزيزترين و پربهاترين چيز است؛ زيرا اعتقادات مذهبي باشخصيت افراد جامعه عجين است. هرگونه تعدي به اعتقادات و باورهاي ديني موجب جريحه‌دار شدن افکار و احساس عمومي مي‌گردد، به‌طوري‌که اغلب، براي حفاظت و مواظبت از اين آرمان‌هاي مقدس از بذل مال و جان دريغ نمي‌کنند. در مکتب اسلامي مسأله توهين به مقدسات و موضوعات پيرامون آن، مسأله‌اي نيست که مختص به مقدسات دين و مکتب خاص خود باشد بلکه توهين به مقدسات اديان آسماني ديگر را به دليل داشتن مبنا ازلحاظ اخلاقي مذموم و ناپسند و ازلحاظ شرعي جايز نمي‌دانند.
در عصر کنوني که پيروان اديان و فرق، در راستاي اهداف خود دست به تبليغ گسترده‌اي زده و با تمام امکانات دنبال اهداف باطل خود مي‌باشند، بر پيروان راستين و حقيقي دين اسلام و مذهب حق جعفري است که در اين شلوغ بازار جهاني، اسلام ناب محمدي6 را بر مردم جهان عرضه نمايند و اين تکليف شرعي مقابله با موج تبليغاتي دشمنان اسلام که با تمام ابزارها و وسايل خويش به اهانت به مقدسات روي آورده‌اند هوشياري در مقابل اهانت به مقدسات را آشکار مي‌نمايد.
يکي از اصول گفتگوي اديان، آگاهي پيروان هر دين از حکم اهانت به مقدسات اديان ديگر است اين آگاهي مي‌تواند پيروان اديان را از اهانت به مقدسات يکديگر بازدارد و بستر را براي گفتگوي اديان و تقريب پيروان اديان و درنهايت آشکار کردن کمال اسلام فراهم نمايد؛ اين پژوهش درصدد است نظريه دين اسلام را درباره توهين به مقدسات اديان (زرتشت، يهوديت و مسيحيت) بر اساس دلايل شناخته‌شده و معيارهاي پذيرفته‌شد?‌ ديني (کلام الهي، سيره نبوي 6و روايات و منابع فقهي) استنباط کند که علاوه بر حلّ برخي مسائل نظري اين حوزه، در عالم خارج به‌خصوص درصحن? سياست خارجي، داراي کاربرد و تأثير عملي خواهد بود و به پويايي و کارآمدي روابط ما در عرص? حقوق بين‌الملل و برقراري روابط و ديپلماسي موفق با دول و ملل غيرمسلمان کمک خواهد کرد.
با بررسي صورت گرفته خلاقيت و نگرش دادگرانه‌ي نهفته اسلام در آن‌ها به‌خوبي نمايان خواهد شد. باشد که مورد رضاي حضرت حق قرار گيرد.
2. انگيزه انتخاب
در جهان معاصر، ضرورت‌هاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نيز گسترش رو به رشد روابط در عرصه‌هاي داخلي و خارجي، پيروان اديان الهي را بر آن داشته تا هرچه بيشتر در جهت توسعه روابط و بهبود آن بکوشند. آيين اسلام نيز با تشويق به ايجاد محيطي توأم با صلح و امنيت همراه با همزيستي مسالمت‌آميز بين افراد جامعه – با آراء گوناگون- احکام و ضوابط خاصي را در قالب دستورات شرعي براي پيروان خود صادر نموده، همه مسلمانان را به حسن معاشرت و رفتار انسان دوستانه فراخوانده است. اسلام ضمن دعوت پيروان خود به حضور در عرصه‌هاي مختلف جهاني، راه‌کارها و اصولي را براي اين حضور پيشنهاد نموده و با تأييد کتاب‌هاي آسماني و پيامبران پيشين، همه اديان و پيروان آن‌ها را به تفاهم و تلاش براي نيل به وحدت فرامي‌خواند. از ديدگاه قرآن، ايجاد رابطه با اديان ديگر و پيروانشان و توفيق براي حصول به زندگي مسالمت‌آميز و صلح و آرامش بر پايه آموزه‌هاي انسان‌ساز و معيارهاي عزت‌آفرين آن، به‌راحتي ممکن است. ازاين‌رو، براي تحقق چنين روابطي، در شرايطي که تحصيل‌کردگان و روشنفکران شرق و غرب نيازمند آگاهي از دلايل شگرف مندرج در اين پژوهش هستند، آشنايي با معيارها و آگاهي از اصولي که اسلام براي پي‌ريزي روابط نيکو و حُسن هم‌جواري پيشنهاد کرده ضروري است.
دلايلي که در اين پژوهش مطرح‌شده دال بر دادگري شريعت اسلام است و نشان مي‌دهد که اين شريعت، رحمتي است از جانب خداوند که پيامبرش محمد 6را با آن فرستاده است؛ زيرا فرموده است: “و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم‏”2
اکنون ديگران به خواندن و نشر اين پژوهش فراخوانده مي‌شوند تا مردم از روش دادگرانه‌ي اسلام در برخورد با غيرمسلمانان آگاه شوند؛ و الله ولي التوفيق.
3. ضرورت تحقيق
آنچه امروزه جهان بشري به شدّت به آن نيازمند است، تعامل و گفتگوي اديان در جهت کم کردن فاصله‌هاي موجود بين اديان، تأليف قلوب پيروان آن‌ها و يکسو نمودن حرکت انسان‌ها به‌سوي سعادت است. بر همين اساس قرآن کريم خطاب به پيامبر 6مي‌فرمايد: “و ما تو را جز [به سِمَتِ‏] بشارتگر و هشداردهنده براى تمام مردم، نفرستاديم ليكن بيشتر مردم نمى‏دانند”3 چراکه يکي از ويژگي‌هاي منحصربه‌فرد شريعت مقدس اسلام، جهاني بودن و تعلّق آن به همه انسان‌ها از هر نژاد و مکان و آييني است و اهانت به مقدسات هر يک از اديان الهي، از جانب پيروان آن‌ها گفتگوي اديان را به بن‌بست مي‌کشاند، ولي احترام و تکريم آنان زمينه را براي برقراري ارتباط، تقريب اديان و تفاهم درراه شناخت حق فراهم مي‌آورد و آثار مثبت و سازنده‌اي دارد. آگاهي از احکام اديان الهي در مسأله توهين به مقدسات، از رويارويي و تقابل پيروان اديان مي‌کاهد و آنان را از توهين به مقدسات يکديگر بازمي‌دارد.
اسلام آيين رحمت براي همه مردم است خداوند مي‌فرمايد: “اين [كتاب‏] براى مردم، بينش بخش و براى قومى كه يقين دارند، رهنمود و رحمتى است.‏”4 در اين آيين براي تمام مردم جهان، اعم از مسلمان و غيرمسلمان، خيروبرکت نهفته است. هر کس که داراي چشمي بينا باشد، اين مطلب را درک مي‌کند و جز آن‌کس که از ماهيت آن ناآگاه باشد يا آنکه خود اهل غرور و تکبر باشد، کسي ديگر منکر جايگاه و ارزش آن نخواهد شد. خداوند مي‌فرمايد: “اين معبودهايى كه غير از خدا مى‏پرستيد، چيزى جز اسم‌هايي (بي مسمّا) كه شما و پدرانتان آن‌ها را خدا ناميده‏ايد، نيست خداوند هيچ دليلى بر آن نازل نكرده حكم تنها از آن خداست فرمان داده كه غير از او را نپرستيد! اين است آيين پابرجا ولى بيشتر مردم نمى‏دانند!‏”5
احترامي که اسلام براي مقدسات اديان ديگر دارد از حقوقي که اسلام برايشان محفوظ داشته و تسامح و گذشت باورناپذير مسلمانان با آنان اثبات شدني است، اما امروزه ما صداهايي را مي‌شنويم که از هر سو بلند مي‌شوند و اسلام و مسلمانان را متهم به زير پا نهادن حقوق به‌ويژه حقوق غيرمسلمانان مي‌کنند، بي‌آنکه در اين زمينه دليل و مدرکي ارائه کنند بدين سبب ضروري است که با تعمق بيشتري از اسلام سخن گفته شود.
چه نيکوست که ما امروزه در جست‌وجوي حق باشيم و در برابر خواسته‌ي آن تسليم شويم و چه بايسته است که ما در روزگار دانش و خرد از هوي و هوس و تکبر به‌کلي دست بشوييم و باز چه نيازمنديم در اين روزگار که همه ملت‌ها باهم نزديک و متداخل شوند‌، هر يک حقوق و وظايف خود را بشناسند تا همان‌گونه که خداوند خودخواسته است، زمين آباد شود. از خداوند مسئلت دارم که اين پژوهش را سودمند گرداند.
4. پيشينه‌ي تحقيق
مسأله حفظ حرمت مقدسات و عدم اهانت به آن‌ها از مسائل مهم و قابل‌توجه دين مبين اسلام بوده و ائمه اطهار:در کلمات خويش به آن توجه داشته‌اند به همين دليل در جوامع حديثي اسلام ابوابي مجزا مربوط به حفظ حرمت مؤمن و عدم اهانت به آن، يا حفظ حرمت قرآن وجود دارد.
نظر به اهميت اين موضوع فقهاي بزرگ اسلامي نيز از همان ابتدا توجه خاصي به آن داشته‌اند که با رجوع به آثار فقهي آن‌ها مي‌توان به اين مهم دست‌يافت. مي‌توان از همان قرون نخست شاهد توجه سيد مرتضي در کتاب الانتصار به هتک شريعت بود. اين روندِ توجه علما را در آثار فقهي آن‌ها شاهد هستيم. اولين کسي که با يک نگاه جديد به محترمات بحث را در کتاب خويش آورده جعفر نجفي در کتاب کاشف الغطاء است، وي محترمات را به سه دسته تقسيم کرده است. بعد از او مي‌توان شاهد استفاده بيشتري از اين قاعده در کتاب‌هاي فقهي بود. فقهاي شيعه در آثار فقهي خويش فرع فقهي سبّ و شتم نبي را بررسي نموده‌اند. فقهاي اهل سنت نيز در کتاب ارتداد اشاراتي به اين موضوع کرده‌اند. در نزد اهل سنت ابن تيميه کتاب “الصارم المسلول علي شاتم الرسول” را خاص کيفر اهانت به پيامبر اسلام 6نگاشت. قاضي عياض نيز در “الشفاء بتعريف حقوق المصطفي” در مسأله ساب النبي به‌تفصيل سخن گفته است.
پايان‌نامه‌ها و مقاله‌هاي کارشده در اين زمينه عبارت‌اند از: بررسي فقهي حقوقي جرم اهانت به مقدسات اسلام (موضوع ماده 513 قانون مجازات اسلامي) با نگرشي به کتاب آيات شيطاني از مهدي غلامي، اهانت به مقدسات مذهبي در قانون مجازات اسلامي و بررسي ادله حکم آن در فقه اماميه از محمدصادق دبيري، بررسي فقهي و حقوقي تعظيم شعائر و اهانت به مقدسات از فاطمه موسوي خراساني، بررسي تطبيقي حکم توهين به شخصيت‌هاي مقدس در اديان الهي از محمدرضا جواهري، مقاله جرم اهانت به مقدسات در نظام حقوقي اسلام و کامن لا و آثار ديگري که درزمينه اهانت به مقدسات اسلام نگاشته شده است ولي هيچ‌يک از اين آثار به بررسي اهانت به مقدسات اديان (زرتشت، يهود و مسيحيت) در فقه اسلامي نپرداخته‌اند. اين مسأله فقهي به‌صراحت و مستقيم در فقه مطرح و بررسي نگرديده است و هيچ متن استدلالي در اين مورد تدوين نگرديده است.
صاحب اين قلم اميدوار است بتواند مباحث اختصاصي اين پژوهش پيرامون اهانت به مقدسات دين زرتشت، يهود و مسيحيت را پي‌گيري نموده و پس از بررسي در آينده چاپ نمايد. شايد اين قلم در اين مسأله مهم بتواند اين مباحث را تعقيب نموده و به حوزه نشر سپرده و پژوهشگران را ياري و درگير اين بحث نمايد.
5. سؤالات تحقيق
محقق در اين تحقيق در پي به دست آوردن پاسخ علمي و مستند به پرسش‌هاي ذيل است:
الف) سؤالات اصلي:
1. اهانت به مقدسات اديان (زرتشت، يهود و مسيحيت) در فقه اماميه و عامه چه حکمي دارد؟
2. آيا دين اسلام قائل به مدارا و همزيستي مسالمت‌آميز با طرفداران ديگر اديان است؟
ب) سؤالات فرعي:
3. مصاديق اهانت به مقدسات به‌ويژه در عصر معاصر چيست؟
4. مصاديق مقدسات اديان (زرتشت، يهوديت و مسيحيت) چه چيزي است؟
6. فرضيه‌ها
اين پژوهش که در پي پاسخ به اين پرسش‌هاست، بيان مي‌دارد که:
1. در اين پژوهش با بررسي مباني و ادله در فقه اماميه به دست مي‌آيد که اهانت به مقدسات اديان الهي غير از دين اسلام نيز جايز نيست و در مواردي حرام و منجر به قتل مي‌شود و بايد مناسبات ما با غيرمسلمانان مبتني بر اخلاق انساني، احترام و مهرورزي، مدارا و تسامح ديني، آزادي فکر و بيان، مخاطب شناسي و آشنايي با زبان و متون مقدّس ديگر اديان- و همزيستي مسالمت‌آميز باشد.
2. نگرش قرآن در حوزه ارتباطي مسلمانان با اديان (زرتشت، يهوديت و مسيحيت) بر سه اصل “رعايت احترام”، “همزيستي مسالمت‌آميز” و “رعايت اخلاق اجتماعي” استوار گرديده و بر اين اساس، قرآن منادي دعوت به همزيستي مسالمت‌آميز در جامعه جهاني است.
3. در دنياي جديد علاوه بر شيوههاي سنّتي اهانت مقدسات (مثل تخريب قبور) روشهاي جديدي نيز بر اين اهانت‌ها اضافه‌شده است، در عرصه هنر به سينما، کاريکاتور و در عرصه علم جديد به تشريح مي‌توان اشاره کرد.
4. احصاي كليه امور مقدس با توجه به اينكه تعريف جامع‌ومانعي از مقدسات در هيچ‌يک از كتب فقهي ارائه نشده است عملاً ممكن نيست، لكن با توجه به معيارهايي كه در هر دين وجود دارد مي‌توان مقدسات اديان را به خدا، انبيا، کتب و ديگر مقدسات خاص هر يک از اديان تقسيم‌بندي نمود.
7. روش تحقيق
روش تحقيق در نگارش اين پژوهش، روش توصيفي – تحليلي (کتابخانه‌اي) است، با اين توضيح که از طريق فيش‌برداري از منابع و کتاب‌هاي فقهي، دکترين حقوقي، مقالات حقوقي و … گردآوري‌شده است. همچنين از پايگاه‌هاي اينترنتي جهت دسترسي به مقالات مرتبط با موضوع نيز استفاده گرديده است.
8. نوع تحقيق
نوع تحقيق صورت گرفته پژوهشي بنيادي است.
9. محدوديت‌ها و تنگناهاي تحقيق
تحقيق و پژوهش در اين زمينه کاري دشوار است؛ زيرا از يک‌سو، فقها و انديشمندان مسلمان ضرورت پرداختن به چنين موضوعي را احساس نکرده و به‌صورت پراکنده و در ضمن ابواب مختلف کتاب‌هاي فقهي به آن اشاره‌کرده‌اند. از سوي ديگر، بسياري از مستشرقان و متفکران غيرديني به علت بي‌اطلاعي از آموزه‌هاي اسلامي يا به سبب اغراض سياسي و استعماري، اسلام را دين خشونت معرفي مي‌کنند که از اداره جامعه عاجز است.
همچنين جهت شناسايي مصاديق مقدسات چندين بار به کليساي مسيحيان مراجعه کرده، با برخي دانشمندان اديان نيز مکاتبه نموده‌ام که هيچ پاسخي دريافت ننمودم، حتي مراکز اقليت‌هاي ديني پرسش‌هاي تحقيقاتي اينجانب را بي‌پاسخ گذاشتند.
10. طرح کلي پايان‌نامه
اين پژوهش بيش‌ازپيش، جامعيت و کمال دين اسلام را آشکار مي‌نمايد به دليل اينکه در هيچ‌يک از اديان همانند دين اسلام حکم شفاف و روشني در اهانت به مقدسات اديان ديگر وجود ندارد.
ترتيب جاي دادن از آئين زرتشت تا مسيحيت، بر اساس تاريخ ظهور اديان بوده است علي‌رغم اختلافي که در تقدم و تأخر آيين زرتشت و دين يهود وجود دارد. براي اينکه در ترتيب اديان ابراهيمي در کنار هم قرار گيرد نخست آيين زرتشت و سپس اديان يهود و مسيحيت قرار گرفت.
پايان‌نامه در دو بخش تدوين‌شده است:
بخش اوّل به کلّيّات اختصاص‌يافته است که در سه فصل: موضوع شناسي، جرم انگاري اهانت به مقدسات مذهبي و رابطه اهانت به مقدسات با ارتداد تنظيم‌شده است.
در بخش دوم حکم اهانت به مقدسات اديان و مباني آن در فقه اسلامي در چهار فصل: حکم اهانت به مقدسات اديان و مباني آن در فقه اماميه و عامه و دلايل عقلي عدم اهانت به مقدسات اديان در فقه اسلامي و رابطه اهانت با آزادي بيان، آزادي عقيده و آزادي سياسي بررسي‌شده است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

بخش اوّل:
کلّيّات

بخش اوّل شامل سه فصل است: در فصل اول تعاريف لغوي و اصطلاحي برخي واژه‌ها، مصاديق نوين اهانت و مصاديق مقدسات اديان (زرتشت، يهوديت و مسيحيت) بررسي مي‌شود. در فصل دوم به جرم‌انگاري اهانت به مقدسات مذهبي پرداخته مي‌شود. در فصل سوم رابطه اهانت به مقدسات با ارتداد مورد تبيين قرار ميگيرد.

فصل اوّل:
موضوع‌شناسي

در مدخل پژوهش‌هاي علمي از مبادي تصوّري و تصديقي موضوع سخن به ميان مي‌آيد، ازاين‌رو مفاهيم مربوط به موضوع از قبيل تعاريف و اصول موضوعه و نيز پارهاي از اصول پايه، همچون: مصاديق نوين اهانت و مصاديق مقدسات اديان که در پژوهش موردنظر نقش ويژه دارند، موردبررسي قرار مي‌گيرد؛ زيرا موارد يادشده به‌طور کامل منقّح و از يکديگر متمايز نشده و در مواردي به‌جاي يکديگر به کار مي‌روند ازاين‌رو، مناسب است با توجه به معناي لغوي و مفاد استعمالي آن‌ها، تبيين گردند.

مبحث اول: مفاهيم
يکي از وظايف مهم هر محقق، ارائه تعريفي روشن از مفاهيم و واژه‌هاي اساسي تحقيق است. مفهوم شناسيِ واژه‌ها و تعريف اصطلاحي باعث مي‌شود که رابطه خوبي بين محتوا و مسأله پژوهشي برقرار شود. مشخص ساختن تعاريف و ارائه معاني و مفاهيم بر اساس تعاريف ذکرشده، منجر به انتقال معناي موردنظر محقق به خواننده مي‌گردد؛ چراکه ممکن است هر شخصي بر اساس برداشت خاص خود، واژگان مهم تحقيق را تعريف نمايد و احياناً هماهنگ با محقق نباشد و سرانجام در دستاوردهاي تحقيق به تفاهم نرسند؛ لذا در ذيل به تبيين تعاريف و مفاهيم پرداخته مي‌شود.
گفتار اول: اهانت و توهين
معناي لغوي و اصطلاحي اهانت و توهين به هم نزديک است که براي شناخت آن‌ها، بيان معناي لغوي و اصطلاحي آن ضرورت دارد:
بند اول: معناي لغوي
در لغت اهانت به معناي استخفاف و سبک کردن، استحقار و حقير شمردن، ضعيف و ذليل گردانيدن،6 استهزا و مسخره کردن،7 خوار‌داشتن و خوار‌گرفتن و خوار و کوچک نمودن،8 پست کردن و آزردن9 آمده است. ضد اهانت، اکرام و اعزاز است.10 توهين نيز به معناي ضعيف گردانيدن و سست کردن11 است. ضعف ضد قوّت و تضعيف نمودن ضد تقويت نمودن است و ضعف و تضعيف در بدن و جسد، رآي و عقل، عمل و امر12 و خَلق (به فتح خاء به معني آفرينش) و خُلق (به ضم خاء به معني خوي و منش)13 به کار مي‌رود. علاوه بر اين، توهين در لغت به معناي ناچيز شمردن، خوار داشتن، حقير و سبک داشتن، استخفاف و کوچک شمردن، خوار و زبون ساختن14 نيز آمده است. اهانت از ريشه “هوَن” و توهين از ريشه “وهن” مي‌باشند اما اين دو واژه به دليل تقارب و نزديکي معاني‌شان، در فرهنگ‌هاي فارسي در ترجمه و تبيين معناي يکديگر نوشته‌شده‌اند.15
از مجموع آنچه در کتب لغت پيرامون دو واژه اهانت و توهين وجود دارد استفاده مي‌شود که برحسب عرف هر قول و فعلي که باعث استخفاف، استحقار، استهزاء، خوار و پست و ذليل گردانيدن انساني شود اهانت است و هر گفتار، نوشتار و رفتاري که موجب تضعيف، سست کردن، سبک شمردن، حقير و کوچک و خوار ساختن چيزي شود توهين است. درواقع اهانت و توهين کاربرد مشترک دارند.
بند دوم: معناي اصطلاحي
الف) در اصطلاح فقه
آنچه از طرف شارع مقدس در خصوص آداب و معاشرت در جامعه انساني مورد تأکيد و توجه قرارگرفته به کار بردن کلام نيک و احترام به يکديگر است. سرکشي از اين دستور موجب اهانت به ديگري مي‌شود و مرتکب آن مستحق مجازات است. در قرآن کريم علاوه برداشتن کيفر دنيوي و عذاب اخروي مورد لعن و انزجار خداوند نيز قرارگرفته‌اند: “خداوند، بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد، مگر [از] كسى كه بر او ستم رفته باشد و خدا شنواىِ داناست.”16
فقها17 به بررسي عناويني چون قذف، سبّ المومن، سبّ النبي و هجاء پرداخته‌اند و در ارتباط آن بحث کرده‌اند.
برخي18 در اين رابطه مي‌گويند: کساني که الفاظ تحقيرآميزي نسبت به ديگران به کار مي‌برند مثل‌اينکه شخصي به ديگري بگويد “ولد حرام” که به حد قذف نمي‌رسد يا در مواردي که به شخص مقابل چيزي بگويد که موجب کراهت و ناخوشايندي او گردد، مثل‌اينکه بگويد “فاسق، سگ، يا خوک و …” مستحق تعزير دانسته شده‌اند.
در فقه اسلامي جرمي به‌عنوان توهين يا اهانت مطرح نشده است، بلکه توهين در فقه با کلمات قذف و سبّ که از جرائم حدّي است و با کلمات تأذي، تعريض و هجو که از جرائم تعزيري است مطرح‌شده است؛ اما مي‌توان با توجه به آنچه ذکر شد توهين يا اهانت را ازلحاظ فقهي اين‌گونه تعريف کرد که توهين يا اهانت فعل يا قولي است نسبت به شخص که به‌قصد تحقير، استخفاف و اذيت و آزار انجام گيرد.
ب) در اصطلاح حقوق
حقوقدانان در مورد تعريف توهين به تعابير گوناگون و متفاوتي دامن زده‌اند که به چند مورداشاره مي‌شود:
1. مراد از توهين عام، همان معناي عرفي است؛ “هر فعل يا ترک فعل اعم از گفتار، رفتار، کتابت و اشارت که به نحوي از انحاء در حيثيت متضرر از اين جرم نوعي وهن وارد آورد.”19 در معناي خاص عبارت است از “نسبت دادن هر امر وهن آور اعم از دروغ يا راست، به هر وسيله‌اي که باشد يا انجام هر فعل يا ترک فعلي که ازنظر عرف و عادت موجب کسر شأن يا باعث تخفيف و پست شدن طرف گردد.”20
2. اهانت به معني نسبت دادن هر فعل يا ترک فعلي است که عرفاً مخالف حيثيت و احترام طرف تلقي گردد21.
3. توهين جرمي است که متضمن اخبار و اسناد (نسبت دادن) نبوده و به‌قصد خوار کردن و تذليل طرف (اعم از مأمور دولت و…) صورت گيرد. هتک حرمت، اعم از افتراء و توهين است.22
4. توهين بر هر رفتاري (اعم از فعل، گفتار، اشاره و نوشتار) دلالت دارد که بتواند به نحوي موجب وهن حيثيت کسي در نظر افراد متعارف و معمولي جامعه شود.23
بنابراين، تشخيص توهين بودن يا نبودن بر عهده عرف است؛ اما در قوانين و مقررات جزايي در يک تقسيم‌بندي کلّي، به توهين در مفهوم عام و توهين در مفهوم خاص تقسيم مي‌گردد؛ توهين در مفهوم عام شامل کلّيه جرائمي مي‌شود که به نحوي از انحاء حيثيت و شرافت طرف مقابل را مورد تعرّض قرار مي‌دهند که دربرگيرنده جرائمي از قبيل افتراء، نشر اکاذيب، قذف، هجو و توهين در مفهوم خاص است؛ اما توهين در مفهوم خاص شامل جرائمي مي‌شود که در قوانين کيفري تحت عنوان “توهين” به آن‌ها اشاره‌شده است؛ مانند توهين به مقدسات، توهين به مقامات رسمي و… با توجه به اينکه قانون‌گذار موارد متعددي را به توهين در مفهوم عام و خاص اختصاص داده است، تعريف واضحي از آن بيان نکرده است مگر در مورد قذف که در ماده 245 قانون مجازات اسلامي (ماده 139 قانون مجازات اسلامي مصوب 1370) به بيان تعريف آن پرداخته است. اختلاف‌نظرها و رويه‌هاي مختلف سبب شده به نقش عرف در تحقق و عدم تحقق توهين تأکيد گردد. در ماده‌واحده قانون استفساريه نسبت به کلمه اهانت، توهين يا هتک حرمت مصوب 10/10/1379، مجلس در پاسخ به استفسار بيان کرده است: “ازنظر مقررات کيفري اهانت و توهين عبارت است از به کار بردن الفاظي که صريح يا ظاهر باشد و يا ارتکاب اعمال و انجام حرکاتي که به لحاظ عرفيات جامعه و با در نظر گرفتن شرايط زماني و مکاني و موقعيت اشخاص موجب تحقير يا تخفيف آنان شود و با عدم ظهور الفاظ توهين تلقي نمي‌گردد”24 بنابراين مي‌توان گفت ازنظر قانون هم ملاک تشخيص، عرف است.
ازآنجاکه الفاظي همچون: سبّ، شتم، قذف، لعن، بهتان، هتک حرمت، هجر، هجو، استهزاء، تحقير، همز، لمز، فحش، ازنظر لغوي هم‌معني و يا قريب به معناي اهانت و توهين است ابتدا به تبيين چند مورد که استعمال بيشتر و ازنظر معنا نزديک‌تر به اهانت و توهين است پرداخته مي‌شود:
الف) سبّ و شتم
سبّ و شتم دو واژه مترادف هستند و در فرهنگ‌ها و لغت‌نامه‌ها به يکديگر ترجمه‌شده‌اند. مشتقّات اين دو کلمه يعني، سابّ و شاتم، سباب و شتّام معادل و برابر هم قرارگرفته‌اند.25 البته در احاديث توهين به مقدسات بيشتر واژه سبّ وجود دارد.
سبّ و شتم در لغت به معناي دشنام دادن،26 فحش دادن،27 قطع و بريدن، طعن زدن،28 لعن و نفرين کردن،29 بدگويي، بدزباني، بددهني و زشت‌گويي30 معني شده است. سبّ و شتم، علاوه بر تکلّم زباني با افعال نيز امکان‌پذير است.31 در فرق ميان سبّ و شتم؛ سبّ را “شتم وجيع” و دردناک32 شمرده‌اند. در حديث نبوي سبّ فرزند براي پدر نکوهش گرديده است و پيامبر اکرم6در ضمن حقوق والد بر ولد فرموده‌اند: “…با دشنام و ناسزا به ديگري، پدرش را در معرض دشنام و ناسزا قرار ندهد.”33 در فقه نيز اصطلاح خاصي براي سبّ و شتم وجود ندارد و بر همان معناي لغوي جاري است. سبّ در اصطلاح فقها به حدّ قذف زنا نمي‌رسد مانند گفته اي شارب خمر يا خورنده ربا و امثال اين موارد ازآنچه دربردارندهي استخفاف و اهانت است.34
چه سبّ با شتم مترادف باشد يا اخص، معنايش روشن است و آن اين‌که سبّ به معني فحش و دشنام است.
ب) قذف و لعن
قذف در لغت به معناي “رمي”، پرتاب نمودن، انداختن و افکندن است.35 همان‌طور که تير را مي‌توان پرتاب نمود و به‌سوي ديگري افکند هر چيزي را مي‌توان به‌طرف ديگري پرتاب نمود. قذف براي سبّ و شتم استعاره گرفته‌شده است36 ازاين‌رو دشنام دادن و به کار بردن هر کلام قبيحي قذف است، درواقع سابّ با سخنان زشت و آزاردهنده‌اش، مسبوب را رمي مي‌کند.37 زشت‌ترين و آزاردهنده‌ترين سخنان، نسبت دادن زنا و لواط است. در اصطلاح فقه اسلامي38 و حقوق،39 قذف به نسبت دادن ديگري به زنا، لواط و انحراف جنسي اختصاص‌يافته است.
قذف به هر لغتي قابل تحقق است البته منوط است بر اينکه نسبت دادن صريح باشد و نسبت دهنده درک و فهمي از معنا داشته باشد در اين ميان، معرفت مقذوف شرط نيست؛ بنابراين اگر عربي به شخص فارسي بگويد: يا زاني با تحقق ديگر شرايط، قذف محقق است هرچند مقذوف قذف را نفهمد.40
لذا براي تحقق جرم قذف شرط است که لفظ صريح بوده و آشنايي قاذف به معناي لفظ نيز محقق باشد اگرچه شنونده معناي آن را نداند.


دیدگاهتان را بنویسید